|
من
اصرار دارم كه شما عزيزان پاسدار در هر جا هستيد، روح
و حقيقت مسألهى پاسدارى و سپاه پاسداران را مورد توجه
قرار دهيد. در ايجاد سپاه پاسداران، فقط اين نبود كه
نظام مىخواهد از نو يك نيروى مسلّح درست كند - مسأله
تنها به اينجا ختم نمىشد - مسأله از اين هم بالاتر
بود. مسأله اين بود كه در يك تشكيلات نظامى كه
بهوسيلهى انقلاب بهوجود مىآمد، فكر و عقيده و
ايمان - يعنى عامل معنوى قدرت - در تمام اجزا رعايت و
لحاظ شود و تا آنجا كه ممكن بود، اين كار شد. اساس
قضيه اين بود، والّا سپاه پاسداران بعد از آنكه
بهوجود آمد، كسانى كه آن را نمىخواستند، بارها تا
مرز انحلالش بردند و به انزوايش انداختند؛ نسبت به آن
بىاعتنايى كردند و به آن امكانات ندادند؛ بارها از آن
بدگويى كردند؛ اما سپاه ماند و مىماند. اينگونه
پايهى مستحكمى مىماند؛ چرا؟ چون عامل معنوى قدرت در
درون اين سازمان بهطور وافر وجود داشته است و امروز
هم وجود دارد. آن عامل معنوى قدرت چيست؟ اعتقاد،
ايمان، اخلاص، مجاهدت براى اداى تكليف، مجاهدت براى
خدا، مجاهدت منهاى درآمد مادّىِ آن مجاهدت و تلاش.
اينها مهمّ است؛ اينهاست كه يك مجموعه و يك نظام را
حفظ مىكند. در اصل انقلاب هم همين معنا بود و امروز
هم هست. نبايد به بعضى از ظواهرى كه مخالفان اصل نظام
سعى مىكنند آنها را درشت و پر رنگ و رنگآميزى كنند و
نسبت به آنها مبالغه نمايند، فريب خورد. حقيقت قضيه،
وجود ايمان است.
بيانات
در ديدار گروه كثيرى از اعضاى سپاه پاسداران انقلاب
اسلامى 24/06/1381
تجليل از سپاه، تجليل از يك شىءِ تاريخى و
موزهاى نيست. بعضى اينطور مىخواهند. بعضى
مىخواهند از سپاه تجليل و به آن احترام كنند؛ اما
مثل شيئى كه متعلّق به دوران گذشته است و در موزه
نگهدارى مىشود. چنين تجليلى از سپاه، غلط اندر
غلط است. سپاه يك موجود زنده است؛ متعلّق به دوران
تاريخىِ ويژه هم نيست. همين است كه در يك دوران
تاريخىِ ويژه كه پاى امتحان به ميان آمد، سپاه
امتحان خوبى داد. اين يك پلّه از يك نردبان تكامل
و تعالى معنوى است. از اين حوادث، هميشه براى يك
ملت مىتواند پيش آيد. هيچ وقتى نيست كه يك ملت
بتواند مطمئن و خاطر جمع باشد كه امتحانِ دشوار
براى او پيش نمىآيد. يك انسان هم همينطور است.
انسانها هم هيچوقت نبايد خاطرجمع باشند كه همين
الان در صراط بسيار حسّاس و دقيقِ يك امتحان قرار
ندارند. اين است كه دائم بايد مراقب بود. تقوا
يعنى همين؛ مراقبت دائمى.
جمع سپاه هم همينطور است. اينكه ما هميشه سفارش
مىكنيم آمادگيها را حفظ كنيد، فقط آمادگى رزمى
نيست. عامل اساسىتر، آمادگيهايى است كه مىتواند
آمادگى رزمى را به خدمت گيرد: دلها، انگيزهها،
ايمانها، معرفتها و عشقى كه همهى وجود انسان با
آن حركت مىكند. اين را بايد آماده نگهداشت. اگر
اين آمادگى بود، آنگاه آمادگى رزمى به كار
مىآيد. اگر اين آمادگيها نبود؛ نه سلاح، نه
تجهيزات، نه انضباط، نه ساير آمادگيهاى پادگانى و
استقرارى و غيره به كار نخواهد آمد. اصل، اين است
و اين همان نقطهاى است كه سپاه را در آن دوره
ممتاز كرد و بحمداللَّه هميشه اين امتياز را حفظ
كرده است و به فضل الهى حفظ خواهد كرد.
چيزى كه شما پاسدار آن هستيد، چيست؟ سپاه پاسداران
انقلاب اسلامى. انقلاب، يك حرف و يك حركت دفعى
نيست؛ يك حركت مستمرّ است و اقتضائاتش در زمانهاى
مختلف، متفاوت است. كسانى كه با انقلاب دشمنى
مىكنند، با آنچه در بهمنماه 1357 اتّفاق افتاد،
دشمن نيستند؛ آنكه گذشت و رفت؛ آنها با يك موجود
زندهى حىّ و حاضر دشمن و مخالفند. پس انقلاب
تداوم و حضور دارد.
بيانات
در ديدار گروه كثيرى از اعضاى سپاه پاسداران انقلاب
اسلامى 24/06/1381 |