<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>رساله‌ی آموزشی | مجموعه احکام نماز</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=28288</link>
<guid>28288</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28288/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، مجموعه &lt;strong&gt;درس‌های احکام نماز&lt;/strong&gt; (دروس ۲۷ تا ۵۷) از جلد اول &lt;/span&gt;&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/news-index?nt=56"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;«رساله‌ی آموزشی»&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
	دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;اقسام نمازها&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;نمازهای واجب و مستحب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;نمازهای واجب:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	      نمازهای یومیه&lt;br /&gt;
	      نماز طواف خانه‌ی خدا که پس از طواف خانه‌ی کعبه گزارده می‌شود.&lt;br /&gt;
	      نماز آیات که در هنگام پدید آمدن خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و امثال آنها خوانده می‌شود.&lt;br /&gt;
	      نماز میت که بر مرده خوانده می‌شود.&lt;br /&gt;
	      نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است.&lt;br /&gt;
	      نمازی که به واسطه‌ی نذر و عهد و قسم یا به واسطه‌ی اجاره واجب شده است.&lt;br /&gt;
	نمازهای مستحب، مثل نافله‌های شبانه روزی.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز‌های مستحبی بسیار است و آنها را «نافله» گویند و از میان نمازهای نافله، نافله‌های شبانه‌روزی بیشتر سفارش شده است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;نوافل یومیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. با هر یک از نمازهای پنجگانه‌ی شبانه‌روزی یک نماز مستحبی هست که آن را نافله‌ی آن نماز گویند. خواندن این نافله‌ها بسیار مهم است و ثواب و اجر زیاد برای آن ذکر شده است. علاوه بر اینها مستحب است در ثلث آخر شب، نافله‌ی شب بخواند. این نماز هم دارای خواص معنوی بسیار است و شایسته است بر آن مواظبت شود.&lt;br /&gt;
	۲. نافله‌های‌شبانه‌روزی&lt;br /&gt;
	      ۱. نافله‌ی ظهر: هشت رکعت قبل از نماز ظهر.&lt;br /&gt;
	      ۲. نافله‌ی عصر: هشت رکعت قبل از نماز عصر.&lt;br /&gt;
	      ۳. نافله‌ی مغرب: چهار رکعت بعد از نماز مغرب.&lt;br /&gt;
	      ۴. نافله‌ی عشا: دو رکعت بعد از نماز عشا که نشسته خوانده می‌شود.&lt;br /&gt;
	      ۵. نافله صبح: دو رکعت قبل از نماز صبح.&lt;br /&gt;
	      ۶. نافله‌ی‌شب: یازده‌رکعت از نصف شب تا اذان صبح و بهتر در ثلث آخر شب.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چون دو رکعت نافله‌ی عشا، یک رکعت حساب می‌شود، مجموع نافله‌های شبانه‌روزی سی و چهار رکعت (دو برابر تعداد رکعتهای نمازهای واجب) خواهد بود.          &lt;br /&gt;
	۳. خواندن نافله‌ی ظهر و عصر پس از ادای نماز ظهر و عصر و در وقت نافله بنابر احتیاط (واجب) باید به قصد قربةً الی الله، بدون قصد ادا و قضا به جا آورده شود.&lt;br /&gt;
	۴. نماز شب یازده رکعت است. هشت رکعت آن که به صورت دو رکعتی دو رکعتی خوانده می‌شود نماز شب نام دارد، و دو رکعت آن نماز شفع است که مانند نماز صبح خوانده می‌شود، و یک رکعت هم نماز وتر نام دارد که در قنوت آن استغفار و دعا برای مؤمنین و طلب حاجات از خداوند منان به ترتیبی که در کتاب‌های ادعیه ذکر شده، مستحب است.&lt;br /&gt;
	۵. در نماز شب، سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئیت شرط نیست، بلکه‌کافی‌است که در هر رکعت بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، سوره‌ی‌حمد قرائت شود و اگر خواست بعد از قرائت حمد، یک سوره از سوره‌های قرآنی را هم قرائت کند و رکوع و سجود و ذکر آنها و تشهد و سلام به‌جاآورد.&lt;br /&gt;
	۶. در نماز شب، در تاریکی خواندن و مخفی کردن از دیگران شرط نیست، اما ریا هم در آن جایز نیست.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نافله‌ها را باید دو رکعت دو رکعت خواند، مگر نماز وتر را که یک رکعت است، بنابراین خواندن نماز شب به صورت دو نماز چهار رکعتی و یک رکعتی و یک نماز وتر صحیح نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نافله‌ها را می‌تواند نشسته بخواند، ولی ایستاده بهتر است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در سفر، نافله‌های ظهر و عصر و عشا ساقط است و نباید خوانده شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هر یک از نافله‌های شبانه‌روزی، دارای وقت معینی است که در رساله‌های مفصل ذکر شده است&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; مقدار پوشش در نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		۱. مرد باید در حال نماز عورتین خود را بپوشاند، هر چند کسی او را نمی‌بیند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.&lt;br /&gt;
		۲. زن باید در موقع نماز تمام بدن و موی خود را با پوششی که کاملاً بدن را می‌پوشاند بپوشاند، ولی پوشاندن صورت به مقداری که شستن آن در وضو واجب است و دستها تا مچ و پاها تا مفصل ساق لازم نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; از آنجا که چانه، جزیی از صورت است، لذا لازم نیست در نماز آن را بپوشاند، ولی پوشاندن قسمت پایین چانه واجب است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پوشاندن پاها تا مفصل ساق در صورتی که نامحرم حاضر باشد واجب است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هرگاه در بین نماز متوجه شود که مقداری از موهایش پیداست و فوراً آن را بپوشاند نمازش صحیح است مگر زمانی که ظاهر شدن مو عمدی باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر نمازگزار بعد از نماز بفهمد که در نماز پوشش واجب را نداشته، نمازش درست است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; شرایط لباس نمازگزار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) پاک باشد.&lt;br /&gt;
		ب) غصبی نباشد (مباح باشد).&lt;br /&gt;
		ج) از اجزای مردار نباشد.&lt;br /&gt;
		د) از حیوان حرام گوشت نباشد.&lt;br /&gt;
		هـ) طلا بافت نباشد.&lt;br /&gt;
		و) از ابریشم خالص نباشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		شرط پنجم و ششم اختصاص به لباس مردان دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;الف) پاک باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. لباس نمازگزار باید پاک باشد.&lt;br /&gt;
		 کسی که نمی‌داند نماز با بدن و لباس نجس، باطل است اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل می‌باشد.&lt;br /&gt;
		۳. اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده است، نماز او صحیح است، ولی اگر قبلاً نجاست آن را می‌دانسته و فراموش کرده و با آن نماز خوانده، نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		۴. اگر در بین نماز متوجه شود که لباس یا بدنش نجس است،اگر بداند نجاست از قبل از نماز بوده یا مقداری از نماز را با نجاست انجام داده است و وقت هم وسعت داشته باشد نماز باطل است،ولی اگر وقت تنگ باشد چنانچه برای وی، ازاله‌ی نجاست از بدن یا درآوردن لباس نجس بدون ارتکاب عملی که منافات با نماز دارد ممکن باشد باید نجاست بدن را بر طرف یا لباس نجس را از خود دور کند و نماز خود را تکمیل نماید، و چنانچه برطرف کردن نجاست با حفظ حالت نماز برای او امکان ندارد و در صورتی که نتواند،به حالت عریان نماز بخواند با همان وضعیت نماز را تمام کند.&lt;br /&gt;
		۵. اگر لباس نجس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است، ولی برای نمازهای بعدی باید لباس را تطهیر کند.&lt;br /&gt;
		۶. لباسی که نجس بودن آن مشکوک است محکوم به طهارت بوده و نماز خواندن با آن صحیح است، بنابراین نماز در لباسهای معطر به عطرهایی که حاوی الکل است و نمی‌دانیم آن عطرها نجس است اشکال ندارد. همچنین شخصی که به علت اضطرار، مجبور به تطهیر مخرج بول با سنگ یا چوب و یا هر چیز دیگری می‌شود و هنگامی که به منزل مراجعت می‌کند آن را با آب تطهیر می‌نماید، اگر نداند لباسش با رطوبت بول نجس شده است لازم نیست موقع نماز آن را عوض کرده یا تطهیر نماید.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ب) غصبی نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. لباس نمازگزار باید مباح باشد (غصبی نباشد).&lt;br /&gt;
		۲. اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است، همچنین اگر نداند پوشیدن لباس غصبی حرام است.&lt;br /&gt;
		۳. اگر با عین مالی که خمس یا زکات آن را نداده است، لباس بخرد نماز خواندن در آن لباس باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ج) از اجزای مردار نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان مرده‌یی که دارای خون جهنده است نباشد، و احتیاط واجب آن است که از اجزای مرداری که دارای خون جهنده نیست نیز نباشد.&lt;br /&gt;
		۲. هرگاه قطعه‌یی از مردار همراه نمازگزار باشد، بنا بر احتیاط (واجب) نمازش باطل است، ولی در صورتی که از چیزهایی که دارای روح نیست، مانند مو و پشم و شاخ و استخوان باشد و حیوان هم در اصل حلال‌گوشت باشد، نماز باطل نیست.&lt;br /&gt;
		۳. حیوانی که تذکیه‌ی آن مشکوک است، از این نظر که نمی‌توان گوشت آنرا خورد و در پوست آن نماز خواند در حکم میته است، ولی از نظر طهارت و نجاست، حکم میته را ندارد و پاک است، و نمازهای گذشته اگر با جهل به این حکم، انجام گرفته است، محکوم به صحت است، بنابراین چرم طبیعی که نمی‌دانیم از حیوانی است که شرعاً تذکیه شده یا خیر نجس نیست ولی نماز با آن باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;د) از حیوان حرام‌گوشت نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. لباس نمازگزار باید از حیوان حرام‌گوشت نباشد، و اگر مویی از آن هم به لباس یا بدن نمازگزار چسبیده باشد نماز او باطل است.&lt;br /&gt;
		۲. اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام‌گوشت، مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز باطل است، مگر این که خشک شده و عین آن بر طرف شده باشد، بنابراین اگر فضله‌ی پرندگان حرام‌گوشت بر روی بدن یا لباس باشد، نماز با آن باطل است، ولی اگر خشک شده و از لباس یا بدن زدوده شده باشد نماز صحیح است.&lt;br /&gt;
		۳. مو و عرق و آب دهان انسان و موم عسل و مروارید و صدف اگر بر لباس و بدن نمازگزار باشد، نمازش اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		۴. اگر شک داشته باشد که لباسی از حیوان حلال‌گوشت است یا حرام‌گوشت، نماز خواندن با آن بی اشکال است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;هـ) طلا بافت نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. پوشیدن لباس زربفت برای مردان حرام و نماز با آن باطل است، ولی برای زنان در همه حال بی اشکال است.&lt;br /&gt;
		۲. آویختن زنجیر طلا و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچی طلا برای مردان حرام است و بنا بر احتیاط واجب نماز با آن باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ملاک حرمت استفاده از طلا برای پوشیدن یا به گردن آویختن توسط مردان، صدق زینت نیست، بلکه استفاده از آن به هر صورت و به هر قصدی حرام است، هر چند انگشتر، حلقه، گردنبند و مانند آن باشد و از نظر عموم علامت آغاز زندگی زناشویی فرد به حساب‌اید نه زینت، و هر چند از دید دیگران مخفی باشد، ولی استفاده از آن برای جراحی استخوان و دندانسازی اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در حرمت پوشیدن طلا برای مردان، فرقی نیست بین آن که مدت کم باشد، مثل لحظه‌ی عقد یا زیاد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر چیزی که طلای سفید نامیده می‌شود همان طلای زرد است که بر اثر مخلوط کردن ماده‌یی، رنگ آن سفید شده حکم طلای زرد را دارد، ولی اگر عنصر طلا در آن به قدری کم است که عرفاً به آن طلا نمی‌گویند مانع ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پلاتین، طلا نیست و حکم آن را ندارد، از این رو استفاده از آن اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ز) از ابریشم خالص نباشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		لباس مرد نمازگزار حتی چیزهایی مانند عرقچین و جوراب و آستر لباس و امثال آن باید از ابریشم خالص نباشد. در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است، ولی دستمال ابریشمی و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمی‌کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; مواردی که لازم نیست بدن یا لباس نمازگزار پاک باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) آن که به واسطه‌ی زخم یا جراحت یا دمل، لباس یا بدن به خون آلوده شده باشد.&lt;br /&gt;
		ب) آن که خون موجود در لباس یا بدن کمتر از درهم (بند انگشت اشاره) باشد.&lt;br /&gt;
		ج) آن که لباسهای کوچک نمازگزار، مانند جوراب که با آنها نمی‌توان عورت را پوشاند نجس باشد.&lt;br /&gt;
		د) آن که ناچار است با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;الف) آن که به واسطه‌ی زخم یا جراحت یا دمل، لباس یا بدن به خون آلوده شده باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طوری است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس معمولاً یا برای این شخص، سخت است، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است می‌تواند با آن خون نماز بخواند. همینطور است چرکی که با خون بیرون می‌آید یا دوایی که روی زخم می‌گذارند و نجس می‌شود.&lt;br /&gt;
		۲. خون بریدگی‌ها و زخم‌هایی که به زودی خوب می‌شود و شستن آنها آسان است، این حکم را ندارد (یعنی اگر در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است).&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ب) آن که خون موجود در لباس یا بدن کمتر از درهم (بند انگشت اشاره) باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر بدن یا لباس نمازگزار به خون- غیر از آنچه در مورد قبل ذکر شد- آلوده باشد، در صورتی که مقدار آن کمتر از بند انگشت سبابه باشد نماز با آن اشکال ندارد، ولی با بیش از آن اشکال دارد.&lt;br /&gt;
		۲. شرایط خون کمتر از درهم:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;خون حیض نباشد که اگر اندکی هم از آن بر بدن یا لباس نمازگزار باشد نمازش باطل است، و بنا بر احتیاط واجب خون نفاس و استحاضه نیز همین حکم را دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;خون حیوانهای نجس العین (سگ و خوک و کافر) و حرام گوشت و مردار نباشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;رطوبتی از خارج به آن نرسیده باشد مگر در صورتی که رطوبت با خون مخلوط و در آن مستهلک شود و مجموع آنها هم بیش از اندازه‌ی مُجاز (بند انگشت) نشود که در این صورت، نماز با آن صحیح است و در غیر این صورت نماز با آن بنا بر احتیاط واجب اشکال دارد.&lt;br /&gt;
		۳. اگر بدن یا لباس خونی نشود، ولی به واسطه‌ی رسیدن به خون، نجس شود، نمی‌شود با آن نماز خواند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ج) آن که لباسهای کوچک نمازگزار، مانند جوراب که با آنها نمی‌توان عورت را پوشاند نجس باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر لباس‌های کوچک نمازگزار، مانند جوراب و دستکش و عرقچین که با آنها نمی‌توان عورت را پوشانید، و نیز انگشتر و دستبند و امثال آن با نجاستی تماس پیدا کند و نجس شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		۲. اشیایی از قبیل دستمال و کلید و کیف و چاقو که همراه انسان است اگر نجس باشد، در صورتی که نتوان عورت را با آن پوشاند،‌ نماز اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;د) آن که ناچار است با بدن یا لباس نجس نماز بخواند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		کسی که به خاطر سرما یا نداشتن آب و امثال اینها ناچار شود که با بدن یا لباس نجس نماز بخواند،‌نماز او درست است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط مکان نمازگزار:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. مباح باشد. (یعنی غصبی نباشد).&lt;br /&gt;
	۲. بی حرکت باشد.&lt;br /&gt;
	۳. از جاهایی نباشد که توقف در آن حرام است.&lt;br /&gt;
	۴. جلوتر از قبر پیغمبر(ص) و امام(ع) نایستد.&lt;br /&gt;
	۵. محل سجده‌ی نمازگزار پاک باشد.&lt;br /&gt;
	۶. موجب نجاست لباس و بدن نمازگزار نشود.&lt;br /&gt;
	۷. میان‌زن‌و مرد در حال نماز بنا بر احتیاط واجب حداقل یک وجب فاصله باشد.&lt;br /&gt;
	۸. مسطح باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۱. مباح باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) مکان نماز باید غصبی نباشد. نماز در جای غصبی هر چند که بر روی فرش و تخت غیر غصبی باشد، باطل است.&lt;br /&gt;
	ب) اگر در جایی که نمی‌داند یا فراموش کرده غصبی است نماز بخواند، نماز او صحیح است. همچنین اگر نداند تصرف در جای غصبی حرام است.&lt;br /&gt;
	ج) کسی که با دیگری در ملکی شریک است در صورتی که سهم هر یک از دیگری جدا نباشد، نمی‌تواند بدون رضایت شریکش در آن ملک نماز بخواند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; زمینی که قبلاً وقف بوده و دولت آن را تصرف نموده و در آن مدرسه ساخته است، اگر احتمال قابل توجهی داده شود که تصرف مذکور مجوّز شرعی داشته است، نماز خواندن در آن مکان اشکال ندارد. همچنین زمین بعضی از مدارس که از صاحبان آن بدون رضایت آنها گرفته شده است، اگر احتمال قابل توجهی داده شود که مسؤول ذیربط به استناد و مجوّز قانونی و شرعی اقدام به احداث مدارس در آن اراضی نمود نماز خواندن در آن اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شخصی که در یک خانه‌ی دولتی زندگی می‌کند که مدت سکونت وی در آن به پایان رسیده و حکم تخلیه نیز به او ابلاغ شده است، اگر از طرف مسؤولین ذیربط، مجاز به استفاده از آن خانه بعد از مهلت مقرر نباشد، ‌تصرفات او (و از جمله نماز خواندن) در آن حکم غصب را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز خواندن و تصرفات دیگر در اداره‌یی که در گذشته قبرستان بوده اشکال ندارد، مگر این که از طریق شرعی ثابت شود زمینی که ساختمان مذکور در آن ایجاد شده، وقف برای دفن اموات بوده و به طریق غیر شرعی تصرف گردیده و در آن ساختمان سازی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز خواندن در پارک‌های فعلی و غیر آن اشکال ندارد، و به صرف احتمال غصب و این که مالکیت زمین‌های پارکها مشخص نیست توجهی نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; زمینی که صاحب آن راضی به تملک آن توسط دولت نیست و عدم رضایت خود را نسبت به اقامه‌ی نماز و مانند آن در زمین مذکور اعلام نموده است، اگر گرفتن زمین از مالک شرعی آن طبق قانونی که توسط مجلس شورای اسلامی وضع و به تأیید شورای نگهبان رسیده است انجام شده باشد، نماز خواندن و تصرفات دیگر در آن مکان اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت‌ها و مؤسسه‌هایی که امروزه در اختیار دولت قرار دارد و توسط دادگاه شرع از صاحبان آنها مصادره شده است، اگر احتمال داده می‌شود که قاضی صادرکننده‌ی حکم مصادره، با صلاحیت قانونی و بر اساس موازین شرعی و قانونی، اقدام به صدور حکم کرده است، عمل او شرعاً محکوم به صحت است، و بنابراین نماز خواندن و تصرفات دیگر در آن مکان جایز است و حکم غصب بر آن منطبق نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مکان‌هایی که دولت ظالم آنها را تصرف می‌کند، در صورت علم به غصب، احکام و آثار مغصوب بر آنها مترتب است، (بنابراین نماز خواندن در آن جایز نیست).&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۲. بی حرکت باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	مکان نمازگزار باید بی‌حرکت باشد یعنی طوری باشد که شخص نمازگزار بتواند با آرامش بدن و بدون تکان، نماز بخواند، بنابراین نماز در جاهایی که بی اختیار تکان می‌خورد، مانند خودرو و یا بعضی تخت‌های فنری و امثال آن صحیح نیست، مگر هنگامی که به خاطر تنگی وقت و غیر آن مجبور باشد در چنان مکانی نماز بخواند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بر مسافرانی که با اتوبوس‌های بین شهری سفر می‌کنند واجب است که در صورت خوف از فوت نماز، از راننده بخواهند که اتوبوس را در مکان مناسبی متوقف نماید، و بر راننده اجابت درخواست آنان واجب است، و اگر به علت عذر مقبول و یا بدون دلیل از توقف اتوبوس خودداری کند، در این صورت، تکلیف مسافران اگر خوف فوت وقت داشته باشند، این است که نماز را در اتوبوس در همان حال حرکت بخوانند و تا آنجا که امکان دارد جهت قبله، قیام، رکوع و سجود را رعایت کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بر کسانی که با قایق به مأموریت فرستاده می‌شوند و وقت نماز آنها می‌رسد، به طوری که اگر در همان زمان، نماز نخوانند، بعد از آن نمی‌توانند نماز خود را داخل وقت بخوانند واجب است که نماز را در وقت آن به هر صورتی که ممکن است، ولو در داخل همان قایق بخوانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۳. ازجاهایی نباشد که توقف در آن حرام است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	مکان نمازگزار باید از جاهایی نباشد که توقف در آن حرام است، مانند جایی که جان انسان در خطر جدّی است، و نیز جاهایی نباشد که ایستادن یا نشستن بر روی آن حرام است، مانند فرشی که نام خدا، یا آیات قرآنی بر همه جای آن نقش بسته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۴. جلوتر از قبر پیغمبر(ص) و امام(ع) نایستد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	نمازگزار باید در هنگام نماز جلوتر از قبر پیغمبر(ص)   و امام(ع) نایستد، ولی مساوی قبر اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۵. محل سجده‌ی نمازگزار پاک باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	محل سجده‌ی نمازگزار باید پاک باشد، ولی اگر مکان نمازگزار به غیر از جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد، نجس باشد اشکالی ندارد و نماز صحیح است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۶. موجب نجاست لباس و بدن نمازگزار نشود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	مکان نمازگزار، اگر نجس است طوری تر نباشد که به بدن یا لباس او سرایت کند، بنابراین اگر مکان نمازگزار نجس باشد، ولی نجاست آن به لباس یا بدن وی سرایت نکند و محل سجده هم پاک باشد نماز خواندن در آن مکان اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۷. میان زن و مرد در حال نماز بنا بر احتیاط واجب حداقل یک وجب فاصله باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	بنا بر احتیاط واجب باید میان زن و مرد در حال نماز حداقل یک وجب فاصله باشد، و در این صورت اگر زن و مرد محاذی یکدیگر بایستند یا زن جلوتر از مرد بایستد، نماز هر دو صحیح است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;  &lt;/strong&gt;۸. مسطح باشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	لازم است که جای پیشانی نمازگزار از جای زانوها و سر انگشتان پای او، بیش از چهار انگشت بسته بلندتر و یا پست‌تر نباشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;دو نکته در ارتباط با مکان نمازگزار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;به جا آوردن نماز واجب در داخل خانه‌ی کعبه مکروه است، ولی احتیاط واجب آن است که بر بام کعبه نماز نخواند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;نماز خواندن بر سجاده‌یی که شکلهایی روی آن رسم شده و یا بر مهری که دارای نقش است فی نفسه اشکال ندارد، ولی اگر به گونه‌یی باشد که بهانه به دست کسانی دهد که تهمت به شیعه می‌زنند، تولید آن و نماز خواندن بر آن جایز نیست، و همچنین اگر موجب تفرق حواس و از بین رفتن حضور قلب در نماز شود کراهت دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;احکام قبله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. مسلمان باید نماز را رو به سمت کعبه بگزارد که به این اعتبار به آن «قبله» می‌گویند. البته برای کسانی که از آن دورند محاذات حقیقی میسّر نیست، و همین اندازه که بگویند رو به قبله نماز می‌خواند، کافی است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ملاک رو به قبله بودن این است که انسان از سطح کره‌ی زمین به طرف بیت عتیق (کعبه) باشد یعنی از طرف سطح زمین رو به طرف کعبه که روی زمین در مکه‌ی مکرمه ساخته شده است بایستد، بنابراین اگر انسان در یک نقطه‌یی از کره‌ی زمین باشد که اگر خطوط مستقیمی از چهار جهت آن مکان بر سطح کره‌‌ی زمین به طرف مکه ترسیم شود از نظر مسافت با هم مساوی باشند مخیّر است برای قبله به هر طرف که خواست بایستد و نماز بخواند، ولی اگر مسافت خطوط در بعضی از جهت‌ها کمتر و کوتاهتر باشد به مقداری که با آن، صدق عرفی رو به قبله بودن اختلاف پیدا کند بر انسان واجب است جهت کوتاهتر را انتخاب کند.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نمازهای مستحبی را می‌توان در حال راه رفتن یا سواری خواند، و در این صورت لازم نیست نماز را رو به قبله به جا آورد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۲. نمازگزار باید به جهت قبله یقین و اطمینان پیدا کند، چه از راه قبله‌نمای صحیح و معتبر و چه از راه آفتاب و ستارگان (برای کسی که آشنا به استفاده از آنها است) و چه از راه‌های دیگر، و اگر نتوانست اطمینان پیدا کند به هر طرف که گمان بیشتر می‌یابد، نماز بخواند.&lt;br /&gt;
		۳. کسی که هیچ راهی برای یافتن جهت قبله ندارد و گمانش هم به هیچ طرف نمی‌رود بنابر احتیاط (واجب) باید به چهار طرف نماز بخواند، و اگر برای چهار نماز وقت ندارد به هر اندازه که وقت دارد، نماز بخواند.&lt;br /&gt;
		۴. کسی که یقین به قبله ندارد در بقیه‌ی کارهایی که باید رو به قبله انجام شود، مانند ذبح حیوانات و غیره، باید به گمان خود عمل کند و اگر به هیچ طرف گمان بیشتر ندارد، به هر طرف انجام دهد صحیح است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اعتماد بر شاخص یا قبله نما در تعیین جهت قبله، در صورتی که موجب اطمینان برای مکلف شود، صحیح است و باید طبق آن عمل گردد، و در غیر این صورت می‌توان بر اساس محراب مساجد و قبور مسلمین جهت قبله را تشخیص داد.&lt;br /&gt;
		منظور از به کارگیری شاخص در تشخیص قبله این است که در روزهای چهارم خرداد و بیست و ششم تیر ماه (یعنی در روز بیست و پنجم ماه پنجم و هفدهم ماه هفتم از سال میلادی) چنانچه هنگام ظهر به افق مکه که آفتاب به طور عمودی بر کعبه می‌تابد (همان زمانی که صدای اذان مکه بلند می‌شود) شاخصی از قبیل قطعه چوب صاف یا میله و مانند آن در زمین هموار به طور عمودی فرو کنیم، جهتی که سایه‌ی شاخص نشان می‌دهد جهت قبله خواهد بود (یعنی جهت قبله در امتداد سایه در طرفی از شاخص است که سایه ندارد).&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;اهمیت نمازهای یومیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. نمازهای روزانه‌یی که در پنج نوبت خوانده می‌شود از واجبات بسیار مهم شریعت اسلامی بوده و بلکه ستون دین است، و ترک یا سبک شمردن آن شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است.&lt;br /&gt;
		۲. نماز در هیچ حالی ترک نمی‌شود حتی در حال جنگ، بنابراین رزمنده‌یی که در جبهه به علت شدت درگیری قادر بر قرائت فاتحه یا سجده و یا رکوع نباشد، باید به هر نحوی که برایش امکان دارد نماز بخواند، و اگر قادر بر انجام رکوع و سجده نیست، ایما و اشاره به جای رکوع و سجود کافی است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;تعداد نمازهای یومیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		نمازهای واجب یومیه&lt;br /&gt;
		۱. نماز صبح: دو رکعت.&lt;br /&gt;
		۲. نماز ظهر: چهار رکعت.&lt;br /&gt;
		۳. نماز عصر: چهار رکعت.&lt;br /&gt;
		۴. نماز مغرب: سه رکعت.&lt;br /&gt;
		۵. نماز عشا: چهار رکعت.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در سفر، نمازهای چهار رکعتی (ظهر و عصر و عشا) دو رکعت خوانده می‌شود، خصوصیات و احکام آن خواهد آمد ان‌شاء الله تعالی.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;اوقات نمازهای یومیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;وقت نماز صبح&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. وقت نمازصبح از هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب است.&lt;br /&gt;
		۲. معیار شرعی در مورد وقت نماز صبح، فجر صادق است (نه کاذب)، و احراز آن موکول به تشخیص مکلف است.&lt;br /&gt;
		۳. فرقی بین شبهای مهتابی و غیر مهتابی در طلوع فجر (وقت فریضه‌ی صبح) نیست، هر چند احتیاط در این زمینه خوب است.&lt;br /&gt;
		۴. مقتضی است که مؤمنین محترم «ایدهم الله تعالی» جهت رعایت احتیاط در مورد وقت نماز صبح، حدود پنج الی شش دقیقه بعد از اذان صبح از رسانه‌ها شروع به ادای فریضه‌ی صبح نمایند.&lt;br /&gt;
		۵. ملاک طلوع خورشید (پایان وقت نماز صبح) دیدن آن در افق مکان نمازگزار است نه رسیدن نور آن بر زمین.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;وقت نماز ظهر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		وقت نماز ظهر از اول ظهر (یعنی هنگامی که سایه‌ی هر چیزی پس از آن که بر اثر بالا آمدن آفتاب کاملاً کوتاه شد مجدداً به طرف مشرق شروع به زیاد شدن کند) است تا هنگامی که فقط به قدر نماز عصر تا غروب آفتاب وقت باقی مانده است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;وقت نماز عصر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		وقت نماز عصر از هنگامی است که به قدر خواندن نماز ظهر، از ظهر گذشته تا غروب آفتاب.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;وقت نماز مغرب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		وقت نماز مغرب از هنگامی است که سرخی بعد از غروب آفتاب که از طرف مشرق بالا می‌آید زائل شود تا هنگامی که فقط به قدر نماز عشا تا نیمه شب مانده است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فاصله‌ی زمانی بین غروب خورشید و زوال حمره‌ی مشرقیه (از بین رفتن سرخی طرف مشرق بعد از غروب آفتاب) با اختلاف فصل‌های سال تفاوت می‌کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;وقت نماز عشا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		وقت نماز عشا از هنگامی است که به قدر خواندن نماز مغرب از اول وقت گذشته است تا نیمه شب.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; احتیاط (واجب) آن است که برای نماز مغرب و عشا و مانند اینها شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کنند، بنابراین تقریباً یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعی آخر وقت نماز مغرب و عشا است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;احکام اوقات نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;راههای شناخت وقت نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. خود انسان یقین یا اطمینان کند که وقت داخل شده است.&lt;br /&gt;
		۲. دو مرد عادل خبر دهند که وقت داخل شده است.&lt;br /&gt;
		۳. مؤذن مورد وثوق و وقت شناس اذان بگوید.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا یکی از راههای شناخت وقت نماز تحقق پیدا نکند ورود در نماز جایز نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است، ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت شده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;   &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;معیار در احراز دخول وقت، حصول اطمینان برای مکلف است، بنابراین:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. رسانه‌های گروهی که اوقات شرعی هر روز را یک روز قبل از آن اعلام می‌کنند، اگر برای مکلف اطمینان به دخول وقت بیاورد می‌تواند بر آن اعتماد کند.&lt;br /&gt;
		۲. هرگاه با شروع اذان، برای مکلف اطمینان حاصل شود که وقت نماز داخل شده است صبر کردن تا پایان اذان لازم نیست، و می‌تواند نماز را شروع کند.&lt;br /&gt;
		۳. مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه همان افق محل سکونت خود را رعایت کند.&lt;br /&gt;
		۴. صرف یکی بودن مقدار تفاوت بین دو منطقه در طلوع فجر یا زوال آفتاب یا غروب خورشید، مستلزم اتحاد در سایر اوقات نیست، بلکه غالباً مقدار اختلاف بین شهرها در اوقات سه‌گانه با هم تفاوت دارد، مثلاً اگر بین دو استان در وقت ظهر بیست و پنج دقیقه تفاوت است در وقت نماز صبح و مغرب این مقدار تفاوت می‌کند (ممکن است کمتر یا بیشتر از بیست و پنج دقیقه باشد).&lt;br /&gt;
		۵. کسی که به اندازه‌ی خواندن یک رکعت از نماز وقت دارد، باید نماز را به نیت ادا بخواند، ولی نباید عمداً نماز را تا آن وقت به تأخیر بیندازد، و در صورت شک در این که وقت، لااقل به مقدار یک رکعت باقی است یا خیر، باید نماز را به قصد مافی الذمّه به جا آورد.&lt;br /&gt;
		۶. بعد از داخل شدن وقت دو نماز (ظهر و عصر یا مغرب و عشا) مکلف در خواندن هر دو نماز پشت سر هم به صورت جمع و یا خواندن هر یک در وقت فضیلت خود مخیّر است.&lt;br /&gt;
		۷. مستحب است انسان، نماز را در اول وقت بخواند، و در دستورهای اسلامی در این مورد سفارش مؤکدی شده است، و اگر در اول وقت نتواند، ‌هر چه نماز را نزدیکتر به اول وقت بخواند بهتر است، مگر آن که تأخیر نماز از جهتی بهتر باشد، مانند این که بخواهد نماز را به جماعت بخواند.&lt;br /&gt;
		۸. اگر طلبکار طلب خود را مطالبه می‌کند، در صورتی که انسان توانایی دارد باید اول بدهی خود را بدهد و سپس نماز بخواند، و همچنین است در صورتی که کار واجب فوری دیگری پیش‌آمد کند. بلی در صورتی که وقت نماز تنگ شده باشد باید اول نماز بخواند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;ترتیب در بین نمازها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. نماز ظهر و عصر باید به ترتیب خوانده شود یعنی اول نماز ظهر، بعد نماز عصر. همچنین باید در میان نماز مغرب و عشا نیز ترتیب رعایت شود، و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر یا عشا را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.&lt;br /&gt;
		۲. هرگاه کسی بر اثر اشتباه یا غفلت، نماز دوم را بر اولی مقدم داشته، مثلاً نماز عشا را جلوتر از مغرب خوانده و بعد از تمام شدن نماز متوجه شده نماز او صحیح است.&lt;br /&gt;
		۳. اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که قبلاً نماز ظهر را خوانده است، باید این نماز را بشکند و بعد از آن نماز عصر را بخواند، و همینطور است در نماز مغرب و عشا.&lt;br /&gt;
		۴. اگر به خیال این که نماز ظهر را خوانده است به نیت نماز عصر مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که قبلاً نماز ظهر را نخوانده است، در صورتی که در وقت مشترک نماز ظهر و عصر است، باید بلافاصله نیت خود را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عصر را به جا آورد، و اگر این اتفاق در وقت مخصوص به نماز ظهر یعنی به قدر چهار رکعت از اول ظهر افتاده باشد احتیاط واجب آن است که نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند ولی بعداً هر دو نماز (ظهر و عصر) را به ترتیب به جا آورد، و همین تکلیف در مورد نماز مغرب و عشا نیز هست.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; اذان و اقامه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; مستحب است پیش از نمازهای واجب شبانه‌روز، اذان و اقامه بگویند، و این استحباب در مورد نمازهای صبح و مغرب مخصوصاً نماز جماعت، مورد تأکید است، ولی در دیگر نمازهای واجب، مانند نماز آیات اذان و اقامه وارد نشده است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; اذان ۱۸ جمله است به این ترتیب:                                 &lt;br /&gt;
		۱. «اَللهُ اَکْبَرُ» چهار مرتبه (یعنی خداوند بزرگتر از آن است که به وصف آید)&lt;br /&gt;
		۲. «اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ» دو مرتبه (یعنی گواهی می‌دهم غیر از خداوند یکتا معبود دیگری نیست)&lt;br /&gt;
		۳. «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ» دو مرتبه (یعنی گواهی می‌دهم که محمد(ص) فرستاده‌ی خدا است)&lt;br /&gt;
		۴. «حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ» دو مرتبه (یعنی بشتاب به سوی نماز)&lt;br /&gt;
		۵. « حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ» دو مرتبه (یعنی بشتاب به سوی رستگاری)&lt;br /&gt;
		۶. «حَیَّ عَلَی خَیْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه (یعنی بشتاب به سوی بهترین کارها)&lt;br /&gt;
		۷. «اَللهُ اَکْبَرُ» دو مرتبه (یعنی خداوند بزرگتر از آن است که به وصف آید)&lt;br /&gt;
		۸. « لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ» دو مرتبه (یعنی هیچ معبودی جز خداوند یکتا نیست)&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; اقامه ۱۷ جمله است به این ترتیب که همه چیزش، مانند اذان است جز این که در اول آن فقط دو مرتبه «اَللهُ اَکْبَرُ» می‌گویند و در آخر آن یک مرتبه «لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ»، و بعد از گفتن «حَیَّ عَلی خَیْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه «قَدْ قامَتِ الصَّلاةِ» (یعنی نماز بر پا شد) اضافه می‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;چند نکته در ارتباط با اذان و اقامه&lt;/strong&gt;
		&lt;div&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; گفتن «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللهِ» (یعنی گواهی می‌دهم علی(ع) ولی خدا بر همه‌ی خلق است) جزو اذان و اقامه نیست، ولی به عنوان شعار تشیع خوب  و مهم است و باید به قصد قربت مطلقه گفته شود.&lt;/div&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اذان اعلامی (که برای اعلام دخول وقت گفته می‌شود) در اول وقت نمازهای واجب یومیه، و تکرار آن با صدای بلند از طرف شنوندگان از مستحبات شرعی مؤکد است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اذان گفتن به صورت دسته جمعی در معابر عمومی، اگر موجب سد معبر و یا اذیت دیگران نشود اشکال ندارد. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اذان گفتن بر بالای بام به نحو متعارف به خصوص برای نماز صبح اشکال ندارد، هرچند بعضی از همسایگان اعتراض کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;پخش اذان به نحو متعارف برای اعلام داخل شدن وقت نماز صبح به وسیله‌ی بلندگو اشکال ندارد، ولی پخش آیات قرآنی و دعا و غیر آن از بلند گوی مسجد، اگر موجب اذیت همسایگان شود، توجیه شرعی ندارد و بلکه دارای اشکال است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اذان زن برای مردان نامحرم کفایت نمیکند و برای مردان محرم محل اشکال است (یعنی اگر مردی که محرم اوست، اذان زن را بشنود به احتیاط واجب اذان از او ساقط نمی‌شود).&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; کارهای واجب که نماز از آنها تشکیل شده یازده چیز است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. نیت&lt;br /&gt;
		۲. تکبیرة الاحرام&lt;br /&gt;
		۳. قیام&lt;br /&gt;
		۴. قرائت&lt;br /&gt;
		۵. رکوع&lt;br /&gt;
		۶. سجده&lt;br /&gt;
		۷. ذکر&lt;br /&gt;
		۸. تشهد&lt;br /&gt;
		۹. سلام&lt;br /&gt;
		۱۰. ترتیب&lt;br /&gt;
		۱۱. موالات&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بعضی از واجبات نماز «رکن» است یعنی اگر در نماز به جا آورده نشود یا بیش از مقدار واجب آورده شود، حتی اگر از روی سهو و فراموشی هم باشد، نماز باطل می‌شود، (ولی واجبات غیر رکنی اگر عمداً کم و زیاد شود نماز باطل می‌شود، اما اگر سهواً باشد نماز صحیح است، مانند قرائت).&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ارکان نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. نیت.&lt;br /&gt;
		۲. تکبیرة الاحرام&lt;br /&gt;
		۳. قیام (در هنگام تکبیرة الاحرام و هنگام رفتن به رکوع).&lt;br /&gt;
		۴. رکوع.&lt;br /&gt;
		۵. دو سجده.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ۱. نیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. معنای نیت و حکم آن: &lt;/strong&gt;نیت در نماز واجب است و منظور از آن، قصد انجام نماز معین برای اطاعت از دستور خداوند است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نیت که در نماز واجب است همان قصد انجام نماز برای خداست و لازم نیست در دل خود یا به زبان مثلاً بگوید: چهار رکعت نماز ظهر می‌خوانم قربة الی الله.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; لازم است نمازگزار بداند که چه نمازی می‌خواند، بنابراین اگر مثلاً نیت چهار رکعت نماز بکند، اما معین نکند که نماز ظهر یا عصر است، نماز او باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; انسان باید نماز را به قصد اطاعت از فرمان خداوند عالم به جا آورد، بنابراین اگر برای ریا یعنی تظاهر به دینداری و امثال آن نماز بخواند نماز باطل است، و به طور کلی اگر همه‌ی نماز یا بخشی از آن را به خاطر غیر خدا به جا آورد نماز او باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. عدول از نیت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;مواردی که عدول واجب است&lt;br /&gt;
		الف) از نماز عصر به نماز ظهر، قبل از وقت مخصوص عصر در صورتی که در بین نماز متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است.&lt;br /&gt;
		ب) از نماز عشا به نماز مغرب، قبل از وقت مخصوص عشا اگر در بین نماز عشا متوجه شود که نماز مغرب را نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد.&lt;br /&gt;
		ج) اگر دو نماز قضایی که در ادای آنها ترتیب معتبر است (مثل نماز قضای ظهر و عصر) بر عهده‌ی او باشد و بر اثر فراموشی قبل از ادای نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;مواردی که عدول مستحب است&lt;br /&gt;
		الف) از نماز ادا به نماز قضای واجب، در صورتی که بر اثر آن وقت فضیلت ادا فوت نشود.&lt;br /&gt;
		ب) از نماز واجب به مستحب برای درک ثواب نماز جماعت.&lt;br /&gt;
		ج) از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه برای کسی که قرائت سوره‌ی جمعه را فراموش کرده و به جای آن سوره‌ی دیگری را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. مستحب است این شخص، از نماز واجب به نافله عدول کند تا بتواند نماز فریضه را با سوره‌ی جمعه به جا آورد.           &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ۲. تکبیره الاحرام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. معنای تکبیره الاحرام و حکم آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		تکبیرة الاحرام در نماز واجب است و منظور از آن گفتن «اَللهُ اَکْبَرُ» در آغاز نماز است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نگفتن تکبیرة الاحرام در اول نماز چه عمداً و چه سهواً موجب باطل بودن نماز است. همچنین اگر پس از آن که آن را در اول نماز به طور صحیح ادا کرد بار دیگر با فاصله یا بدون فاصله با همان نیت «اللهُ اَکْبَرُ» بگوید نماز باطل است، و فرقی نیست میان این که زیاد گویی عمدی باشد یا سهوی.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. واجبات تکبیره الاحرام:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. تکبیرة الاحرام را باید طوری بخواند که تلفظ به آن محسوب شود، و نشانه‌ی آن این است که خودش بتواند آنچه را می‌خواند و بر زبان جاری می‌کند – اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست – بشنود.&lt;br /&gt;
		۲. تکبیرة الاحرام را باید به عربی صحیح بگوید، و اگر ترجمه‌ی فارسی آن را بگوید یا آن را به عربی غلط بگوید – مثلاً های الله را با فتحه بگوید و یا امثال آن – صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ تکبیرة الاحرام را نمی‌داند واجب است یاد بگیرد، و اگر قادر به یادگیری نیست و نمیتواند آن را با تلقین دیری به صورت حرف حرف با مراعات موالات عرفی بگوید باید ترجمه آن را بگوید.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۳. هنگام تکبیرة الاحرام باید بدن آرام و مستقر باشد، پس اگر عمداً و از روی اختیار، تکبیرة الاحرام را در حالی بگوید که بدنش حرکت دارد، باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. شک در تکبیرة الاحرام:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;اصل تکبیر (یعنی شک دارد که تکبیرة الاحرام گفته یا نه):&lt;br /&gt;
		الف) به اذکار قرائت مشغول شده: به شک خود اعتنا نکند و نماز را ادامه دهد.&lt;br /&gt;
		ب) به اذکار قرائت مشغول نشده: باید تکبیر را بگوید.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;صحت تکبیر (یعنی پس از گفتن تکبیرة‌الاحرام شک دارد صحیح گفته یا نه) : باید به شک خود اعتنا نکند.         &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۳. قیام (ایستاده بودن) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. اقسام قیام واجب:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;رکن&lt;br /&gt;
		الف) قیام هنگام تکبیرة الاحرام.&lt;br /&gt;
		ب) قیام هنگام رفتن به رکوع (متصل به رکوع).&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;غیر رکن&lt;br /&gt;
		الف) قیام هنگام قرائت.&lt;br /&gt;
		ب) قیام بعد از رکوع.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۱. کسی که قادر است نماز را ایستاده بخواند و عذری ندارد باید از شروع نماز تا رفتن به رکوع، در حال ایستاده باشد، و نیز واجب است پس از رکوع و پیش از رفتن به سجده بایستد. ترک قیام عمداً در این حالات، موجب باطل شدن نماز است.&lt;br /&gt;
		۲. ایستاده بودن در حال تکبیرة‌الاحرام و نیز پس از اتمام قرائت و پیش از رفتن به رکوع، رکن است یعنی اگر سهواً و از روی فراموشی هم آن را ترک کند نماز باطل می‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و در این هنگام یادش بیاید که رکوع نکرده، باید برخیزد و بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود، پس اگر بدون برخاستن و ایستادن از همان حال نشسته خود را به حالت خمیدگی رکوع برساند نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. واجبات قیام: &lt;/strong&gt;نمازگزار در حال قیام باید بدن را حرکت ندهد و به طرفی به طور آشکار خم نشود و به جایی تکیه نکند، مگر این که از روی ناچاری یا سهو و فراموشی باشد.        &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; موقعی که انسان در نماز بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. بعضی ازمستحبات قیام:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. بدن را راست نگهدارد.&lt;br /&gt;
		۲. شانه‌ها را پایین بیندازد.&lt;br /&gt;
		۳. دستها را روی رانها بگذارد.&lt;br /&gt;
		۴. انگشتها را به هم بچسباند.&lt;br /&gt;
		۵. جای سجده را نگاه کند.&lt;br /&gt;
		۶. سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد.&lt;br /&gt;
		۷. با خضوع و خشوع باشد.&lt;br /&gt;
		۸. پاها را پس و پیش نگذارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. احکام قیام:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. کسی که در حال نماز قادر بر ایستادن نیست، باید نشسته نماز بخواند ولی اگر می‌تواند به چیزی تکیه دهد و بایستد وظیفه‌ی او نماز ایستاده است.&lt;br /&gt;
		۲. کسی که قادر بر نماز نشسته نیست، باید خوابیده نماز بخواند، و بنابر احتیاط واجب باید اگر می‌تواند به پهلوی راست بخوابد و صورت و بدن او رو به قبله باشد، وگرنه به پهلوی چپ بخوابد، واگر این گونه هم نمی‌تواند، به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.&lt;br /&gt;
		۳. کسی که نشسته نماز می‌خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را به جا آورد باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود.&lt;br /&gt;
		۴. کسی که که خوابیده نماز می‌خواند اگر بدون حرج و زحمت بتواند دربین نماز بنشیند یا بایستد، باید هر مقداری را که می‌تواند نشسته یا ایستاده بخواند. همچنین کسی که نشسته نماز می‌خواند باید هر مقدار که بدون حرج و زحمت برای او ممکن است ایستاده نماز بخواند.&lt;br /&gt;
		۵. کسی که می‌تواند ایستاده نماز بخواند اگر بترسد که به واسطه‌ی ایستادن، بیماری یا ضرر دیگری به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند، و اگر در نماز نشسته نیز همین ترس باشد می‌تواند خوابیده نماز بخواند&lt;br /&gt;
		۶. کسی که احتمال می‌دهد در آخر وقت بتواند نماز خود را ایستاده بخواند، بنابر احتیاط (واجب) باید تا آن هنگام صبر کند، ولی اگر در اول وقت به خاطر عذری نماز خود را نشسته خواند و سپس تا آخر وقت عذر او بر طرف نشد نمازی که خوانده صحیح است و اعاده لازم نیست.&lt;br /&gt;
		۷. اگر در اول وقت، قادر بر نماز ایستاده نبود و یقین داشت که ناتوانی او از نماز ایستاده، تا آخر وقت ادامه خواهد یافت، ولی قبل از آخر وقت توانست ایستاده نماز بخواند باید نماز را به طور ایستاده اعاده کند.      &lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;۴. قرائت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. اجزای قرائت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در رکعت‌اول و دوم نمازهای واجب یومیه: حمد و بنابر احتیاط واجب یک سوره‌ی کامل.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در رکعت سوم و چهارم نمازهای واجب یومیه: حمد تنها یا یک مرتبه تسبیحات اربعه و بنابر احتیاط مستحب سه مرتبه.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۱. در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، باید بعد از تکبیرة الاحرام سوره‌ی حمد و بعد از آن بنابر احتیاط واجب یک سوره‌ی کامل از قرآن مجید را قرائت کند، و خواندن یک یا چند آیه کافی نیست.&lt;br /&gt;
		۲. در رکعت سوم و چهارم نمازها، مخیّر است که حمد تنها (بدون سوره) بخواند یا تسبیحات اربعه یعنی «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ» بگوید.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. احکام قرائت در رکعت اول و دوم:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. سوره‌ی «فیل» و «ایلاف» در حکم یک سوره‌اند، و خواندن یکی از آن دو بعد از حمد کافی نیست. همچنین سوره‌ی «والضحی» و «الم نشرح».&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر کسی بر اثر جهل به مسأله، در نمازهای خود سوره‌ی فیل یا انشراح را به تنهایی خوانده است، در صورتی که در یادگیری مسأله کوتاهی نکرده باشد نمازهای گذشته‌ی او محکوم به صحت است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۲. در نمازهای واجب یومیه بعد از قرائت حمد و یک سوره‌ی کامل، قرائت بعضی از آیات به قصد قرآن اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
		۳. اگر وقت نماز تنگ باشد یا بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگر به او صدمه می‌زند نباید سوره بخواند.&lt;br /&gt;
		۴. اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و قبل از رفتن به رکوع متوجه اشتباه خود شود، باید بعد از حمد دوباره سوره را بخواند، واگر در اثنای خواندن سوره متوجه شود باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.&lt;br /&gt;
		۵. اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
		۶. اگر پیش از رفتن به رکوع بفهمد که حمد و سوره یا فقط سوره را نخوانده باید آن را بخواند و به رکوع رود، و اگر بفهمد فقط حمد را نخوانده باید آن را و پس از آن دوباره سوره را بخواند، و نیز اگر خم شده و پیش از رسیدن به حد رکوع بفهمد که حمد یا سوره یا هر دو را نخوانده باید بایستد و به همین دستور عمل کند.&lt;br /&gt;
		۷. در نماز واجب، خواندن سوره‌های سجده جایز نیست و اگر عمداً یا سهواً یکی از آن سوره‌ها را بخواند تا به آیه‌ی سجده برسد باید بنابر احتیاط واجب سجده‌ی تلاوت را به جا آورد و بر خیزد و اگر سوره، تمام نشده آن را تمام کند و نماز را به آخر برساند و سپس نماز را اعاده کند، و اگر قبل از رسیدن به آیه‌ی سجده ملتفت شد احتیاط واجب آن است که سوره را رها کند و سوره دیگری بخواند و نماز را تمام کند و سپس نماز را اعاده نماید.&lt;br /&gt;
		۸. اگر در اثنای نماز، آیه‌ی سجده را بشنود، نمازش صحیح است و باید پس از شنیدن آیه‌ی سجده، به جای سجده کردن، اشاره به سجده کند.&lt;br /&gt;
		۹. اگر بعد از حمد شروع به خواندن سوره‌ی «قل هو الله احد» یا سوره‌ی «قل یا ایها الکافرون» کند، نمی‌تواند آن را رها کند و سوره‌ی دیگر بخواند، ولی در نماز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره‌ی جمعه و منافقین یکی از آن دو سوره را بخواند می‌تواند آن را رها کند و سوره‌ی جمعه و منافقین را بخواند.&lt;br /&gt;
		۱۰. اگر در نماز غیر از سوره‌ی «قل هو الله احد» و «قل یا ایها الکافرون» سوره‌ی دیگر را بخواند تا وقتی بیش از نصف سوره را نخوانده است می‌تواند آن را رها کند و سوره‌‌ی دیگر بخواند.     &lt;br /&gt;
		۱۱. اگر مقداری از سوره‌یی را که مشغول خواندن آن است فراموشی کند یا به خاطر تنگی وقت یا جهت دیگری به ناچار نتواند آن را تمام کند باید آن سوره را رها کند و سوره‌ی دیگری بخواند، و در این صورت فرق نیست میان آن که از نصف گذشته یا نگذشته باشد، و یا سوره‌یی که به خواندن آن مشغول است «قل هو الله» و «قل یا ایها الکافرون» یا غیر از آنها باشد.&lt;br /&gt;
		۱۲. در نمازهای مستحبی، خواندن سوره لازم نیست، اگر چه آن نماز به واسطه‌ی نذر کردن واجب شده باشد، ولی در بعضی نمازهای مستحبی که سوره‌ی مخصوص در آن وارد شده، مثل نماز برای والدین، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد باید همان سوره را بخواند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. احکام قرائت در رکعت سوم و چهارم:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. یک‌بار گفتن تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافی است، هرچند احتیاط (مستحب) این است که سه مرتبه گفته شود.&lt;br /&gt;
		۲. کسی که نمی‌داند تسبیحات اربعه را سه مرتبه گفته یا بیشتر و یا کمتر، چیزی بر او واجب نیست، ولی تا به رکوع نرفته می‌تواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبیحات را تکرار نماید تا یقین کند آن را سه مرتبه گفته است.&lt;br /&gt;
		۳. کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر تصمیم گرفت حمد بخواند، ولی به خاطر غافل شدن از این تصمیم، بر طبق عادت خود به خواندن تسبیحات مشغول شود نمازش صحیح است، و همینطور اگر عادت به خواندن حمد دارد و تصمیم می‌گیرد تسبیحات بخواند.&lt;br /&gt;
		۴. اگر شخصی هنگام نماز بر اثر غفلت در رکعت سوم یا چهارم حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود نمازش صحیح است و نیاز به اعاده ندارد.&lt;br /&gt;
		۵. اگر نمازگزار در حالی که ایستاده است شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده، باید حمد یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر در هنگام گفتن استغفار مستحب، شک کند آیا تسبیحات خوانده یا نه لازم نیست آن را بخواند.&lt;br /&gt;
		۶. اگر در رکوع رکعت سوم و چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر در هنگام رفتن به رکوع در حالی که هنوز به حد رکوع نرسیده است شک کند، بنابر احتیاط واجب باید برگردد و حمد یا تسبیحات بخواند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;strong&gt;۴. جهر و اخفات (بلند و آهسته خواندن) در قرائت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;الف) &lt;/strong&gt;حمد و سوره در رکعت اول و دوم&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز صبح ‌و مغرب‌و عشا&lt;br /&gt;
			       نمازگزار مرد است: باید بلند بخواند.&lt;br /&gt;
			       نمازگزار زن است: می‌تواند بلند یا آهسته بخواند، ولی اگر نامحرم صدایش را می‌شنود بهتر است آهسته بخواند.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز ظهر و عصر: باید آهسته بخواند غیر از «بسم الله»، چه نمازگزار مرد باشد و چه زن.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; تسبیحات اربعه یا حمد تنها در رکعت سوم و چهارم: باید آهسته بخواند، چه نمازگزار مرد باشد و چه زن، ولی در صورتی که حمد بخواند می‌تواند در نماز فرادی «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند بگوید، اگر چه احتیاط در آن است که «بسم الله» را هم آهسته بگوید و در نماز جماعت این احتیاط، واجب است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			۱. واجب است مردان حمد و سوره‌ی نماز صبح و مغرب و عشا را بلند، و حمد و سوره‌ی نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند و زنان نیز باید حمد و سوره‌ی نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند، اما حمد و سوره‌ی نماز صبح و مغرب و عشا را می‌توانند بلند یا آهسته بخوانند‌، ولی اگر نامحرم صدای آنها را بشنود بهتر است آهسته بخوانند.&lt;br /&gt;
			۲. بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نمازها، تسبیحات یا حمد را آهسته بخواند، ولی در صورتی که حمد بخواند می‌تواند در نماز فرادی «بسم الله الرحمن الرحیم» را در آن بلند بگوید، اگر چه احتیاط در آن است که «بسم الله» را هم آهسته بگوید، و در نماز جماعت این احتیاط، واجب است.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; وجوب بلند خواندن در نمازهای مغرب و عشا و صبح، و وجوب آهسته خواندن در نماز ظهر و عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است، همانگونه که وجوب آهسته خواندن در غیر از دو رکعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد یا تسبیحات در رکعت سوم یا چهارم است، ولی در ذکر رکوع و سجده و تشهد و سلام و دیگر ذکرهای واجب در نمازهای پنجگانه، مکلف بین آهسته یا بلند خواندن مخیّر است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در وجوب جهر و اخفات در نمازهای واجب فرقی بین نماز ادا و قضا وجود ندارد، هرچند نماز قضا، احتیاطی باشد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ملاک اخفات (آهسته خواندن) عدم وجود جوهر صدا نیست، بلکه ملاک، آشکار نکردن آن است. در مقابل، ملاک جهر (بلند خواندن) آشکار کردن جوهر صدا است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر درجایی که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایی که باید آهسته بخواند عمداً بلند بخواند نمازش باطل است، ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد نماز صحیح است، و اگر در اثنای خواندن حمد و سوره ملتفت شود که اشتباه کرده، لازم نیست مقداری را که بر خلاف دستور، بلند یا آهسته خوانده دوباره بخواند.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر کسی در خواندن حمد و سوره، بیشتر از معمول صدا را بلند کند، مثل آن که آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۵. واجبات قرائت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; در قرائت ، واجب است که کلمات، تلفظ شوند به طوری که قرائت بر آن صدق کند، از این رو قرائت قلبی یعنی گذراندن کلمات در قلب بدون تلفظ آنها که عنوان قرائت بر آن صدق نمی‌کند کافی نیست. نشانه‌ی صدق قرائت این است که خودش بتواند آنچه رامی‌خواند و بر زبان جاری می‌کند – اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست- بشنود.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کسی که بر اثر ابتلا به بیماری لالی قادر به تکلم نیست، ولی حواس سالمی دارد، اگر نمازش را با اشاره بخواند صحیح و مجزی است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;واجب است که قرائت، صحیح و بدون غلط باشد و کسی که به هیچ قسم نمی‌تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می‌تواند بخواند، و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت به جا آورد.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کسی که حمد و سوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمی‌داند و می‌تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید یاد بگیرد، و اگر وقت تنگ است بنابر احتیاط واجب در صورتی که ممکن باشد باید نمازش را به جماعت بخواند.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ملاک صحت قرائت ، عبارت است از رعایت قواعد زبان عربی و ادای حرف از مخارج آن به طوری که اهل لسان (عرب زبانان) آن را ادای آن حرف بدانند نه حرف دیگر.  &lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در قرائت ، رعایت محسنات تجوید لازم نیست.           &lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر یکی از کلمات حمد و سوره را نداند، یا عمداً آن را نگوید، یا عمداً به جای حرفی حرف دیگر بگوید، ‌مثلاً به جای «ض» «ز» بگوید، یا زیر و زبر کلمات را تغییر دهد یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کسی که در قرائت حمد و سوره و یا در اعراب و حرکات کلمات نماز اشتباه می‌کرده است، مثلاً کلمه‌ی «یُولَدْ» را به جای فتح لام به کسر لام می‌خوانده، اگر عامد یا جاهل مقصر (قادر بر یادگیری) بوده بنابر احتیاط واجب، نماز باطل است، و الا نماز صحیح است. البته اگر نمازهای گذشته را با اعتقاد به صحت، به صورت مذکور خوانده باشد محکوم به صحت است و اعاده و قضا ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; «مَالِکِِ» در آیه‌ی شریفه‌ی «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» «مَلِکِ» هم قرائت شده، و قرائت به هر دو صورت در نماز از باب احتیاط اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در قرائت نماز لازم نیست که اگر آیه‌یی را به آیه‌ی بعدی وصل کرد، حرکت آخر آیه را ظاهر کند، مثلاً اگر بگوید: «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و نون آخر آیه را ساکن کند و بلافاصله بگوید: «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعینُ» اشکال ندارد. این کار را «وصل به سکون» می‌نامند، و همینطور است در مورد کلماتی که آیه از آنها تشکیل شده است، اگر چه در مورد اخیر احتیاط (مستحب) آن است که وصل به سکون نکند.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هرگاه نمازگزار هنگام خواندن «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» آن را بدون عطف فوری، با وقف بخواند و سپس «وَ لاَ الضَّالِّینَ» را قرائت نماید، در صورتی که وقف و فاصله به مقداری باشد که به وحدت جمله ضرر نزند اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر پس از آن که آیه‌یی را تمام کرد شک کند که آن را درست خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، و همینطور است اگر جمله‌یی از آیه را تمام کرد و پس از آن شک در درست خواندن آن کرد، ‌مثل این که پس از «اِیَّاکَ نَعْبُدُ» شک کرد که آیا آن را درست ادا کرده است یا نه. البته در همه‌ی این صورتها اگر آنچه را که در صحیح ادا کردن آن شک دارد، احتیاطاً دوباره بخواند اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; هنگام قرائت حمد و سوره یا تسبیحات، بدن باید آرام و مستقر باشد، و در صورتی که بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۶. آداب قرائت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; بخشی‌از مستحبات قرائت&lt;br /&gt;
			۱. در رکعت اول پیش از حمد بگوید: «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ».&lt;br /&gt;
			۲. در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرِّحِیمِ» را بلند بگوید.&lt;br /&gt;
			۳. حمد و سوره را شمرده بخواند.&lt;br /&gt;
			۴. در آخر هر آیه وقف کند یعنی آن را به آیه‌ی بعد متصل نکند.&lt;br /&gt;
			۵. در حال خواندن حمد و سوره به معانی آیات توجه داشته باشد.&lt;br /&gt;
			۶. پس از قرائت سوره‌ی حمد، چه در جماعت و چه در فرادی، و چه امام باشد یا ماموم بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».&lt;br /&gt;
			۷. پس از سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» یک یا دو یا سه مرتبه بگوید: «کَذلِکَ اللهُ رَبِّی».&lt;br /&gt;
			۸. پس از قرائت حمد و نیز بعد از سوره، لحظه‌یی مکث کند و سپس به ادامه‌ی نماز بپردازد.&lt;br /&gt;
			۹. در رکعت سوم و چهارم بعد از تسبیحات، استغفار کند، مثلاً بگوید: «اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» یا بگوید: «اَللّهُمَّ اغْفِرْلِی».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; بخشی از مکروهات قرائت&lt;br /&gt;
			۱. نخواندن سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» در هیچیک از نمازهای یک شبانه روز، مکروه است.&lt;br /&gt;
			۲. تکرار یک سوره در دو رکعت نماز، مکروه است، مگر سوره‌ی «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ».&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;رکوع&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;الف) معنای رکوع و حکم آن: &lt;/strong&gt;در هر رکعت، بعد از قرائت یک رکوع واجب است، و رکوع یعنی خم شدن به اندازه‌یی که بتواند دستها را به زانو بگذارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، سر بر دارد و بار دیگر به قصد رکوع خم شود، نمازش باطل است؛ (چون رکوع، رکن است و زیاد شدن آن نماز را باطل می‌کند).&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;ب) واجبات رکوع:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. خم شدن به اندازه‌یی که بتواند دستها را به زانو بگذارد&lt;br /&gt;
		۲. ذکر&lt;br /&gt;
		۳.  آرامش بدن در حال گفتن ذکر رکوع&lt;br /&gt;
		۴. ایستادن بعد از رکوع&lt;br /&gt;
		۵. آرامش بدن بعد از رکوع&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۱. خم شدن به اندازه‌یی که بتواند دستها را به زانو بگذارد:&lt;br /&gt;
		۱. در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازه‌یی خم شود که بتواند دست را بر زانو بگذارد، و اگر سر انگشتها هم به زانو برسد کافی است.&lt;br /&gt;
		۲. احتیاط (واجب) آن است که در حال رکوع دستها را بر زانو بگذارد.&lt;br /&gt;
		۳. خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کاری دیگر مثلاً برای کشتن جانوری یا برداشتن چیزی خم شود نمی‌تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه بایستد و دوباره برای رکوع خم شود، و به واسطه‌ی این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی‌شود.&lt;br /&gt;
		۴. کسی که در حال نشسته رکوع می‌کند، کافی است به قدری خم شود که صورتش محاذی زانوها برسد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۲. ذکر:&lt;br /&gt;
		ذکر واجب در رکوع عبارت است از یک‌بار گفتن «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا سه بار گفتن «سُبْحَانَ اللهِ» و اگر به جای آن، ذکر دیگری از قبیل «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» و «اَللهُ اَکْبَرُ» و غیر آن را به همان مقدار بگوید نیز کافی است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۳. آرامش بدن در حال گفتن ذکر رکوع:&lt;br /&gt;
		۱. در رکوع هنگامی که ذکر واجب را می‌گوید، باید بدن آرام باشد، بلکه حتی در هنگامی که اذکاری را به قصد استحباب آن در رکوع می‌گوید، ‌مانند تکرار «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» و امثال آن، احتیاط واجب آن است که بدن را آرام نگهدارد.&lt;br /&gt;
		۲. اگر در حالی که ذکر واجب رکوع را می‌گوید، بدن او بی اختیار حرکت کند و حال طمأنینه‌ی واجب را بر هم بزند، باید پس از آرام گرفتن بدن، ذکر واجب را دوباره بگوید.&lt;br /&gt;
		۳.کسی‌که می‌داند طمأنینه در حال ذکر رکوع واجب است&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر پیش از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، ذکر رکوع را شروع کند&lt;br /&gt;
		     عمداً باشد: نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		     سهواً باشد: باید پس از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، ذکر واجب را دوباره بگوید.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر  پیش از تمام شدن ذکر واجب سر از رکوع بردارد&lt;br /&gt;
		      عمداً باشد: نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		      سهواً باشد:&lt;br /&gt;
		              اگر پیش از خارج شدن از حد رکوع متوجه شود که ذکر را تمام نکرده:&lt;br /&gt;
		              باید در همان حال آرام بگیرد و ذکر رکوع را بگوید.&lt;br /&gt;
		              اگر پس از خارج شدن از حد رکوع متوجه شود که ذکر را تمام نکرده: نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۴. کسی که به خاطر بیماری و امثال آن نمی‌تواند به اندازه‌ی گفتن سه «سُبْحَانَ اللهِ» در حال رکوع بماند، کافی است که یک مرتبه «سُبْحَانَ اللهِ» بگوید، و اگر فقط یک لحظه می‌تواند در حال رکوع باشد احتیاط واجب آن است که ذکر را در همان لحظه شروع کند و در حال سر برداشتن تمام کند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۵. ایستادن و آرامش بعد از رکوع:&lt;br /&gt;
		بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و پس از آن که بدن آرام گرفت به سجده برود، و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده برود نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;ج) کسی که رکوع را فراموش کرده است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. پیش از رسیدن به سجده‌ی اول یادش بیاید: باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود، و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد کافی نیست، و اگر به این رکوع اکتفا کند نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
		۲. پس از رسیدن به سجده‌ی دوم یادش بیاید: نمازش باطل است؛ (زیرا یک رکن را ترک کرده و وارد رکن بعدی شده است).&lt;br /&gt;
		۳. پیش از رسیدن به سجده‌ی دوم یادش بیاید (یعنی در سجده‌ی اول یا بعد از آن و پیش از آن که وارد سجده‌ی دوم شود): باید برخیزد و بایستد و رکوع کند و پس از آن، دو سجده را به جا آورد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز به احتیاط (واجب) دو سجده سهو برای سجده‌ی زیادی بگزارد.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;د) برخی از مستحبات رکوع:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. پیش از رفتن به رکوع در حالی که ایستاده است تکبیر بگوید.&lt;br /&gt;
		۲. اگر نمازگزار مرد است زانوها را به عقب بدهد و اگر زن است زانوها را به عقب ندهد.&lt;br /&gt;
		۳. سر را پایین نیندازد و مساوی پشت خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
		۴. کف دست را به زانوها تکیه دهد.&lt;br /&gt;
		۵. نگاه خود را به میان قدمهای خود بدوزد.&lt;br /&gt;
		۶. پیش از رکوع یا بعد از آن صلوات بفرستد.&lt;br /&gt;
		۷. پس از آن که از رکوع سر برداشت و ایستاد در حال آرامش بدن بگوید: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».     &lt;br /&gt;
		۸. اگر نمازگزار زن است، دست را از زانوها بالاتر بگذارد.&lt;br /&gt;
		&lt;p&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;سجده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;الف) معنای سجده و حکم آن: &lt;/strong&gt;نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب، بعد از رکوع، دو سجده کند، و سجده آن است که پیشانی را از روی خضوع بر زمین بگذارد.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; دو سجده در یک رکعت، مجموعاً «رکن» است، بدین معنی که اگر عمداً یا از روی فراموشی، هر دو را ترک کند یا دو سجده‌ی دیگر به آن اضافه کند، نماز باطل می‌شود.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند، نماز باطل است، و اگر سهواً این کار را انجام دهد نماز باطل نیست، ولی دارای احکامی است که بعداً گفته خواهد شد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;ب) واجبات سجده:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. گذاشتن هفت عضو از بدن بر زمین.&lt;br /&gt;
			۲. ذکر.&lt;br /&gt;
			۳. آرامش بدن در حال ذکر سجده.&lt;br /&gt;
			۴. بر زمین بودن هفت عضو در هنگام ذکر.&lt;br /&gt;
			۵. سر برداشتن و نشستن و آرامش بین دو سجده.&lt;br /&gt;
			۶. مساوی بودن جاهای سجده، مگر به اندازه‌ی چهار انگشت بسته.&lt;br /&gt;
			۷. پاک بودن جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد.&lt;br /&gt;
			۸. حایل نبودن چیزی بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می‌کند.&lt;br /&gt;
			۹. گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است.&lt;br /&gt;
			۱۰. نشستن بعد از سجده‌ی دوم در رکعاتی که تشهد ندارد بنابر احتیاط واجب.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۱. گذاشتن هفت عضو از بدن بر زمین:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. در سجده باید هفت موضع بر زمین قرار گیرد&lt;br /&gt;
			۱. پیشانی.&lt;br /&gt;
			۲ و ۳. دو کف دست.&lt;br /&gt;
			۴ و ۵. دو سر زانو.&lt;br /&gt;
			۶ و ۷. دو سر انگشت بزرگ پا.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; گذاشتن دستها هنگام نماز بر موزاییکی که دارای سوراخهای‌ریزی است اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هرگاه هنگام سجده، علاوه بر انگشت بزرگ پا، بعضی از انگشتان دیگر را نیز بر زمین قرار دهد اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			۲. اگر پیشانی را عمداً یا سهواً بر زمین نگذارد، سجده نکرده است، اگر چه شش عضو دیگر (دو دست، دو زانو، دو انگشت بزرگ پا) را بر زمین گذاشته باشد، ولی اگر پیشانی را بر زمین بگذارد و جاهای دیگر را سهواً به زمین نرساند یا سهواً ذکر نگوید سجده صحیح است.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			۳. کسی که نمی‌تواند پیشانی را به زمین برساند باید به قدری که می‌تواند خم شود و مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است، روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولی باید کف دستها و زانوها و انگشتان پا را اگر ممکن است به طور معمول بر زمین بگذارد و اگر چیزی که مهر را روی آن بگذارد وجود ندارد، باید آن را با دست بلند کند و پیشانی بر آن بگذارد.&lt;br /&gt;
			۴. کسی که بر محل سجده‌ی بلند نیز نمی‌تواند سجده کند، باید در عوض سجده، با سر و اگر نمی‌تواند با چشم اشاره کند.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فردی که به خاطر وضعیت خاص جسمی که دارد قادر به گذاشتن هفت عضو از بدن خود بر زمین نیست و از صندلی چرخدار استفاده می‌کند، در صورتی که قادر به گذاشتن مهر روی دسته‌ی صندلی چرخدار یا چیز دیگر مانند بالشت یا چهارپایه و سجده بر آن است، باید سجده را بدین نحو انجام دهد و نمازش صحیح است و در غیر این صورت به هر نحوی که می‌تواند هر چند با ایما و اشاره، سجده و رکوع را انجام دهد و نمازش صحیح خواهد بود.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			۵. هرگاه در زمین گل آلود نماز می‌خواند، اگر آلوده شدن بدن و لباس برای او موجب مشقت است، می‌تواند در حالی که ایستاده، برای سجده، با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۲. ذکر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			ذکر واجب در سجده عبارت است از یک‌بار گفتن «سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ» یا سه بار گفتن «سُبْحَانَ اللهِ»، و اگر به جای آن ذکرهای دیگر، مانند «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»، «اَللهُ اَکْبَرُ» و غیر آن به همان مقدار بگوید کافی است.  &lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۳. آرامش بدن در حال ذکر سجده:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. در حال سجود هنگامی که ذکر واجب را می‌گوید، باید بدن آرام باشد، بلکه حتی در هنگامی که ذکری را به قصد استحباب آن در سجود می‌گوید، مانند تکرار «سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ» و امثال آن، احتیاط واجب آن است که بدن را آرام نگهدارد.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			۲. کسی‌که می‌داند آرام بودن بدن در حال ذکر سجود واجب است:&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر پیش‌ از آن‌ که‌ پیشانی ‌به زمین برسد و بدن آرام بگیرد ذکر بگوید&lt;br /&gt;
			      عمداً باشد: نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
			      سهواً باشد:&lt;br /&gt;
			           در حال سجده متوجه شود: باید دوباره در حال آرامش بدن، ذکر را بگوید.&lt;br /&gt;
			           بعد از آن که سر از سجده برداشت‌متوجه‌شود: نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پیش از تمام شدن ذکر، سر از سجده بردارد&lt;br /&gt;
			      عمداً باشد: نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
			      سهواً باشد: نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			۳. اگر بر روی تشک و امثال آن سجده کند که بدن در اول آرام نیست و بعد آرام می‌گیرد، اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۴. بر زمین بودن هفت عضو در هنگام ذکر:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. اگر در هنگامی که ذکر سجده را می‌گوید یکی از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد، نماز باطل می‌شود،‌ولی موقعی که مشغول ذکر گفتن نیست اگر غیر پیشانی جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			۲. اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده، پیشانی را سهواً از زمین بردارد نمی‌تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند، ولی اگر جاهای دیگر را سهواً از زمین بردارد باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.&lt;br /&gt;
			۳. اگر در هنگام سجده، پیشانی به محل سجده بخورد و بی اختیار از زمین بلند شود، باید دوباره پیشانی را بر زمین بگذارد و ذکر سجود را بگوید، و یک سجده به حساب می‌آید.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۵. سر برداشتن و نشستن و آرامش بین دو سجده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			 بعد از تمام شدن ذکر سجده‌ی اول، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۶. مساوی بودن جاهای سجده، مگر به اندازه‌ی چهار انگشت بسته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			در حال سجده باید جای پیشانی از جای زانوها و سر انگشتان پا، بلندتر یا پایین‌تر از چهار انگشت بسته نباشد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۷. پاک بودن جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			مُهر یا چیز دیگری که بر آن سجده می‌کند باید پاک باشد، ولی اگر آن را روی فرش نجس بگذارد یا یک طرف آن نجس باشد و پیشانی را بر طرف دیگر بگذارد، اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;۸. حایل نبودن چیزی بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می‌کند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			 باید میان پیشانی و آنچه بر آن سجده می‌کند، چیزی حایل نشود، بنابراین اگر حایلی در این وسط باشد، مانند موی سر یا گلاه یا چرک بودن مهر به حدی که پیشانی به خود مهر نرسد و غیره، سجده و نماز باطل است.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هرگاه هنگام سجده متوجه شود که پیشانی وی به خاطر مانع از قبیل چادر، روسری و مانند آن با مهر تماس ندارد، واجب است بدون این‌که سر خود را از زمین بلند کند، پیشانی‌اش را حرکت دهد تا روی مهر قرار بگیرد و اگر سرش را از زمین بلند کند، چنانچه این کار بر اثر جهل یا فراموشی بوده و فقط در یکی از دو سجده‌ی یک رکعت آن را انجام داده نمازش صحیح است و اعاده واجب نیست، ولی اگر این کار با علم و عمد بوده و یا در هر دو سجده‌ی یک رکعت آن را انجام داده نمازش باطل و اعاده‌ی آن واجب است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۹. گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			پیشانی باید روی چیزی قرار گیرد که سجده بر آن صحیح است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;۱۰. نشستن بعد از سجده‌ی دوم در رکعاتی که تشهد ندارد بنابر احتیاط واجب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			در رکعت اول و نیز در رکعت سوم نمازهای چهار رکعتی، بنابر احتیاط واجب باید بعد از سجده‌ی دوم بنشیند و سپس برای رکعت بعد برخیزد.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ج)&lt;/strong&gt; چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			چیزهایی‌که‌سجده‌بر‌آنها صحیح است: ۱. زمین ۲. آنچه‌از زمین می‌روید&lt;br /&gt;
			به سه شرط: ۱. خوردنی نباشد ۲. پوشیدنی نباشد ۳. معدنی نباشد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			۱. سجده‌ی نماز باید بر زمین یا گیاهان غیر خوراکی که از زمین می‌روید گزارده شود، مانند سنگ و خاک و چوب و برگ درختان و امثال آن، و سجده بر چیزهای خوراکی و پوشاکی، هر چند از زمین بروید، مانند پنبه و گندم، و چیزهای معدنی که از جنس زمین محسوب نمی‌شود، مانند فلزات و شیشه و امثال آن صحیح نیست.&lt;br /&gt;
			۲. سجده بر سنگ مرمر و دیگر سنگهایی که در ساخت یا زینت بنا به کار می‌رود صحیح است، و همچنین سجده بر عقیق و فیروزه و دُرّ و امثال آن، هر چند احتیاط (مستحب) آن است که بر این دسته‌ی آخری سجده نکنند.&lt;br /&gt;
			۳. سجده بر چیزهایی که از زمین می‌روید و فقط خوراک حیوان است، مانند علف و کاه، صحیح است.&lt;br /&gt;
			۴. سجده کردن بر برگ سبز چای بنابر احتیاط واجب صحیح نیست، ولی سجده بر برگ درخت قهوه که خود برگ، استفاده خوراکی ندارد صحیح است.&lt;br /&gt;
			۵. سجده بر گُلهایی که خوراکی نیستند و نیز داروهای گیاهی که از زمین می‌روید و فقط برای معالجه‌ی بیماریها به کار می‌آید، مانند گل ختمی و گل بنفشه صحیح است، ولی بر گیاهانی که در موارد غیر معالجه نیز برای خواص طبّی که در آن است به مصرف خوراکی می‌رسد، مانند خاکشیر و امثال آن، درست نیست.&lt;br /&gt;
			۶. گیاهانی که در بعضی از مناطق یا میان بعضی از مردم، خوردنی شمرده می‌شود،‌ولی دیگران از آن استفاده‌ی خوردنی نمی‌کنند، جزو خوراکیهاست و سجده بر آن صحیح نیست.&lt;br /&gt;
			۷. سجده بر آجر و سفال و گچ و آهک و سیمان صحیح است.&lt;br /&gt;
			۸. سجده بر کاغذی که از چوب و گیاهان – غیر از کتان و پنبه – ساخته می‌شود، درست است.&lt;br /&gt;
			۹. اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است ندارد، با به واسطه‌ی سرما یا گرما و مانند اینها نمی‌تواند بر آن سجده کند، چنانچه لباس او از جنس پنبه یا کتان است یا چیزی از جنس پنبه و کتان دارد باید بر آن سجده کند، و احتیاط (واجب) آن است که تا سجده بر لباسی که از پنبه و کتان باشد ممکن است بر غیر آن یعنی غیر لباسی که از این جنس باشد سجده نکند، و اگر ندارد بنابر احتیاط واجب بر پشت دست خود سجده کند.&lt;br /&gt;
			۱۰. اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می‌کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است در دسترس نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد باید نماز را بشکند، و اگر وقت تنگ است به ترتیبی که در مسأله‌ی قبل گفته شد، عمل کند.&lt;br /&gt;
			۱۱. جایی که انسان باید تقیه کند می‌تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید، و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود، ولی اگر در همان محل بتواند طوری که به زحمت نیفتد بر حصیر یا سنگ و امثال آن سجده کند، باید بر این اشیا سجده نماید.&lt;br /&gt;
			۱۲. اگر در سجده‌ی اول، مُهر به پیشانی بچسبد باید برای سجده‌ی دوم مهر را از پیشانی بر دارد، و اگر مهر را از پیشانی جدا نکند و به همان حال به سجده‌ی دوم برود اشکال دارد.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نیکوترین سجده، سجده بر خاک و روی زمین است که نشانه‌ی خضوع و خشوع در برابر حضرت باری تعالی است، و هیچ خاکی برای سجده در فضیلت به تربت مقدس سید الشهداء(ع) نمی‌رسد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۴. برخی از مستحبات سجده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. پیش ‌از سجده‌ و پس از آن در حالی که بدن آرام گرفته است، تکبیر بگوید.&lt;br /&gt;
			۲. میان دو سجده در حالی که بدنش آرام است، بگوید: «اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ».&lt;br /&gt;
			۳. سجده را طولانی کند و در آن ذکر و دعا برای حاجت‌های دنیا و آخرت بخواند و صلوات بفرستد.&lt;br /&gt;
			۴. بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; قرآن خواندن در حال سجده مکروه است (یعنی ثواب کمتری دارد).&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;دو نکته در ارتباط با سجده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام است، و بعضی از مردم که در آستانه‌ی درِ حرم امامان(ع) پیشانی بر زمین می‌گذارند، اگر به قصد سجده‌‌ی شکر خدای متعال باشد، اشکال ندارد و گرنه حرام است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در هر یک چهار سوره‌ی الم تنزیل (سوره‌ی سجده)، حم سجده (سوره‌ی فصلت)، النجم، اقرء (سوره‌ی علق)، یک آیه‌ی سجده هست که اگر انسان بخواند یا به آن گوش دهد، باید پس از پایان آیه فوراً سجده کند، و اگر فراموش کرد هر وقت یادش آمد باید سجده نماید.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; آیات سجده&lt;br /&gt;
			۱. آیه‌ی ۱۵ از سوره‌ی ۳۲ (سجده)&lt;br /&gt;
			۲. آیه‌ی ۳۷ از سوره‌ی ۴۱ (فصلت)&lt;br /&gt;
			۳. آیه‌ی ۶۲ از سوره‌ی ۵۳ (النجم)&lt;br /&gt;
			۴. آیه‌ی ۱۹ از سوره‌ی ۹۶ (علق)&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر به آیه‌ی سجده‌یی که از رادیو یا تلویزیون یا ضبط صوت و امثال آن پخش می‌شود، گوش دهد سجده واجب است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در سجده‌ی واجب قرآن باید بر چیزهایی سجده کند که در نماز می‌تواند بر آنها سجده کند، ولی دیگر شرایط سجده‌ی نماز، مانند رو به قبله بودن، با وضو بودن و امثال آن در این سجده لازم نیست.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در سجده‌ی واجب قرآن، گذاشتن پیشانی بر زمین کافی است و لازم نیست در آن ذکر گفته شود، ولی گفتن ذکر در آن مستحب است، و بهتر است این ذکر را بگوید: «لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ اِیمَاناً وَ تَصْدِیقاً، لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَکَ یَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لاَ مُسْتَنْکِفاً وَ لاَ مُسْتَکْبِراً، بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعِیفٌ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ»&lt;br /&gt;
			 &lt;/p&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; ذکر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. معنای ذکر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			هر عبارتی که متضمن یاد خداوند «عز وجل» باشد «ذکر» محسوب می‌شود (مانند الله اکبر، الحمد لله، سبحان الله و…) و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) از بهترین ذکرهاست.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. واجبات ذکر:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. اذکار نماز را باید طوری بخواند که تلفظ به آن محسوب شود، و نشانه‌ی آن این است که بتواند خودش آنچه را می‌خواند و بر زبان جاری می‌کند - اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست - بشنود.&lt;br /&gt;
			۲. واجب است همه‌ی ذکر‌های واجب نماز به طور عربی صحیح قرائت شود، و اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ کلمات عربی را نمی‌داند واجب است یاد بگیرد، و اگر قادر به یادگیری نیست معذور است.&lt;br /&gt;
			۳. واجب است تمام ذکرهای واجب و مستحب در حال استقرار و آرامش بدن خوانده شود، و در صورتی که بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند. بلی گفتن ذکر به قصد ذکر مطلق در حال حرکت اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;چند نکته در ارتباط به ذکر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر ذکرهای رکوع و سجده را به جای یکدیگر بگوید در صورتی که سهواً باشد اشکال ندارد، ولی اگر عمداً باشد جایز نیست مگر این که به قصد مطلق ذکر خداوند «عزوجل» بگوید.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر بعد از رکوع و سجود متوجه شود ذکر رکوع یا سجده را اشتباه گفته، چیزی بر او واجب نیست.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در سجده و رکوع بعد از قرائت ذکر واجب، تکرار همان ذکر واجب، افضل است و بهتر است که به عدد فرد ختم شود، و در سجده علاوه بر آنچه گفته شد صلوات و دعا برای حاجت‌های دنیا و آخرت مستحب است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستحب است پیش از رفتن به رکوع و قبل و بعد از هر سجده تکبیر بگوید. این تکبیر باید در حال رفتن به رکوع یا سجود یا سر برداشتن از آن نباشد، ولی به طور کلی می‌تواند در هر حال از جمله در حال رفتن به رکوع و سجود یا سر برداشتن از آن، تکبیر و دیگر ذکرها را به قصد ذکر مطلق بگوید.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستحب است ذکر «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ» (با حول و قوه الهی برمی خیزم و می‌نشینم) در حال قیام برای رکعت بعدی گفته شود.   &lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; تشهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. معنای تشهد و حکم آن: &lt;/strong&gt;در رکعت دوم همه‌ی نمازها و نیز در رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نمازهای ظهر و عصر و عشا، نمازگزار باید پس از سجده‌ی دوم بنشیند و پس از آرام گرفتن بدن، جملاتی را که در ذکر تشهد گفته خواهد شد، بر زبان جاری کند. این عمل «تشهد» نامیده می‌شود.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. ذکر تشهد:&lt;/strong&gt; ذکر واجب در حال تشهد این است: «اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِ مُحَمَّدٍ».&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستحب است پیش از جملات فوق بگوید: «اَلْحَمْدُ للهِ»، یا بگوید: «بِسْمِِ اللهِ وَ بِِاللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ خَیْرُ الْاَسْمَاءِِ للهِ»، و نیز مستحب است پس از صلوات بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ».&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در تشهد، وقف بر محمد(ص) در جمله‌ی «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ» و سپس قرائت عبارت «وَ آلِ مُحَمَّدٍ» به مقداری که به وحدت جمله ضرر نزند اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۳. کسی که تشهد را فراموش کرده است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. اگر برای رکعت سوم بایستد، ولی پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده است: باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود، بخواند و نماز را تمام کند، و پس از نماز به خاطر ایستادن بی‌جا، بنابر احتیاط مستحب، دو سجده‌‌ی سهو به جا آورد.&lt;br /&gt;
			۲. اگر هنگامی که به رکوع رکعت سوم رفته یا بعد از آن یادش بیاید: باید نماز را تمام کند و بعد از سلام، برای تشهد فراموش شده دو سجده‌ی سهو به جا آورد، و احتیاط (واجب) آن است که پیش از سجده‌ی سهو، تشهد فراموش شده را قضا کند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; سلام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. منظور از سلام و حکم آن:&lt;/strong&gt; آخرین جزو نماز که با گفتن آن، نماز پایان می‌یابد «سلام» است. سلام (واجب) نماز به این است که بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ» و بهتر است که اضافه کند «وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یا بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ».&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستحب است پیش از دو سلام فوق بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ».&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. کسی که سلام نماز را فراموش کرده است:&lt;/strong&gt; اگر سلام نماز را فراموش کند و هنگامی یادش بیاید که صورت نماز به هم نخورده و کاری هم که عمدی و سهویِ آن نماز را باطل می‌کند، مثل پشت کردن به قبله، انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش درست است.&lt;br /&gt;
			 &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; ترتیب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. منظور از ترتیب و حکم آن: &lt;/strong&gt;نمازگزار باید نماز را به ترتیبی که گفته شد انجام دهد و هر یک از اجزای آن را در جای خود بیاورد، پس اگر عمداً این ترتیب را به هم زند، ‌مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد، نماز باطل می‌شود.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. رعایت نکردن سهوی ترتیب:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			مقدم شدن سهوی جزئی بر جزء دیگر:&lt;br /&gt;
			۱. رکنی را بر رکن دیگر مقدم داشته است، ‌مانند آن که دو سجده را فراموش کند و پس از آن که به رکوع رکعت بعد رفت یادش بیاید: نماز باطل است.&lt;br /&gt;
			۲. غیر رکنی را بر رکن مقدم داشته است، مانند آن که دو سجده را فراموش کند و تشهد بخواند و آنگاه یادش بیاید که دو سجده را به جا نیاورده است: باید رکن را به جا آورد، و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.&lt;br /&gt;
			۳. رکنی را بر غیر رکن مقدم داشته است، مانند آنکه که حمد را فراموش کند و پس از آن وارد رکوع شد متوجه شود که حمد را نخوانده است: نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
			۴. غیر رکنی را بر غیر رکن مقدم داشته است، ‌مانند آن که حمد را فراموش کند و به خواندن سوره مشغول شود، ولی پیش از آن که به رکوع برود متوجه شود که حمد را نخوانده است: در این صورت، باید آنچه را فراموش کرده (مثلاً حمد) بخواند و بعد از آن، چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده (مثلاً سوره) دوباره بخواند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; موالات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			نمازگزار باید اجزای نماز، مانند رکوع و سجود و تشهد و غیره را با «موالات» یعنی پی در پی به جا آورد و میان آنها فاصله‌ی طولانی و غیر متعارف نیندازد، پس اگر میان اجزای نماز به قدری فاصله شود که در نظر بیننده از حالت نماز خواندن خارج شود، نمازش باطل است.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر میان کلمه‌ها یا حروف یک کلمه سهواً فاصله‌ی غیر متعارف بیندازد، ‌ولی به طوری نباشد که صورت نماز از بین برود، اگر در وقتی ملتفت شود که وارد رکن بعد از آن شده است، نماز صحیح است و تکرار آن کلمات و جملات لازم نیست، ولی اگر پیش از وارد شدن در رکن بعدی ملتفت شود باید برگردد و آن‌ها را دوباره بخواند.  &lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; قنوت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. معنای قنوت و حکم آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			در همه‌ی نمازهای واجب و مستحب، مستحب است که در رکعت دوم پس از پایان حمد و سوره و پیش از رکوع، ‌دستها را به دعا بردارد و دعا بخواند. این عمل را «قنوت» می‌نامند.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در نماز جمعه، ‌قنوت را در رکعت اول، پیش از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع به جا می‌آورد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در نماز عید فطر و قربان، در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت به جا می‌آورد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. ذکر قنوت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			در قنوت می‌تواند هر ذکر یا دعا یا آیه‌یی از قرآن را بخواند و حتی می‌تواند به یک «صلوات» یا سُبْحَانَ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» اکتفا کند، ولی بهتر است دعاهایی را بخواند که در قرآن آمده است، مانند «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ»، یا ذکرها و دعاهایی که از ایمه(ع) نقل شده است، مانند این ذکر: «لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ، لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَرَضِینَ السَّبْعِ، وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ، وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ، وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; تعقیب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			تعقیب نماز لازم نیست به عربی باشد، ولی بهتر است دعاها و ذکرهایی را بخواند که از ائمه (ع) رسیده است، و از جمله‌ی بهترین آنها، ذکری است که به تسبیح حضرت زهرا(س) معروف است، و آن عبارت است: ۳۴ مرتبه «اَللهُ اَکْبَرُ»، ۳۳ مرتبه «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»، و ۳۳ مرتبه «سُبْحَانَ اللهِ».           &lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در کتابهای دعا، تعقیباتی با مضامین عالی و عبارات زیبا از ائمه (ع) نقل شده است.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستحب است پس از نماز، سجده‌ی شکر کند یعنی به قصد شکر همه‌ی نعمتها و نعمت توفیق الهی بر نماز، پیشانی را بر زمین بگذارد و بهتر آن است که سه مرتبه یا بیشتر بگوید: «شُکْراً لِلّهِ».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; ترجمه نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			شایسته است که نمازگزار، الفاظ و اذکار نماز را با توجه به معنای آن و با خشوع و حضور قلب بر زبان بیاورد تا از فرصت نماز، برای پاکیزه شدن روح و نزدیک شدن دل به خدای بزرگ و مهربان بهره ببرد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۱. ترجمه‌‌ی سوره‌ی حمد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: «به نام خدا که رحمت و فیض بی دریغ او در دنیا همه‌ی انسانها را در برمی‌گیرد و رحمت و بخشایش ابدی او به مؤمنان اختصاص دارد».&lt;br /&gt;
			۲. اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبَّ الْعَالَمِینَ: «سپاس و ستایش، مخصوص خدا است که پروردگار همه‌ی جهانیان است».&lt;br /&gt;
			۳. اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: «آن که رحمان است (بخشندگی و فضل او در دنیا شامل همه‌ی انسانها است) و رحیم است (بخشایش و فضل ابدی او ویژه‌ی مؤمنان است)».&lt;br /&gt;
			۴. مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ: «آن که دارنده و صاحب اختیار روز جزا (قیامت) است».&lt;br /&gt;
			۵. اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: «فقط تو را بندگی می‌کنیم و فقط از تو کمک می‌طلبیم».&lt;br /&gt;
			۶. اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ: «ما را به راه راست هدایت کن».&lt;br /&gt;
			۷. صِرَاطَ الَّذِینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: «به راه آن کسانی که به آنان نعمت دادی (نور معرفت خود را بر دل آنان تاباندی)».&lt;br /&gt;
			۸. غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَالضَّالِینَ: «آنان که به غضب تو گرفتار نشدند و به گمراهی دچار نگشتند. (یعنی پس از نعمت بزرگی که به آنان بخشیدی، ناسپاسی و عصیان نکردند تا موجب غضب تو و گمراهی خود شوند)».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. ترجمه‌ی سوره‌ی توحید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «ترجمه‌ی آن قبلاً گذشت».&lt;br /&gt;
			۲. قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ: «بگو اوست خدای یکتا».&lt;br /&gt;
			۳. اَللهُ الصَّمَدُ: «خدا بی نیاز است و همگان روی نیاز به او دارند».&lt;br /&gt;
			۴. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ: «فرزند ندارد و فرزند کسی نیست».&lt;br /&gt;
			۵. وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ: «و هیچکس همتای او نیست».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۳. ترجمه‌ی ذکرهای رکوع و سجود و برخی مستحبات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. سُبْحَانَ الله: «پاک و منزه است خدا».&lt;br /&gt;
			۲. سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ: «پاک و منزه است پروردگار من که بزرگ است، و او را ستایش می‌کنم».&lt;br /&gt;
			۳. سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ: «پاک و منزه است پرودگار من که برترین است، و او را ستایش می‌کنم».&lt;br /&gt;
			۴. سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ: «عنایت خدا متوجه آن کسی باد که تو را ستایش می‌کند».&lt;br /&gt;
			۵. اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ: «از خدا که پروردگار من است آمرزش می‌خواهم و به او باز می‌گردم».&lt;br /&gt;
			۶. بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ: «با اراده و نیروی خدا است که بر می‌خیزم و می‌نشینم».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۴. ترجمه‌ی ذکرهای قنوت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً: «پروردگارا! به ما نیکی در دنیا و نیکی در آخرت را عطا کن».&lt;br /&gt;
			۲. وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ: «و ما از عذاب آتش دور نگاهدار».&lt;br /&gt;
			۳. لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ: «نیست معبودی به جز خدای بردبار و بخشنده».&lt;br /&gt;
			۴. لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ: «نیست معبودی به جز خدای والا و بزرگ».&lt;br /&gt;
			۵. سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ: «پاک و منزه است خدا که پروردگار هفت آسمان است».&lt;br /&gt;
			۶. وَ رَبِّ الاَرَضِینَ السَّبْعِ: «و پروردگار هفت زمین است».&lt;br /&gt;
			۷. وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ: «و پروردگار هر چیزی است که در آنها یا مابین آنها است».&lt;br /&gt;
			۸. وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ: «و پروردگار عرش بزرگ است».&lt;br /&gt;
			۹. وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: «و ستایش و سپاس مخصوص خداست که پرودگار جهانیان است».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۵. ترجمه‌ی تسبیحات اربعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. سُبْحَانَ اللهِ: «پاک و منزه است خدا».&lt;br /&gt;
			۲. وَالْحَمْدُ لِلّهِ: «و سپاس و ستایش مخصوص خداست».&lt;br /&gt;
			۳. وَ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «و هیچ معبودی به جز خدا نیست».&lt;br /&gt;
			۴. وَ اللهُ اَکْبَرُ: «و خدا بزرگتر است».&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۶. ترجمه‌ی تشهد و سلام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. اَلْحَمْدُ لِلّهِ: «سپاس و ستایش مخصوص خدا است».&lt;br /&gt;
			۲. اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «گواهی می‌دهم که هیچ معبودی نیست به جز خدا».&lt;br /&gt;
			۳. وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ: «یکتا و بی شریک».&lt;br /&gt;
			۴. وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ: «و گواهی می‌دهم که محمد بنده‌ی او و فرستاده‌ی اوست».&lt;br /&gt;
			۵. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِ مُحَمَّدٍ: «خداوندا! درود و رحمت فرست بر محمد و آل محمد».&lt;br /&gt;
			۶. وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ: «و شفاعت او را قبول و درجه‌ی او را بلند فرما».&lt;br /&gt;
			۷. اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود بر تو باد‌ ای پیامبر! و رحمت خدا و برکات او از آن تو باد».&lt;br /&gt;
			۸. اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ: «درود بر ما و بندگان شایسته خدا».&lt;br /&gt;
			۹. اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود بر شما (مؤمنان – فرشتگان) و رحمت خدا و برکات او از آن شما باد».&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; مبطلات نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. از بین رفتن یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود، مثل پوشش واجب یا غصبی نبودن مکان.  &lt;br /&gt;
	۲. باطل شدن وضو.&lt;br /&gt;
	۳. پشت به قبله نماز خواندن.&lt;br /&gt;
	۴. حرف زدن.&lt;br /&gt;
	۵. دست بسته نماز خواندن آن گونه که بعضی از فرق اسلامی انجام می‌دهند.&lt;br /&gt;
	۶. آمین گفتن بعد از حمد.&lt;br /&gt;
	۷. خندیدن.&lt;br /&gt;
	۸. گریه کردن.&lt;br /&gt;
	۹. به هم خوردن صورت نماز، مانند کف زدن و به هوا پریدن.&lt;br /&gt;
	۱۰. خوردن و آشامیدن.&lt;br /&gt;
	۱۱. شک‌هایی که نماز را باطل می‌کند، مانند شک در رکعتهای نماز دو رکعتی یا سه رکعتی.&lt;br /&gt;
	۱۲. کم و زیاد کردن ارکان، مانند کم وزیاد کردن رکوع.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به چیزهایی که نماز را باطل می‌کند «مبطلات نماز» می‌گویند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. از بین رفتن یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر در بین نماز، یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود، از بین برود، مثلاً در حال نماز بفهمد که مکانش غصبی است یا پوشش واجب را ندارد، نماز باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. باطل شدن وضو&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر یکی از چیزهایی که وضو یا غسل را باطل می‌کند در اثنای نماز پیش بیاید، مانند آن که در وسط نماز به خواب برود یا بول و امثال آن از او خارج شود، نماز باطل است.  &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. پشت به قبله نماز خواندن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر عمداً صورت و بدن خود را با هم یا به تنهایی از قبله بگرداند، به طوری که بتواند طرف راست و چپ خود را به آسانی ببیند، نمازش باطل است، و اگر سهواً هم این کار را بکند بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است، ولی اگر اندکی صورت را به دو طرف بگرداند، نماز باطل نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. حرف زدن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر در نماز عمداً حرف بزند، حتی اگر یک کلمه باشد، نماز باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بلند کردن صدا هنگام قرائت آیات یا ذکرهای نماز برای آگاه کردن دیگران، اگر موجب خروج از هیأت نماز نشود اشکال ندارد مشروط به این که قرائت و ذکر به نیت قرائت و ذکر باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر شخصی به گروهی سلام کند و بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ جَمِیعاً» و یکی از آنها مشغول نماز باشد، چنانچه کس دیگری جواب وی را بدهد نمازگزار نباید اقدام به جواب گفتن کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جواب دادن تحیتی که به صیغه‌ی سلام نیست، در حال نماز جایز نیست، ولی اگر در حال نماز نباشد، اگر کلامی است که عرف آن را تحیت محسوب می‌کند احتیاط (واجب) جواب گفتن آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;چند نکته در ارتباط با سلام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جواب سلام کودکان ممیز، اعم از پسر و دختر، مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر کسی سلام را بشنود ولی به دلیل غفلت یا هر سبب دیگر، جواب سلام را ندهد به طوری که زمان کمی فاصله شود، چنانچه تأخیر به مقداری باشد که جواب سلام و رد تحیت محسوب نشود، جواب دادن واجب نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر هنگام سلام دادن به جای «سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ» از لفظ «سلام» استفاده شود چنانچه عرفاً بر آن تحیت و سلام صدق نماید، جواب دادن واجب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر شخصی در یک زمان چند بار سلام کند، یک جواب کافی است، و اگر چند نفر در یک زمان، سلام دهند یک جواب به صیغه‌یی که شامل همه‌ی آنها گردد (مثل سلام علیکم) و به قصد جواب سلام آنها باشد کفایت می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵.تکتف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	دست بسته نماز خواندن آن گونه که بعضی از فرق اسلامی انجام دهند جایز نیست مگر در موارد ضرورت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. آمین گفتن بعد از حمد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	گفتن آمین بعد از قرائت سوره‌ی حمد جایز نیست (و نماز را باطل می‌کند) مگر در حال تقیه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷. خندیدن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	خنده با صدا و عمدی (یعنی قهقهه) نماز را باطل می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۸. گریه کردن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	گریه با صدا و عمدی برای امور دنیوی نماز را باطل میکند ولی اگر از ترس خداوند یا برای امور اخروی گریه کند، اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۹. به هم خوردن صورت نماز، مانند کف زدن و به هوا پریدن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	کاری که صورت نماز را به هم بزند نماز را باطل می‌کند، مثل کف زدن و به هوا پریدن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هرگاه در اثنای نماز برای فهماندن چیزی به کسی و یا در جواب سؤال او، مختصری دست یا چشم و ابرو را حرکت دهد به گونه‌یی که با استقرار و آرامش و یا هیأت نماز منافات نداشته باشد، نماز باطل نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;چند نکته در ارتباط با مبطلات نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بستن چشمها در نماز مانع شرعی ندارد (و نماز را باطل نمی‌کند)، گر چه مکروه است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مالیدن دستها به صورت بعد از قنوت در حال نماز کراهت دارد، ولی نماز را باطل نمی‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; برای مکلف، اظهار حسد و کینه و دشمنی با دیگران جایز نیست، ولی این امور باعث بطلان نماز نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; شکیات نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	شکیات نماز ۲۳ قسم است:&lt;br /&gt;
	الف) ۸ قسم شکهای باطل.&lt;br /&gt;
	ب) ۶ قسم شکهایی که نباید به آن اعتنا کرد.&lt;br /&gt;
	ج) ۹ قسم شکهای صحیح.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف) شکهایی که نماز را باطل می‌کند:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. شک در رکعتهای نماز دو رکعتی، مانند نماز صبح و نماز مسافر.&lt;br /&gt;
	۲. شک در رکعتهای نماز ۳ رکعتی (مغرب).&lt;br /&gt;
	۳. شک در نماز چهار رکعتی هرگاه یک طرف شک، یک باشد، مثل این که شک کند یک رکعت خوانده یا سه رکعت.&lt;br /&gt;
	۴. شک در نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن سجده‌ی دوم در حالی که یک طرف شک دو باشد، مانند شک دو و سه، قبل از اتمام دو سجده.&lt;br /&gt;
	۵. شک بین دو و پنج یا بیشتر از پنج.&lt;br /&gt;
	۶. شک بین سه و شش یا بیشتر از شش.&lt;br /&gt;
	۷. شک بین چهار و شش یا بیشتر از شش.&lt;br /&gt;
	۸. شک در عدد رکعتهای نماز که اصلاً نداند چند رکعت خوانده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) شکهایی که اعتبار ندارد&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
	شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد&lt;br /&gt;
	۱. شک بعدازمحل، مثل این که بعد از داخل شدن در رکوع، شک در حمد و سوره کند.&lt;br /&gt;
	۲. شک بعد از سلام.&lt;br /&gt;
	۳. شک بعد از گذشتن وقت نماز.&lt;br /&gt;
	۴. شک کثیر الشک یعنی کسی که زیاد شک می‌کند.&lt;br /&gt;
	۵. شک امام و مأموم.&lt;br /&gt;
	۶. شک در نمازهای مستحبی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر شخصی بعد از چند سال شک کند که نمازهایش صحیح بوده یا نه، به شک خود اعتنا نکند؛ (زیرا به شک بعد از عمل اعتنا نمی‌شود).  &lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کثیرالشک باید بنابر انجام کاری بگذارد که در آن شک کرده است، مگر آن که موجب بطلان نماز شود که در این صورت بنابر عدم انجام آن می‌گذارد، بدون این که در این مورد فرقی بین رکعتها و افعال و اقوال نماز باشد (مثلاً اگر شک کند سجده یا رکوع به جا آورده یا نه، بنا بگذارد که به جا آورده است، هر چند از محل آن نگذشته است، اما اگر شک کند نماز صبح را دو رکعت خوانده یا سه رکعت بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است).&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شک در اقوال و افعال نافله همان حکم شک در اقوال و افعال نماز فریضه را دارد یعنی اگر از محل آن تجاوز نکرده است به آن اعتنا می‌شود و اگر از محل انجام آن تجاوز کرده است به آن اعتنا نمی‌شود (مثلاً اگر شک در حمد یا رکوع کند، چنانچه از محل آن نگذشته است باید به جا آورد و اگر از محل آن گذشته است اعتنا نکند).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج) شکهایی صحیح&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	شک‌ در عدد رکعت‌های نمازهای چهار رکعتی در ۹ صورت صحیح است:&lt;br /&gt;
	۱. شک میان دو و سه بعد از سر برداشتن از سجده‌ی دوم.&lt;br /&gt;
	۲. شک میان دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده‌ی دوم.&lt;br /&gt;
	۳. شک میان دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده‌ی دوم.&lt;br /&gt;
	۴. شک میان چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده‌ی دوم.&lt;br /&gt;
	۵. شک میان سه و چهار در هر جای نماز.&lt;br /&gt;
	۶. شک میان چهار و پنج در حال ایستاده.&lt;br /&gt;
	۷. شک میان سه و پنج در حال ایستاده.&lt;br /&gt;
	۸. شک میان سه و چهار و پنج در حال ایستاده.&lt;br /&gt;
	۹. شک میان پنج و شش در حال ایستاده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;دو نکته در ارتباط با شکیات نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تعداد رکعتهای نماز احتیاط (که برای شک در رکعتهای نماز به جا آورده می‌شود) به تعداد کمبود احتمالی در نماز است، بنابراین در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط، واجب است، و در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته واجب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر کلمه‌یی از ذکرهای نماز یا آیات قرآنی یا دعاهای قنوت، سهواً غلط خوانده شود سجده‌ی سهو واجب نیست.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; نماز قضا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. هر کس نماز واجب را در وقت آن ترک کند باید قضای آن را به جا آورد، هر چند در تمام وقت نماز خواب بوده یا به واسطه‌ی بیماری یا مستی، نماز را نخوانده باشد، اما کسی که در تمام وقت بی‌هوش بوده و بی هوشی به اختیار او نبوده، قضا بر او واجب نیست، همچنین کافری که مسلمان شده و زنی که در حال حیض یا نفاس بوده.&lt;br /&gt;
	۲. هرگاه بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید آن را قضا کند، مثل شخصی که بر اثر جهل به حکم شرعی، غسل را به نحوی انجام داده که شرعاً باطل است، بر وی قضای نمازهایی که در این حالت با حدث اکبر خوانده واجب است.&lt;br /&gt;
	۳. قضای نمازهایی واجب است که یقین به ترک یا باطل بودن آنها دارد، اما اگر شک یا گمان دارد بعضی از نمازهای گذشته را ترک کرده یا باطل خوانده واجب نیست که قضای آن را به جا آورد.&lt;br /&gt;
	۴. در نماز قضا ترتیب واجب نیست جز در میان قضای ظهر و عصر و مغرب و عشا از یک روز، همچنین دوره کردن نماز به معنای تکرار نماز برای احراز ترتیب لزومی ندارد، بنابراین کسی که قصد دارد نماز قضای یک‌سال را بخواند می‌تواند آنها را به ترتیب زیر به جا آورد: ابتدا مثلاً بیست بار نماز صبح، بعد بیست بار هر یک از نماز ظهر و عصر و سپس بیست بار هر یک از نماز مغرب و عشا و تا یک‌سال به همین صورت ادامه دهد، همانطور که می‌تواند با یکی از نمازها شروع کند و به ترتیبی که نماز‌های پنجگانه‌ی یومیه را می‌خواند آن را ادامه دهد.&lt;br /&gt;
	۵. کسی که چند نماز او قضا شده و شماره‌‌ی آنها را نمی‌داند، مثلاً نمی‌داند دو نماز بوده یا سه نماز، کافی است مقدار کمتر را بخواند (یعنی همان مقداری که یقین به قضا شدن آن دارد).&lt;br /&gt;
	۶. اگر شخصی سه بار غسل جنابت کند، مثلاً در روزهای بیستم، بیست و پنجم و بیست و هفتم ماه و بعد یقین کند که یکی از آن غسلها باطل بوده است بنابر احتیاط واجب باید نمازها را به طوری که یقین به فراغت ذمه پیدا کند قضا نماید.&lt;br /&gt;
	۷. نوافل و نمازهای مستحب به جای نماز قضا محسوب نمی‌شود و کسی که نماز قضا بر عهده‌ی او باشد، واجب است آن را به نیت نماز قضا بخواند.&lt;br /&gt;
	۸. افرادی که در حال حاضر قادر به قضای همه نمازهای فوت شده نیستند واجب است به هر مقدار که قدرت دارند، قضا و هر مقداری که قادر نیستند وصیت نمایند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; نماز استیجاری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. هیچ کس نمی‌تواند نماز قضای دیگری را که در حال حیات است به جا آورد، هر چند او از خواندن نماز قضا عاجز باشد، اما بعد از مردن مانعی ندارد، و شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که می‌تواند انجام دهد و نماز نایب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.&lt;br /&gt;
	۲. در نماز استیجاری ذکر خصوصیات میت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا شرط است، و هرگاه در عقد اجاره، کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد (مثلاً نگفته باشند نماز را باید در مسجد یا فلان ساعت بخواند) و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; نماز قضای پدر و مادر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهایی که از پدر و مادرش فوت شده و از روی طغیان و نافرمانی نبوده، بعد از مرگ آنها به جا آورد، بلکه اگر از روی طغیان و نافرمانی هم ترک کرده باشد بنابر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند.&lt;br /&gt;
	۲. اگر پدر یا مادری اصلاً نماز نخوانده باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت هم قضای نمازها بر پسر بزرگتر واجب است.&lt;br /&gt;
	۳. منظور از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری که بعد از مرگ پدر و مادر در حال حیات است می‌باشد، بنابراین اگر پسر بزرگ – چه بالغ باشد یا غیر بالغ – قبل از پدر و مادر فوت کند تکلیف قضای نماز پدر و مادر بر پسر بزرگی واجب است که هنگام وفات آنها زنده باشد.&lt;br /&gt;
	۴. ملاک واجب بودن قضای نماز پدر و مادر این است که فرزند مذکر از دیگر اولاد میت- اگر میت اولاد ذکور داشته باشد – بزرگتر باشد، بنابراین اگر فرزند بزرگ میت، دختر و فرزند دوم او پسر باشد قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر که فرزند دوم است واجب است.&lt;br /&gt;
	۵. هرگاه شخص دیگری نمازهای پدر و مادر را قضا کند از پسر بزرگتر ساقط می‌شود.&lt;br /&gt;
	۶. بر پسر بزرگتر واجب است آن مقدار از نمازهایی را که یقین دارد از پدر و مادرش فوت شده است قضا کند و اگر نمی‌داند که از پدر یا مادرش نماز قضا شده یا نه، چیزی بر او واجب نیست و تفحص و جستجو نیز لازم نمی‌باشد.&lt;br /&gt;
	۷. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهای پدر و مادرش را به هر صورتی که امکان دارد قضا کند و اگر از انجام آن حتی از اجیر گرفتن برای انجام آن هم عاجز باشد معذور است.&lt;br /&gt;
	۸. کسی که خودش نماز قضا دارد و نماز پدر و مادر نیز بر او واجب شده، در انجام هر یک مخیَّر است و به عبارت دیگر هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.&lt;br /&gt;
	۹. اگر پسر بزرگتر پس از فوت پدر و مادر از دنیا برود بر دیگران تکلیفی نیست، بنابراین قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر و یا برادر پسر بزرگتر واجب نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; مشروعیت و اهمیت نماز جماعت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. نماز جماعت از مهمترین مستحبات و از بزرگترین شعایر اسلامی است و دست کم با دو نفر (یک امام و یک مأموم) منعقد می‌شود.&lt;br /&gt;
	۲. اگر امام جماعت بدون قصد امامت، مشغول نماز شود، نماز وی و اقتدای دیگران به او اشکال ندارد، و به عبارت دیگر در تحقق جماعت، فقط کافی است که ماموم نیت اقتدا داشته باشد و نیت امامت برای امام، معتبر نیست، هر چند درک فضیلت نماز جماعت برای امام در صورتی است که قصد امامت و جماعت کند.&lt;br /&gt;
	۳. امامت به نیت نماز قضای احتیاطی صحیح نیست، بنابراین فردی که می‌خواهد یک نماز را در مکان‌های به عنوان امام جماعت اقامه کند نمی‌تواند آنها را به نیت نماز قضای احتیاطی به جا آورد.&lt;br /&gt;
	۴. رضایت امام جماعت شرط صحت اقتدا نیست، بنابراین اقتدا کردن به کسی که راضی به این کار نیست اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	۵. اقتدا به مأموم تا وقتی که نمازش را به جماعت ادامه می‌دهد صحیح نیست، ولی زمانی که انسان نداند که او مأموم است و به وی اقتدا کند، اگر در رکوع و سجود به وظیفه‌ی نمازگزار منفرد عمل کرده، بدین معنی که رکنی را عمداً و یا سهواً کم یا زیاد نکرده باشد، نمازش صحیح است.&lt;br /&gt;
	۶. تکرار نماز جماعت برای یک‌بار به خاطر مأمومین دیگر در نمازهای یومیه جایز و بلکه مستحب است، اما بیش از یک‌بار جایز نیست، بنابراین یک امام جماعت می‌تواند در دو مسجد اقامه‌ی جماعت کرده و نماز را دوباره بخواند.&lt;br /&gt;
	۷. در نمازهای یومیه هر نمازی را می‌توان با هر نماز اقتدا کرد، مثلاً کسی که قصد خواندن نماز عشا دارد می‌تواند به کسی که نماز مغرب می‌خواند اقتدا کند.&lt;br /&gt;
	۸. حضور و شرکت زنان در نماز جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.&lt;br /&gt;
	۹. شرکت در نماز جماعتی که از نظر مأموم واجد شرایط اقتدا و جماعت است اشکال ندارد، هر چند نزدیک مسجدی باشد که در همان زمان در آن نماز جماعت برگزار می‌شود. بلی مناسب است که مؤمنین در یک مکان اجتماع کرده و همگی در یک نماز جماعت شرکت کنند تا بر عظمت مراسم دینی نماز جماعت افزوده شود و سزاوار است که اقامه‌ی نماز جماعت وسیله‌ی وحدت و انس باشد نه باعث ایجاد جو اختلاف و تفرقه، و اگر نماز جماعت نزدیک مسجد باعث اختلاف و پراکندگی شود جایز نیست.&lt;br /&gt;
	۱۰. اگر موقعی به جماعت رسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب نماز جماعت برسد باید نیت کند و تکبیرة الاحرام بگوید و بعد بنشیند و تشهد نماز را با امام بخواند، ولی سلام نگوید و کمی صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید، بعد بایستد و نماز را ادامه بدهد یعنی  حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند. (این طریق مختص تشهد آخر نماز جماعت و برای درک ثواب جماعت است و نمی‌توان آن را در تشهد رکعت دوم نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی انجام داد).&lt;br /&gt;
	۱۱. اختلاف در تقلید مانع از صحت اقتدا نیست، بنابراین کسی که در نماز مسافر مقلد مجتهدی است می‌تواند به امام جماعتی که در آن مسأله مقلد مرجع دیگری است اقتدا نماید، ولی اقتدا در نمازی که طبق فتوای مرجع تقلید مأموم، قصر است و طبق فتوای مرجع تقلید امام جماعت تمام است یا بالعکس صحیح نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; افرادی که هنگام برپایی نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادی می‌کنند، اگر این عمل تضعیف نماز جماعت و اهانت و بی‌احترامی به امام جماعتی که مردم اعتماد به عدالت او دارند محسوب شود جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت ظاهری در نماز جماعت برای یک غرض عقلایی، مثل دفع تهمت اشکال ندارد، ولی آهسته خواندن حمد و سوره در قرائت نمازی که باید بلند خوانده شود، مثل نماز مغرب و عشا برای اظهار اقتدا به امام جماعت، صحیح و مجزی نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; انجام کارهای مستحبی، مثل نماز مستحب یا دعای توسل و یا سایر دعاهای طولانی که قبل یا بعد از نماز جماعت و یا در اثنای آن در نمازخانه‌ی ادارات دولتی برگزار می‌شود و بیشتر از جماعت طول می‌کشد اگر منجر به تضییع وقت اداری و تأخیر در انجام کارهای واجب شود اشکال دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; گرفتن اجرت برای انجام واجبات و همچنین اقامه جماعت مانعی ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در نماز جماعت بعد از سلام، قرائت آیه۱ و ذکر صلوات بر پیامبر(ص) و آل او(ع) نه تنها اشکال ندارد بلکه مطلوب بوده و ثواب دارد. همچنین مواظبت بر شعارهای اسلامی و شعار انقلاب اسلامی (تکبیر و ملحقات آن) که یادآور رسالت و اهداف بلند انقلاب اسلامی است هم مطلوب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بهتر است برای درک فضیلت نماز اول وقت و جماعت، کارهای اداری به گونه‌یی تنظیم شود که کارکنان اماکن نظامی، ادارات و مانند آن بتوانند این فریضه‌ی الهی را به صورت جماعت و در کمترین مدت بخوانند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; شرایط نماز جماعت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; نبودن حایل.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;بلند‌تر نبودن جای ایستادن امام از مأموم.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج) &lt;/strong&gt;نبودن فاصله میان امام و مأموم.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د) &lt;/strong&gt;جلوتر نایستادن مأموم از امام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; نبودن حایل&lt;br /&gt;
	۱. اگر یکی از صفهای نماز جماعت به طور کامل از افرادی تشکیل شده باشد که نمازشان قصر است و نماز همه‌ی افراد صف بعدی تمام باشد، اگر افراد صف جلو بعد از خواندن دو رکعت نماز فوراً برای خواندن دو رکعت بعدی اقتدا کنند، مانعی برای ادامه جماعت نخواهد بود.&lt;br /&gt;
	۲. اگر تعدادی از افراد غیر بالغ بعد از صف سوم یا چهارم نماز جماعت ایستاده باشند و بعد از آنها تعدادی از افراد مکلف ایستاده باشند، نماز مکلفین صفهای بعدی اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; زنان اگر پشت سر مردان ولو بدون فاصله بایستند احتیاجی به حایل و پرده نیست، ولی اگر در کنار مردان بایستند سزاوار است که حایلی بین آنها باشد تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز بر طرف شود، و این که وجود حایل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و کرامت زنان می‌شود توهم و خیالی بیش نیست و اساسی ندارد.  &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;بلند‌تر نبودن جای ایستادن امام و مأموم&lt;br /&gt;
	اگر بلندی جایگاه امام نسبت به جایگاه مأمومین بیشتر از حدی باشد که شرعاً مجاز است، موجب بطلان نماز جماعت می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج) &lt;/strong&gt;نبودن فاصله میان امام و مأموم&lt;br /&gt;
	اگر مأموم در آخر یکی از دو طرف صف اول نماز ایستاده باشد، چنانچه مأمومینی که بین او و امام ایستاده‌اند بعد از این که امام جماعت شروع به نماز کرد به طور کامل آماده‌ی اقتدا کردن باشند می‌تواند به نیت جماعت وارد نماز شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;احکام نماز جماعت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. قرائت حمد و سوره برای مأموم در نمازهای ظهر و عصر جایز نیست، حتی اگر برای تمرکز ذهن باشد.&lt;br /&gt;
	۲. اگر امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم نماز عشا باشد و مأموم در رکعت دوم، بر ماموم واجب است که حمد و سوره را آهسته بخواند.&lt;br /&gt;
	۳. اگر شخصی در رکعت دوم نماز جماعت برسد و بر اثر جهل به مسأله، تشهد و قنوت را در رکعت بعد به‌جا نیاورد نمازش صحیح است ولی بنابر احتیاط قضای تشهد بر او واجب است و نیز بر او واجب است دو سجده سهو به جا آورد.&lt;br /&gt;
	۴. کسی که به رکعت سوم نماز جماعت برسد و به خیال این که امام در رکعت اول است چیزی نخواند، اگر قبل از رکوع متوجه شود واجب است حمد و سوره را قرائت کند، ولی اگر بعد از این که داخل رکوع شد متوجه شود نماز او صحیح است و چیزی بر او واجب نیست، هر چند احتیاط مستحب این است که دو سجده‌ی سهو برای ترک سهوی قرائت به جا آورد.&lt;br /&gt;
	۵. اگر امام جماعت سهواً بعد از تکبیرة الاحرام به رکوع برود چنانچه مأموم بعد از داخل شدن در نماز جماعت و پیش از رفتن به رکوع متوجه شود واجب است که نیت فرادی نموده و حمد و سوره را قرائت کند.&lt;br /&gt;
	۶. اگر امام جماعت در اثنای نماز در کیفیت تلفظ کلمه پس از ادای آن شک کند و بعد از فراغت از نماز علم پیدا کند که در تلفظ آن کلمه اشتباه کرده است نماز او و مأمومین محکوم به صحت است.&lt;br /&gt;
	۷. اقتدا به اهل سنت برای رعایت وحدت اسلامی جایز است و اگر حفظ وحدت، مقتضی انجام کارهایی باشد که آنها انجام می‌دهند نماز صحیح و مجزی است، حتی اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد، ولی تکتف (دست بسته نماز خواندن) در نماز جایز نیست، مگر این که ضرورت آن را اقتضا کند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; شرایط امام جماعت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; بالغ بودن&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; عاقل بودن&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; عادل بودن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د)&lt;/strong&gt; حلال زاده بودن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;هـ)&lt;/strong&gt; شیعه‌ی دوازده امامی بودن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;و)&lt;/strong&gt; نماز را صحیح خواندن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ز)&lt;/strong&gt; مرد بودن (البته در صورتی که مأموم مرد باشد).&lt;br /&gt;
	در مورد معنای «عدالت» و «عادل» به «شرایط مرجع تقلید» رجوع کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف) عادل بودن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر امام جماعت سخنی بگوید و یا مزاحی کند که خوشایند و مناسب شأن عالم دینی نباشد، در صورتی که مخالف شرع نباشد، ضرری به عدالت نمی‌زند.&lt;br /&gt;
	۲. صرف ترک امر به معروف و نهی از منکر که ممکن است بر اثر عذر مقبولی نزد مکلف باشد، به عدالت وی ضرر نمی‌زند و مانع اقتدا به او نیست.&lt;br /&gt;
	۳. شخصی که اعتقاد به عدالت امام جماعتی دارد و در عین حال معتقد است وی در مواردی به او ظلم کرده است تا برایش احراز نشود که عمل آن امام جماعت که او آن را ظلم می‌شمارد با علم و اختیار و بدون مجوِّز شرعی بوده مجاز نیست که حکم به فسق او نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در اقتدا به امام جماعت، شناخت واقعی او شرط نیست بلکه همین که عدالت امام نزد مأموم به هر طریقی ثابت باشد، اقتدا به او جایز و نماز جماعت صحیح است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;و) نماز را صحیح خواندن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر قرائت مکلف صحیح نباشد و قدرت بر یادگیری هم نداشته باشد، نماز او صحیح است، ولی دیگران نمی‌توانند به وی اقتدا کنند.&lt;br /&gt;
	۲. اگر قرائت امام جماعت از نظر مأموم، صحیح نباشد و در نتیجه نماز او را صحیح نداند، نمی‌تواند به او اقتدا کند و در صورت اقتدا، نماز او صحیح نیست و اعاده‌ی آن واجب است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ز) مرد بودن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	امامت زن در نماز جماعت فقط برای زنان جایز است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; چند نکته در ارتباط با شرایط امام جماعت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با دسترسی به روحانی، از اقتدا به غیر روحانی اجتناب شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر امام جماعت، استقرار و آرامش در قیام به صورت طبیعی داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذکرهای نماز و انجام افعال آن حفظ کند و قدرت بر رکوع و سجده‌ داشته باشد و بتواند وضوی صحیح بگیرد، اقتدای دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در قطع کامل دست یا پا و یا فلج بودن آنها امامت محل اشکال است ولی در قطع انگشت ابهام (شست) پا، امامت صحیح است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فردی که شرعاً از انجام غسل معذور باشد می‌تواند با تیمم بدل از غسل، امام جماعت شود و اقتدا به او اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز مأمومینی که در گذشته بر اثر جهل به حکم شرعی به فردی اقتدا کرده‌اند که اقتدا به او صحیح نبوده، مثل فردی که دست راست نداشته است، محکوم به صحت است و اعاده و قضا بر آنان واجب نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;مسایل متفرقه‌ی نماز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. در رابطه ‌با بیدار کردن ‌افراد خانواده ‌برای خواندن نماز صبح، کیفیت خاصی وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	۲. مستحب‌است ولیّ اطفال، احکام شرعی و عبادات را پس از رسیدن آنان به سن تمییز به ایشان یاد دهد.&lt;br /&gt;
	۳. منظور از این که شارب خمرتا چهل روز نمازش، نماز نیست این است که شرب خمر، مانع از قبول نماز است نه این که با شرب خمر، وجوب ادای نماز ساقط شود و قضا واجب گردد یا جمع بین ادا و قضا لازم شود.&lt;br /&gt;
	۴. مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشکال ندارد و به طور کلی مصافحه‌ی مؤمنین با هم مستحب است.&lt;br /&gt;
	۵. اگر انسان مشاهده کند فردی بعضی از افعال نمازش را اشتباه انجام می‌دهد، در این مورد چیزی بر او واجب نیست، مگر این که اشتباه ناشی از جهل او به حکم آن باشد که در این صورت احتیاط (واجب) ارشاد و راهنمایی وی است.&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; الف) حکم نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; نماز جمعه که در روزهای جمعه به جای نماز ظهر خوانده می‌شود در عصر حاضر (زمان غیبت امام(عج)) واجب تخییری است، ولی در این زمان که حکومت عدل اسلامی در ایران برپا است احتیاط مستحب آن است که حتی المقدور نماز جمعه ترک نشود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; معنای واجب تخییری این است که مکلف در ادای فریضه‌ی واجب ظهر روز جمعه، بین خواندن نماز جمعه یا نماز ظهر مخیّر است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هر چند نماز جمعه در عصر حاضر واجب تخییری است و حضور در آن واجب نیست، ولی با توجه به فواید و آثار شرکت در آن، سزاوار نیست که مؤمنین خود را از برکات حضور در این نماز به صرف عذرهای واهی محروم سازند.                       &lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت زنان در نماز جمعه اشکال ندارد و دارای ثواب جماعت است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; خودداری از شرکت در نماز عبادی سیاسی جمعه به صورت دائم، وجه شرعی ندارد و اگر ترک حضور و شرکت نکردن در آن به خاطر اهمیت ندادن به آن باشد شرعاً مذموم است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کسی که در نماز جمعه شرکت نکرده است می‌تواند نماز ظهر و عصر را در اول وقت بخواند و واجب نیست صبر کندتا نماز جمعه تمام شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اقامه‌ی نماز جماعت ظهر، همزمان با اقامه‌ی نماز جمعه در مکان دیگری نزدیک محل اقامه‌ی نماز فی نفسه اشکال ندارد و موجب براءت ذمه‌ی مکلف از فریضه‌ی ظهر جمعه می‌شود؛ زیرا در عصر حاضر، نماز جمعه واجب تخییری است، ولی با توجه به این که اقامه‌ی نماز جماعت ظهر در روز جمعه در مکان نزدیک محل اقامه‌ی نماز جمعه باعث تفرقه‌ی صفوف مؤمنین می‌شود و چه بسا در نظر مردم بی احترامی و اهانت به امام جمعه و کاشف از بی اعتنایی به نماز جمعه است، بنابراین سزاوار است که مؤمنین اقدام به انجام آن نکنند و بلکه در صورتی که مستلزم مفاسد و حرام باشد واجب است از اقامه‌ی آن اجتناب نمایند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;نماز جمعه مجزی از نماز ظهر است. (به عبارت دیگر نماز جمعه جانشین نماز ظهر جمعه می‌شود).&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز جمعه هر چند مجزی از نماز ظهر است، ولی خواندن نماز ظهر بعد از نماز جمعه از باب احتیاط اشکال ندارد، حتی اگر امام جمعه نماز ظهر را بعد نماز جمعه نخواند، و اگر بخواهد با مراعات احتیاط در خواندن نماز ظهر پس از خواندن نماز جمعه، نماز عصر را به جماعت بخواند احتیاط کامل این است که به کسی اقتدا نماید که نماز ظهر را احتیاطاً بعد از نماز جمعه خوانده است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت در نماز جمعه که از طرف دانشجویان شوراهای اسلامی در کشورهای اروپایی و غیر آنها برگزار می‌شود، و بیشتر شرکت‌کنندگان در آن و همچنین امام جمعه از برادران اهل سنت هستند برای حفظ وحدت و اتحاد مسلمانان اشکال ندارد و در این صورت خواندن نماز ظهر بعد از نماز جمعه واجب نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نماز جمعه از مآموم مسافر صحیح و مجزی از نماز ظهر است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مجروحان جنگی که قطع نخاع شده‌اند و قدرت نگهداری بول را ندارند جایز است در نماز جمعه شرکت کنند، ولی با توجه به این که بر آنان واجب است که بعد از وضو گرفتن بدون فاصله‌ی زمانی، شروع به خواندن نماز کنند، بنابراین وضو‌ی قبل از خطبه‌های نماز جمعه در صورتی برای خواندن نماز جمعه کافی است که بعد از وضو حدثی از آنان سر نزند.                                                 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ب)&lt;/strong&gt; شرایط نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. به جماعت خواندن.&lt;br /&gt;
	۲. حداقل پنج نفر بودن، یک نفر امام و چهار نفر مأموم.&lt;br /&gt;
	۳. رعایت تمام شرایطی که در نماز جماعت معتبر است، مثل اتصال صفوف.&lt;br /&gt;
	۴. بین دو نماز جمعه، حداقل یک فرسخ فاصله بودن.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. به جماعت خواندن: &lt;/strong&gt;از شرایط صحت نماز جمعه، این است که به صورت جماعت اقامه شود. نماز جمعه به نحو فرادی، هر چند در کنار کسانی که آن را به صورت جماعت بر گزار می‌کنند، صحیح نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. رعایت تمام شرایطی که در نماز جماعت معتبر است، مثل اتصال صفوف:&lt;/strong&gt; تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود در نماز جمعه هم معتبر است، مانند اتصال صفوف.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; امام جمعه باید عادل باشد، از این رو اقتدا به کسی که او را عادل نمی‌داند و یا در عدالت وی شک دارد صحیح نیست و نماز جمعه‌ی او هم صحیح نمی‌باشد، ولی حضور و شرکت در نماز جمعه برای حفظ وحدت اشکال ندارد، و در هر صورت - چه در نماز جمعه شرکت کند یا نکند-حق ندارد دیگران را ترغیب و تشویق به عدم حضور در نماز جمعه نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر شک در عدالت امام جمعه یا یقین به عدم عدالت وی بعد از فراغ از نماز باشد، نمازهای خوانده شده صحیح است و اعاده‌ی آنها واجب نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نصب امام جمعه به امامت جمعه اگر موجب وثوق و اطمینان مأموم به عدالت وی شود در صحت اقتدا به او کافی است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; صرف کشف خلاف چیزی که امام جمعه گفته، دلیل بر دروغگویی او نیست؛ زیرا ممکن است گفته‌ی او از روی اشتباه یا خطا و یا توریه باشد، و سزاوار نیست انسان به صرف توهم خروج امام جمعه از عدالت، خود را از برکات نماز جمعه محروم نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; امام جمعه در هر نقطه از جهان اسلام را باید حاکم عادل اسلامی معین کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; امام جمعه‌ی منصوب در صورت نبود مانع یا معارض جایز است نماز جمعه را در غیر از مکانی که برای آنجا نصب شده اقامه نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جایز است امام جمعه‌ی منصوب، شخصی را به عنوان جانشین موقت برای خودش انتخاب نماید، ولی بر امامت فرد نایب، احکام انتصاب از طرف ولی فقیه مترتب نمی‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اقامه‌ی نماز جمعه به امامت نایب امام جمعه‌ی منصوب و اقتدای امام منصوب به نایب خود اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. بین دو نماز جمعه حداقل یک فرسخ فاصله بودن:&lt;/strong&gt; فاصله‌ی دو نماز جمعه باید کمتر از یک فرسخ نباشد که اگر در کمتر از یک فرسخ، دو نماز جمعه خوانده شود نماز اولی صحیح و دومی باطل است و در صورتی که مقارن هم اقامه شوند هر دو باطل می‌باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ج)&lt;/strong&gt; وقت نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	وقت نماز جمعه از اول زوال خورشید (اول ظهر) شروع می‌شود و احتیاط(واجب) آن است که آن را از اوایل عرفی وقت نماز ظهر در حدود یکی دو ساعت به تأخیر نیندازند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; د)&lt;/strong&gt; کیفیت نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. نماز جمعه دو رکعت است مانند نماز صبح، ولی دو خطبه دارد که توسط امام جمعه قبل از نماز ایراد می‌شود.&lt;br /&gt;
	۲. مستحب است قرائت نماز جمعه بلند، و در رکعت اول سوره‌ی جمعه و در رکعت دوم، سوره‌ی منافقون خوانده شود، و همچنین مستحب است خواندن دو قنوت یکی در رکعت اول پیش از رکوع و دیگری در رکعت دوم پس از رکوع.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هرگاه کسی به خطبه‌های نماز جمعه نرسد و در نماز شرکت کند نماز او صحیح است حتی اگر امام را در رکوع رکعت آخر نماز جمعه درک نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; عنوان ائمه مسلمین (که در خطبه‌ی دوم نماز جمعه، امام جمعه بر آنها درود می‌فرستد) شامل حضرت زهرای مرضیه(س) نمی‌شود و ذکر نام مبارک آن حضرت در خطبه‌ی نماز جمعه واجب نیست، ولی تبرک جستن به ذکر نام شریف آن حضرت اشکال ندارد بلکه امری پسندیده و موجب اجر و ثواب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; خطبه‌های نماز جمعه را می‌توانند قبل از ظهر ایراد کنند، گرچه احتیاط(مستحب) آن است که قسمتی از آن در وقت ظهر باشد و احوط (احتیاط بیشتر) آن است که تماماً بعد از دخول وقت ایراد شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;چند نکته در ارتباط با نماز جمعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; انجام هر گونه کاری که منجر به بروز اختلاف بین مؤمنین و پراکندگی صفوف آنان شود جایز نیست، چه رسد به مثل نماز جمعه که از شعایر اسلامی و از مظاهر وحدت صفوف مسلمانان است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اقتدا در نماز عصر روز جمعه به غیر امام جمعه اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اقتدا به امام جمعه در نماز جمعه برای خواندن نماز واجب دیگر از نظر صحت، محل اشکال است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نماز آیات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;الف) اسباب شرعی وجوب نماز آیات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	نماز آیات در چهار صورت واجب می‌شود:&lt;br /&gt;
	۱.کسوف خورشید، اگرچه مقدار کمی از آن گرفته شود.&lt;br /&gt;
	۲. خسوف ماه، اگرچه مقدار کمی از آن گرفته شود.&lt;br /&gt;
	۳. زلزله.&lt;br /&gt;
	۴. هر حادثه‌ی غیر عادی که باعث ترس بیشتر مردم شود، مانند بادهای سیاه و یا زرد که غیر عادی باشند، تاریکی شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه‌ی آسمانی و آتشی که گاهی در آسمان ظاهر می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در غیر از کسوف و خسوف و زلزله باید آن حادثه، موجب ترس و وحشت بیشتر مردم شود، و حادثه‌یی که ترس‌آور نباشد و یا موجب ترس و وحشت افراد نادری گردد، اعتبار ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; وجوب نماز آیات مختص کسانی است که در شهر وقوع حادثه هستند و کسی هم که در شهر متصل به شهری که حادثه در آن رخ داده، به طوری که مانند یک شهر محسوب شوند، زندگی می‌کند حکم آنها را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر مرکز زلزله نگاری، وقوع لرزشهای خفیف زمین را با ذکر تعداد آن در منطقه‌یی اعلام نماید، ولی فردی که در آنجا زندگی می‌کند هنگام وقوع زلزله و یا در زمان متصل به آن اصلاً آنها را احساس نکند، نماز آیات بر او واجب نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هر زلزله‌یی چه شدید و چه خفیف - حتی پس لرزه - اگر زلزله‌ی مستقلی محسوب شود، نماز آیات جداگانه‌یی دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;ب) کیفیت نماز آیات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و به چند صورت می‌توان آن را به جا آورد:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. صورت اول:&lt;/strong&gt; بعد از نیّت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعی که قبل از هر رکوعی حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد برای رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را به جا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. صورت دوم:&lt;/strong&gt; بعد از نیّت و تکبیرة الاحرام، حمد و یک آیه یا کمتر از آن  از سوره‌یی را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه‌‌ی دیگری از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه‌ی دیگری از همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‌یی که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود، سپس رکوع پنجم را به جا آورد و به سجده رود و پس از اتمام دو سجده، برای رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‌یی از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد برای هر رکوعی به یک آیه از سوره‌یی اکتفا کند، نباید سوره‌ی حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بنابر احتیاط واجب «بسم الله الرحمن الرحیم» را نمی‌توان یک قسمت از سوره به حساب آورد و با آن رکوع کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. صورت سوم:&lt;/strong&gt; یکی از رکعتها را به یکی از دو صورت و رکعت دیگر را به نحو دیگر به جا آورد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. صورت چهارم:&lt;/strong&gt; سوره‌یی را که آیه‌یی از آن در قیام پیش از رکوع اول خوانده، در قیام پیش از رکوع دوم یا سوم یا چهارم تکمیل نماید که در این صورت واجب است بعد از سر برداشتن از رکوع، سوره‌ی حمد را در قیام بعدی اعاده نموده و یک سوره یا آیه‌یی از آن را اگر پیش از رکوع سوم یا چهارم است، قرائت کند و در این صورت واجب است که آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آخر برساند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="decoded" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; نماز عید فطر و قربان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. نماز عید فطر و قربان در عصر حاضر (که زمان غیبت کبری است) واجب نیست، بلکه مستحب است.&lt;br /&gt;
	۲. نماز عید فطر و قربان دو رکعت است، در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود، بعد دو سجده به‌جا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده به جا آورد و تشهد بخواند و سلام گوید.&lt;br /&gt;
	۳. کوتاه یا طولانی خواندن قنوت‌های نماز عید اشکالی ندارد و موجب بطلان نماز نمی‌شود، ولی کم یا زیاد کردن تعداد آنها جایز نیست.&lt;br /&gt;
	۴. نماز عید اقامه ندارد و اگر امام جماعت برای نماز عید اقامه به جا آورد به صحت نماز او و مامومین ضرری نمی‌رساند.&lt;br /&gt;
	۵. جایز است نمایندگان ولی فقیه که از طرف وی مجاز در اقامه‌ی نماز عید هستند و همچنین ائمه‌ی جمعه‌ی منصوب از طرف او نماز عید را در عصر حاضر (که امام(عج) غایب است) به صورت جماعت اقامه نمایند، ولی احوط (وجوبی) این است که غیر آنان نماز عید را فرادی بخوانند و به جماعت خواندن آن به قصد رجا نه به قصد ورود اشکال ندارد. بلی اگر مصلحت اقتضا کند که یک نماز عید در شهر برگزار شود بهتر است که غیر از امام جمعه‌ی منصوب از طرف ولی فقیه کسی متصدی اقامه‌ی آن نشود.&lt;br /&gt;
	۶. نماز عید قضا ندارد.&lt;br /&gt;
	۷. تکرار نماز جماعت به خاطر مأمومین دیگر در نماز عید اشکال دارد.                                    &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2014 20:41:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تعلیم و تعلم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29932</link>
<guid>29932</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;div&gt;
			&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "هشتاد" از جلد دوم  &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/news-index?nt=56"&gt;«رساله‌ی آموزشی»&lt;/a&gt; احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;یادگیری مسایل شرعی مورد نیاز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در صورتی که یاد نگرفتن این مسائل منجر به ترک واجب یا ارتکاب حرام شود،  شخص گناهکار خواهد بود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;سستی در تحصیل علم و تلف کردن وقت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		دانش آموزان، دانشجویان و همه محصلان علوم مختلف، ‌تا وقتی‌که از مزایای مدرسه یا دانشگاه مربوطه بهره‌مندند، باید از برنامه‌های درسی آن مؤسسه تبعیت کنند. در غیر این صورت استفاده آنان از شهریه، کمک هزینه و سایر مزایا حرام است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;ورود به دانشگاه در شرایط اختلاط زن و مرد بدون حجاب اسلامی:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر خوف گناه یا همراه با نگاه حـرام است، باید از رفتن به دانشگاه اجتنـاب کنند. لذا به خودی خود رفتن به دانشگاه اشکال ندارد و بر زنان و دختران حفظ حجاب واجب است. بر مردان هم واجب است از نگاه حرام خودداری کنند. همچنین از اختلاطی که موجب خوف فتنه و فساد است نیز اجتناب کنند.&lt;br /&gt;
		خنده و شوخی بین همکلاسی‌های دختر و پسر نیز حکم بالا را دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;یادگیری علم توسط زنان از مردان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر احکام پوشش و نگاه رعایت شود و خوف وقوع در گناه نباشد، جایز است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;فرستادن فرزندان به مدرسه‌هایی که عقائد فاسد را ترویج می‌کنند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		فرستادن فرزندان به مدرسه‌هایی که بعضی از عقاید فاسد در آنها تدریس می‌شود، در صورتی‌که نسبت به عقاید دینی آنان خوفی وجود نداشته باشد و ترویج باطل هم نباشد و آنان بتوانند از یادگیری مطالب باطل و فاسد و گمراه‌کننده دوری کنند، اشکال ندارد و در غیر این صورت جایز نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;رفتار متقابل استاد و شاگرد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر معلمی دانش‌آموزی را در کلاس در برابر دیگران به شدت تنبیه کند، دانش‌آموز حق مقابله به مثل و پاسخگویی را به‌گونه‌ای که شایسته مقام معلم نیست، ندارد و بر او واجب است حرمت معلم را حفظ، و نظم کلاس را رعایت کند. ولی می‌تواند به صورت قانونی اقدام کند.&lt;br /&gt;
		بر معلم نیز واجب است که در برابر دیگران احترام دانش‌آموز را حفظ کرده و آداب تعلیم اسلامی را رعایت کند. &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;تحصیل برخی علوم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی‌که اطمینان دارد باعث تزلزل در اعتقادات دینی‌اش نمی‌شود، اشکال ندارد. بلکه در بعضی موارد واجب است. &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;خرید و فروش برخی کتاب‌های گمراه‌کننده و مطالعه و نگهداری آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		معامله و نگهداری این کتب حرام است؛ مگر برای پاسخ‌گویی و ردّ آن؛ ‌آن هم برای کسی‌که قدرت علمی این کار را داشته باشد و مطمئن باشد که از حق منحرف نمی‌شود.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
	شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
	پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Oct 2014 17:47:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>احیای مناسبت­‌های مذهبی و ملّی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27851</link>
<guid>27851</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27851/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "هشتادودوم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br clear="all" /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; عزاداری و مدیحه­‌سرایی شرعی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در مراسم عزاداری و اعیاد، لازم است نکات زیر رعایت شود و الّا فعل حرام صورت گرفته است:&lt;br /&gt;
		۱. باید از کارهایی­ که موجب تضعیف دین و سوء استفاده دشمنان دین می‌شود، مثل قمه‌­زنی، پرهیز کرد؛ حتی در خفا.&lt;br /&gt;
		۲. برای بدن ضرر قابل توجه نداشته باشد.&lt;br /&gt;
		۳. از دروغ گفتن و نسبت ناروا دادن به ساحت ائمه(علیهم السلام) و بزرگان دین یا روضه­های دروغ پرهیز شود؛ مگر اینکه به زبان حال، و به حسب برداشت متکلم باشد و علم به خلاف بودن آن نداشته باشد.&lt;br /&gt;
		۴. موجب اذیت و مزاحمت برای دیگران نگردد.&lt;br /&gt;
		۵. نباید با موسیقی حرام یا خواندنی همراه باشد که مناسب مجلس لهو و لعب، یا مهیج شهوت است.&lt;br /&gt;
		۶. عزاداری یا شادی، همراه با کار حرام دیگری نباشد؛ مثل ایجاد مزاحمت برای نمازگزاران مسجد&lt;br /&gt;
		۷. خلاف مقررات عمل نشود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر مراسم شبیه­‌خوانی مشتمل بر دروغ، مستلزم مفسده یا گناه و موجب تضعیف دین نباشد، اشکال ندارد. اما بهتر است به­جای آن، از مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسینی (ع) بهره برد.&lt;br /&gt;
		۲. اگرچه اقامه مراسم و شعائر دینی در زمان­های مناسب جزء مستحبات مؤکّد است، ولی واجب است برگزارکنندگان، با کم کردن صدای بلندگو یا تغییر جهت آن، از مزاحمت و آزار همسایگان بپرهیزند.&lt;br /&gt;
		۳. اگر قمه­زدن در عزاداری ائمه(ع) موجب مرگ شخص شود، در صورتی­که از همان ابتدا خوف خطر جانی داشته، اما در عین حال این کار را مرتکب شده و منجر به فوت او شده است، حکم خودکشی را دارد.&lt;br /&gt;
		۴. اموال و هدایای مردمی به عزاداری:&lt;br /&gt;
		الف) در نوع مصرف آن، به مسئول هیئت یا حسینیه، اختیار کامل داده شده باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; طبق اختیار تام در عزاداری مصرف می‌شود. &lt;br /&gt;
		ب) مورد مصرف مشخص شده باشد (مثلاً هزینه چای، هزینه مداح و ....) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فقط طبق مورد مصرف باید هزینه شود و اگر اموالی باقی می­ماند و مصرف نمی­شود، در صورتی­که اختیار تام در مصرف نداشته باشند:&lt;br /&gt;
		الف- دسترسی به اهداکننده دارند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; باید از صاحبان آنها اجازه و رضایت بگیرند تا در موردی­که مد نظر دارند، مصرف کنند.&lt;br /&gt;
		ب- دسترسی به اهداکننده ندارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; باید آن را صدقه دهد؛ مگر آنکه یقین کند در مورد مخصوصی راضی به مصرف است که در این صورت باید در همان مسیر صرف شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;اعیاد مذهبی وملّی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;عید غدیر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. عقد اخوت می‌تواند در غیر عید غدیر هم خوانده شود. اگرچه بهتر است و به احتیاط نزدیک­تر است که در عید غدیر باشد.&lt;br /&gt;
		۲. در اجرای عقد اخوت صیغه خاصی لازم نیست خوانده شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;عید نوروز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. درباره عید نوروز روایت معتبری وجود ندارد. ولی دید و بازدید و شادی کردن در آن ایرادی ندارد و از این جهت که صله رحم صورت می‌گیرد، خوب است.&lt;br /&gt;
		۲. اعمال و اذکاری که در مورد عید نوروز وارد شده، باید به امید رسیدن به ثواب انجام شود؛ نه اینکه روایات مربوط به آن قطعی یا معتبر بوده باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;حضور در مجلس معصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		مجلس شراب &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حرام است. مجلس موسیقی حرام یا اختلاط زن و مرد مجلس غیبت&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با دو شرط جایز است:&lt;br /&gt;
		الف) به موسیقی حرام یا غیبت گوش داده نشود یا موجب ارتکاب حرام دیگری نشود.&lt;br /&gt;
		ب) حضور در مجلس مذکور، نشانه تأیید آن مجلس نباشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در هر کدام از این مجالس اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر حاکم است، نهی از منکر واجب است؛ اگرچه با خروج از مجلس گناه باشد.&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;hr /&gt;
	&lt;p&gt;
		&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود. شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		 &lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Oct 2014 10:14:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مسایل پزشکی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27849</link>
<guid>27849</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27849/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "هفتادوهفتم و هفتادوهشتم و هفتادونهم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. جلوگیری از بارداری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط جواز جلوگیری از بارداری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) خوف ضرر قابل توجه برای بدن مرد یا زن نباشد.&lt;br /&gt;
	ب) مستلزم لمس یا نظر حرام نباشد.&lt;br /&gt;
	ج) موجب از بین رفتن نطفه بعد از استقرار آن در رحم نشود.&lt;br /&gt;
	د) با یک غرض عقلایی باشد.&lt;br /&gt;
	ه) در مورد زن، باید علاوه بر شرایط فوق، بنابر احتیاط واجب، اجازه شوهر نیز باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) با توجه به اینکه جز همسر فرد، کسی نمی‌­تواند به عورت دیگری نگاه کند، مگر در صورت ضرورت، لذا اگر روشی که برای جلوگیری انتخاب کرده موجب نگاه به عورت شود، انجام آن جایز نیست.&lt;br /&gt;
	ب) ملاک، ضرر قابل توجه نداشتن است. لذا اگر ضرر آن قابل اعتنا نباشد، اشکالی ندارد. &lt;br /&gt;
	ج) برداشتن لوله یا جلوگیری از بارداری معالجه نیست. لذا اگر لمس یا نظر حرامی صورت گیرد، جلوگیری از بارداری حرام خواهد بود؛ اگرچه زن و شوهر هر دو راضی باشند و ضرر قابل توجهی هم برای بدن آنها نداشته باشد. بله اگر برای درمان بیماری یا جلوگیری از تشدید آن، این­کار ضرورت دارد، اشکالی نخواهد داشت. لذا توهم ضرورت، برای جواز این کار کافی نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) جلوگیری از بارداری به صورت دائمی باید غرض عقلائی داشته باشد؛ مثل جلوگیری از تولد فرزند مریض و... .&lt;br /&gt;
	ب) شوهر حق ندارد همسر خود را مجبور به جلوگیری از بارداری کند.&lt;br /&gt;
	ج) بستن لوله­‌های مرد منوط به اجازه زن نیست.&lt;br /&gt;
	د) اگر حاملگى براى حیات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن به­‌طور اختیارى جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	­&lt;strong&gt;۲. سقط جنین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچ یک از مراحل رشد جنین، جایز نیست.&lt;br /&gt;
	به محض انعقاد نطفه:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; الف)&lt;/strong&gt; قبل از دمیده شدن روح &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت مشقت فوق‌­العاده و غیر قابل تحمل در نگه­داری یا بزرگ کردن طفل ناقص‌­الخلقه برای والدین یا خوف مرگ مادر، جایز است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; ب)&lt;/strong&gt; پس از دمیده شدن روح &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مطلقاً حرام است. مگر با استمرار بارداری، حیات مادر و جنین هر دو تهدید ‌شود و نجات زندگی طفل به هیچ وجه ممکن نباشد، ولی نجات زندگی مادر فقط با سقط جنین ممکن باشد.&lt;br /&gt;
	در این حالت واجب است به گونه‌ای عمل شود که قتل طفل عرفاً مستند به کسی نشود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) سقط جنین حرام است؛ هرچند بر اثر زنا باشد و درخواست پدر دختر یا دیگران مجوّز نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	ب) زن بارداری که مجبور به معالجه لثه یا دندان­‌هایش شده و به عمل جراحی و بی‌هوشی و عکس­‌برداری با اشعه نیاز دارد، حق ندارد سقط جنین کند؛ هرچند این عمل موجب نقص در جنین ‌شود.&lt;br /&gt;
	ج) سقط جنین، به مجرّد وجود مشکلات و سختی­‌های اقتصادی، جایز نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	د) حتی اگر مطمئن باشیم نطفه یا جنین ناقص‌­الخلقه متولد می‌شود، سقط جنین، اگرچه قبل از دمیده شدن روح باشد، حرام است؛ مگر خوف جان مادر باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;دیه سقط جنین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	میزان دیه جنین:&lt;br /&gt;
	الف) نطفه بعد از استقرار در رحم: ۲۰ دینار طلا&lt;br /&gt;
	ب) علقه&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;: ۴۰ دینار طلا&lt;br /&gt;
	ج) مضغه&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;: ۶۰ دینار طلا&lt;br /&gt;
	د) استخوان بدون گوشت: ۸۰ دینار طلا&lt;br /&gt;
	ه) گوشت آن را پوشانده: ۱۰۰ دینار طلا&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) اگر سقط جنین با مجوز شرعی باشد، بنابر احتیاط واجب باید دیه آن پرداخت شود.&lt;br /&gt;
	ب) با پرداخت دیه، گناه این عمل حرام پاک نمی­‌شود. بلکه جریمه‌­ای دنیایی است و عذاب اخروی هم دارد.&lt;br /&gt;
	ج) باید دیه را کسی بپردازد که سقط و از بین بردن جنین مستند به او بوده است.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر پزشک معالج آمپول سقط به زن تزریق کرده باشد، چیزی برعهده زن نیست. اما اگر زن خودش آمپول زده یا دارویی خورده و یا مثلاً شوهر چیزی را بدون آگاهی زن به او خورانده باشد یا ضربتی وارد کرده که موجب سقط شده، در این موارد دیه برعهده عامل بدون واسطه و مستقیم خواهد بود که به وارث بچه پرداخت می‌شود. لذا عامل سقط:&lt;br /&gt;
	یک- پزشک یا دیگری است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به پدر و مادر بچه دیه پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	دو- زن است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به پدر بچه دیه پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	سه- شوهر است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به مادر بچه دیه پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. تلقیح مصنوعی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	تلقیح مصنوعی به خودی خود ایراد ندارد؛ مگر آنکه مقدمه این کار، لمس یا نظر حرام باشد یا شوهر راضی نباشد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) صرف اینکه پزشک، جنس موافق است، مجوز نگاه به عورت نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	ب) تلقیح مصنوعی به هر نحوی­ که باشد -چه بیرون رحم و چه داخل آن، چه از اسپرم شوهر و چه از اسپرم دیگری و چه از تخمک همسر یا دیگری-، رابطه مولود با دیگران به شرح ذیل است:&lt;br /&gt;
	صاحب تخمک: مادر&lt;br /&gt;
	صاحب اسپرم: پدر&lt;br /&gt;
	صاحب رحم(زن): اگر خودش صاحب تخمک نیست، باید احتیاط کند؛ یعنی نه خود را محرم بچه بداند و نه با او حق ازدواج دارد. لذا باید حجاب را کاملاً رعایت کند.&lt;br /&gt;
	ج) اگر صاحب رحم، همسر صاحب اسپرم باشد یا قبلاً همسر او بوده، به مولود اگر پسر است، محرم است و اگر صاحب رحم، همان صاحب تخمک ‌باشد، در این حال شوهر این زن (که غیر از صاحب اسپرم است) در صورتی­ که قبلاً عمل زناشویی با این زن انجام داده یا بعداً انجام شود، به فرزند متولد شده (دختر) محرم خواهد بود و این دختر حکم ربیبه را دارد. همچنین اگر زن صاحب رحم به واسطه این نوزاد در سینه­‌هایش شیر ایجاد شود و طبق احکام رضاع به بچه شیر دهد، مادر رضاعی او می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. تغییر جنسیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	این عمل، به خودی خود و برای کشف و آشکار کردن واقعیت جنسی آنان، ایراد ندارد. اما نباید مقدمات حرام یا مفسده داشته باشد (مثل لمس یا نظر حرام).&lt;br /&gt;
	مثال: انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثا به زن یا مرد جایز است؛ به شرط آنکه مقدمات آن حرام نباشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توضیح:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 اگر حل نکردن مشکل جنسیت موجب مشقت زیاد یا خوف مریض شدن و ضرر به بدن گردد، اگرچه تغییر جنسیت مستلزم لمس یا نظر حرام توسط پزشک می‌شود، ایراد ندارد. در غیر این صورت حرام است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. تشریح میت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) غیر مسلمان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تشریح جایز است.&lt;br /&gt;
	ب) مسلمان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر غیرمسلمان وجود ندارد، در حالت‌­های ذیل جایز است:&lt;br /&gt;
	یک- نجات جان دیگری فقط از این راه مقدور باشد.&lt;br /&gt;
	دو- کشف مطالب جدید پزشکی مورد نیاز جامعه منوط به این کار باشد.&lt;br /&gt;
	سه- دستیابی به اطلاعاتی که برای جلوگیری از بیماری تهدید کننده مردم لازم است، منوط به این کار باشد.&lt;br /&gt;
	چهار- کشف علت مرگی که مشکوک است، منوط به این کار باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) استخراج پلاتین (یا هر چیز ارزشمند) از بدن میت مسلمان از طریق تشریح و قبل از دفن، جایز است؛ به شرط آنکه بی­‌احترامی به میت محسوب نشود.&lt;br /&gt;
	ب) تشریح جنین متعلق به مسلمان در حکم تشریح میت مسلمان است.&lt;br /&gt;
	ج) اگر به نبش قبور مسلمانان نیاز باشد (مثلاً به استخوانی در پزشکی نیاز باشد) و به‌­علاوه غیر مسلمان یافت نشود، جایز است.&lt;br /&gt;
	د) مرگ مغزی حکم مرگ را ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. پیوند اعضا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	باید شرایط عمومی ذیل برای جایز بودن پیوند اعضا حاکم باشد:&lt;br /&gt;
	الف) ضرر قابل توجه برای بدن شخص هدیه‌­دهنده یا گیرنده نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	ب) مستلزم حرام دیگری مثل لمس یا نظر حرام و مفاسد دیگر نباشد؛ مگر اینکه حفظ جان شخصی منوط به آن باشد یا برای درمان ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;
	 انسان سالم (عدم مرگ مغزی)&lt;br /&gt;
	باید شرایط بالا حاکم باشد.&lt;br /&gt;
	 مرگ مغزی&lt;br /&gt;
	علاوه بر شرایط عمومی فوق، باید:&lt;br /&gt;
	پیوند اعضاء موجب تسریع مرگ واقعی شخص نشود.&lt;br /&gt;
	 با اذن قبلی وی صورت گیرد؛ مگر نجات جان مسلمانی منوط به آن باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر پیوند عضو موجب تسریع مرگ واقعی فرد مبتلا به مرگ مغزی شود، حتی برای نجات جان دیگری هم این کار حرام است.&lt;br /&gt;
	میّت&lt;br /&gt;
	الف) باید پیوند اعضا یا با اذن قبلی میت در زمان حیات یا با اذن اولیای او پس از مرگ انجام شود؛ مگر اینکه جان مسلمانی فقط از این راه نجات پیدا ‌کند.&lt;br /&gt;
	ب) عرفاً مثله یا هتک حرمت میّت محسوب نشود؛ مگر اینکه حفظ جان مسلمانی فقط از این راه ممکن باشد.&lt;br /&gt;
	ج) اگر برداشتن اعضا از بدن میت مسلمان با رضایت میت (قبل از مرگ) باشد، دیه ندارد و الّا دیه دارد (مثلاً قرنیه چشم ۵۰ دینار است).&lt;br /&gt;
	د) حکم پیوند اعضای تناسلی، در حکم همان اعضای معمولی است.&lt;br /&gt;
	ﻫ) پیوند آلت تناسلی به دیگری، به‌­طوری که پس از پیوند و التیام، جزئی از بدن فرد دوم شود، از نظر طهارت و نجاست، اشکالی نخواهد داشت و از نظر الحاق فرزند به شخص دوم هم ایرادی ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷. ختنه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ختنه پسران واجب است و شرط صحت طواف در حج و عمره است و اگر تا بعد از بلوغ به تأخیر بیفتد، بر خود آنان واجب است که ختنه کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ختنه پسران وقتی واجب است که مقداری از غلاف که قطع آن واجب است، روی حشفه (قسمت انتهای آلت) وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	  &lt;strong&gt;آموزش پزشکی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	یادگیری یا معاینه پزشکی که همراه با لمس یا نظر حرام است (مثل نگاه به عورت، نگاه به بدن نامحرم یا لمس آن) در صورتی جایز است که:&lt;br /&gt;
	۱. راهی جز آن وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	۲. دانشجو در مقام یادگیری و تعلّم پزشکی مطمئن باشد که:&lt;br /&gt;
	اولاً: با مراجعه بیماران با این نوع بیماری و بیماری­‌های مشابهی که در درمان آن نیازمند چنین یادگیری است، ‌مواجه می‌شود.&lt;br /&gt;
	ثانیاً: توانایی درمان مریض منوط به این اطلاعات و یادگیری­‌هاست.&lt;br /&gt;
	۳. در حد امکان احکام نگاه کردن در بخش­‌های قبلی رعایت شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. در هنگام وضع حمل، باید پزشکان در نگاه و لمس به قدر ضرورت&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳) &lt;/span&gt;اکتفا کنند و زن هم اگر به هوش است و می‌تواند خود را بپوشاند تا حدّ ممکن واجب است خود را بپوشاند یا از کس دیگر بخواهد این کار را انجام دهد.&lt;br /&gt;
	۲. عمل جراحی زیبایی، درمان محسوب نمی‌­شود و نگاه کردن و لمس توسط نامحرم برای این منظور حرام است؛ مگر در مواردی­که برای درمان سوختگی و مانند آن باشد و پزشک مجبور به لمس و نگاه کردن باشد.  &lt;br /&gt;
	۳. نگاه زن به عورت زن دیگر، حرام است؛ همان­طور که نگاه مرد به عورت مرد حرام است؛ مگر اینکه ضرورت بند ۱ وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	۴. در مقام معالجه در صورتی استمناء جایز است که اولاً درمان منوط به آن باشد، ثانیاً نتوان به‌­وسیله همسر این کار را انجام داد.&lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱) &lt;/span&gt;خون بسته شده  &lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; گوشت جویده شده&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳) &lt;/span&gt;مراد از لفظ "ضرورت لمس و نظر"، یعنی در تشخیص بیماری و درمان آن مجبور به لمس یا نظر باشد و مسلّم است که به مقدار ضرورت باید اکتفا کرد؛ مثلاً اگر از طریق آیینه یا دستگاه یا با دستکش می‌توان به هدف رسید، باید به همان اکتفا کرد. (۱۲۹۶-۱۲۹۹-۱۳۰۰-۱۳۰۳)&lt;br /&gt;
		&lt;p&gt;
			&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود. شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			 &lt;/p&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:29:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>ودیعه - عاریه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27846</link>
<guid>27846</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27846/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt; &lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "هفتادودوم و هفتادوسوم و هفتادوچهارم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; تعریف و شرایط ودیعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تعریف:&lt;/strong&gt; قرارداد و عقدی است که دیگری را نایب در حفظ مال خود می‌کنیم؛ به عبارت دیگر: قرار دادن مال نزد دیگری جهت حفظ آن مال، برای مالک آن.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;اصطلاحات:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		صاحب مال: مودع&lt;br /&gt;
		امانت گیرنده: ودعی، مستودع&lt;br /&gt;
		امانت مالکیه: یعنی مودع و مستودعی ­که هر دو شرایط امانت دادن را دارند&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;، امانت بدهند و بگیرند و این مال نزد مستودع امانت گردد.&lt;br /&gt;
		 امانت شرعیه: در این نوع امانت، مودع وجود ندارد، اما به دلیل شرعی، کسی­ که مال در دست اوست، شرعاً امین است. البته احکام امانت شرعیه و مالکیه با هم متفاوت است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		ودیعه جزء عقود جایز است. لذا مودع هر زمان بخواهد، می­‌تواند آن را پس بگیرد و مستودع نیز هر زمان بخواهد، می‌­تواند آن را برگرداند.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;شرایط مودع و مستودع&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. بلوغ&lt;br /&gt;
		۲. عقل&lt;br /&gt;
		۳. احتیاطاً باید شخص عاجز از حفظ مال،  ودیعه را نپذیرد؛ مگر آنکه مودع، خودش عاجزتر باشد و مستودع دیگری هم نباشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر کسی، چیزی را از نابالغ یا دیوانه امانت بگیرد، ضامن است و با برگرداندن مال به خود بچه نابالغ یا فرد دیوانه مبرا نمی­‌شود. بلکه باید به ولی آنها برگرداند.&lt;br /&gt;
		۲. در یک حالت می‌توان از نابالغ یا دیوانه مالی را گرفت و آن زمانی است که بخواهیم مال او را حفظ کنیم (و اگر دست خودشان باشد حفظ نمی­‌شود) که در این صورت "امانت شرعیه" خواهد بود، نه "امانت مالکیه". لذا باید آن را محافظت کرد و فوراً به دست ولی آنها رساند یا به او اعلام کرد که مال دست اوست. اگر چنین مراحلی انجام شود، دیگر ضامن نیست.&lt;br /&gt;
		۳. اگر مودع به وسیله دیوانه یا بچه­‌ای مالش را به دست مستودع برساند، ایرادی ندارد؛ چون این دو، خود مودع نیستند.&lt;br /&gt;
		۴. اگر مستودع بچه غیر ممیز باشد و آن را از بین ببرد، بچه ضامن نیست. اگر بچه ممیزی است که صلاحیت امانت­داری را دارد، در صورتی که در نگه­داری کوتاهی کرده باشد، ضامن است.&lt;br /&gt;
		۵. معنای شرط ۳ این نیست که عقد ودیعه باطل است، بلکه تکلیف مستودع را بیان می‌کند.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;وظایف مستودع&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در صورت قبول ودیعه، مستودع باید به­ گونه‌­ای که معمول و متعارف است، آن را نگهداری کند تا از تلف شدن و صدمه دیدن محفوظ بماند؛ بدین صورت که آن­ را در جای مناسبی قرار دهد؛ مثلاً اگر زیور­آلات است، آن را در صندوق قفل‌­دار نگه­داری کند یا اگر گلدان است، آن را از سرما و گرما محافظت نموده و به میزانی که لازم است به آن آب و کود بدهد و حتی اگر پیش از گرفتن ودیعه، وسایل و مکان مناسبی برای نگه­داری آن­ ندارد، باید آنچه را نیاز است، فراهم کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; مواردی که مستودع ضامن است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		مستودع امین است. لذا تا زمانی که افراط و تفریط نکرده، ضامن نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;اگر خسارت وارد به مال به هر دلیلی، مستند به مستودع باشد، ضامن است. مگر آنکه خسارت به دلیل استفاده­ای باشد که از طرف صاحب مال مجاز بوده است.&lt;br /&gt;
		مثال: ظرف کریستالی را به امانت نزد شما گذاشتند و شما نیز آن را در جای امنی قرار داده‌­اید. اما هنگام عبور از کنار آن، ناخواسته تعادل بدنی شما به­هم می­‌خورد و موجب شکسته شدن ظرف می­‌شوید. اینجا چون شکسته شدن ظرف مستند به شماست و استفاده مجاز هم سبب شکستن ظرف نبوده، ضامن هستید.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;مستودع در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.&lt;br /&gt;
		مثال: اگر مال شخصی نزد مستودع باشد و او آن را در جایی قرار دهد که ممکن است بارندگی به آن آسیب بزند و مستودع آن را زیر سایبان قرار ندهد و لذا بارش باران آن را خراب کند، در این صورت ضامن خواهد بود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;اگر مودع جای خاصی را برای حفظ مال تعیین کرده باشد، منتقل کردن آن به­جای دیگر ضمان دارد؛ مگر آنکه در آن محل در معرض خسارت باشد  و جای بهتری وجود داشته باشد که در این صورت حتی اگر مودع نهی کند، اشکالی ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; اگر ظالمی بخواهد ودیعه را از مستودع بگیرد، در این حالت حتی اگر حفظ ودیعه منوط به قسم دروغ خوردن باشد، لازم است انجام شود و اگر مستودع چنین نکند، ضامن است. البته دفع ظالم، اگر منجر به جراحت و آسیب بدنی یا بی‌­آبرویی یا خسارت مالی شود، تحمل آن دیگر واجب نیست. بلکه در ضرر بدنی و آبرویی قابل توجه، تحمل آن حرام است.   اما اگر این ضررها خیلی کم باشد که غالب مردم آن را تحمل می‌­کنند، واجب است برای حفظ ودیعه آن ضرر را تحمل کرد؛ مثلاً کلام خشن و تندی بگوید که هر چند  اذیت­‌کننده است، اما ضرر آبرویی محسوب نمی­‌شود. همچنین اگر فقط با دادن قسمتی از ودیعه دفع ظالم می‌شود، واجب است این کار انجام شود و اگر مستودع چنین نکرد و کل ودیعه را ظالم اخذ کرد، آن­گاه مستودع، مابقی اخذ شده توسط ظالم را ضامن است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;هرگونه استفاده یا تصرفی در مال امانت، بدون اجازه مالک و صاحب اختیار آن، مثل پوشیدن لباس، سوار شدن اتومبیل و... ضمان­‌آور است؛ مگر آنکه حفظ مال و امانت، منوط به آن باشد و راه دیگری نداشته باشد. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۶.&lt;/strong&gt; اگر مستودع پس از امانت گذاشتن مودع نزد او نیت غصب کند (حتی اگر فعلاً غصب نکند) یا انکار کند چنین ودیعه‌­ای نزد اوست، اگرچه بعداً از انکارش برگردد، یا در صورت مطالبه ودیعه توسط مودع، از برگرداندن ودیعه خودداری کند، در تمام این حالات اگر خسارتی به مال امانت وارد شود، ضامن است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۷.&lt;/strong&gt; در هر جایی­ که امانت مالکیه تبدیل به امانت شرعیه شود و مستودع و وارث مستودع در رساندن مال به مالک آن کوتاهی یا در اعلام آن کوتاهی کند، مطابق آنچه در بخش ذیل (موارد ابطال ودیعه) آمده است، شخص، ضامن ودیعه خواهد بود. &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ابطال ودیعه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		موت یا جنون مودع یا مستودع موجب ابطال ودیعه می­‌شود. لذا با توجه به اینکه این مسئله برای مودع یا مستودع به‌­وجود آمده ، مراحل زیر اجرا می­‌شود:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; مودع بمیرد یا مجنون شود:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ودیعه به صورت امانت شرعی در دست مستودع است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; برگرداندن ودیعه به همه ورثه مودع یا ولی مودع واجب است یا اینکه حداقل فقط به آنها اعلام کند و اگر چنین نکرد یا بدون دلیل تأخیر انداخت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت خسارت دیدن مال، مستودع ضامن است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; مستودع بمیرد یا مجنون شود:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ودیعه در دست ورثه یا وصی مستودع، امانت شرعی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; واجب است به مودع یا جانشین و وکیل او رد شود یا اعلام فوری شود و اگر چنین نکند یا بدون دلیل تأخیر اندازد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ورثه یا وصی مستودع ضامن است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		منظور از لفظ "دلیل" در عبارات فوق آن است که اگر شخص به دلیل آنکه نمی­‌داند کسی که مدعی ارث است آیا وارث است یا وارث منحصر در اوست یا افراد دیگری هم هستند و لذا برای تحقیق تأخیر بیندازد، ضامن نیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;hr /&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;موارد لزوم رد ودیعه به صاحب آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. مطالبه مودع:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در اولین فرصت ممکن در صورت مطالبه ودیعه، شخص مستودع باید آن را برگرداند. حتی اگر بنابر احتیاط واجب مودع کافر حربی باشد. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) منظور از برگرداندن ودیعه فقط آن است که راه را باز کند تا مالک آن بیاید و آن مال را ببرد.&lt;br /&gt;
		ب) اگر برگرداندن آن مال به کافر حربی موجب کمک به دشمن دین شود و او را بر علیه مسلمانان مجهز نماید، این کار حرام است. &lt;br /&gt;
		ج) شاهد گرفتن برای تحویل دادن امانت به مودع، اگر موجب تأخیر زیاد نشود، جایز است. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. ترس سرقت یا تلف شدن مال:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر در مورد ودیعه، ترس سرقت یا تلف شدن وجود داشته باشد، باید مراحل زیر طی شود و اگر در انجام دادن هر کدام کوتاهی کند، ضامن است:&lt;br /&gt;
		الف) رساندن به مالک یا وکیل او؛&lt;br /&gt;
		ب) رساندن به حاکم شرع (اگر او قادر به حفظ مال است)؛&lt;br /&gt;
		ج) رساندن به شخص مورد وثوق و امینی که قادر به حفظ مال است (در صورتی­ که حاکم وجود نداشته یا قادر به حفظ نباشد).&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. آشکار شدن نشانه‌­های مرگ برای مستودع: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		چنانچه به سبب بیماری یا غیر آن، نشانه‌­های مرگ بر مستودع آشکار شد، باید مراحل زیر را طی کند (و اگر در انجام هر یک کوتاهی کند، ضامن است):&lt;br /&gt;
		۱. رساندن به مالک یا وکیل او؛&lt;br /&gt;
		۲. رساندن به حاکم شرعی که قادر بر حفظ مال است؛&lt;br /&gt;
		۳. مستودع وصیت می‌کند و شاهد هم می‌گیرد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) وصیت کردن و شاهد گرفتن باید به­ گونه‌­ای باشد که آن مال برای صاحبش حفظ شود. لذا باید جنس، وصف، مکان مال، نام و مشخصات مالک آن ذکر شود و صرف گفتن اینکه ودیعه نزد من است، کافی نیست. &lt;br /&gt;
		ب) مرحله آخر در صورتی لازم است که ورثه شخص مستودع، امین و مطلع نباشند. اما اگر آنها مطلع و افرادی امین باشند، وصیت و شاهد گرفتن لازم نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. مسافرت کردن مستودع: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در صورتی­ که مسافرت مستودع با حفظ ودیعه منافات داشته باشد&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;، در این حالت اگر رضایت مالک در مورد به همراه بردن ودیعه در سفر معلوم نباشد، باید مراحل زیر طی شود و اگر در انجام هر مرحله کوتاهی کند، ضامن است:&lt;br /&gt;
		الف) مسافرت غیر ضروری:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تحویل به مالک یا وکیل او &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تحویل به حاکم شرع &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; باید ترک مسافرت کند. &lt;br /&gt;
		ب) مسافرت ضروری:&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تحویل به مالک یا وکیل او &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تحویل به حاکم شرع &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تحویل به فرد امین &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با خود به مسافرت ببرد و ضامن  نیست&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;.(۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;وظیفه ورثه مستودع &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر ورثه می‌دانند که مورّث آنان (مثلاً پدر تازه ­درگذشته آنها) در اموالش ودیعه­ای از مردم نزدش بوده است، مثلاً خود مورّث پیش از مرگ اقرار کرده است، در این صورت باید گزینه­‌های زیر اجرا شود:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;اگر عین مال ودیعه در اموال میت مشخص است:&lt;br /&gt;
		الف) مالک معلوم است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  همان مال به مودع داده می‌شود.&lt;br /&gt;
		ب) مالک معلوم نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حکم مجهول‌­المالک را دارد.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; اگر عین مال را به صورت ویژه مشخص نکند و فقط در ضمن مصادیقی از جنس واحد معین کند. (مثلاً یکی از گوسفندان) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مال با قرعه مشخص می‌شود و به مالک داده می‌شود و در صورت معلوم نبودن مالک، حکم مجهول‌­المالک را دارد.&lt;br /&gt;
		۳. عین مال را، حتی مصادیقی از یک مجموعه را معین نکند، و فقط بگوید در اموالم ودیعه‌­ای وجود دارد.&lt;br /&gt;
		الف) مالک معلوم است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  احتیاط در مصالحه است.&lt;br /&gt;
		ب) مالک معلوم نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حکم مجهول­‌المالک را دارد که با حاکم شرع یا نماینده او مصالحه می­‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;مشابه حالت سوم باشد، اما نگوید در اموالم وجود دارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چیزی بر عهده ورثه نیست؛ مگر یقین به این باشد که میت طبق یکی از موارد ضمان‌­آور (که در درس قبل بیان شد) ضامن بوده و مال از بین رفته است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;hr /&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;عاریه&lt;br /&gt;
	تعریف: &lt;/strong&gt;مسلط کردن دیگری بر مال خود، برای این­که از آن استفاده مجانی (بدون گرفتن عوض) کند.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	عاریه عقدی است که به ایجاب و قبول نیاز دارد. هر لفظی که بر عاریه دلالت کند، ایجاب است؛. مانند اینکه بگوید: "این شیء را به تو عاریه دادم" یا "به تو اجازه می دهم که از آن استفاده کنی". هر لفظی هم که بر رضایت دلالت کند، قبول است.&lt;br /&gt;
	علاوه بر آن، هر عملی که بر این معنا دلالت داشته باشد نیز کافی است و لازم نیست حتماً لفظ باشد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط عاریه‌­دهنده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. مالک منفعت مال باشد (لازم نیست مالک عین باشد) و شرعاً صلاحیت تصرف در آن را داشته باشد. لذا کسی که غاصب عین یا منفعت مالی است، حق عاریه دادن آن را ندارد. &lt;br /&gt;
	مثال: صاحب­خانه­‌ای که خانه­اش را اجاره داده، چون مالک منفعت آن نیست، حق عاریه دادن خانه را به دیگری ندارد. &lt;br /&gt;
	اما مستأجری که خانه را اجاره کرده، حق این کار را دارد؛ مگر آنکه صاحب­‌خانه در عقد اجاره شرط کرده باشد که فقط مستأجر حق استفاده از منفعت را دارد. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر بدون اجازه قبلی، مال کسی عاریه داده شود، باید از صاحب اختیار آن اجازه گرفت و اگر اجازه نداد، عاریه باطل است. &lt;br /&gt;
	۲. بالغ و عاقل باشد. لذا بچه و مجنون، بدون اذن اولیایشان، حق عاریه دادن ندارند.&lt;br /&gt;
	۳. محجور نباشد. لذا سفیه با اجازه ولی خود و مفلس با اجازه طلبکارها فقط حق عاریه دادن دارند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط عاریه گیرنده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اهلیت و صلاحیت شرعی بهره‌­بردن از منافع آن مال را داشته باشد. لذا کافر نمی‌­تواند قرآن را عاریه بگیرد یا به شخص محرم نمی‌­توان صید را عاریه داد.&lt;br /&gt;
	۲. عاریه­گیرنده باید معین و مشخص باشد؛ مثلاً نمی­‌توان گفت که این شیء را به یکی از این دو نفر عاریه دادم.&lt;br /&gt;
	۳. عدّه بسیار زیاد نمی­‌توانند عاریه ­گیرنده باشند. اما عدّه محصوری، مثل ۱۰ نفر، می‌توانند باشند که در این صورت هر یک از افراد به نوبت و با قرعه، حق بهره‌­برداری از منفعت را دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط مالی که عاریه می‌دهند: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. قابل بهره‌­برداری باشد؛ آن هم بهره‌­های حلالی­ که عین مال از بین نرود. لذا نمی­‌توان نان و روغن را عاریه داد یا جایز نیست ظرف طلا را برای استفاده خوردن و آشامیدن عاریه داد.&lt;br /&gt;
	۲. معین بودن آن در ابتدا لازم نیست. لذا اگر کسی بگوید یکی از لباس‌­هایم را که دوست داری، عاریه دادم، صحیح است.&lt;br /&gt;
	۳. آنچه منافع متعدد دارد، در صورتی ­که عاریه آن شیء به خاطر بعض منافع باشد، باید منافع مورد نظر مشخص شود تا معلوم باشد از کدام منافع می‌خواهد استفاده کند. در این صورت حلیت انتفاع از آن شیء مختص به همان منافع می­‌شود و اگر می­‌خواهد از مطلق منافع بهره‌­مند شود، می‌تواند به عموم تصریح کند. مگر آنکه با مطلق گفتن فهمیده شود که از تمام منافع آن جواز بهره­‌مندی دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;فسخ کردن عاریه و باطل شدن آن:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. عقد عاریه عقد جایز&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶) &lt;/span&gt;است؛ مگر عاریه زمین یا قبری برای دفن، در صورتی­ که بدن میت پس از دفن کاملاً در آنجا پوشانده شده باشد که بنابر احتیاط واجب، نمی‌­توان نبش قبر کرد. لذا اگر کاملاً پوشانده نشده، می‌­توان زمین عاریه را پس گرفت. اما در این حالت هزینه حفر قبر و هزینه پر کردن زمین یا قبر (یعنی هزینه کارهای انجام شده) با عاریه­‌دهنده نیست، همچنان ­که پر کردن زمین نیز با عاریه‌­گیرنده نیست.&lt;br /&gt;
	۲. مرگ عاریه­‌دهنده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)&lt;br /&gt;
	۳. از بین رفتن سلطه عاریه‌­دهنده (جنون و... ) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)&lt;br /&gt;
	۴. اگر زمین را برای ساختمان­‌سازی یا درخت­کاری و کاشت عاریه دهند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حق فسخ برای عاریه‌­دهنده و حق گرفتن خسارت برای عاریه­‌گیرنده وجود دارد. اما باید احتیاطاً به نحوی باشد که رضایت طرفین جلب شود؛ یعنی عاریه­‌دهنده رضایت طرف مقابل را و برعکس، عاریه­‌گیرنده، در گرفتن خسارت، رضایت عاریه­‌دهنده را جلب کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;استفاده­‌های مجاز از عاریه و موارد ضامن بودن عاریه­‌گیرنده &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در این رابطه باید موارد زیر رعایت شود:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;عاریه­‌گیرنده فقط مجاز است به همان مقدار معمول و متداول از عاریه بهره‌­برداری کند. در غیر این صورت غاصب و ضامن است؛ به این معنا که اولاً: به میزان ارزش استفاده‌­های بیش از حد به عاریه‌دهنده بدهکار است و ثانیاً: اگر در این استفاده­‌های بیش از حد، آسیبی به مال عاریه وارد شود، باید آن را جبران کند و خسارت بپردازد. &lt;br /&gt;
	مثال: اگر کسی اتومبیلی را عاریه بگیرد و بدون اینکه از صاحب آن اجازه بگیرد که با آن بار جابه‌­جا کند، بارهای فراوان و سنگینی حمل کند، اولاً: باید کرایه حمل بار را به مالک بپردازد؛ ثانیاً: باید هر هزینه‌­ای را که از خسارت اتومبیل به مالک وارد شده، جبران کند. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;مال عاریه، در دست عاریه­‌گیرنده، حکم امانت را دارد. لذا در موارد زیر ضامن است:&lt;br /&gt;
	در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.&lt;br /&gt;
	در بهره‌­برداری از آن زیاده‌­روی کرده باشد. (بند ۱)&lt;br /&gt;
	عاریه‌دهنده شرط کرده باشد که به هر دلیلی (اگرچه کوتاهی یا زیاده­روی هم نباشد) عاریه­‌گیرنده ضامن باشد و خسارت را به عهده بگیرد. &lt;br /&gt;
	موارد سه­‌گانه فوق در مورد غیر طلا و نقره است؛ زیرا در طلا و نقره مطلقاً ضامن است؛ مگر اینکه عاریه‌­گیرنده شرط کند که ضامن نیست.&lt;br /&gt;
	چنانچه هیچ یک از موارد فوق محقق نشود، اما خسارت وارده به مال عاریه، مستند به عاریه­‌گیرنده باشد، باز هم عاریه­‌گیرنده ضامن است.&lt;br /&gt;
	مثال: فرض کنید ظرف کریستال حسن در دست علی باشد و به صورت سهوی و بدون کوتاهی در مراقبت از آن، پای علی به آن بخورد و بشکند. علی در اینجا ضامن است؛ زیرا شکستن کریستال مستند به علی است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;چنانچه عاریه‌­دهنده غاصب مال عاریه باشد، در مورد تلف شدن مال یا عوض منفعتی که عاریه‌­گیرنده از آن استفاده نموده:&lt;br /&gt;
	الف) عاریه­‌گیرنده جاهل به غصب است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ضمان بر عهده غاصب است. لذا اگر مالک اصلی به غاصب رجوع کرد، غاصب نمی­‌تواند به عاریه‌­گیرنده رجوع نماید. اما اگر به عاریه‌­گیرنده رجوع کند، او می­‌تواند به غاصب رجوع کند.&lt;br /&gt;
	ب) عاریه­‌گیرنده عالم به غصب است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ضمان بر عهده عاریه­‌گیرنده است. لذا اگر مالک به غاصب رجوع کند، در صورتی­ که عین مال تلف شده باشد، غاصب می­تواند به عاریه­‌گیرنده رجوع کند و اگر مالک به عاریه­‌گیرنده رجوع کند، او نمی‌­تواند به غاصب رجوع کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هر زمان که عاریه­‌گیرنده علم به غصب پیدا کند، جایز نیست آن را به غاصب برگرداند. بلکه باید آن را به مالک برگرداند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; زمانی عاریه‌­گیرنده چیزی برگردنش نخواهد بود که مال عاریه را تحویل مالک آن، یا وکیل قانونی یا ولی او دهد و صرف قرار دادن مال در صندوق کافی نیست.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر اتومبیل را پس از استفاده، در پارکینگ عاریه­‌دهنده قرار دادیم، فایده ندارد. بلکه باید به خودش تحویل دهیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; به بخش شرائط مودع و مستودع رجوع شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;  یعنی برای حفظ ودیعه لازم باشد که آن را با خود ببرد یا آنکه مسافرت را ترک کند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; البته اگر مسافرت طولانی و بسیار خطرناکی است، حکم مستودعی که نشانه­های مرگ برایش آشکار شده، اجرا می­شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt; از طرف صاحب مال به فقیر صدقه داده می­شود و بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه نماینده مجتهد باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵) &lt;/span&gt;به صورتی که بهره­برداری از آن مال منوط به مصرف آن و از بین رفتن آن نباشد؛ مثل لوازم مصرفی، از جمله: تاید، شامپو و... .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶)&lt;/span&gt; یعنی هر یک از طرفین حق فسخ آن را دارند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:15:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پوشش و نگاه کردن</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27847</link>
<guid>27847</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27847/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "هفتادوپنجم و هفتادوششم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;پوشش &lt;br /&gt;
	۱. لباس شهرت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	لباسی­ که پوشیدن آن به خاطر رنگ، کیفیت دوخت، مندرس بودن یا علل دیگر، مناسب نیست، به طوری­ که اگر پوشیده شود توجه مردم جلب و صاحب لباس انــگشت­‌نما شود، لباس شهرت، و پوشیدن آن حرام است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. پوشش در مقابل نامحرم:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف) پوشش زن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	پوشش زن در مقابل نامحرم باید به گونه‌­ای باشد که:&lt;br /&gt;
	یک- به جز گردی صورت و مچ دست به پایین (بدون آرایش و زیور­آلات) آشکار نباشد.&lt;br /&gt;
	دو- برجستگی‌­ها و زیبایی­‌های بدن زن، با وجود پوشیدن آن، آشکار نباشد.&lt;br /&gt;
	سه- رنگ و خصوصیات آن به گونه‌­ای نباشد که جلب توجه کند و موجب تحریک اطرافیان شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) پوشش مردان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	یک- پوشش مرد در مقابل زن باید به گونه­‌ای باشد که موجب مفسده نشود.&lt;br /&gt;
	‌دو- کشیدن سرمه برای مردان به خودی خود جایز است.&lt;br /&gt;
	سه- ‌پوشیدن لباس آستین کوتاه به خودی خود جایز است، مگر اینکه مفسده‌­ای داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر ‌صدای کفش زنان هنگام راه رفتن، موجب جلب توجه و تحریک نامحرم یا مترتّب بر مفسده نشود، اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	۲. برای زنان پوشیدن لباس­‌های تنگ یا بدن­‌نما در عروسی­‌ها و مانند آن، اگر از نگاه مردان نامحرم یا از ترتّب مفسده یا تحریک اطرافیان در امان هستند، جایز است. &lt;br /&gt;
	۳. اگر ‌پوشیدن کفش سیاه براق، موجب جلب توجه نامحرم یا انگشت­نما شدن او شود، حرام است. &lt;br /&gt;
	۴. حکم لباس، مقنعه و پیراهن، از نظر رنگ، مانند کفش است. &lt;br /&gt;
	۵. اگر تاتوی ابرو عرفاً زینت محسوب ‌شود باید پوشانده شود.&lt;br /&gt;
	۶. هرگونه زیور، حتی حلقه ازدواج یا آرایش معمولی ابرو باید پوشانده شود.&lt;br /&gt;
	۷. پوشاندن بینی جراحی شده برای زیبایی واجب نیست. &lt;br /&gt;
	۸. دختری­ که ازدواج کرده با دختری­ که ازدواج نکرده، در احکام فوق تفاوتی ندارد.&lt;br /&gt;
	۹. ‌زدن عطر یا کرم‌­های ضد آفتاب، به خودی خود، جایز است؛ مگر آنکه موجب جلب توجه نامحرم شود، لذا باید از کنار مردان عبور نکنند.&lt;br /&gt;
	۱۰. تولید و خرید و فروش جوراب نازک (و هر لباسی که پوشیدن آن در مقابل نامحرم حرام است) اگر به قصد این باشد که زنان خریدار از آنها در برابر نامحرم استفاده کنند، ‌حرام است.&lt;br /&gt;
	۱۱. کار کردن در فروشگاه­‌های لباس زنانه، اگر مخالف مقررات نباشد (‌و برای مرد کارگر یا فروشنده مفسده‌­ای مثل لذت جنسی یا خوف گناه نباشد) به خودی خود جایز است.&lt;br /&gt;
	 &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در مورد تاتوی ابرو چند نکته باید توجه شود:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;‌اگر عرفاً زینت و آرایش محسوب ‌شود باید از نامحرم پوشانده شود. اما کسانی­ که ابرویشان از بین رفته و فقط یک ابروی معمولی و بدون زیبایی خاصی را تاتو می‌کنند یا قسمت­‌های از بین رفته لابه­‌لای ابروان خود را ترمیم می‌کنند، به طوری­که عرفاً زینت و آرایش (حتی جزئی) حساب نمی­شود، پوشاندن آن لازم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;‌زمان تاتو کردن، ‌با این فرض که تا چند روز نمی­‌توان به آن قسمت آب زد، ‌باید زمان به خصوصی باشد. در غیر این صورت حرام است. و آن زمان عبارت است از زمانی­ که:&lt;br /&gt;
	الف) نماز بر بانوان واجب نیست؛ مانند اینکه خانم عادت ماهیانه است یا وقت نماز نیست؛ مثل اینکه ساعت ده صبح است.&lt;br /&gt;
	ب) نماز بر بانوان واجب است: (عادت ماهیانه نیست و اذان هم گفته شده) اول وضو گرفته شود (توصیه می‌شود اول نماز اقامه شود، بعداً تاتو صورت گیرد.) برای نمازهای بعدی (مثلاً نماز مغرب و...) ‌تا زمانی­ که آب برای آن قسمت ضرر دارد، طبق احکام طهارت ‌عمل می‌­گردد. پس از سپری شدن مدتی که آب برای ابرو مضر بود، چون به صورت زیر پوستی تاتو انجام شده، وضو و غسل معمولی صورت خواهد گرفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. لباسی­ که ترویج فرهنگ کفر و شرک است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف) &lt;/strong&gt;پوشیدن هر نوع لباسی که ترویج فرهنگ ضد اسلامی است، حرام است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; پوشیدن لباس‌­هایی که روی آن حروف و تصاویر خارجی چاپ شده، به خودی خود ایراد ندارد. اما اگر ترویج فرهنگ ضد اسلامی شود، حرام است و تشخیص آن به عهده عرف است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; ‌مجرد اینکه لباسی از کشورهای غیر اسلامی وارد شده، دلیل بر حرمت استفاده از آن نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د)&lt;/strong&gt; ‌استفاده از کروات و سایر پوشش­‌های غیر اسلامی، اگر منجر به ترویج فرهنگ غربی و ضد اسلامی شود، حرام است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ه)&lt;/strong&gt; پوشیدن لباسی که روی آن تبلیغ شراب وجود دارد، حرام است. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;و)&lt;/strong&gt; واردات و خرید و فروش لباس­‌هایی که ترویج ­کننده فرهنگ غرب و ضد اسلام است، حرام است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ز)&lt;/strong&gt; اگر واردات و خرید و فروش این­گونه لباس­‌ها ترویج کفر و ضد اسلام نباشد، نباید به دولت اسلامی ضرر اقتصادی بزند.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;hr /&gt;
		&lt;p&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;احکام نگاه کردن&lt;br /&gt;
			نگاه مرد به غیر همسر:      &lt;br /&gt;
			   &lt;/strong&gt;                                                   &lt;br /&gt;
			 &lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;توسط محارم نسبی یا سببی یا رضاعی:&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; عورتین: حرام است.                                         &lt;br /&gt;
			&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; غیرعورتین: با لذت و شهوت حرام است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;توسط غیرمحارم&lt;br /&gt;
			الف) نگاه حضوری به:&lt;br /&gt;
			یک- مسلمان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فقط به گردی صورت و مچ دست به پایین، بدون لذت جنسی، درصورتی که این مواضع بدون آرایش یا زیور باشد، جایز است.&lt;br /&gt;
			دو- غیرمسلمان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جاهایی‌که به صورت متعارف و معمول نمی­‌پوشانند، بدون لذت جنسی جایز است.&lt;br /&gt;
			ب) نگاه تصویری به:&lt;br /&gt;
			یک- پخش مستقیم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر بشناسیم حرام است و در صورت عدم شناخت و بدون لذت جنسی، بنابر احتیاط واجب، حرام است.&lt;br /&gt;
			دو- عکس یا پخش غیر مستقیم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر بشناسیم، مانند نگاه حضوری است.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱. هرگونه نگاه به غیر همسر، چه از طریق تصویر (پخش زنده یا غیر زنده، ‌عکس و ....) ‌یا مشاهده حضوری، اگر همراه لذت جنسی و شهوت باشد، حرام است و حتی فکر کردنی که در مورد این افراد باشد و همراه لذت جنسی باشد، حرام است.&lt;br /&gt;
			۲. نگاه به عورتین نیز اگر حتی بدون قصد لذت یا بدون شهوت باشد، حرام است؛ مگر عکس یا تصویر کسی که او را نمی­‌شناسیم یا پخش مستقیم تلویزیونی و رسانه‌­ای نباشد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			‌۱. در صورت پخش مستقیم: درصورت عدم شناخت، بنابر احتیاط واجب، و در صورت شناخت، بنابر فتوی حکم جواز یا حرمت لازم است رعایت گردد.&lt;br /&gt;
			۲.‌ در جایی ­که لذت جنسی وجود ندارد، اما خوف یا احتمال زیادی وجود دارد که انسان به گناه بیفتد (مثلاً در لحظه بعد، نگاه او تبدیل به نگاه همراه لذت جنسی شود یا منجر به سایر گناهان شود) این نیز همان حکم لذت جنسی را دارد و حرام است.&lt;br /&gt;
			۳ . تمامی احکامی که برای نگاه مرد به زن بیان شد، برای نگاه زن به مرد نیز مطرح است.&lt;br /&gt;
			اما در بند (۲ـ الف)  به قسمت­هایی از بدن مرد می‌توان نگاه کرد که مردان به طور متعارف نمی­‌پوشانند، ‌مثل سر و گردن و قسمتی از دست و مچ پا. البته نباید قصد لذت یا خوف وقوع گناه وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			۱ .‌ خواندن کتاب­‌ها و اشعار مبتذل که باعث تحریک شهوت می‌شوند، حرام است.&lt;br /&gt;
			۲ . ‌خرید و فروش فیلم­‌هایی که محــــرک شهوت است و موجب انحراف (ولو جزئی)‌ می‌گردد، یا شامل موسیقی حرام است و همچنین تولید یا اجاره این فیلم‌­ها یا اجاره دستگاه برای پخش چنین فیلم‌­هایی و به این قصد، ‌حرام است.&lt;br /&gt;
			۳. در احکام نظر کردن، افراد متأهل نیز حکم شخص مجرد را دارند.&lt;br /&gt;
			۴. دست دادن و تماس بدنی مرد با زن نامحرم حرام است؛ اگرچه غیر مسلمان باشد. (استفتائات معظم له س۴۳۵)&lt;br /&gt;
			۵. زنان پیر نیز باید حجاب را رعایت کنند و مردان نیز در نگاه کردن باید رعایت کنند.&lt;br /&gt;
			۶. نگاه کردن به مجسمه‌­های عریان (که مربوط به فرد خاصی نیست) اگر تحریک‌­آمیز نباشد و به علاوه خوف ارتکاب گناه هم وجود نداشته باشد، ‌جایز است.&lt;br /&gt;
			۷. ظهور و چاپ عکس­‌های خانوادگی یا عروسی که خانم‌­ها بدون حجاب کامل می‌باشند، توسط عکاس‌­هایی که آنها را نمی­‌شناسند، بدون لذت جنسی و خوف وقوع در گناه، اشکال ندارد. &lt;br /&gt;
			۸. دیدن فیلم‌­هایی که کارهای جنسی را به نمایش می‌گذارد، چون همراه با تحریک شهوت است، حرام است.&lt;br /&gt;
			۹. نظارت و اصلاح و حذف برخی فیلم‌­های فاسد­کننده، در صورتی برای شخص مجاز است که خودش تحریک شهوانی نشود یا خوف افتادن به گناه را نداشته باشد.&lt;br /&gt;
			۱۰. دیدن کشتی مردان توسط زنان، اگر با حضور در میدان کشتی یا پخش مستقیم و زنده باشد یا به قصد لذت یا همراه خوف وقوع در گناه و فساد باشد، حرام است و در غیر این صورت ایراد ندارد.&lt;br /&gt;
			&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			اگر زنی فرد کشتی‌­گیر را بشناسد، مطلقاً -حتی اگر پخش مستقیم نباشد- نمی­‌تواند نگاه کند؛ اگرچه لذت جنسی یا خوف گناهی در کار نباشد.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
			شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:15:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>دین</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27845</link>
<guid>27845</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27845/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "هفتاد و هفتادویکم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;تعریف:&lt;/strong&gt; دین، مال کلی است که به سببی از اسباب، در ذمه شخص دیگری است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اصطلاحات:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	فرد مشغول­الذّمه: مدیون یا مدین&lt;br /&gt;
	 طلبکار: دائن یا غریم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اسبابی که در تعریف‌ دین به آن اشاره شد و موجب بدهکار شدن انسان به دیگری می‌گردد، دو نوع‌­اند:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اسباب اختیاری: مانند قرض، جنس فروخته شده در بیع سلم (پیش فروش)، ثمن در معامله نسیه، اجرت اجاره، مهریه زن، عوض و مالی که در طلاق خلع و مبارات وجود دارد و... .&lt;br /&gt;
	۲. اسباب غیر اختیاری (قهری): مانند ضمانات (مثل دیه و... )، نفقه زوجه دائمه و... . &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; انواع دین:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	دین دو نوع است: حال و مؤجل (مدت­‌دار)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱) دین حال:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	منظور آن دینی است که برای بازپرداخت آن زمان تعیین نشده است؛ یعنی طلبکار هر لحظه حق مطالبه آن را دارد. لازم به ذکر است دین مؤجل، اگر زمان ادای آن رسیده است، دین حال محسوب می‌شود و احکام آن را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; احکام دین حال &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. هر لحظه حق مطالبه برای طلبکار وجود دارد. &lt;br /&gt;
	۲. ادای دین بر مدیون، در هر زمانی‌­که تمکّن پیدا کند، واجب است. &lt;br /&gt;
	۳. بر طلبکار واجب است هر زمانی­‌که مدیون دین خود را ادا نمود، آن را بگیرد و اگر طلبکار چنین نکند، مراحل زیر طی می‌شود:&lt;br /&gt;
	الف) اجبار طلبکار توسط حاکم (اگر مدیون اجبار را مطالبه کند)؛&lt;br /&gt;
	ب) احضار دائن و قرار دادن مال تحت سلطه طلبکار؛&lt;br /&gt;
	ج) دادن دین به حاکم شرع. البته وجوب قبول از طرف حاکم شرع محل اشکال است.&lt;br /&gt;
	د) در ذمه بدهکار باقی می‌ماند تا یکی از مراحل قبل را بتواند اجرا کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 بدهکار هر کدام از مراحل بالا را با رعایت اولویت انجام دهد، دیگر بدهکار نخواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲) دین مؤجّل &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	منظور دینی است که برای پرداخت آن زمان مشخصی تعیین شده است و لذا طلبکار در هر زمانی که بخواهد، حق مطالبه ندارد.&lt;br /&gt;
	تعیین مدت به دو گونه است:&lt;br /&gt;
	الف) تعیین طرفین: مثل معامله نسیه یا سلم که طرفین با توافق همزمان، تحویل ثمن یا جنس را مشخص می‌کنند.&lt;br /&gt;
	ب) تعیین از طرف شرع: مثل آنچه در مبحث دیه در کتب فقهی آمده است (مثلاً دیه خطأ در طول سه سال و هر سال ثلث آن ادا شود.)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;احکام دین موجّل:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. عدم حق مطالبه قبل از زمان تعیین شده برای طلبکار.&lt;br /&gt;
	۲. در صورت پرداخت مدیون قبل از زمان مقرر، بر طلبکار قبول آن واجب نیست (مگر از قرائن فهمیده شود که مدت گذاشتن صرفاً ارفاق در حق مدیون است که در این صورت اگر بدهکار زودتر از موعد، بدهی را پرداخت، طلبکار باید قبول کند).&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;دین میّت &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	با مرگ مدیون، حتی دین مؤجل هم حال می‌شود؛ یعنی اینکه اگر مدیون زنده می­‌بود، لازم نبود الآن بدهی­اش را بپردازد. ولی به محض فوت، ورثه باید تمام بدهی­‌ها، اعم از حال و مؤجل را بپردازند و هیچ یک بر دیگری تقدم ندارد؛ زیرا همگی حال هستند.&lt;br /&gt;
	اما با مرگ طلبکار، ورثه او باید منتظر باشند تا دین مؤجل، حال گردد و زودتر حق مطالبه از مدیون را ندارند. بنابراین اگر مهر زن مؤجل باشد، با مرگ شوهر، زن می­‌تواند پیش از فرارسیدن زمان پرداخت مهر، مهر خود را مطالبه کند. اما اگر زن بمیرد، ورثه او نمی­‌توانند پیش از زمان مقرر مهر را مطالبه کنند.&lt;br /&gt;
	طلاق زن (در حکم مذکور) ملحق به فوت نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;دین مفلس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	با مفلس شدن&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱) &lt;/span&gt;مدیون، دین مؤجل او حال نمی­‌شود و ابتدا دیون حال وی پرداخت می‌شود و سپس اگر در زمان سر رسید دیون مؤجل، چیزی از اموال مفلس (غیر از مستثنیات دین) باقی بماند، جهت دیون مؤجلی که اکنون حال شده، مصرف می‌شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;بیع دین به دین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	فروش دین در مقابل دین در صورتی­ که هر دو مؤجل باشد، باطل است، هرچند اجل آن ­دو رسیده باشد. همچنین، بنابراحتیاط، اگر هر دو حال یا یکی حال و دیگری مؤجل باشد نیز باطل است. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;چند مثال:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	من از او گندم طلب دارم – او از من برنج طلب دارد. &lt;br /&gt;
	من از شخص ثالث گندم طلب دارم – او از شخص ثالث برنج طلب دارد. &lt;br /&gt;
	من از شخص ثالث گندم طلب دارم – او از شخص رابع برنج طلب دارد.&lt;br /&gt;
	 در مثال­‌های فوق شخصی که گندم طلب دارد، نمی­‌تواند در مقابل برنج مورد طلب، معامله کند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;موارد ربا &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر دینی را که حال است مدت‌­دار کنیم، اما در مقابل آن مبلغ دین را بالا ببریم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ربا و حرام است.&lt;br /&gt;
	۲. اگر مدت دینی را که مؤجل است، بیشتر کنیم، اما در مقابل آن مبلغ دین را بالا ببریم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ربا و حرام است. &lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نتیجه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اضافه کردن مدت + افزایش قیمت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ربا و حرام است. (حتی در صورت رضایت طرفین)&lt;br /&gt;
	۲. اگر مدت دین مدت‌­دار را کم کنیم و در مقابل آن، مبلغ دین را کاهش دهیم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت رضایت طرفین، حلال است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; وظایف بدهکار و حقوق طلبکار:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. بر بدهکار واجب است هنگام سر رسید زمان ادای دین، برای ادای بدهی­‌اش تلاش کند؛ اگرچه با فروش کالا یا مطالبه طلب خود از دیگران یا اجاره دادن املاک خود، بتواند این بدهی را بپردازد. بلکه اگر برایش زحمت ندارد، باید با دنبال کردن کسب و کار لایق شأنش، بودجه­اش را تأمین و بدهی­اش را بپردازد. &lt;br /&gt;
	۲. اگر به جز مستثنیات دین چیزی دارد که کمتر از قیمت واقعی آن فروش می‌رود، در صورتی­که دین حال شده باشد و طلبکار هم مطالبه ‌کند، فروش آن واجب است. لذا حق انتظار کشیدن تا پیدا شدن مشتری مناسب را ندارد؛ مگر آن­قدر از او زیر قیمت بخرند که فروش آن اتلاف مال محسوب شود. &lt;br /&gt;
	۳. اگر بدهکار، خودش داوطلبانه چیزی را از مستثنیات دین فروخت و بدهی­اش را ادا کرد، طلبکار حق گرفتن آن را دارد. البته خوب است طلبکار به این کار راضی نشود.&lt;br /&gt;
	۴. تعلل در پرداخت بدهی و دین حرام است و در صورت عدم قدرت پرداخت، نیت ادا کردن واجب است. &lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	۵. بدهکار تا بدهی را تحویل طلبکار نداده، از عهده آن مبرا نمی­‌شود. حتی اگر آن را کنار گذاشته و از اموالش جدا نموده تا در فرصت مناسب بپردازد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;وظایف طلبکار و حقوق بدهکار: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. همان­طور ­که بر بدهکار فقیر که قدرت پرداخت دین را ندارد، پرداخت آن واجب نیست، بر طلبکار نیز مطالبه حرام است.&lt;br /&gt;
	۲. اگر کسی بدون اجازه بدهکار (چه زنده و چه مرده) دین او را ادا نموده، ذمّه بدهکار بریء می‌شود (حتی اگر بدهکار او را منع کند) و طلبکار هم باید قبول نماید.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مستثنیات دین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	منظور چیزهایی است که بدهکار شرعاً وظیفه ندارد با پرداخت یا فروش آنها خود را از زیر بار دین، بریء­الذمّه کند.  این اموال عبارت‌­اند از: هر چیزی­ که جزء نیازهای زندگی و در شأن شخص است (مثل لباس، ماشین، خانه و... ) یعنی کمتر از آن، او را به مشقت زیاد می‌اندازد یا باعث سرافکندگی می­‌شود.&lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱) &lt;/span&gt;در مورد تعریف مفلس به درس ۳۲ (شرایط فروشنده و خریدار) مراجعه شود.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲) &lt;/span&gt;یعنی باید نیت این را داشته باشد که در صورت قدرت، بدهی را بپردازد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
	شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
	پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:10:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>قرض</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27844</link>
<guid>27844</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27844/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "شصت‌ونهم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;تعریف:&lt;/strong&gt; قرض یعنی مالی را به ملک دیگری درآوردن، در مقابل اینکه او هم تعهد کند آن را یا مثل یا قیمت آن را برگرداند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;موارد وجوب قرض گرفتن &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
قرض کردن، حتی در صورت نیاز هم مکروه است. اما کراهتش از حالت عدم نیاز کمتر است. البته گاهی نیاز آن­قدر زیاد است که قرض کردن واجب می‌شود و آن مواردی است که حفظ جان یا آبرو و امثال آن، منوط به قرض کردن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;موارد حرمت قرض گرفتن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
کسی­ که نمی­‌تواند تأمین ادای قرض کند و امید آن را نیز ندارد، نباید قرض کند؛ مگر ضرورت باشد یا قرض دهنده از حال او آگاه باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt; حکم قرض دادن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
قرض دادن مستحب مؤکد است؛ به خصوص به شخص محتاج. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است:&lt;br /&gt;
قَالَ: وَ مَنْ أَقْرَضَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ- کَانَ لَهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَقْرَضَهُ وَزْنَ جَبَلِ أُحُدٍ- مِنْ جِبَالِ رَضْوَى وَ طُورِ سَیْنَاءَ حَسَنَاتٌ- وَ إِنْ رَفَقَ بِهِ فِی طَلَبِهِ- تَعَدَّى بِهِ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ اللَّامِعِ- بِغَیْرِ حِسَابٍ وَ لَا عَذَابٍ- وَ مَنْ شَکَا إِلَیْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَلَمْ یُقْرِضْهُ- حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ یَوْمَ یَجْزِی الْمُحْسِنِینَ&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;.(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
هرکس به برادر مسلمانش قرض دهد، در مقابل هر درهمی که قرض می­‌دهد، به میزان وزن کوه احد، از کوه‌­های رضوی و طور سیناء برای او حسنه است و اگر در مطالبه قرض خود، مدارا کند، بدون حساب و عذاب سریع از صراط می­‌گذرد و اگر برادر مسلمانش از او قرض بخواهد و او ندهد (در صورتی­‌که توانایی آن را دارد) خداوند روزی که به محسنین جزا می­‌دهد، بهشت را بر او حرام می­‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt; شرایط صحت قرض&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. قرض گیرنده و قرض دهنده هر دو باید شرایط متعاقدین، یعنی بلوغ، عقل، قصد و اختیار را داشته باشند و به علاوه محجور (ممنوع‌­التصرف) نباشند.&lt;br /&gt;
۲. مال قرض، عین، یا چیزی باشد که قابل تملک باشد. لذا قرض دادن دین و منفعت باطل است. شراب و خوک نیز قابل قرض دادن نیست؛ چون قابلیت تملک و به ملکیت در آمدن را ندارد؛ یعنی شرع مقدس کسی را مالک شراب یا خوک نمی­‌داند.&lt;br /&gt;
۳. مال قرض مشخص باشد. بنابراین قرض دادن چیزی که مبهم است، صحیح نیست. همچنین مقدار قرض باید از نظر پیمانه،‌ وزن و عدد، مشخص باشد.&lt;br /&gt;
۴. تحویل دادن و تحویل گرفتن مال قرض لازم است و صرف گفت­وگو کافی نیست. ولی نیاز نیست که در مال قرض تصرف کند.&lt;br /&gt;
۵. قرض دادن یک امر کلی و دادن مصداقی از آن کلی محل اشکال است.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt; &lt;br /&gt;
ربای در قرض&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
هرگونه شرط زیاده در قرض، هرچند ارزش مالی کمی داشته باشد، ربا و حرام است. (منظور شرطی است که در ضمن عقد قرض صورت گرفته یا قرض مبتنی بر آن منعقد شده است.)&lt;br /&gt;
  موارد زیادتی عبارت است از:&lt;br /&gt;
۱. زیادتی در عین: ۱۰۰ هزار تومان قرض داده شود، به شرط آنکه علاوه بر این پول، یک لباس هم برگردانده شود.&lt;br /&gt;
۲. زیادتی در عمل: ۱۰۰ هزار تومان قرض داده شود، به شرط آنکه علاوه بر این پول، یک پارچه هم برای قرض‌­دهنده داده شود.&lt;br /&gt;
۳. زیادتی در منفعت: ۱۰۰ هزار تومان قرض داده شود، به شرط آنکه علاوه بر این پول، اجاره‌­بهای قرض­‌گیرنده به قرض دهنده پرداخت شود.&lt;br /&gt;
۴. زیادتی انتفاع: ۱۰۰ هزار تومان قرض داده شود، به شرط آنکه علاوه بر این پول، قرض گیرنده خانه­‌اش را به قرض­ دهنده اجاره دهد.&lt;br /&gt;
۵. زیادتی در وصف: ۱۰۰ هزار تومان قرض داده شود، به شرط آنکه در مقابل ۱۰۰ هزار تومان پول کهنه، پول نو پرداخت شود.&lt;br /&gt;
&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;چند نکته: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. قرض به شرط چیزی، ربا و حرام است. اما چیزی به شرط قرض جایز است.&lt;br /&gt;
 مثال: الف) این خانه را می‌فروشم، به شرط آنکه به من ۲۰ میلیون قرض بدهی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جایز است و ربا نیست.&lt;br /&gt;
ب) این خانه را اجاره می‌دهم، به شرط آنکه به من ۲۰ میلیون قرض بدهی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جایز است و ربا نیست.&lt;br /&gt;
۲. قرض ربوی (قرض به شرط زیادتی) حرام است. ولی باطل نیست و حتی انسان می‌تواند بدون قصد جدی، شرط قرض دهنده را قبول کند و قرض را بگیرد. اما زیادتی را نپردازد.&lt;br /&gt;
۳. محاسبه تورم در بازپرداخت قرض با رضایت طرفین جایز است و ربا نیست.&lt;br /&gt;
۴. هر شرطی ­که نفعی برای قرض دهنده ندارد (اگر چه مصلحت دارد)؛ مثل رهن، ضمانت، کفالت جایز است.&lt;br /&gt;
  مثال: صد هزار تومان قرض می‌دهم، به شرط آنکه گرویی بگذاری یا ضامن بیاوری یا کسی کفیل شود  &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جایز است.&lt;br /&gt;
۵. اگر مقرض مالی را قرض دهد و شرط کند جنسی را ارزان‌­تر به او بفروشد یا خانه‌­ای را به قیمت کمتر اجاره دهد، قرض ربوی است. اما اگر قرض کننده چیزی را به قیمت کمتر بفروشد یا اجاره دهد، به شرط اینکه خریدار مبلغ معینی به او قرض دهد، اشکال ندارد؛ یعنی بیع یا اجاره به شرط زیادی است.&lt;br /&gt;
شرط زیادی که به نفع مقرض است، حرام است. اما اگر به نفع قرض گیرنده باشد، اشکال ندارد؛ مانند اینکه یک میلیون قرض ­دهد به شرط اینکه قرض کننده هشتصد هزار تومان برگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;نحوه پرداخت مال قرض&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. اگر چیزی ­که قرض داده شده، از اشیای مثلی باشد&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;، در این صورت مثل همان لازم الوفاست؛ اگرچه قیمت آن فرق کرده باشد. هیچ یک از طرفین هم نمی­‌تواند دیگری را ملزم کند که قیمت دریافت شود؛ مگر هر دو راضی باشند.&lt;br /&gt;
مثال: کسی­که یک سکه تمام بهار آزادی را به دیگری قرض داده است، باید سکه را برگرداند، نه پول سکه را در زمان قرض گرفتن. اما اگر قرض دهنده سکه را فروخته و پول آن را قرض داده، فقط می‌تواند قرض گیرنده را به پرداخت همان پول (البته با احتساب تورم) ملزم کند.&lt;br /&gt;
۲. اگر چیزی­ که قرض داده شده، از قیمیّات است، مانند گاو و گوسفند، قیمت آن داده می­‌شود و معیار قیمت، زمان گرفتن قرض است؛ هرچند مستحب است در صورت تفاوت قیمت زمان گرفتن قرض و پرداخت آن، مصالحه کنند.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. در قرض مثلی، مقرض می­‌تواند شرط کند که به غیر از آن جنس ادای قرض شود؛ به شرطی­ که از نظر قیمت، بیشتر از جنس قرض گرفته شده، نباشد.&lt;br /&gt;
۲. در صورت تراضی طرفین، جایز است به­‌جای مثل در مثلیّات و به­جای قیمت در قیمیّات، جنس دیگری پرداخت شود.&lt;br /&gt;
۳. محصولات کارخانه­‌ها، مانند ظروف بلور، چینی، یخچال، توپ پارچه ملحق به مثلیّات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;زمان و محل ادای قرض&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
زمان ادای قرض همان است که در  درس "دین" (مؤجل و حال) بیان می‌شود و از نظر مکان ادای قرض، باید نکات زیر رعایت شود:&lt;br /&gt;
۱. اگر در ضمن قرض شرط کرده باشند که در فلان مکان ادای قرض شود، باید در محل تعیین شده ادای قرض شود. حتی اگر برای قرض‌گیرنده هزینه داشته باشد.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; و اگر مقرض در جای دیگر، مطالبه مال کند، بر قرض گیرنده لازم نیست بپردازد یا اگر قرض‌گیرنده در مکان دیگر خواست قرض خود را بدهد، بر مقرض لازم نیست بپذیرد.&lt;br /&gt;
۲. اگر محل خاصی تعیین نشده است،&lt;br /&gt;
الف) در محل قرض دادن مطالبه ادا می‌شود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بر قرض گیرنده ادای آن واجب است و بر مقرض هم قبول آن واجب است.&lt;br /&gt;
ب)در غیر محل قرض دادن مطالبه اداء می‌شود.  &lt;br /&gt;
یک- ادای قرض در آن محل بدون هزینه و ضرر است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; احتیاط واجب است که ادا شود.&lt;br /&gt;
دو- هزینه‌­دار است یا ضرر دارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  رضایت و توافق طرفین لازم است. لذا واجب نیست.&lt;br /&gt;
 
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; وسایل الشیعه،ج۱۸،ص۳۳۱&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲) &lt;/span&gt;یعنی چیزی باشد که مثل آن در بازار وجود دارد؛ نه مثل گوسفند و گاو و چیزهای دیگری که مثل آن وجود ندارد. بلکه نهایتاً مشابه آن وجود دارد.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; مگر طرفین جای دیگری را توافق کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:05:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مضاربه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27843</link>
<guid>27843</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27843/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "شصت‌وهفتم و شصت‌وهشتم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مضاربه عقدی است بین دو نفر که یکی صاحب سرمایه و دیگری عامل تجارت برای سرمایه­گذاری است؛ مبنی بر اینکه سود حاصل بین آنها، به نسبت مورد توافق، تقسیم شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; شرایط صحت عقد مضاربه&lt;br /&gt;
	۱. شرایط عقد مضاربه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	باید ایجاب از جانب صاحب سرمایه و قبول از جانب عامل باشد و هر لفظی (چه عربی و چه غیر عربی) یا هر فعلی که بر این معنا دلالت کند، کافی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. شرایط متعاقدین (طرفین عقد مضاربه)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) بلوغ (پدر، جدّ یا قیم شرعی بچه می‌توانند با توجه به مصلحت بچه مضاربه کنند.)&lt;br /&gt;
	ب) عقل (دیوانه نباشد.)&lt;br /&gt;
	ج) اختیار (یعنی او را مجبور نکرده باشند.)&lt;br /&gt;
	د) عدم محجور بودن صاحب سرمایه (ممنوع‌­التصرف در اموال خود نباشد.)&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ه) عامل تجارت (کسی که با سرمایه کار می‌کند) قدرت بر تجارت داشته باشد. لذا اگر نسبت به قسمتی از سرمایه قادر به تجارت نباشد، به همان نسبت عقد مضاربه باطل است.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر علی ۱۰۰ میلیون به حسن بدهد تا با آن تجارت، و طبق مضاربه عمل کند اما حسن فقط بتواند ۶۰ میلیون سرمایه به کار اندازد، در این صورت حق ندارد ۴۰ میلیون باقیمانده را بدون اجازه مالک، نزد خود نگه­دارد. حتی اگر از آن استفاده نکند.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر در مثال فوق حسن در ابتدای عقد مضاربه قادر بوده، اما در اثنای کار عاجز شود که ۴۰ میلیون را به کار اندازد، از آن لحظه به بعد حکم فوق حاکم خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. شرایط رأس‌المال (سرمایه)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) سرمایه، پول رایج باشد و مضاربه با دین صحیح نیست؛ مگر بعد از قبض آن. فرقی هم نمی‌‌کند که مدیون، در مضاربه عامل باشد یا مدیون، شخص دیگر باشد.&lt;br /&gt;
	ب) مقدار معینی باشد. البته اگر به نحو مشاع باشد ایرادی ندارد؛ مثلاً دو شریک که یکی سهمش ۳/۱ و دیگری ۳/۲ است،‌ می­توانند این مال مشترک را در اختیار عامل تجارت قرار دهند تا مضاربه انجام گیرد؛ اگر چه سهم هر یک در مقدار سرمایه جدا نشده باشد و به همان نحو مشاع باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	­&lt;strong&gt;۴. شرایط ریح (سود)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; سود بردن، به­‌وسیله تجارت و خرید و فروش باشد. بنابراین اگر مالک، مالی را به زارعی دهد که با آن زراعت کند و محصول بین آن­دو تقسیم شود، مضاربه نیست. یا پولی دهد که چند رأس گوسفند بخرد تا نماء آن بین آن­دو تقسیم شود، مضاربه فاسد است و نماء حاصل از آن، مال صاحب مال و عامل، فقط مستحق اجرت­‌المثل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;سود هر یک از طرفین معین و مشخص باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; ربح تعیین شده در مضاربه نباید عدد مشخصی باشد. بلکه باید به صورت کسر مشاع (یعنی درصد) باشد.&lt;br /&gt;
	مثال: محمد ۱۰ میلیون سرمایه در اختیار علی می‌گذارد تا با آن برای او تجارت کند و از سود حاصله ۳۰% به محمد بپردازد. &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  صحیح است.&lt;br /&gt;
	در مثال فوق اگر مبلغ مشخصی مثلاً ۳۰۰ هزار تومان به عنوان سود محمد تعیین شود که ماهانه به او پرداخت شود، باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در صورتی­ که سود به صورت کسر مشاع، مثلاً ۵% در قرارداد مشخص شده باشد، می­‌توان ماهانه به طور علی­‌الحساب، مبلغ مثلاً ۳۰۰ هزار یا ۴۰۰ هزار تومان پرداخت کرد و در انتهای قرارداد می‌توانند با هم مصالحه کنند؛ یعنی به یکدیگر ابراز کنند که به همان مبلغ ماهانه‌­ای که پرداخت می‌شد، هر دو راضی­ا‌‌ند و هیچ کدام خود را طلبکار شخص مقابل نمی‌­داند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د)&lt;/strong&gt; منظور از ربح، سود نهایی پس از پایان مضاربه است؛ یعنی  پس از خرید و فروش­‌های متعدد، در نهایت، میزان سود حاصله (مازاد بر سرمایه) ربح نامید می‌شود که طبق قرارداد تقسیم می‌شود. و تا زمانی که مضاربه پابرجاست، محاسبه سود قطعی (ربح) معنا نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر حسین به محمد ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه داد تا برای او مضاربه کند و محمد ابتدائاً اتومبیلی خرید، اما هنگام فروش آن ضرر کرد و ۸۰ میلیون فروخت و سپس زمینی خرید و به قیمت ۱۵۰ میلیون فروخت و سپس با پول حاصله کالا خرید و آن را ۱۱۰ میلیون فروخت، در این مثال، سود قطعی ۱۰ میلیون است که طبق توافق (مثلا ۳۰ً%) بین این دو نفر تقسیم می‌شود و صاحب سرمایه حق ندارد بگوید در فروش زمین ۵۰ میلیون سود وجود داشته و آن را تقسیم کنیم؛ چون او رضایت داشته با ۱۵۰ میلیون نیز، کالا بخرد و تجارت کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. عامل به مجرد اینکه سودی به‌­دست آورد، سهم خود را از آن معامله مالک است. لذا می­‌تواند آن را از مالک مطالبه یا در سهم خود تصرف کند؛ مانند اینکه آن را بفروشد یا صلح کند. همچنین تمام آثار ملکیت، از جمله خمس، زکات، ارث و حصول استطاعت در حج نیز بر آن مترتب است؛ هرچند این ملکیت، ملکیت متزلزل، و بر اتمام مضاربه متوقف بوده باشد؛ زیرا خسارت وارده بر مال مضاربه از سود جبران می­شود.(در کتاب وجود نداشت)&lt;br /&gt;
	۲. اگر صاحب سرمایه، برای عقد مضاربه، صد میلیون قرار دهد و آن را برای تجارت به عامل دهد و بعد از مدتی ۵۰ میلیون دیگر به او بدهد، در اینجا دو مضاربه واقع شده و خسارت وارده بر یک مضاربه، از سود مضاربه دیگر کسر نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ﻫ) &lt;/strong&gt;لازم نیست ربح حاصله نقد باشد. بلکه اگر به صورت جنس باشد، هر یک از طرفین می‌توانند سهم خود را مطالبه کنند یا سهم خود را بفروشند یا با آن هر معامله‌­ای که بخواهند، انجام دهند.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر حسین  به محمد ۱۰۰ میلیون سرمایه دهد تا با آن خرید و فروش کند و محمد نیز طی معاملاتی، خودرو، زمین، کالا، و سپس یک واحد مسکونی بخرد، در صورتی­که هنوز این واحد مسکونی را نفروخته تا سود حاصله نقد شود، حسین می‌تواند به محمد بگوید: "سهم مرا از این خانه نفروش تا خودم درباره آن تصمیم بگیرم."&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;و)&lt;/strong&gt; سود حاصله باید بین صاحب مال و عامل باشد و کس دیگری با آن دو شریک نشود. بنابراین اگر مقداری از سود را برای شخصی قرار دهند، مضاربه باطل است؛ مگر آنکه آن شخص کاری را که مربوط به تجارت است، انجام دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; &lt;br /&gt;
	 فسخ یا بطلان مضاربه&lt;br /&gt;
	 فسخ مضاربه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	عقد مضاربه &lt;strong&gt;از &lt;/strong&gt;عقود جایز است؛ یعنی هر یک از طرفین حق برهم زدن آن را دارند. حتی اگر مدت مشخصی را برای آن قرار داده باشند. البته اگر شرط کرده باشند که کسی از حق فسخ خود استفاده نکند، نباید از حق فسخ استفاده کنند. اما اگر استفاده کرد، مضاربه فسخ می‌شود. ولی شخص فسخ کننده معصیت کرده و اگر ضمن عقد لازم دیگری شرط کند که تا مدت معینی فسخ نشود، در این صورت حق فسخ ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;بطلان مضاربه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	گاهی مضاربه از ابتدا به دلیل نبود شرایط (شرایط عقد مضاربه، طرفین، سرمایه و شرایط ربح) باطل است و گاهی هم به دلایل ذیل باطل می‌شود:&lt;br /&gt;
	۱. با مرگ یکی از طرفین مضاربه باطل خواهد بود و ورثه اگر بخواهند می‌توانند مضاربه جدیدی منعقد کنند.&lt;br /&gt;
	۲. قبل از شروع مضاربه اگر کل سرمایه تلف شود &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مضاربه باطل است (البته اگر در تلف شدن سرمایه، طبق آنچه در درس ودیعه آمده است، عامل ضامن باشد، باید جبران کند.)&lt;br /&gt;
	۳. عامل نمی‌­تواند خودش با دیگری مضاربه کند یا با دیگری در مضاربه مشارکت کند. مگر مالک اذن دهد و در صورت اذن مالک، مضاربه اول باطل است و در مضاربه دوم نیز بسته به نوع اذن مالک:&lt;br /&gt;
	الف) یا عامل با فرد دوم مشترکاً عامل خواهند بود.&lt;br /&gt;
	ب) یا عامل دوم فقط عامل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چند نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;اگر مقصود از مضاربه دوم، مضاربه بین عامل و غیرش باشد، به این معنا که عامل دوم، عاملِ عامل اول باشد، این مضاربه باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;در صورتی که مضاربه از ابتدا صحیح بوده و شرایط لازم (شرایط طرفین، ربح و سرمایه) رعایت شده باشد، اما به هر دلیل فسخ یا باطل شده باشد، صورت­‌های زیر را باید در نظر گرفت:&lt;br /&gt;
	الف) اگر فسخ یا بطلان مضاربه قبل از شروع به تجارت یا قبل از مقدمات تجارت باشد  &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چیزی به نفع یا ضرر عامل نیست.&lt;br /&gt;
	ب) اگر در اثنای کار و قبل از حصول سود باشد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چیزی برای عامل نیست؛ یعنی سود یا اجرتی به او تعلق نمی­‌گیرد و اگر مقداری از سرمایه را هم صرف نفقه‌­اش کرده است (مانند اینکه برای تجارت، به اذن صاحب مال، به سفر رفته و هزینه‌­ای را صرف کرده است) ضامن نیست.&lt;br /&gt;
	ج) در اثنای کار و بعد از حصول نتیجه باشد (یعنی سودی حاصل شده، ولی نقد نشده و هنوز به صورت جنس است) &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; سودها تقسیم می‌شود و نقد کردن جنس­‌ها بر عهده عامل نیست.&lt;br /&gt;
	د) بعد از اتمام تجارت باشد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چیزی بر عهده عامل نیست، جز همان چیزی­که از سرمایه باقی مانده و اگر احیاناً سودی هم حاصل شده، بر اساس آنچه توافق شده، بین سرمایه‌­گذار و عامل تقسیم می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. عامل تجارت، پس از فسخ یا بطلان مضاربه، وظیفه دارد راه را برای تحویل گرفتن سرمایه توسط مالک باز بگذارد. اما وظیفه ندارد به دست مالک برساند. مگر آنکه بدون اذن مالک، سرمایه را به شهر دیگری برده باشد.&lt;br /&gt;
	۲. اگر مضاربه از اول باطل بوده است &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کل سود برای صاحب مال است. مگر آنکه عامل برای خودش معامله کرده باشد؛ آن­هم به صورت ثمن کلی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲) &lt;/span&gt;که در این حالت سود حاصله برای خود عامل تجارت است، نه سرمایه‌­دار.&lt;br /&gt;
	۳. پس از فسخ مضاربه، بدهکاری­‌های عامل به افرادی­ که با آنان معامله کرده، بر عهده عامل نیست.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;احکام مربوط به عامل&lt;br /&gt;
	مین ­بودن عامل مضاربه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	عامل تجارت، حکم شخص امین را دارد و مال سرمایه‌­گذار در دست او امانت است و تمام احکام امانت در مورد او جاری است (رجوع شود به درس ودیعه).&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر عامل بگوید سود نکردم و سرمایه­گذار انکار کند، سخن عامل در صورت قسم خوردن در دادگاه مقدم است؛ مگر آنکه سرمایه­گذار دو شاهد عادل اقامه کند. به­ هر حال قبل از حکم حاکم یا اقرار خود عامل، سرمایه‌­گذار نمی‌­تواند خودش را طلبکار سود بداند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;وظایف عامل&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;عامل بعد از انعقاد مضاربه باید آنچه را که در تجارت معمول و متعارف است، انجام دهد؛ برای مثال، اگر با سرمایه ماشین خریده، آن را در معرض فروش قرار دهد و اگر برای سود بیشتر به تعمیر نیاز دارد آن را تعمیر کند و هزینه آن از اصل مال پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;در صورتی­که مالک، طریق خاص یا شرط خاصی را در مضاربه قرار نداده است، عامل می‌­تواند به هر صورتی­که مصلحت می­‌داند، عمل کند؛ مگر آنکه در آن مورد معامله یک نحو خاصی متعارف باشد که باید بر اساس آنچه متعارف است، عمل شود.&lt;br /&gt;
	و اگر سرمایه‌­گذار شروطی را بیان کرده، باید طبق آن عمل شود؛ مثلاً بیان شده سرمایه در معاملات ساختمانی به کار انداخته شود یا با فلان کس تجارت نشود، که در این صورت باید طبق قرارداد عمل شود.&lt;br /&gt;
	در صورت مخالفت شرط و وارد شدن خسارت یا تلف شدن مال، عامل ضامن است و اگر سود کرد، طبق آنچه مقرر است، به او داده می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;بدون اذن مالک، سرمایه را با مال دیگر مخلوط نکند و چنانچه مخلوط کرد و سرمایه تلف شد، عامل، ضامن است و در صورت داشتن سود، بالنسبه بین دو مال تقسیم می­‌شود.&lt;br /&gt;
	۴. در صورت اطلاق قرارداد (نسبت به نسیه و نقد بودن معامله)، فروش به صورت نسیه جایز نیست؛ مگر آنکه بین تجّار متعارف باشد و اگر این متعارف بودن، نسبت به شهر خاص یا جنس خاص باشد، جایز نیست در غیر آن نسیه داده شود و اگر در جایی­که نسیه جایز نباشد، نسیه داد و سرمایه تلف شد، عامل، ضامن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;جایز نیست برای تجارت، سرمایه را با خود به شهر دیگر ببرد؛ مگر با اذن مالک، یا متعارف بودن بین تجار. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;عامل هزینه‌­های خود را، چه در سفر تجاری و چه در شهر خود، نمی­‌تواند از سرمایه مالک بردارد. اما اگر به اذن مالک سفر رفته، در صورتی­ که از سرمایه صرف نفقه کند، ضامن نیست؛ مگر اینکه مالک شرط کرده باشد نفقه بر عهده عامل باشد. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷. &lt;/strong&gt;عامل نمی­‌تواند دیگری را بدون اذن سرمایه­‌گذار در تجارت وکیل کند؛ مگر در کارهایی­ که معمولاً وکیل آنها را انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۸.&lt;/strong&gt; برای عامل جایز است با عین مال مضاربه خرید کند. به این صورت که فرضاً یک میلیون مشخصی را از مال مضاربه در نظر بگیرد و جنس مورد نظر را با آن خریداری کند و همچنین می‌­تواند خرید را به نحو کلی در ذمه انجام دهد؛ یعنی جنسی را به یک میلیون کلی در ذمه مالک خریداری کند و موقع پرداخت، یک میلیون را از مال مضاربه بدهد.&lt;br /&gt;
	لازم به ذکر است این دو نحو معامله زمانی جایز است که عقد مضاربه مطلق باشد و اگر شرط خاصی در این مورد است، باید بر اساس همان عمل شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۹. &lt;/strong&gt;عامل نباید سرمایه را معطل بگذارد. بلکه باید آن را در تجارت به­ کار اندازد. وگرنه در صورت خسارت به سرمایه، ضامن است. البته مالک سرمایه نمی­‌تواند مطالبه سود کند؛ چون با سرمایه او کاری انجام نشده است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱۰. &lt;/strong&gt;عامل می­‌تواند از سرمایه برای کارهایی که در عرف بازار، کارگر اجیر می­‌کنند و دستمزد به او می­‌دهند، هزینه کند و اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	بیان شد که عامل، امین است و تا نسبت به سرمایه افراط و تفریط نداشته باشد، ضامن خسارت یا تلف شدن مال نیست؛ حال اگر مالک شرط کند که:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; به صورت خودکار از همان ابتدای خسارت، عامل در خسارت سرمایه، شریک باشد (همان­طور که در سود شریک است) &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرط باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;عامل قسمتی از خسارت یا همه آن را جبران کند، در این حالت عامل شرعاً باید خسارت را جبران کند. در غیر این صورت معصیت کرده است. اما بدهکار نیست و پس از مرگ عامل، جزو دیون او محسوب نمی­‌شود و فقط گناه کرده است:&lt;br /&gt;
	دو صورت متصور است:&lt;br /&gt;
	۱. شرط، ضمن عقد لازم باشد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; واجب­‌العمل است.&lt;br /&gt;
	۲. شرط، ضمن عقد جایز باشد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا زمانی ­که عقد جایز باقی است، واجب‌العمل است. و اگر فسخ شده باشد، خسارات قبلی باید جبران شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: حسین سرمایه خود را برای تجارت در اختیار محمد می­‌گذارد. اگر پس از پایان یک سال تجارت، سرمایه حسین که ۱۰۰ میلیون بوده، به ۸۰ میلیون برسد، یعنی به اصل سرمایه خسارت وارد شود، این خسارت از جیب حسین رفته است و محمد در صورتی­ که افراط یا تفریط نکرده (و به هر حال هیچ یک از موجبات ضامن بودن که در درس ودیعه مطرح شد، رخ نداده باشد) ضامن خسارت نیست.&lt;br /&gt;
	اکنون فرض کنید در ابتدای قرارداد، در ضمن عقود زیر، شرط شده باشد که در صورت وارد شدن خسارت، محمد هم مثلاً ۳۰% در خسارت شریک باشد؛ احکام آن بدین ترتیب است:&lt;br /&gt;
	۱. شرط مذکور در ضمن عقد دیگری است:&lt;br /&gt;
	الف) این شرط ضمن عقد لازمی، مثل بیع صورت گرفته است؛ مثلاً حسین و محمد خرید و فروش انجام داده‌­اند و ضمن آن شرط کرده‌­اند که ۳۰% از خسارت احتمالی در مضاربه را (که معامله دیگری است) محمد جبران کند &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بر محمد شرعاً واجب است به شرط مذکور عمل کند.&lt;br /&gt;
	ب) این شرط ضمن یک عقد جایز، مثل هدیه صورت گرفته است؛ مثلاً حسین به محمد کتابی هدیه داده و شرط  کرده در صورت وارد شدن خسارت در عقد مضاربه، ۳۰% آن را محمد جبران کند &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا زمانی­ که عقد هدیه فسخ نشده، واجب است شرعاً به این شرط عمل شود. بنابراین اگر محمد کتاب را به حسین پس دهد، دیگر لازم نیست این شرط را عمل کند؛ مگر اینکه قبل از فسخ هبه، این خسارت وارد شده باشد.&lt;br /&gt;
	۲. در همان عقد مضاربه این شرط شده است، نه عقد دیگری &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا زمانی­ که عقد مضاربه فسخ نشده، بر محمد واجب است به این شرط عمل کند. پس اگر مضاربه را فسخ کرد، دیگر لازم نیست به شرط عمل کند؛ مگر اینکه، خسارت قبل از فسخ وارد شده باشد.&lt;br /&gt;
	¤  &lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر در مثال فوق شرط شده باشد که: ۳۰ % خسارت بر عهده عامل (محمد) باشد، یعنی به صورت خودکار مدیون باشد، این شرط باطل است. اما اگر شرط شود که همه خسارت بر عهده مالک باشد، اما ۳۰% یا همه خسارت بر گردن عامل منتقل شود، یعنی عامل مدیون این مقدار خسارت شود، این شرط صحیح است. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توضیح:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	طبق مقتضای مضاربه، چون سرمایه مال حسین است، خسارت وارده نیز بر خود حسین وارد می‌شود (با فرض اینکه در وقوع خسارت محمد ضامن نیست) و لذا اینکه از همان اول بگوییم خسارت بر عهده محمد است، خلاف شرع و باطل است. اما اگر بگوییم بر عهده خود حسین است و پس از آن بر گردن محمد منتقل می‌شود و در واقع محمد با این شرط ضمن عقد، خسارت حسین را به عهده می­گیرد، صحیح خواهد بود. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; تعدد مالک یا عامل:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر سرمایه­‌گذار یک نفر و عامل تجارت، چند نفر باشد، سرمایه‌­گذار می‌تواند با هر عاملی، با درصد سود متفاوت، قرارداد ببندد.&lt;br /&gt;
	۲. اگر سرمایه­‌گذار چند نفر و عامل تجارت یک نفر باشد، هر مالکی نسبت به سرمایه خود می‌تواند درصد سود قرارداد شده را مطالبه کند و این درصد سود، می‌تواند با درصد سود مالک دیگر متفاوت باشد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مضاربه فضولی (بدون اذن مالک آن)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر کسی بدون اذن مالک سرمایه، با سرمایه­ او مضاربه کند، یعنی شخصی مال غیر را بدون اجازه مالک به عامل می­‌دهد تا برای مالک سرمایه مضاربه کند، در این حالت اگر مالک:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; به مضاربه انجام شده، رضایت ‌دهد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مضاربه طبق همان قرارداد شخص فضولی با عامل نافذ است و مطابق با همان، ربح بین عامل و مالک تقسیم می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; مضاربه انجام شده را نپذیرد: &lt;br /&gt;
	الف) قبل از انجام هرگونه معامله‌­ای رد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; سرمایه باید به مالک برگردانده شود.&lt;br /&gt;
	ب) بعد از انجام معامله یا معاملاتی این رد صورت گیرد، این معاملات فضولی است:&lt;br /&gt;
	 یک- معاملات را اجازه کند &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کل سودها برای مالک سرمایه است و اگر خسارتی هم وارد شده، بر گردن خودش است.&lt;br /&gt;
	دو- معاملات را رد کند &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; سرمایه باید به مالک برگردانده شود و معاملات همگی باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; چند نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;در صورت­‌های بالا، اگر عامل نمی­‌دانسته که این مال متعلق به شخص فضولی نیست و کار و زحمتی انجام داده است، می­‌تواند اجرت­‌المثل را از شخص فضولی بگیرد.&lt;br /&gt;
	به مثال زیر نیز توجه کنید:&lt;br /&gt;
	 مثال: محمد بدون اذن، اتومبیل حسین را به احمد می­‌دهد تا برای حسین تجارت کند و بیست درصد از سود حاصله را بردارد؛ احمد با آن از علی زمین می­‌خرد و دو باره زمین را می­‌فروشد و از امیر باغ می­‌خرد و سپس باغ را فروخته، از رحیم یک واحد تجاری می­‌خرد، حال اگر حسین پس از اطلاع:&lt;br /&gt;
	الف) مضاربه را رد کند، اما کل معاملات را اجازه دهد &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کل واحد تجاری (چه سود برده باشد یا نه) برای حسین است.&lt;br /&gt;
	ب) مضاربه و همچنین کل معاملات را رد کند &lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اتومبیل حسین باید به او بازگردانده شود و خریدار اتومبیل، اگر ناآگاه بوده و نمی­‌دانسته معامله فضولی است، پس از بازگرداندن اتومبیل به حسین، به محمد مراجعه می­‌کند و آنچه به او پرداخته بود را مطالبه می­‌کند. همچنین علی، امیر و رحیم نیز باید به اموالشان برسند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;در صورت رد مضاربه فضولی توسط مالک و تلف شدن یا معیوب شدن مال، مالک می‌­تواند خسارت را از مضارب فضولی (محمد) یا از عامل (احمد) بگیرد.&lt;br /&gt;
	در صورتی ­که از مضارب گرفت، مضارب نمی­‌تواند برای گرفتن خسارت به عامل رجوع کند. اما اگر از عامل گرفت، در صورتی­ که او جاهل به فضولی بودن مضاربه بوده، می­‌تواند خسارتی را که به صاحب مال داده، از مضارب طلب کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; همان­طور که در ابتدای این بخش بیان شد، تمام این سخنان در جایی است که شخص فضولی مضاربه را برای مالک اصلی انجام دهد. (مثلاً پدری از روی دلسوزی برای پسر بالغ و رشیدش چنین کند) اما اگر شخص فضولی (محمد) برای خودش مضاربه انجام داده باشد (نه برای حسین) اگرچه با سرمایه حسین بوده، معاملاتش نافذ، و تمام سود و زیان­ هم برای خودش است. (البته چون معاملات کلی است، نه جزئی؛ وگرنه اگر معاملات جزئی باشد، رد یا اجازه حسین مؤثر خواهد بود.)&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;جعاله در تجارت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	جایز است صاحب مال، سرمایه را به عامل دهد و بگوید اگر با این سرمایه کار کردی، نصف آن یا ثلث آن (به صورت مشاع) یا سیصد هزار تومان از آن سود برای خودت باشد که در این صورت اخیر، باید حداقل ۳۰۰ هزار تومان، سود تجارت باشد. در غیر این صورت اگر در یک ماه کمتر از این مقدار شد، صاحب سرمایه حق مطالبه سود را ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	آنچه در مضاربه شرط است، در این نوع جعاله شرط نیست.&lt;br /&gt;
	 &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱) &lt;/span&gt;توضیحات لازم در مورد عدم محجور بودن، اختیار، عقل و بلوغ در درس ۳۲ (شرایط فروشنده و خریدار) آمده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; برای فهم معنای ثمن کلی به درس ۲۷ مراجعه شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 23:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>نذر، قسم و عهد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27842</link>
<guid>27842</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27842/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "شصت‌وششم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span dir="rtl"&gt; نذر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;تعریف: &lt;/strong&gt;ملتزم دانستن خود به اینکه عملی را برای خدا به نحو مخصوص انجام دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;شرایط انعقاد نذر&lt;/strong&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;صیغه نذر: در انعقاد نذر، صرف نیت کافی نیست و ذکر صیغه لازم است؛ گرچه لازم نیست صیغه به عربی باشد؛ مثال: "لله علیّ ان اصلّی صلاة اللیل"؛ "برای خدا بر من است که نماز شب بخوانم" یا "لله علیّ ان اترک الغیبة"؛ "برای خدا بر من است که غیبت نکنم". &lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
منعقد شدن نذر با جملات زیر محل اشکال است:&lt;br /&gt;
 "نذرت لله ان اصوم"؛ "نذر کردم برای خدا اینکه روزه بگیرم".&lt;br /&gt;
 "لله علی نذر صوم یوم"؛ "برای خداوند بر من است نذر یک روز روزه".&lt;br /&gt;
لذا بنابراحتیاط، باید به نذر عمل شود و با ترک آن، بنابر احتیاط، کفاره تعلق می­‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;متعلق نذر&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;(آنچه در نذر بیان شده انجام یا ترک آن) باید رجحان داشته باشد؛ چه واجب باشد و چه مستحب (از نظر انجام آن) و چه حرام باشد و چه مکروه (از نظر ترک آن)؛ مانند اینکه نذر کند روزه بگیرد یا زیارت برود یا نذر کند غیبت را ترک کند یا سیگار نکشد.&lt;br /&gt;
بنابراین در صورتی­که متعلق نذر، امر مرجوحی باشد، نذر صحیح نیست؛ مانند اینکه نذر کند سیگار بکشد یا غیبت کند. اما اگر متعلق نذر امر مباحی باشد، در صورتی­که جهت رجحانی در آن مدّ نظر باشد، نذر منعقد می­‌شود؛ مانند اینکه نذر کند غذا بخورد تا توانایی بر اطاعت خدا داشته باشد. اما اگر هیچ رجحانی نداشته باشد، نذر منعقد نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;باید متعلق نذر مقدور ناذر باشد&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;و مشقت فراوان یا ضرر قابل توجه نداشته باشد؛ مثلاً کسی که روزه برایش ضرر دارد، نمی­‌تواند نذر کند که روزه بگیرد یا کسی­ که توان راه رفتن  ندارد، نمی­‌تواند نذر کند که با پای پیاده به کربلا برود.&lt;br /&gt;
&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
ترجیح داشتن و عاجز نبودن هنگام فرارسیدن وقت عمل نذر نیز ملاک است. لذا اگر وقت عمل، متعلق نذر رجحان نداشت یا ناذر، عاجز از انجام آن بود یا برای او مشقت فراوان داشت، عمل به نذر واجب نیست.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;شخص نذر کننده باید بالغ، عاقل، دارای اختیار و دارای قصد باشد و همچنین اگر در مورد مال خود نذر کرده، محجور (مثل سفیه یا مفلس) نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
انسان سفیه حتی وقتی­ چیزی را در نذر به عهده و ذمه بگیرد که جنبه مالی داشته باشد، اگرچه از عین اموال حال حاضر او نباشد، نذرش باطل است. اما شخص مفلس اگر چیزی را که جنبه مالی دارد، به عهده و ذمّه بگیرد، ولی در مورد عین یکی از اموال حال حاضرش نذر نکرده، ایرادی ندارد و نذر منعقد است.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt; اگر زن به همراه شوهرش باشد، نذر زن بدون اذن شوهر، اگر چه در مورد اموال زن باشد، باطل است.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. اگر ابتدا شوهر اذن دهد و پس از نذر، مانع شود، نذر واجب­الوفاء است.&lt;br /&gt;
۲. معنای لزوم اذن شوهر آن نیست که زن در اموال خودش اجازه تصرف ندارد. بلکه بدین معناست که نذر او واجب­الوفاء نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;اقسام نذر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۱. نذر مشروط: &lt;/strong&gt;نذری است که معلق بر چیزی باشد. این نوع نذر به سه صورت است:&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; به شکرانة نعمت دنیوی یا اخروی نذر کند.&lt;br /&gt;
مثال: اگر خداوند به من فرزند سالمی عطا کند، برای خدا بر من است که چهل فقیر را غذا دهم؛ در این مثال، اطعام فقیر متوقف بر داشتن فرزند سالم است که به شکرانة آن این نذر انجام می­‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; برای طلب دفع بلا و گرفتاری این نذر منعقد می­‌شود.&lt;br /&gt;
مثال: اگر خداوند پدرم را شفا دهد، برای خدا بر من است که چهل شب زیارت عاشورا بخوانم.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; نذر برای بازداشتن نفس از عمل محرم یا مکروه است.&lt;br /&gt;
مثال: اگر دروغ گفتم، برای خدا بر من است که یک فقیر را غذا دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;۲. نذر مطلق:&lt;/strong&gt; نذری است که بر چیزی معلق نیست.&lt;br /&gt;
 مثال: برای خدا بر من است که ماه رجب را روزه بگیرم.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. اگر آنچه را نذر کرده مقید به زمان یا مکان خاصی است، انجام آن در غیر آن مکان یا زمان کافی نیست.&lt;br /&gt;
۲. اگر فرضاً ده روز روزه نذر کند و معین نکند که پی­در­پی یا به صورت پراکنده باشد، به هر صورت انجام دهد اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
۳. اگر مالی را نذر یکی از مشاهد مشرفه کند، باید صرف مصالح آن مکان شود. اما اگر مال را نذر یکی از ائمه (ع) یا اولاد آنها نماید، جایز است در هر کار خیر، اعم از صدقه به فقراء، ساخت و تعمیر مسجد، پل و .... صرف شود؛ با قصد اینکه ثواب آن به منذورله برگردد؛ هرچند مستحب است که صرف مخارج حرم و زائران و خادمان آن شود. البته اگر نذر مقید به مصرف خاصی است، باید طبق آن عمل شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;حکم تخلف از نذر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. منذور&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; مقید به زمان خاصی است:&lt;br /&gt;
الف) منذور روزه است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; قضای روزه واجب است و در صورت ترک عمدی کفارة حنث&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; نذر نیز واجب می­شود.&lt;br /&gt;
ب) منذور نماز است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بنابر احتیاط واجب، قضا واجب است و با ترک عمدی، کفاره حنث نذر نیز واجب می­شود.&lt;br /&gt;
ج) منذور غیر نماز و روزه است؛ مانند زیارت امام حسین (ع)در روز عاشورا &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; قضا واجب نیست. ولی اگر عمداً ترک کرده باشد، کفاره واجب می­شود.&lt;br /&gt;
۲. منذور مقید به زمان خاصی نیست (نذر مطلق) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; جایز است تأخیر آن تا زمانی­ که گمان به فرارسیدن مرگش کند؛ در این صورت تأخیر آن جایز نیست. بنابراین حنث نذر در این قسم به این صورت است که در مدت حیاتش انجام ندهد.&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. در صورتی شکستن نذر موجب کفاره می‌شود که نذرکننده عمداً و با اختیار (نه از روی فراموشی یا اضطرار یا اکراه و تهدیدی) به نذر خود عمل نکند. (کفاره جای توبه را نمی‌گیرد).&lt;br /&gt;
۲.  اگر نذر کند هر پنجشنبه را روزه بگیرد، در صورتی­که بعضی از پنجشنبه­‌ها مصادف با عید فطر یا قربان شود، یا نذرکننده بیمار یا حائض شود و نتواند آن روز را روزه بگیرد، واجب است قضای آن را بجا آورد و این حکم در مورد سفر، احتیاط واجب است.&lt;br /&gt;
۳. در صورتی­ که نذر کرده روز خاصی را روزه بگیرد، جایز است به سفر رود؛ هرچند سفر برای او ضرورت نداشته باشد. اما بعد از آن باید روزه را قضا ­کند و کفاره­ای ندارد.&lt;br /&gt;
۴. شخصی نذر کرده هر پنجشنبه روزه بگیرد. در صورتی­ که یک پنجشنبه را روزه نگیرد:&lt;br /&gt;
الف) اگر هنگام نذر، منظورش تمام پنجشنبه‌­ها به عنوان مجموعه واحد بوده، به این معنا که اگر حتی یک پنجشنبه هم روزه نگیرد، مطلوب تأمین نشده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در این صورت به خاطر یک بار تخلف، نذر منحل شده و کفاره بر او واجب می­‌شود و هفته­‌های بعد، دیگر روزه واجب نیست.&lt;br /&gt;
ب) هر پنجشنبه جداگانه مد نظر است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در این صورت در ازای هر پنجشنبه­‌ای که عمداً روزه نگیرد، یک کفاره واجب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;کفاره شکستن نذر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
اگر کسی حنث نذر کند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس پوشاند و در صورتی­که مقدور نباشد، سه روز پیاپی روزه بگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;عجز ناذر از انجام منذور&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
اگر ناذر، از انجام منذور (چه نذر مطلق و چه نذر مقید به زمان) عاجز شود، نذر منحل می‌شود و چیزی بر عهده ناذر نیست؛ مگر در مورد نذر روزه که در صورت عجز، باید در ازای هر روز، یک مد طعام به فقیر بدهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;قسم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;
	&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;تعریف: &lt;/strong&gt;یعنی انسان به اسم خدا یا صفات مختص به آن، مانند "مقلب القلوب و الابصار" یا صفاتی­ که غالباً برای او به کار می‌رود و استعمالش ظهور در خدای متعال دارد (نه دیگران)، مانند خالق، رازق و رحیم، به هر زبانی که باشد، قسم بخورد کاری را انجام دهد یا ترک کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر لفظ استعمال شده ظهور در حق تعالی ندارد، اما شخص، منظورش ذات باری تعالی بوده، بنابر احتیاط واجب احکام قسم را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر قسم به غیر خداوند باشد، مانند اینکه قسم به پیامبر اکرم (ص)یا ائمه معصومین (ع)یا به قرآن کریم و امثال آن باشد، قسم محقق نمی‌­شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط انعقاد قسم:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. صیغه قسم که در بالا شرائط آن بیان شد.&lt;br /&gt;
	۲. مقسم­‌علیه&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴)&lt;/span&gt; در صورتی­ که قسم به انجام آن باشد، باید عمل واجب یا مستحب یا مباح باشد؛ چه رجحان در این عمل مباح باشد و چه نباشد و در صورتی­که قسم به ترک آن است، عمل حرام یا مکروه یا مباح باشد. بنابراین در قسم، مقسم­‌علیه نباید امر مرجوحی باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در صورتی­ که مقسم‌­علیه هنگام قسم امر راجحی باشد و بعد از آن مرجوح شود، قسم باطل می­‌شود؛ هرچند دوباره بعد از انحلال قسم دارای رجحان شود.&lt;br /&gt;
	۳. مقسم­‌علیه مقدور باشد و مشقت فراوان یا ضرر قابل ملاحظه نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	۴. کسی­ که قسم می­‌خورد، باید بالغ، عاقل، بااختیار و قصد باشد و نسبت به مقسم‌­علیه محجور نباشد.&lt;br /&gt;
	۵. اذن پدر در مورد قسم فرزند، و اذن شوهر در مورد قسم زن، لازم است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شکستن قسم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هر آنچه در بخش شکستن نذر بیان شد، در قسم نیز جاری است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;کفاره شکستن قسم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	حکم تخلف از قسم و عجز از آوردن آن، مانند نذر است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;
	&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;عهد&lt;br /&gt;
	تعریف: &lt;/strong&gt;یعنی انسان با خدا عهد ببندد که کاری را انجام دهد یا ترک کند؛. مانند اینکه بگوید "باخدا عهد می­‌بندم که نماز را اول وقت بخوانم" یا "بر من است عهد خداوند که نماز را اول وقت بخوانم".&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط انعقاد عهد:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	شرایط قسم به جز شرط پنجم، در عهد نیز لازم است مراعات شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	عهد نیز مانند نذر می­‌تواند مطلق باشد؛ مانند اینکه گفته شود "با خدا عهد می­‌بندم که نمازم را اول وقت بخوانم" و می­‌تواند معلق بر شرطی باشد؛ مانند: "اگر در امتحان موفق شدم، با خدا عهد می­‌بندم که نمازم را اول وقت بخوانم".&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شکستن عهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هر آنچه در بخش نذر بیان شد، در اینجا نیز جاری است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;کفاره شکستن عهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	مانند کسی است که یک روز از ماه رمضان را عمداً افطار کند؛ یعنی باید شصت روز روزه بگیرد یا شصت فقیر را غذا دهد.&lt;br /&gt;
	 &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; منظور آن است که در چه شرایطی واجب است نذر ادا شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲) &lt;/span&gt;آنچه که نذر شده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳) &lt;/span&gt;شکستن نذر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4"&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt; چیزی­که بر آن قسم خورده شده است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 22:55:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>وصیت</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27841</link>
<guid>27841</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27841/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "شصت‌ودوم و شصت‌وسوم و شصت‌وچهارم و شصت‌وپنجم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;تعریف و اقسام وصیّت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;strong&gt;تعریف: &lt;/strong&gt;وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کاری انجام دهند یا بگوید بعد از مرگش چیزی از اموال او برای کسی باشد یا برای فرزندان خود قیّم (سرپرست) مشخص کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;چگونگی وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. با گفتار: یعنی وصیت خود را بیان کند.&lt;br /&gt;
		۲. با نوشته‌­ای که مقصود وصیت خود را برساند.&lt;br /&gt;
		۳. با اشاره که مقصود را بفهماند.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		موارد بالا در صورتی نافذ، و اجرای آن لازم است که عرف مردم از آن گفتار یا نوشتار یا اشاره همان را بفهمند که یکی یا برخی از نزدیکان و ورثه برداشت می‌کنند و در صورت نزاع در تفسیر وصیت، باید به دادگاه و حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) مراجعه کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;اقسام وصیت&lt;br /&gt;
		۱. تملیکی:&lt;/strong&gt; وصیت کند چیزی از اموالش یا حقوق شرعی وی برای کسی باشد.&lt;br /&gt;
		در وصیت تملیکی موصی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;، موصی­‌به&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;، موصی­‌له&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳) &lt;/span&gt;وجود دارند و گاهی توسط موصی وصی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt;نیز تعیین می‌شود.&lt;br /&gt;
		مثال: اگر کسی وصیت کند پس از مرگم یک میلیون تومان از اموالم را به پسر عمویم یا سادات محل بدهید، این وصیت تملیکی است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt;چند نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) تحقق وصیت و ترتب احکام آن متوقف بر قبول نیست؛ هرچند که در وصیت تملیکی‌ه­ای که برای اشخاص خاص است، تملک موصی­‌له متوقف بر قبول اوست و به صرف وصیت موصی، موصی­‌له قهراً مالک نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
		ب) هر چیزی که دلالت بر قبول کند، کافی است و لازم نیست لفظ باشد؛ مانند اینکه موصی­‌به را بگیرد و در آن تصرف کند.&lt;br /&gt;
		ج) قبول می­‌تواند در زمان حیات موصی یا بعد از مرگ او باشد.&lt;br /&gt;
		د) اگر موصی­‌له قبل از رد یا قبول موصی­به، فوت کند، ورثه او، حق قبول یا رد کردن وصیت را از موصی­له ارث می­‌برند؛ چه موصی­‌له در زمان حیات موصی بمیرد و چه پس از او. البته اگر قرینه­‌ای باشد که موصی فقط شخص موصی­‌له مورد نظرش بوده، نه ورثه او، دیگر ورثه موصی­‌له این حق را ارث نمی­‌برند. همچنین است اگر موصی­له در زمان حیات موصی بمیرد و موصی از وصیت خود برگردد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. عهدی:&lt;/strong&gt; وصیت کند که کارهایی برایش انجام شود؛ مثل امور کفن و دفن یا بجا آوردن حج یا نماز و روزه برای او.&lt;br /&gt;
		در وصیت عهدیه، موصی، موصی­‌به و وصی وجود دارند؛ یعنی در این نوع وصیت، موصی‌­له وجود ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در وصیت عهدیه، قبول کردن وصی برای نفوذ وصایت اوست و تأثیری در لازم الاجرا بودن وصیت و تحقق وصیت شرعی ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. فکیه:&lt;/strong&gt; وصیت به فک ملک، مانند اینکه وصیت کند برده‌­ای را آزاد کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; موارد وجوب وصیت کردن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در صورت ظاهر شدن نشانه­‌های مرگ، واجب است درباره امور زیر اقدام شود و در صورتی­ که امکان انجام آن نباشد،‌ وصیت نماید:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;نماز و روزه­‌های قضا شده: در صورتی­ که پسر دارد بر عهده پسر بزرگ اوست که نماز و روزه او را بعد از مرگ انجام دهد. لکن اگر می­‌داند پسر بزرگ اشتباه انجام می­‌دهد یا مورد اطمینان نیست، باید وصیت کند. همچنین است اگر اصلاً پسری ندارد که عهده‌­دار این امور شود. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;خمس و زکات و کفارات و سایر دیون: اگر اموالی از مردم نزد اوست، ولی نمی­‌تواند بپردازد یا موقع دادن بدهی او نرسیده، چنانچه از خودش مال دارد، یا مال ندارد، ولی احتمال می­‌دهد کسی به وصیت او عمل کرده و آنها را می­‌پردازد، واجب است وصیت کند و بر وصیتش شاهد نیز بگیرد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر اموالی از مردم نزد اوست یا حقوق و وظایفی برعهده دارد، اما می­‌داند یا اطمینان دارد که بازماندگانش آن اموال را به صاحبانشان برمی­‌گردانند و حقوق و وظایف او را ادا می­‌نمایند، در این صورت رساندن اموال به صاحبانش و نیز وصیت کردن به آنها واجب نیست؛ هرچند که بهتر و احوط است که وصیت کند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; اگر حج واجبی بر عهده‌­اش است&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; باید وصیت کند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; اگر فرزندانش نیاز به سرپرست دارند که بدون سرپرست، اموالشان یا خودشان از بین می‌روند، باید برای آنها قیّم مورد اعتمادی قرار دهد؛ یعنی وصیت کند آن شخص مورد اعتماد سرپرستی آنها را پس از مرگ وی به عهده بگیرد.&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط وصیت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;۱. شرایط وصیت کننده&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; عاقل و بالغ باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;از روی اختیار وصیت کند. (مست یا مثلاً مجبور نباشد)&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; محجور نباشد. (سفیه یا ورشکسته نباشد)&lt;br /&gt;
		این شرط در زمانی است که وصیت مربوط به مال باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;د)&lt;/strong&gt; قاتل عمدی خودش نباشد. ولی اگر وصیت کند و بعد از آن خودکشی کند، وصیت نافذ است و باید اجرا شود.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر بچه ده سال‌ه­ای که خوب و بد را تشخیص می‌دهد، برای امور خیر وصیت کند، صحیح است؛ مانند وصیت به ساختن مسجد. اگر کسی بعد از وصیت از هوش برود یا مجنون شود، نافذ است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. شرایط کسی که به نفع او وصیت شده (موصی‌له)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;الف) &lt;/strong&gt;هنگام وصیت زنده باشد یا اگر هنوز به ­دنیا نیامده، هنگام وصیت در شکم مادر باشد. (اگر چه روح دمیده نشده باشد) به شرط آنکه زنده متولد شود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ب) &lt;/strong&gt;بنابر احتیاط مرتد فطری&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶)&lt;/span&gt; یا کافر حربی نباشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. شرایط مال با حق یا کار وصیت شده (موصی‌له)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;الف) وصیت تملیکی:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		می­‌بایست دو شرط در آن لحاظ شود.&lt;br /&gt;
		یک- مال یا حق، قابل انتقال باشد و فرقی نیست که عین باشد یا دین یا منفعت.&lt;br /&gt;
		دو- دارای منافع حلال عقلایی باشد؛ مثلاً کسی­ که حق گرفتن وام مسکن را از بانک دارد، اگر طبق مقررات نتواند آن را به دیگری واگذار کند، نمی­‌تواند وصیت کند که این حق، پس از مرگش، به برادر، فرزند یا دیگری برسد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		لازم نیست در زمان وصیت حتماً عین مال موجود باشد. بلکه می‌تواند نسبت به اموالی که بعداً به‌وجود می‌آید، وصیت کند؛ مثل میوه­‌های درخت و... .&lt;br /&gt;
		­&lt;strong&gt;ب) وصیت عهدی:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		یک- کار مشروعی باشد. لذا برای راه‌زنی یا کمک به ظالم یا تعمیر کلیسا و چاپ کتب گمراه کننده، نمی­‌توان به وصیت عمل کرد و وصیت باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		مشروع بودن نزد وصی ملاک است، نه وصیت کننده؛ چون او مجری است و مجری کار باید آن را مشروع بداند.&lt;br /&gt;
		مثال: اگر وصیت کند که پس از مرگش اعضای او اهدا شود یا از جسدش برای کالبدشکافی استفاده شود، در صورتی­ که هتک حرمت به مسلمان نباشد، باید به وصیتش عمل شود.&lt;br /&gt;
		دو- سفیهانه و عبث نباشد؛ مثلاً اگر کسی وصیت کند پس از مرگش، شب­‌ها درِ هفت مسجد و امام­زاده را بزنند، وصیتش باطل است.&lt;br /&gt;
		سه- اگر وصیت کند که با وجود ولی، غیر ولی، امر تجهیز میت را به عهده بگیرد، احتیاط آن است که وصی از ولی اذن بگیرد و ولی هم به او اذن دهد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. شرایط وصی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) مسلمان&lt;br /&gt;
		ب) بالغ&lt;br /&gt;
		ج) عاقل&lt;br /&gt;
		د) مورد اعتماد&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. وصی امین است؛ یعنی ضامن نیست، مگر با افراط و تفریط.&lt;br /&gt;
		۲. وصی حق کنار کشیدن یا وکیل کردن دیگران را در اجرای وصیت ندارد. مگر اینکه بداند غرض موصی انجام وصیت است؛ به وسیله هر کس که باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تعدد وصی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		موصی می­‌تواند دو یا بیش از دو نفر را به عنوان وصی قرار دهد؛ چه به صورت مستقل و چه به نحو مشترک.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; چند نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. در صورتی­ که موصی وصایت هر یک از آنها را به صورت مستقل قرار داده است، هر کدام در عمل مستقل­اند و در این صورت، عمل شخصی­ که زودتر اقدام نموده، نافذ است. اگر موصی وصایت آنها را به نحو اشتراک بیان نموده یا مشخص نکرده و مطلق گذاشته است، باید با توافق هم به وصیت عمل کنند.&lt;br /&gt;
		۲. باید در صورت نزاع آنها به حاکم شرع مراجعه شود.&lt;br /&gt;
		۳. اگر یکی از آنها فوت کند و نحوة وصایت آنها به صورت اشتراک باشد،‌ حاکم شرع، شخص دیگری را ضمیمه می­‌کند.&lt;br /&gt;
		۴. جایز است یک فرد را برای بعضی امور و فرد دیگری را برای بعض امور دیگر وصی قرار داد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;عزل و نصب وصی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در صور زیر وصی عزل می‌شود یا اینکه فرد دیگری به او ضمیمه می‌شود:&lt;br /&gt;
		۱. خیانت وصی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حاکم شرع او را عزل یا شخص امینی را به او ضمیمه می‌کند.&lt;br /&gt;
		۲. عجز وصی از انجام وصیت به تنهایی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حاکم شرع فردی را به او ضمیمه می‌کند.&lt;br /&gt;
		۳. عجز کامل وصی از انجام وصیت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به صورت خودکار وصی معزول&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۷)&lt;/span&gt; است و حاکم شرع فرد جدیدی را نصب می‌کند.&lt;br /&gt;
		۴. موت وصی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حاکم شرع فردی را نصب می‌کند.&lt;br /&gt;
		۵. عارض شدن جنون بر وصی، به‌­گونه­‌ای که امید برطرف شدن آن نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; وصایت باطل می­‌شود و حاکم شرع فردی را نصب می­‌کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;ناظر بر وصیت و وظایف او&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		موصی می­‌تواند افرادی را به عنوان ناظر بر وصیت قرار دهد.&lt;br /&gt;
		۱. باید موصی محدودة وظایف ناظر را مشخص کند، اما اگر مشخص نکند، متعارف این است که ناظر از کارهای وصی اطلاع داشته باشد تا اگر وصی خواست برخلاف وصیت عمل کند، ناظر به او اعتراض کند.&lt;br /&gt;
		۲. ناظر بر وصیت که از طرف وصی تعیین شده، اگر به عنوان وصی از طرف موصی پیش­‌بینی نشده است، حق اجرای وصیت را ندارد. مگر اینکه حاکم شرع ناظر را به عنوان وصّی نصب کند.&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;strong&gt;نحوه عمل به وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	با توجه به مورد وصیت، باید به صورت زیر عمل شود:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. واجبات مالی:&lt;/strong&gt; دین، خمس، زکات، مظالم و کفارات &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  از اصل مال برداشته می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر شخصی وصیت کرده واجبات مالی، از ثلث مال او پرداخت شود، این کار انجام می‌شود و در صورت کافی نبودن از ثلث، کسری آن از اصل مال جبران می‌شود. اما اگر بیان نکرده که از ثلث مال یا از اموال به خصوصی واجب مالی ادا شود، باید از اصل ماترک برداشت شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. حج واجب،&lt;/strong&gt; اگر چه به واسطه نذر واجب شده باشد، یا هر نذر مالی که باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; از اصل مال برداشته می‌شود؛زیرا دین محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه: &lt;/strong&gt;نکته بند "الف" در بند "ب" نیز جاری است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. وصیت تملیکی یا عهدی در غیر امور ذکر شده:&lt;/strong&gt; مثلاً فلان اموال به فقرا داده شود یا برایش زیارت بجا آورده شود یا اقامه عزا شود یا واجب غیر مالی، مثل نماز و روزه قضا برایش بجا آورده شود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فقط در مورد ثلث اموال نافذ است؛ مگر ورثه اجازه دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;: در این بند، کسری اموال، به خلاف بندهای الف و ب، از اصل ماترک میت برداشته نمی­‌شود؛ مگر اینکه همه ورثه اجازه دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ملاک محاسبه ثلث اموال&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ابتدا هزینه تجهیز میت و دیون میت؛ مثل مهریه زن، از اموال کسر می‌شود و به طلبکاران پرداخت می‌شود. سپس آنچه باقی می­‌ماند، ثلث آن محاسبه می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. منظور از هزینه­‌های تجهیز میت، هزینه غسل و کفن و دفن در حد شأن میت است؛ نه هزینه­‌های شام و مجلس ختم و... . همچنین دیون میت، اعم است از بدهکاری به مردم، مهریه همسر، حج واجب، حج نذری که بجا آورده نشده است و قدرت بر انجام آن در زمان حیات بوده و استطاعت و شرایط آن وجود داشته است، همچنین خمس، زکات، کفارات و مظالم.&lt;br /&gt;
	۲. ملاک اموال، هنگام فوت است.&lt;br /&gt;
	۳.  دیة میت به عنوان ترکه محسوب می­‌شود.&lt;br /&gt;
	۴.  جایز است مالی به عنوان ثلث ترکه کنار گذاشته شود، به شرط اینکه بعد از وفات، دو برابر آن برای ورثه باقی بماند. (۱۸۳۸)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱: &lt;/strong&gt;شخصی به پسرش وصیت کرده قطعه­‌ای از زمین­ه‌ایش را فروخته، و با پول آن از طرف او حج بجا آورده شود. ولی پسر نتوانسته به موقع این کار را انجام دهد و مجبور است برای پدر نائب بگیرد. از طرفی پول زمین اکنون کافی نیست. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر در زمان حیــاتش حج بر او واجب بوده و انجام نداده&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۸)&lt;/span&gt; و اکنون حتی حج میقاتی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۹)&lt;/span&gt; هم با پول زمین ممکن نیست، باید کسری آن از سایر اموال میّت (اصل ماترک) جبران شود و این جبران کسری، قبل از تقسیم شدن اموال است.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;میتی دارای یک زمین، منزل مسکونی، اتومبیل سواری و مقداری پول نقد در بانک است و وصیت کرده ۲۰۰ میلیون از اموال او صرف ساختن مسجد شود. بدهی این میت تنها ۱۰۰ میلیون، بابت مهریه همسرش است و ارزش کل اموال وی نیز ۶۰۰ میلیون است. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ابتدا دیون میت کسر می‌شود (یعنی: ۵۰۰ = ۱۰۰ – ۶۰۰)، ثلث ۵۰۰ میلیون، حدوداً برابر است با ۱۶۷ میلیون تومان. ورثه باید به همین میزان از اموال میت را صرف ساختن مسجد کنند و بیش از آن باید با اجازه ورثه باشد. البته هر یک از ورثه حق دارد از سهم الارث خود این کار را انجام دهد. اما دیگران را نمی­تواند مجبور کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مثال۳: &lt;/strong&gt;در مثال ۲ فرض کنید میت فقط وصیت کرده است که ۲۵۰ میلیون از ثلث مال او صرف بدهی­‌های او شود (فرض مسئله این است که در مجموع هم میت بابت مهریه و سایر بدهی­‌ها فقط ۲۵۰ میلیون بدهکار است.) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چون ثلث مال او ۲۰۰ میلیون است و مقدار وصیت بیش از آن است، کسری فوق را از اصل ماترک باید جبران کرد؛ زیرا مورد وصیت از دیون میت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;عمل کردن بر خلاف وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; تغییر دادن وصیت بعد از مرگ وصیت کننده، مطلقاً حرام است؛ مگر آنکه وصیت کننده قبل از مرگ این حق را برای فردی قرار داده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; اگر ورثه به شدت محتاج اموال میت باشند، حق ندارند از اجرای وصیت میت ذره‌ای تخلف کنند یا آن را تغییر دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;اگر حتی مقداری اندک از مال وصیت شده که لازم الاجراء است، عمل نشود و در مسیر دیگری صرف شود، به همان مقدار فرد استفاده کننده ضامن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; ابهام در وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر وصیت­نامه مبهم است و هیچ قدر متیقنی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt; ندارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تکلیفی وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال &lt;/strong&gt;۴&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; فرض کنید وصیت نامه به گونه‌­ای است که عدد نوشته شده در آن مشخص نیست؛ مثلاً معلوم نیست که ۲ میلیون نوشته است یا ۳ میلیون، در این حالت حتماً باید ۲ میلیون را اجرا کرد. یا اینکه وصیت کرده یک میلیون به کسانی بدهیم ولی معلوم نیست که فقرا نوشته شده یا سادات. در این حالت قدر متیقن فقرای سید هستند. بنابراین اگر به فقیر سید یک میلیون پرداخت شود، به وصیت عمل شده است. در مورد اول قطعاً به قسمتی از وصیت عمل شده، اما در مورد دوم به وصیت مطمئناً به طور کل عمل شده است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;نحوه عمل به وصایای متعدد در یک وصیت­نامه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در تمام موارد، وصایایی که در یک طبقه و رتبه قرار دارند، اگر در وصیت زودتر ذکر شده­‌اند، تقدم دارند؛ مگر از وصیت فهمیده شود که با وجود تقدم بعضی، اولویتی وجود ندارد:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. وصایای غیر متضادّ&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	منظور وصایایی هستند که با یکدیگر منافاتی ندارند؛ مثلاً اگر یک­بار میت وصیت کرده این زمین به فلانی داده شود و دوباره بگوید به دیگری داده شود، با هم تضاد دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف) نوع واحد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;یک-&lt;/strong&gt; واجبات مالی: از اصل مال هزینه می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;دو- &lt;/strong&gt;واجبات بدنی: از ثلث مال هزینه می­‌شود و اگر بیش از ثلث بود با اجازه ورثه از جمیع مال برداشته می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سه&lt;/strong&gt;- تبرّعی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;: مانند واجبات بدنی است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر هزینه مخارج وصیت در واجبات بدنی یا تبرعی بیش از ثلث مال باشد و ورثه اجازه ندهند که از ثلث مال برداشته شود، در صورتی­که بین وصایا تقدیم و تأخیر فهمیده نشود، بر تمام آنها نقص وارد شده و مال بالنسبه توزیع می­‌شود و اگر از وصیت تقدیم و تأخیر فهمیده شود، طبق آن عمل می­‌گردد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب) چند نوع:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	یک- محل خرج آن ذکر نشده (مثلاً نگفته از این قطعه زمین صرف شود یا حتی نگفته از ثلث اموال)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اول:&lt;/strong&gt; واجبات مالی  &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  از اصل مال پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;دوم:&lt;/strong&gt; واجبات بدنی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; از ثلث کل اموال، منهای واجبات مالی، پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سوم:&lt;/strong&gt; تبرعی­ &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; از ثلث کل اموال، منهای واجبات مالی، پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	باید ترتیب بالا رعایت شود. لذا ممکن است در همان مرحله اول دیگر نوبت به مرحله دوم نرسد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;دو- &lt;/strong&gt;محل خرج آن ذکر شده و همچنین بیان شده از ثلث مال باشد (مثلاً از این قطعه زمین خرج شود):&lt;br /&gt;
	اول: واجبات مالی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt; و بدنی: از همان مال معین شده برای این واجبات خرج می‌شود. اگر ثلث کافی نبود و ورثه هم اجازه ندادند، هر کدام از واجبات مالی و بدنی که بر دیگری مقدم شده­‌اند، همان باید اول اجرا شود و اگر ترتیبی نداشته باشد، ثلث اموال از مال معین شده بر واجبات مالی و بدنی توزیع می­‌شود:&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت کمبود ثلث مزبور برای اجرای واجبات مالی: کمبود از اصل ماترک جبران می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت کمبود ثلث مزبور برای اجرای واجبات بدنی: کمبود با اجازه ورثه از ماترک جبران می‌شود.&lt;br /&gt;
	دوم: تبرّعی (غیر واجبات): از همان مال تعیین شده مصرف می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ترتیب اول و دوم باید مراعات شود؛ یعنی اول واجبات مالی و بدنی و سپس تبرعی­ها.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. وصایای متضاد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	وصایایی که بعد از وصایای دیگر وصیت شده، وصایای قبلی را باطل می­‌کند؛ مثلاً یکی در تاریخ ۱۳۶۰ وصیت شده باشد و یکی در تاریخ ۱۳۷۲ و این دو وصیت با هم قابل جمع نباشند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱:&lt;/strong&gt; شخصی وصیت کرده از اموالم برایم حج واجب بجا آورید و مهریه همسرم را بپردازید. فرض کنید قیمت حج ۶ میلیون و مهریه زن ۳۰ میلیون باشد و ارزش اموال میت هم ۲۰ میلیون باشد و بدهی دیگری نداشته باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در این حالت از اصل مال میت به وصیت عمل می‌شود؛ چون هر دو از واجبات مالی است. با توزیع ماترک میت بین هزینه حج و مهریه زن، آنچه برای حج در نظر گرفته می­‌شود، برای انجام این فریضه کافی نیست. لذا ۲۰ میلیون برای مهریه پرداخت می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲:&lt;/strong&gt; شخصی وصیت کرده از اموالش برای او ۱۰ سال نماز بجا آورده شود که هزینه آن مثلاً ۳ میلیون است و مهریه همسرش را که ۳۰ میلیون است، هم بپردازند و اموال میت فقط ۲۰ میلیون ارزش دارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  باید کل اموال (به استثنای هزینه تجهیز میت) صرف مهریه شود؛ چون واجبات مالی مقدم است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۳:&lt;/strong&gt; در مثال ۲ اگر اموال میت (با کسر هزینه تجهیز میت) ۳۵ میلیون باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مهریه زن ابتدائاً پرداخت می­شود و ثلث آنچه باقیمانده بعد از کسر مهریه، صرف نماز میت می­‌شود و بقیه به ورثه می­‌رسد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۴:&lt;/strong&gt; در مثال ۳ اگر علاوه بر دو وصیت مذکور، وصیت شده باشد که ۲ میلیون به فلان فقیر محله صدقه بدهند، به دلیل آنکه باید مابقی اموال صرف نماز میت شود و از اموال او چیزی باقی نمی­ماند (و واجبات بدنی مقدم بر تبرعی‌­اند) لذا این وصیت عمل نمی­‌شود و شرعاً نباید به آن فقیر کمک کرد؛ مگر آنکه ورثه از سهم خود گذشت کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۵:&lt;/strong&gt; اگر کسی وصیت کرده از اموالم ۱۰ سال نماز قضا (فرض کنید حداقل هزینه آن ۴ میلیون باشد) و ۴ سال روزه قضا (یک میلیون) و یک عمره مستحبی بجا آورید (۲ میلیون) و با فرض اینکه اموال وی ۱۵ میلیون (با کسر هزینه دفن) ارزش داشته باشد، چون واجبات بدنی (نماز و روزه) مقدم­اند، لذا نوبت به عمره نمی­‌رسد (زیرا ثلث مال او ۵ میلیون می‌شود و برای انجام عمره در کنار نماز قضا و روزه قضا کافی نیست) و اگر ترتیب دارد، یعنی گفته است نماز قضا بگیرید و بعد از آن روزه قضا، آن­گاه عمره بجا آورید، باید ابتدا نماز را انجام داد و آنچه بـــاقی می‌ماند، صرف روزه کرد و به عمره مستحبی هم نوبت نمی­‌رسد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اجازه دادن ورثه نسبت به بیش از ثلث اموال&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ورثه هر مقدار بیش از ثلث اموال را اجازه دهند، به همان مقدار نافذ است.&lt;br /&gt;
	۱. بعد از مرگ میت اجازه دهند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مطلقاً نافذ است (حتی اگر در زمان حیات میت ردّ کرده باشند.)&lt;br /&gt;
	۲. قبل از مرگ میت اجازه داده‌­اند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مطلقاً نافذ است (حتی اگر بعد از فوت میّت ردّ کنند.)&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر برخی از ورثه اجازه بیش از ثلث را صادر کنند، اجازه‌­دهندگان نسبت به سهم خودشان باید به بیش از ثلث عمل کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;روش اثبات وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. وصیت در مورد سرپرستی کردن شیء یا فرزندان صغیر باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; دو مرد عادل شهادت دهند.&lt;br /&gt;
	۲. وصیت در مورد مال باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; یکی از موارد زیر برای اثبات وصیت کافی است:&lt;br /&gt;
	الف) شهادت دو مرد عادل&lt;br /&gt;
	ب) شهادت یک مرد عادل و قسم خوردن&lt;br /&gt;
	ج) شهادت یک مرد عادل با دو زن عادل&lt;br /&gt;
	د) با اقرار همه ورثه&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در صورت اقرار بعضی از ورثه، وصیت در حق آن ورثه اقرارکننده نافذ و لازم الاجراء است&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;رجوع از وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. موصی تا زمانی­ که زنده است، می­‌تواند از وصیتش برگردد.&lt;br /&gt;
	۲. تحقق رجوع از وصیت یا با کلام و سخن است، مانند اینکه بگوید:"از وصیتم برگشتم" یا بگوید "آن وصیت باطل است". یا با عمل است، مانند اینکه موصی‌­به را بفروشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شک در رجوع موصی از وصیت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. وصیت مطلق باشد.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt; &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صورت شک، اصل، عدم رجوع است.&lt;br /&gt;
	۲. وصیت مقید به چیزی مثل مرگ موصی در سفر یا بیماری خاص باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اگر در آن سفر یا بیماری نمیرد، وصیت باطل می­‌شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; وصیت کننده&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;آنچه در مورد آن وصیت شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; شخصی  یا افرادی که به نفع آنان وصیت شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴)&lt;/span&gt; شخصی که انجام وصیت به او واگذار شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; یعنی با اینکه مستطیع بوده، آن را انجام نداده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶)&lt;/span&gt; مرتد: مسلمانى است که خدا یا رسول اکرم (ع) را انکار کند یا به طورى منکر یکى از ضروریات دین شود که انکار او به انکار رسالت برگردد.&lt;br /&gt;
		مرتد فطرى: کسى­که هنگام انعقاد نطفه‌ او، پدر یا مادرش مسلمان بوده‌اند و خودش نیز مسلمان بوده و سپس مرتد شده است.&lt;br /&gt;
		مرتد ملّى: کسى­‌که هنگام انعقاد نطفه‌ او، پدر و مادرش کافر بوده‌اند و خود نیز پس از بلوغ اظهار کفر نموده، بعد مسلمان شده و سپس مرتد شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۷) &lt;/span&gt;یعنی نیاز به عزل حاکم نیست و شرعاً این فرد وصی نخواهد بود.  &lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۸)&lt;/span&gt; یعنی می‌توانسته ثبت­نام کند و اگر ثبت­نام می‌کرد، قبل از آنکه بمیرد می‌توانست حج برود.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۹)&lt;/span&gt; مراد از حج میقاتی در مثال فوق آن است که از همان نزدیک میقات کسی اجیر شود، نه از شهر خود میت یا سایر شهرها؛ تا هزینه اجیر گرفتن به این صورت کمتر باشد.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt; منظور از قدر متیقن آن است که راهی وجود ندارد که عمل شود تا به صورت یقینی بتوان گفت با این نحوه عملکرد، حتماً تا حدی به وصیت عمل شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۱) &lt;/span&gt;منظور از وصیت تبرعی در اینجا آن است که مورد وصیت امر شرعی واجبی بر گردن میت نبوده و به صورت اختیاری وصیت کرده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt; شامل حج واجب هم است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn13" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt; یعنی مقصود موصی آن است که در هر شرایطی به آن عمل شود.  &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 22:49:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>صدقه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27838</link>
<guid>27838</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27838/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "شصت‌ویکم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	روایات فراوانی در استحباب صدقه و تشویق بر آن - به خصوص در اوقات ویژه، مثل جمعه، عرفه، ماه رمضان و بر طوائف مخصوص، مثل همسایگان و ارحام - وارد شده است تا آنجا که روایت است: لا صدقةَ و ذو رحمٍ محتاج.&lt;br /&gt;
	تا زمانی­ک ه ارحام محتاج وجود دارد، (فامیل­‌های نسبی)، صدقه به دیگران روا نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط صحت صدقه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. قصد قربت&lt;br /&gt;
	۲. لفظ یا هر عملی­که دلالت بر تملیک مجانی مال به طرف مقابل می­کند.&lt;br /&gt;
	۳. تحویل دادن مال به طرف مقابل&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;احکام صدقه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. بعد از تحویل صدقه به فقیر یا وکیل فقیر، برگشتن و انصراف از آن شرعاً ممکن نیست.&lt;br /&gt;
	۲. واسطه شدن برای رساندن صدقه به دیگری مستحب است. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است:&lt;br /&gt;
	مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ (عَنْ رَجُلٍ إِلَى مِسْکِینٍ)کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ وَ لَوْ تَدَاوَلَهَا أَرْبَعُونَ أَلْفَ إِنْسَانٍ ثُمَّ وَصَلَتْ إِلَى الْمِسْکِینِ کَانَ لَهُمْ أَجْرٌ کَامِلٌ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقَى- لِلَّذِینَ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.&lt;br /&gt;
	کسی که صدقه شخصی را به نیازمندی برساند، مانند صدقه دهنده اجر دارد و اگر صدقه در دست چهل هزار نفر بچرخد و سپس به فقیر برسد، برای هر چهل هزار نفر اجر کامل است ... .&lt;br /&gt;
	۳. آنچه به فقیر صدقه داده‌­ایم کراهت شدید دارد که با یکی از عقود (مثل بیع، مصالحه) به ملک خود درآوردیم؛ یعنی همان را مثلاً از فقیر بخریم.&lt;br /&gt;
	۴. ردّ سائل مکروه است؛ اگرچه گمان داشته باشیم بی­‌نیاز است. لذا مقداری اگر چه اندک، به او بدهیم.&lt;br /&gt;
	۵. درخواست صدقه و کمک بدون احتیاج، کراهت زیادی دارد. بلکه در صورت احتیاج نیز مکروه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مخفیانه یا علنی بودن صدقه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در روایت از پیامبر اکرم (ص) آمده است:&lt;br /&gt;
	صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ الْخَطِیئَةَ کَمَا تُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ وَ تَدْفَعُ سَبْعِینَ بَاباً مِنَ الْبَلَاءِ&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;‌(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	صدقه مخفیانه خشم پروردگار را خاموش می‌کند و گناهان را از بین می‌برد؛ همان­گونه که آب آتش را خاموش می‌کند و هفتاد باب بلا را دفع می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;مواردی که سرّی دادن تأکید نشده است:&lt;br /&gt;
	الف) دفع تهمت: یعنی برای اینکه در معرض تهمت قرار نگیریم، علنی صدقه بدهیم.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ب) بخواهیم دیگران یاد بگیرند و اقتدا کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;علنی دادن صدقه افضل است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در صدقات واجب، مثل خمس، زکات، فطریه.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;در غیر موارد فوق &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  صدقه مخفیانه و سرّی افضل است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط صدقه‌دهنده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. بلوغ&lt;br /&gt;
	۲. عقل&lt;br /&gt;
	۳. عدم محجور بودن (سفیه یا ورشکسته نبودن)&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط افراد صدقه‌گیرنده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. تمام صدقات را؛ چه واجب و چه مستحبی، به فرد هاشمی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; می‌توان داد. ولی زکات (اعم از زکات مال و زکات فطره) را در صورتی می‌توان به هاشمی داد که پرداخت­‌کننده خودش هاشمی باشد.&lt;br /&gt;
	۲. در صدقات مستحبی، فقر، ایمان یا اسلام صدقه گیرنده شرط نیست. لذا به غنی، کافر ذمی و سنی نیز می‌توان صدقه مستحبی داد. اما به کافر حربی و ناصبی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt;نمی­‌توان صدقه داد.&lt;br /&gt;
	۳. موارد مصرف زکات واجب، فطریه و خمس در بخش‌­های مربوط به آنها آمده است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; مثلاً برای اینکه متهم نشویم انسان بخیل یا خسیسی هستیم، صدقه را علنی می­‌دهیم.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; کسی که نسبش به هاشم، جدّ پیامبر (ص) می­‌رسد.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt;دشمن اهل بیت (ع)&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 17:16:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>وقف</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27836</link>
<guid>27836</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27836/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "پنجاه‌وهفتم و پنجاه‌وهشتم و پنجاه‌ونهم و شصتم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:10px;"&gt;(مدظله‌العالی)&lt;/span&gt; تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تعریف و اقسام وقف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تعریف:&lt;/strong&gt; وقف، نگه­داشتن و حبس کردن عین مال و جلوگیری از انتقال آن به دیگری، به‌وسیله‌ی یکی از عقود، مانند بیع، صلح، هبه و قرار دادن منافع آن در جهتی­ که واقف آن را مشخص کرده است.&lt;br /&gt;
		­­وقف فضیلت و ثواب زیادی دارد. امام صادق(ع) می­‌فرمایند:&lt;br /&gt;
		خَیْرُ مَا یُخَلِّفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلَاثَةٌ وَلَدٌ بَارٌّ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ سُنَّةُ خَیْرٍ یُقْتَدَى بِهِ فِیهَا وَ صَدَقَةٌ تَجْرِی مِنْ بَعْدِهِ.&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		بهترین چیزى­ که انسان از خود به یادگار می­‌گذارد، سه چیز است: فرزند نیکوکارى که براى او استغفار کند، روش و سنت خوبى­ که مردم از او پیروى کنند، صدقه‌ی جاریه‌ای&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)­&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;که پس از مرگش جریان داشته باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;&lt;strong&gt;اقسام وقف &lt;span style="font-size:10px;"&gt;(به اعتبار موقوف علیه)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. وقف خاص: &lt;/strong&gt;استفاده‌کنندگان از موقوفه، اشخاص، اقشار یا گروه خاصی­‌اند؛ مثل وقف چیزی برای امام جماعت مسجد یا دانشجویان یک دانشگاه.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. وقف عام:&lt;/strong&gt; استفاده‌کنندگان از آن مال، شخص یا گروه خاصّی نیستند، بلکه وقف بر جهت و مصلحت عموم، مانند مساجد، پل‌ها و کاروان­سراها، یا بر عنوان عام، مانند فقرا و ایتام است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;شرایط وقف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. شرایط واقف (وقف کننده):&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		از شرایط واقف، بلوغ، عقل، قصد، اختیار و عدم حجر است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر واقف اکراه بر وقف شده باشد، تا زمانی­ که اجازه‌ی او به آن ملحق نشود، وقف صحیح نیست. حتی با اجازه‌ی بعدی او هم، بنا بر احتیاط واجب، وقف صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		لازم نیست واقف مسلمان باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. شرایط مال وقف‌شده:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		- از اعیان باشد. (نه از منافع یا دیون)&lt;br /&gt;
		- در ملکیت وقف‌کننده باشد.&lt;br /&gt;
		- دارای منفعت حلال باشد. (برخلاف آلات قمار)&lt;br /&gt;
		- منفعت آن، متعلق حق غیر که مانع از تصرف است، نباشد. بنابراین واقف نمی­‌تواند ملکی را که رهن داده، وقف نماید.&lt;br /&gt;
		- اصل مال، با استفاده از منافع آن، تمام نشده و به مقدار قابل توجهی باقی بماند. بنابراین وقف خوردنی و آشامیدنی، یا گُل برای بوییدن صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		- قابلیت ملکیت داشته باشد. بنابراین وقف شراب یا خوک صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		- قابل تحویل باشد. لذا وقف حیوان فراری که امکان تحویل آن نیست، صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		- برای منفعت حرام وقف نشده باشد. بنابراین وقف مکانی برای فروش شراب، یا برای استفاده­‌ی فِرَق ضالّه باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		مال موقوفه لازم نیست بالفعل قابلیت انتفاع داشته باشد، بلکه اگر در معرض انتفاع هم باشد کافی است؛ مانند وقف درختی که دو سال دیگر ثمر می­‌دهد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. شرایط موقوف علیهم (افرادی­ که مال برای آنان وقف شده)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		- معین باشند. بنابراین وقف چیزی برای یکی از دو مسجد یا یکی از دو نفر، صحیح نیست.&lt;br /&gt;
		- اگر وقف خاص است، در هنگام وقف، حداقل یک­ نفر از موقوف‌­علیهم موجود باشند.&lt;br /&gt;
		- اگر وقف عام است، هنگام وقف، امکان موجود شدن موقوف­‌علیهم باشد.&lt;br /&gt;
		- بنا بر احتیاط واجب، مرتد فطری یا کافر حربی نباشند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. شرایط کلی وقف:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		- انشاء وقف: در وقف نیت به‌تنهایی کافی نیست، بلکه انشاء وقف نیز لازم است. فرقی نمی‌­کند انشاء وقف با لفظ و صیغه‌ی خاصی باشد یا هر فعلی که بر این معنا دلالت کند که به آن وقف معاطاتی گویند؛ مثلاً واقف زمینی را به‌عنوان مسجد بسازد و در اختیار عموم گذارد و گروهی هم در آن نماز بخوانند یا پلی برای عابرین بسازد و بعضی هم با اجازه‌ی واقف از آن عبور کنند، در تحقق وقف کافی است.&lt;br /&gt;
		- صیغه‌ی وقف لازم نیست عربی باشد و هر لفظی که دلالت بر انشاء وقف نماید، کافی است؛ مانند اینکه گفته شود «وَقَفتُ»، یعنی وقف کردم یا «جَعَلتُهُ مُوقُوفاً»، یعنی به‌عنوان موقوفه قرار دادم یا «هذا وقفٌ»، یعنی این وقف است.&lt;br /&gt;
		- وقف نباید موقّت و زمان­‌دار باشد؛ بلکه باید دائمی باشد.&lt;br /&gt;
		- بنا بر احتیاط واجب، وقف ‌باید قطعی باشد؛ یعنی معلّق و مشروط به شرطی نباشد.&lt;br /&gt;
		- وقف باید برای دیگران باشد، نه برای خود واقف.&lt;br /&gt;
		- وقف قصد قربت لازم ندارد.&lt;br /&gt;
		- در وقف باید قبض صورت بگیرد. (در ادامه در مورد قبض مطالبی خواهد آمد.)&lt;br /&gt;
		- اذن واقف در قبض، شرط است.&lt;br /&gt;
		- در وقف عام و به­‌خصوص در وقف خاص، بنا بر احتیاط مستحب، قبول از طرف موقوف­‌علیهم لازم است. در وقف عام قبول بر عهده‌ی حاکم یا نماینده او است.&lt;br /&gt;
		- در وقف مسجد، علاوه بر شروط ذکرشده، قصد عنوان مسجد نیز نیاز است. بنابراین اگر مکانی صرفاً برای عبادت و نماز مسلمانان وقف شود، وقف صحیح است. لکن مسجد محسوب نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		واقف هنگام وقف می­‌تواند شرط کند که هر زمان نیازمند شد، وقف به او برگردد که در این صورت، اگر واقف بمیرد و قبل از مرگ محتاج شده باشد، به‌عنوان ارث محسوب می­‌شود و اگر محتاج نبوده است، به حالت وقف باقی می­‌ماند.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;قبض در وقف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. وقف خاص:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		هر کدام از طبقه‌ی موجودی که وقف برای آنان صورت گرفته، اگر مال موقوف را تحویل بگیرد، وقف نسبت به این شخص تحقّق یافته است و کسانی­ که تحویل نگرفته­‌اند، وقف در مورد آنان تحقّق نیافته است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. وقف عام:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) عناوین کلیه (فقراء، ایتام و...):&lt;br /&gt;
		اگر یکی از این افراد (فقراء، ایتام و...) مال وقفی را قبض کند و مستولی بر عین مال شود، کافی است.&lt;br /&gt;
		ب)‌ جهات عامه (مسجد، پل و...):&lt;br /&gt;
		در این حالت، قیّم و متولی تعیین‌شده توسط واقف (که در حین وقف تعیین کرده است) باید قبض کند و اگر این دو نبودند، حاکم شرع باید قبض نماید؛ هرچند در مورد مسجد و مقبره، با خواندن یک نماز یا دفن یک میّت با اذن واقف قبض محقق می­‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		۱. اگر واقف، ولیّ شرعی افرادی باشد که مال برای آنان وقف شده است، در این صورت صحت وقف متوقف به قبض جدیدی نیست. البته باید قصد قبض از جانب مولّی‌علیه را داشته باشد.&lt;br /&gt;
		۲.  در قبض و تحویل گرفتن موقوفه، فوریت لازم نیست.&lt;br /&gt;
		۳. اگر واقف قبل از قبض طرف مقابل بمیرد، وقف محقق نمی­‌شود و مال موقوفه به‌عنوان ارث، به ورثه می‌رسد.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		توضیحی در مورد بعض عبارات وقف&lt;/div&gt;
	&lt;table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl"&gt;
		&lt;tbody&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;شماره&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: center;"&gt;
					&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;مثال&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: center;"&gt;
					&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;حکم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;مسلمان چیزی را بر فقرای شهر وقف کند.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;به فقیران مسلمان می‌رسد؛ بلکه اگر واقف شیعه باشد، به فقرای شیعه می­‌رسد و اگر از اهل تسنن باشد، به فقرای اهل تسنن می­‌رسد و اگر کافر باشد، به هم‌مسلکش می­‌رسد.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;چیزی را بر فقرای فامیل وقف کند و آن‌ها در نقاط مختلف زندگی کنند.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;به همه‌ی آن‌ها می‌رسد و نمی­‌توان فقط به حاضرین داد.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۳&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف در راه خدا یا در کار خیر&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;در هر کاری که ثواب داشته باشد، خرج می­‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۴&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف بر ارحام و نزدیکان به‌طور مطلق&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;به کسانی که عرف مردم، آن‌ها را از ارحام و اقارب بدانند می‌رسد.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۵&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف بر ارحام و فامیل با قید الاقرب فالاقرب&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;مطابق تقسیم ارث&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۶&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف بر اولاد (بدون قید)&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;به دختر و پسر مساوی می‌رسد. (۲۰۸۴)&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۷&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف بر علما (بدون قید و با همین لفظ)&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;به عالمان دینی می‌رسد.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۸&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف بر مسجد (بدون قید و شرط)&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;صرف نور، فرش، خادم، تعمیر و سایر مخارج می‌شود؛ اگر زیاد بیاید به امام جماعت داده می‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۹&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;وقف سیدالشهدا (ع)&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					 &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;صرف برپایی عزاداری حضرت می‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
		&lt;/tbody&gt;
	&lt;/table&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;متولی و ناظر وقف&lt;br /&gt;
	 ۱. متولی وقف:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) برای واقف جایز است تولیت و نظارت وقف را برای خود قرار دهد یا به غیر واگذار نماید. این تولیت می­‌تواند دائمی یا موقت باشد؛ همچنین به‌تنهایی یا با مشارکت دیگری انجام پذیرد.&lt;br /&gt;
	ب) قرار دادن تولیت توسط واقف، باید هنگام ایقاع وقف باشد. در غیر این صورت حق تعیین تولیت پس از آن برای واقف وجود ندارد. البته عزل یا حق نصب تولیت در صورتی­ که واقف چنین حقّی را در ضمن وقف کردن شرط کرده، اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر واقف هنگام وقف کردن گفته باشد: این زمین را برای حسینیه با تولیت "علی" وقف کردم، به شرط آنکه هر وقت بخواهم او را عزل کنم و شخص دیگری را بگمارم، در این حالت واقف حق تغییر متولی را دارد.&lt;br /&gt;
	ج) واقف نمی­‌تواند برای مسجد تولیت قرار دهد.&lt;br /&gt;
	د) واقف می‌تواند چند تولیت قرار دهد.&lt;br /&gt;
	ه) اگر واقف چیزی از منافع را برای متولی معین کند، همان اجرت عمل او خواهد بود؛ هرچند کمتر از اجرت­‌المثل باشد و اگر چیزی برای تولیت به عنوان دستمزد قرار نداده باشد، متولی می‌تواند اجرت این کار را مطابق آنچه معمول و متعارف است، از منافع وقف برداشت کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;در صورتی­که متولّی توسط واقف مشخص نشده باشد:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;وقف عام: حاکم شرع یا نماینده او متولی است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;وقف خاص:&lt;br /&gt;
	الف) امور مربوط به مصلحت وقف و مراعات نسل­‌های بعدی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حاکم شرع متولی است.&lt;br /&gt;
	ب) امور مربوط به بهره‌­ور کردن یا اصلاحات جزئی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; خود موقو&lt;strong&gt;!&lt;/strong&gt;ف­‌علیهم متولی­‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;وظایف و محدوده اختیارات متولی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;قبول کردن تولیت و سرپرستی وقف واجب نیست. اما اگر قبول کرد، بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند خود را عزل کند و اگر خود را عزل کرد، بنابر احتیاط واجب باید به حاکم شرع مراجعه کند تا دوباره نصب شود. اما در عین حال در طول این مدت باز هم باید وظایفش را انجام دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;اگر واقف وظیفه­ متولی را مشخص کرده باشد، طبق همان عمل می­‌شود. اگر مطلق گذاشته و مشخص نکرده باشد، وظیفه‌­اش همان چیزی است که متعارف است؛ از جمله اینکه تعمیر و اجاره وقف، گرفتن اجرت و تقسیم آن بین موقوف علیهم بر عهده اوست که همه این وظایف باید با مراعات مصلحت وقف انجام شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;متولی نمی­‌تواند تولیت را به دیگری واگذار کند؛ حتی با عجز از تصدی امور. مگر واقف چنین اختیاری را هنگام وقف کردن به او داده باشد یا اینکه واگذاری کار به دیگری به­نحو توکیل باشد؛ یعنی متولی کسی را وکیل کند تا کارها را انجام دهد؛ به شرط آنکه شرط عدم توکیل نشده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;متولی موقوفه حق ندارد کاری کند یا قانونی وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد. باید طبق آنچه واقف در هنگام وقف وضع کرده، عمل کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;اگر چند نفر متولی وقف باشند، هیچ­کدام (حتی اکثریت آنان) حق ندارد دیگری را عزل کند. مگر واقف برای آنان در هنگام وقف چنین اختیاراتی را قرار داده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;متولی وقف باید مصالح وقف را در نظر بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر متولی طبق وقف­نامه مجاز بود موقوفه را اجاره دهد، واجب است در تعیین مبلغ اجاره رعایت مصلحت و منفعت وقف را بنماید. در نتیجه اگر در تخفیف مبلغ اجاره، به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر یا اهمیت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‌شود، نفع و مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد و الّا جایز نیست.&lt;br /&gt;
	­­&lt;strong&gt;نحوه اداره موقوفه توسط چند متولی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	تولیت بیش از چند نفر به سه صورت متصور است:&lt;br /&gt;
	۱. تولیت برای هر یک از آنان مستقلاً قرار داده شده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در عمل و تصرف مستقل­اند و بر هیچ یک از آنها لازم نیست در انجام امور وقف به دیگری مراجعه کنند و در این صورت، عمل شخصی­ که زودتر اقدام نموده، نافذ است. اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، دیگری در تولیت وقف منفرد می­‌شود.&lt;br /&gt;
	۲. تولیت بین آنان به صورت اجتماع است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هیچ کدام نمی­‌توانند به صورت مستقل عمل کنند. در این صورت اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، بنابر احتیاط واجب، حاکم شرع شخص دیگری را جای او قرار می­‌دهد تا با فرد دیگری که باقی مانده، تولیت را به عهده گیرند.&lt;br /&gt;
	۳. تولیت بعضی از امور به یک فرد و بعضی دیگر به دیگری واگذار شده است؛ مثلاً رسیدگی به وقف را به فردی و تقسیم منافع بین موقوف­‌علیهم را به دیگری سپرده است.&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هر کدام در انجام وظایف تعیین شده مستقل می­‌باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر واقف تولیت بعضی از امور موقوفه را به شخصی واگذار نماید و بقیه امور را مهمل گذاشته و مشخص نکرده باشد، در این صورت وقف نسبت به آن امور بدون متولی منصوب است که حکم آن در مسئله عدم تعیین متولی گذشت.&lt;br /&gt;
	۲. اگر چند نفر به عنوان متولی وقف نصب شده باشند، در صورتی­ که واقف، تولیت آنان را به طور مطلق بیان کرده و قرائنی بر استقلال بعضی از آنان در اداره امور وقف وجود ندارد (حتی به این نحو نباشد که واقف گفته باشد رأی اکثریت متولیان ملاک است) در این صورت هیچ یک از متولیان حتی اکثریت آنان حق ندارند بدون رضایت سایر متولیان اقدام به کاری کنند. بلکه باید از طریق مشورت با هم و اتخاذ رأی واحد (نه اکثریت) با هم عمل کنند و اگر بین آنان نزاعی واقع شود، واجب است به حاکم شرع مراجعه کنند تا حاکم آنان را الزام کند تا با هم به توافق برسند.&lt;br /&gt;
	۳. اگر برخی متولیان مدعی شوند که برخی دیگر از متولیان خائن­اند، واجب است مسئله را به حاکم شرع ارجاع دهند و متولیان خائن را از کار برکنار کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;عزل و نصب متولی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	همان­طور که قبلاً اشاره شد، نصب متولی طبق آنچه در ابتدای همین درس آمده، به عهده واقف است. اما عزل او در صورتی است که به مصلحت موقوفه عمل نکند یا خلاف وقف­نامه عمل کند (یا به خاطر خیانت یا عدم توانایی)، که در این صورت حاکم شرع او را الزام به رعایت مصالح موقوفه می‌کند و در نهایت عزل می­‌نماید. همچنین اگر واقف طبق وقف­نامه شرایطی را برای عزل متولی بیان نموده، آنچه در وقف­نامه ذکر شده نیز می‌تواند موجب عزل وی باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. ناظر وقف:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	گاهی واقف شخصی را به عنوان ناظر وقف تعیین می‌کند و اختیاراتی را به او واگذار می‌کند و حتی حق دخالت در کارهای متولی را در وقف­نامه برای او قائل می‌شود. به هرحال طبق آنچه برای ناظر در وقف­نامه تعیین شده، ناظر دارای اختیاراتی خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 ناظر بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند بعد از قبول نظارت، خودش را عزل کند؛ مانند متولّی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;فروش و معامله مال وقف شده&lt;br /&gt;
	 ۱. وقف عام:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;الف) وقف بر جهات و مصالح عامه (مانند مساجد،  مشاهد مشرفه،  مدارس و...):&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;یک- &lt;/strong&gt;فروش و معامله عین موقوفه:&lt;br /&gt;
	مطلقاً جایز نیست؛ حتی اگر خراب شود و از بهره­برداری ساقط گردد. این حکم در غیر مساجد و مشاهد مشرفه احتیاط واجب است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر شخصی زمین موقوف‌ه­ای را بدون مجوز شرعی بفروشد، معامله باطل است و فروشنده باید پولی را که از مشتری گرفته، برگرداند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;دو-&lt;/strong&gt;فروش و معامله آلات و فرش‌ها و سایر متعلّقات:&lt;br /&gt;
	اول- امکان استفاده از آن وجود دارد؛&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; مثل فرشی که برای زمین مسجد وقف شده، اما مسجد به فرش نیاز ندارد و به پرده‌­ای برای گرم کردن مکان نیاز دارد: در این صورت باید فرش را به عنوان پرده استفاده کرد و نمی‌­توان آن را فروخت.&lt;br /&gt;
	دوم- علاوه بر عدم امکان انتفاع در آن محل، اگر موجب تلف شدن یا ضرر خوردن به این آلات و متعلقات گردد:&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در محل مماثل دیگر (مثل مسجد دیگر) قابل استفاده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در آنجا استفاده شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در محل مماثل دیگر قابل استفاده نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در مصالح عام­المنفعه استفاده شود.&lt;br /&gt;
	سوم- امکان استفاده از آن در هیچ محلی، حتی مصالح عمومی مردم نباشد و تنها راه بهره‌­مندی از آن، به فروش آن باشد، به شرط آنکه ماندن آن موجب تلف شدنش شود:&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با پول فروش آن در همان مسجد و اگر نشد در مسجد دیگر و الّا در مصالح عامّه مصرف شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;چند استفتاء:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سؤال ۱:&lt;/strong&gt; شخصی مقداری آهن و لوازم جوشکاری را برای ساخت مسجد در مکانی هدیه کرده و بعد از پایان کار، مقداری از آنها زیاد آمده است. آیا می‌توان مقدار زیاد آمده را برای سایر هزینه‌­های مسجد با فروش آن و استفاده از پول حاصل هزینه کرد؟&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;جواب:&lt;/strong&gt; فروش آن حرام است و باید برای تعمیر مساجد دیگر به‌­کار رود و اگر شخص هدیه­‌دهنده، این اموال را از ملک خود خارج نساخته و فقط اجازه استفاده آن را در مسجد مذکور داده، مازاد آن برای خودش است و اختیار آن در دست خود او خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سؤال ۲: &lt;/strong&gt;فردی مغازه خود را برای ایجاد صندوق قرض­‌الحسنه وابسته به مسجد وقف کرده و از دنیا رفته و چندین سال، آن مکان بسته مانده و در معرض خرابی است. آیا می‌توان برای موارد دیگری استفاده کرد؟&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;جواب:&lt;/strong&gt; اگر وقف محقق شده باشد، استفاده از آن محل باید (در صورت عدم امکان استفاده در آن مسجد) برای صندوق­‌های قرض‌­الحسنه مساجد دیگر باشد و اگر این هم ممکن نبود، در هر کار خیری استفاده شود (یعنی حق فروش نیست؛ مگر آنکه برای کارهای خیر دیگر نیز قابل استفاده نباشد).&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سؤال۳: &lt;/strong&gt;منبری­ که برای مسجد وقف شده، ولی به علت ارتفاع زیاد آن عملاً قابل استفاده نیست، آیا تبدیل آن به منبر مناسب دیگرى جایز است؟&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;جواب: &lt;/strong&gt;اگر با شکل خاص فعلی در این مسجد یا مساجد دیگر قابل استفاده نیست، تغییر شکل آن برای اینکه قابل استفاده شود، اشکال ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	آنچه برای جواز فروش موقوفه بیان شد، وقتی است که انتفاع از آن منحصر در فروش موقوفه و استفاده از پول فروش باشد. اما در مورد سؤال فوق با تغییر شکل منبر، می‌توان از آن استفاده نمود. لذا حق فروش وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; ب) وقف بر عناوین عامه (فقراء،  ایتام و...):&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در این نوع وقف نیز، بیع مال موقوفه جایز نیست، مگر در موارد استثناء که در قسمت بعد، ذیل وقف خاص مطرح خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. و قف خاص:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در وقف خاص، فروش مال وقف شده جایز نیست، مگر در مواردی­ که استثناء است:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; خرابی که غالباً و عادتاً به حالت قبلی برنمی­‌گردد و مال قابل انتفاع نباشد؛ مگر با فروش آن و استفاده از پول آن برای کسانی که مال برای آنان وقف شده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فروخته می‌شود و با رعـــــایت "الاقرب فالاقرب"  نسبت به عین موقوفه چیزی خریداری شود که قابل انتفاع برای موقوف­‌علیهم باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; در صورت وجود سه شرط: از انتفاع قابل توجه خارج شود، امید برگشتن به حالت اولیه وجود نداشته باشد و با فروش آن بتوان چیزی خرید که منفعت آن قابل توجه باشد. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فروخته می‌شود و الاقرب فالاقرب رعایت می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; واقف شرط کرده باشد که اگر امری حادث شد، فروش موقوفه جایز باشد؛ مانند اینکه واقف شرط کند جواز فروش وقف را در صورت کم شدن منفعت موقوفه، یا زیاد شدن مخارج آن، یا وقوع اختلاف بین موقوف­‌علیهم، یا به خاطر ضرورت و یا هر شرط دیگری نظیر این شروط &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با تحقق آن امر، موقوفه فروخته می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د) &lt;/strong&gt;بین صاحبان وقف (موقوف­‌علیهم) اختلاف شدیدی پیش آید که از تلف شدن اموال و جان­‌ها ایمن نباشیم و راه حل مشکل، فقط فروش آن باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فروخته می‌شود و پول آن بین موقوف­‌علیهم تقسیم می‌شود. البته اگر رفع مشکل با صرف پول فروش در خرید چیز دیگری و وقف آن چیز برای موقو‌ف‌­علیهم ممکن است، پول فروش موقوفه باید در آن صرف شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	متولی­ای که از جانب واقف تعیین شده، متولی فروش وقف در صور فوق است و در نبود او، حاکم شرع یا کسی که منصوب از جانب اوست، متولی این امر است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;به مثال‌­های زیر توجه کنید:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱: &lt;/strong&gt;شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایل به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک خراب، و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا زمانی که قابلیت انتفاع و استفاده در جهت وقف وجود دارد -اگرچه با اجاره دادن و مصرف اجاره در جهت وقف یا با تغییر کاربری آن و استفاده از زمین در مصرف غیر زراعی- حق فروش موقوفه وجود ندارد؛ مگر بهره­‌برداری­‌های مذکور در بالا هم مقدور نباشد، لذا فروخته می‌شود. اما در صورت امکان حتماً ملک دیگری خریداری شود، تا منافع آن در جهت وقف مصرف شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;شخصی کتابخانه‌­اش را بر اولاد ذکورش وقف کرده، ولی هیچ­یک از اولاد و نوه­‌های او موفق به تحصیل و استفاده از آن نشده­‌اند و مقداری از کتاب­‌ها به مرور از بین رفته و بقیه در معرض تلف شدن است. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; کتابخانه باید در معرض کسانی ­که استفاده می‌کنند قرار گیرد و به هر حال حق فروش وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اجاره موقوفه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. اگر وقف منفعت باشد&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴)&lt;/span&gt; &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره آن جایز است؛ چه وقف خاص باشد و چه عام. همچنین چه بر عناوین عامه وقف شده باشد و چه جهات عامه؛ به دلیل اینکه مقصود، تحصیل منفعت از موقوفه و دادن آن به موقوف علیهم است؛ مانند مزرعه­‌ای که واقف برای اولاد یا فقرای سید وقف کرده است.&lt;br /&gt;
	۲. اگر وقف انتفاع باشد&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره آن جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;موقوفه نیازمند تعمیر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر موقوفه برای بقاء و استفاده از آن نیاز به تعمیر داشته باشد:&lt;br /&gt;
	۱. واقف برای موقوفه هزینه‌­ای قرار داده است که صرف آن شود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; باید همان را مصرف کرد.&lt;br /&gt;
	۲. واقف هزینه‌­ای قرار نداده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بنابر احتیاط واجب از منافع موقوفه برای تعمیر آن استفاده می­‌شود.&lt;br /&gt;
	۳. چیزی­ که صرف تعمیر شود، وجود ندارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; برای متولی جایز است قرض کردن با قصد اینکه آن قرض را از منافع موقوفه بپردازد؛ و یا با مال خود، موقوفه را تعمیر کند با قصد اینکه از منافع موقوفه، استیفاء کند. اگر قصد ادای قرض یا استیفاء از منافع موقوفه را نداشته باشد، بعد از آن نمی­‌تواند از منافع موقوفه بردارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;در صورتی­ که بقای موقوفه متوقف بر فروش بعضی از وقف است، فروش آن بعض جایز است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt; در صورت خرابی قسمتی از وقف، به­‌گونه­‌ای که مجوز بیع پیدا شود و قسمت دیگر هم برای تحصیل منفعت نیاز به تعمیر داشته باشد، باید به ترتیب زیر عمل کرد:&lt;br /&gt;
	الف) با فروش قسمت خراب می­توان موقوفه مشابه آن را خرید؛ این خود دو حالت دارد:&lt;br /&gt;
	یک- از منافع قسمت محتاج به تعمیر، امکان تعمیرش هست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بنابر احتیاط واجب پول فروش را باید صرف خرید موقوفه مشابه کرد و از منافع صرف تعمیر شود.&lt;br /&gt;
	دو- امکان تعمیر با منافع قسمت مزبور نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پول فروش فقط می­­توان صرف تعمیر لازم (برای تحصیل منفعت، نه تعمیر برای بهتر شدن و زیاد شدن منفعت) کرد.&lt;br /&gt;
	ب) با فروش آن نمی­توان موقوفه مشابه خرید &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پول آن صرف تعمیر بقیه موقوفه می­شود؛ چه تعمیر برای حصول منفعت باشد (تعمیر لازم) و چه برای زیاد شدن منفعت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تغییر وقف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	تغییر وقف، حتی توسط واقف هم جایز نیست؛ برای مثال، نمی­‌توان مکانی را که به عنوان حسینیه وقف شده است، به مسجد تبدیل کرد. البته اگر وقف منفعت باشد، در صورتی­که با این عنوان فعلی­اش منفعتی ندارد یا منفعت آن بسیار اندک بوده، جایز است به عنوان دیگری که دارای منفعت است، تبدیل شود..&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; غصب وقف و ضامن بودن نسبت به خسارات وارده &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در مورد غاصب یا هر کسی که خسارت به وقف، مستند به اوست، احکام ذیل وجود دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. اگر وقف خاص یا وقف منفعت (در وقف عام) باشد:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) به عین آن آسیبی برسد یا از بین برود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ضامن عین موقوفه است. بنابراین رد عین در صورتی­که موجود باشد و رد عوض آن در صورتی­که تلف کرده باشد، واجب است.&lt;br /&gt;
	ب) اگر منافع آن غصب شده باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ضامن منافع است و رد عوض منافع استیفا شده و استیفا نشده هم واجب است.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر وقف تلف شده، باید عوض آنچه از بین رفته است در بدل وقف صرف شود؛ یعنی عین وقف دیگر با آن پول انجام ‌شود و عوض منافع در همان مسیر وقف­نامه صرف ‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر کسی ساختمانی را که طبق وقف می­‌بایست اجاره آن صرف عزاداری امام حسین(ع) شود، خراب کند، باید در عوض، ساختمان دیگری وقف این کار کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. وقف انتفاع (مصالح عامّه) باشد.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) مساجد، مقابر، زیارتگاه­‌ها، پل­‌ها و مانند آن &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجرت آن را ضامن نیست و فقط اگر عین مسجد و زیارتگاه خسارتی ببیند، ضامن خسارت است و در بدل وقف صرف می‌شود.&lt;br /&gt;
	ب) مدارس، حمام، کاروانسرا و مانند آن &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجرت آن را ضامن است، مگر در همان مواردی­که در وقف­نامه تعیین شده، مورد بهره‌برداری واقع شده باشد. (اگرچه غاصبانه مورد بهره‌­برداری واقع شده است.)&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;معلوم نبودن جهت وقف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر وقفی بودن چیزی محرز باشد، ولی جهت وقف معلوم نباشد، یعنی ندانیم در چه مسیری باید استفاده شود.&lt;br /&gt;
	۱. متولی خاصی دارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در نحوه تصرف، به او مراجعه می‌شود.&lt;br /&gt;
	۲. متولّی خاصی ندارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به حاکم شرع مراجعه می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	­&lt;strong&gt;نحوه مصرف درآمد شیئی که بین محتملات مردد است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; قدر متیقّن و قدر مشترکی در مورد مصرف آن وجود دارد؛ مثلاً محتملات عبارت­‌اند از فقراء، علماء، سادات و اهل فلان شهر &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بین فقرای عالم سید اهل فلان شهر مصرف می‌گردد. (یعنی فقرایی که هم عالم، هم سید و هم اهل فلان شهر باشد.)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;قدر متیقنی وجود ندارد و احتمالات مختلف در افراد خاصی قابل جمع نیست؛ مثلاً بین مسجد و فقراء و حسینیه تردید داشته باشد.&lt;br /&gt;
	الف) شبهه محصوره &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; با قرعه، مورد مصرف معلوم می­‌شود؛ مثلاً اگر قرعه به نام مسجد بیفتد، درآمد صرف مسجد می­‌شود.&lt;br /&gt;
	ب) شبهه غیر محصوره:&lt;br /&gt;
	یک- درصورتی­که بین عناوین یا اشخاص غیر محصوره باشد مثلاً فرزندان یکی از افراد ساکن مشهد که معلوم نیست این فرد کیست یا یکی از فقرای شهر مشهد که معلوم نیست کدام فقیر است یا فراموش کرده­‌ایم. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در حکم مجهول المالک است. بنابراین به عنوان ردّ مظالم به فقراء صدقه داده می‌شود. &lt;br /&gt;
	دو-  بین جهات غیر محصوره است؛ مثلاً مردّد بین مسجد، زیارتگاه، پل و... باشیم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در امور خیریه­ای در همین موارد صرف می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توضیح: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. منظور از شبهه محصوره آن است که قدر متیقنی در اینجا وجود خارجی ندارد تا اجاره‌­بها صرف آن شود. اما محدود به موارد معدودی است؛ مثلاً می‌دانیم که یا باید صرف پزشکان منطقه شود یا صرف علمای منطقه، اما نمی‌دانیم مشخصاً کدام است؛ پزشکی هم که از علمای دین هم باشد در آن منطقه وجود ندارد. لذا قرعه می‌اندازیم.&lt;br /&gt;
	۲. منظور از شبهه غیر محصوره آن است که تعداد احتمالات زیاد است؛ مثلاً مرددیم که مورد مصرف اجاره­بها پزشکان­‌اند یا علمای دین یا فقرا و یا ... .&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اثبات وقف بودن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	صرف وجود وقف­نامه اثبات کننده وقف بودن چیزی نیست. بلکه وقف به یکی از طرق زیر ثابت می‌شود:&lt;br /&gt;
	۱. کسانی­ که مال وقفی در دستشان است، اعتراف به وقف بودن آن نمایند و همچنین ورثه او بعد از مرگش اعتراف کنند.&lt;br /&gt;
	۲. قبلاً کسانی­ که مال در دستشان بوده با آن رفتار وقف را می‌کرده­‌اند.&lt;br /&gt;
	۳. دو نفر عادل گواهی به وقفیت دهند.&lt;br /&gt;
	۴. با قرائن و شواهدی مثل شهرت به وقفیت، علم و اطمینان حاصل شود که وقف است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; وسایل الشیعه/ج۱۹/ص۱۷۵&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; صدقه جاریه به وقف تفسیر شده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳) &lt;/span&gt;هر انتفاعی حتی انتفاعی که مورد نظر واقف نبوده است.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt;غرض در این وقف، تحصیل منفعت و صرف آن در اموری است که در وقف بیان شده است؛ مانند اینکه مغازه­ای را وقف مسجد می­کنند.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; غرض، تحصیل منفعت برای امر دیگر نیست. بلکه استفاده از همان موقوفه مدّ نظر است؛ مانند خانه­ای­که برای سکونت امام جماعت وقف شده است یا مدرسه­ای که برای تحصیل محصلین وقف شده است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 17:10:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>وکالت</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27835</link>
<guid>27835</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27835/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "پنجاه‌وشش" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تعریف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	وکالت یعنی واگذار کردن کاری به دیگری تا در زمان حیات او، آن کار را انجام دهد. عقد وکالت محتاج لفظ، نوشته یا عملی­ است که به این واگذاری دلالت کند؛ مثلاً بگوید: «تو وکیل من هستی» یا «این کار را به تو واگذار کردم» یا کالایی را تحویل دهد تا طرف مقابل بفروشد.&lt;br /&gt;
	حتی اگر نوشته وکالت بعد از مدت طولانی به دست طرف مقابل برسد و او هم رضایت دهد، کافی است. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اصل وکالت، بنابر احتیاط نباید معلق بر چیزی باشد. اما متعلق وکالت می‌تواند معلق باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
	الف) اگر حسن بیاید، تو را وکیل قرار می‌دهم &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; باطل&lt;br /&gt;
	ب) تو وکیلی که وقتی حسن بیاید، خانه‌­ام را بفروشی &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; صحیح&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; شرایط موکّل و وکیل&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.  بلوغ:&lt;/strong&gt; اگر وکیل بچه ممیّز باشد، کافی نیست، مگر در خواندن صیغه عقد (عقد بیع، نکاح، اجاره و...)  و در مورد موکل نیز در مورد برخی امور که تصرفات او را جایز می‌دانیم، می‌تواند دیگری را وکیل کند.&lt;br /&gt;
	مثال: بچه ده ساله شرعاً می‌تواند وصیت کند که از ثلث اموالش در کارهای خیر مصرف شود. حال چنین فردی می‌تواند شخص دیگری را وکیل در وصیت کردن کند؛ یعنی وصیت کردن را به فرد دیگری واگذارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. عقل:&lt;/strong&gt; کسی که مجنون است، نه می‌تواند وکیل باشد و نه موکّل.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. قصد:&lt;/strong&gt; سهوی یا اشتباهی یا در خواب نباشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. اختیار: &lt;/strong&gt;کسی او را مجبور نکرده باشد؛ مثلاً با تهدید به قتل یا تهدید به از بین بردن اموال، به گونه­‌ای که اکراه محسوب شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. عدم حجر: &lt;/strong&gt;موکّل(وکیل کننده) حق تصرف در مورد وکالت را داشته باشد. لذا شخص مفلس نمی­‌تواند کسی را وکیل در فروش اموالش نماید. اما در وکیل چنین شرطی نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. مسلمان بودن وکیل یا موکل شرط نیست. لذا حتی مرتد فطری هم می‌تواند وکیل باشد؛ مگر در کارهایی که انجام دادن آن توسط کافر صحیح نیست؛ مثل اینکه کافری برای گرفتن حقی از مسلمان یا مخاصمه با مسلمانان وکیل شود، اگر چه از طرف مسلمان وکیل باشد.&lt;br /&gt;
	۲. آنچه در مورد شرایط وکیل یا موکل بیان شد، هم ابتدائاً شرط است و هم در ادامه. لذا اگر در اثناء، یکی از شرایط از بین رفت، وکالت، بنابر احتیاط واجب باطل می‌شود؛ مثل عارض شدن جنون، اغماء و... .&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;بنابراین موارد بطلان وکالت عبارت­‌اند از:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	موت وکیل&lt;br /&gt;
	موت موکل (اگر چه وکیل نداند)&lt;br /&gt;
	عروض جنون اطباقی&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; بر وکیل یا موکل (بطلان وکالت در جنون ادواری احتیاط واجب است)&lt;br /&gt;
	نابر احتیاط واجب عروض اغماء بر وکیل یا موکل&lt;br /&gt;
	تلف شدن آنچه وکالت در مورد آن است؛ مثلاً در وکالت فروش خانه، خانه از بین برود.&lt;br /&gt;
	خود موکل کار مورد وکالت را انجام دهد؛ مثلاً در وکالت فروش خانه خود موکل خانه را بفروشد.&lt;br /&gt;
	موکل کاری کند که با مورد وکالت منافات دارد؛ مثلاً در وکالت فروش خانه،  موکل خانه را وقف کند؛ چرا که عملکرد دوم لغو وکالت است.&lt;br /&gt;
	حجر موکل در مورد آن چیزی­که وکالت داده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط کارهای مورد وکالت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; آن کار برای وکیل و موکل شرعاً جایز باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; شخص محرم، نه می‌تواند دیگری را وکیل در اجرای عقد نکاح یا خرید صید کند و نه می‌تواند خودش وکیل در چنین کارهایی گردد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; وکالت در قمار و غصب و...  جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;آن کار از اموری باشد که موکل سلطنت شرعی بر آن داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;در اموری باشد که وکیل، ولو در آینده، متمکن از انجام آن باشد؛ به این نحو که در ایجاد بستر اجرای وکالت نیز وکیل باشد؛ مثلاً شخصی وکیل در طلاق دادن زنی گردد. اما این زن همسر موکل نیست، ولی چون وکیل مذکور، وکیل در تزویج این زن است، وکالت برای طلاق صحیح است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; در اموری باشد که قابل واگذاری باشد؛ یعنی مباشرت در انجام آن شرط نشده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;امور غیر قابل واگذاری عبارتند از:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. عبادات بدنی: روزه، حج، زکات و .... (هرچند نیابت در این اعمال صحیح است؛ مثل نیابت از شخص عاجز در حج و نیابت از میت در نماز و روزه)&lt;br /&gt;
	۲. قسم خوردن، لعان، ایلاء، شهادت دادن و اقرار کردن (لذا نذر و عهد، قابل توکیل­‌اند.)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	وکالت در عبادات مالیه مانند زکات، خمس و کفارات، چه در جدا کردنش از مال و چه رساندن آن به مستحق، جایز است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;امر معینی باشد؛ اگر چه عام یا مطلق باشد؛ مثلاً بگوید: «در تمام امورم وکیل هستی» صحیح است، اما اگر بگوید: «در چیزی وکیل هستی» وکالت باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;عزل وکیل&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	عقد وکالت عقد جایز است؛ یعنی قابل بر هم زدن است. لذا وکیل می‌تواند در حضور یا غیاب موکل، خودش را عزل کند و همچنین موکل می‌تواند وکیل را عزل کند. اما اگر وکیل پیش از رسیدن خبر عزلش (خبری که اطمینان می‌آورد) مورد وکالت را مقداری یا تماماً انجام دهد، کار او صحیح و نافذ است؛ چون عزل زمانی نافذ است که وکیل مطلع شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ضامن بودن وکیل&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	وکیل، امین است. لذا اگر در انجام کارهای وکالت افراط و تفریط نکند و چیزی تلف شود، ضامن نیست.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تخلف وکیل از محدوده اختیاراتش&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 وکیل باید مطابق با آنچه در عقد وکالت - صراحتاً یا با قرائنی در کلام یا با قرائن حال و مقام - وجود دارد، عمل کند و لذا معاملات خارج از محدوده فضولی است و منوط به اجازه موکل است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; جنون اطباقی یا دائمی آن است که دیوانگی شخص مستمر است و به حالت عادی بر نمی گردد. در مقابل جنون ادواری است که گاهی شخص مجنون و گاهی عاقل است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
		شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
		پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 16:59:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>رهن</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27834</link>
<guid>27834</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27834/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "پنجاه‌ویکم و پنجاه‌ودوم و پنجاه‌وسوم و پنجاه‌وچهارم و پنجاه‌وپنجم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt; تعریف رهن&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;تعریف:&lt;/strong&gt; رهن آن است که بدهکار مالی را نزد طلبکار بگذارد تا اگر طلب او را نداد، از آن مال طلب خود را به دست آورد.&lt;br /&gt;
	آنچه امروزه به عنوان رهن منزل یا مغازه به مالک پرداخت می‌شود و بدین سبب مقداری از اجاره­‌بها را ‌کم می‌کنند، رهن نیست و در حقیقت قرضی است که به مالک منزل داده می‌شود و اگر این قرض دادن به شرط آن باشد که منزل مذکور اجاره داده شود یا از بهای اجاره مبلغی کسر گردد، ربا و حرام است. ولی اگر مالک، منزل یا مغازه‌اش را به مبلغ کمتری اجاره دهد، به شرط اینکه مستأجر مبلغی را به او قرض دهد، اشکالی ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; اصطلاحات:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	رهن یا مرهون: آن مالی که گرو گذاشته می‌شود.&lt;br /&gt;
	راهن: گرو گذارنده&lt;br /&gt;
	مرتهن: گرو گیرنده&lt;br /&gt;
	گفتار دوم: شرایط رهن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث اول: شرایط راهن و مرتهن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. بلوغ&lt;br /&gt;
	۲. عقل&lt;br /&gt;
	۳. قصد&lt;br /&gt;
	۴. اختیار&lt;br /&gt;
	۵. عدم ممنوعیت راهن از تصرف (عدم حجر)؛ مثل سفاهت، ‌ورشکستگی&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	ولی طفل و ولی مجنون می‌تواند با رعایت مصلحت و منافع طفل یا مجنون برای آنها چیزی را رهن بگذارد یا رهن بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث دوم: شرایط تحقق رهن و صحّت آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. صیغه رهن: &lt;/strong&gt;هر لفظی که غرض و مقصود از رهن را برساند و از جانب راهن و مرتهن بر زبان آورده شود، صیغه رهن نام دارد و هر کاری که مانند لفظ، غرض فوق را می­‌رساند نیز کافی است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; احمد صد هزار تومان از حسن طلبکار است، از این رو درخواست گرو کرده و حسن نیز انگشتر خود را نزد احمد می‌گذارد. با این کار عقد رهن محقق شده است.  &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. قبض و اقباض:&lt;/strong&gt; در تحقق شرعی رهن لازم است گرویی (رهن) تحویل مرتهن داده شود یا اگر از قبل دست مرتهن بوده، ‌راهن به او اذن دهد که در دستش به عنوان رهن باقی بماند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱) رهن اگر مال مشاع باشد باید با اجازه شریک، تحویل مرتهن داده شود و اگر بدون اجازه او انجام گیرد، معصیت کرده، اما قبض صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر دو نفر در اتومبیلی شریک باشند و یکی از شرکاء نیز مبلغی را به علی بدهکار باشد و سهم مشاع خود را از اتومبیل،  به عنوان گرو به علی دهد، اگر بدون اذن شریکش باشد، معصیت کرده، اما سهم مشاع فوق شرعاً حکم رهن را دارد و احکام آن مترتب خواهد شد؛ مثلاً فرد بدهکار حق ندارد سهم مشاع خود را به کسی بفروشد؛ چون در رهن است و از علی باید اجازه بگیرد.&lt;br /&gt;
	۲) آنچه در قبض و اقباض لازم است تحقّق یابد، قبض و اقباض ابتدایی است؛ یعنی لازم نیست رهن نزد مرتهن باقی بماند. بلکه اگر بدون اجازه مرتهن از دست مرتهن خارج شود، عقد رهن باطل نمی­‌شود و آثار و احکام آن باقی است؛ هرچند اگر بدون اجازه مرتهن بوده باشد، معصیت صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث سوم: شرایط مرهون (گرویی)&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	۱. عین باشد: مثلاً منفعت خانه نمی­‌تواند گرویی محسوب گردد. اما طلب یا دینی­که قبض نشده، می‌تواند گرویی باشد و قبض آن هم به قبض مصداق آن است. &lt;br /&gt;
	۲. مملوکی باشد که فروش آن صحیح باشد: مثلاً شراب یا مال غیر (بدون اذن مالک) نباشد.&lt;br /&gt;
	(توضیح: شراب شرعاً قابل تملک نیست و مال غیر قابل فروش نیست).&lt;br /&gt;
	۳. امکان قبض آن باشد: مثلاً پرنده­ای که در هوا پرواز می‌کند و غالباً برنمی­‌گردد، نباشد.&lt;br /&gt;
	۴. معیّن بودن گرویی (حداقل از نظر ارزش مالی یا نوع مال).&lt;br /&gt;
	­از آنجا که موارد اول و سوم نیازی به توضیح بیشتر ندارد، لذا به توضیح بند دوم و چهارم می­‌پردازیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مملوک بودن گرویی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در این زمینه نکات قابل توجهی به شرح ذیل وجود دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; گرو و رهن گذاشتن چیزی­ که مالک آن نیستیم، منوط به اجازه مالک آن است. بنابراین اگر مال دیگری را بدون رضایت او به عنوان رهن نزد طلبکار بگذاریم، در صورت اظهار عدم رضایت مالک آن، رهن باطل است و اگر اظهار رضایت و عدم رضایت نکرده، منتظر اظهار نظر او می‌شویم تا حکم رهن مذکور معلوم شود. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: با اجازه صاحب­خانه می‌توان خانه را برای بدهی خود رهن گذاشت. (۱۶۸۷).&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; لازم نیست خود بدهکار مالک رهن باشد. بلکه حتی اگر دیگری بدون اجازه بدهکار یا حتی با وجود نهی بدهکار اقدام به گرو گذاشتن مال خود نزد طلبکار کند، عقد رهن صحیح است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج) &lt;/strong&gt;اگر شخصی برای بدهکار مال خود را نزد طلبکار رهن بگذارد، دیگر حق انصراف از این کار و تجدید نظر برای او باقی نمی­‌ماند؛ مگر با رضایت طلبکار، یعنی مرتهن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د)&lt;/strong&gt; اگر طلب­کار (یعنی شخص مرتهن) مال رهن را که با اجازه و رضایت مالک آن به عنوان رهن نزد او بود، بفروشد، در صورتی مالک حق مطالبه از بدهکار را دارد که بدهکار خودش این مال را جهت گرو گذاشتن، عاریه گرفته باشد. مقدار مبلغ مطالبه به شرح ذیل است:&lt;br /&gt;
	۱. حداقل مساوی قیمت بازار فروخته شده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; قیمت فروخته شده را مطالبه می‌کند.&lt;br /&gt;
	۲. کمتر از قیمت بازار فروخته شده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; قیمت بازار را مطالبه می‌کند.&lt;br /&gt;
	مثال: اگر علی خانه‌­اش را برای دوستش رضا (به خاطر بدهی رضا) نزد طلبکار (حسین) گرو گذارد و پس از سررسید مقرر، رضا نتواند بدهی­اش را بپردازد، حسین حق فروش خانه علی را دارد تا طلب خود را از پول حاصل از فروش خانه وصول کند. اما اگر به درخواست رضا این خانه در اختیار رضا قرار گرفت تا او آن را گرو گذارد و اتفاق فوق رخ داد و حسین این حق را پیدا کرد که خانه را بفروشد، اگر قیمت واقعی خانه در بازار مسکن ۱۰۰ میلیون تومان بوده و خانه کمتر فروش رفته، علی حق مطالبه ۱۰۰ میلیون را دارد و اگر بیشتر فروش رفته است (مثلا ۱۲۰ میلیون)، علی حق مطالبه ۱۲۰ میلیون را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;معین بودن گرویی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	مرهون نباید مبهم باشد. لذا اگر گفته شود یکی از این دو به عنوان رهن گذاشته می­‌شود، صحیح نیست. بنابراین آنچه­ به عنوان رهن نزد طلبکار نهاده می‌شود باید به صورت یکی از گزینه­‌های زیر معیّن باشد:&lt;br /&gt;
	۱. هم عین آن مشخص باشد و هم ارزش مالی آن.&lt;br /&gt;
	۲. اگر عین آن مجهول است، ارزش مالی آن معلوم باشد: مثلاً مالی در صندوق است و  نمی­‌دانیم چیست، اما ارزش آن معلوم است.&lt;br /&gt;
	۳. اگر ارزش مال مجهول است، جنس و نوع مال معلوم باشد: مانند مالی که تمام خصوصیات آن برای ما مشخص است، اما نمی‌دانیم در بازار چقدر می­‌ارزد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث چهارم: شرایط دین یا مالی­ که برای آن گرو قرار داده‌­اند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	طلب (دین) باید برگردن بدهکار باشد؛ اگر چه به صورت مدّت­‌دار. لذا رهن قرار دادن در مقابل طلبی­که هنوز به عهده بدهکار نیامده، موجب تحقّق عقد شرعی رهن نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: حسن در مقابل صد هزار تومان قرضی که ماه آینده از علی دریافت خواهد کرد، امروز انگشتر خود را رهن قــــرار می‌دهد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; رهن باطل است؛ چون حسن به علی بدهکار نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;استفتاء: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;سؤال:&lt;/strong&gt; شخصی زمین خود را نزد فرد دیگری رهن گذاشته تا مبلغ معینی را از او قرض کند، ولی مرتهن عذر آورده که مبلغ مذکور را ندارد و به­ جای آن، ده رأس گوسفند به صاحب زمین داده است. اکنون دو طرف قصد دارند رهن را آزاد کنند و هر یک از راهن و مرتهن مال خود را بردارند. ولی مرتهن اصرار دارد که عین ده رأس گوسفند به او برگردانده شود، آیا شرعاً چنین حقّی دارد؟&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;جواب: &lt;/strong&gt;رهن باید در برابر دین ثابت و محقّق باشد، نه دین و قرضی که بعداً محقق می‌شود. لذا زمین و گوسفندان باید به مالک آنها برگردانده شوند. مگر آنکه بعد از قرض گرفتن گوسفندان این رهن انجام بگیرد. با توجه به اینکه گوسفند جزو قیمیّات است، نه مثلیّات، راهن باید قیمت را بپردازد. (۱۶۹۱)&lt;br /&gt;
	همچنین مالی­ که مضمون است، یعنی طرف مقابل شرعاً ضامن است و باید مثل یا قیمت آن را بپردازد، می‌توان برای آن رهن قرار داد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر حسن مالی را غصب کند و ۱۰۰ هزار تومان به عنوان رهن برای آن نزد صاحب مال بگذارد، این رهن از نظر شرعی صحیح است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt; شرایط جواز فروش رهن (گرویی)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; قبل از اجل (قبل از سررسید زمان پرداخت بدهکاری):&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; رهن به گونه­‌ای باشد که قبل از اجل دین، ‌فاسد می‌شود:&lt;br /&gt;
	یک- اگر در عقد رهن تصریح شده (قرینه­‌ای باشد) که قبل از فاسد شدن و از بین رفتن رهن، حق فروش وجود دارد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; رهن صحیح است و مراحل زیر باید به ترتیب طی شود:&lt;br /&gt;
	اول- فروش توسط راهن&lt;br /&gt;
	دوم- فروش توسط مرتهن به وکالت از راهن&lt;br /&gt;
	سوم- حاکم شرع  مجبورش می‌کند.&lt;br /&gt;
	چهارم- خود حاکم شرع می‌فروشد.&lt;br /&gt;
	پنجم-خود مرتهن می‌فروشد و در هر صورت، قیمت آن به عنوان رهن قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	دو- اگر شرط شود تا مدت مشخص شده، حق فروش رهن را ندارد یا نسبت به فروش و عدم آن مطلق باشد و قرینه­ای دالّ بر فروش وجود نداشته باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; چون زودتر از فروش، رهن فاسد می‌شود، رهن باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; رهن به گونه‌ای است که قبل از اجل دین، فاسد نمی­‌شود، اما به­طور اتفاقی در معرض فاسد شدن قرار گرفت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; رهن صحیح است، اما قبل از فساد، حق فروش وجود دارد و ثمن فروش رهن، به عنوان رهن قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; پس از اجل (سررسید زمان پرداخت بدهی رسیده است):&lt;br /&gt;
	وقتی زمان دریافت بدهی فرا رسید و راهن بدهی را نپرداخت، مراحل زیر انجام می‌شود:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; اگر مرتهن از طرف راهن در فروش گرویی وکیل است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; می‌فروشد و در این مورد نیازی به مراجعه به راهن نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; اگر مرتهن وکیل نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; درخواست طلب خود می‌کند ولو با فروش رهن یا توکیل او در فروش رهن (مرتهن به راهن می‌گوید خودت رهن را بفروش و طلب من را بپرداز).&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج) &lt;/strong&gt;اگر بند ۱ و ۲ حاصل نشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حاکم مجبورش می‌کند؛ مگر آنکه مرتهن بترسد بدهکار یا ورثه بدهکار، دین را انکار کند و رهن از دستش خارج شود؛ لذا با اجازه از حاکم، خودش می­‌فروشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توضیح:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	گاهی مرتهن به دلیل اینکه بینة مورد قبولی برای اثبات دینش ندارد، می‌بیند اگر برای فروش مال رهن به حاکم شرع مراجعه کند، بدهکار یا ورثه او، طلبکار بودن مرتهن را انکار می­کنند و طبق قانون، اصل آن است که کسی از دیگری طلبی ندارد و در اینجا هم مرتهن شاهدی ندارد تا ثابت کند طلبکار است و این مال به عنوان گرو نزد اوست. در این حالت می‌تواند با اجازه از حاکم شرع خودش رهن را بفروشد و طلب خود را وصول کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;د) &lt;/strong&gt;حاکم وجود ندارد یا امکان اذن از او نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; می‌فروشد&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در تمام موارد مذکور در صورت فروش مال مرهون، اضافه آن در دست او امانت شرعی است؛ یعنی باید مازاد را به راهن برگرداند. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; شخصی خانه خود را برای گرفتن وام نزد بانک رهن می­‌گذارد. ‌سپس قبل از پرداخت بدهی خود، فوت می­‌کند. و ورثه صغیر او نمی­‌توانند همه قرض را بپردازند. ‌در نتیجه بانک اقدام به توقیف و مصالحه خانه مزبور می­‌کند. با توجه به آنکه قیمت آن چندین برابر مبلغ بدهی است، مقدار زیادی متعلق به ورثه است. (۱۶۸۴)&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 اگر با فروش قسمتی از رهن، طلب طلبکار (مرتهن) وصول می‌شود، نباید تمام رهن را فروخت مگر آنکه:&lt;br /&gt;
	۱. فروش قسمتی از رهن، موجب ضرر به مالک اصلی باشد.&lt;br /&gt;
	۲. فروش قسمتی از رهن، به خاطر نبودن مشتری ممکن نباشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br clear="all" /&gt;
	&lt;strong&gt;حقوق مرتهن و راهن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	راهن بدون اجازه مرتهن، حق تصرف در مرهون را ندارد. مگر اینکه تصرف وی به نفع مال رهن باشد؛ مثل آبیاری درختان یا علف دادن به گوسفندی که رهن قرار گرفته است؛ مشروط به اینکه این گوسفند یا درخت را از دست مرتهن خارج نکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; تصرف راهن در رهن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; تصرف غیر ناقل: اگر راهن بدون اذن مرتهن در رهن تصرف غیرناقل&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; کند، معصیت کرده و چیزی بر او نیست، مگر آنکه آن را تلف کرده باشد که در این صورت، ضامن قیمت آن است؛ یعنی اگر از بین رفت، قیمت واقعی رهن باید به عنوان رهن نزد مرتهن قرار گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;تصرف ناقل: اگر تصرف ناقل انجام شود، باید در مورد صحت معامله از مرتهن اجازه گرفته شود. در صورت اجازه مرتهن، حکم صحت و بطلان رهن در فروش (بیع) و اجاره بدین نحو است:&lt;br /&gt;
	الف) فروش: اگر مرتهن اجازه دهد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; رهن باطل است (یعنی مرتهن عملاً پذیرفته که این مال دیگر گرویی نباشد و به دیگری فروخته شود.)&lt;br /&gt;
	ب) اجاره: اگر مرتهن اجازه دهد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; صحّت رهن باقی است. (یعنی مرتهن فقط پذیرفته مال رهن اجاره داده شود، ولی نپذیرفته از گرویی بودن مال رهن خارج شود. لذا رهن به صحت خود باقی است.)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;: اگر قبل از معامله بیع، اجازه دهد، این نیز موجب بطلان رهن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱:&lt;/strong&gt; علی انگشترش را نزد حسن (طلبکار) به عنوان رهن قرار می‌دهد، ‌اما علی این انگشتر را بدون اجازه حسن استفاده می‌کند و انگشتر گم می‌شود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; علی باید قیمت واقعی انگشتر را به حسن بدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲:&lt;/strong&gt; علی در مثال قبل، انگشتر مذکور را به حسین (فرد ثالث) بدون اجازه حسن می‌فروشد یا در ازای یک ماه استفاده، هزار تومان اجاره می‌دهد:&lt;br /&gt;
	الف) حسن فروش او را می‌پذیرد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; دیگر رهنی باقی نمی­‌ماند.&lt;br /&gt;
	ب) حسن اجاره او را می‌پذیرد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هنوز انگشتر حکم رهن را دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. مرتهن می‌تواند حتی گرویی را که از "مستثنیات دین"&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; است، برای گرفتن طلب خود، طبق آنچه در بخش "شرایط جواز فروش رهن" آمده است، به فروش برساند. &lt;br /&gt;
	۲. اگر راهن چندین طلبکار دارد و مفلس شده است، ‌در این صورت شخص مرتهن نسبت به سایر طلبکارها در رهن احقّ است. بنابراین:&lt;br /&gt;
	الف) اگر مال رهن بیشتر از حق مرتهن است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بقیه رهن بین سایر طلبکارها تقسیم می­‌شود.&lt;br /&gt;
	ب) اگر مال رهن کمتر از حق مرتهن است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; بقیه حقش را با سایر طلبکارها در سایر اموال راهن شریک است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;حقوق راهن و ورثه او&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;تمام منافع در طول رهن برای راهن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: خانه‌­ای که برای یک بدهی رهن گذاشته شده است، اگر اجاره داده شود یا اجاره داده شده باشد، اجاره‌­بها متعلق به مالک آن (راهن) است، نه مرتهن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;آنچه بر رهن افزوده می‌شود، از نمائات متصله و منفصله&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt;، متعلق به راهن است؛ هرچند نمائات متصله تابع رهن است و همچنین هر آنچه عرفاً داخل در رهن است که استفادة از آنها منوط به اجازه مرتهن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; رهن حکم امانت را دارد. لذا اگر مرتهن در حفاظت آن کوتاهی کند، اگر تلف یا معیوب شود، ضامن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱: &lt;/strong&gt;وحید گوسفندی را در مقابل طلب خسرو از او، رهن می‌دهد تا پس از یک سال که بدهی­‌اش را پرداخت نمود، گوسفند از گرویی بیرون آید. در طول این یک سال گوسفند بچه­‌دار می‌شود و پشم­‌های آن بلند می‌شود و چیده می‌گردد. این بچه گوسفند و پشم­‌ها مال وحید است و خسرو حقی نسبت به آن ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;در مثال قبل، اگر خسرو در نگهداری گوسفند کوتاهی کند و عیبی بر آن وارد شود، مثلاً پایش آسیب ببیند، یا تلف شود، خسرو خسارت وارده را باید به وحید بپردازد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تصرف مرتهن بدون اذن راهن در "رهن" (گرویی) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; تصرف غیرناقل: مرتهن اجارة منافع استفاده شده را ضامن است و در صورت از بین رفتن مال رهن، باید قیمت واقعی را نیز به راهن بپردازد.  &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; تصرف ناقل: معامله فضولی است و باید از راهن بعد از آن اجازه گرفته شود:&lt;br /&gt;
	الف) راهن فروش را اجازه دهد ! ثمن معامله، رهن قرار می­گیرد، اما مال راهن است.&lt;br /&gt;
	ب) اجاره را اجازه دهد ! همان رهن اولی باقی می­ماند و اجاره برای راهن خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱:&lt;/strong&gt; علی انگشترش را به حسن (طلبکار) رهن می‌دهد، اما حسن بدون اجازه علی استفاده می‌کند و انگشتر گم می‌شود &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حسن باید قیمت انگشتر را به علی بپردازد و رهن باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;در مثال قبل فرض کنید یک خانه به عنوان رهن قرار داده شده و حسن بدون اجازه علی خانه را فروخته یا اجاره داده است:&lt;br /&gt;
	الف) علی فروش را اجازه می‌دهد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پول حاصل از فروش به عنوان رهـن قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	ب) علی اجاره را اجازه می‌دهد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره بها متعلق به علی خواهد بود و خود خانه هنوز در رهن هست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;در صورت ظاهر شدن نشانه‌­های مرگ مرتهن، امور ذیل بر او واجب می­‌شود:&lt;br /&gt;
	الف) در مورد رهن و مشخص کردن آن در بین اموالش به ورثه وصیت کند.&lt;br /&gt;
	ب) تعیین راهن؛ یعنی بگوید کسی­که این مال را رهن گذاشته است، چه کسی است.&lt;br /&gt;
	ج) شاهد گرفتن بر مطالب بند ۱و۲&lt;br /&gt;
	در غیر این صورت اگر رهن پس از مرگ مرتهن، با وجود پرداخت بدهی­‌ها توسط راهن، به دست راهن نرسد، مرتهن ضامن است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; اگر نزد مرتهن، رهنی باشد و بمیرد. در صورتی­ که نمی­‌دانیم آن رهن در ترکه او هست یا نه، و همچنین نمی­‌د‌انیم که آن رهن در اثر کوتاهی تلف شده است. یا می‌دانیم رهن تا بعد از مرگ در اموال مرتهن بوده، ولی نمی­‌دانیم هنوز باقی است یا آن را به مالکش برگردانده یا فروخته و پولش را برداشته یا بدون تفریط تلف شده است. ! چیزی بر عهده ورثه نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; با موت راهن یا مرتهن، عقد رهن به ورثه منتقل می‌شود. اما راهن اگر ورثه مرتهن را امین و مورد اعتماد نداند:     &lt;br /&gt;
	الف) اگر بر فرد خاصی متفق­القول شدند و راهن یا وارث او و ورثه مرتهن او را قبول داشتند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; همان شخص رهن را به­جای ورثه مرتهن در اختیار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	ب) اگر بر فرد خاصی متفق‌­القول نشدند&lt;br /&gt;
	یک- حاکم شرع به هر فردی بخواهد رهن را در اختیارش قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
	دو- حاکم شرع وجود نداشت، مؤمنین عادل به هر فردی بخواهند رهن را تحویل می‌دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;یکی بودن راهن و تعدد مرتهن و بالعکس، با اشتراک در یک گرویی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; یک مال را می‌توان نزد دو مرتهن گذاشت؛ اما در صورتی­که هر دو مرتهن توافق بر این مطلب کرده باشند. اگر قصد دو مرتهن از قبول این امر، فسخ رهن اول بوده باشد، مسلماً فقط رهن دوم به قوه­ خود باقی می­ماند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; در صورتی­که یکی از طلبکارها رهن را فسخ نماید، نسبت به بدهی خود حقی از رهن نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال: &lt;/strong&gt;فرض کنید خسرو به وحید و ناصر بدهکار است و با توافق وحید و ناصر خانه خود را نزد این دو رهن می‌گذارد. این کار شرعا صحیح است؛ یعنی هر کدام از وحید و ناصر می‌توانند طبق توافق انجام شده طلب خود را از خسرو، در صورت پرداخت نکردن بدهی­‌اش، با فروش خانه تأمین کنند. اما اگر وحید قبول کرد که رهن نزد او فسخ شود و خانه فقط به عنوان رهن بابت طلب ناصر از خسرو باشد، دیگر وحید حق فروش خانه را بابت وصول طلب خود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;اگر بدهکاران بیش از یک نفر باشند و همگی مشترکاً مالی را رهن گذاشته باشند، اگر هر کدام دین خود را ادا نماید، رهن او از گرویی خارج می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال: &lt;/strong&gt;فرض کنید دو نفر مشترکاً مالک خانه­‌ای هستند و این افراد به وحید بدهکارند و هر دو این خانه را گرو نزد وحید قرار می‌دهند. اما فقط یکی از این افراد بدهی خود را می‌پردازد لذا فقط این فرد سهم مشاعش از خانه، از رهن خارج می‌شود؛ یعنی سهم نفر بدهکار دیگر، به عنوان رهن نزد وحید باقی می‌ماند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; اگر طلبکاران بیش از یک نفر بوده و همگی مشترکاً مالی از بدهکار، به عنوان رهن در اختیار داشته باشند (در یک عقد رهن): &lt;br /&gt;
	الف) طلب هر کدام با دیگران مساوی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هریک از طلبکاران (مرتهنین) به نسبت مساوی از مال رهن حق دارند.&lt;br /&gt;
	ب) طلب هر کدام با دیگری متفاوت است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; هریک به نسبت طلبشان، از مال رهن حق دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; خسرو به وحید ۱۰۰هزار تومان و به ناصر ۳۰۰ هزار تومان بدهکار است. موتورسیکلت خود را به عنوان رهن نزد وحید و ناصر قرار می‌دهد. اگر حسن بدهی خود را به یکی از این دو نفر یا هردو نپردازد سهم هر یک از این طلب­کاران از موتور به نسبت طلبی که دارند می­‌باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt; اگر شخصی که بدهکار است، دو بدهی دارد که برای یکی از آنها چیزی را نزد طلبکار رهن گذاشته است، اما برای بدهی دوم رهنی قرار نداده است، اگر هر دو بدهی یکی است و به اندازه یکی از آنها به طلبکار بپردازد، اما نیت طلبی که در ازای آن رهن گذاشته را نکند، رهن آزاد نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: خسرو در آبان و بهمن، هریک، صد هزارتومان از وحید قرض گرفته است. اما بابت قرض اول اتومبیل خود را به عنوان رهن نزد وحید گذاشته است. در ماه اسفند ۱۰۰ هزار تومان به وحید می‌دهد بدون آنکه نیت او ادای قرض اول باشد، در این حالت اتومبیل وی هنوز در رهن قرار دارد. &lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	حکم تعدد طلبکار یا بدهکار برای مواردی است که از اول تعدد باشد؛ نه اینکه بعداً به دلیل موت راهن یا مرتهن، ورثه­ متعدد جایگزین آنان شوند.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱) &lt;/span&gt;تصرف ناقل، یعنی معامله کند و آن را به ملک دیگری وارد کند. اما تصرف غیر ناقل، یعنی آن را به ملک دیگری داخل نکند، اما از آن استفاده کند.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲) &lt;/span&gt;منظور از مستثنیات دین آن اموالی از بدهکار است که جزء ضروریات زندگی اوست؛ مثل خانه، اتومبیل و لوازم زندگی. این اموال را نمی­توان برای رسیدن طلبکار به حق خود از بدهکار گرفت یا به فروش رساند.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; نمائات منفصله، مانند تولد بچه از گوسفند، میوه­دار شدن درخت، افزایش پشم حیوان و... و نمائات متصله، مانند چاق شدن گوسفند و .... .&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
	شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
	پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 16:45:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>شرکت</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27833</link>
<guid>27833</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27833/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "چهل‌ونه و پنجاهم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;strong&gt; تعریف و اسباب شرکت&lt;br /&gt;
		تعریف: &lt;/strong&gt;شرکت عبارت است از اینکه چیزی (عین، دین، منفعت و حق ) مشترکاً برای دو نفر یا بیشتر باشد.&lt;/div&gt;
	&lt;table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl"&gt;
		&lt;tbody&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;                   موارد شراکت  &lt;br /&gt;
					اسباب شراکت &lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt; &lt;br /&gt;
					عین&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt; &lt;br /&gt;
					دین&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt; &lt;br /&gt;
					منفعت&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt; &lt;br /&gt;
					حق&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;ارث&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;عقد ناقل&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;حیازت&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;مزج&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;-&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;تشریک&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;×&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
		&lt;/tbody&gt;
	&lt;/table&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 در جدول فوق چیزهایی که طبق تعریف، موجب شراکت می‌شود، ذکر شده و در مقابل آن مشخص گردیده که هر یک از این اسباب شراکت، موجب شراکت در چه چیزهایی خواهد بود. اکنون به توضیحات زیر توجه فرمایید:&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;اسباب شراکت&lt;br /&gt;
		ارث:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		همان­طورکه بیان شد، تمام موارد شرکت، اعم از عین، دین، منفعت و حق، به سبب ارث محقق می­‌شود؛ مثال:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;عین: زمینی به ورثه رسیده است و همگی در آن شریک‌­اند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;دین: میت طلبی دارد و این طلب را بدهکاران باید به ورثه بپردازند. لذا ورثه در این دین شریک‌­اند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;منفعت: مثلاً میت در زمان حیاتش خانه­ای را اجاره کرده که بعد از مرگ به ورثه می‌رسد و ورثه در منافع این خانه شریک­اند. &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;حق: مثلاً حق خیار در معامله میت (در زمان حیاتش) به ورثه می‌رسد.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;عقد ناقل: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		دو یا چند نفر با هم، با یک قرارداد، مثل بیع یا اجاره، صاحب اختیار عین، حق یا منافع چیزی گردند؛ مثال:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; عین: دو نفر زمینی را با هم می­‌خرند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;دین: دو یا چند نفر به واسطه یک عقد (مثل حواله، بیع و...) مشترکاً مالک دین فرد یا افرادی شوند.&lt;br /&gt;
		مثال: فرض کنید حسن بابت کالایی که از حسین خریده چک داده است. اکنون دو نفر از طلبکاران حسین آمده‌­اند و حسین با توافق خود آنها و بنابر احتیاط واجب، با توافق حسن، آنها را به حسن حواله می‌دهد؛ یعنی باید طلبشان را از حسن وصول کنند. در اینجا این دو نفر مشترکاً مالک دین حسن به حسین هستند و وقتی این چک وصول شود، مال این دو خواهد بود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; منفعت: دو یا چند نفر، به واسطه یک عقد (مثل اجاره) مشترکاً مالک منافع شیء یا کالایی شوند؛ مثل اجاره یک منزل توسط دو نفر.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;حق: دو یا چند نفر مشترکاً با هم حقی را خریداری یا مصالحه کنند؛ مثلاً چند نفر حق امتیاز گرفتن وام را از فردی بخرند. &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;حیازت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		حیازت به معنای جمع‌­آوری و به­ دست آوردن است. اگر دو یا چند نفر با هم و هم­زمان چیزی را به­دست آورند، در آن چیز شریک می‌شوند؛ مثلا دو نفر هم­زمان سنگی قیمتی بیابند و با هم روی آن دست ‌گذارند.&lt;br /&gt;
		با توضیح فوق روشن می‌شود که با حیازت فقط در عین مال (و نه منافع یا دین یا حق) شراکت حاصل می‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;امتزاج:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		امتزاج و مخلوط شدن بین اشیا و اموال به صورت­‌های زیر است:&lt;br /&gt;
		۱. امتزاج بین دو مایع که عرفاً قابل تمیز و تشخیص نیست؛ مثل آب با آب، روغن بادام با روغن گردو و.... &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت واقعی حقیقی&lt;br /&gt;
		۲. امتزاج بین دو جامد نرم که عرفاً قابل تمیز و تشخیص نیست؛ مثل آرد گندم با آرد جو &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت ظاهری واقعی&lt;br /&gt;
		۳. امتزاج بین دو جامد غیر نرم همجنس ریز که عرفاً قابل تمیز و تشخیص نیست؛ مثل گندم با گندم  &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; شرکت ظاهری حکمی&lt;br /&gt;
		۴. امتزاج بین دو جامد غیر نرم غیر همجنس ریز؛ مثل گندم با خشخاش &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; عدم شرکت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مصالحه کنند&lt;br /&gt;
		۵. امتزاج بین دو جامد غیر نرم همجنس درشت؛ مثل گردو با گردو &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; عدم شرکت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مصالحه کنند&lt;br /&gt;
		۶. امتزاج بین قیمیات؛ مثل لباس­‌ها و گوسفندها &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; عدم شرکت &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مصالحه کنند یا با قرعه­‌کشی مالشان را جدا کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		۱. قیمیات، یعنی چیزهایی­که افراد آن دقیقاً مثل هم نیستند؛ مثلاً گوسفند این­گونه نیست که مثل داشته باشد؛ یعنی دقیقاً مانند آن وجود داشته باشد؛ زیرا گوسفندان هر قدر هم شبیه به هم باشند، باز تفاوت دارند. اما مثلاً گندم، برنج، یک نسخه کتاب از کتابی که مثلاً ۲۰۰۰ تیراژ چاپ شده و امثال آن، مثلی هستند.  &lt;br /&gt;
		۲. در بندهای ۴، ۵ و ۶ شراکت و احکام آن وجود نخواهد داشت و طرفین باید با هم به توافق برسند.&lt;br /&gt;
		۳. شرکت به سبب امتزاج فقط در عین است و شامل دین، منفعت و حق نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تشریک:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		تشریک آن است که کسی شخصی را در مال خود شریک کند؛ این شراکت چه در عین مال باشد و چه در دینی که از دیگران طلب دارد و چه در اجاره و منافع مال و چه در حقی از حقوق خود؛ مثل حق خیار (غبن، حیوان، تاخیر و ....)&lt;br /&gt;
		روش آن به این نحو است که به شخص دیگر بگوید: تو را شریک کردم (مثلاً به اندازه ثلث) البته در مورد حقوق، شراکت به اندازه کسر مشاع به این معنا خواهد بود که در ثلث  ثمن یا مبیع حق داری.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;شرکت عقدیه (عنان):&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		عبارت است از عقد بین دو یا چند نفر مبنی بر اینکه معامله­‌ای را با مال مشترکشان انجام دهند و در سود و زیان به میزان مورد توافق با هم سهیم باشند. این شرکت را شرکت عقدی یا عنان گویند.  &lt;br /&gt;
		عقد فوق به دو صورت محقق می‌شود: یا روی مالی­ که بین هر دو مشترک است (و این اشتراک به دلیل ارث یا حیازت یا عقد ناقل یا امتزاج یا تشریک می‌باشد) عقدی را واقع می‌کنند یا اینکه از همان اول مالشان را به قصد اینکه در اکتساب و معامله شریک باشند، ممزوج می‌کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مبحث اول: شرایط شرکت عقدیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در شرکت عقدیه نیز مانند سایر عقود مالیه، بلوغ، عقل، قصد و اختیار و عدم حجر معتبر است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مبحث دوم: شرکت­‌های عقدی باطل&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		در اقسام سه­‌گانه ذیل شرکت باطل است و طرفین با هم شریک نخواهند بود:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;شرکت اعمال (شرکت ابدان): عقدی است بین حداقل دو نفر مبنی بر این­که اجرت عمل و کارکرد هر کدام مشترک بین هر دو باشد؛ چه عمل آن دو یکی باشد و چه مختلف باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; دو نفر با هم قرار بگذارند خیاطی کنند و اجرت، بین آن دو مشترک باشد یا یکی خیاطی، و دیگری تجارت کند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;شرکت باطل است و هرکس مالک اجرت خود است؛ نه بیشتر و نه کمتر.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر دو نفر با یک قرارداد و عقد واحد برای کاری واحد با اجرت معینی استخدام شوند یا هر دو همزمان چیزی را حیازت کنند و به دست آورند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مشارکت در اینجا محقق است و مانند شرکت ابدان نیست. اولی شرکت عقد است؛ یعنی در اجرت شریک‌­اند و دومی حیازت است و در آنچه به دست آورده‌­اند، به نسبتِ کاری که کرده‌­اند، شریک­‌اند و اگر نسبت کارکرد هر یک معلوم نبود، بنابر احتیاط باید مصالحه کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;شرکت وجوه: عقدی است بین دو نفر یا بیشتر، که مالی ندارند، اما اعتبار و آبرو دارند و هر کدام تجارت می‌کنند تا حاصل تجارت بین آنها مشترک باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;شرکت مفاوضه: عقدی است بین دو نفر یا بیشتر، مبنی بر اینکه هر چه کسب می‌کنند یا به آنها می‌رسد (مثل ارث،  وصیت و...) یا هر خسارتی که به هر کدام می‌رسد، از جیب هر دو باشد.&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث سوم: شرکت عقدی صحیح (شرکت عنان)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	شرکت عقدی فقط در اموال (چه نقد و چه نسیه) صحیح است که به آن شرکت عنان می­‌گویند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرط صحت شرکت عنان:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در این شرکت، رأس­المال (سرمایه) هر دو شریک ممزوج است؛ به­‌گونه‌­ای که مانع تشخیص و تمییز از هم است؛ فرقی نمی­‌کند این امتزاج موجب شراکت مزجی شود یا خیر.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در اجناسی­ که امتزاج آنان مانع تمیز و تشخیص آنها از هم نیست، بنابر احتیاط باید از سایر اسباب شرکت برای تأمین این شرط، از شرایط صحت شرکت عنان کمک گرفت؛ مثلاً ممکن است ارث باشد یا حیازت یا تشریک.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱:&lt;/strong&gt; فرض کنید دو نفر با هم شریک باشند و با سرمایه مشترک تجارت کنند و در سود و زیان مشارکت داشته باشند. در اینجا فرض کنید سرمایه یکی چرم است و دیگری پارچه که دو جنس متغایرند؛ در اینجا چون امتزاج این دو سرمایه مانع تمیز و تشخیص آن دو از هم نیست، باید به­نحو دیگری امتزاج حاصل شود؛ مثلاً از "تشریک" کمک گرفت؛ یعنی یکی به دیگری بگوید من تو را به میزان مثلاً ۱۰ درصد در مال خود (چرم) شریک کردم و دیگری هم بگوید من تو را به میزان مثلاً ۲۰ درصد در مال خود (پارچه) شریک کردم. اکنون پارچه و چرم بین هر دو مشترک است و نمی­‌توان مشخص کرد کدام قسمت پارچه یا چرم برای نفر اول است یا دوم § زمینه برای شرکت عنان فراهم شده و می‌توانند با این سرمایه­‌ها تجارت کنند و هر کس سهم خود را طبق قراردادی که منعقد می‌شود، بردارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;دو نفر با سرمایه مشترک در مکانی که سرقفلی آن نیز بین این دو نفر مشترک است، تجارت می‌کنند. پس از مدتی یکی از آنها، پس از محاسبه سود و زیان، سرمایه و سود سهم خود را می‌گیرد و جدا می‌شود. اما شریک دیگر به تجارتش در این مکان ادامه می‌دهد. در این حالت، نفر اول حق مطالبه‌­ای از نفر دوم ندارد؛ چون مجرد شراکت در ملک یا سرقفلی محل تجارت، برای اشتراک در تجارت و سود حاصل از آن کافی نیست. بلکه ملاک آن اشتراک در سرمایه تجارت است و نفر دوم که تسویه حساب کرده، فقط نسبت به سهم خود از محل تجارت، حق گرفتن اجاره‌­بها را از نفر دوم دارد. (۱۷۱۲)&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مبحث چهارم: احکام شراکت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; هیچ یک از شرکاء، بدون اذن شریک دیگر، مجاز به تصرف در اموال نیست و فقط طبق آنچه سایر شرکاء اجازه تصرف داده­اند، حق تصرف وجود دارد؛ مثلاً بیع نسیه جایز نیست، مگر قرینه‌­ای بر رضایت شرکاء نسبت به آن وجود داشته باشد. (۱۷۰۰) و (۱۷۰۳)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مثال۱:&lt;/strong&gt; اگر برخی از شرکاء بدون رضایت سایر شرکاء، ملک مشاعی را بفروشند، معامله فقط نسبت به سهم کسانی­ که این کار را کرده­‌اند صحیح و نافذ است و نسبت به سهم شرکای دیگر، متوقف بر اجازه آنان است. (۱۷۰۱)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲:&lt;/strong&gt; اگر به شریکی اجازه داده شود که در خانة مشاع سکونت کند، برای او این سکونت جایز است و حتی می­تواند زن و فرزند خود را نیز در آنجا ساکن کند؛ چون لازمة اذن سکونت در خانه، این است که برای خانواده­اش هم تصرف در خانه جایز باشد و همچنین آنچه متعارف از آمدن مهمان است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;در تمام شراکت­ها با هر سببی که بوده باشد (ارث، حیازت و ....) اگر یکی از شرکاء قصد جدا کردن سهم خود را دارد و دیگران مخالفت می‌کنند،‌ شخص می‌تواند به حاکم شرع مراجعه کند. (۱۷۰۵)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هیچ یک از شرکاء حق ندارند مانع جدا شدن شریک دیگر از شراکت شوند. همچنین نمی­‌توانند به دلیل ترس از اینکه اگر یکی از شرکاء اموالش را دریافت کند، آنها را در راه شر و گناه مصرف می‌کند، ‌مانع حق او شوند. بلکه فقط وظیفه نهی از منکر دارند. (۱۷۱۳)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;در شرکت عقدی، شرکاء به نسبت سهم سرمایه خود در سود و زیان شریک­‌اند. ولی اگر شرط کرده باشند یکی بیشتر از سهم سرمایه خود از سود حاصله برخوردار باشد، صحیح است. (۱۷۰۹)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;شریک امین است. بنابراین اگر بدون تفریط (کوتاهی و عدم محافظت از سرمایه) یا زیاده­‌روی ‌مال تلف شود، ضامن نیست و لذا اگر شریک منکر تفریط یا زیاده­روی شود، با قسم خوردن در محکمه سخنش پذیرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;عقد شرکت از عقود جایز است (از قراردادهایی نیست که طرفین ملزم باشند آن را فسخ نکنند. بلکه حق فسخ وجود دارد). حتی اگر در ضمن عقد شرکت شرط کرده باشند تا زمان به خصوصی (مثلاً ۲ ماه دیگر) حق بر هم زدن عقد شرکت برای شرکاء وجود نداشته باشد، باز حق فسخ برای شرکاء وجود دارد. مگر اینکه مصالحه‌ای انجام گرفته باشد یا چنین شرطی در ضمن یک عقد لازم (مثلاً یک بیع بدون خیار یا اجاره) انجام شده باشد. بلکه اگر در ضمن عقد جایزی شرطی کند، مادامی­ که عقد باقی است وفای به آن واجب است.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1"&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; برای نمونه می‌توانید به آخرین مسئله بحث شفعه مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			 &lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
			شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			 &lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 16:37:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>اجاره</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27832</link>
<guid>27832</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27832/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "چهل‌وششم و چهل‌وهفتم و چهل‌وهشتم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اقسام اجاره و شرایط آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اجاره دو قسم است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) اجاره اشیائی که ارزش مالی دارند؛ اگر چه اندک باشد.&lt;br /&gt;
	ب) اجاره یک شخص؛ مثل اینکه کارمند یا کارگر اجیر شود؛ یعنی قرار گذاشته که در مقابل کار مشخصی، حقوقی دریافت کند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
	هر لفظ یا عملی که مقصود را برساند برای انعقاد عقد اجاره کافی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;شرایط موجر و مستأجر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	بلوغ، عقل، ‌قصد، ‌اختیار و محجور نبودن (مثلاً مفلس یا سفیه نباشد).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; شرایط مالی که مورد اجاره واقع می‌شود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;تعیین کردن؛ لذا اگر کسی بگوید یکی از خانه‌­هایم را اجاره دادم، باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;معلوم بودن: با مشاهده یا ذکر اوصافی که رغبت­‌ها به سبب وجود یا عدم آن اوصاف تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر مستأجر، خانه‌ای را بدون آنکه آن را ببیند و اوصافش را&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; بشنود، اجاره کند، این اجاره باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;قدرت تحویل دادن وجود داشته باشد&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اجاره اتومبیلی که گم شده است و قابل تحویل نیست، باطل می­‌باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;امکان بهره­‌مندی از آن باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;عین آن مال با استفاده کردن باقی بماند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: چیزهای خوردنی یا هیزم اجاره داده نمی­‌شود. همچنین زمینی­ که آب به آن نمی­‌رسد، برای زراعت، اجاره داده نمی­‌شود؛ مگر آنکه آب باران کافی باشد؛ چراکه چیزهای خوراکی و هیزم با استفاده کردن از آن تمام می‌شود و زمین بدون آب هم برای زراعت قابل بهره‌­برداری نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;اجا­ره­ دهنده مالک یا صاحب اختیار شرعی آن باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷. &lt;/strong&gt;انتفاع بردن از آن جایز باشد؛ لذا اجیرکردن حائض برای نظافت مسجد جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; شرایط منفعت مورد نظر در مال­الاجاره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	۱. مباح باشد؛ اجاره دادن مغازه برای نگه­داری یا فروش شراب یا اجاره دادن کامیون برای حمل شراب، حرام و باطل است.&lt;br /&gt;
	۲. مالیت و ارزش داشته باشد، هرچند اندک؛ یعنی به­‌گونه­‌ای باشد که عقلاء برای آن، بذل مال کنند.&lt;br /&gt;
	۳. اگر مالی­ که اجاره داده شده منافع متعددی دارد، باید در عقد اجاره، نوع منفعتی که اجاره کننده می‌خواهد از آن بهره­‌مند شود، تعیین شود. &lt;br /&gt;
	مثال: اگر اتومبیلی اجاره داده می‌شود، باید معلوم باشد برای مسافرکشی یا حمل بار یا منظور دیگری است.&lt;br /&gt;
	۴. مدت اجاره معلوم باشد؛ مثلاً در مواردی مقدار کار مشخص گردد. (مثلاً خیاطیِ لباس معین با مدل به‌­خصوص، یا اجاره خانه برای مدت یک سال تمام).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;شرایط اجرت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اجرت معلوم و مقدار آن مشخص و معین باشد؛ اگر مکیل&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; یا موزون&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; یا معدود&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴) &lt;/span&gt;است، باید معلوم باشد که چند پیمانه یا چند کیلوگرم یا چند عدد است و اگر از چیزهایی است که باید دیده شود و مشاهده گردد یا اینکه وصف کردن آن کافی است، باید به ترتیب مشاهده یا وصف شود.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 اجرت می‌تواند موارد ذیل باشد:&lt;br /&gt;
	۱. یک شیء مشخص: این انگشتر؛&lt;br /&gt;
	۲. یک چیز کلی در ذمه مستأجر: هزار تومان؛&lt;br /&gt;
	۳. یک عمل: یک روز برای موجر بارکشی کردن؛&lt;br /&gt;
	۴. منفعت: یک ماه اجاره ماشین و بهره­مندی از آن؛&lt;br /&gt;
	۵. حق قابل انتقال: حق استفاده از وام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;احکام اجاره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; عقد اجاره عقدی لازم است؛ یعنی طرفین، حق بر هم زدن آن را ندارند؛ مگر اینکه اسباب شرعی آن وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; تمام خیارات جز خیار مجلس، ‌خیار حیوان و خیار تأخیر در عقد اجاره می‌تواند وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; اگر چیزی­که اجاره داده شده توسط مالک آن به فروش برسد، اجاره به قوت خود باقی است.&lt;br /&gt;
	البته اگر مشتری جاهل باشد که مثلاً خانه قبلاً به کسی اجاره داده شده یا اینکه می‌دانسته اجاره داده شده، اما نمی­‌دانسته مدت زمان اجاره طولانی است، حق فسخ دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt; اجاره جزء مشاع جایز است. اما بدون اذن شرکا نباید به مستأجر تحویل داده شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt; اجیر شدن برای واجبات عینی و کفایی باطل است؛ مگر واجبات کفایی­ که برای حفظ نظام جامعه و احتیاج مردم لازم است؛ مثل پزشک، مهندس و... .&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶.&lt;/strong&gt; در کارهایی می‌توان برای نایب شدن اجیر شد که نیابت در آن مشروع باشد؛ مثلاً  اجیر شدن برای انجام نمازهای واجب انسان زنده، جایز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷.&lt;/strong&gt; اگر کاری به کسی محول شود و قرینه‌­ای بر مجانی بودن آن نباشد، کارگر می‌­تواند اجرت­المثل آن کار را مطالبه کند؛ مگر در دلش مجانی کار کردن را قصد کرده باشد که در این صورت مستحق اجرت نیست؛ هر چند موجر قصدش دادن اجرت بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۸.&lt;/strong&gt; اجاره دادن شیء اجاره شده به دیگری (مستأجر دوم) توسط مستأجر اول، در صورتی جایز است که موجر، شرطی مغایر آن نکرده باشد و قرینه­‌ای هم در میان نباشد که بفهماند حق چنین کاری برای مستأجر وجود ندارد. همچنین کسی که برای کاری اجیر شده، در صورتی­که برای او شرط مباشرت در کار، نشده باشد و قرینه‌­ای هم برآن دلالت نکند، جایز است که در آن کار، فرد دیگری را اجیر نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;حکم بیشتر یا کمتر بودن اجرت اجاره دوم از اجاره اول&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	حکم زیادتی یا نقصان اجاره دوم از اجاره اول، با توجه به مورد اجاره، متفاوت است:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; مورد اجاره خانه یا دکان است&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; در اجاره دادن مجدد، نمی­‌توان مقدار اجرت را بیشتر تعیین کرد، مگر در دو صورت:&lt;br /&gt;
	الف) کاری روی آن انجام دهد؛ مثلاً خانه را نقاشی کند.&lt;br /&gt;
	ب) اجرت معامله دوم از جنس دیگری غیر از جنس اجرت اجاره معامله اول تعیین شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;مورد اجاره فردی است که برای کاری اجیر شده است؛ مانند اینکه فردی برای دوختن لباس اجیر شده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; در اجیر کردن مجدد فرد دیگر، نمی­‌توان مقدار اجرت را کمتر تعیین کرد، مگر اینکه قسمتی از کار را، هر چند کم باشد، انجام داده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;مورد اجاره غیر از موارد بالا است&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; اشکال ندارد؛ چه اجرت کمتر از اجرت اجاره اول باشد و چه بیشتر.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱&lt;/strong&gt;: اگر خانه­‌ای در مقابل یک میلیون تومان، یک ساله اجاره شود. مستأجر می‌تواند آن را به مدت یک سال به دیگری در مقابل یک تن برنج اجاره دهد (با اینکه یک تن برنج مثلا ۳ میلیون تومان ارزش دارد) یا در مقابل هشت صد هزار تومان.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;کسی­ در مقابل ۱۰۰ هزار تومان برای کاری اجیر شود، نمی­‌تواند دیگری را اجیر کند که این کار را در مقابل دستمزدی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان انجام دهد؛ مگر آنکه قسمتی از کار را انجام داده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;strong&gt;نکته:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 اگر مستأجری نصف خانه را به همان قیمت اجاره کل اجاره دهد، چون به قیمت بالاتر معامله نشده، جایز است. همچنین اگر نصف مدت اجاره اول به دیگری اجاره دهد (به کل قیمت اجاره اول) جایز است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;موارد جواز فسخ اجاره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اجاره از عقود لازم است که فسخ نمی­‌شود؛ مگر در موارد زیر:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;یکی از خیاراتی­ که در باب بیع مطرح است ـ به جز خیار مجلس، حیوان و تأخیرـ وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
	۱. خیار تخلف شرط: یعنی موجر یا مستأجر ضمن عقد اجاره شرطی کند و طرف مقابل از آن تخلف کند؛ مثلاً موجر شرط کند از ملک او فقط استفاده مسکونی شود، نه تجاری؛ یا متعلق اجاره کاری باشد که قابل انجام بوده و اجیر کننده شرط کرده در زمان به خصوصی انجام شود. اما اجیر کوتاهی کرده یا اصلاً انجام این کار در آن مدت زمان غیر ممکن بوده است. در این صورت طرف مقابل حق فسخ دارد.&lt;br /&gt;
	۲. خیار عیب: عیبی که موجب نقص در منافع باشد، پیش از اجاره در شیء اجاره داده شده وجود داشته و مستأجر نمی­‌دانسته &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; شیء اجاره داده شده:&lt;br /&gt;
	الف) عین مشخصی است؛ مثلاً ماشین مشخصی را اجاره داده اما معیوب و غیر قابل استفاده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حق فسخ وجود دارد.&lt;br /&gt;
	ب) کلی است&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; موجر باید بدل آن را بدهد و اگر ممکن نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حق فسخ وجود دارد؛ مثلاً اگر ماشینی با مشخصات کلی و مدل معلوم، اجاره شود و اجاره­دهنده ماشینی که به ظاهر با آن مشخصات کلی، منطبق است را تحویل دهد و معلوم شود معیوب است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; موجر باید یک ماشین سالم با همان مشخصات را تحویل دهد و اگر چنین کاری غیر ممکن بود، می‌­توان اجاره را فسخ کرد.&lt;br /&gt;
	اما اگر اجرت پرداختی معیوب باشد:&lt;br /&gt;
	الف) جزئی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حق فسخ وجود دارد.&lt;br /&gt;
	ب )کلی است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; بدل آن داده شود و اگر ممکن نیست &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; می­‌توان فسخ کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;تقایل: دو طرف قرارداد توافق به بر هم زدن و فسخ معامله کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; شیء اجاره داده شده غصب شود:&lt;br /&gt;
	الف) اگر غصب پیش از قبض و تحویل گرفتن از موجر باشد:&lt;br /&gt;
	یک- اجاره گیرنده فسخ می­کند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; اجرت­المسمی را از موجر می­گیرد.&lt;br /&gt;
	دو- اجاره گیرنده امضاء می­کند &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; اجرت­المثل را از غاصب می­گیرد.&lt;br /&gt;
	ب) بعد قبض باشد: اجاره صحیح است و فقط می­‌تواند اجرت­‌المثل را از غاصب بگیرد؛ چه اجرت­‌المثل به میزان اجرت­‌المسمی باشد و چه کمتر یا بیشتر از آن.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر خانه‌­ای به مدت یک­سال اجاره شود، اما پیش از تحویل غصب شود. مستأجر می­‌تواند اجاره را فسخ کند و مبلغ پرداختی را پس بگیرد و از طرفی می‌تواند اجاره را فسخ نکند (امضا کند) و در این صورت می‌تواند از غاصب اجاره واقعی این منزل را در مدتی ­که غصب کرده، بگیرد؛ مثلاً اگر خانه­‌ای را ماهی ۱۰۰ هزار تومان اجاره  کرده است. درحالی­که اجاره واقعی آن ۱۵۰ هزار تومان در ماه است،&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; می‌تواند در صورت امضای معامله، به میزان مدتی­که غاصب غصب نموده، ماهی ۱۵۰ هزار تومان از غاصب بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: در مثال فوق اگر غصب وقتی انجام شود که خانه را تحویل گرفته است، در این صورت حق فسخ اجاره را ندارد و فقط اجرت­‌المثل را می‌تواند از غاصب مطالبه بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;اگر کسی­ که ولیّ است، ملک صغیر، یا خود صغیر را برای کارگری با در نظر گرفتن مصلحت وی، اجاره دهد و پیش از انقضای مدت اجاره، صغیر مذکور، بالغ رشید (غیر سفیه) گردد، این بالغ رشید می‌تواند اجاره را فسخ کند. مگر مصلحت لازمه­‌ای در قبل رشد بوده باشد که سبب شده مدت اجاره به همان مقداری باشد که ولیّ بچه معین کرده است. به­گونه­‌ای که کمتر از آن مدت خلاف آن مصلحت لازمه قبل رشد بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; &lt;br /&gt;
	 موارد بطلان اجاره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر برخی از شرایطی که در شرایط موجر و مستأجر، مال مورد اجاره، منفعت مورد نظر و شرایط اجرت بیان شد، وجود نداشته باشد، اجاره باطل است؛ برخی از موارد بطلان اجاره عبارت­‌اند از:&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. اسباب بطلان در اجیر شدن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) متعلق اجاره کاری غیر قابل اجراست.&lt;br /&gt;
	ب) فوت اجیر؛ مگر آنکه کار مورد نظر را به ذمّه گرفته بوده که در این صورت دین می‌شود. لذا پس از مرگ، از اموال او دینش اداء می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. اسباب بطلان اجاره دادن اشیا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; با فوت موجر یا مستأجر، اجاره باطل نمی­شود؛ مگر آنکه ملکیت موجر نسبت به منفعت آن، محدود به زمان حیاتش باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مثال۱&lt;/strong&gt;: وصیّت شده که منفعت خانه­‌ای برای حسن باشد، ولی تا زمانی­ که او زنده است. لذا اگر حسن خانه را اجاره دهد با مرگ او اجاره باطل می­‌شود. مگر آنکه بعد از مرگ او افرادی که مالک منفعت می­شوند، اجازه اجاره را بدهند. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲&lt;/strong&gt;: بطن سابق&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶)&lt;/span&gt; ملک موقوفه را اجاره داده‌اند، اما قبل از اتمام مدت اجاره فوت کرده‌­اند، اما بطن لاحق اجازه اجاره را دادند؛ در این صورت اجاره باقی است. البته اگر متولی وقف، طبق مصلحت وقف و بطون لاحقه، موقوفه را اجاره داده، اجاره حتی با موت بطن سابق هم باقی است و اجازه بطن لاحقه لازم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; اگر شیء اجاره داده شده، به دلیل عذرهای عمومی، قابل استفاده نباشد، اجاره باطل است. اما اگر به خاطر بیماری مستأجر یا هر دلیلی که مربوط به مستأجر است، وی نتواند از شیء اجاره داده شده بهره­‌مند شود، اجاره باقی است. (۱۶۴۵)&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر برای رفتن به جایی ماشینی اجاره شود و سپس برفی بیاید که نتوان آن مسیر را رفت، یا راه بسته شود، اجاره باطل می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; تلف شدن شیء اجاره داده شده، به­‌گونه­ای که نتوان انتفاع مورد قرارداد را استیفاء نمود:&lt;br /&gt;
	یک- قبل از قبض &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره باطل است.&lt;br /&gt;
	دو-  بعد از قبض و قبل از آنکه انتفاعی از آن ببرد و فرقی نیست که قبل از زمان اجاره باشد یا بعد از آن &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره باطل است.&lt;br /&gt;
	توضیح: گاهی پیش از شروع مدت اجاره، مثلاً منزل مورد نظر تحویل داده می‌شود، اما پیش از شروع مدت اجاره خانه از بهره‌­برداری ساقط می‌شود؛ باز اجاره باطل است.&lt;br /&gt;
	سه- در اثنای بهره­‌مندی از شیء مورد اجاره &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; اجاره در باقی مدت باطل است و مدت سپری شده همراه بهره­‌مندی را با نسبت­‌سنجی روی اجرت­‌المسمی حساب می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱&lt;/strong&gt;: اگر خانه به طور کامل ویران شود و از هر منفعتی ساقط گردد یا حیوان سواری تلف شود، اجاره باطل می­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲&lt;/strong&gt;: خانه­‌ای ماهی ۱۰۰ هزار تومان، یک ساله اجاره شده، اما پس از ۲ ماه به دلیل زلزله کلاً ویران شده است. (فرض کنید ارزش اجاره ماهانه آن خانه ۱۵۰ هزار تومان بوده است) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; ۱۵۰×۲  =۳۰۰ هزار تومان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مستأجر فقط مبلغ ۳۰۰ هزار تومان باید به موجر بدهد و اگر اضافه­تر داده، می‌تواند پس بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;زمان تسلیم اجرت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; اجاره مال (عین) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; به محض تحویل دادن عین(مثل خانه) مستأجر باید کل اجرت را بپردازد؛ مگر شرطی غیر آن در ضمن عقد اجاره بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;اجاره عمل (کسی اجیر شده کاری انجام دهد) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; پس از اتمام عمل، طرف مقابل وظیفه دارد اجرت را بپردازد؛ مگر شرطی خلاف این در ضمن عقد شده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱:&lt;/strong&gt; اگر خانه­‌ای را اجاره کرده‌­ایم، باید کل مبلغ اجاره یک­سال را در همان روز تحویل خانه، بپردازیم؛ مگر شرط شده باشد ماهانه پرداخت شود.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲&lt;/strong&gt;: اگر کسی را اجیر کرده باشیم تا خانه‌­ای را نقاشی کند، نقاش نمی­‌تواند پیش از اتمام عمل، اجرت را مطالبه کند. مگر ضمن قرارداد با نقاش قرار گذاشته باشیم که مثلاً نصف آن را در ابتدای کار و ربع آن را در روز دوم و بقیه را در روز بعد پرداخت کنیم که در این صورت باید طبق آنچه شرط شده است، عمل شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; مقصود اوصاف مربوط به عین مستأجره است که در رغبت مردم تأثیر می­گذارد.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۲)&lt;/span&gt; پیمانه­ای&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۳)&lt;/span&gt; ‌وزن کردنی&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۴)&lt;/span&gt; شمردنی&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۵)&lt;/span&gt; ۱۵۰ هزار تومان اجرت­المثل نام دارد و ۱۰۰ هزار تومان اجرت­المسمّی نام دارد.&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6"&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۶)&lt;/span&gt; منظور از بطن سابق این است که واقف، اگر مالی را بر عده­ای وقف کند و بگوید پس از این عده فلان عده دیگر جایگزین شوند، به گروه اول بطن سابق و به گروه دوم بطن لاحق می‌گویند؛ مثلاً وقف کردم بر فرزندانم و پس از آن بر نوه­‌هایم.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
			شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;br /&gt;
			 &lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 16:32:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>صلح</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27831</link>
<guid>27831</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27831/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "چهل‌وپنجم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تعریف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	رضایت و سازش بین دو یا چند نفر بر اینکه عین یا منفعتی را تملیک دیگری کند یا حق خود یا دینی را که طرف مقابل بر عهده دارد، اسقاط نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;احکام صلح&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; اگر چه نتیجه عقد صلح، بیع یا اجاره یا هبه و... است اما عقد مستقلی است. لذا احکام و شرایط سایر عقود را ندارد.&lt;br /&gt;
	مصالحه­ای که مثل بیع است (مصالحه بر یک جنسی در مقابل عوض)، خیار مجلس، خیار حیوان و خیار تأخیر ندارد. حق شفعه نیز در آن راه ندارد؛ چون اینها از ویژگی­‌های بیع است، نه مصالحه. همچنین اگر مصالحه در مورد طلا و نقره باشد، لازم نیست مثل بیع صرف، حتماً قبض و تحویل قبل از جدا شدن طرفین، در مجلس عقد باشد.&lt;br /&gt;
	مصالحه­‌ای که مثل هبه است (مصالحه بر یک جنسی بدون عوض)، قبض مال لازم ندارد و بدون قبض مال، آن مال در ملک شخص مقابل وارد می‌شود. در حالی­که در هبه (هدیه) آن مال حتماً باید به طرف مقابل تحویل داده شود تا شرعاً در ملک او در آید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; صیغه خاصی نمی­‌خواهد بلکه هرچه تسالم طرفین را برساند و عرف آن را متوجه شود، کافی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;از عقود لازم است؛ یعنی طرفین حق فسخ ندارند، مگر اینکه یکی از اسباب خیار (مثل خیار تخلف شرط، نه مثل خیار مجلس یا تأخیر که مختص بیع است) وجود داشته باشد. حتی در هبه جایز، اگر به صورت صلح اجرا شود، عقد لازم است. درحالی­که خود هبه، اگر تحت عنوان مصالحه نباشد، از عقود جایز است، مگر در موارد استثنا.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;اگر مصالحه بدون اذن مالک اصلی صورت گیرد، فضولی محسوب می‌شود و منوط به اجازه مالک اصلی است؛ چنانچه در بیع چنین است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;در مصالحه لازم نیست حتماً عوض در کار باشد، بلکه شخص مصالح (مصالحه کننده) می‌تواند در عقد مصالحه، بدون درخواست عوض، چیزی را تملیک متصالح (طرف مقابل)، نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;طرفین مصالحه باید بلوغ، عقل، قصد، اختیار و عدم حجر داشته باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 اگر کسی پس از مصالحه مدعی شود که قصد او حین عقد به صورت جدی نبوده؛ مثلاً بگوید شوخی یا سهوی بوده است، سخنش پذیرفته نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۷. &lt;/strong&gt;آن غرری­ که در بیع موجب بطلان معامله است، خدشه‌­ای به مصالحه وارد نمی­‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مثال:&lt;/strong&gt; اگر اتومبیلی را بدون دانستن خصوصیات آن، از نظر مدل و رنگ و حتی بدون دیدن آن بخریم، معامله باطل است. اما اگر به صورت مصالحه و توافق باشد، ایرادی ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۸.&lt;/strong&gt; اگر در مصالحه بدهکار مقدار بدهی را بداند، ولی از آنجا که طلبکار جاهل به آن است به مقدار کمتر از حقی که به او تعلق دارد صلح نماید، مقدار زائد برای بدهکار حلال نیست، مگر آنکه به طلبکار اعلام، و او را راضی نماید. همچنین است موردی­ که بدهکار اجمالاً بداند که طلب مزبور، بیش از مال مصالحه شده است. &lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: وحید از خسرو طلبکار است، اما با خسرو چنین به توافق می‌رسند که با پرداخت ۱۰۰ هزار تومان توسط خسرو به وحید ، قضیه فیصله یابد. اما بعداً وحید درمی‌یابد که طلب او ۱۵۰ هزار تومان بوده است. در اینجا باید خسرو ۵۰ هزار تومان به وحید برگرداند. مگر آنکه وحید به آنچه دریافت کرده، راضی باشد؛ حتی اگر از طلبش، کمتر باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۹. &lt;/strong&gt;در مصالحه نیز  ربا حرام است (اگر یقین به تفاوت وزن یا پیمانه داشته باشیم).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱۰.&lt;/strong&gt; اگر کسی اموال خود را با دیگری مصالحه کند تا از پرداخت دیون خود به طلبکاران فرار کند، بنابر احتیاط واجب صلح او نافذ نیست؛ به خصوص اگر امید به­دست آوردن اموال دیگر برای پرداخت بدهی­‌های خود را نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱۱.&lt;/strong&gt;جایز نیست متصالح از شروطی که در ضمن عقد صلح به آنها ملتزم شده، تخلف نماید و در صورت تخلف از شرط، مصالح می­تواند عقد صلح را فسخ کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱: &lt;/strong&gt;شخصی مالی را با دیگری مصالحه کرده با این شرط که فقط متصالح از آن استفاده کند. در این صورت جایز نیست متصالح آن مال را بدون اجازه مصالح، به فرد سومی بدهد و اگر چنین کند، مصالح می­تواند معامله را فسخ نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲:&lt;/strong&gt; پدری در زمان حیات خود تمام اموالش را با پسرش مصالحه کرده (تملیک کرد)‌ به این شرط که پس از وفاتش، پسر به هر یک از خواهران مبلغی بپردازد و خواهران نیز راضی شده­‌اند. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; این صلح اشکال ندارد. لذا بعد از مرگ پدر، مالک غیر از آن چیزی است که باید به خواهرانش بپردازد. و عدم رضایت سایر ورثه اثری ندارد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
	شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
	پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 15:40:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>خرید و فروش -  قبض و تسلیم جنس و عوض</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27830</link>
<guid>27830</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27830/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، درس "چهل‌وچهارم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	پس از عقد معامله هر یک از طرفین باید عوض را به طرف مقابل تسلیم کند؛ مگر شرط تأخیر شده باشد. لذا اگر یکی از آنان یا هر دو تأخیر کند، او را مجبور می‌کنند که عوض یا جنس را تسلیم کند.&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	فروشنده یا خریدار می‌توانند ضمن عقد معامله شرط کنند که تا مدت معینی، آن­چه در دست دارند تحویل طرف مقابل ندهند و از آن بهره­‌مند باشند؛ مثلاً فروشنده خانه مسکونی بگوید تا یک ماه خودم در این منزل ساکن باشم و پس از آن خانه را تحویل ‌دهم.&lt;br /&gt;
	 تسلیم و قبض هر چیزی بر حسب خودش است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;اشیای فروخته شده بر دو نوع است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. غیر منقول&lt;/strong&gt;: قبض و اقباض زمانی است که تخلیه کامل توسط طرف مقابل صورت گرفته باشد؛ به این صورت که از مال رفع ید کرده و در تصرف، به مالک جدید اذن بدهد و موانع را برای استفاده از آن برطرف کند؛ مانند زمین، درخت.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. منقول&lt;/strong&gt;: قبض آن به این است که آن را در اختیار خود بگیرد؛ مانند ماشین، حیوان.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;در منقولات، آن کسی­ که تخلیه کامل را انجام داده، وظیفه شرعی خودش را انجام داده است. اما اگر طرف مقابل هنوز آن را تحویل نگرفته باشد، احکام قبل قبض را دارد که به آن اشاره خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; به جز تسلیم کردن باید تفریغ هم صورت بگیرد؛ مثلاً اگر بایع صندوقچه یا خـانه­‌ای را فروخته و موانع آن را هم برای استفاده مشتری برطرف کرده و به اصطلاح تخلیه کامل را انجام داده، باید وسائلی را که در خانه یا صندوق داشته نیز تخلیه کند؛ چون خانه یا صندوق شرعاً ملک مشتری است و بایع اجازه ندارد وسایل خود را در آن باقی گذارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt; در نکته ۲ بیان شد که " تفریغ " واجب است. حال اگر مثلاً چیزهایی در خانه یا آن صندوقچه وجود دارد که خالی کردن خانه یا صندوقچه از این چیزها موجب وارد شدن خسارت به خانه یا صندوقچه می‌گردد، باید خسارت را جبران کند و به طرف مقابل بپردازد و اگر محصولی است که وقت درو کردن آن نرسیده، باید با هم مصالحه کنند؛ یعنی مثلاً فروشنده مقداری اجاره به مشتری بدهد؛ زیرا زمین فروخته شده به مشتری را اشغال کرده است. از طرفی مشتری هم به نحوی رضایت دهد و تا زمان دروی محصول مصالحه کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt; احکام تلف قبل و بعد قبض &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱. قبل قبض: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;الف)&lt;/strong&gt; تلف کل جنس &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; از جیب بایع رفته است و از طرفی نمائات برای مشتری است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: وحید گوسفند به خصوصی را به خسرو فروخته است و قبل از آن­که به خسرو تحویل دهد، تلف می‌شود. در اینجا معامله باطل است و ثمن معامله، اگر به وحید داده شده، باید به خسرو برگردد و از طرفی شیر، پشم و...  آن از زمان معامله تا زمان تلف شدن، همه برای خسرو است.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ب)&lt;/strong&gt; تلف قسمتی از جنس &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; معامله نسبت به مقدار تلف شده، خودبه­خود فسخ شده است و به همان نسبت ثمن معامله به مشتری برگردانده می‌شود و مشتری درباره مقدار تلف نشده نیز حق فسخ دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: وحید ۱۰ کیلوگرم برنج بخصوصی (یعنی جزئی نه ده کیلوگرم کلی) به خسرو به قیمت ۲۰ هزار تومان می‌فروشد، اما قبل از تحویل ۲ کیلوگرم آن از بین می‌رود یا کسی دو کیلوگرم آن را سرقت می‌کند. با توجه به اینکه هر کیلوگرم برنج ۲ هزار تومان قیمت دارد، وحید باید ۴ هزار تومان از ۲۰ هزار تومان گرفته شده را به خسرو برگرداند. و علاوه بر این، خسرو حق دارد معامله را نسبت به مابقی برنج­ها فسخ کند و ۱۶ هزار تومان بقیه را هم پس بگیرد. همچنین می‌تواند به معامله پایبند باشد و ۱۶ هزار تومان را در ازاء ۸ کیلو برنج به وحید بدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;ج)&lt;/strong&gt; معیوب شدن جنس &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; طرف مقابل خیار عیب دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: فرض کنید در مثال قبل، به ­جای از بین رفتن دو کیلوگرم از برنج­‌ها، کل آن معیوب شود، ولی هنوز ارزش کمی دارد. در این حالت خسرو می­‌تواند معامله را فسخ کند. ولی اگر به معامله راضی شود، حق ندارد چیزی از وحید به عنوان خسارت بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
	در مثال فوق در صورتی حق گرفتن خسارت وجود ندارد که فروشنده در حفظ و نگهداری جنس کوتاهی یا زیاده­روی نکرده باشد و الّا اگر معیوب شدن جنس مستند به وحید باشد خسرو حق گرفتن خسارت دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۲. بعد قبض: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	هر تلف شدن یا معیوب شدنی بعد از قبض، از مال تحویل گیرنده به حساب می‌آید و لذا در مثال­‌های قبل، مشتری باید خسارت را تقبل کند. مگر در مورد حیوان که از مال بایع حساب می­‌شود.&lt;br /&gt;
	احکام فوق همگی برای احکام معامله جزئی است.&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1"&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt; (۱)&lt;/span&gt; در درس ۳۶ به آن اشاره شد&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
			شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 15:35:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>خرید و فروش - خیارات</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27829</link>
<guid>27829</guid>
<dc:type>56</dc:type>
<dc:relation/>
<category>رساله آموزشی</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27829/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div dir="rtl"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;آنچه در زیر می‌آید، دروس "چهل‌ویکم و چهل‌ودوم و چهل‌وسوم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;تعریف&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		حق به­ هم زدن معامله را خیار یا اختیار فسخ گویند. البته در مواردی، فقط حق گرفتن تفاوت قیمت وجود دارد و گاهی هر دو حق محفوظ است که در خیار عیب به آن اشاره خواهد شد.&lt;br /&gt;
		خیارات عبارت­‌اند از:&lt;br /&gt;
		۱. خیار مجلس &lt;br /&gt;
		۲. خیار غبن&lt;br /&gt;
		۳. خیار شرط &lt;br /&gt;
		۴. خیار تدلیس &lt;br /&gt;
		۵. خیار تخلف شرط&lt;br /&gt;
		۶. خیار عیب&lt;br /&gt;
		۷. خیار شرکت&lt;br /&gt;
		۸. خیار رؤیت&lt;br /&gt;
		۹. خیار تأخیر&lt;br /&gt;
		۱۰. خیار حیوان&lt;br /&gt;
		۱۱. خیار تعذّر تسلیم&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱. خیار مجلس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		تا زمانی­ که طرفین معامله از مجلس معامله متفرق نشده­‌اند، می‌توانند معامله را فسخ کنند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: شخصی ساختمانی را خریده و به فروشنده بیعانه هم داده است. فروشنده بعد از سه ساعت اقدام به فسخ معامله کرده و از تحویل ساختمان جلوگیری می‌کند:&lt;br /&gt;
		الف) اگر بعد از جدا شدن از مجلس، معامله را فسخ کرده و هیچ خیار دیگری هم نبوده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فسخ اثری ندارد.&lt;br /&gt;
		ب) قبل از جدا شدن از مجلس معامله را فسخ کرده &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; صحیح است.&lt;br /&gt;
		توضیح: با فرض وجود سایر شرایط صحت بیع، پرداخت بیعانه یا عدم آن، اثری در خیار مجلس ندارد و همین­که معامله صورت بگیرد، تا زمانی­ که متفرق نشده باشند، خیار مجلس وجود دارد؛ اگرچه چیزی هم ردّ و بدل شده باشد. &lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. خیار غبن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر خریدار یا فروشنده در معامله فریب خورده باشد، یعنی خریدار بیش از قیمت واقعی جنس را پرداخته یا فروشنده کمتر از قیمت واقعی فروخته باشد، در این حالت خیار غبن وجود دارد؛ یعنی شخص مغبون حق به هم زدن معامله را دارد.&lt;br /&gt;
		توضیح: تفاوت قیمت گاهی در عرف قابل مسامحه است. بنابراین خیار غبن وجود نخواهد داشت. اما اگر تفاوت قیمت، از نظر عرف قابل مسامحه نباشد و عقلا به آن اعتناء ‌کنند، در این صورت با فرض ناآگاهی طرف مقابل و فریب خوردن وی، خیار غبن وجود دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;احکام مربوط­ به خیار غبن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; معیار قیمت زمان معامله است؛ یعنی اگر مشتری پرداخت قیمت جنس را از زمان آن به تأخیر بیاندازد و قیمت جنس نسبت به روز معامله افزایش یابد، این امر باعث ثبوت خیار غبن برای فروشنده نمی­‌شود و معیار خیار غبن، وجود غبن و ضرر نسبت به روز معامله است. البته اگر مشتری پول را در زمانی بپردازد که تورم حاصل شده، باید افزایش تورم را نیز با مصالحه و رضایت فروشنده بپردازد.&lt;/div&gt;
	&lt;table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl"&gt;
		&lt;tbody&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;ردیف&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;قیمت روز معامله&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;قیمت عادلانه بازار&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;قیمت زمان تحویل پول&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;خیار غبن&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;هست&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۵&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;نیست&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۳&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۵&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;نیست ولی باید مصالحه شود&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
			&lt;tr&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۴&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۱۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۲۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;۳۰۰&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
				&lt;td style="text-align: justify;"&gt;
					&lt;span style="font-size: 12px;"&gt;هست&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;
			&lt;/tr&gt;
		&lt;/tbody&gt;
	&lt;/table&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		در جدول فوق به دلیل تفاوت فاحش بین قیمت­‌های روز معامله و بازار در ردیف‌­های ۱ و ۴، خیار غبن هست، اما در ردیف­‌های ۲ و ۳ به دلیل عدم تفاوت فاحش، خیار غبن نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt; باید مغبون بودن شخص ثابت شود و ادعای صرف بر فریب خوردن و متضرّر شدن، دلیل محکمی نیست.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: زمینی­ به مبلغی فروخته شد و فروشنده ادعای مغبون شدن در این معامله را دارد. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; تا زمانی که ثابت نشده به قیمتی (فاحش یا قابل توجه) کمتر از قیمت زما‌ن فروش، معامله صورت گرفته، خیار غبن وجود ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;حتی اگر شخص مغبون غیر مسلمان باشد، خیار غبن وجود دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;با فرض اینکه خریدار یا فروشنده اطمینان کنند که مغبون شده‌­اند:&lt;br /&gt;
		الف) اگر طرف مقابل سخن او را می‌پذیرد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مدعی می‌تواند فسخ کند، ولی نمی‌تواند تفاوت قیمت را پس بگیرد و در عین حال معامله را پا برجا بداند. لذا فقط یا حق فسخ یا قبول معامله غبنی را دارد. مگر آنکه طرفین معامله راضی به پرداخت تفاوت قیمت باشند. &lt;br /&gt;
		ب) اگر طرف مقابل سخن او را نمی­پذیرد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مراجعه به حاکم شرع می­‌شود.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۵. &lt;/strong&gt;در خیار غبن، تبعیض جایز نیست؛ یعنی یا کل معامله را فسخ می­کند یا کل آن را می­‌پذیرد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt; مثا&lt;/strong&gt;ل: وحید خانه­ای را به خسرو فروخته و بعد از رد و بدل کردن ثمن و مثمن، خریدار ادعای مغبون شدن در معامله را کرده و آن را فسخ می­نماید. اما از آن زمان به دلایل مختلف از تخلیه خانه و گرفتن پول خود، اجتناب می‌کند و بعد از دو سال مدعی است که معامله را در نصف خانه فسخ کرده و در حال حاضر نصف پول را مطالبه می‌کند:&lt;br /&gt;
		الف) اگر کل معامله را فسخ نموده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مالک خانه نخواهد بود و در این دو سال حق استفاده از خانه را نداشته است. (البته در مواردی که غبن مغبون ثابت شود.) &lt;br /&gt;
		ب) اگر قسمتی از معامله را فسخ کرده است&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; فسخ بی­‌ا‌ثر است و حق گرفتن قسمتی از پول را ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;صِرف مراجعه شخص مغبون به طرف مقابل، فسخ معامله محسوب نمی­‌شود. مگر این­که بگوید من فسخ کردم یا هر لفظی که این معنا را برساند. البته لازم نیست در حضور طرف مقابل فسخ کند. بلکه تنها و بدون حضور افراد و در تنهایی هم می‌تواند فسخ کند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۷. &lt;/strong&gt;اگر شخص مغبون فسخ کند، دیگر مالک نخواهد بود و واجب است مال را به طرف مقابل برگرداند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: پس از گذشت یک هفته از خرید خانه‌­ای، خریدار می‌فهمد که مغبون شده است. از این رو به فروشنده مراجعه می‌کند تا فسخ کند. اما فروشنده موافقت نمی­‌کند و اکنون که خانه گران شده فروشنده تقاضای فسخ نموده ولی خریدار زیر بار نمی­‌رود و می‌گوید با گرفتن مبلغی بیشتر حاضر به فسخ هستم&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;  با توجه به اینکه خریدار واقعاً معامله را فسخ نموده، دیگر مالک آن خانه نیست و حق ندارد پول بیشتری بگیرد و از زمان فسخ مدت زمانی­ را که هریک بدون رضایت دیگری، در ثمن و مثمن تصرف داشته‌­اند ضامن می­‌باشند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۸.&lt;/strong&gt; اگر پس از مطلع شدن از غبن، از حق فسخ استفاده نکند، در صورتی­که نمی­‌دانسته حق فسخ دارد یا اینکه می‌دانسته، اما به دلیلی عقلائی فسخ کردن را تاخیر انداخته است، خیار فسخ باقی است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۹. &lt;/strong&gt;اگر در ضمن عقد معامله، شرط شود که هر یک از طرفین در صورت پشیمانی از معامله، مبلغی را به طرف مقابل بپردازد یا عقد، مبنی بر این قرار منعقد شود و اتفاقاً معلوم شود که یکی از طرفین مغبون شده است، در اینجا استفاده از خیار غبن جایز است و لازم نیست مبلغی به طرف مقابل بپردازد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: وحید زمینی را به مساحت ۱۰۰۰ متر مربع می‌فروشد و معلوم می‌شود که واقعاً ۱۱۰۰ متر مربع بوده است. در این صورت اگر در معامله:&lt;br /&gt;
		الف) کل زمین فروخته شده، اما مثلاً متری ۵۰۰ تومان &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; معلوم می‌شود به قیمت قابل توجهی ارزان‌­تر فروخته، لذا فروشنده حق به هم زدن معامله را دارد.&lt;br /&gt;
		ب) زمین متری فروخته شده، نه کل زمین (فقط ۱۰۰۰ متر مربع فروخته شده) &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; این فروشنده می‌تواند قیمت ۱۰۰ متر مربع اضافه را بگیرد یا فسخ کند.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۳. خیار شرط &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		حق فسخی است که یکی از طرفین معامله برای خود در عقد، قرار می­‌دهد؛ یعنی در ضمن معامله­‌ای شرط می­‌شود که فروشنده یا خریدار یا هر دو یا شخص ثالثی تا مدت معینی، حق بر هم زدن معامله را داشته باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;
		جایز است برای فروشنده حق فسخ قرار داده شود که اگر ثمن را یا مانند آن را تا زمان معینی برگرداند، بتواند معامله را فسخ کند که اصطلاحاً به آن بیع خیار می­گویند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;فروش مبیع قبل از پایان مدت خیار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		مبیع بعد از تحقق بیع خیاری تا زمانی که فسخ نشده، ملک مشتری است و فروشنده تا معامله اول را فسخ نکرده، حق فروش مجدد آن را به فرد دیگر ندارد و مشتری می­‌تواند بعد از پایان مهلت خیار، آن را به فرد دیگری بفروشد؛ هرچند هنوز آن را قبض نکرده باشد؛ مشروط بر اینکه فروشنده معامله را در مدت خیار فسخ نکرده باشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر خانه‌­ای به ۱۰۰ میلیون تومان فروخته شود، به شرط آنکه اگر فروشنده تا شش ماه پول آن را به مشتری پس داد، بتواند معامله را فسخ کند، در اینجا مشتری پس از سپری شدن شش ماه و پس نیاوردن پول توسط فروشنده و عدم فسخ وی، حق دارد خانه را به دیگری بفروشد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;توجه&lt;/strong&gt;: اگر فروشنده فقط برای خودش حق فسخ قرار دهد و مقصودش این نباشد که باید مبیع را تا پایان مدت خیار، حفظ کنی؛ در این صورت حق فروش مبیع برای خریدار وجود دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۴. خیار تدلیس &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		زمانی­ که خریدار یا فروشنده مال خود را بهتر از آن­چه هست، نشان دهد، به گونه‌­ای که قیمت مال در نظر مردم ارزشمندتر شود، طرف مقابل حق فسخ دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۵. خیار تخلف شرط &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر فروشنده یا خریدار شرط کند که کاری را انجام دهد یا شرط کند جنسی را که تحویل می‌دهد، طور مخصوصی باشد و به آن عمل نکند، طرف مقابل حق فسخ دارد؛ به چند مثال توجه کنید:&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال ۱: &lt;/strong&gt;اگر مشتری شرط کند که طی دو ماه همه پول را بپردازد و تا این مدت حق فسخ هم داشته باشد، ولی پس از ۷ ماه کالا را برگردانده و فروشنده هم آن را پذیرفته، به شرط آنکه درصدی از پول به سبب تأخیر او کم شود تا خسارتی به فروشنده وارد نشود. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; مشتری بعد از گذشت مدت خیار، حق فسخ و پس دادن کالا را ندارد و همچنین نمی­‌تواند فروشنده را ملزم به قبول فسخ کند. اما جایز است بر اقاله توافق کنند. ولی فروشنده نمی­‌تواند قبول اقاله&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; را مشروط به کسر درصدی از پول کند و در صورتی­‌که با کم کردن از پول مشتری اقاله کند، باطل است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال۲: &lt;/strong&gt;اگر در ضمن عقد شرط کنند یا عقد مبتنی بر این باشد که خریدار مالیات­‌ها را  بپردازد و خریدار به این شرط عمل نکرده است &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حق فسخ وجود دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال۳&lt;/strong&gt;: قطعه زمینی خریداری شده با این شرط که اگر قانوناً نتوان زمین را ثبت رسمی کرد یا زمین در طرح شهرداری قرار گیرد، برای مشتری حق فسخ وجود داشته باشد &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; حق فسخ برای مشتری ثابت است.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال۴&lt;/strong&gt;: وحید آپارتمانی را به خسرو فروخت به شرط آنکه اگر خسرو در روز مقرر در دفتر اسناد رسمی برای ثبت سند و پرداخت مابقی قیمت آپارتمان حاضر نشود، وحید حق فسخ معامله و فروش آن را به شخص دیگری داشته باشد. &lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; در این حالت در صورت عدم حضور خسرو در دفتر اسناد رسمی، وحید حق فسخ معامله و فروش آپارتمان به دیگری را دارد.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۶. خیار عیب &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		اگر در جنس یا عوض آن عیبی باشد، خواه در حین عقد بوده باشد یا پس از عقد و قبل از تحویل، می‌توانند معامله را بر هم زنند یا تفاوت قیمت را بگیرند.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;در سه صورت زیر اگر خریدار یا فروشنده بفهمد مال عیبی دارد فقط می‌تواند تفاوت قیمت را بگیرد:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) بعد از معامله تغییری در مال بدهد که مردم بگویند مانند زمان تحویل نیست.&lt;br /&gt;
		ب) بعد از معامله معلوم شود مال معیوب است، اما فقط حق برهم زدن معامله را ساقط کرده باشند.&lt;br /&gt;
		ج) بعد از تحویل گرفتن مال، عیب جدیدی ایجاد شود (به جز در حیوان که تا سه روز می‌تواند برگرداند).&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;در چهار صورت اگر خریدار بفهمد مالی معیوب است، نه حق فسخ دارد و نه حق گرفتن تفاوت قیمت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		الف) موقع خریدن، عیب مال را بداند.&lt;br /&gt;
		ب) پس از معامله بفهمد، اما به عیب مال راضی شود.&lt;br /&gt;
		ج) در وقت معامله بگوید: "اگر مال عیبی داشت پس نمی­دهم و تفاوت قیمت هم نمی‌گیرم."&lt;br /&gt;
		د) فروشنده در وقت معامله بگوید:" این مال را با هر عیبی که دارد می‌فروشم."&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt; اگر فروشنده هنگام معامله عیب کالا را معین کند و بگوید با این عیب می‌فروشم، ولی بعداً معلوم شود که در زمان عقد عیب دیگری هم داشته، خریدار می‌تواند به خاطر این عیب دوم از حق فسخ یا گرفتن تفاوت قیمت بهره ببرد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال&lt;/strong&gt;: اگر بعد از معامله آشکار شود که ثبت رسمی این ملک به نام دیگری ممنوع است، یعنی سند زده نمی­‌شود و این امر عرفاً عیب برای آن جنس یا ملک محسوب گردد، طرف مقابل خیار عیب دارد. اما اگر طرف مقابل ممنوعیت ثبت سند را می‌دانسته، دیگر حق خیار عیب ندارد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;اگر معامله کلی باشد، چه مبیع (جنس فروخته شده) و چه ثمن (مال پرداخت شده برای خرید)، خیار عیب در آن راه ندارد و فقط طرف مقابل را می‌توان ملزم کرد که جنس سالم تحویل دهد.&lt;br /&gt;
		&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; اگر از برنج فروشی ۱۰۰ کیلوگرم برنج درخواست شود و فروشنده هم ۱۰۰ کیلو برنج از انبارش بیاورد تا تعهد خود را ادا کند (معامله روی این ۱۰۰ کیلوگرم مشخص صورت نگرفته، بلکه روی ۱۰۰ کیلوگرم کلی بوده) و سپس معلوم شود که برنج­‌ها معیوب­‌اند، در این­ مورد خریدار خیار عیب ندارد و فقط می‌تواند از فروشنده ۱۰۰ کیلوگرم برنج سالم مطالبه کند.&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;strong&gt;۷. خیار شرکت &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر معلوم شود که مقداری از جنس فروخته شده مال دیگری است، یعنی شریک دارد، اگر صاحب آن مقدار (شریک فروشنده) به آن معامله راضی نشود، خریدار می‌تواند معامله را به ­هم بزند یا پول آن مقدار را از فروشنده بگیرد. این مسئله در مورد جنسی­ که مشتری به فروشنده تحویل داده نیز صادق است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۸. خیار رویت &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر خریدار یا فروشنده، جنس و کالای مورد نظر خود را دیده باشد یا طرف مقابل خصوصیات جنس معینی را که طرف دیگر ندیده به او بگوید و معلوم شود آن­گونه که او گفته، نبوده است یا آن را برخلاف آنچه قبلاً دیده، بیابد؛ می‌تواند معامله را به­‌هم بزند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;strong&gt; نکته&lt;/strong&gt;­:&lt;br /&gt;
	خیار شرکت و رؤیت در معاملات کلی وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال:&lt;/strong&gt; ۱۰۰ کیلوگرم برنج دم سیاه با مشخصات بو، اندازه و رنگ خاص خریده شده است، اما نه ۱۰۰ کیلوگرم مشخص. بلکه فروشنده ویژگی­های فوق را بیان کرد و برای انجام تعهدش، برنجی را از انبار آورد که آن خصوصیات را ندارد، در اینجا خیار وجود ندارد و فقط از فروشنده حق مطالبه برنج با خصوصیات توافق شده هست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۹. خیار تأخیر &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر مشتری ثمن معامله (مثلاً پول) را که نقدی بوده با تأخیر بدهد یا اصلاً ندهد، با شرایط زیر خیار تأخیر وجود دارد و فروشنده حق فسخ معامله را دارد:&lt;br /&gt;
	الف) تا سه روز ندهد.&lt;br /&gt;
	ب) فروشنده نیز جنس را تحویل نداده است.&lt;br /&gt;
	ج) اجازه تأخیر یکی از عوضین هم در قرارداد قید نشده یا عقد مبنی بر آن نبوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	در اجناسی که اگر یک روز بماند فاسد می‌شود، مثل برخی میوه­‌ها و سبزی­‌ها، به­ جای سه روز تأخیر، حق خیار فسخ تا قبل از خراب شدن کالاست.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۱&lt;/strong&gt;: اگر مثلاً ساعت سه بعد از ظهر سبزی یا میوه به کسی فروخته شود و خریدار تا شب پول آن را نیاورد و سبزی یا میوه را هم تحویل نگرفته باشد، فروشنده می‌­تواند معامله را فسخ کند و آن را به دیگری بفروشد.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مثال۲:&lt;/strong&gt; شخصی خانه‌­ای را از فردی به قیمت معینی خریده، اما پول آن را نداده و خانه نیز تحویل مشتری نشده است و شرط تأخیر هم نشده تا مشتری حق تأخیر داشته باشد. لذا در اینجا پس از سه روز از زمان معامله حق فسخ معامله برای طرف مقابل (فروشنده) وجود دارد. اما این­چنین نیست که معامله، خودبه­‌خود باطل باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱۰. خیار حیوان &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	خریدار حیوان تا سه روز بعد از معامله می‌تواند معامله را فسخ کند.&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;مسئله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	الف) اگر تصرف مشتری در حیوان به­گونه­ای باشد که نوعاً دلالت بر رضایت مشتری داشته باشد، خیار حیوان ساقط می‌شود؛ مثل اینکه به حیوان نعل بزند یا آن را رنگ کند.&lt;br /&gt;
	ب) اگر حیوان در این مدت تلف شد، بیع باطل است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;۱۱. خیار تعذر تسلیم &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	اگر فروشنده نتواند جنسی را که فروخته تحویل دهد، مثلاً اسبی را که فروخته، فرار کند، مشتری می‌تواند معامله را به­هم بزند.&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt; &lt;strong&gt;نکته &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	به جز موارد مذکور از انواع خیارات، طرفین باید به معامله ملتزم باشند و حق به هم زدن آن را ندارند و صرف پشیمانی یکی از طرفین، موجب حق فسخ نمی­‌شود.&lt;br /&gt;
	همچنین اگر در ضمن عقد، تمام خیارات اسقاط شده باشد، دیگر طرف مقابل از هیچ حق خیاری برخوردار نخواهد بود. (۱۵۷۵)&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1"&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;(۱)&lt;/span&gt; اقاله توافق طرفین بر فسخ معامله است.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;span style="font-size: 10px;"&gt;&lt;span style="font-size: 11px;"&gt;در این مجموعه‌ی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رساله‌ی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوه‌های دروس خارج فقه معظم‌له نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه،‌ بر طبق اسلوب و بیان معظم‌له اضافه شود.&lt;br /&gt;
			شایان ذکر است که دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای این رساله‌ی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.&lt;br /&gt;
			پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، دروس این رساله‌ی آموزشی را برای استفاده مقلدان، به مرور منتشر می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			 &lt;/div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			 &lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2014 15:27:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
