.فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله عليها) يك شخصيت برجسته و بزرگ و طراز اول اسلامى است؛ در حقيقت يك شخصيت طراز اول در طول تاريخ بشر است

شاید عقربه های ساعت فرصتی طولانی را برای آغاز مراسم نشان بدهد اما دو نكته همیشه مد نظر آنان كه در طول خیایبان فلسطین و اطراف "بیت" دیدیم، قرار داشت؛ شوق و تجربه دیر آمدن.
نشانی را هم كه همگان بلدند. پیاده رو را كه دنبال و پشت سر هر كدام از سیاهپوشان كه حركت كنید مسیر را نشانتان می دهد. چرا سیاه پوشیده اند؟ "باید از فقدان گل خون پوش بود ..... در فراق یاس مشكی پوش بود"
نمی دانم چهره ها كدام سو را می نگریست اما هر سلیقه و چهره و ظاهر كه بخواهید از حدود ساعت 18 به سمت محل عزاداری ام ابیها روانه است. آخر امشب را لیله الوداع نامیدند.
و كودكان هر چه سریعتر می روند بازهم اصرار بر سرعت بیشتر دارند و این نكته را یادآور می شوند كه :"دیشب خیلی عقب بودیم. آقا را ندیدیم"
اكنون در آستانه درب قرار دارید و شربتی مهیا برای رفع "عطش"؛ همان كه یاد حسین فاطمه را در همیشه تاریخ زنده نگه می دارد.
در آستانه درب نیز نمایشگاه كتابی تدارك دیده شده است تا در كنار آنكه سرشك دیده جاری است درك نام و عظمت او را هم فراموش نكنیم. مداحی در وصف بی بی دو عالم ادامه ای بر این نمایشگاه فرهنگی است.
كودكان رونقی دوچندان به مراسم بخشیده اند. راستی كودكان زهرا امشب را چگونه سپری كردند؟
18:45- قسمت مربوط به خانمها ساعتها زودتر از مراسم تكمیل شده است و خیل زیادی از مشتاقان در خیابانهای اطراف بیت حضور یافته اند.
تعدادی از كاركنان هلال احمر برای رسیدگی به مهمانانی كه در این مراسم حضور دارند، دعوت شده اند. یكی از آنان خواهان رفتن به صفوف ابتدایی بود كه با ممانعت مواجه شد اما اصرار می كرد تا حتی اگر با جارو زدن هم امكان داشته باشد، بتواند از نزدیك "او" را كه این مدت طولانی منتظرش بود، ببیند.
ورود به صحن اصلی محل عزاداری مصادف است با ورود حجت الاسلام فلاح زاده كه در ابتدای مراسم به قرائت احكام و پاسخ به سوالات مردم می پردازد. اندكی از سوالات شب های گذشته همراهش است و مشغول خواندن آنها. ساعت 19 سخنرانی وی آغاز خواهد شد.
لحظاتی را در صف شیرین انتظار می گذرانیم و اكنون در میان جمعیت عزادار حضور یافته ایم.
حجت الاسلام فلاح زاده شروع به سخنرانی می كند و ابتدا یاد شهدای گرانقدر 7 تیر را گرامی می دارد. در ادامه نیز با توجه به سال پیامبر اعظم (ص) از حاضران می خواهد تا به اندازه توان خود تعدادی از خصایا و صفات نیكوی پیامبر را در خود ایجاد كنند تا در پایان سال توشه ای مناسب از این دوران پربركت به همراه داشته باشند.
توجه به نماز و به جا آوردن این فریضه به صورت كامل و شایسته در كنار سخن گفتن از احكام اقامه نماز دیگر بخش سخنان وی بود.
اطراف را كه نگاه می كنم حسینیه مملوء از عزادارانی است كه اكثرا هم جوان هستند. عزیزانی را می بینم كه پاهایشان توان تحمل كردن عظمت روحشان را نداشت و به اختصار، جانباز نامیده می شوند و اكنون چشمان منتظر خود را دلداری می دهند.
اینجا چپ و راست معنا ندارد. همه ، اسم ها و رسم ها را پشت درب ورودی به امانت می سپارند تا اینجا در عزای دخت پیامبر به سوگ بنشینند.
19:40 چه حالی می شوی وقتی سوره الرحمن را برای هنگامه نماز مغرب و عشاء می شنوی؟ بوی وداع می آید. دوران خوشی امیرالمونین چه زود گذشت!
اذان تمام شده و اكنون سجاده سفید رنگ رهبر معظم انقلاب را پهن می كنند.
چند صلوات دیگر كه فرستاده می شود، درب انتظار بازمی گردد و شعار "ای رهبر آزاده آمده ایم آماده" اوج می گیرد. همه ایستاده اند . اكنون مردمك ها "آقا" را منعكس می كنند.
پس از معظم له ، رئیس جمهور و دیگر مسئولان وارد می شوند. نماز اقامه می شود. بین دو نماز توسل به فاطمه الزهرا می كنیم. "یا وجیهه عند الله اشفعی لنا عندالله".
نماز دوم با اذان پیرمردی ساده پوش همراه است. آقا سوره كوثر را می خواند. راستی با كوثر پیامبر چه كردند؟ همان كه پاره تن رسول الله بود و اگر او را می آزردند گویی پیامبر خدا را اذیت كرده بودند.
نماز كه تمام می شود. هر كس در هر مكانی كه قرار دارد به سمت جلو حركت می كند. یك متر هم غنیمت است. "ای پسر فاطمه تسلیت تسلیت "، "حزب فقط حزب الله سید علی روح الله" و "ما ذوالفقار حیدریم فدائیان رهبریم". جملاتی است كه بر زبان ها جاری می شود و قسمت اول را آقایان و قسمت دوم هر شعار را زنان فریاد می زنند. ادامه شعارها با سینه زنی همراه است؛ "حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست".
پیرمردی نابیناست و قرار است در مقابل رهبرش شعر بخواند. نامش را می پرسیم. ذبیح الله رحمانی. شعرش را با سوزی خاص شروع می كند.
"به شفاعت ، لب چو بگشاید به روز رستخیز....... بانگ بردارد سروش، این العقاب این العذاب"
پدر كار دارد و كودك مصر به ماندن بود. آنقدر اصرار كرد تا پدر قانع شد تا امشب را هم همچون دو شب گذشته تسلیم فرزندش شود.
پس از پایان اشعار آن روشن ضمیر، به همراه فرزندش به سمت رهبر رفت و ایشان نیز از حضور وی تقدیر كرد. در همین بین جوانی كه نشانی از مردمان سرزمین همیشه آفتاب جنوب داشت با صدای بلند و به زبان عربی كلماتی را در مدح آقا گفت و از همگان خواست برای سلامتی ایشان صلوات بفرستند.
به علت ازدحام جمعیت یكی از روحانیونی كه از سن و سال بالایی نیز برخوردار بود، مجبور شده بود در مقابل درب ورودی بنشیند كه رهبری با اشاره خود از او خواستند تا به كنارشان بیاید .
حجت الاسلام نقویان سخنران سومین شب ایام فاطمیه بود. ساعت 21 را اعلام می كرد. او از اهمیت نهاد خانواده گفت و از اینكه فاطمه (س) نیز محصول تربیت خانواده ای اعلی مقام است.
پایان صحبت های سخنران مراسم، آغاز مداحی محمود كریمی را اعلام كرد. مداحی اش همراه با خداحافظی فاطمه (س) بود. خداحافظی او كه فقط اندكی دوری پدر را تاب آورد. سبعین یا تسعین تفاوتی در اشك و آه شیعیان ندارد چراكه آنها قصه غصه های علی (ع) را از فردا خواهند شنید.
سرفه های اشك آلود آن جانباز شیمیایی دل مردم را به درد آورده بود.
22:15 صدای ام یجیب عزداران بلند است و آمین هایی كه از عمق دل ، درخواست ها را بی واسطه به حضرتش اعلام می كند.
مراسم كه تمام می شود. همه می خواهند به سمت جلو حركت كنند. از ایشان چفیه همیشگی را می خواهند و شعار "ما همه سرباز توئیم ....." در حسینیه طنین می اندازد . چفیه به میان مشتاقان آورده می شود و یك نفر زودتر از دیگران این یادگاری را می بوسد و به چشم خود می فشارد.
شام كه با نظم همیشگی توزیع می شود، زمزمه جمع شدن اعضای خانواده ها به میان می آید. دقایقی كه پیاده روی می كنم هنوز عزادارانی كه دیرتر رسیده اند در خیابان هستند و مشغول صرف غذای بیت.
صدای مداحی از ماشین ها به گوش می رسد و همچنان در حسرت این نكته ایم كه كلمات دائره المعارف وا‍ژگانمان یارای توصیف عشق عشاق فاطمه (س) را نداشت و هرآنچه نوشتیم توصیف دیده بود و تشریح دل كار این قلم نبود.
به یاد شعر امشب می افتم و اشك مستمعین:
"خواهم كه اشك غربت از دیده ات بگیرم ..... شرمنده ام علی جان دستم رمق ندارد"
........."بابا لطفا فردا شب زودتر بیائیم".

گزارش تصویری

» بازگشت

مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)