جاودانه تاریخ

 

شخصيت درخشان و بزرگوار امام حسين عليه‌السّلام دو وجهه دارد: يك وجهه، همان وجهه‌ى جهاد و شهادت و توفانى است كه در تاريخ به راه انداخته و همچنان هم اين توفان با همه‌ى بركاتى كه دارد، برپا خواهد بود؛ كه شما با آن آشنا هستيد. يك بعد ديگر، بعد معنوى و عرفانى است كه بخصوص در دعاى عرفه به شكل عجيبى نمايان است. ما مثل دعاى عرفه كمتر دعايى را داريم كه سوز و گداز و نظم عجيب و توسّل به ذيل عنايت حضرت حق متعال بر فانى ديدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خيلى عجيبى است. ادامه ...

برجستگى وجود اباعبداللَّه عليه‌السّلام داراى ابعاد است كه هر كدام از اين ابعاد هم بحث و توضيح و تبيين فراوانى به دنبال دارد؛ ولى اگر دو، سه صفت برجسته را در ميان همه‌ى اين برجستگيها اسم بياوريم، يكى از آنها «اخلاص» است؛ يعنى رعايت كردن وظيفه‌ى خدايى و دخالت ندادن منافع شخصى و گروهى و انگيزه‌هاى مادّى در كار. صفت برجسته‌ى ديگر «اعتماد به خدا»ست. ظواهر حكم مى‌كرد كه اين شعله در صحراى كربلا خاموش خواهد شد. ادامه ...

 

 

صبر امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام، اسلام را در طول تاريخ تا امروز بيمه كرده است. واقعاً اگر امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام آن صبر تاريخى را در كربلا و قُبيل كربلا و مقدّماتِ حادثه‌ى عاشورا نمى‌كردند، بلاشك با گذشت يك قرن، حتّى از نام اسلام هم اثرى نمى‌ماند. اما امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام به بركت صبر، دين را زنده كردند؛ اين صبرِ آسانى نبود. ادامه ...

 

     در دریای صحیفه

 

امام سجاد عليه‌الصلاة والسلام، «صحيفه‌ى سجاديه» را به صورت دعا تنظيم فرموده و اصلا دعا خوانده است؛ اما اين كتاب، پر از معارف الهى و اسلامى است. توحيد خالص در صحيفه‌ى سجاديه است. نبوت و عشق به مقام تقدس نبى اسلام عليه و على آله الصلاة والسلام در صحيفه‌ى سجاديه است ادامه ...

... در دعاى صحيفه‌ى سجاديه يك جا حضرت سجاد (عليه‌السّلام) از طرف خودش به خداوند متعال عرض مى‌كند كه: «تفعل ذلك يا الهى بمن خوفه اكثر من رجائه لا ان يكون خوفه قنوطاً»؛ من خوفم از رجايم بيشتر است، نه اين‌كه مأيوس باشم. اين، يك اعلان رسمى و دستورالعمل است. خوف را همراه رجاء حتماً به دل‌ها بدميد؛ و خوف را بيشتر. ادامه ...

 

 

امام سجاد (سلام‌اللَّه‌عليه) در دعاى ابوحمزه - كه دعاى خيلى با حال و خوبى است - ترس از قيامت را تشريح مى‌كنند: «ابكى لخروجى عن قبرى عريانا ذليلا حاملا ثقلى على ظهرى»؛ امروز مى‌گريم براى وقتى كه عريان و ذليل و بار سنگين عمل بر دوشم از قبر بيرون مى‌آيم. «انظر مرّة عن يمينى و اخرى عن شمالى اذ الخلائق فى شأن غير شأنى لكلّ امرء منهم يومئذ شأن يغنيه وجوه يومئذ مسفرة ضاحكة مستبشرة»؛ يك عده چهره‌هاشان خندان است و خوشنود و خوشحال و سربلندند. اينها چه كسانى هستند؟  ادامه ...

 

شما ملاحظه فرماييد كه امام سجاد عليه الصلاة والسلام، آن مركز نورانيت، آن معدن معنويت و كمال، زين همه‌ى عابدين عالم، در دعاهاى صحيفه‌ى سجاديه، با خود چگونه مواجه مى‌شود و خود را چطور در مقابل پروردگار عالم قرار مى‌دهد و استغاثه مى‌كند! در نيمه‌ى شب و بعد از نماز شب؛ آن هم نه نماز شب آدم معمولى و عادى، بلكه نماز شب سيد سجاد، آن امام همام به پروردگار عالم رو مى‌كند و مى‌گويد: «و هذا مقام من استحيا لنفسه منك و سخط عليها و رضى عنك». يعنى «پروردگارا! من به خاطر نفس خودم، به خاطر ضعفها و نقصهاى خودم از تو شرمنده‌ام. ادامه ...

 

امام صادق مى‌گويد: در تمام اهل بيتمان - اهل بيت و اولاد پيامبر - از لحاظ اين رفتارها و اين زهد و عبادت، هيچ كس به اندازه‌ى على بن الحسين به اميرالمؤمنين شبيه‌تر نبود؛ امام سجاد، از همه شبيه‌تر بود. امام صادق فصلى در باب عبادت امام سجاد ذكر مى‌كند؛ از جمله مى‌فرمايد: «و لقد دخل ابوجعفر ابنه عليهما السلام عليه»؛ پدرم حضرت ابى جعفر باقر يك روز پيش پدرش رفت و وارد اتاق آن بزرگوار شد.

  ادامه ...

 

     وصف ماه

 

ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اين‌كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سخت‌ترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند. ادامه ...

 
 

     شما پاسداران ...

 

من اصرار دارم كه شما عزيزان پاسدار در هر جا هستيد، روح و حقيقت مسأله‌ى پاسدارى و سپاه پاسداران را مورد توجه قرار دهيد. در ايجاد سپاه پاسداران، فقط اين نبود كه نظام مى‌خواهد از نو يك نيروى مسلّح درست كند - مسأله تنها به اين‌جا ختم نمى‌شد - مسأله از اين هم بالاتر بود. مسأله اين بود كه در يك تشكيلات نظامى كه به‌وسيله‌ى انقلاب به‌وجود مى‌آمد، فكر و عقيده و ايمان - يعنى عامل معنوى قدرت - در تمام اجزا رعايت و لحاظ شود و تا آن‌جا كه ممكن بود، اين كار شد. اساس قضيه اين بود، والّا سپاه پاسداران بعد از آن‌كه به‌وجود آمد، كسانى كه آن را نمى‌خواستند، بارها تا مرز انحلالش بردند و به انزوايش انداختند؛ نسبت به آن بى‌اعتنايى كردند و به آن امكانات ندادند؛ بارها از آن بدگويى كردند؛ اما سپاه ماند و مى‌ماند. ادامه ...