<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز کارگر و روز معلم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62870</link>
<guid>62870</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای در پیامی به مناسبت روز کارگر و روز معلّم ضمن تقدیر از مقام و منزلت آنان، بر اهمیت شکست و ناامیدسازی دشمنان پیشرفت و تعالی ایران در جهاد اقتصادی و فرهنگی، همچون عرصه نبرد نظامی تأکید کردند و معلّمان را مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران را از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی و به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد دانستند.&lt;br /&gt;
	متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	دو روزِ یازدهم و دوازدهم اردیبهشت، روزهایی است که در آن از مقام کارگر و منزلت معلّم تقدیر به‌عمل می‌آید. فارغ از تجلیل زبانی و نمادین که به‌نوبه‌ی خود، کار بجا و صحیحی است، پیشرفت هر کشوری رَهینِ دو بال علم و عمل است. معلّم در اولین مرحله‌ی تحقق از این مقصود نقش‌آفرینی میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مسئولیت خطیر آموزشِ دانش، افزایش مهارت، و بخش مهمی از رشد بینش و قالب‌ریزی هویت نسل آینده برعهده‌ی او است. دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلّمی رشد میکنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان، چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلّمین خود خواهند بود. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از سوی دیگر، عرصه‌ی کار، صحنه‌ی وسیعی است به‌وسعت کشور که از داخل خانه‌ها، ادارات و واحدهای کسب و کار و مساجد گرفته تا مزارع و کارگاهها و کارخانه‌ها و معادن و انواع زیادی از مشاغل خدماتی کشیده میشود. هرچقدر این پهنه‌ی وسیع از دو عنصر سخت‌کوشی و تعهّد که از ارکانِ هر توفیق بزرگی بشمار میروند بیشتر بهره‌مند باشد، پیشرفتگی کشور، بیشتر و بهتر تضمین میگردد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میدانیم یک کارگر در پرتو تعهّد و حُسنِ عمل، گاه آن‌چنان جایگاهی می‌یابد که شایسته است همچون دست پُرمهر معلّم و مربّی، بر دست توانا و هنرمند او هم بوسه‌ی تشکّر و امتنان زده شود. این البته امری است که از دامان اولین مربّیان هر کسی، یعنی پدر و مادر او و پس از آن از درک محضر معلّم قابل تأمین است. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل‌وهفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	معلّمان، مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ به‌طوری‌که می‌توان ادعا کرد که این دو، به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل -که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود- بخوبی واقف باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همچنانکه باید به موازات این امر، توجه داشت که تجلیل‌های زبانیِ سالیانه یا هر چند وقت یکبار، گرچه بجا و مناسب است ولی قدردانی از تلاشهای این دو قشر باید عمیق‌تر و عملی‌تر از این حد باشد. بنده تصور میکنم همانطور که ملّت عزیز ایران با حضور در میادین و خیابانها از نیروهای نظامی کشور خود حمایتی درخور به‌عمل می‌آورند، شایسته است در یاری کردن معلّمان و کارگران هم پشتیبانی قوی‌ای از خود نشان دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از جمله باید تعامل خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان در اداره‌ی مدارس و دانشگاهها، بیشتر از پیش فراهم شود، و همچنین باید با اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل کشور از کارگرانِ مولّد پشتیبانی نموده و بخصوص صاحبان کسب و کارهای آسیب‌دیده، تا حدّ ممکن از تعدیل نیرو و جُداسازی نیروی کار خود، چه در واحدهای تولیدی و چه واحدهای خدماتی اجتناب نمایند و بلکه هر کارگری را به‌‌منزله‌ی ثروت آن واحد تولیدی و خدماتی، منظور دارند؛ و البته دولت محترم هم در حدّ مقدور از این عملِ خیرخواهانه حمایت نماید. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربّیان و معلّمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجه‌ی تلاش کارگران زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود، و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان عجّل‌‌الله‌ تعالی فرجه‌الشریف هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت، بِاِذن‌ِالله تعالی.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته&lt;br /&gt;
	سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای   &lt;br /&gt;
	۱۱/اردیبهشت/۱۴۰۵        &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2026 19:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62869</link>
<guid>62869</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای در پیامی به مناسبت ۱۰ اردیبهشت‌ روز ملّی خلیج فارس، با تأکید بر رقم خوردن فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه، قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز را به نفع آسایش و پیشرفت همه‌ی ملّت‌های منطقه دانستند.&lt;br /&gt;
	متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از نعمتهای بی‌بدیل خداوند متعال برای ملّتهای مسلمان منطقه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی ما خصوصاً مردم شریف ایران اسلامی، موهبت «خلیج فارس» است. نعمتی فراتر از یک پهنه‌ی آبی که بخشی از هویت و تمدن‌مان را شکل داده و علاوه بر نقطه اتصال ملّتها، مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن دریای عمان ایجاد کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این سرمایه‌ی راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقه‌ی تجاوزهای مکرّر بیگانگان اروپایی و آمریکایی، ناامنی‌ها، ضررها و تهدیدهای متعدد برای کشورهای منطقه، تنها گوشه‌ای از نقشه‌های شوم مستکبران جهان علیه ساکنان منطقه‌ی خلیج فارس می‌باشد که تازه‌ترین نمونه‌ی آن قدّاره‌کشی‌‌های اخیر شیطان بزرگ بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ملّت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانی‌ها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالی‌ها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسه‌های مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومت‌ها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقه‌ی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانه‌ی آمریکا در نقشه‌ی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ملّت‌های منطقه خلیج فارس که سال‌های متمادی به سکوت و ذلّت‌پذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوه‌های زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّه‌‌ی جنوب ایران عزیز در نفی سلطه‌ی بیگانگان به چشم خود دیدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز به عنایات حضرت حق جَلَّ‌وعَلا و به برکت خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی سوم علی‌الخصوص رهبر عظیم‌الشأن و دوراندیش انقلاب اسلامی اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف، نه فقط در میان افکار عمومی جهان و ملّت‌های منطقه، حتی برای سلاطین و حاکمان کشورها نیز ثابت شد که حضور بیگانگان آمریکایی و لانه‌گزینی و آشیانه‌کردن آنها در سرزمین‌های خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاه‌های پوشالی آمریکا تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد، چه‌ رسد به اینکه امیدی به تأمین امنیت وابستگان و آمریکاپرستان منطقه توسط آمریکا باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به حول و قوّه الهی آینده‌ی درخشان منطقه‌ی خلیج فارس، آینده‌ای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملّت‌هایش خواهد بود. ما با همسایگان‌مان در پهنه‌ی آبی خلیج فارس و دریای عمان «هم‌سرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمع‌کارانه در آن شرارت می‌کنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آب‌هایش. و زنجیره‌ی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایه‌ی تدابیر و سیاست‌های مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعه‌ی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز برانگیختگی معجزه‌گون ملّت ایران، منحصر در ده‌ها میلیون جان‌فدای مبارزه با صهیونیسم و آمریکای خون‌ریز نمانده و پیشاپیش صفوف به‌هم پیوسته امّت مبعوث شده‌ی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیت‌های هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوری‌های پایه‌ای و نوین -از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی- را سرمایه‌ی ‌‌ملّی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی، پاسدار آن خواهند بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه‌ی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه‌ی ملّت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملّت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	 &lt;br /&gt;
	سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
	  ۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵        &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 15:15:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>ترور امام شهید و ضرورت بازخوانی حقوق بین‌الملل</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62815</link>
<guid>62815</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62815/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; رویه عملی ایالات متّحده آمریکا و نیروهای نیابتی وی در سراسر جهان، حاکی از نقض همراه با افزایش تنش در سطح قواعد حقوقی اعم از موضوعه و عرفی در روابط بین‌الملل است. آمریکا در سالهای پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، با برچسب تروریست، هر کس را که موجودیت وی با منافع آن کشور و همپیمانانش در تعارض قرار گرفته‌، مورد کشتار به اصطلاح هدفمند قرار میدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همزمان با این اقدامات فراحقوقی، دستگاه حقوقی آن کشور نیز به نحو مؤثر از طریق شبکه‌های وسیع ارتباطی و رسانه‌های تخصصی و عمومی&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دست‌اندرکار تفسیر گسترده قواعد حقوقی موضوعه و عرفی بین‌المللی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برچسب تروریست، یک نتیجه بسیار مهم حقوقی در ادبیات بین‌الملل برای این قبیل کشورها دارد؛ تروریستها، افراد نامشروعی محسوب میشدند که هرکجا یافت شوند میتوان آنها را بدون برگزاری محاکمه و طی تشریفات قانونی مجازات کرد. طرفه آنکه حتی برخی تلاشهای دستگاه قضایی آمریکا برای تعدیل نظریات حقوقی افراطی مطرح در زمان ریاست جمهوری بوش و اوباما برای جلوگیری از رویه عملی دستگاه اجرایی قانون‌گریز آمریکا مؤثر نیافتاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اقدامات ابتدایی و اولیه آمریکا و به‌طور کلی جهان فکری غرب، معطوف به بازداشت یا کشتن اشخاصی بود که ظاهراً ارتباط نزدیکی با القاعده و بعدها داعش داشتند. بازداشت افراد مشکوک برخلاف مقررات حقوق بین‌الملل و حتی حقوق داخلی آمریکا که مقید به تفهیم اتهام و اعلان حقوق دفاعی متهم و طی آیین دادرسی (&lt;span dir="LTR"&gt;Due Process&lt;/span&gt;) است، اولین‌بار بر اساس قطعنامه ۱۵۴۶ شورای امنیت مورّخ ۲۰۰۴ و در جریان اشغال عراق صورت گرفت. بر اساس همین قطعنامه بود که نیروهای ائتلاف تا سال ۲۰۰۸ هر کسی را که صلاح میدانستند در جنوب عراق بازداشت میکردند. درحالیکه این اقدام مغایر بند ۱ ماده ۵ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر محسوب میشد. همین قطعنامه در پرونده الجده علیه وزارت دفاع بریتانیا به عنوان یک توجیه حقوقی مورد استفاده قرار گرفت و دادگاه عالی بریتانیا به استناد آن نیروهای نظامی آن کشور را از تعهدات حقوق بشری معاف نمود تا دست دیوان اروپایی حقوق بشر را کوتاه کند.&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی از افزایش تنش حقوقی سخن به میان می‌آید مقصود این است: تجربه عراق و صدور قطعنامه شورای امنیت به عنوان ابزار نقض قواعد حقوقی، راه را برای نقض‌های بیشتر باز کرد. شبه نظامیان بسیاری در خارج از میدانهای نبردِ بالفعل دستگیر و یا کشته شدند. مهمترین دستاورد منظومه فکری غرب، استفاده نامشروع و زیاده طلبانه از دیدگاه‌های افراد اثرگذار در فضای بین‌المللی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	باید توجه داشت که حقوق بین‌الملل از منظر ایالات متّحده آمریکا، بر اساس آموزه‌های مکتب حقوقی نیوهیون که در دهه ۸۰ میلادی به اوج رسیده بودند، بازتعریف میشد. از نظر این مکتب، قانون‌گذاری به معنای پدیدآوردن تصمیم تجویزی است. این تصمیم تجویزی در واقع یک فرایند ارتباطی است که در مخاطب خود مجموعه‌ای از انتظارات متنوع را پدید می‌آورد. مقصود از تجویز (&lt;span dir="LTR"&gt;Prescription&lt;/span&gt;) باید و نباید یا امر و نهی صِرف نیست. هر چیزی که عملی را مشروع یا نامشروع می‌سازد میتواند تجویز به حساب آید، حتی اگر ظاهر آمرانه یا ناهیانه نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حال توجه داشته باشید که در یک اجتماع نامتجانس فراملّی از سطوح مختلف تعامل و درهم تنیدگی، مرجع اقتدار واحد بی‌معناست. در چنین اجتماعی با مراجع اقتداری مواجهیم که ممکن است همزمان یا در طول یکدیگر کار کنند. همچنین، نحوه کنترل، طیف متنوعی از تهدید یا تطمیع را برای مخاطبان مختلف دربر می‌گیرد. از این منظر، ملل متّحد، دولت ایالات متّحده آمریکا و اشخاص ذی‌نفوذ در دستگاه‌های اجرایی مربوطه همگی نقش بازیگران قاعده‌ساز را ایفا میکنند. بازیگرانی که به مرور زمان دیدگاه‌ها و انتظارات اکثر اشخاص و موجودیت‌های بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داده و به آن‌ها شکل میدهند.&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شکل‌دهی به محتوای درونی ارزش‌های حقوقی از طریق تفسیر و به کارگیری نهادهای حقوقی به صورت ابزاری، راه را برای نقض قواعد حقوقی موضوعه و عرفی هموار ساخت. تعادل و توازن حقوقی بین بازیگران از بین رفت و سازمان‌های فراگیر از جمله ملل متّحد، جایگاه خود را به تدریج از دست دادند و این نتیجه نقض تدریجی قواعد حقوقی‌ای بود که توسط همین سازمان تدوین شده بودند؛ استفاده از قطعنامه‌های ملل متّحد به عنوان ابزار تغییر رژیم (قطعنامه ۹۴۰ مورّخ ۱۹۹۴ علیه هائیتی)، استرداد مجرمین (قطعنامه ۷۳۱ مورّخ ۱۹۹۲ علیه لیبی) و تأسیس مراجع قضایی (قطعنامه‌های مربوط به تأسیس محاکم ویژه کیفری مانند محکمه ویژه لبنان یا سیرالئون)، اجرای حقوق بشر (مانند قطعنامه مربوط به هائیتی یا قطعنامه مسئولیت حمایت درباره لیبی به شماره ۱۹۷۳ مورّخ ۲۰۱۱) و مانند آنها پیامد بسیار قابل تأملی داشت: افول ملل متّحد و در نتیجه نظم قاعده محور.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلسله تضعیف نظم حقوقی بین‌المللی با ترور شهید سلیمانی، هیئت دیپلماتیک ایران در دمشق، اسماعیل هنیه در تهران و سپس ربودن نیکولاس مادورو از ونزوئلا و اکنون ترور مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران، به ویژه مقام معظم رهبری، ادامه یافت. ترور این اشخاص در شرایطی صورت پذیرفت که عمدتاً در مقام انجام وظایف سیاسی و غیرنظامی بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در رویکرد آمریکایی، ابتدا طی یک نبردِ روایی، برچسب‌زنی به نیروهای متخاصم آمریکا اعم از دولتی و غیردولتی تحت عناوینی مانند تروریست و رزمنده نامشروع دشمن آغاز و گسترش می‌یابد. سپس با توسل به تفسیر موسع از مفاد منشور به ویژه ماده ۵۱ آن در بحث دفاع از خود، اقدام به کشتن یا بازداشت اشخاصی که تحت این عناوین قرار می‌گیرند، صورت میپذیرد. لازم به ذکر است کشتن یا بازداشت کسانیکه در خدمت یک نیروی مسلح سازمان یافته و تحت فرماندهی یک فرد مسئول آشکارا سلاح حمل می‌نمایند تحت شمول کنوانسیون سوم ژنو قرار می‌گیرد. اما آنان که از شمول این شرایط خارج و در حال انجام امور سیاسی و دیپلماتیک هستند، تحت پوشش و حمایت مقررات کنوانسیون حمایت از دیپلمات‌ها مصوب ۱۹۷۳ قرار دارند.  بر اساس این کنوانسیون کشتن نمایندگان سیاسی دولت‌ها جرم و موجب مسئولیت است. از حیث کیفری دولت ایالات متّحده باید نسبت به محاکمه مباشر و مسببین این اقدام رسیدگی کند و در غیر این صورت، آنان را به کشور قربانی مسترد نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره ترور رهبر عالی نظام این نکته قابل توجه است که اختیارِ فرماندهی کلّ قوا، نمیتواند به منزله نظامی بودن ایشان، تلقی و توجیه کننده ترور این شخصیت محسوب گردد. ترور ایشان نه تنها از حیث سلب حق حیات، و نیز حذف فیزیکی یک مقام رسمی، ناقض قواعد شناخته شده حقوق بین‌الملل بشر است، بلکه عمق بسیار بیشتری دارد. ترور چنین شخصیتهایی موجب سلب امنیت از یک اجتماع می‌گردد. بنابراین کشتن شخصیتهای سیاسی محدود به سلب حیات از خود فرد نیست بلکه به منزله فراهم کردن اسباب و زمینههای لازم برای فروپاشی حق حیات، حاکمیت و استقلال سیاسی یک کشور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگرچه خسارات مادّی ناشی از تجاوزنظامی-تروریستی به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران، قابل ارزیابی بوده و تمام دولی که به هر شکلی در تسهیل چنین اقدام نامشروعی مشارکت یا معاونت داشته‌اند، مسئول جبران آن هستند لیکن ترور رهبر عالی ایران، به عنوان یک سرمایه ملّی و مذهبی با هیچ میزان غرامت مادی قابل جبران نیست. لازمه جبران بخشی از این فعل متخلّفانه، بازتعریفِ میزانِ تعهدِ کشور قربانی و زیاندیده نسبت به قواعد حقوقی است. در نظم قاعده محور، امکان ترور یا بازداشت سران کشورهایی که به تأمین مالی تروریسم دولتیِ آمریکا و اسرائیل کمک می‌کردند، وجود نداشت زیرا با اجماع جهانی و مداخله نظامی مواجه میشد. در شرایط فعلی و با استفاده از فروپاشی این نظم، حدأقل در یک جغرافیای محدود و نزدیک، میتوان همان الگوی رفتاری را بر معاونان و مسببان جنایت تجاوز علیه کشورهایی مانند ایران پیاده کرد و از عواقب حقوقی آن جان سالم به در برد. اجرای تعهدات حقوقی چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل منوط به اجرا و رعایت متقابل این تعهدات توسط سایر متعهدین است. این، یک اصل کلی عقلی و از منابع اساسی حقوق است. از طرف دیگر، اگر نقض قواعد آمره مانند آنچه در بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متّحد در بحث منع توسل به زور آمده با رویه عملی بعضی دولتها و حمایت مالی سایرین امکانپذیر شده است، در مقابل نیز نقض قواعد حقوقی  از سوی دول ذینفع و به عنوان دفاع مشروع نیز تلقی خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فروپاشی نظم غربیِ به اصطلاح قاعده محور که در واقع یک نظمِ هژمونیک سیال و مبتنی بر تسلیم و سازش با ابرقدرت جهانی محسوب میشد، یک پیامد بسیار مهم دارد؛ اگر مصونیتِ سرانِ دولتهایِ مستقل، قابل نقض است، دلیلی بر رعایت این مصونیت برای سران هیچکدام از دولتها و سازمانها وجود ندارد. اگر ملل متّحد، دیگر قادر به رعایت نظم خود نیست، دلیلی بر رعایت این نظم توسط جوامعی که دائماً از عملکرد چنین نهادهایی ضربه خورده اند، وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اکنون و پس از نقص قواعد حقوق بین‌الملل و ترور رهبر عالی و دیگر مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران باید بر این نکته تأکید کرد که حقوق بین‌الملل امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به باز تعریف و بازطراحی دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز باید به عنوان یک بازیگر اثرگذار و مهم در این بازتعریف مشارکت فعال داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Anne- Marie Slaughter (۲۰۱۷), The Chessboard and the Web: Strategies of Connection in the Network World, Yale University Press.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; José E. Alvarez (۲۰۱۷), The Impact of International Organizations on International Law, Brill/ Nijhoff, Leiden, Boston, p. ۸۰.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Myres S. McDougal &amp; W. Michael Reisman (۱۹۸۰), “The Prescribing Function in World Constitutive Process: How Intl Law is Made?”, Yale Studies in World Public Order.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 21:17:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>اطلاعیه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه) درباره فعالیت‌های تبلیغی‌، ترویجی درباره ایشان</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62814</link>
<guid>62814</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; با عروج ملکوتی قائد شهید امّت و پیشوا و مراد ملّت ایران، امواج بی‌شمار و فزاینده‌ای از ابراز محبّت و مودّت مردم مجاهد ایران و دیگر پیروان و دلباختگان این رهبر بزرگ در اقصیٰ نقاط جهان شکل گرفته است و افراد و جمعیت‌های مختلف هر کدام به شیوه‌ای این علاقه و محبّت را ابراز می‌کنند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این ایّام که شاهد بعثت مردم و انواع ابراز محبّت به رهبر عظیم‌القدر و شهید انقلاب هستیم، ضمن احترام، تحسین و غبطه به این ابراز ارادت‌ها و ارج نهادن به دغدغه‌‌های ارزشمند اقشار مختلف مردم و مسئولان در زنده نگه‌داشتن نام و یاد حضرت‌ آیت‌الله العظمی‌ شهید سیّدعلی خامنه‌ای‌ (قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه)، به استحضار مسئولان و مردم شریف و علاقه‌مندان به رهبر شهید می‌رساند:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;در زمینه‌ی زنده نگه‌داشتن نام و یاد حضرت‌ آیت‌الله العظمی‌ شهید سیّدعلی خامنه‌ای‌ (قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه) خصوصاً نام‌گذاری اماکن، معابر و... لازم است قبل از هرگونه نام‌‌گذاری به نام ایشان و سایر شهدای خانواده‌ی آن امام شهید از سوی مراکز یا نهادها با این دفتر هماهنگی صورت پذیرد و از اقدامات شتابزده خودداری شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; این دفتر در راستای رسالت خود در زمینه‌ی فعالیت‌های پژوهشی، تبلیغی و ترویجی مرتبط با ایشان همچون گذشته کمک‌های فرهنگی و فکری خود را در اختیار فعالان و دغدغه‌مندان این عرصه خواهد گذاشت. همچنین نظر به اهمیت اتقان مطالب مرتبط و نیز برای حفظ و صیانت از شأن و شخصیت ایشان، محصولات مختلف فرهنگی، هنری در این دفتر بررسی و با پدیدآورندگان آثار همکاری خواهد شد.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (قدس الله نفسه الزکیه)&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 15:36:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام فرمانده کل قوا به مناسبت ۲۹ فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62811</link>
<guid>62811</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا در پیامی، ضمن تبریک روز ارتش به همه‌ی ارتشیان و خانواده‌های ارجمند ایشان و ملّت بزرگ ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را پایان دوران ضعف تحمیلی دشمن به ارتش دانستند و به دلاوری‌های اخیر ارتش اسلام برای دفاع از آب و خاک و پرچم ایران پرداختند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فرمانده کل قوا، همچنین به مناسبت سالروز تولد رهبر عظیم‌الشأن شهیدمان در بخشی از این پیام به تلاش‌های ایشان برای حفظ ارتش در مقابل نغمه‌های شوم انحلال آن و سپس ارتقاء توانمندیهای آن اشاره کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم‌الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفّاً کَاَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوص.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران که به ابتکار حکیمانه خمینی کبیر رحمت‌الله علیه به این عنوان نامگذاری شد را به همه‌ی ارتشیان و خانواده‌های ارجمند ایشان و ملّت بزرگ ایران تبریک میگویم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پیروزی انقلاب اسلامی، خطّ فاصل بین دو مقطع از حیات ارتش به شمار میرود و باید آن را پایان دوران ضعفی دانست که از سوی دشمنان این آب و خاک و به دست خائنین داخلی بر ارتش و ارتشیان دلاور و صادق کشور تحمیل شده بود. از آن پس ارتش، در جای صحیح خود ایستاد و به جای آنکه متعلق به نظام طاغوتی و فاسد پهلوی باشد در آغوش گرم ملّت قرار گرفت که براستی ارتش فرزند ملّت است و از دل خانه‌های مردم برمی‌آید. بزودی ارتش در مقابل نقشه‌های شوم آمریکا و بازماندگان طاغوت پهلوی و تجزیه‌‌طلبانی که ایرانی از هم‌گسسته میخواستند، ایستاد و حماسه‌ها آفرید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ارتش اسلام اینک همچون دو جنگ تحمیلی سابق، دلاورانه از آب و خاک و پرچمی که به آن تعلق دارد دفاع میکند و با تکیه‌گاه قوی الهی و مردمی خود و در صفوفی متراکم و مستحکم، دوشادوش دیگر مجاهدان نیروهای مسلح با دو ارتش رأس جبهه‌ی کفر و استکبار، پنجه در پنجه درافکنده و ضعف و مَذِلَّت آنان را در انظار جهانیان نمایان ساخته است؛ همانطور که پهپادهای آن صاعقه‌وار بر جانیان آمریکایی و صهیونی وارد می‌آید، نیروی دریایی دلاورش آماده است تا تلخی شکست‌های جدیدی را به کام دشمنان بچشاند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از سوئی دیگر بیست‌ و نهم فروردین ماه سالروز تولد یگانه‌ی دوران، رهبر عظیم‌الشأن شهیدمان هم هست؛ کسی که بیشترین تلاش را از دهه‌ی اول انقلاب برای حفظ ارتش در مقابل نغمه‌های شوم انحلال آن و سپس برای ارتقاء توانمندیهای آن در جهات مختلف به‌عمل آورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بی‌شک خطّ ترقی توانمندیهای مختلف این نهاد مردمی اصیل که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور را پاسداری میکند باید بطور مضاعف پیگیری شود و باذن‌ الله در افقی نزدیک تدابیر لازمه برای تحقق آن صادر خواهد شد. در این مسیر توجه به چهره‌‌ی قهرمانانی که در نسلهای متمادی مدیریتی در پنج دهه‌ی اخیر، ارتش را هدایت و راهبری نمودند و بسیاری از ایشان در خیل شهیدان قرار گرفتند و برنامه‌ها و اقدامات آنان و همچنین مرام بزرگوارانه و خالصانه ایشان، درس‌آموز و الهام‌بخش همه‌ اجزاء نیروهای مسلح خواهد بود. از بزرگانی نظیر قرنی، فلاحی، نامجو، فکوری، بابائی، ستاری، اردستانی، و صیاد شیرازی گرفته تا آخرین شهیدان نامدار آن، سیّدعبدالرحیم موسوی، و عزیز نصیرزاده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلام و درود خداوند متعال بر همه‌ی مجاهدان ارتش جمهوری اسلامی ایران از امراء و فرماندهان آن گرفته تا کارکنان و سربازان خاموش و گمنامش؛ و سلام و درود خداوند متعال بر همه ایثارگران و جانبازان آن و سلام و رحمت خاصه‌ی حضرتش بر خانواده‌های مکرّم همه‌ی شهیدان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ملّت بزرگ ایران.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
	۲۹/فروردین/۱۴۰۵     &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 14:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>عصر جدید ایران با ایران هر چه قوی‌تر</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813</link>
<guid>62813</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; چه جنگ تحمیلی سوم خاتمه یافته باشد و چه نیافته باشد تا این لحظه، «ثبت است بر جَریده عالم دَوام ما» و تفوق ملّت بر دشمن، کسی را یارای انکار و تردید نیست؛ پیروزی‌ای که متکی بر عناصر و پایه‌های متنوعی است که همگی آن‌ها را می‌بایست تثبیت کرد، اما در تثبیت نباید ماند و لازم است خیلی زود از خاکستر خسارات ایجاد شده برخاست و ایران جدید را برساخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبری جدیدِ جمهوری اسلامی ایران تاکنون با سه پیام نسبتاً تفصیلی با مردم، کارگزاران و جهانیان سخن گفته و رفته رفته، گفتارها و تصاویری از خلال این پیام‌های نوشته‌شده در حال رخ‌نمایی است که نیازمند مباحثه‌ای بیش‌تر و پردامنه است و از جمله آن‌ها، گزاره‌ای در پیام چهلمین روز از دست دادن رهبر شهیدِ فقیدِ عزیزتر از جان، وجود دارد که می‌توان متکی بر آن یک صورت‌بندی اولیه و اجمالی، از تصویر فردای جمهوری اسلامی به دست داد؛ آن‌جا که ایشان می‌نویسند: «رهبر شهید ما وقتی که عهده‌دار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخم‌های متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود»؛ این گزاره می‌تواند موقعیت رهبری جدید حفظه‌الله را نیز به خوبی ترسیم کند: ترور، جنگ و ضربات زیرساختی دشمن، زحم‌های متعددی بر کشور وارد کرده و الحمدلله ایرانِ سرافراز تاکنون، به خوبی آن را تحمل کرده، اما به‌مانند آغاز دوره رهبری شهید، اکنون در آستانه عصر بازسازی و سازندگی‌ای هستیم که ایرانِ قوی ثمره دوران ۳۷ ساله بزرگمرد از دست رفته‌مان را به «ایران هر چه قوی‌تر» مبدل سازیم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اول.&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;هنگامی که از واژه سازندگی استفاده می‌کنیم، ناخودآگاه ذهن به دوره‌ای از تاریخ سیاست در ایران پرتاب می‌شود که نمادین‌ترین چهره آن، مرحوم آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی است و دولتی که در تابستان ۶۸ کار خود را آغاز و تا تابستان ۷۶ ادامه داد؛ دولت سازندگی که در ابتدا فاقد ادبیات سیاسی برجسته‌ و اختصاصی‌ای بود در یک روند چندساله خود را تکنوسالار نامید و حتماً دست‌آوردهای بسیاری برای کشور داشت و انحراف‌هایی را هم به وجود آورد که اکنون مجال واکاوی آن‌ها نیست. لیکن اگر به این بخش از پیام رهبر شهید در چهلمین روز رحلت خمینی کبیر &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;(به تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۸) دقت شود که: «در این مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن کشورى نمونه که در آن، رفاه مادّى، همراه با عدالت اجتماعى، و توأم با روحیه و آرمان انقلابى، با برخوردارى از ارزشهاى اخلاقى اسلام تأمین شود؛ هر یک از این چهار رکن اصلى، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقاى انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون، ممکن نخواهد شد... بر این چهار ستون اصلى است که جامعه‌ی رو به رشدِ اسلامى شکل می‌گیرد و قوام و استحکام می‌یابد و استعدادها شکوفا و سرچشمه‌هاى نیکى و بهروزى جوشان می‌شود و جامعه‌ی اسلامى، الگوى جذّابى براى همه‌ی ملّتها می‌گردد»، می‌توان اندام سیاست کلان برنامه توسعه‌گرایانه بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله را از آن استنتاج کرد که بر ۴ عنصر متکی می‌شد: ایجاد رفاه مادی&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; البته نه به شکل روحیه مصرف‌گرایی، عدالت اجتماعی برای رفع محرومیت‌ها، روحیه انقلابی برای پرهیز از سازش‌کاری و برخورداری از ارزش‌های اخلاقی اسلام و دوری از شهوات و مال اندوزی.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دوم. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;راهبرد رهبر شهید پس از دفاع مقدس اول، درون‌مایه‌ای پیشرفت‌گرا داشته و «ساختن کشورى نمونه &lt;span dir="LTR"&gt;]&lt;/span&gt;که&lt;span dir="LTR"&gt;[&lt;/span&gt; کار و تلاش و جد و جهد می‌طلبد» مطالبه‌ای جدّی از همه آحاد مردم؛ با الهام از این گفتار، می‌توان همان الگو را با درنظر گرفتن این دو تفاوت عمده که: ۱- در سال ۶۸، نه این میزان کارشناس و دانش‌آموخته و کاردان متعهد و متخصص در کشور وجود داشت و شعار «ما می‌توانیم» بدین‌‌گونه شکل و صیقل‌یافته و محقق‌شده بود و ۲- مهم‌تر اینکه، تجربه‌ای از آن عملکرد و آثار و عوارضِ توسعه ترجمه‌شده از کتب اروپایی و آمریکایی و پیامدهای جهانی‌شدن افسارگسیخته وجود نداشت و امروز با چشمانی باز می‌توانیم به آینده نگاه کنیم و «باذن‌ الله تبارک و تعالی چشم‌اندازی که در پیش روی ملّت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید می‌دهد». و از شگفتی‌های جنگ سوم این است که مفهوم تمدّن ایرانی در میانه این نبرد توسط دشمن علیه ما احیا شده، اما به شکلی اعجاب‌آور و نامنتظره، به زیان طرف متجاوز انجامیده؛ چرا که رئیس رژیم تروریست آمریکا، محو و نابودی تمدّن ایران را وعده داده و فریاد زد و در واقع، نشان داد که ایران در جبهه تمدّن ایستاده و دشمنان و مدعیان غربی‌اش در جایگاه یک نیروی بربرصفت که قصد ویرانی یک جهان تاریخی را دارند؛ و این همانا چشم‌انداز تمدّنی‌ای است که بر مبنای واقعیات حال و آینده در حال خلق و هویداشدن است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سوم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; میراث رهبر شهید، «جامعه‌اى آباد و برخوردار از خیرات مادّى و معنوى» بود که دشمن تلاش کرد تا مظاهر مادی آن را در هم کوبد تا «مشوّق دیگر ملّت‌ها به پیمودن راه این ملّت بزرگ» نشود&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;؛ پل‌ها، راه‌آهن، پتروشیمی، بندر، فرودگاه و... وجوه ظاهری و عیان این آبادی بود و به راه افتادن فوری خطوط ریلی و ساختن پل‌ها، بازسازی توان قوی ایرانی در بحبوبه جنگ را نشان داد. اما بخش معنوی این میراث نه تنها، فرونپاشید که بالنده و گسترده‌تر نیز شده و به فتح خیابان منجر شد؛ یکی از بزرگ‌ترین دقایق این پیروزی در آخرین سه‌شنبه سال ۱۴۰۴ جلوه‌گر شد و حماسه حضوری را رقم زد که در لبه تحرک و تحریک دشمن به کشتار مستقیم حافظان امنیت در خیابان‌ها (که به وقوع هم پیوست)، خود را مسلط کرد و شکست را به دشمن نمایان ساخت و او را به عقب راند. و در یک مقیاس بسیار بزرگ‌تر با حضور ایرانیان در خیابان، مبارزه رزمندگان در میدان و اداره و کنش دولت‌مردان و حاکمان، همگان در حال دیدن یک معجزه هستند!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جنگ لحظه زایش تمدّن‌هاست و بشر در تمام طول تاریخ، از این لحظه، رهایی نداشته و نخواهد داشت؛ در این وقت مهم که تمدّن غرب در پی هدمِ یک تمدّن دیگر است و خود به فروپاشی بسیار نزدیک‌تر، ایران برپایه الگوی پیشرفت بومی‌اش، تاب‌آوری و پایداری‌ای در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان از خود نشان داده که روی زمین، توسعه را معنادار کرده است. ایران قویِ تدارکِ شده توسط رهبر شهید (که از حدود یک دهه پیش سرلوحه گفتار آن جهانمرد بی‌همتای تاریخ معاصر قرار گرفته بود)، در یک پوست‌اندازی واقعی در میدان به سمت هر چی قوی‌ترشدن در حرکت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	۴۰ و چند روز پیش که با دشمنان خود رو در رو شدیم، همه دارایی‌های امروز را داشتیم و امروز بعد از چله‌ای سخت و خونین و خاطره‌ساز، دو افزوده بر آن‌ها داریم: اول رهبری جدید و جوان و جامع‌الاطراف که در بحبوحه جنگ، چنان سلف شهید خویش سکان اداره کشور را بر عهده گرفته است و دوم یک گسترش میدانی-جغرافیایی به نام تنگه هرمز که از زمان افشاریه تاکنون، دیگر در تمدّن ایران سابقه‌ای نداشته است؛ ایران آینده به توفیق حق، از ایران امروز پرقدرت‌تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تعریف ذکر شده در پیام مذکور: رفاه مادّى به معناى ترویج روحیه‌ی مصرف‌گرایى نیست ‌-که خود، یکى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است- بلکه بدین معنى است که کشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعى، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج تولید و تجارت و تکیه بر استعدادهاى ذاتىِ نیروهاى انسانىِ خودى، به حدّ قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هر دو گزاره از پیام رحلت امام خمینی است که توسط رهبر شهید نوشته شده.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 17:47:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>یکی از اولین طراحان فکر اجتماعی در انقلاب اسلامی، حضرت آقا بودند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62810</link>
<guid>62810</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هایی از تنها مصاحبه‌ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرزند ارشد رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تا کنون است. ایشان در سال‌های حیات پدر بزرگوارشان از حضور در رسانه‌ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند؛ بااین‌حال، برگزاری مراسم نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه الله) &lt;/span&gt;زمینه‌ای را فراهم کرد که ایشان پس از اصرار فراوان دست‌اندرکاران نکوداشت و به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت جدّ بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای، حاضر به انجام این مصاحبه شوند. در این مصاحبه که در نیمه‌ی سال ۱۴۰۰ انجام شد، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی‌های ممتاز و بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ از‌این‌رو، &lt;/span&gt;به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلا&lt;span style="color:#696969;"&gt;ب، بخش‌هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره‌ی ایشان بوده، با اندکی تصرّف و تلخیص، برای مطالعه‌ی مخاطبان رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده‌ایم.&lt;br /&gt;
	متن کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه‌ی نکوداشت آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(قدّس سرّه)&lt;/span&gt;، با عنوان «صحیفه‌ی پارسایی»، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان‌شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در دوران نوجوانی شما، پدرتان درگیر مبارزات انقلابی بودند و مدّتی را هم در زندان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های مختلف سپری کردند. آیا از مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای خاطره&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای مربوط به این دوران دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; یک خاطره برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد به حدود سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ که ابوی در پادگان لشکر ۷۷ مشهد، تقریباً استانداری فعلی، زندانی بودند. ایشان برای دیدن پدرم به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند و طبیعتاً چون پادگان بوده، ممانعت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند؛ ایشان هم با یک حرکت تند، عصایشان را بلند می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و ظاهراً شاید دادی هم زده بودند و خلاصه وارد آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. البتّه این را خودشان برای ما تعریف نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، بلکه گویا مادربزرگ یا کسی که آنجا این صحنه را دیده بود، برای ما تعریف کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری که در‌این‌باره در ذهن دارم، به همان دوره‌ی زندان مشهد و سنینی که شاید حسّاس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بودم، برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد. من خیلی روزها تنهایی به منزل مرحوم آقا&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم؛ یعنی والده و اخوان در خانه بودند و من در خانه نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ماندم و به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم و گاهی ناهار را نیز آنجا بودم و بعد به خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدم. در اینجا عمده‌ی برخوردها مربوط به مادربزرگم است که شامل محبّت، همراهی، هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زبانی و نفرین شاه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که پدرم را زندانی کرده بود؛ مثلاً به زبان بچّگانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که الهی که شاه زیر پای فیل برود!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما در محیط خانواده به پدربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «آقا» و به مادربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «خانم». در میان فرزندان هم صرفاً پدرم و عموی بزرگ ما از دوران کودکی پسوند «آقا» داشتند؛ یعنی «محمّدآقا» و «علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آقا»؛ این «آقا» توی خانه جزو اسم آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود و یک حالت اختصاصی داشت. آن روز یادم هست که سه‌نفری در اتاق تابستانی پایین ناهار خورده بودیم و آقا در حال رفتن برای استراحت بودند که خطاب به مادربزرگم گفتند: خانم! از این به بعد به مصطفیٰ بگوییم «آقامصطفیٰ»؛ یعنی این قرار را گذاشتند. به نظرم این التفات ناشی از محبّت و دلسوزی ایشان در آن دوره‌ی زندان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تبعید بود که در واقع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند توجّه ویژه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای به من بکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که پدرم زندان بود، ایشان به خاطر اینکه دلشان برای عروسشان و نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;سوخت، با همدردی خطاب به مادرم گفته بودند که شما روز قیامت جلوی پیغمبر را بگیر و بگو من از این قضایای پسر شما خیلی سختی کشیدم و خیلی اذیّت شدم؛ زیرا به خاطر فرزند ایشان سختی کشیدید و گرفتاری پیدا کردید. این هم از سر همان دلسوزی و ناراحتی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدر ما هشت ماه در زندان کمیته‌ی تهران زندانی بودند و هیچ خبری از ایشان نبود، ما نیز خردسال بودیم و مادرم متحمّل سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های فراوانی شدند؛ بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، هیچ وقت ندیدم که ایشان آهی بکشد یا گله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; و اعتراضی بکند. و این نمونه‌ی روحیّه‌ی عجیب ایشان در ارتباط با پدر ما بود؛ با اینکه یک خانم جوان بودند و گاهی بسیار تنها می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و در فشار بودند، امّا چنین حالتی داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	واقعاً شرایطِ بسیار سختی بود. یادم هست سال ۱۳۵۴ که آقا از زندان کمیته برگشتند، فامیل در منزل ما در کوچه‌ی فریدون جمع شده بودند. ایشان بعد از اینکه وارد شدند و نشستند، در همان اوّلِ صحبت گفتند که به من گفته‌اند که اگر دفعه‌ی بعد بیایی، دفعه‌ی آخر است و دیگر برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردی! یعنی می‌کُشیمت. شرایط این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طوری بود، ولی ایشان عقب ننشستند و دوباره به مبارزه ادامه دادند که منجر به دستگیری و تبعید مجدّد ایشان شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در یکی دیگر از دستگیری&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا که ما در منزل مرحوم پدربزرگمان حضور داشتیم، صحنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای روی داد که نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی شجاعت مادربزرگ ما بود. آن روز مرحوم آقا در منزل مهمان داشتند و من و پدر نیز آنجا بودیم. اتاقی در منزل پدربزرگ بود، معروف به «اتاق&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بزرگه» که مهمانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آنجا بود. مهمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها داخل اتاق بودند که ناگهان درِ حیاطی را که در آن حوض هست، زدند و گویا مادربزرگ من متوجّه شدند که ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها هستند. آن ساواکی معروف، غضنفری نیز آمده بود و من خودم او را دیدم. به من گفتند برو بابایت را صدا کن، من هم رفتم پدرم را صدا کردم و ایشان از اتاق بیرون آمدند. در این اثنا که هنوز در باز نشده بود، یکی از ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از درِ دیگر وارد خانه شده بود و من دیدم که یک نفر از دالانِ فی‌مابینِ دو حیاط بیرون آمد. پیش از آمدن پدرم، &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خانم متوجّه شده بودند و با شجاعتِ تمام شروع کرده بودند به دعوا کردن و نفرین ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که ابوی آمدند و حائل شدند؛ یعنی خودشان روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رو شدند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آقا را دستگیر کردند و بردند، من نیز تنها به خانه‌ی خودمان برگشتم. در اینجا غیر از صحنه‌ی ورود مخفیانه‌ی مأمور به داخل خانه که ایشان اصلاً نترسیدند، نکته‌ی مهم برخورد واقعاً شجاعانه و بدون هر گونه ترس خانم بود که این نشان از روحیّه‌ی خاصّ این زن داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که درگیری هم صورت گرفت، مربوط به منزل خودمان و جریان تبعید آقا بود. آخرین باری که آقا را دستگیر کردند و به تبعید بردند، برخوردهای بسیار تندی داشتند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنان با لگد به ساق پای آقا زده بودند که خون&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; پای ایشان روی زمین ریخته بود. قبل از تبعید که ما در بازداشت به دیدن ایشان رفتیم، آن زخمِ روی پا را دیدیم. البتّه همان جا نیز آقا روحیّه‌ی بالایی داشتند و با خنده و شوخی جای جراحت را که به صورت هلالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; خونین بود، به ما نشان دادند.&lt;br /&gt;
	ماجرا نیز از این قرار بود که ساعت حدود سه‌ی نصفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شب بود و ما همه در خانه خواب بودیم، ناگهان درِ خانه را که روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روی ورودیِ هال است می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زنند. گویا آقا بیدار شده بودند و پشت در رفته بودند. نکته اینجا است که اواخر گفته شده بود ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بدون نام‌ونشان وارد خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و انقلابیّون را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کشتند و بعد هم معلوم نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که چه کسی بوده است. درِ خانه‌ی ما آلومینیومی با شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربّعی و مشجّر بود. آقا اوّل هم احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند، ولی بالاخره مقداری در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که یک هفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تیر از لای در داخل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید. ایشان ابتدا به‌زور در را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بندند و می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند حکمتان یا کارتتان را نشان بدهید که معلوم بشود شما چه کسی هستید، امّا آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شکنند و در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و وارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. بنده با همین سروصدای وقتِ ورودشان بیدار شدم. وقتی وارد شدند، همان وقت یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها با لگد، محکم به ساق پای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زند که مقداری خونِ آن روی زمین ریخته بود. بعد هم مشغولِ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ریختنِ کتابخانه شدند. در همین اثنا، یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آمد و بالای سر ما با سلاح یوزی ایستاد. دایی ما نیز در اتاقِ دیگر خواب بود. با این هجمه، همه‌ی ما ترسیده بودیم. در اینجا به برکت وجود اخوی کوچکمان ــ &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که سه‌ماهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; بود&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; ــ بلاهایی از ما رفع شد؛ یعنی والده‌ی ما با تدابیری، به اسم درست کردن شیشه‌ی شیر برای بچّه، این اعلامیّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را زیر چادر پنهان و جابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جا کردند. خلاصه وقتی آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها رفتند، اذان صبح را گفته بودند. آقا ابتدا نماز صبح را خواندند و بعد آقا را بردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;لطفاً قدری رابطه‌ی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم پدرشان را توصیف کنید. شما در آن دوران این رابطه را چگونه می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دیدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; توصیف دقیق این رابطه برای بنده کار آسانی نیست، امّا به نظرم آن احسان به والدین را که توصیه شده، آقا به شکل خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند؛ یعنی آن اعتنا و اهتمامی که توصیه شده به پدر و مادر داشته باشید، ایشان این کار را واقعاً به‌خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند و به‌اصطلاح بلد بودند. لذا اگر کسی ارتباط آقا با پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دید، از آن به «صمیمیّت» و «اهتمام» تعبیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. در مشهد نیز آن برنامه‌ی ساعت هشت صبح بود که ایشان هر روز خدمت مرحوم آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند. همچنین، آن مورد بازگشت از قم به مشهد در دوران طلبگی که بنا به تمایل مرحوم آقا و البتّه تصمیم پدرم بوده هم معروف است که در آن مدّت، ایشان به‌تنهایی به امور والدشان رسیدگی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رابطه‌ی آقا بعد از آمدن به تهران نیز با پدرشان خیلی خوب بود. در دوران ریاست جمهوری، من چند بار دیدم که آقا با اینکه یک دستشان بسیار دردمند و تقریباً به طور کامل از‌کار‌افتاده بود، همین نوع رسیدگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را داشتند. یک بار شخصاً پدرشان را از اتاق به ایوانی که آن ساختمان داشت &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند، با همان یک دست برای ایشان پتو &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;انداختند، آبدارچی چای می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آورد و ایشان کنار پدرشان صمیمانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند و با اینکه مرحوم آقا آن زمان حدود نود سال داشتند و خیلی گرم‌و‌گیرا هم نبودند، امّا پدر با ایشان اُنس داشتند و گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گرفتند. شاید من خودم نتوانم الان این کار را با آن کیفیّت برای آقا انجام دهم، امّا ایشان در همان فرصت کم شاید چیزی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا لبخندی هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند و شوخی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. بنا به گفته‌ی دیگران نیز اساساً مأنوس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترین فرد به مرحوم پدربزرگمان، آقا بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اتّفاقاً در همان سال ۱۳۶۰ که آقا ترور شدند، مرحوم آقا به تهران تشریف آوردند. آن اوایل، دست ایشان به‌شدّت دردمند بود و درد آن با تلاش پزشکان قدری ساکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. یادم هست در همان حالی که دست پدرم درد داشت، پدرشان را با کمک بعضی از دوستان، مثل مرحوم آقای شمقدری (رحمة الله علیه)، به حمّام بردند. آن زمان، مرحوم آقا نزدیک نود سال داشتند و سخت بود که پدر به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تنهایی این کار انجام دهند؛ امّا در همان حال، خدمت به پدر را فروگذار نکردند و سعی داشتند که خودشان شخصاً مباشرت داشته باشند، در‌حالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که برای ایشان آن وقت این امکان فراهم بود که از دیگران بخواهند چنین کارهایی را انجام دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دوران ریاست جمهوری، آن بیماری دست همراه ایشان بود و آقا دائماً درد عصب دست داشتند و شاید شب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متعدّدی از خواب بیدار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و این سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها جزو برنامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های عادی زندگی آقا شده بود و آقا اصلاً اظهار نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. درد عصبی بسیار سخت و زجرآور است، امّا ایشان با همان درد در جلسات نیز شرکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و کارها را پیش می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. غرض اینکه با این حال که فرصت آقا کم بود و این مشکل را هم داشتند، از اهتمام به پدر غافل نبودند. یک نوار بسیار جالبی هست که مربوط به بعد از نماز صبح در منزل پشت مجلس خبرگان فعلی است. در آن نوار، آقا در حال گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگو با پدرشان هستند، مشابه آن جلسات هشت صبح در مشهد با همان جنس گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوها و بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها؛ مثلاً فلان عالم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه گفتند و فلانی در فلان کتاب آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور بیان کرده یا صحبت درباره‌ی قضایای مشروطه. یک بار هم مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) که در تهران بودند&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;، مطّلع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند که مرحوم آقا در تهران هستند و گفتند من قصد دارم به دیدن ایشان بیایم. پدر آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی در نجف بودند و خود ایشان هم مدّتی طلبه‌ی مشهد بودند و مرحوم آقا را از قبل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شناختند. ایشان بعد از نماز مغرب و عشا به منزل ما آمدند. حیاط را فرش انداخته بودند و در آنجا جلسه برقرار شد و مشغول صحبت شدند. در آنجا واقعاً رعایت آداب دینی توسّط مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی دیده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. ایشان بسیار با تواضع نزد پدربزرگم آمدند. مرحوم آقای مشکینی (رحمة الله علیه) بسیار خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;صحبت و خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کلام بودند. اساساً ایشان دست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کم در میان علمای معاصر، از نظر بلاغت واقعاً کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نظیر بودند و این در خطبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایشان هم مشخّص است. من ایشان را زیاد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم و به دلیل صمیمیّتی که با پدرم داشتند، تابستان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که قم گرم بود، با خانواده به یک ساختمان خالی در ریاست جمهوری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و عصرها در حیاط قدم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. نماز مغرب و عشا نیز آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و به ایشان اقتدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بخشی از خاطراتی که ما از دوران ریاست جمهوری داریم نیز مربوط به خاطرات صبحانه در منزل مرحوم آقا در مشهد است. آقا در دوران ریاست جمهوری، در سفر به مشهد، به اتاقی در حرم در طبقه‌ی فوقانی در انتهای رواق امام کنونی تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. آن قسمت مردانه بود و اگر مادر همراه ما بودند، ایشان همراه با اخوان به منزل مادرشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند، امّا من در حرم همراه پدر بودم. چند بار اتّفاق افتاد که آقا در این سفرها تصمیم گرفتند به دیدار والدینشان بروند. لذا یک وانت سرپوشیده که گاهی برای حمل غذا استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، صبح زود به آستانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمد و آقا با اورکت و کلاه در همان قسمت عقب وانت سوار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند. تیم حفاظت پیش از ما رفته بودند و خانم و آقا منتظر بودند. آنجا با والدینشان صبحانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوردند و آقا با همان حالت صمیمانه و خنده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رویی با پدر و مادرشان گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌‌&lt;/span&gt;گرفتند و مثلاً بعد از یک ساعت برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گشتیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری هم درباره‌ی نوع رابطه‌ی آقا و مرحوم پدربزرگمان در ذهنم هست که البتّه در برخی از جزئیّات آن تردید دارم. اصل ماجرا این است که یک بار آقا به منزل پدرشان در همان اتاق پایین می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. آقا به‌احترام خم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و پای پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بوسند. بعد، مرحوم آقا برای ایشان نقل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که من حضرت امیر (علیه السّلام) را در خواب دیدم و به ایشان گفتم که اجازه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهید پای شما را ببوسم، ایشان اجازه دادند و من هم پایشان را بوسیدم.&lt;br /&gt;
	این اهتمام به پدر و مادر حتّی بعد از وفات ایشان هم ادامه داشت. مثلاً از کارهایی که ما خبر داریم، یکی اینکه آقا اوایل بعد از وفات مرحوم پدرشان و شاید بعد از وفات مادر ــ که سه سال و یک ماه بعد از مرحوم آقا فوت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند ــ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند من هر روز برای پدر و مادرم دو رکعت نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوانم. یک دوره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای هم آقا قبل از نماز ظهر و عصر، یک شبانه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روز برای مادرشان نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواندند. البتّه از نظر فقهی، ایشان ولد اکبر نیستند و وظیفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان نیست. به‌مناسبت، خوب است این را هم بگویم که نظر آقا درباره‌ی نماز قضای پدر این است که این حکم علاوه بر پدر، برای مادر نیز هست. آقا یک بار هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا را خواب دیدم که به من گفتند دو بار سوره‌ی بقره را برای من بخوان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما چه بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هایی از شخصیّت حضرت آقا متأثّر از پدرشان است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; پاسخ به این سؤال به صورت ظنّی ممکن است، امّا پاسخ قطعی مشکل است. بنده اینجا از تعبیر «نجابت» یا «بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی» استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنم که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در عالم سیاست در آقا بروز کرده است. به عنوان مثال، مرحوم آقا به دلیل همین سلامت باطن که بروزش به صورت زهد است، بنده نشنیدم که ایشان هیچ گاه به دنبال استفاده از اجتهاد و خلاصه جایگاه خود باشند و حتّی درباره‌ی اسم کوچه‌ی خامنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیز که در زمان حیاتشان انجام شد، ظاهراً اعتراض کردند. حتّی در مسائل خیلی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر هم مراقب بودند؛ مثلاً شنیدم نانوای محل که اسمش محمّدآقا بود، وقتی پدربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند نان بگیرند، به احترام اینکه مرحوم آقا عالم و سیّد بودند، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواسته زودتر از نوبت به ایشان نان بدهد، ولی مرحوم آقا قبول نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین باره خاطره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای یادم آمد که مربوط به همین خصوصیّات ایشان است. یک بار در دوران نوجوانی، من با ایشان در همان اتاق خودشان در طبقه‌ی بالا نشسته بودیم. من گفتم «آقا! شما آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله هستید؟» ایشان با تواضع خاصّی جوابی دادند و منظورشان این بود که این القاب و عناوین مهم نیست. یا مثلاً عموی ما درباره‌ی ایشان در جاهایی نوشته بود حضرت آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله فلان، که مرحوم آقا در آن نوشته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها کلمه‌ی «آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله» را از جلوی اسم خودشان خط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. گویا زندگی مرحوم آقا بر این اساس شکل گرفته بود که از آن جهات دوری کنند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح، خود را در معرض قرار ندهند. بنابراین، چنین کسی به آن شکل کرسی درس و شاگرد و آثار تألیفی ندارد، که ممکن است واقعاً منشأ آن کناره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیری باشد و به همان خصوصیّات برگردد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدربزرگ ما در «کفایه» شاگرد مرحوم آقازاده&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند و کتاب کفایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشتند که ظاهراً نسخه‌ی مرحوم آقازاده از «کفایه» در آن لحاظ شده بوده است. خلاصه، ایشان اسرار یا نکات «کفایه» را از پسر مرحوم آخوند گرفتند و علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;القاعده مسلّط بودند. طبیعتاً چنین کسی با چنین سابقه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواست، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانست مثلاً در مشهد یک تدریس «کفایه» داشته باشد. بالاخره، هم آدم مقدّسی بودند و هم سوادش را داشتند؛ یعنی هم جاذبه‌ی تقدّس و هم جاذبه‌ی علمی داشتند، امّا شاید این عدم تدریس هم به همین ویژگی مربوط باشد. به نظرم این خصوصیّت بین پدرم و مرحوم آقا فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله مشترک است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دیگر اینکه به نظرم محیط داخلی منزل پدرم بسیار باصفا است؛ به قول معروف، رونق اگر نیست صفا هست؛ زندگی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای دارند، امّا صفا دارد که یک رکن آن، این خصوصیّت آقا است و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح سخت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیر نیستند. فرض بفرمایید یک روز ــ که البتّه بسیار نادر است ــ ناهار هنوز آماده نشده باشد و ایشان با این سن و مشغله یک ساعت هم منتظر بشوند؛ یک نفر ممکن است اخم بکند، امّا ایشان بدون اینکه به رو بیاورند، مشغول گپ زدن با نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شوخی کردن می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها چیزهایی است که ما همیشه در طول زمان دیده‌ایم. البتّه رکن مهمّ دیگرِ این صفای منزل، مادر ما هستند که در کنار این خصوصیّت آقا، آن پیگیری، جدّیّت و اهتمام استثنایی مادر هم هست. لذا این‌ها است که به فضای خانواده صفا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در سطح کلان نیز آقا رفتارهایی دارند که ریشه در همین ویژگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، یعنی صفای باطن و بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی دارد. گاهی برخی افراد برخوردهای بسیار بدی با آقا داشتند، امّا ایشان طلب مغفرت حتّی برای آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را فراموش نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. یک بار فردی در خدمت ایشان با تندی گفت خدا لعنت کند فلانی را! منظور هم کسی بود که خیلی بدی کرده بود و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح شمشیر را نه که از رو بسته بود، از غلاف هم درآورده و حمله هم کرده بود و ضربه هم زده بود و این ضربه هم اصابت کرده بود که آقا درباره‌ی کار این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها در جلسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای عمومی در همین حسینیّه به مردم گفتند که خدا خودش این مسئله را حل کرد و مانند مرحوم امام که آزادی خرّمشهر را مستقیماً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به خدا نسبت دادند، حضرت آقا هم حلّ این ماجرا را مستقیماً به خدا نسبت دادند. آقا به ایشان گفتند من تابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه افراد را نه لعنت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام، نه مرگشان را از خدا خواسته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام. این موضوع به نظر من عجیب بود و نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد که انسان باید یک سرمایه‌ی درونی داشته باشد تا به اتّکاء آن، این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور حلم و سعه‌ی صدر به خرج دهد. این نکته نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند ریشه در خصوصیّات مرحوم پدرشان داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره‌ی زهد هم حتماً همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور است. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، آقا و برادر بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترشان در محیطی بزرگ شدند که فقر و نداری را چشیده بودند، البتّه با حفظ عزّت؛ یعنی پدر ایشان این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور نبود که بخواهد به خاطر فقر، پیش این و آن برود و چنین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; کارهایی بکند. البتّه خانم نیز با این شرایط همراهی کردند. به عنوان مثال، در خاطرات پدرم هست که گفته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند مادرشان چگونه از قبای کهنه‌ی مرحوم آقا برای بچّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها لباس تهیّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، و کارهای این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنینی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک خصوصیّت مشترک دیگر که در مرحوم آقا نیز بود، اهتمام به مطالعه است. پدربزرگ ما بسیار اهل مطالعه بودند و حتّی در سفرهای تهران نیز آقا یا اخوی آقا برای ایشان کتاب می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند. الان هم آقا زیاد مطالعه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و با وجود مشغله‌ی فراوان، همیشه مقدّمه‌ی خواب ایشان مطالعه است. در طول این سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها واقعاً ایشان به اندازه‌ی یک کتابخانه‌ی بزرگ، کتاب خوانده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند و فقط تعداد بسیار اندکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها به جهت حاشیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسی و تقریظ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها معلوم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود. این خصوصیّت نیز به نظرم بین پدر و پسر مشترک است. کم‌غذایی و کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوراکی نیز ویژگی مشترک دیگر ایشان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درباره‌ی زهدی که گفته شد، گاهی یک نفر اساساً ذوق و سلیقه و امکانات ندارد و زهد او از نوع سلبی است؛ امّا درباره‌ی مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شنویم که ایشان دارای سلیقه و توجّه بوده&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اند و اگر می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خواستند، می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;توانستند امکانات بیشتر برای خود فراهم کنند. در‌این‌باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; بله، این وجه درست است. مرحوم آقا اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند با دوستان و اطرافیان چنین روابط مالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشته باشند، قطعاً زندگی ایشان توسعه‌ی بیشتری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشت؛ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، بعد از شاغل شدن فرزندان در جمهوری اسلامی، آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانستند این توسعه را به زندگی پدرشان بدهند؛ امّا محیط این خانه و خانواده کاملاً بر اساس احتیاطی بود که اهل تقوا در این مسائل رعایت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. به یاد دارم مرحوم آقا یک بار در همین منزل پشت مجلس سابق که ما مدّتی از دوران ریاست جمهوری پدرم را آنجا ساکن &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بودیم، با ایشان شبهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای را مطرح کردند مبنی بر اینکه اینجا شرعاً برای ما غصبی نباشد، از این جهت که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال این ملک شخصی شما نیست؛ آقا هم توضیح دادند که من شرعاً و قانوناً حق دارم استفاده کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حالت احتیاط در پدرم نیز هست. به عنوان مثال، قبل از انقلاب، در اتاق شخصی پدرم یک اشکاف&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بود که در آن کیسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های پارچه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ایِ وجوهات بود، چون ایشان نماینده‌ی امام بودند و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را برای امام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فرستادند. مقداری از این وجوهات را ایشان اجازه‌ی تصرّف داشتند و از آن مقدار قابل تصرّف، خودشان مبلغی را به عنوان حقوق تعیین کرده بودند. ما در خانه سه فرزند بودیم و رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای زیادی به منزل ما می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، به قدری که آقا به مادر ما گفته بودند شما هر روز به اندازه‌ی یک نفر غذا اضافه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; درست کنید؛ زیرا هر لحظه ممکن بود یک نفر در بزند و بیاید، و این در آن زمان برای ما کاملاً طبیعی بود. بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، وقتی آن مقدار پول تمام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، از وجوهاتی که برای ایشان شرعاً حلال بود و لازم هم بود، برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشتند. این بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پولی به حدّی بود که یادم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید یک شب ایشان با جمعی در منزل یکی از دوستان جلسه داشتند که چون منزل نیمه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تمام و ساخته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشده بود، هنوز فرش نداشت و همگی سرپا ایستاده بودند. آنجا یکی از آقایان به آقا گفت شما صد تومان از من طلب دارید. به نظرم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;قدر آقا پول نداشتند که فوراً به ایشان گفتند صد تومان را بدهید و ایشان هم داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعد از انقلاب نیز روال همین بود. در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۴، یکی از دوستان ایشان مبلغ هشتصد هزار تومان برای کمک به تبلیغات به ایشان داد. ایشان این پول را قبول کردند، امّا همه‌ی آن را برای هزینه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربوط به محلّ سکونت و ساختمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های دولتی به امام (رحمة الله علیه) دادند. با اینکه هزینه‌ی زندگی و خوردوخوراک ما مشابه مردم از کوپن بود، امّا فقط به جهت سکونت در آن منزل، این وجه را به امام دادند که امام هم ابتدا گفته بودند لازم نیست، امّا با اصرار ایشان قبول کرده بودند. ایشان این حالت را داشتند که مراقب بیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;المال باشند تا موردی بر ذمّه‌ی ایشان نباشد. ایشان الان به نوعی کارمند نظام هستند، امّا هرگز حقوق نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و زندگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان از راه تبرّعات&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه موارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذرد. این وضع در کلّ سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچند سالِ گذشته بوده است. حتّی ایشان محلّ سکونت و مانند آن را که قبلاً به‌حق جزو حقوق می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند، به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تازگی سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های گذشته را هم حساب و پرداخت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک نمونه‌ی دیگر از این احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها مربوط به سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های اخیر است که رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمد به عتبات زیاد بود. چند بار برای ایشان از تکّه‌سنگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مطهّر مربوط به تعمیر قبور ائمّه (علیهم السّلام) در عتبات آوردند، امّا ایشان احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و از این باب که شاید این سنگ همچنان در مضجع مطهّر قابل استفاده بوده، نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پذیرفتند. البتّه به دیگران نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند امّا خودشان در مسائل، چنین احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تقیّداتی دارند و هیچ تظاهری هم ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اجازه بدهید به بخش دیگری از زندگی و شخصیّت مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای بپردازیم. رابطه‌ی مرحوم آقاسیّدجواد با حضرت امام و انقلاب چگونه بود؟ لطفاً در‌این‌باره هم توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; امام (رحمة الله علیه) پس از فوت مرحوم آقا پیامی صادر کردند. گویا پدربزرگم با امام فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله آشنایی نیز داشتند و مادربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که امام به خانه‌ی ما آمده است. مادربزرگ ما که انقلابی و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح حزب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اللّهی و این‌تیپی بودند، لذا با تنها دختر خودشان که مسیر متفاوتی رفته بود، اصلاً خوب نبودند؛ پدربزرگ ما هم همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور. خلاصه، مرحوم آقا هر‌چند بر خلاف پدرم آن روحیّه‌ی اجتماعی را نداشتند، امّا در‌عین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال مخالفت با رژیم در سوابق ایشان وجود دارد. مثلاً یک بار همراه با چهار نفر دیگر از علما نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای انتقادآمیز برای نخست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وزیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که این نامه هم سرنوشت جالبی داشته است. حالا این را مقایسه کنید با حضرت آقا و ذهن سیاسی و اجتماعی ایشان. مثلاً آقا ایرانشهر که تبعید بودند، به همراه همان چهار نفر تبعیدی نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اعتراضی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند به دبیرکلّ سازمان ملل، و کارهایی مانند این که واقعاً در جهت مبارزه با رژیم، معنادار بود. یک بار مرحوم شهید صدوقی&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; زمانی که آقا در همین ایرانشهر تبعید بودند، به دیدن ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. در آنجا گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوهایی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود و ظاهراً بحثی قوی و لایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دار را حضرت آقا در جمع مطرح می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که کسی مثل آقای صدوقی بسیار لذّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;برد و به ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید شما برای من نامه بنویسید؛ بدین معنا که از تراوشات فکری ایشان در تحلیل امور دینی یا سیاسی استفاده کنند. این در حالی است که فاصله‌ی سنّی آقا و آقای صدوقی زیاد بوده و آقای صدوقی آن وقت پیرمردی حدوداً هفتادساله و به تعبیری در جایگاه پدر آقا بودند و آقا هم در آن زمان، جوانی پُرشور و البتّه باسواد و مبنادار بودند که من بر این «با مبنا بودن» تأکید دارم؛ «با مبنا» یعنی مجتهد به معنای واقعی کلمه. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، آقا مطالبی را در دو نامه‌ی تبیینی برای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که آن نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها الان موجود است و آن مبناداریِ ایشان را نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاید بتوان گفت یکی از اوّلین طرّاحان آن فکر اجتماعی، حضرت آقا بودند که شما در همین آثار منتشرشده از بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آن دوران می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینید که یک جوان سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچندساله چه بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی را مطرح کرده است! هر فردی که مقداری به مسائل دینی آشنا باشد، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فهمد که این حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مهم حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های جدیدی است. بنده یادم هست که بیشتر مخاطبان ایشان جوان و دانشجو بودند که این ترکیب جمعیّتی در آن گوشه‌ی مشهد نیز عجیب بود. من امروز به عنوان یک طلبه متوجّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوم که آن روزها این نگاه و طرز فکر که تناسب زیادی با پایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های انقلاب داشت، جزو اوّلین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در آن زمان، مبارزانی که در میدان باشند و ابتکار‌عمل داشته باشند، بسیار کم بودند. ضمن اینکه برخی از افرادی که ضدّ‌شاه بودند، مشکلات جدّی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تری داشتند و مثلاً کمونیست بودند و با اصل مبانی دینی مشکل داشتند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; دنبال مسائل دیگری بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سبک سلوکی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای چگونه بود؟ مثلاً از شخصیّت خاصّی متأثّر بودند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; شاید در این رابطه نتوان به صورت قطعی صحبت کرد؛ چون باید صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی شنیده شود یا رفتاری دیده شود که به طور خاص، معنادار باشد. نکته‌ی دیگری هم که درباره‌ی این امور هست، اینکه این امور معمولاً مخفی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردنی است و نسبت به آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که مطالبی از سلوک و معنویّتشان معلوم شده، غالباً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به طور اتّفاقی مطلبی فاش شده، نه‌اینکه خودشان دنبال افشا &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردن آن مطالب باشند. در همان نجف، شاید ایشان ارتباطاتی با مرحوم کشمیری یا مرحوم آقای قاضی داشتند؛ امّا اینکه برنامه‌ی ایشان به کدام بزرگوار شبیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بوده، برای ما معلوم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بالاخره ایشان انسان متعبّدی بودند و تقیّد خاصّی به مستحبّات و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه نافله‌ی شب داشتند. مثلاً بنده دیده بودم که مرحوم آقا، بعد از استراحت بعدازظهر، تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند و با حالت سکوت خاصّی در جمع خانواده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند؛ حال، این سکوت ممکن است مؤیّد از توجّهات باطنی باشد. ایشان بسیار کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حرف بودند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه نبودند که بنشینند حرف بزنند و نقل کنند. این حالت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند از باب التزام به یک برنامه‌ی معنوی و قیود خاصّی باشد برای کسی که در مسیر رشد و کمال معنوی قرار دارد. امّا خب همه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی این‌ها نسبت به سؤال شما همان لازمِ اعم است و واقعاً می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود گفت ماها چیزی در‌این‌باره نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در همین موضوع، تحلیل شما درباره‌ی حضرت آقا چگونه است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; درباره‌ی حضرت آقا تعبیری که در ذهن بنده هست، این است که ایشان در این موارد بسیار اهل تستّر&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چیزی که در‌این‌باره ما دیده‌ایم، علاقه‌ی زیاد ایشان است به این مقوله و اینکه افراد بیایند و صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در این باب باشد. از آن طرف، یعنی از جانب مهمانان ایشان که اهل معنا و سلوکند هم فضای محبّت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمیزی نسبت به آقا وجود دارد. خب یک وقت هست که مثلاً یک حاکمی احضار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند و آن آقا هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید چاره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیست، باید بروم؛ امّا این‌ها با محبّت و علاقه و صمیمیّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آیند. مثلاً مرحوم آقای دولابی (قدّس سرّه)&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که آقاسیّدمرتضیٰ نبوی ایشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند یا خودشان گاهی پیغام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که من دلم تنگ شده و خودشان مایل بود که بیایند. یا مثلاً اهتمامی که دیگران، مانند مرحوم آقای بهجت،&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به ایشان داشتند. مرحوم آقای بهجت لطف خاصّی به آقا داشتند و گاهی توسّط بعضی از نزدیکان پیام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که مثلاً به آقا بگویید این کار را انجام بدهند. به نظرم یکی از درس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا به توصیه‌ی مرحوم آقای بهجت بود که این نشان از عنایت و محبّت این بزرگواران به آقا بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مثلاً یکی دیگر از آقایان مرحوم آقای معلّم دامغانی&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها است فوت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند. ایشان مکلّا بودند، امّا با امام رفیق بودند و البتّه ضدّ فلسفه هم بودند. یک جلسه‌ای بود که ایشان و آقا و بنده و اخوی در همین اتاق ساختمان شماره‌ی دو&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نشسته بودیم. بعد از جلسه که ما هنگام بدرقه با هم بیرون رفتیم، ایشان به من توصیه کرد که برای حفاظت از آقا فلان سوره از قرآن را بخوانید. گاهی هم بنده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم بعضی دیگر از آقایان، هنگام خروج، به طور خصوصی برخی از نکات و توصیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را به شخص آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند. این نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی عنایت و گرایش این بزرگان به آقا بود که البتّه به شیوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مختلف بروز پیدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. بنده نیز این تصوّر را به صورت احتمالی دارم که ورای روابط ظاهری و این برداشت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و دریافت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، ارتباط باطنی در میان بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خلاصه، اینجا رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای بسیار خوبی بوده است و واقعاً برای آقا با آن فشار کاری، لحظات بهشتی‌ای را رقم زده است که شاید قریب به دو ساعت بنشینند صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های بسیار خوب از انواع و اقسام گفتنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شنیدنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و مطالب بسیار مفیدی مطرح بشود. این انسان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاص و معنوی با همه‌ی تفاوت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که در روش و منش دارند، امّا اهتمام و توجّه خاصّی به آقا داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، تصوّر بنده این است که آقا اهل تستّر هستند و آنچه فعلیّت خود ایشان است، خیلی برای دیگران بروز نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند. ایشان اهل تهجّدهای طولانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;مدّت هستند و زمان برنامه‌ی سحر ایشان نسبتاً طولانی است. از طرفی، ایشان واقعاً صفات شخصی خوبی دارند. مرحوم آقای خوشوقت&lt;a href="#_ftn12" name="_ftnref12" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دو بار به من گفتند که آقا بسیار متواضع است، که برای من جالب بود. آقای خوشوقت خیلی کم اهل توصیف و مدح کسی بودند، امّا دو بار خودشان به صورت ابتدایی این نکته را به من گفتند. ما هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینیم که ایشان به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در برخورد با افراد، همه چیز را عملاً کنار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذارند، در نظر نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و تواضع به خرج می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهند. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، این مسائل بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ارتباط با واقعیّات درونی نیست؛ امّا این را که نصاب آن در چه حدّی است، بنده نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانم بگویم. می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند فرزندان مرحوم آقاسیّدجمال گلپایگانی&lt;a href="#_ftn13" name="_ftnref13" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند پدرشان چه کسی است و آن‌هایی که با ایشان ارتباط داشتند نقل کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند که وقتی ما حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاصّ خودمان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدیم، اگر فرزندان ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند، ایشان شروع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند به بحث کردن راجع به یک فرع فقهی طهارت و نجاست و مانند آن، و نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذاشتند این‌ها متوجّه بشوند که مثلاً چه صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در میان است. البتّه من اصلاً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; منظورم تشبیه نیست، بلکه از باب تنظیر می‌گویم که ممکن است این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جوری باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در تمام این مصاحبه، منظور از «مرحوم آقا» حضرت آیت‌الله حاج سیّدجواد خامنه‌ای (قدّس سرّه) است.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله علی‌اکبر فیض، مشهور به آیت‌الله مشکینی (۱۳۰۰ ـ ۱۳۸۶ ش)، فقیه مبارز، استاد اخلاق و سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه، رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس جامعه‌ی مدّرسین حوزه‌ی علمیّه‌ی قم و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی قم بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله میرزا محمّد آقازاده‌ی خراسانی (۱۲۹۴ ـ ۱۳۵۶ ق)، مشهور به آقازاده، فرزند دوّم آخوند خراسانی، فقیه مجاهد و مدرّس برجسته‌ی اصول فقه در حوزه‌ی علمیّه‌ی نجف و خراسان بود. ایشان در ماجرای قیام گوهرشاد دستگیر و تبعید شد و بر اثر تزریق نوعی آمپول مشکوک، در شهرری به شهادت رسید. مزار وی در حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی و در جوار ضریح امامزاده حمزةبن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;موسی‌الکاظم (علیهما ‌السّلام) قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; گنجه، کمد یا قفسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هدایا و مبالغ اهدایی غیر واجب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله شهید محمّد صدوقی (۱۲۸۷ ـ ۱۳۶۱ ش) فقیه مبارز، مدرّس سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه‌ی قم، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نماینده‌ی امام خمینی و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی یزد و چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; عدم ابراز و پرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پوشی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا محمّداسماعیل دولابی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۸۱ ش) عارف وارسته و استاد اخلاق ساکن تهران بود که جویندگان و تشنگان عرفان و اخلاق در تهران سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از محضرش بهره می‌بردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;‌العظمی محمّدتقی بهجت فومنی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۸۸ ش) فقیه، عارف، چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی و مرجع تقلید جهان تشیّع بود. وی از شاگردان حضرات آیات آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، سیّدعلی قاضی طباطبایی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدحسین بادکوبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای و سیّدمحمّد حجّت کوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کمری بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا علی‌اکبر معلّم دامغانی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۷۶ ش) مرد صاحبدل و عارف توحیدی که از رفقای دیرین و همدرسان امام خمینی (رحمه الله) در محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود و بعدها با رهبر شهید انقلاب نیز ارتباط و جلسات سلوکی معنوی داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یکی از ساختمان‌های مجموعه‌ی بیت رهبری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref12" name="_ftn12" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله عزیز خوشوقت (۱۳۰۵ ـ ۱۳۹۱ ش) فقیه و عالم ربّانی، سالک الی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله و عارف بالله و چهره‌ی معنوی و سلوکی بود. وی از شاگردان حضرات آیات بروجردی، امام خمینی و علّامه طباطبایی و از اساتید اخلاق معروف تهران بود که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متمادی از عمرش را صرف تربیت نفوس و تهذیب جوانان نمود. همچنین، ایشان پدر همسر آیت‌الله سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای (دام ظلّه) نیز هست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn13" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref13" name="_ftn13" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله آقاسیّدجمال‌الدّین گلپایگانی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۷۷ ق) فقیه، عارف و چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی بود. وی از شاگردان حضرات آیات آخوند خراسانی، آقاسیّدمحمّدکاظم یزدی، آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدمرتضیٰ کشمیری و سیّداحمد کربلایی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 18:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>اطلاعیه دفتر رهبر معظم انقلاب درباره تماس‌های مکرر برخی اقشار مردم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62809</link>
<guid>62809</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای با اشاره به تماس‌های مکرر اقشاری از مردم و اندوه آنان از برخی مواضع ناروا در دوران حیات حضرت آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای، تحت تأثیر تبلیغات رسانه‌های دروغ پراکن دشمن تأکید کرد: همه این عزیزان آسوده خاطر باشند زیرا آن امام شهید همواره همه ملّت ایران را فرزندان خود می‌دانستند و چنین عزیزانی را می‌بخشیدند و حلال می‌کردند.&lt;br /&gt;
	متن اطلاعیه دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	به اطلاع ملّت عزیز، شریف، آزاده و دلیر ایران می‌رساند:&lt;br /&gt;
	اقشاری از مردم در تماس با دفتر با اندوه فراوان از اینکه تحت تأثیر تبلیغات دروغین شبکه‌های دروغ‌پراکن دشمن، مواضعی ناروا و احیاناً جسارتهایی نسبت به ساحت والای رهبر عالیقدر، امام شهید (رضوان الله تعالی علیه) داشته‌اند و موفق به طلب حلالیّت نشده‌اند اظهار تأسف کرده، کسب تکلیف می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با توجه به پاسخ مکرّر ایشان به موارد مشابه در زمان حیات پربرکت خود که بارها فرمودند: همه ملّت ایران فرزندان من هستند و من دعاگوی آنها هستم و چنین عزیزانی را هم بخشیده و حلال کرده و خواهم کرد، اعلام می‌داریم که همه این عزیزان آسوده خاطر باشند که مورد بخشش آن دل مهربان که همچون اقیانوس همه مردم را در خود گنجانده بود، هستند و نشانه این رضایت را در همین حضور یکپارچه و حماسی و دلهای دشمن‌شکن یکایک مردم عزیز می‌توان مشاهده کرد که خداوند با لطف خود، همه دیوارهای جدائی را از میان آنها برداشته و همگان با شعار الله‌اکبر، پرچم کلمة‌الله هی العلیا را برافراشته‌اند و با توکّل بر خدا، همدل و همسو و همگام جز به پیروزی بر دشمن پلید بشریت نمی‌اندیشند. محکم بایستید و یقین بدانید که دعای سیدالشهدای تاریخ ایران شامل یکایک شما مردم عزیز بوده و خواهد بود و همین ثبات قدم شماست که نصرت الهی و فتح قریب را نوید می‌دهد که فرمود اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت اَقدامَکُم.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 11:40:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62808</link>
<guid>62808</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُستقیماً وَ یَنصُرَکَ اللهُ نَصْراً عَزیزاً.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چهل روز از یکی از بزرگترین جنایات دشمنان اسلام و ایران و از یکی از سنگین‌ترین داغهای عمومی در تاریخ این ملت میگذرد؛ داغ شهادت جانگداز رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، پدر ملت ایران و زعیم امت اسلامی و پیشوای حق‌طلبان در عصر حاضر، سید شهیدان ایران و جبهه مقاومت، خامنه‌ای کبیر قَدَّس‌الله نَفسَهُ‌ الزَّکیَّه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چهل روز است که روح بلند رهبر شهیدمان در جوار قرب الهی میهمان ضیافت اولیاء و صدیقین و شهدا شده و همزمان و یا در پی آن، جمع کثیری از یاران، فرماندهان و رزمندگان اسلام، و هموطنان مظلوم از نوزادان چند روزه تا کهنسالان هم به این فیض عظیم نائل آمده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما این‌بار برخلاف آنچه در عصر کلیم‌الله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوساله‌اش ایستادگی کرده و همچون گدازه‌های آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چهل شبانه‌روز است که مستکبران عالم، نقابهای فریبنده و دروغین را از رُخ برگرفته ‌و چهره‌ کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودک‌کشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشته‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما در مقابل، چهل روز و شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنه‌ای عزیز شهید و پیروان اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله و سلّم) با اهتمام و شجاعتی مثال‌زدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند و عَلی‌رغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن، جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کرده‌اند. ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تأسی به میراث‌داران بی‌واسطه عاشورای حسینی، از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت. و همه اینها دشمنِ تا بن دندان مسلح را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است. این‌بار جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفند ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرت‌گیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی گردد، و پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان بلکه در عمق دلهای حق‌جویان جهان برافراشته شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این مناسبت فرصت خوبی است تا قدری مختصر، معرفی رهبر عظیم‌الشأن به عمل آید. صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد. همه میدانند که قائد شهید ما، فقیهی زمان‌شناس و بصیر، مجاهدی خستگی‌ناپذیر و چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی، اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین صلوات‌الله و سلامه علیهم اجمعین، و از عمق جان، مؤمن به وعده‌های الهی بودند. از خصوصیات دیگر ایشان ایران‌دوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملّی تأکید داشتند. ایشان عمری را در تلاش برای برپائی نظام اسلامی و قوام و بقاء آن طی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی بدون مردم از نظر ایشان بی‌معنا می‌نمود. در عین اقتدار و صلابت، بهره وافری از ظرافت در اندیشه و نگرش به امور داشتند. به ظرفیتهای کشور خصوصاً جوانان توجه ویژه‌ای مبذول میکردند. به علم و فناوری و پیشرفتِ در سایه آن اهمیت میدادند. برای خانواده معظّم شهدا و جانبازان و ایثارگران عزیز ارج خاصی قائل بودند. در جهات مختلف دارای تجارب گرانسنگ و متراکمی بعضاً با سابقه چند دهه بودند، و خصوصیات متعدد دیگری که فهرست طویلی را شامل میشود. این روزها در بعضی از رسانه‌ها مکرراً صحبت از هنر و هنرشناسی و هنرپروری ایشان به میان می‌آید. این عنصر در عین اینکه به‌تنهائی میتواند ارزش زیادی را برای شخصیت یک نفر ایجاد کند و مسلّماً در رهبر عزیزمان به‌معنی واقعی و در حد عالی وجود داشت، در مقایسه با سائر عناصر وجودی و امتیازات ایشان، کوچک به‌نظر می‌آید. بنده بشخصه از ایشان هنرهای متعددی را سراغ دارم:&lt;br /&gt;
	یک هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هنر دیگر ایشان نهادسازی‌های هدفمندی بود که بخصوص در سالهای ابتدائی دوران زعامت و رهبری خود با نظر به افقهای دور دست، به آن اقدام کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطّلع و بهره‌مند شدند. همچنین قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاستگذاری، از دیگر هنرهای ایشان بود که شمّه‌ای از آن در تدوین سیاستهای کلی نظام منعکس میباشد. و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت به‌هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عمل می‌آمد. و از جمله، هنری که در اثر صیقل خوردن روح بلند ایشان در شداید و امتحانات و ابتلائات و به‌خاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود، هنر پیش‌بینی حوادث دوردست بود که اَلمُؤمِنُ یَنْظُرُ بِنورِ الله. و هنرهای دیگری که احصاء آن در این مختصر ممکن نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همه‌ این هنرها و مزیتها منشائی جز عنایات خاصه الهی و توجه خاص سرورمان و آباء طاهرین ایشان صلوات‌الله علیهم اجمعین نداشت. شاید بتوان آنچه این عنایات و توجهات را به سمت آن بزرگوار جلب کرد را در تلاش و مجاهدت بی‌وقفه و خالصانه او در راه اعلاء کلمه‌ی حق، خلاصه کرد. اما به‌طور ویژه غیر از سختی‌های مبارزه با دستگاه خائن حکومت پهلوی، ایشان از یک فرصت خاص دیگر در مسیر انجام وظیفه، بهره زیادی بردند که عموم مردم معمولاً از آن اطلاع ندارند. این‌طور تقدیر شده بود که سید جوانِ بشدت جویای علم و البته طالب عمل، در وقتی که پدر بزرگوارش در معرض نابینائی قرار داشت، پس از سالیانی زانو زدن در محضر اساتید عالی‌مقام، همه‌ زمینه‌های ظاهری پیشرفت علمی و آینده‌ساز در قم را رها کرده و با اعتماد به فضل الهی، خود را وقف پدر نماید. تفضل الهی در پی این ایثار این‌گونه ظاهر شد که ناگهان سیدعلی خامنه‌ای در سنین قبل از سی‌ سالگی مانند خورشیدی از خراسان سر برآورد و بزودی یکی از ارکان فکری و مبارزاتی قلمداد شد و همزمان در علوم متداول هم پیشرفتهای قابل توجه‌ای نمود؛ به‌طوری‌که در سالهای دهه پنجاه، دستگاه ساواک او را خمینی خراسان خوانده بود. باید بر این نکته تأکید کنم که این روند ترقی باطنی و ظاهری آن بزرگوار در مقاطع بعدی هم ادامه یافت. حال در مقام درس‌آموزی از رفتار بزرگان و بخصوص چنین شخصیتی، خیلی بجا است که این خصوصیت خیرخواهی خالصانه برای یکدیگر و مواسات را رویّه خود سازیم که این ویژگی و توأم با آن، نظر به رحمت واسعه الهی داشتن، فرقی مهم بین کسی است که تحت پرچم حق ایستاده و آن کسانی که حول پرچم باطل حلقه زده‌اند. مسلّماً پیگیری چنین رویّه‌ای، گشاینده دربهای آسمان و فرودآورنده انواع امدادهای الهی و غیبی خواهد بود؛ از نزول باران رحمت گرفته تا غلبه بر دشمن و حتی پیشرفتهای علمی و فناورانه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این ایام مکرراً شنیده میشود که گروههای مختلفی از مردم عزیز، بحق و با حسرت از آن یگانه دوران یاد میکنند و کم‌کم وجوه بیشتری از گوهر تابناک شخصیت والای ایشان ظاهر میگردد. همچنین بنای بر تأسّی به افعال خاصی از آن‌جناب کم‌کم فراگیر میشود؛ از جمله مردم عزیزمان از مشت گره کرده‌ آن‌جناب در حین شهادت درسها آموختند و اکنون همین مشت گره‌کرده برای بعضی نوعی نماد مشترک از عقیده شده است. این‌گونه است که بار دیگر ثابت میشود که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است و صدای رسای او در دعوت به توحید و حق‌طلبی و مبارزه با ظلم و تباهی، پرطنین‌تر و پیامش نافذتر از دوره حیات او بوده و همچنین خواهش قلبی این شهید عظیم‌القدر که سعادت این ملت و سایر ملتهای مسلمان بود، از قبل به واقعیت نزدیکتر شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	برادران و خواهران هموطن! امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، به‌جرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بوده‌اید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است. این بی‌شک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان و سایر شهدای گلگون‌کفن و هموطنان مظلوم و گلهای پرپر شده مدرسه شجره طیّبه میناب، و در پی توسلات و تضرعات آحاد ملت به درگاه ربوبی و حضور مجاهدانه ایشان در میادین و محلات و مساجد، و به‌ خاطر جانفشانیهای بی‌دریغ و بی‌منّت و خالصانه رزمندگان جان‌برکف اسلام در سپاه و ارتش و فراجا و سربازان گمنام و مرزداران، به ملت ایران ارزانی شده است. این نعمت هم مانند هر نعمت دیگری باید مورد شکر قرار گیرد تا بقا و رشد داشته باشد که لَئن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم. شکر عملی این نعمت، تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به ایران قوی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه در وهله‌ی کنونی، برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبر شهید ضروری می‌نماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند چهل روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به‌نظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه‌ مذاکرات مؤثر است؛ همچنان‌که عدد شگفت‌آور  و رو به افزایش میلیونیِ پویش جان‌فدا برای ایران، هم از عناصر تأثیرگذار در این عرصه است. باذن‌ الله تبارک و تعالی در اثر این نقش‌آفرینی‌ها و استمرار آن، چشم‌اندازی که در پیش روی ملت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید میدهد. رهبر شهید ما وقتی که عهده‌دار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخمهای متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود. اما وقتی‌که بعد از قریب به ۳۷ سال، کرسی زعامت امت را ترک نمودند، شجره طیبه‌ای که ریشه‌اش مستحکم و شاخ و برگ آن بر بخشهای مهمی از منطقه و جهان سایه‌افکن شده است را از خود به جا گذاشتند. رویکرد دستیابی به «ایران هر چه قوی‌تر» از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد که مکرراً مورد تأکید ایشان بود. شمّه‌ی‌ قابل توجهی از این وحدت در این چهل روز تحقق پیدا کرد: قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای فیمابین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود. بسیاری از کسانی که هنوز به این‌گونه حضور دست نیافته‌اند، قلباً همراه و هم‌سخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این روزها خیلی‌ها نگاهی تمدّنی را با چشم دوختن به افقهای دور دست تجربه میکنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق میکنند. این خصوصیتی است که تا اندکی پیش از این در عدّه‌ی کمی که رهبر شهید در رأس آن قرار داشتند، دیده میشد. این‌گونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزه‌وار این ملت را درک میکند و بی‌جهت نیست که در این روزها حکیم نامدار دوران و فقیه عالیقدر آنگاه که با شما از این شأن صحبت میفرماید، بارها بغضِ گلو، سدّ راه کلامش میشود.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	در همین مجال به همسایگان جنوبی ایران میگویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعده‌های دروغین شیاطین بدگمان باشید. ما هنوز منتظر واکنش مناسبی از سوی شما هستیم تا برادری و خیرخواهی خود را به شما نشان دهیم. این صورت نمیگیرد مگر با اِعراض شما از مستکبران که هیچ فرصتی را برای تحقیر شما و استثمارتان از دست نمیدهند. این را همه باید بدانند باذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. حتماً غرامت تک‌تک صدمات وارد شده و خون‌بهای شهیدان و دیه‌ جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ‌وجه از حقوق حقّه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به‌طور یکپارچه در نظر داریم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	در این مقطع تا مرحله وصول به آنچه متعلق به ما است، اولاً همه آحاد ملت سعی در مراعات یکدیگر داشته باشند تا از ناحیه کمبودهائی که اثر طبیعی هر جنگی است، فشار کمتری بر اقشار مختلف وارد گردد. البته این کمبودها که بعضاً در جبهه مقابل شما خیلی بیشتر وجود دارد، به لطف تلاشهای برادران و خواهران شما در دولت و نهادهای دیگر، تا حد قابل توجهی مدیریت شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ثانیاً مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانه‌های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلّماً آن رسانه‌ها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ثالثاً ملت عزیز اگر چه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی شهادت رهبر عظیم‌الشأن خود، جامه عزا را از تن بیرون می‌آورد، اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه‌میدارد و پیوسته مترصّد تحقق آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در پایان خطاب به سرورمان عجل‌ الله تعالی فرجه الشریف عرضه میدارم که ما با ایمان به خدای متعال و توسل به ائمه معصومین صلوات‌‌الله و سلامه علیهم و با تأسّی به رهبر شهید خود در زیر پرچم جنابتان و در مقابل جبهه کفر و استکبار ایستاده‌ایم و در این مسیر شهدای گرانقدری از طبقات مختلف تقدیم راه عزت و استقلال کشور و اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی کرده‌ایم و خساراتی دیگر هم دیده‌ایم. اینک با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بسته‌ایم و امید داریم هر چه زودتر، هم ما و هم دشمنانمان اثر معجزه‌آسای آن را مشاهده کنیم، ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	                                                     سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای  &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	                                                            ۲۰/فروردین/۱۴۰۵           &lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 21:10:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام‌هایی برای جنگ، مقاومت و امید</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62880</link>
<guid>62880</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62880/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;«در مبارزه‌ی حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبهه‌ی حق هزینه میدهد. در جنگ هشت‌ساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همه‌ی دنیا قبول کردند که ایران ــ ایران تنها و تهیدست ــ بر طرف مقابل پیروز شد [...] امّا خب ما در این پیروزی همّت‌ها از دست دادیم، باکری‌ها از دست دادیم، خرّازی‌ها از دست دادیم، چمران‌ها از دست دادیم؛ اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهایی است.»&lt;/span&gt;&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این فرازی از سخنرانی نوروزی امام شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در ابتدای سال ۱۴۰۴ بود. واقعیتی که راهنمای دو جنگ تحمیلی از سوی اسرائیل و آمریکا بر ایران در این سال بود.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	به همین بهانه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#8b4513;"&gt;بخش «&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درس و عبرت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; تاریخ»&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه‌&lt;strong&gt; &lt;span style="font-size:10px;"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; به بازخوانی پیام‌های نوروزی آن پیر روشن ضمیر در دوره رئیس‌جمهوری که همزمان با هشت سال دفاع مقدس بود، پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; این روزها، ملّت به یاد پیام‌های آغاز سال رهبر شهید به سر می‌برد. اما این سنت، در دوره ریاست جمهوری ایشان نیز رایج بود، پیامهایی که از نخستین سال ریاست‌جمهوری آغاز شد و تا نوروز سال ۱۳۶۸، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ایشان ادامه یافت و امروز چونان سندی تاریخی از حال و هوای آن سال‌ها، روایتی صمیمی از دغدغه‌ها، امیدها و باورهای مردمی است که انقلاب را تازه پشت سر گذاشته بودند و در برابر جنگی تمام‌عیار ایستادگی می‌کردند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۱؛ سالی که بهار با شهادت و پیروزی گره خورد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	بهار سال ۱۳۶۱، در حالی آغاز شد که ایران همچنان درگیر جنگی ناخواسته و تمام‌عیار بود. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای که کمتر از یک سال از ریاست جمهوری ایشان می‌گذشت، در اولین پیام نوروزی خودشان رو به ملّتی کردند که بعد از سالی سخت، که با خیانت نخستین رئیس‌جمهور و عزل او آغاز شده بود و بعد از دوره‌ای متوالی از ترور مسئولین توسط عوامل نیابتی غرب، یعنی سازمان مجاهدین خلق پشت سر گذاشته بود، اما با مقاومت ملّت، از آن عبور کرده و وضع جبهه جنگ تغییر کرده و تازه طعم شیرین پیروزی‌های اولیه را می‌چشیدند. سالی که ملّت ایران «زیباترین چهره‌هاىِ انسانى و گذشت و ایثار» را نشان داده بودند. ایشان از مردمی گفتند که با «اراده‌ى نیرومند» خود، هم در جبهه‌های جنگ و هم در صحنه سیاست و اقتصاد، انقلاب را به پیش برده بودند. پیام آن سال، تلفیقی از ستایش صبر مردم و هشدار درباره توطئه‌های دشمن بود؛ اما نکته درخور توجه، نگاه امیدوارانه به آینده بود: «شما در طلیعه‌ى بهار، وارد مرحله‌ى جدیدى از پیشرفت، از موفقیت و از روزگارِ شادمانه بشوید.»&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۲؛ ادامه راه بعد از آزادی خرمشهر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	نوروز ۱۳۶۲ بعد از سالی دلگرم کننده آغاز می‌شد که قله آن، آزادی خرمشهر بود. رئیس‌جمهور با شکر الهی، سال گذشته را «سال پیروزى‌هاى بزرگ، سال آزاد شدن هزاران کیلومتر مربع از سرزمین‌هاى اشغال شده» نامیدند. اما در کنار این شادمانی، نگاهی فراتر از جنگ نیز در کلامشان دیده می‌شد. ایشان موفقیت نهایی را نه فقط در پیروزی نظامی، که در ساختن «جامعه‌ى صد در صد اسلامى» می‌دانستند؛ جامعه‌ای که در آن «هیچ‌گونه ناکامى و ناروائى و ظلم وجود ندارد».&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همان سال، در سخنرانی نوروزی در حرم امام رضا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، بحث «معنویت» را چنین توضیح دادند: «دنیا و آخرت در اسلام از هم جدا نیستند.» امام شهید معنویت را نه به معنای کناره‌گیری از دنیا، بلکه به عنوان نیرویی برای آبادانی آن با انگیزه‌ای الهی معنا می‌کردند. در همین سخنرانی با جدیت تمام از «خودکفایی» سخن گفتند و آن را یک «جهاد» ملّی خواندند: «ما تصمیم داریم به فضل‌الهى خودمان را به خودکفائى نزدیک کنیم. خودکفائى یک شعار نیست... یعنى ما براى نیازهاى داخلى خودمان دست به طرف دشمنانمان دراز نکنیم.»&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۳؛ دو جبهه، دو پیروزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	با آغاز سال ۱۳۶۳، رئیس‌جمهور از دو پیروزی مورد انتظار سخن گفتند: یکی در جبهه‌های جنگ و دیگری در «جبهه خودکفایی مواد غذایی». این بار، روستاها و کشاورزی در کانون توجه قرار گرفته بودند: «شعار خودکفایى در کشاورزى باید اولین موفقیت خود و واقع‌بینى و واقع‌گرایى خود را نشان بدهد.» ایشان از دهقانان، روستاییان و همه تولیدکنندگان خواستند تا دست به دست هم دهند و کشور را از واردات مواد غذایی بی‌نیاز کنند.&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۴؛ مشارکت و پرهیز از اسراف&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در نوروز ۱۳۶۴، فضای پیام‌ها اندکی متفاوت بود. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای که برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی توانسته بودند چهارمین سال ریاست جمهوری را دنبال کنند، باید به زودی آماده انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری می‌شدند، اما در پیام ایشان هیچ اثری از تبلیغات انتخاباتی نبود. رهبر شهید از فشارهای اقتصادی جدید و خشکسالی در برخی مناطق سخن گفتند، اما تأکید داشتند که ملّت ایران در همه صحنه‌ها پیروز بوده است. این بار، بر «مشارکت مردم در صحنه‌هاى اقتصادى» پای فشردند و از آنان خواستند که این مشارکت را «فعال‌تر و کارآمدتر» کنند. نکته‌ای که در این پیام برجسته بود، تأکید بر پرهیز از هرگونه اسراف بود: «اسراف در زمینه‌ى مالى، اسراف در زمینه‌ى نیروى انسانى، اسراف و به هدر دادن و بیهوده از دست دادن وقتها و فرصتهاى گرانبها.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان سال قبل را از این جهت بسیار موفق ارزیابی کردند که «گامهاى بلندى را در راه رسیدن به آرمانهاى انقلاب برداشتیم و مخصوصاً در جهت احیاء شعارهاى اساسى انقلاب، مانند شعار اسلام و رسیدن به احکام اسلامى و شعار حمایت از مستضعفین و شعار دگرگونى عمیق فرهنگى در میان قشرهاى مردم؛ به این شعارها ان‌شاءالله دست یافته باشیم.»&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۵؛ استقلال واقعی و آرزوهای بزرگ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	همزمانی نوروز ۱۳۶۵ با سالگرد ولادت امام جواد &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، حال و هوای معنوی خاصی به پیام داده بود. رئیس‌جمهور این بار از افق‌های دورتر سخن گفتند: «ما باید کشورمان را به استقلال حقیقى و همه‌جانبه، به خودکفایى و غنا از جهت علمى، از جهت صنعتى برسانیم.» ایشان آرزوهای بزرگ ملّت را عدالت، رفاه و آزادی کامل در سایه اسلام دانستند و تأکید کردند که تحقق این آرمان‌هاست که انقلاب ایران را به الگویی برای ملّت‌های مستضعف جهان تبدیل خواهد کرد.&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱۳۶۶، سال مقاومت ملّت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در ششمین پیام نوروزی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، مواردی موجود است که به سال شهادت ایشان بسیار شباهت دارد. «ملّت با قهرمانی خاص خود، با ایمان درخشان خود توانست بر همۀ مشکلات فائق آید.» ایشان سال گذشته را سال پیروزی و سرافرازی دانستند و با اشاره به مقاومت مردم در جنگ شهرها که وسعت یافته بود، خاطرنشان کردند که «مردم بیش از گذشته آموختند که باید مقاومت کنند.» سالی که سال امتحان الهی و سختی‌های گوناگونی بود اما «ملّت ما همه این سختی‌ها را با بردباری و مقاومت، صبر و هوشیاری و آگاهی پشت سر گذاشت.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در این پیام، با نگاهی پرامید، سال بعد را سال تلاش‌های بزرگ برای سالی زیباتر با پیروزی‌های بزرگ دانستند.&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۷؛ تحرک دائمی، رمز پیروزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در آستانه سال ۱۳۶۷، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با اشاره به پیروزی‌های بزرگ در دفاع مقدس، آن را از ناحیۀ الهی دانستند: «خدا را شاکریم که در پایان این سال و روزهای پیش از عید نوروز بزرگترین پیروزی سال را به ملّت ما ارزانی داشت و دل آنها را شاد کرد.» اما تأکید کردند که «عنایت الهی چیزی تصادفی و مجانی نیست. بلکه در مقابل اخلاص یک ملّت و صفا و تلاش صادقانه و مجاهدت به او ارزانی می‌شود.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان با اشاره به انتخابات سومین دورۀ مجلس، بر لزوم وحدت و قطع دست‌های توطئه‌گر و مخل وحدت تأکید کردند و در پایان خاطرنشان کردند: «دست‌ها در هم و هماهنگی آوازها با هم یک ملّت را در همه میدان‌ها به پیش می‌برد و این همان چیزی است که بحمدالله ملّت ما به آن دست یافته است.»&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان که ریاست شورای عالی دفاع را بر عهده داشت، در نوروز در جمع فرماندهان نظامی نیز حاضر شد و حال و هوای این دیدار، نظامی‌تر بود. ایشان با اشاره به پیروزی‌های بزرگ «کربلای پنج» و «والفجر ده»، «تحرک دائمی» را رمز حیات ارتش و ملّت ایران خواند: «سکون و رکود در کار ارتش معنى ندارد... اگر از درون یک سازمانى حالت رشد دائمى نداشته باشد، خواهد پوسید.» ایشان این تحرک و پویایی را حاصل ایمان و پیوند مردم و مسؤولان دانست و آن را راز پیشرفت‌های ایران در سطح ملی و جهانی معرفی کرد.&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۸؛ خداحافظی با جنگ، سلام به بازسازی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	آخرین پیام نوروزی دوران ریاست جمهوری، در حالی منتشر شد که سال ۱۳۶۷ به پایان رسیده بود؛ سالی که رئیس‌جمهور آن را «بى‌نظیر و تاریخى» نامید. سالی که در آن، امام خمینی (ره) بزرگترین تصمیم ملی یعنی «پایان جنگ و پذیرش آتش‌بس» را گرفتند و مردم نیز از آن حمایت کردند. سالی که با موشک‌باران آغاز شد و با توطئه‌های فرهنگی پایان یافت، اما در خلال آن، ملّت ایران بزرگ‌ترین راهپیمایی‌ها و بسیج‌های مردمی را رقم زدند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا در آستانه سال ۱۳۶۸، سخن از «بازسازى فراگیر و همه‌جانبه» بود. بازسازی‌ای که به گفته رئیس‌جمهور، بدون «حمایت مردم، بدون دخالت مردم، بدون کمک سیاسى و عملى مردم» امکان‌پذیر نبود. ایشان بازسازی را نه فقط در اقتصاد و تولید، که در علم و تحقیق، در فرهنگ، در محیط زیست و حتی در نیروهای مسلح جستجو می‌کرد. و در پایان، یک توصیه ساده اما اساسی داشت: صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف، که آن را نه به معنای سخت‌گیری بر مردم، که راهی برای «گشایش در امور زندگى» معرفی کرد.&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما هیچ کس نمی‌دانست، تا چند روز بعد، امام منتظری را از قائم مقام رهبری عزل خواهد کرد، خود به دیدار یار خواهد شتافت و سکان رهبری برای دوره‌ای طلایی به رئیس‌جمهوری سپرده خواهد شد، که آرزویش انجام وظیفه بود در امری همچون نمایندگی امام در مناطق محروم سیستان و بلوچستان.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، ۱۴۰۴/۱/۱&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۱&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۲&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;سخنرانی نوروزی در حرم حضرت علی‌بن موسی الرضا علیه اسلام،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;۱۳۶۲/۱/۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۳&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۴&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۵&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۶&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۷&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;دیدار با فرماندهان نظامى،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;۱۳۶۷/۱/۱&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۸&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Mar 2026 17:45:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵؛ سال «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی»</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62807</link>
<guid>62807</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62807/1405-payam.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حضرت آیت&amp;zwnj;الله سیّدمجتبی حسینی خامنه&amp;zwnj;ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی با مروری بر وقایع سال ۱۴۰۴ و سه جنگ نظامی و امنیتیِ تحمیلی بر ملّت ایران و گرامیداشت یاد شهدا بخصوص رهبر شهید و عظیم&amp;zwnj;القدر انقلاب، نونهالان مدرسه میناب، رزمندگان نیروهای مسلّح و آحاد شهیدان، بر استمرار تمرکز بر مقوله اقتصاد و تأمین معیشت و تولید ثروت برای عموم مردم در سال جدید تأکید و با اشاره به تلاش&amp;zwnj;های انجام شده برای تدوین نسخه&amp;zwnj;ای جامع برای علاج مشکلات اقتصادی، سال ۱۴۰۵ را سال &lt;strong&gt;&amp;laquo;اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی&amp;raquo;&lt;/strong&gt; خواندند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;متن کامل پیام نوروزی رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: center;"&gt;یا مقلب القلوب والابصار یا مدبّر اللیل و النهار یا محوِّل الحول و الاحوال، حَوِّل حالَنا الی احسن الحال.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امسال بهار معنویت و بهار طبیعت یعنی عید سعید فطر و عید باستانی نوروز با یکدیگر تقارن پیدا کرده که این دو عید مذهبی و ملی را به یکایک آحاد ملت تبریک میگویم و خصوص عید سعید فطر را به همه مسلمین جهان تهنیت میگویم. همچنین لازم است بمناسبت پیروزیهای چشمگیر رزمندگان اسلام به همگان تبریک عرض کنم و به همه خانواده&amp;zwnj;ها و بازماندگان شهدای والامقام جنگ تحمیلی دوم و کودتای دی&amp;zwnj; ماه و جنگ تحمیلی سوم و شهداء امنیت و مرزبانی و سربازان گمنام شهید، مراتب تسلیت و همدردی خود را ابراز نمایم.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بمناسبت فرارسیدن سال شمسی ۱۴۰۵ عرائضی دارم که ذیلاً مطرح می&amp;zwnj;نمایم.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ابتدائاً مروری مختصر بر بعض وقایع مهم سال گذشته خواهم داشت. در سال گذشته مردم عزیز ما سه جنگ نظامی، امنیتی را تجربه کردند. جنگ اول، جنگ خرداد ماه بود که دشمن صهیونی با کمک خاص آمریکا و در بین مذاکرات، با تهاجمی ناجوانمردانه بعضی از بهترین سرداران و دانشمندان برجسته کشور و در ادامه حدود ۱۰۰۰ نفر از هموطنان ما را به شهادت رسانید. دشمن بخاطر اشتباه فاحش محاسباتی گمان میکرد که بعد از یک یا دو روز، این مردم خواهند بود که نظام اسلامی را سرنگون میسازند. ولی با هوشیاری شما مردم و رشادتهای بی&amp;zwnj;نظیر رزمندگان اسلام و فداکاریهای فراوان، خیلی زود آثار بیچارگی و مَسکنَت در او ظاهر شد و با واسطه&amp;zwnj;تراشی و اقدام به ترک مخاصمه، بنوعی خود را از لبه پرتگاه نجات داد.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جنگ دوم، کودتای دی ماه بود که آمریکا و نظام صهیونی به تصور اینکه مردم ایران در اثر مشکلات اقتصادی تحمیل شده، نظر دشمن را عملی مینمایند، با استفاده از مزدوران خود فجایع بیشماری را رقم زدند و عده بیشتری از هموطنان عزیزمان نسبت به جنگ سابق را به شهادت رسانیده و خساراتی فراوان وارد کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جنگ سوم، جنگی است که اکنون در میانه آن هستیم که در اولین روز آن پدر مهربان امت، رهبر عظیم&amp;zwnj;القدرمان اعلی الله مقامه &amp;zwnj;الشریف را در حالیکه با اشتیاق فراوان در رأس قافله&amp;zwnj;ای از شهیدان در سفری آسمانی بسوی جایگاهی می&amp;zwnj;شتافت که برایش در سایه رحمت الهی و قرب انوار طیّبه و در عِداد&amp;zwnj; صدیقین و شهداء در نظر گرفته شده بود، با چشمانی اشکبار و قلوبی محزون و شکسته بدرقه کردیم. همچنین از همان روز به بعد بتدریج شهداء دیگر این جنگ از جمله نونهالان مدرسه شجره طیبه میناب و ستارگان دلیر و مظلوم ناوشکن دنا و فرماندهان و رزمندگان شهید سپاه و ارتش و فراجا و بسیج و سربازان گمنام و مرزبانان دلیر و سائر آحاد ملت از خردسال و بزرگسال هم که در کاروانی از جنس نور از مقابل ما عبور کردند را با حسرت فراوان بدرقه نمودیم. این جنگ، بعد از ناامیدی دشمن از حرکت مردمی چشمگیر بنفع خودش، و با این توهم صورت گرفت که اگر رأس نظام و عده&amp;zwnj;ای از مؤثرین نظامی را بشهادت برساند، در شما مردم عزیزمان ترس و یأس ایجاد کرده، موجب ترک عرصه از سوی شما شده و از این طریق رویای تسلط بر ایران و سپس تجزیه آن را تحقق خواهد بخشید. ولی شما در این ماه مبارک، صیام را با جهاد توأم کرده و خطّ دفاعی گسترده&amp;zwnj;ای به وسعت کشور و سنگرهائی مستحکم به تعداد میادین و محلّات و مساجد آن فراهم کردید و اینطور ضربه&amp;zwnj;ای گیج&amp;zwnj;کننده به او وارد ساختید؛ بطوریکه به گفتن کلمات متناقض و یاوه&amp;zwnj;گوئی&amp;zwnj;های متعددی که علامت عدم هوشیاری و وجود ضعف ادراکی است، افتاد.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شما قبلاً در ۲۲ دی کودتا را سرکوب کردید و در ۲۲ بهمن بار دیگر ضدّیت خود با استکبار جهانی، و خستگی&amp;zwnj;ناپذیری خود را نشان دادید و در ۲۲ اسفند که مصادف با روز قدس بود با زدن این ضربه به او فهمانیدید که سر و کارش فقط با موشک و پهپاد و اژدر و امور نظامی نیست؛ خط مقدم ایران خیلی بزرگتر از ذهنیت حقیر و کوچک او است.&amp;nbsp; بنده جا دارد در همین جا از تک تک مردم عزیز بخاطر خلق این حماسه عظیم تشکر کنم؛ همچنین از رئیس&amp;zwnj;جمهور شجاع، صادق و مردمی و مسئولین دیگری که در این مراسم، بی&amp;zwnj;آلایش و تشریفات در بین مردم حاضر بودند. این قِسم کار و تظاهر به آن فی&amp;zwnj;نفسه می&amp;zwnj;تواند امری بسیار مُستَحسَن باشد که انسجام بین ملت و حکمرانان را هر چه بیشتر قوت می&amp;zwnj;بخشد. در حال حاضر در اثر وحدت عجیبی که بین شما هموطنان با همه تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی ایجاد شده، در دشمن شکستگی بوجود آمده است. این را باید نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق جلّ&amp;zwnj; و علا دانست و بسیار بر آن با زبان و در دل و هم در مقام عمل، شکر بجا آورد. یکی از قواعد تخلف&amp;zwnj;ناپذیر این است که هرگاه نعمتی مورد شکر قرار گیرد، به تناسب مقدار شکر، ریشه&amp;zwnj;اش استوارتر شده یا ارتقاء می&amp;zwnj;یابد و عنایات بیشتری روانه فرد شاکر میگردد. آنچه فعلاً در مقام اقدام به شکر عملی لازم است، این است که ما این نعمت عظمی را صرفاً رحمتی از ناحیه حضرت حق جلّ و علا بدانیم و تا حد ممکن از آن خوب استفاده کنیم. اینطور حتماً این انسجام بیشتر و پولادین&amp;zwnj;تر شده و دشمنانتان خوار و خفیفتر خواهند شد. اینها مروری بود بر بعضی وقایع مهم سال ۱۴۰۴.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما حال که در آستانه سال ۱۴۰۵ قرار گرفته&amp;zwnj;ایم، با چند چیز مواجه هستیم. یکی این است که میهمان عزیزمان ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ را برای همیشه وداع میگوئیم. ماهی که در لیلة&amp;zwnj;القدر آن دلهایتان متوجه عالم بالا شد و خداوند مهربان را صدا زدید و آنحضرت هم نظر مرحمتشان را متوجه شما کردند. شما از سرورمان عجل&amp;zwnj; الله تعالی &amp;zwnj;فرجه&amp;zwnj; الشریف و خدایش، فتح و ظفر و عافیت و انواع نِعَم را خواستید و لابد با سابقه عنایتی که همیشه به این نظام و این ملت بوده، ان‌شاء‌الله یا عین آنچه سؤال قلبی شما بوده یا بهتر از آن را دریافت خواهید کرد. همزمان با این وداع که هر چه معرفت انسانها بیشتر باشد، تلخ&amp;zwnj;تر و اندوه&amp;zwnj; بارتر خواهد بود، هلال سعید و پُر یُمن شوال&amp;zwnj;المکرّم را در آغوش گرم خود می&amp;zwnj;فشاریم و با خوف و رجاء منتظر عیدی حضرت حق تبارک و تعالی هستیم. امیدوارم پس از آن حضورهای وظیفه&amp;zwnj;شناسانه شبانه و روزانه شما ملت عزیز و خلق حماسه روز قدس، حق&amp;zwnj;تعالی جز با کرَم و حِلم و عفو و لطف عَمیم خود که ما و شما با آن خو گرفته&amp;zwnj;ایم با ما رفتار نفرمایند و بخصوص امیدواریم بزودی با بشارت گشایش کلی در امر ظهور عامّ سرورمان حضرت ولی&amp;zwnj;الله الاعظم، قلب مبارک آنجناب را پر از سُرور فرمایند که از قِبَل آن، انواع برکات بر اهل دنیا نازل خواهد شد بِمَنِّه و کرمه.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دیگر چیزی که با آن مواجه هستیم مناسبت مهم عید باستانی نوروز است. عیدی که ارمغانی از طبیعت از جنس نو شدن و طراوت و زندگی را با خود همراه دارد و مناسبت تامّی با شادی و خرّمی دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از سوئی برای عموم مردم این اولین سالی است که رهبر شهیدمان و سائر شهداء والامقام در بین ما نیستند. بخصوص قلوب خانواده&amp;zwnj;ها و بازماندگان شهداء، داغدار عزیزانشان است. در عین حال بنده به سهم خود و بعنوان یک شهروند ساده که چند شهید در دائره&amp;zwnj; اطراف خود دارم، تصور میکنم ما درعین اینکه لباس عزا بر تن داریم و قلوبمان آشیانه غم و اندوه برای عموم شهیدان است، اما خیلی خوشحال میشویم که در این ایام، نوعروسان و نودامادهای ما به خانه بخت بروند و ان‌شاء‌الله دعای رهبر شهیدمان و سائر شهداء بزرگوار این جنگ، بدرقه راه این عزیزان باشد و توصیه میکنم که عموم مردم دید و بازدیدهای معمول این ایام را البته با حفظ احترام به بازماندگان شهداء و رعایت حال ایشان داشته باشند؛ و ای بسا مردم هر محله&amp;zwnj;ای در صورتیکه هماهنگی لازم بعمل آید و ممکن شود دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند. البته مدتی که دولت محترم برای مصیبت شهادت رهبر عزیزمان مقرر کردند به جای خود باقی است و رعایت و حفظ آن، ضلعی از عظمت این نظام و کشور تلقّی میشود.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از این کلمات عرائض مختصر دیگری هست.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اولاً باید از کسانی که در این روزها در کنار حضور در میادین و محلات و مساجد با تلاش مضاعف نقش اجتماعی خود را پررنگ&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;نمایند بطور خاص تشکر کنم. از جمله بعضی واحدهای تولیدی اعم از دولتی و خصوصی و از جمله بعضی اصناف خدماتی و بخصوص افرادی که صرفاً انواع خدمات مفید را بدون اینکه شغلشان اقتضاء کند، بطور رایگان به مردم ارائه میکنند و الحمدلله به وُفور از این نوع وجود دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ثانیاً یک مسیر دشمن، عملیات رسانه&amp;zwnj;ای او است که در این ایام بطور خاص با نشانه&amp;zwnj;گیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهل&amp;zwnj;انگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. از این رو توصیه&amp;zwnj;ام به رسانه&amp;zwnj;های داخلی کشورمان با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند این است که از پرداختن به نقاط ضعف بطور جدی خودداری کنند. در غیر اینصورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ثالثاً یک روزنه امید دشمن، بهره&amp;zwnj;گیری از ضعفهای اقتصادی و مدیریتی است که از دیرباز شکل گرفته است. رهبر شهیدمان اعلی&amp;zwnj;الله مقامه در سالهای مختلفی محور اصلی و شعار سال را متوجه امر اقتصاد کرده بودند. بنظر قاصر این حقیر هم تأمین معیشت مردم و ارتقاء زیرساختهای زیستی و رفاهی و تولید ثروت برای عموم مردم نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در مقابل جنگ اقتصادی که دشمن براه انداخته تلقی شود. از توفیقات بنده امکان شنیدن سخنان مردم عزیز از انواع طبقات اجتماعی بوده است. از جمله در بازه&amp;zwnj;ای زمانی، با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونه&amp;zwnj;گیری را از خیلی از نظرسنجی&amp;zwnj;ها برتر میدانستم. برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولاً بشکل انتقادات مختلف مربوط به جهات اقتصادی و مدیریتی بیان میشد، بود. در این ضمن خیلی چیزها از شما فرا گرفتم و همچنان بدنبال یادگیریهای جدید هستم. از جمله در همین ایام قبل و بعد از ۱۹ رمضان المبارک باز هم از افراد مختلفی از شما که در میادین حضور داشتید مواردی را آموختم. امیدوارم از این نعمت محروم نشوم. در پی این آموختن&amp;zwnj;ها و شنیدن&amp;zwnj;ها و سائر مطالعات، تلاشی به عمل آمده که نسخه علاجی کارساز و کارشناسی&amp;zwnj;شده تدوین شود که تا حد ممکن جامع&amp;zwnj;الاطراف بوده باشد که بحمدالله تا حد قابل قبولی این مطلب تحقق پیدا کرده و بزودی آماده عمل توسط مسئولین عالی همّت با همکاری همه آحاد ملت خواهد بود، ان‌شاء‌الله تعالی. و در آخر این قسمت با تأسی به رهبر عظیم&amp;zwnj;الشأن شهید، شعار امسال را &amp;laquo;اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی&amp;raquo; اعلام میدارم.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;رابعاً و آخراً آنچه بنده در بیانیه نخستین در مورد دیدگاه و سیاست نظام در باب مراوده با کشورهای همسایه ذکر کرده&amp;zwnj;ام، امری جدی و واقعی است. ما جُدا از عنصر همسایگی، عناصر معنوی دیگری که در صدر همه اشتراک در تدین به دین مبین اسلام است و همچنین وجود مَشاهد مشرفه و اماکن مقدسه در بعضی از آن و حضور ایرانیانِ زیادی بعنوان ساکن و شاغل در بعضی دیگر و قومیت مشترک یا همزبانی یا منافع راهبردی مشترک بخصوص در مقابل جبهه استکبار در بعضی دیگر که هر یک به تنهایی در جای خود میتواند تحکیم&amp;zwnj;کننده روابط حسنه باشد، را سراغ داریم. از جمله همسایگان شرقی خود را خیلی بخود نزدیک میدانیم. بنده از دیرباز در مورد پاکستان میدانستم که کشوری است که مورد علاقه خاص رهبر شهیدمان بود که نمونه&amp;zwnj;اش در بغض گلوی ایشان در خطبه&amp;zwnj;های نماز بخاطر سیل ویرانگری که جان مردم هم&amp;zwnj;کیش ما را در آنجا تهدید می&amp;zwnj;کرد ظاهر شد. و بنده هم بدلائل مختلف همیشه همینطور فکر میکردم و از ابراز آن در جلسات مختلف خودداری نمی&amp;zwnj;کردم. در همین&amp;zwnj;جا میخواهم تقاضا کنم که دو کشور برادرمان یعنی افغانستان و پاکستان باید برای رضای الهی و عدم شَقّ عصای مسلمین هم که شده روابط بهتری با هم برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستم.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همچنین متذکر میشوم حملاتی که در ترکیه و عمان که هر دو با ما روابط مناسبی دارند، علیه بعضی از نقاط این کشورها صورت گرفته به هیچ&amp;zwnj;وجه از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و سائر نیروهای جبهه مقاومت نبوده است. این حیله&amp;zwnj;ای است که دشمن صهیونی با استفاده از ترفند پرچم دروغین برای ایجاد تفرقه بین جمهوری اسلامی و همسایگانش صورت میدهد و ممکن است در بعضی کشورهای دیگر هم اتفاق بیفتد. بقیه مطالب مربوط به این بخش را قبلاً ذکر کرده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امیدوارم با دعای سرورمان عجل&amp;zwnj;الله تعالی فرجه و عنایت حضرت باریتعالی سالی خوب و پر از پیروزی و انواع گشایش&amp;zwnj;های مادی و معنوی برای ملت ما و همه همسایگان و ملل مسلمان و بخصوص عناصر جبهه مقاومت، و سالی نَه&amp;zwnj;چنین برای دشمنان اسلام و بشریت در پیش روی داشته باشیم. وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ.
صدق&amp;zwnj; الله العلی العظیم و صدق رسوله الکریم و نَحنُ عَلی ذلکَ مِنَ الشّاهدین.&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: left;"&gt;&amp;nbsp;و السلام علیکم و رحمةالله و برکاته&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: left;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp;سید مجتبی حسینی خامنه&amp;zwnj;ای&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: left;"&gt;۲۹/اسفند/۱۴۰۴&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 18:16:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806</link>
<guid>62806</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62806/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&amp;nbsp;آنچه از نظر می&amp;zwnj;گذرانید، بخش&amp;zwnj;هایی از تنها مصاحبه&amp;zwnj;ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#e74c3c;"&gt;رهبر انقلاب، حضرت آیت&amp;zwnj;الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام&amp;zwnj;ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; تا کنون است. ایشان در همه&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها از حضور در رسانه&amp;zwnj;ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانه&amp;zwnj;ی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه&amp;zwnj;الله)&lt;/span&gt; روی داد، صرفاً به قصد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه&amp;zwnj;ی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی&amp;zwnj;های ممتاز و بی&amp;zwnj;بدیل رهبر شهید انقلاب&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر می&amp;zwnj;شدند که موضوع اصلی این گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمی&amp;zwnj;گرداندند و از&amp;zwnj;این&amp;zwnj;رو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. بااین&amp;zwnj;حال، گفتنی&amp;zwnj;هایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخش&amp;zwnj;هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره&amp;zwnj;ی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعه&amp;zwnj;ی مخاطبان رسانه&amp;zwnj;ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده&amp;zwnj;ایم. &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;متن کامل این مصاحبه در ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی نکوداشت آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای (قدّس سرّه) با عنوان &amp;laquo;صحیفه&amp;zwnj;ی پارسایی&amp;raquo;، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان&amp;zwnj;شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخوی&amp;zwnj;های جنابعالی وجود دارد، علاقه&amp;zwnj; و اُنس ویژه&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکته&amp;zwnj;ای در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره به ذهن دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;حضرت آقا رابطه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همان&amp;zwnj;طور که اشاره کردید، به نظر می&amp;zwnj;رسد رابطه&amp;zwnj;ی مرحوم آقا با پدرم یک رابطه&amp;zwnj;ی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آن هم به کارهایی برمی&amp;zwnj;گردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا می&amp;zwnj;کنند که آن&amp;zwnj;ها آدم&amp;zwnj;های بزرگسال بودند و می&amp;zwnj;آمدند پیش ایشان درس می&amp;zwnj;گرفتند و گویا یکی از همان افراد می&amp;zwnj;آید و از ایشان دعوت می&amp;zwnj;کند که در یک مجلس روضه&amp;zwnj;ی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئله&amp;zwnj;گو حضور پیدا می&amp;zwnj;کرد و از روی کتاب&amp;zwnj;هایی که به شکل سؤال&amp;zwnj;وجواب بود، مسئله می&amp;zwnj;گفت. هنوز رساله&amp;zwnj;های توضیح&amp;zwnj;المسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب می&amp;lrm;شود. من خودم نیز از کتاب&amp;zwnj;های جدّ مادری&amp;zwnj;مان، دو کتاب سؤال&amp;zwnj;وجواب داشتم ــ به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتاب&amp;zwnj;ها داشت ــ یکی سؤال&amp;zwnj;وجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتاب&amp;zwnj;های سؤال&amp;zwnj;وجواب را از مرحوم پدرشان می&amp;zwnj;گیرند و پدرشان ایشان را توجیه می&amp;zwnj;کنند و می&amp;zwnj;روند و از پس این قضیّه هم به&amp;zwnj;خوبی برمی&amp;zwnj;آیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالت&amp;zwnj;ها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نکته&amp;zwnj;ی دیگر، جنبه&amp;zwnj;ی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; درس می&amp;zwnj;دادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را می&amp;zwnj;بینند، می&amp;zwnj;گویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سال&amp;zwnj;ها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دست&amp;zwnj;فرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علی&amp;zwnj;القاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;علاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی&amp;zwnj;هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن&amp;zwnj;های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف می&amp;zwnj;شدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی می&amp;zwnj;کردند؛ در طول مسیر، بعضی&amp;zwnj;ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می&amp;zwnj;دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل می&amp;zwnj;کنند که زیارت جامعه&amp;zwnj;ی کبیره را آن&amp;zwnj;قدر در زیارت&amp;zwnj;های همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم می&amp;zwnj;شود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانه&amp;zwnj;ی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده می&amp;zwnj;کردند و برایشان کتاب می&amp;zwnj;خواندند و بحث و گفت&amp;zwnj;وگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آن&amp;zwnj;ها هم&amp;zwnj;زبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ این&amp;zwnj;چنینی هم وجود داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک خاطره&amp;zwnj;ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می&amp;zwnj;کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می&amp;zwnj;گرفتند و صحبت و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه&amp;zwnj;ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می&amp;zwnj;کنند ــ با همان لهجه&amp;zwnj;ی شیرین ترکی گفتند &amp;laquo;قربانت علی&amp;raquo;. ایشان تصوّر می&amp;zwnj;کردند که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در مجموع، این حالت&amp;zwnj;ها جدای از رابطه&amp;zwnj;ی پدر و فرزندی باعث اثراتی می&amp;zwnj;شود؛ همه&amp;zwnj;ی این موارد، در رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البتّه از همه مهم&amp;zwnj;تر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دهه&amp;zwnj;ی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماری&amp;zwnj;های آب&amp;zwnj;مروارید و آب&amp;zwnj;سیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّه&amp;zwnj;مان هم که از عمو هادی بزرگ&amp;zwnj;تر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچک&amp;zwnj;تر مانند عموهادی&amp;zwnj;آقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که می&amp;zwnj;توانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درس&amp;zwnj;هایشان را با جدّیّت می&amp;zwnj;خواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درس&amp;zwnj;های مختلفی از جمله درس&amp;zwnj;های آقای بروجردی شرکت می&amp;zwnj;کردند؛ حتّی گویا جزوه&amp;zwnj;ی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت می&amp;zwnj;کنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم می&amp;zwnj;رفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درس&amp;zwnj;های شلوغ بوده و آقا علاقه&amp;zwnj;ی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کم&amp;zwnj;تعداد بوده و ظاهراً در دوره&amp;zwnj;ای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یک&amp;zwnj;نفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقه&amp;zwnj;شان به پدرم، جزوات خودشان را می&amp;zwnj;دادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می&amp;zwnj;گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می&amp;zwnj;گویند فلانی یا رئیس کل می&amp;zwnj;شود یا رئیس خراسان که منظور از &amp;laquo;رئیس&amp;raquo;، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت می&amp;zwnj;کردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران می&amp;zwnj;آیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، می&amp;zwnj;روند. آقا می&amp;zwnj;گویند که من هر&amp;zwnj;چه نگاه می&amp;zwnj;کنم، می&amp;zwnj;بینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آن&amp;zwnj;گونه است. مرحوم آقا ضیاء می&amp;zwnj;گویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست می&amp;zwnj;کند. آقا می&amp;zwnj;گفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را می&amp;zwnj;دانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد می&amp;zwnj;گیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکی&amp;zwnj;یکی به روی آقا باز می&amp;zwnj;شود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند این&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بعد از این ماجرا بود که فعّالیّت&amp;zwnj;های تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج می&amp;zwnj;گیرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به&amp;zwnj;نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه&amp;zwnj;ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه&amp;zwnj;ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه&amp;zwnj;هایی که مکرّر اتّفاق می&amp;zwnj;افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه&amp;zwnj;ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه&amp;zwnj;ی زیادی از افراد، ضبط&amp;zwnj;صوت&amp;zwnj;ها را روی دست گرفته و بالا آورده&amp;zwnj; بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می&amp;zwnj;شدند و خیلی شلوغ می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینه&amp;zwnj;ی توفیقات ایشان هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;طبیعتاً این خدمات بی&amp;zwnj;جواب نمی&amp;zwnj;ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی&amp;zwnj;داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می&amp;zwnj;گذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید می&amp;zwnj;آمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان می&amp;zwnj;گفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;رابطه&amp;zwnj;ی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراوده&amp;zwnj;ی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می&amp;zwnj;گفتند و به پدرم درس سطح پایین&amp;zwnj;تری را می&amp;zwnj;گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می&amp;zwnj;شود و با هم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; را نزد مرحوم آقا می&amp;zwnj;خوانند. پدرم می&amp;zwnj;گفتند در دوره&amp;zwnj;ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی&amp;zwnj;گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی&amp;zwnj;گشت و ما در راه به هم می&amp;zwnj;رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می&amp;zwnj;پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می&amp;zwnj;کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می&amp;zwnj;گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می&amp;zwnj;کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه&amp;zwnj;&amp;zwnj; با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می&amp;zwnj;کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آقا گاهی در همان سنین، در مباحثه&amp;zwnj;های علمی پدرشان مشارکت می&amp;zwnj;کردند و نظر هم می&amp;zwnj;دادند که خاطراتی هم از این مشارکت&amp;zwnj;ها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح می&amp;zwnj;کند و پدرم با ایشان بحث می&amp;zwnj;کند. وقتی خارج می&amp;zwnj;شوند، مرحوم آقا به پدرم می&amp;zwnj;گویند که شما چرا این&amp;zwnj;جوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوه&amp;zwnj;ی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کرده&amp;zwnj;اید؟ پدرم گفتند که بعضی&amp;zwnj;ها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگ&amp;zwnj;تر و هم&amp;zwnj;سنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفته&amp;zwnj;ی مرحوم آقای واعظ&amp;zwnj;زاده، دوره&amp;zwnj;ای هم با آقای حکیم در نجف هم&amp;zwnj;بحث بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک وقتی هم آقا درباره&amp;zwnj;ی پدرشان می&amp;zwnj;فرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و به&amp;zwnj;خصوص مطالعه&amp;zwnj;ی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما &amp;laquo;کفایه&amp;raquo; می&amp;zwnj;گفتند، گاهی پیش می&amp;zwnj;آمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدم&amp;zwnj;ها معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه می&amp;zwnj;کنند، با شیوه&amp;zwnj;ای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل می&amp;zwnj;کنند. خب در تدریس و مانند این&amp;zwnj;ها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست می&amp;zwnj;رود و معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;سؤالی که می&amp;zwnj;خواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگی&amp;zwnj;هایی از ابوی&amp;zwnj;شان متأثّرند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;اگر بخواهم سؤالم را دقیق&amp;zwnj;تر بگویم، &amp;zwnj;منظورم &amp;laquo;شباهت&amp;raquo; بود؛ به نظر شما چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;یکی&amp;zwnj;اش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این&amp;zwnj;طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی&amp;zwnj;گیرند. مثلاً من یک وقتی می&amp;zwnj;خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده&amp;zwnj;اند؛ خب از بیت&amp;zwnj;المال که برنمی&amp;zwnj;دارند بدهند به بیت&amp;zwnj;المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می&amp;zwnj;آورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین&amp;zwnj;های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین&amp;zwnj;های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق&amp;zwnj;شناس بودند می&amp;zwnj;گفتند قیمت آن&amp;zwnj;ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین&amp;zwnj;حال، ایشان همه&amp;zwnj;ی آن نگین&amp;zwnj;ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران&amp;zwnj;قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن،&amp;zwnj; تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می&amp;zwnj;توانند بهره&amp;zwnj;مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می&amp;zwnj;کنند، به آستان قدس رضوی می&amp;zwnj;دهند. کتاب&amp;zwnj;های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می&amp;zwnj;شود که ایشان نوعاً آن&amp;zwnj;ها را به آستان قدس می&amp;zwnj;سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته&amp;zwnj;ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه&amp;zwnj;ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده&amp;zwnj;اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی&amp;zwnj;کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می&amp;zwnj;دهند آنجا.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همین جا بگذارید خاطره&amp;zwnj;ای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; بدم می&amp;zwnj;آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; مثلاً کسی بود که گوشه&amp;zwnj;ی خیابان می&amp;zwnj;نشیند و گدایی می&amp;zwnj;کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می&amp;zwnj;کردیم، در همین خانه&amp;zwnj;ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه&amp;zwnj;ای از همان خانه، مقداری بسته&amp;zwnj;های آذوقه و روغن&amp;zwnj;نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می&amp;zwnj;کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این&amp;zwnj;قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک&amp;zwnj;دفعه گویا تصوّرم نسبت به &amp;laquo;فقر&amp;raquo; عوض شد، به طوری که تا الان هم همین&amp;zwnj;جوری هستم. این به&amp;zwnj;نوعی نشانه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آقا در مصاحبه&amp;zwnj;ای در اوایل پیروزی انقلاب می&amp;zwnj;گویند که من چون نمی&amp;zwnj;خواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمی&amp;zwnj;گویم و عبور می&amp;zwnj;کنند. اگر صلاح می&amp;zwnj;دانید، شما قدری در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;ایشان اصلاً اجازه نمی&amp;zwnj;دهند زندگی&amp;zwnj;شان دچار زرق&amp;zwnj;وبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق&amp;zwnj;گاز خانه&amp;zwnj;ی ایشان از همین اجاق&amp;zwnj;های سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق&amp;zwnj;گازشان همان سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمی است که روی میز می&amp;zwnj;گذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی&amp;zwnj;ها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این&amp;zwnj;قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این&amp;zwnj; دستگاه این&amp;zwnj;قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون&amp;zwnj;های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می&amp;zwnj;گیرد، به خانه&amp;zwnj;ی آقا آمد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی&amp;zwnj; و میزی که در خانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;خواهند بدون هیچ هزینه&amp;zwnj;ی اضافه&amp;zwnj;ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی&amp;zwnj;های پلاستیکی خریده&amp;zwnj;اند و گوشه&amp;zwnj;ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته&amp;zwnj;اند برای مهمان&amp;zwnj;ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این دست وسایل قدیمی، می&amp;zwnj;توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می&amp;zwnj;خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده&amp;zwnj;اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده&amp;zwnj;اند؛ ایشان هم پابه&amp;zwnj;پای آقا در تمام این سال&amp;zwnj;ها بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت&amp;zwnj;هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می&amp;zwnj;گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص&amp;zwnj;های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی&amp;zwnj;گردد؛ زیرا آن&amp;zwnj;ها نیز همین صفا را داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از جلوه&amp;zwnj;های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده&amp;zwnj;ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می&amp;zwnj;کرد، صراحتاً به او می&amp;zwnj;گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می&amp;zwnj;کردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضه&amp;zwnj;ای در ابتدای خیابان احمدآباد می&amp;zwnj;رفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بی&amp;zwnj;حجاب بودند. خانم همان جا با یک&amp;zwnj;یکِ آن بچّه&amp;zwnj;ها با لحن ملایم و با &amp;laquo;دخترم&amp;raquo; و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبت&amp;zwnj;کردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانه&amp;zwnj;ی دیگری از این قبیل داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانم&amp;zwnj;های شخصیّت&amp;zwnj;ها که مطّلع می&amp;zwnj;شدند، از طریق والده&amp;zwnj;ی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت می&amp;zwnj;کردند. در یکی از آن مهمانی&amp;zwnj;ها که در منزل یکی از شخصیّت&amp;zwnj;های مهم بود، آن&amp;zwnj;ها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و به&amp;zwnj;ویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر می&amp;zwnj;دهد که خیلی اسراف کرده&amp;zwnj;اید و چرا اسراف می&amp;zwnj;کنید. خانم در بحث امربه&amp;zwnj;معروف و نهی&amp;zwnj;ازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می&amp;zwnj;خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه&amp;zwnj;ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می&amp;zwnj;خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی&amp;zwnj;از&amp;zwnj;منکر برنداشته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;علاقه&amp;zwnj;ی زیاد آقا به کتاب و کتاب&amp;zwnj;خوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل &amp;zwnj;مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااین&amp;zwnj;حال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، می&amp;zwnj;توان گفت ذاتیِ خودشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده&amp;zwnj; سیزده سالشان بود، گاهی می&amp;zwnj;رفتند در این مغازه&amp;zwnj;هایی که کتاب&amp;zwnj;های فرسوده و کهنه داشتند، می&amp;zwnj;گشتند و از بین آن&amp;zwnj;ها کتاب&amp;zwnj;هایی را که به&amp;zwnj;دردبخور بود انتخاب می&amp;zwnj;کردند، بعد خودشان آن&amp;zwnj;ها را صحّافی می&amp;zwnj;کردند و برمی&amp;zwnj;داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده&amp;zwnj;اند. کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه&amp;zwnj;ی دفتر که برای مرتّب&amp;zwnj;سازی اتاق به من کمک می&amp;zwnj;کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه&amp;zwnj;ی تهیّه&amp;zwnj;ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب&amp;zwnj;ها که ارزان&amp;zwnj;تر بود، این&amp;zwnj;ها را جمع می&amp;zwnj;کردند و صحّافی می&amp;zwnj;کردند. وقتی این&amp;zwnj;ها را توضیح می&amp;zwnj;دادم، او به&amp;zwnj;شدّت متأثّر شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بنابراین، من فکر می&amp;zwnj;کنم عادت مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه&amp;zwnj;ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده&amp;zwnj;ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده&amp;zwnj;ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی&amp;zwnj;شان هم می&amp;zwnj;دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه&amp;zwnj;ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آخرین باری که مرحوم پدربزرگ&amp;zwnj;تان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;من در خانواده&amp;zwnj;ی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً این&amp;zwnj;طوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را می&amp;zwnj;دید، از چهره&amp;zwnj;ی بسیار زرد و زارم متوجّه می&amp;zwnj;شد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیه&amp;zwnj;ی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمی&amp;zwnj;توانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمی&amp;zwnj;گرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفره&amp;zwnj;ی سه&amp;zwnj;نفره پهن کردند. از جمله&amp;zwnj;ی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت می&amp;zwnj;گذاشت و می&amp;zwnj;گفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ می&amp;zwnj;خواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها می&amp;zwnj;خوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعده&amp;zwnj;ی قرار با رفقا برسم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به&amp;zwnj;زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله&amp;zwnj;ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این&amp;zwnj;همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن&amp;zwnj;ها را بربایند، آن&amp;zwnj;وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم&amp;zwnj;زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم&amp;zwnj;عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل&amp;zwnj;های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه&amp;zwnj;ی نیرو&amp;zwnj;ها هم کم&amp;zwnj;کم بیدار می&amp;zwnj;شدند و برخی می&amp;zwnj;آمدند مثل من در آب می&amp;zwnj;نشستند که لباس&amp;zwnj;هایشان تمیز شود و برخی هم می&amp;zwnj;رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه&amp;zwnj;ی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی&amp;zwnj;مقدّمه گفت &amp;laquo;محمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;ای چه&amp;zwnj;کاره&amp;zwnj;ی تو است؟&amp;raquo; ما اصلاً آقا را به اسم &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; نمی&amp;zwnj;شناختیم، ولی او گفت &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo;! من درگیر نام &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی&amp;zwnj;رفت. دوباره گفت &amp;laquo;آیت&amp;zwnj;الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای کیه؟&amp;raquo; گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به&amp;zwnj;یکباره گفت &amp;laquo;فوت شد&amp;raquo;! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده&amp;zwnj;خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی&amp;zwnj;دانم می&amp;zwnj;خواست مثلاً کار بامزه&amp;zwnj;ای کرده باشد یا گمان می&amp;zwnj;کرد اگر این&amp;zwnj;طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به&amp;zwnj;تدریج یکی&amp;zwnj;یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می&amp;zwnj;کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس&amp;zwnj;جمهور را می&amp;zwnj;دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازه&amp;zwnj;ی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست&amp;zwnj; جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خاطره&amp;zwnj;ای که به&amp;zwnj;مناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله&amp;zwnj;پشتی نظامی دارد می&amp;zwnj;رود. چون همان&amp;zwnj; زمان هم من جبهه بودم، ایشان این&amp;zwnj;طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده&amp;zwnj;ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله&amp;zwnj;ی اوّل، در میان شلوغی&amp;zwnj;هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می&amp;zwnj;گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه، آقا می&amp;zwnj;گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه&amp;zwnj;ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می&amp;zwnj;کردند. آقا این خوابشان را همان وقت&amp;zwnj;ها برای من تعریف کردند و من این&amp;zwnj;طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می&amp;zwnj;رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادری&amp;zwnj;مان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترک&amp;zwnj;ها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً درباره&amp;zwnj;ی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر می&amp;zwnj;رسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسم&amp;zwnj;های غبارروبی حرم مطهّر می&amp;zwnj;توانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من از مرحوم آقا خواب&amp;zwnj;های خوبی می&amp;zwnj;دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده&amp;zwnj;اند و ظاهراً قرار است امام&amp;zwnj;جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می&amp;zwnj;شود نمازهای آقا قبول شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام می&amp;zwnj;دادند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;بله، هم در زمان حیات ایشان&amp;zwnj; و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز می&amp;zwnj;خوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصل&amp;zwnj;های ابتدایی سال چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمی&amp;zwnj;کردیم؛ امّا در فصل&amp;zwnj;های سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را می&amp;zwnj;دیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان می&amp;zwnj;کردند و اوّل نماز می&amp;zwnj;خواندیم و صبحانه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خوردیم و بعد می&amp;zwnj;رفتیم مدرسه. آن موقع می&amp;zwnj;دیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز می&amp;zwnj;خواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیه&amp;zwnj;ی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی می&amp;zwnj;خواندند که هر دوی آن&amp;zwnj;ها در قید حیات بودند. احتمال می&amp;zwnj;دهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر داده&amp;zwnj;اند و پیش از اذان صبح می&amp;zwnj;خوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از این&amp;zwnj;ها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زنده&amp;zwnj;اند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت می&amp;zwnj;کنند که شاید خود آن افراد با آقا میانه&amp;zwnj;ی چندانی نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 12:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام رهبر انقلاب خطاب به رئیس‌جمهور محترم در پی شهادت حجت‌الاسلام سید اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62805</link>
<guid>62805</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align:center"&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;رئیس‌جمهوری محترم، جناب آقای پزشکیان دامَت‌حِفاظَتُه و زیدَ عِزُّه&lt;br /&gt;بعدَ التّحیه والسلام؛ بدینوسیله شهادت وزیر پرتلاش اطلاعات و جانباز گمنام باسابقه، حجت‌الاسلام سید اسماعیل خطیب رضوان‌الله تعالی‌علیه را به جنابعالی و هیئت محترم دولت و همکاران آنجناب در وزارت اطلاعات و بالخصوص به خانواده آن بزرگوار تبریک و تسلیت عرض میکنم.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;بی‌شک جای خالی ایشان باید با تلاش مضاعف دیگر مسئولین و کارکنان آن وزارتخانه حساس جبران شود و امنیت از دشمنان داخلی و خارجی سلب و به عموم هموطنان ارزانی گردد. از خداوند منان، بقاء جنابعالی و سائر همکاران و علوّ مقام برای آن شهید عزیز را خواستارم.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align:left"&gt;سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 11:51:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی شهادت دکتر علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی، فرزند و همکاران ایشان</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62804</link>
<guid>62804</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align:center"&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;ولاتَحسبَنَّ الّذینَ قُتِلوا فی سبیلِ‌اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;با کمال تأسف خبر دردناک شهادت آقای دکتر علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی و نماینده رهبری در آن شورا، و فرزند برومند و بعضی همکاران ایشان را دریافت کردم. ایشان فردی عالم، دوراندیش، هوشمند، متعهد و دارای تجاربی متنوع در عرصه‌های گوناگون سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و مدیریتی بودند. قریب پنج دهه نقش‌آفرینی در لایه‌های مختلف نظام اسلامی، از ایشان چهره‌ای ممتاز ساخته بود.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;بی‌شک ترور چنین شخصیتی نشان از میزان اهمیت او و بُغض دشمنان اسلام نسبت به او دارد. اسلام‌ستیزان بدانند ریختن این خونها به‌ پای درخت تناور نظام اسلامی صرفاً آن را قویتر میسازد و البته هر خونی، خون‌بهائی دارد که قاتلین جنایتکار شهیدان باید بزودی آن را بپردازند. اینجانب این ضایعه را خدمت همسر گرامی و سائر فرزندان آن بزرگوار و همچنین سائر وابستگان علی‌الخصوص جناب آیت‌الله آملی لاریجانی صمیمانه تسلیت عرض می‌نمایم و برای آن سفرکردگان از درگاه حضرت حق جلَّ‌وعلا، عُلوّ درجاتشان را خواستارم.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align:left"&gt;سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt; ۲۶/اسفند/۱۴۰۴&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2026 19:51:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی شهادت سردار سرلشکر پاسدار شهیدغلامرضا سلیمانی فرمانده سازمان بسیج مستضعفین</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62803</link>
<guid>62803</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align:center"&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا اللهَ علیهِ فَمِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبدیلاً&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;دریافت خبر ناگوار شهادت سردار سرلشگر غلامرضا سلیمانی رئیس بسیج مستضعفین، موجب تأثر و تأسف فراوان شد. آنجناب از دیرباز در عرصه مجاهدت در راه خدا فعال بودند و تجارب متعددی را در این راه کسب کرده بودند. ترور این سردار مجاهد، یادآور اهمیت فراوان بسیج و ترس فراوانی است که دشمن بدکینِ زبون، از رویاروئی با آن دارد.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;اینجانب این مصیبت مُؤلِمه را به خانواده محترم آن شهید والامقام و همه همکاران ایشان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همه‌ بسیجیان عزیز که خود کوچکترین آنانم، تسلیت عرض نموده، امیدوارم خداوند متعال جایگاه رفیعی به آن عزیز مرحمت فرمایند. &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align:left"&gt;سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt; ۲۶/اسفند/۱۴۰۴&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2026 19:50:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید بر اساس احکام و تدابیر سابق</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62802</link>
<guid>62802</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;p&gt;حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مرقومه‌ای بر ادامه‌ی خدمت مدیران و مسئولانی که منصوب مستقیم قائد شهید هستند تأکید کردند.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;متن مرقومه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;بسمه‌تعالی&lt;br /&gt;در پی استفسار بعضی از مدیران و مسئولان دستگاه‌هایی که مستقیم از طرف قائد شهید (قدّس الله نفسه الزّکیّه) منصوب شده‌اند، بدین‌وسیله اعلام میدارم فعلاً هیچ کدام به تجدید حکم نیازی نداشته و لازم است همچنان بر اساس تدابیر و سیاستهایی که در زمان حیات آن بزرگوار دریافت کرده‌اند، به کار خود ادامه دهند.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;توفیقات همگان را در انجام مسئولیّتهایشان از خداوند متعال خواستارم.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p style="text-align:left"&gt;سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Mar 2026 17:50:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>عکس / پرچمداران آزادی قدس</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62801</link>
<guid>62801</guid>
<dc:type>6</dc:type>
<dc:relation/>
<category>عکس</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62801/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description/>
<pubDate>Fri, 13 Mar 2026 01:39:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62800</link>
<guid>62800</guid>
<dc:type>1</dc:type>
<dc:relation/>
<category>خبر</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62800/1404_12_21.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;مَا نَنسَخ مِن آیَةٍ اَو نُنسِها نَأتِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها.[۱]&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;اَلسَّلامُ&amp;zwnj;عَلَیكَ یا داعِیَ اللّهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا بابَ اللّهِ وَ دَیّانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا خَلیفَةَ اللّهِ و ناصِرَ حَقِّهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا حُجَّةَ ا&amp;zwnj;للّهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِه اَلسَّلامُ عَلَیكَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأمول اَلسَّلامُ عَلَیكَ بِجَوامِعِ السَّلام. اَلسَّلامُ&amp;zwnj;عَلَیكَ یا مَولایَ صاحِبَ الزَّمان.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;در آغاز کلام باید به سرورم (عجّل اللّه تعالی فرجه) به مناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیم&amp;zwnj;الشّأن انقلاب، خامنه&amp;zwnj;ای عزیز حکیم تسلیت عرض کنم و از آن حضرت دعای خیر برای یکایک ملّت بزرگ ایران و بلکه همه&amp;zwnj;ی مسلمین جهان و همه&amp;zwnj;ی خدمتگزاران اسلام و انقلاب و ایثارگران و بازماندگان شهدای نهضت اسلامی و بخصوص جنگ اخیر و برای خود حقیرم را تقاضا نمایم.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;قسمت دوّم کلام من، با ملّت بزرگ ایران است. ابتدائاً باید وضع و موقف خود در باب رأی مجلس محترم خبرگان را مختصراً بیان نمایم. این خادم شما سیّدمجتبی حسینی خامنه&amp;zwnj;ای همزمان با شما و از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجه&amp;zwnj;ی رأی مجلس محترم خبرگان مطّلع شدم. برای بنده تکیه زدن بر جایی که محلّ جلوس دو پیشوای عظیم&amp;zwnj;الشّأن، خمینی کبیر و خامنه&amp;zwnj;ای شهید بوده، کاری سخت است؛ زیرا این کرسی سابقه&amp;zwnj;ی جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از شصت سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذایذ و راحتی&amp;zwnj;ها، به گوهری تابناک و چهره&amp;zwnj;ای ممتاز، نه&amp;zwnj;فقط در عصر حاضر، بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شُکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود؛ و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. در مورد وجوه مختلف شخصیّت ایشان اهل اطّلاع باید مدّتها چیزها بگویند. در این مجال اکتفا به همین مجمل نموده، تفاصیل را واگذار به موقعیّتهای مناسب دیگری میکنم. این است علّت سختیِ تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی. تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;در ادامه لازم است نکته&amp;zwnj;ای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد، مورد تأکید قرار دهم؛ آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه&amp;zwnj;ی عرصه&amp;zwnj;ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان، و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان این&amp;zwnj;طور معنای حقیقی جمهور و جمهوریّت را فعلیّت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعه&amp;zwnj;ی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;آیه&amp;zwnj;ای که در صدر این نوشتار آوردم، به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود، مگر اینکه از ناحیه&amp;zwnj;ی حضرت حق (جلّ و علا)، مثل یا برتر از آن به جایش داده شود. مناسبتِ استفاده از این آیه&amp;zwnj;ی شریفه این نیست که این بنده در حدّ رهبر شهید باشم؛ چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه&amp;zwnj;ی مبارکه، توجّه دادن به نقش بجا و پُررنگ شما ملّت عزیز است. اگر آن نعمت عظمیٰ از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونه&amp;zwnj;ی ملّت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه&amp;zwnj;های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;برای اینکه این معنا بهتر صورت تحقّق پیدا کند، اوّلاً باید به یاد خداوند تبارک و تعالی و توکّل بر حضرتشان و توسّل به انوار طیّبه&amp;zwnj;ی معصومین (صلوات اللّه &amp;zwnj;علیهم&amp;zwnj; اجمعین)، چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمین&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ی انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیّت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;ثانیاً؛ باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملّت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصّی پیدا میکند، خدشه&amp;zwnj;ای وارد نشود. این امر با صرف&amp;zwnj;نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;ثالثاً؛ باید حضور مؤثّر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید، و چه به صورت انواع نقش&amp;zwnj;آفرینی&amp;zwnj;های مؤثّر در عرصه&amp;zwnj;های مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتّی امنیّتی. مهم این است که نقش صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی، بخوبی درک و تا حدّ ممکن به اجرا گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمّیّت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور میشوم که باید عنصر دشمن&amp;zwnj;شکنی در آن مورد توجّه همگان باشد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;رابعاً؛ از کمک و یاری به یکدیگر فروگذار نکنید. بحمداللّه خصلت همیشگی بیشتر ایرانیان جز این نبوده و انتظار میرود که در این روزهای خاص که طبعاً بر بعضی از آحاد ملّت سخت&amp;zwnj;تر از بقیّه میگذرد، این مطلب جلوه&amp;zwnj;ی بیشتری داشته باشد. در همین مجال از دستگاه&amp;zwnj;های خدماتی میخواهم که در این جهت از هر گونه یاری و اعانت به آن آحاد عزیز ملّت و به ساختارهای مردمی امدادی دریغ ننمایند.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;اگر این جهات مراعات شود، راه وصول شما ملّت عزیز به روزهای عظمت و شکوه هموار خواهد بود. نزدیک&amp;zwnj;ترین مصداق آن میتواند باذن&amp;zwnj;اللّه ظفر بر دشمن در جنگ فعلی باشد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;قسمت سوّم کلام بنده، تشکّر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرایطی که ملّت و وطن عزیزمان به طور مظلومانه&amp;zwnj;ای مورد تهاجم رئوس جبهه&amp;zwnj;ی استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبنده&amp;zwnj;ی خود راه دشمن را سد کرده&amp;zwnj;اند و آنان را از توهّم امکان تسلّط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیه&amp;zwnj;ی آن خارج نموده&amp;zwnj;اند. برادران عزیز رزمنده! خواست توده&amp;zwnj;های مردم، ادامه&amp;zwnj;ی دفاع مؤثّر و پشیمان&amp;zwnj;کننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه&amp;zwnj;ی هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهه&amp;zwnj;های دیگری که دشمن در آن تجربه&amp;zwnj;ی ناچیزی دارد و بشدّت در آن آسیب&amp;zwnj;پذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعّال&amp;zwnj;سازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;همچنین از رزمندگان جبهه&amp;zwnj;ی مقاومت تشکّر صمیمانه دارم. ما، کشورهای جبهه&amp;zwnj;ی مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبهه&amp;zwnj;ی مقاومت، جزئی جدایی&amp;zwnj;ناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بی&amp;zwnj;تردید همراهی اجزای این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنه&amp;zwnj;ی صهیونی را کوتاه&amp;zwnj;تر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن، دست از دفاع از مردم مظلوم غزّه برنداشت و حزب&amp;zwnj;اللّه فداکار علی&amp;zwnj;رغم همه&amp;zwnj;ی موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;در قسمت چهارم، روی سخن بنده با کسانی است که در این چند روز به نوعی آسیب دیده&amp;zwnj;اند؛ چه آنان که داغ شهادت عزیز یا عزیزانی را تجربه کرده باشند؛ چه کسانی که دچار مجروحیّت شده باشند، و چه افرادی که به خانه و کاشانه یا محلّ کسب و کارشان صدمه وارد شده باشد. در این قسمت اوّلاً همدردی عمیق خود را با بازماندگان شهدای والامقام اعلام میدارم. این بر اساس تجربه&amp;zwnj;ی مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم را که امیدها به ایشان داشتم، و خواهر فداکارم که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود و عاقبت مزد خود را گرفت و همچنین طفل خردسالش را، و همسر خواهر دیگرم را که انسانی عالِم و شریف بود، به کاروان شهدا سپرده&amp;zwnj;ام. امّا آنچه صبر بر مصائب را ممکن و حتّی آسان میسازد، توجّه به وعده&amp;zwnj;ی حتمی و قطعی الهی بر اجری پُرارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق (جلّ و علا) امید و اعتماد داشت.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;ثانیاً این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهدای شما صرف&amp;zwnj;نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم&amp;zwnj;الشّأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پرونده&amp;zwnj;ی انتقام است. البتّه مقدار محدودی از این انتقام تابه&amp;zwnj;حال صورت عینی پیدا کرده است، ولی تا حدّ کامل آن حاصل نشود، همچنان این پرونده بر روی بقیّه&amp;zwnj;ی پرونده&amp;zwnj;ها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حسّاسیّت&amp;zwnj; بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن به طور عامدانه در مورد مدرسه&amp;zwnj;ی شجره&amp;zwnj;ی طیّبه&amp;zwnj;ی میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شأن خاصّی در این رسیدگی دارد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;ثالثاً حتماً جانبازان این حملات باید خدمات درمانی مناسبی را به طور رایگان دریافت نموده و از بعضی مزایای دیگر بهره&amp;zwnj;مند گردند.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;رابعاً تا جایی که وضع فعلی اجازه دهد، باید برای جبران خسارتهای مالیِ واردآمده به امکنه و اموال شخصی، اقدامات کافی تعریف شده و مورد اجرا واقع شود. دو مورد اخیر به منزله&amp;zwnj;ی تکلیفی لازم&amp;zwnj;الاجرا برای مسئولین محترم است که باید آن را اجرا کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;نکته&amp;zwnj;ای که باید گوشزد نمایم، این است که به هر صورت، ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازه&amp;zwnj;ای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;قسمت پنجم کلام، خطاب به سران و رده&amp;zwnj;های مؤثّر در بعضی از کشورهای منطقه است. ما با پانزده کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه&amp;zwnj;ی آنان بوده&amp;zwnj;ایم و هستیم، لکن دشمن از سالها قبل بتدریج پایگاه&amp;zwnj;هایی اعمّ از نظامی و مالی را در بعضی از این کشورها احداث کرده تا تسلّط خود بر منطقه را تأمین نماید. در هجوم اخیر، بعضی از پایگاه&amp;zwnj;های نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همان&amp;zwnj;طور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرّضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاه&amp;zwnj;ها را مورد حمله قرار داده&amp;zwnj;ایم. از این پس باز هم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان میباشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاه&amp;zwnj;ها را تعطیل کنند؛ چون لابد تابه&amp;zwnj;حال فهمیده&amp;zwnj;اند که ادّعای برقراری امنیّت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است. این امر باعث میشود تا با ملّتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه&amp;zwnj;ی کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود. باز تکرار میکنم نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیندازد، برای اتّحاد و رابطه&amp;zwnj;ی متقابل گرم و صمیمانه با همه&amp;zwnj;ی همسایگان آمادگی کامل دارد.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;در قسمت ششم کلام،&amp;zwj; روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان&amp;zwnj;المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیّتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمّل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدّتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود. امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیّبه و صدّیقین و شهدا و اولیا برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملّت و همه&amp;zwnj;ی ملّتهای جبهه&amp;zwnj;ی مقاومت بوده باشید و برای آن وساطت نمایید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلای این پرچم که پرچم اصلی جبهه&amp;zwnj;ی حق است و برای وصول به مقاصد مقدّس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;در قسمت هفتم از همه&amp;zwnj;ی بزرگوارانی که بنده را مورد حمایت خود قرار داده&amp;zwnj;اند، از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیّت&amp;zwnj;های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم که در تجمّعات پُرشکوهی برای ابراز بیعت مجدّد با نظام حاضر شده&amp;zwnj;اند و همچنین از مسئولین قوای ثلاثه و شورای موقّت رهبری به خاطر حُسن تدابیر و اقدامات، تشکّر مینمایم.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;امیدوارم الطاف خاصّه&amp;zwnj;ی الهیّه در این ساعات و ایّام پُرفیض شامل همه&amp;zwnj;ی ملّت ایران و بلکه همه&amp;zwnj;ی مسلمین و مستضعفین عالم شود.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p&gt;و در نهایت از سرورمان (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) تقاضا میکنم در این باقیمانده&amp;zwnj;ی از مدّت لیالی و ایّام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق (جلّ و علا) برای ملّت ما غلبه&amp;zwnj;ی قاطع بر دشمن و همچنین عزّت و وسعت و عافیت، و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.&lt;/p&gt;
&amp;nbsp;

&lt;p style="text-align:left; font-weight:bold"&gt;والسّلام علیکم و رحمة&amp;zwnj;اللّه و برکاته و تحیّاته&lt;br /&gt;
سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه&amp;zwnj;ای&lt;br /&gt;
۲۱ اسفند ۱۴۰۴ مطابق با&lt;br /&gt;
۲۲ رمضان&amp;zwnj;المبارک ۱۴۴۷&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۱) سوره&amp;zwnj;ی بقره، بخشی از آیه&amp;zwnj;ی ۱۰۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Mar 2026 15:50:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>عکس / همچو علی علیه‌السلام</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62799</link>
<guid>62799</guid>
<dc:type>6</dc:type>
<dc:relation/>
<category>عکس</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62799/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description/>
<pubDate>Tue, 10 Mar 2026 17:39:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>رهبر جدید انقلاب اسلامی توسط مجلس خبرگان رهبری تعیین و معرفی شد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62927</link>
<guid>62927</guid>
<dc:type>29</dc:type>
<dc:relation/>
<category>عکس پوستری</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62927/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description/>
<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 23:57:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
