treatise/content
لوح | حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
لوح | به نام نامی حیدر علیهالسلام
نماهنگ | رزوهداری؛ هدیه الهی به انسانها
مثبت ۱۰۰ ثانیه | ۴۷ سال تهدید
نماهنگ | ملت ایران را نترسانید
صفحه اصلی
اخبار
صفحه اخبار
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
بیانات
صفحه بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
صفحه استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
دیگران
صفحه دیگران
يادداشت
گفتگو
خاطرات
گزارش
پرونده
مقالات جستار
آرشیو پیشرفته
جستجو
عکس
صفحه عکس
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت
صفحه صوت
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم
صفحه فیلم
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
زندگی نامه
درس خارج
شرح حدیث
خاطرات
جستار
صفحه جستار
مقالات جستار
کلیدواژه
صفحه ویژه
کتاب
صفحه کتاب
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
عضویت
ارتباط با ما
صفحه نخست
صفحه ویژه
دیگران
آرشیو پیشرفته
درباره ما
خبر
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
زندگینامه
بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
درس خارج
شرح حدیث
آرشیو خاطرات
جستار
مقالات جستار
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
استفتائات
احکام سفر
مناسک حج
احکام خمس
ارسال استفتاء
امدادرسانی
استفتائات جدید
س: آيا وجوب امدادرسانى به مصدومين و آسيبديدگان، فقط اختصاص به اقدام و تلاش براى نجات جان آنها دارد يا كمكهاى مالى، همچنين نگهدارى از اموال آسيبديدگان را نيز شامل مىشود؟ حكم كلى در اين خصوص چيست؟
ج) اگر كمك مالى و نگهدارى اموال آسيبديده براى حفظ جان مصدوم لازم باشد اين نيز واجب است و در غير اين صورت نيز اگر نيروى امدادى از نظر مقررات ادارى موظّف به آن باشد واجب است عمل كند.
س: آيا اهمال و مسامحه در امداد كه منجر به نقص عضو يا موت مصدوم گردد، موجب ضمان و ديه مىباشد؟
ج) هرچند مسامحه در اينگونه امور گناه محسوب مىشود ولى موجب ضمان و ديه نيست.
س: چنانچه برخى سازمانها يا امدادگران ما را از اقدام امدادگرى و امدادرسانى نهى نمايند ولى اطمينان داريم كه مىتوانيم مصدوم را نجات دهيم و يا در نجات مصدوم كمك كنيم، وظيفه شرعى چيست؟
ج) اگر خلاف مقررات يا دستور مسئولين مربوطه نباشد بر فرض اطمينان به توانايى بر نجات مصدوم، اقدام واجب است.
س: اگر در حال انتقال اجساد، بر اثر پرت شدن جسد يا انباشته شدن آنها يا به سببى ديگر، جسدى آسيب ببيند، آيا امدادگر ضامن است؟ در صورت ضمان، آيا بين مواردى كه امدادگر از روى قصور يا تقصير يا ناچارى اقدام نموده تفاوتى وجود دارد؟
ج) اگر در انجام وظيفه خود كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست.
س: آيا در وجوب امداد و نجات مصدومين تفاوتى بين مسلمان و غير مسلمان وجود دارد؟
ج) امداد و نجات مسلمان واجب و غيرمسلمانى كه در حال جنگ با مسلمانان نباشد، مستحب است.
س: در مقام تزاحم امداد، ترجيح با چه مصدومينى مىباشد؟ در اينگونه موارد معيارهاى ترجيح را چه مىدانيد؟
ج) در وجوب امداد و نجات مسلمان تفاوتى بين افراد نيست مگر آنكه نسبت به فرد يا افرادى مصلحتى اهم وجود داشته باشد
س: اگر نجات انسان مشروط به تخريب با استفاده از اموال ديگران باشد، ضامن اموال كيست؟ اگر امدادگر ضامن باشد ممكن است در خيلى از موارد به همين علت از نجات مصدوم خوددارى كند، تكليف چيست؟
ج) در فرض سؤال، خسارت وارده بايد از بيتالمال پرداخته شود.
س: آيا چشمپوشى از حيات بعضى مصدومين يا عدم امدادرسانى به آنان كه بهمنظور از بين بردن بيمارىهاى مهلك و مُسرى و پيشگيرى از تلف شدن جمع زيادى از مردم آن منطقه صورت مىگيرد، جايز است يا نه؟ در صورت جواز، ديه دارد يا نه و بر عهده چه كسى مىباشد؟
ج) نجات مصدوم واجب است و در صورت امكان بايد مردم را از آنجا كوچ داد يا به طريقى ديگر از آسيب ديدن ديگران جلوگيرى كرد ولى در فرض يقين به اينكه با امدادرسانى به مصدوم، جمع زيادى تلف مىشوند و هيچ راهى جز ترك امداد وجود ندارد، تكليف ساقط است.
س: آيا تشخيص و گواهى اطبّا مبنى بر فوت افراد داراى مرگ مشكوك در حوادث و بلايا (صاعقه، زلزله، سكته و...) كفايت مىكند يا اينكه براى يقين به موت بايد تا مدتى صبر كرد؟ اگر نگهدارى ممكن نباشد، تكليف چيست؟
ج) بايد يقين حاصل شود هرچند به گفته طبيب باشد.
س: اگر متخصّصين براى كنترل يك بيمارى مسرى، مُصرّ به سوزاندن جسد ميّت مسلمان باشند، آيا سوزاندن آن جايز است؟ در صورت جواز آيا ديه هم دارد؟ اگر ديه دارد به عهده چه كسى است؟
ج) در صورت ضرورت و اضطرار اشكال ندارد ولى ديهى آن از بيتالمال پرداخته مىشود.
س: براى نجات افراد حادثه ديده و نيز بيرون آوردن مصدومين و جنازهها از زير آوار و عدم وجود امدادگر مَحرم، و عدم امكان پوشاندن بدنهاى عريان، ناچار به نگاه به بدن نامحرم يا لمس آن هستيم، وظيفه چيست؟
ج) در صورت ضرورت، به قدر ضرورت اشكال ندارد.
س: اگر مصدوم يا قيّم و بستگان او مانع امداد و نجات حادثه ديده شوند، تكليف امدادگر چيست؟
ج) اگر جان وى در خطر باشد، نجات دادن مصدوم واجب است و نهى ديگران تأثيرى ندارد.
س: تنفس دهان به دهان (CPR) نامحرم توسط امدادگر در موارد ذيل چه حكمى دارد: 1) در صورت نبود همجنس و مَحرم. 2) عدم آشنايى همجنس و مَحرم با امور امدادى 3) حادّ بودن حال مصدوم و عدم مجال رسيدن مَحرم و همجنس.
ج) در فرض نبود همجنس يا مَحرمِ آشناى به اين امور و ضرورت نجات مصدوم از اين طريق، جايز بلكه لازم است ولى اگر به هر طريق بتواند بدون لمس بدن نامحرم اين وظيفه را انجام دهد، لمس جايز نيست.
س: اگر شخص نامحرمى در حمام يا استخر مصدوم شده باشد آيا پوشاندن بدن وى، پيش از نجات در صورتى كه پوشاندن برايش مضرّ باشد، مثل گرمازده باز هم واجب است؟ همچنين اگر پوشاندن بدن باعث تأخير در نجات مصدوم و يا منجر به مرگ وى شود، چهطور؟
ج) اگر پوشاندن بدن مصدوم ضرر معتنابهى براى او داشته باشد يا سبب تأخير در نجات وى شده و ممكن است منجر به مرگ او بشود، لازم نبوده بلكه جايز نيست.
س: اگر نجات يك مصدوم متوقّف بر امرى غير شرعى (مثل خوراندن مشروب الكلى براى مسموميت با گازهاى خاص) باشد، وظيفه چيست؟
ج) اگر نجات جان مصدوم متوقف و منحصر به اين امر باشد به مقدار ضرورت اشكال ندارد ولى در صورتى كه راه ديگرى وجود دارد اقدام به عمل حرام براى نجات وى جايز نيست.
س: يكى از راههاى اضطرارى امداد سرمازده، ايجاد تماس بدنى وسيع با بدن امدادگر است در اين صورت اگر امدادگر به جهت تماس با مصدوم سرمازدهى نامحرم خوف وقوع در مفسده را داشته باشد يا در ملأ عام صورت خوشى ندارد، وظيفه چيست؟
ج) در غير مقام ضرورت جايز نيست و بايد براى نجات مصدوم از راه ديگرى اقدام شود و امكانات لازم را قبلاً فراهم نمايند.
س: اگر انسان زندهاى كه از زير آوار بيرون آورده مىشود، بر اثر نخوردن غذا و غيره (مثلاً كودكى كه بر اثر نبود شير و دارو) ممكن است جان بدهد، آيا مىتوان از مواد غذايى، دارو و وسايل ديگران بدون اذن آنها براى نجات اينگونه افراد استفاده كرد؟ ضمانت مال به عهده چه كسى است؟
ج) اگر هيچ راهى جز استفاده از اموال ديگران براى نجات مصدوم نباشد، جايز است ولى ضمان دارد و در صورتى كه مأمور امداد طبق وظيفه ادارى و حكومتى عمل كرده باشد، از بيتالمال پرداخته مىشود.
س: آيا استفاده از امكانات دولتى يا خصوصى در منطقه حادثه ديده بدون اجازه (چون امكان كسب اجازه نيست) جهت امدادرسانى حادثه ديدگان جايز است؟ در صورت ضمان آيا اجرةالمثل به عهده امدادگر است يا دولت؟
ج) در فرض ضرورت، استفاده از آنها اشكال ندارد و چنانچه امدادگر طبق وظيفه ادارى و استخدامى عمل كرده باشد، اجرةالمثل آن از بيتالمال جبران مىشود.
س: آيا نيروهاى امدادى كه به منطقه حادثه ديده رفتهاند، مىتوانند در حدّ ضرورت از ميوههاى درختان منطقه و مواد غذايى مغازهها و منازل ويران شده مجهولالمالك يا مالكين كه امكان اجازه از آنها نيست استفاده كنند؟ آيا استفاده موجب ضمان است يا خير؟
ج) در فرض ضرورت، مثلاً خوف مرگ يا ضرر نفسى غيرقابل تحمل يا اينكه اجناس در معرض فاسد شدن باشد، اشكال ندارد ولى ضمان دارد.
س: حكم استفاده نيروهاى امدادى از كمكهاى مردمى كه معلوم نيست فقط جهت استفادهى حادثهديدهگان فرستاده شده است يا نيروهاى امدادى هم حق استفاده از آنها را دارند، چيست؟
ج) جايز نيست مگر از قرائن معلوم شود كه اهداكنندگان راضى هستند.
س: آيا اشخاص مصدوم يا مصيبتزده را كه در محل حادثه هستند و مانع امداد و نجات ديگران مىشوند مىتوان اجباراً از منطقه خارج نمود يا با علم از نبود خطر جانى، آنها را چند ساعتى بيهوش كرد؟
ج) در فرض ضرورت خارج نمودن آنها از منطقه اشكال ندارد.
س: حكم اشتباه عمدى و غير عمدى امدادگر كه منجر به فوت يا نقص عضو مصدوم مىشود چيست؟ در صورت ضمان، اين ضمان به عهده امدادگر است يا دولت؟
ج) اگر فوت يا نقص عضوِ مصدوم، به سبب قصور يا تقصير امدادگر باشد ضامن است و در غير اين صورت اگر به وظيفه امدادگرى عمل كرده باشد، بر بيتالمال است.
س: اگر مصدومى زير آوار مانده و پايش گير كرده و احتمال ريزش بقيه آوار هم هست و ممكن است تلف شود و ما مىتوانيم با قطع كردن پايش او را نجات دهيم، در صورتى كه اين كار در تخصص ما نباشد، تكليف چيست؟ و در صورتى كه متخصص، پاى چنين فردى را براى نجات جان او قطع كرد آيا ضمان دارد يا خير و اگر ضمان دارد به عهده اقدام كننده است يا حكومت؟
ج) اگر براى نجات مصدوم از مرگ راهى جز قطع پاى او وجود ندارد، قطع پاى او جايز بلكه واجب است و با توجه به اينكه راهى غير از اين براى نجات مصدوم وجود نداشته، ضمان ندارد.
س: اگر بيرون آوردن زيورآلات ميّت موجب مجروح شدن بدن او يا قطع انگشت وى شود، وظيفه چيست؟
ج) اگر ارزش چندانى ندارد با او دفن شود، ولى اگر ارزشمند است بايد آن را بريده و درآورند و اگر راهى جز آنچه در سؤال ذكر شده براى بيرون آوردن آنها نيست اشكال ندارد.
س: 1) مرگ از ديدگاه فقهى چيست؟ آيا مرگ مغزى هم مرگ شرعى است؟ آيا مبتلاى به مرگ مغزى را مىتوان دفن كرد؟ 2) آيا قطع معالجه بيمار مبتلا به مرگ مغزى مانند جدا كردن دستگاه تنفس دهنده از بيمار جايز است؟
ج) اگر قطع معالجه و استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شدهاند براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود جايز نيست و در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.
س: آيا مرگ ترحمى (كشتن بيمارى كه مبتلا به مرض غيرقابل علاج شده است و از درد رنج مىبرد چه با موافقت بيمار يا بستگانش يا بدون اطلاع و موافقت آنها) جايز است؟ در صورت عدم جواز، ديه بر عهده كيست؟ و آيا قصاص دارد يا خير؟
ج) جايز نيست و موافقت بيمار يا بستگان وى حتى امر آنها تأثيرى در مسأله ندارد و در صورت اقدام به چنين عملى ديه بر مباشر عمل است و در فرض عمدى بودن موجب قصاص است.
س. در برخی ازحوادث غیرمترقبه مثل زلزله و تصادف که اشخاص زیر آوار قرار می گیرند، ما مجبوریم برای نجات آنها، با دست یا ابزار، آنها را بیرون بکشیم ولی در بین عملیات به بدن آنها آسیب وارد می شود. حال سؤال این است که آیا باید دیه آنها را بدهیم (البته در این موارد در حدّ معمول، دقت را انجام داده ایم)؟
ج. در فرض سؤال که نجات جان مستلزم آن بوده و کوتاهی نکرده، ضامن نیست.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.