<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>یکی از اولین طراحان فکر اجتماعی در انقلاب اسلامی، حضرت آقا بودند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62810</link>
<guid>62810</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هایی از تنها مصاحبه‌ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرزند ارشد رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تا کنون است. ایشان در سال‌های حیات پدر بزرگوارشان از حضور در رسانه‌ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند؛ بااین‌حال، برگزاری مراسم نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه الله) &lt;/span&gt;زمینه‌ای را فراهم کرد که ایشان پس از اصرار فراوان دست‌اندرکاران نکوداشت و به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت جدّ بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای، حاضر به انجام این مصاحبه شوند. در این مصاحبه که در نیمه‌ی سال ۱۴۰۰ انجام شد، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی‌های ممتاز و بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ از‌این‌رو، &lt;/span&gt;به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلا&lt;span style="color:#696969;"&gt;ب، بخش‌هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره‌ی ایشان بوده، با اندکی تصرّف و تلخیص، برای مطالعه‌ی مخاطبان رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده‌ایم.&lt;br /&gt;
	متن کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه‌ی نکوداشت آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(قدّس سرّه)&lt;/span&gt;، با عنوان «صحیفه‌ی پارسایی»، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان‌شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در دوران نوجوانی شما، پدرتان درگیر مبارزات انقلابی بودند و مدّتی را هم در زندان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های مختلف سپری کردند. آیا از مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای خاطره&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای مربوط به این دوران دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; یک خاطره برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد به حدود سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ که ابوی در پادگان لشکر ۷۷ مشهد، تقریباً استانداری فعلی، زندانی بودند. ایشان برای دیدن پدرم به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند و طبیعتاً چون پادگان بوده، ممانعت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند؛ ایشان هم با یک حرکت تند، عصایشان را بلند می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و ظاهراً شاید دادی هم زده بودند و خلاصه وارد آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. البتّه این را خودشان برای ما تعریف نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، بلکه گویا مادربزرگ یا کسی که آنجا این صحنه را دیده بود، برای ما تعریف کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری که در‌این‌باره در ذهن دارم، به همان دوره‌ی زندان مشهد و سنینی که شاید حسّاس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بودم، برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد. من خیلی روزها تنهایی به منزل مرحوم آقا&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم؛ یعنی والده و اخوان در خانه بودند و من در خانه نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ماندم و به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم و گاهی ناهار را نیز آنجا بودم و بعد به خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدم. در اینجا عمده‌ی برخوردها مربوط به مادربزرگم است که شامل محبّت، همراهی، هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زبانی و نفرین شاه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که پدرم را زندانی کرده بود؛ مثلاً به زبان بچّگانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که الهی که شاه زیر پای فیل برود!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما در محیط خانواده به پدربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «آقا» و به مادربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «خانم». در میان فرزندان هم صرفاً پدرم و عموی بزرگ ما از دوران کودکی پسوند «آقا» داشتند؛ یعنی «محمّدآقا» و «علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آقا»؛ این «آقا» توی خانه جزو اسم آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود و یک حالت اختصاصی داشت. آن روز یادم هست که سه‌نفری در اتاق تابستانی پایین ناهار خورده بودیم و آقا در حال رفتن برای استراحت بودند که خطاب به مادربزرگم گفتند: خانم! از این به بعد به مصطفیٰ بگوییم «آقامصطفیٰ»؛ یعنی این قرار را گذاشتند. به نظرم این التفات ناشی از محبّت و دلسوزی ایشان در آن دوره‌ی زندان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تبعید بود که در واقع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند توجّه ویژه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای به من بکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که پدرم زندان بود، ایشان به خاطر اینکه دلشان برای عروسشان و نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;سوخت، با همدردی خطاب به مادرم گفته بودند که شما روز قیامت جلوی پیغمبر را بگیر و بگو من از این قضایای پسر شما خیلی سختی کشیدم و خیلی اذیّت شدم؛ زیرا به خاطر فرزند ایشان سختی کشیدید و گرفتاری پیدا کردید. این هم از سر همان دلسوزی و ناراحتی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدر ما هشت ماه در زندان کمیته‌ی تهران زندانی بودند و هیچ خبری از ایشان نبود، ما نیز خردسال بودیم و مادرم متحمّل سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های فراوانی شدند؛ بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، هیچ وقت ندیدم که ایشان آهی بکشد یا گله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; و اعتراضی بکند. و این نمونه‌ی روحیّه‌ی عجیب ایشان در ارتباط با پدر ما بود؛ با اینکه یک خانم جوان بودند و گاهی بسیار تنها می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و در فشار بودند، امّا چنین حالتی داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	واقعاً شرایطِ بسیار سختی بود. یادم هست سال ۱۳۵۴ که آقا از زندان کمیته برگشتند، فامیل در منزل ما در کوچه‌ی فریدون جمع شده بودند. ایشان بعد از اینکه وارد شدند و نشستند، در همان اوّلِ صحبت گفتند که به من گفته‌اند که اگر دفعه‌ی بعد بیایی، دفعه‌ی آخر است و دیگر برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردی! یعنی می‌کُشیمت. شرایط این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طوری بود، ولی ایشان عقب ننشستند و دوباره به مبارزه ادامه دادند که منجر به دستگیری و تبعید مجدّد ایشان شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در یکی دیگر از دستگیری&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا که ما در منزل مرحوم پدربزرگمان حضور داشتیم، صحنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای روی داد که نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی شجاعت مادربزرگ ما بود. آن روز مرحوم آقا در منزل مهمان داشتند و من و پدر نیز آنجا بودیم. اتاقی در منزل پدربزرگ بود، معروف به «اتاق&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بزرگه» که مهمانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آنجا بود. مهمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها داخل اتاق بودند که ناگهان درِ حیاطی را که در آن حوض هست، زدند و گویا مادربزرگ من متوجّه شدند که ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها هستند. آن ساواکی معروف، غضنفری نیز آمده بود و من خودم او را دیدم. به من گفتند برو بابایت را صدا کن، من هم رفتم پدرم را صدا کردم و ایشان از اتاق بیرون آمدند. در این اثنا که هنوز در باز نشده بود، یکی از ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از درِ دیگر وارد خانه شده بود و من دیدم که یک نفر از دالانِ فی‌مابینِ دو حیاط بیرون آمد. پیش از آمدن پدرم، &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خانم متوجّه شده بودند و با شجاعتِ تمام شروع کرده بودند به دعوا کردن و نفرین ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که ابوی آمدند و حائل شدند؛ یعنی خودشان روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رو شدند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آقا را دستگیر کردند و بردند، من نیز تنها به خانه‌ی خودمان برگشتم. در اینجا غیر از صحنه‌ی ورود مخفیانه‌ی مأمور به داخل خانه که ایشان اصلاً نترسیدند، نکته‌ی مهم برخورد واقعاً شجاعانه و بدون هر گونه ترس خانم بود که این نشان از روحیّه‌ی خاصّ این زن داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که درگیری هم صورت گرفت، مربوط به منزل خودمان و جریان تبعید آقا بود. آخرین باری که آقا را دستگیر کردند و به تبعید بردند، برخوردهای بسیار تندی داشتند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنان با لگد به ساق پای آقا زده بودند که خون&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; پای ایشان روی زمین ریخته بود. قبل از تبعید که ما در بازداشت به دیدن ایشان رفتیم، آن زخمِ روی پا را دیدیم. البتّه همان جا نیز آقا روحیّه‌ی بالایی داشتند و با خنده و شوخی جای جراحت را که به صورت هلالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; خونین بود، به ما نشان دادند.&lt;br /&gt;
	ماجرا نیز از این قرار بود که ساعت حدود سه‌ی نصفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شب بود و ما همه در خانه خواب بودیم، ناگهان درِ خانه را که روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روی ورودیِ هال است می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زنند. گویا آقا بیدار شده بودند و پشت در رفته بودند. نکته اینجا است که اواخر گفته شده بود ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بدون نام‌ونشان وارد خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و انقلابیّون را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کشتند و بعد هم معلوم نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که چه کسی بوده است. درِ خانه‌ی ما آلومینیومی با شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربّعی و مشجّر بود. آقا اوّل هم احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند، ولی بالاخره مقداری در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که یک هفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تیر از لای در داخل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید. ایشان ابتدا به‌زور در را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بندند و می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند حکمتان یا کارتتان را نشان بدهید که معلوم بشود شما چه کسی هستید، امّا آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شکنند و در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و وارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. بنده با همین سروصدای وقتِ ورودشان بیدار شدم. وقتی وارد شدند، همان وقت یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها با لگد، محکم به ساق پای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زند که مقداری خونِ آن روی زمین ریخته بود. بعد هم مشغولِ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ریختنِ کتابخانه شدند. در همین اثنا، یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آمد و بالای سر ما با سلاح یوزی ایستاد. دایی ما نیز در اتاقِ دیگر خواب بود. با این هجمه، همه‌ی ما ترسیده بودیم. در اینجا به برکت وجود اخوی کوچکمان ــ &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که سه‌ماهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; بود&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; ــ بلاهایی از ما رفع شد؛ یعنی والده‌ی ما با تدابیری، به اسم درست کردن شیشه‌ی شیر برای بچّه، این اعلامیّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را زیر چادر پنهان و جابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جا کردند. خلاصه وقتی آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها رفتند، اذان صبح را گفته بودند. آقا ابتدا نماز صبح را خواندند و بعد آقا را بردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;لطفاً قدری رابطه‌ی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم پدرشان را توصیف کنید. شما در آن دوران این رابطه را چگونه می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دیدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; توصیف دقیق این رابطه برای بنده کار آسانی نیست، امّا به نظرم آن احسان به والدین را که توصیه شده، آقا به شکل خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند؛ یعنی آن اعتنا و اهتمامی که توصیه شده به پدر و مادر داشته باشید، ایشان این کار را واقعاً به‌خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند و به‌اصطلاح بلد بودند. لذا اگر کسی ارتباط آقا با پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دید، از آن به «صمیمیّت» و «اهتمام» تعبیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. در مشهد نیز آن برنامه‌ی ساعت هشت صبح بود که ایشان هر روز خدمت مرحوم آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند. همچنین، آن مورد بازگشت از قم به مشهد در دوران طلبگی که بنا به تمایل مرحوم آقا و البتّه تصمیم پدرم بوده هم معروف است که در آن مدّت، ایشان به‌تنهایی به امور والدشان رسیدگی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رابطه‌ی آقا بعد از آمدن به تهران نیز با پدرشان خیلی خوب بود. در دوران ریاست جمهوری، من چند بار دیدم که آقا با اینکه یک دستشان بسیار دردمند و تقریباً به طور کامل از‌کار‌افتاده بود، همین نوع رسیدگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را داشتند. یک بار شخصاً پدرشان را از اتاق به ایوانی که آن ساختمان داشت &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند، با همان یک دست برای ایشان پتو &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;انداختند، آبدارچی چای می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آورد و ایشان کنار پدرشان صمیمانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند و با اینکه مرحوم آقا آن زمان حدود نود سال داشتند و خیلی گرم‌و‌گیرا هم نبودند، امّا پدر با ایشان اُنس داشتند و گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گرفتند. شاید من خودم نتوانم الان این کار را با آن کیفیّت برای آقا انجام دهم، امّا ایشان در همان فرصت کم شاید چیزی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا لبخندی هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند و شوخی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. بنا به گفته‌ی دیگران نیز اساساً مأنوس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترین فرد به مرحوم پدربزرگمان، آقا بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اتّفاقاً در همان سال ۱۳۶۰ که آقا ترور شدند، مرحوم آقا به تهران تشریف آوردند. آن اوایل، دست ایشان به‌شدّت دردمند بود و درد آن با تلاش پزشکان قدری ساکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. یادم هست در همان حالی که دست پدرم درد داشت، پدرشان را با کمک بعضی از دوستان، مثل مرحوم آقای شمقدری (رحمة الله علیه)، به حمّام بردند. آن زمان، مرحوم آقا نزدیک نود سال داشتند و سخت بود که پدر به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تنهایی این کار انجام دهند؛ امّا در همان حال، خدمت به پدر را فروگذار نکردند و سعی داشتند که خودشان شخصاً مباشرت داشته باشند، در‌حالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که برای ایشان آن وقت این امکان فراهم بود که از دیگران بخواهند چنین کارهایی را انجام دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دوران ریاست جمهوری، آن بیماری دست همراه ایشان بود و آقا دائماً درد عصب دست داشتند و شاید شب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متعدّدی از خواب بیدار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و این سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها جزو برنامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های عادی زندگی آقا شده بود و آقا اصلاً اظهار نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. درد عصبی بسیار سخت و زجرآور است، امّا ایشان با همان درد در جلسات نیز شرکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و کارها را پیش می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. غرض اینکه با این حال که فرصت آقا کم بود و این مشکل را هم داشتند، از اهتمام به پدر غافل نبودند. یک نوار بسیار جالبی هست که مربوط به بعد از نماز صبح در منزل پشت مجلس خبرگان فعلی است. در آن نوار، آقا در حال گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگو با پدرشان هستند، مشابه آن جلسات هشت صبح در مشهد با همان جنس گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوها و بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها؛ مثلاً فلان عالم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه گفتند و فلانی در فلان کتاب آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور بیان کرده یا صحبت درباره‌ی قضایای مشروطه. یک بار هم مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) که در تهران بودند&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;، مطّلع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند که مرحوم آقا در تهران هستند و گفتند من قصد دارم به دیدن ایشان بیایم. پدر آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی در نجف بودند و خود ایشان هم مدّتی طلبه‌ی مشهد بودند و مرحوم آقا را از قبل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شناختند. ایشان بعد از نماز مغرب و عشا به منزل ما آمدند. حیاط را فرش انداخته بودند و در آنجا جلسه برقرار شد و مشغول صحبت شدند. در آنجا واقعاً رعایت آداب دینی توسّط مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی دیده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. ایشان بسیار با تواضع نزد پدربزرگم آمدند. مرحوم آقای مشکینی (رحمة الله علیه) بسیار خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;صحبت و خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کلام بودند. اساساً ایشان دست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کم در میان علمای معاصر، از نظر بلاغت واقعاً کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نظیر بودند و این در خطبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایشان هم مشخّص است. من ایشان را زیاد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم و به دلیل صمیمیّتی که با پدرم داشتند، تابستان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که قم گرم بود، با خانواده به یک ساختمان خالی در ریاست جمهوری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و عصرها در حیاط قدم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. نماز مغرب و عشا نیز آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و به ایشان اقتدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بخشی از خاطراتی که ما از دوران ریاست جمهوری داریم نیز مربوط به خاطرات صبحانه در منزل مرحوم آقا در مشهد است. آقا در دوران ریاست جمهوری، در سفر به مشهد، به اتاقی در حرم در طبقه‌ی فوقانی در انتهای رواق امام کنونی تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. آن قسمت مردانه بود و اگر مادر همراه ما بودند، ایشان همراه با اخوان به منزل مادرشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند، امّا من در حرم همراه پدر بودم. چند بار اتّفاق افتاد که آقا در این سفرها تصمیم گرفتند به دیدار والدینشان بروند. لذا یک وانت سرپوشیده که گاهی برای حمل غذا استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، صبح زود به آستانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمد و آقا با اورکت و کلاه در همان قسمت عقب وانت سوار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند. تیم حفاظت پیش از ما رفته بودند و خانم و آقا منتظر بودند. آنجا با والدینشان صبحانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوردند و آقا با همان حالت صمیمانه و خنده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رویی با پدر و مادرشان گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌‌&lt;/span&gt;گرفتند و مثلاً بعد از یک ساعت برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گشتیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری هم درباره‌ی نوع رابطه‌ی آقا و مرحوم پدربزرگمان در ذهنم هست که البتّه در برخی از جزئیّات آن تردید دارم. اصل ماجرا این است که یک بار آقا به منزل پدرشان در همان اتاق پایین می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. آقا به‌احترام خم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و پای پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بوسند. بعد، مرحوم آقا برای ایشان نقل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که من حضرت امیر (علیه السّلام) را در خواب دیدم و به ایشان گفتم که اجازه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهید پای شما را ببوسم، ایشان اجازه دادند و من هم پایشان را بوسیدم.&lt;br /&gt;
	این اهتمام به پدر و مادر حتّی بعد از وفات ایشان هم ادامه داشت. مثلاً از کارهایی که ما خبر داریم، یکی اینکه آقا اوایل بعد از وفات مرحوم پدرشان و شاید بعد از وفات مادر ــ که سه سال و یک ماه بعد از مرحوم آقا فوت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند ــ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند من هر روز برای پدر و مادرم دو رکعت نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوانم. یک دوره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای هم آقا قبل از نماز ظهر و عصر، یک شبانه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روز برای مادرشان نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواندند. البتّه از نظر فقهی، ایشان ولد اکبر نیستند و وظیفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان نیست. به‌مناسبت، خوب است این را هم بگویم که نظر آقا درباره‌ی نماز قضای پدر این است که این حکم علاوه بر پدر، برای مادر نیز هست. آقا یک بار هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا را خواب دیدم که به من گفتند دو بار سوره‌ی بقره را برای من بخوان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما چه بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هایی از شخصیّت حضرت آقا متأثّر از پدرشان است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; پاسخ به این سؤال به صورت ظنّی ممکن است، امّا پاسخ قطعی مشکل است. بنده اینجا از تعبیر «نجابت» یا «بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی» استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنم که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در عالم سیاست در آقا بروز کرده است. به عنوان مثال، مرحوم آقا به دلیل همین سلامت باطن که بروزش به صورت زهد است، بنده نشنیدم که ایشان هیچ گاه به دنبال استفاده از اجتهاد و خلاصه جایگاه خود باشند و حتّی درباره‌ی اسم کوچه‌ی خامنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیز که در زمان حیاتشان انجام شد، ظاهراً اعتراض کردند. حتّی در مسائل خیلی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر هم مراقب بودند؛ مثلاً شنیدم نانوای محل که اسمش محمّدآقا بود، وقتی پدربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند نان بگیرند، به احترام اینکه مرحوم آقا عالم و سیّد بودند، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواسته زودتر از نوبت به ایشان نان بدهد، ولی مرحوم آقا قبول نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین باره خاطره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای یادم آمد که مربوط به همین خصوصیّات ایشان است. یک بار در دوران نوجوانی، من با ایشان در همان اتاق خودشان در طبقه‌ی بالا نشسته بودیم. من گفتم «آقا! شما آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله هستید؟» ایشان با تواضع خاصّی جوابی دادند و منظورشان این بود که این القاب و عناوین مهم نیست. یا مثلاً عموی ما درباره‌ی ایشان در جاهایی نوشته بود حضرت آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله فلان، که مرحوم آقا در آن نوشته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها کلمه‌ی «آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله» را از جلوی اسم خودشان خط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. گویا زندگی مرحوم آقا بر این اساس شکل گرفته بود که از آن جهات دوری کنند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح، خود را در معرض قرار ندهند. بنابراین، چنین کسی به آن شکل کرسی درس و شاگرد و آثار تألیفی ندارد، که ممکن است واقعاً منشأ آن کناره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیری باشد و به همان خصوصیّات برگردد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدربزرگ ما در «کفایه» شاگرد مرحوم آقازاده&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند و کتاب کفایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشتند که ظاهراً نسخه‌ی مرحوم آقازاده از «کفایه» در آن لحاظ شده بوده است. خلاصه، ایشان اسرار یا نکات «کفایه» را از پسر مرحوم آخوند گرفتند و علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;القاعده مسلّط بودند. طبیعتاً چنین کسی با چنین سابقه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواست، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانست مثلاً در مشهد یک تدریس «کفایه» داشته باشد. بالاخره، هم آدم مقدّسی بودند و هم سوادش را داشتند؛ یعنی هم جاذبه‌ی تقدّس و هم جاذبه‌ی علمی داشتند، امّا شاید این عدم تدریس هم به همین ویژگی مربوط باشد. به نظرم این خصوصیّت بین پدرم و مرحوم آقا فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله مشترک است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دیگر اینکه به نظرم محیط داخلی منزل پدرم بسیار باصفا است؛ به قول معروف، رونق اگر نیست صفا هست؛ زندگی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای دارند، امّا صفا دارد که یک رکن آن، این خصوصیّت آقا است و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح سخت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیر نیستند. فرض بفرمایید یک روز ــ که البتّه بسیار نادر است ــ ناهار هنوز آماده نشده باشد و ایشان با این سن و مشغله یک ساعت هم منتظر بشوند؛ یک نفر ممکن است اخم بکند، امّا ایشان بدون اینکه به رو بیاورند، مشغول گپ زدن با نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شوخی کردن می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها چیزهایی است که ما همیشه در طول زمان دیده‌ایم. البتّه رکن مهمّ دیگرِ این صفای منزل، مادر ما هستند که در کنار این خصوصیّت آقا، آن پیگیری، جدّیّت و اهتمام استثنایی مادر هم هست. لذا این‌ها است که به فضای خانواده صفا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در سطح کلان نیز آقا رفتارهایی دارند که ریشه در همین ویژگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، یعنی صفای باطن و بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی دارد. گاهی برخی افراد برخوردهای بسیار بدی با آقا داشتند، امّا ایشان طلب مغفرت حتّی برای آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را فراموش نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. یک بار فردی در خدمت ایشان با تندی گفت خدا لعنت کند فلانی را! منظور هم کسی بود که خیلی بدی کرده بود و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح شمشیر را نه که از رو بسته بود، از غلاف هم درآورده و حمله هم کرده بود و ضربه هم زده بود و این ضربه هم اصابت کرده بود که آقا درباره‌ی کار این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها در جلسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای عمومی در همین حسینیّه به مردم گفتند که خدا خودش این مسئله را حل کرد و مانند مرحوم امام که آزادی خرّمشهر را مستقیماً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به خدا نسبت دادند، حضرت آقا هم حلّ این ماجرا را مستقیماً به خدا نسبت دادند. آقا به ایشان گفتند من تابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه افراد را نه لعنت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام، نه مرگشان را از خدا خواسته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام. این موضوع به نظر من عجیب بود و نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد که انسان باید یک سرمایه‌ی درونی داشته باشد تا به اتّکاء آن، این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور حلم و سعه‌ی صدر به خرج دهد. این نکته نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند ریشه در خصوصیّات مرحوم پدرشان داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره‌ی زهد هم حتماً همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور است. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، آقا و برادر بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترشان در محیطی بزرگ شدند که فقر و نداری را چشیده بودند، البتّه با حفظ عزّت؛ یعنی پدر ایشان این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور نبود که بخواهد به خاطر فقر، پیش این و آن برود و چنین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; کارهایی بکند. البتّه خانم نیز با این شرایط همراهی کردند. به عنوان مثال، در خاطرات پدرم هست که گفته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند مادرشان چگونه از قبای کهنه‌ی مرحوم آقا برای بچّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها لباس تهیّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، و کارهای این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنینی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک خصوصیّت مشترک دیگر که در مرحوم آقا نیز بود، اهتمام به مطالعه است. پدربزرگ ما بسیار اهل مطالعه بودند و حتّی در سفرهای تهران نیز آقا یا اخوی آقا برای ایشان کتاب می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند. الان هم آقا زیاد مطالعه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و با وجود مشغله‌ی فراوان، همیشه مقدّمه‌ی خواب ایشان مطالعه است. در طول این سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها واقعاً ایشان به اندازه‌ی یک کتابخانه‌ی بزرگ، کتاب خوانده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند و فقط تعداد بسیار اندکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها به جهت حاشیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسی و تقریظ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها معلوم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود. این خصوصیّت نیز به نظرم بین پدر و پسر مشترک است. کم‌غذایی و کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوراکی نیز ویژگی مشترک دیگر ایشان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درباره‌ی زهدی که گفته شد، گاهی یک نفر اساساً ذوق و سلیقه و امکانات ندارد و زهد او از نوع سلبی است؛ امّا درباره‌ی مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شنویم که ایشان دارای سلیقه و توجّه بوده&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اند و اگر می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خواستند، می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;توانستند امکانات بیشتر برای خود فراهم کنند. در‌این‌باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; بله، این وجه درست است. مرحوم آقا اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند با دوستان و اطرافیان چنین روابط مالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشته باشند، قطعاً زندگی ایشان توسعه‌ی بیشتری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشت؛ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، بعد از شاغل شدن فرزندان در جمهوری اسلامی، آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانستند این توسعه را به زندگی پدرشان بدهند؛ امّا محیط این خانه و خانواده کاملاً بر اساس احتیاطی بود که اهل تقوا در این مسائل رعایت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. به یاد دارم مرحوم آقا یک بار در همین منزل پشت مجلس سابق که ما مدّتی از دوران ریاست جمهوری پدرم را آنجا ساکن &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بودیم، با ایشان شبهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای را مطرح کردند مبنی بر اینکه اینجا شرعاً برای ما غصبی نباشد، از این جهت که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال این ملک شخصی شما نیست؛ آقا هم توضیح دادند که من شرعاً و قانوناً حق دارم استفاده کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حالت احتیاط در پدرم نیز هست. به عنوان مثال، قبل از انقلاب، در اتاق شخصی پدرم یک اشکاف&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بود که در آن کیسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های پارچه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ایِ وجوهات بود، چون ایشان نماینده‌ی امام بودند و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را برای امام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فرستادند. مقداری از این وجوهات را ایشان اجازه‌ی تصرّف داشتند و از آن مقدار قابل تصرّف، خودشان مبلغی را به عنوان حقوق تعیین کرده بودند. ما در خانه سه فرزند بودیم و رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای زیادی به منزل ما می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، به قدری که آقا به مادر ما گفته بودند شما هر روز به اندازه‌ی یک نفر غذا اضافه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; درست کنید؛ زیرا هر لحظه ممکن بود یک نفر در بزند و بیاید، و این در آن زمان برای ما کاملاً طبیعی بود. بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، وقتی آن مقدار پول تمام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، از وجوهاتی که برای ایشان شرعاً حلال بود و لازم هم بود، برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشتند. این بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پولی به حدّی بود که یادم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید یک شب ایشان با جمعی در منزل یکی از دوستان جلسه داشتند که چون منزل نیمه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تمام و ساخته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشده بود، هنوز فرش نداشت و همگی سرپا ایستاده بودند. آنجا یکی از آقایان به آقا گفت شما صد تومان از من طلب دارید. به نظرم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;قدر آقا پول نداشتند که فوراً به ایشان گفتند صد تومان را بدهید و ایشان هم داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعد از انقلاب نیز روال همین بود. در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۴، یکی از دوستان ایشان مبلغ هشتصد هزار تومان برای کمک به تبلیغات به ایشان داد. ایشان این پول را قبول کردند، امّا همه‌ی آن را برای هزینه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربوط به محلّ سکونت و ساختمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های دولتی به امام (رحمة الله علیه) دادند. با اینکه هزینه‌ی زندگی و خوردوخوراک ما مشابه مردم از کوپن بود، امّا فقط به جهت سکونت در آن منزل، این وجه را به امام دادند که امام هم ابتدا گفته بودند لازم نیست، امّا با اصرار ایشان قبول کرده بودند. ایشان این حالت را داشتند که مراقب بیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;المال باشند تا موردی بر ذمّه‌ی ایشان نباشد. ایشان الان به نوعی کارمند نظام هستند، امّا هرگز حقوق نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و زندگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان از راه تبرّعات&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه موارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذرد. این وضع در کلّ سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچند سالِ گذشته بوده است. حتّی ایشان محلّ سکونت و مانند آن را که قبلاً به‌حق جزو حقوق می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند، به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تازگی سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های گذشته را هم حساب و پرداخت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک نمونه‌ی دیگر از این احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها مربوط به سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های اخیر است که رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمد به عتبات زیاد بود. چند بار برای ایشان از تکّه‌سنگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مطهّر مربوط به تعمیر قبور ائمّه (علیهم السّلام) در عتبات آوردند، امّا ایشان احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و از این باب که شاید این سنگ همچنان در مضجع مطهّر قابل استفاده بوده، نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پذیرفتند. البتّه به دیگران نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند امّا خودشان در مسائل، چنین احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تقیّداتی دارند و هیچ تظاهری هم ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اجازه بدهید به بخش دیگری از زندگی و شخصیّت مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای بپردازیم. رابطه‌ی مرحوم آقاسیّدجواد با حضرت امام و انقلاب چگونه بود؟ لطفاً در‌این‌باره هم توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; امام (رحمة الله علیه) پس از فوت مرحوم آقا پیامی صادر کردند. گویا پدربزرگم با امام فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله آشنایی نیز داشتند و مادربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که امام به خانه‌ی ما آمده است. مادربزرگ ما که انقلابی و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح حزب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اللّهی و این‌تیپی بودند، لذا با تنها دختر خودشان که مسیر متفاوتی رفته بود، اصلاً خوب نبودند؛ پدربزرگ ما هم همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور. خلاصه، مرحوم آقا هر‌چند بر خلاف پدرم آن روحیّه‌ی اجتماعی را نداشتند، امّا در‌عین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال مخالفت با رژیم در سوابق ایشان وجود دارد. مثلاً یک بار همراه با چهار نفر دیگر از علما نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای انتقادآمیز برای نخست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وزیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که این نامه هم سرنوشت جالبی داشته است. حالا این را مقایسه کنید با حضرت آقا و ذهن سیاسی و اجتماعی ایشان. مثلاً آقا ایرانشهر که تبعید بودند، به همراه همان چهار نفر تبعیدی نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اعتراضی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند به دبیرکلّ سازمان ملل، و کارهایی مانند این که واقعاً در جهت مبارزه با رژیم، معنادار بود. یک بار مرحوم شهید صدوقی&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; زمانی که آقا در همین ایرانشهر تبعید بودند، به دیدن ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. در آنجا گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوهایی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود و ظاهراً بحثی قوی و لایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دار را حضرت آقا در جمع مطرح می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که کسی مثل آقای صدوقی بسیار لذّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;برد و به ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید شما برای من نامه بنویسید؛ بدین معنا که از تراوشات فکری ایشان در تحلیل امور دینی یا سیاسی استفاده کنند. این در حالی است که فاصله‌ی سنّی آقا و آقای صدوقی زیاد بوده و آقای صدوقی آن وقت پیرمردی حدوداً هفتادساله و به تعبیری در جایگاه پدر آقا بودند و آقا هم در آن زمان، جوانی پُرشور و البتّه باسواد و مبنادار بودند که من بر این «با مبنا بودن» تأکید دارم؛ «با مبنا» یعنی مجتهد به معنای واقعی کلمه. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، آقا مطالبی را در دو نامه‌ی تبیینی برای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که آن نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها الان موجود است و آن مبناداریِ ایشان را نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاید بتوان گفت یکی از اوّلین طرّاحان آن فکر اجتماعی، حضرت آقا بودند که شما در همین آثار منتشرشده از بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آن دوران می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینید که یک جوان سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچندساله چه بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی را مطرح کرده است! هر فردی که مقداری به مسائل دینی آشنا باشد، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فهمد که این حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مهم حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های جدیدی است. بنده یادم هست که بیشتر مخاطبان ایشان جوان و دانشجو بودند که این ترکیب جمعیّتی در آن گوشه‌ی مشهد نیز عجیب بود. من امروز به عنوان یک طلبه متوجّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوم که آن روزها این نگاه و طرز فکر که تناسب زیادی با پایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های انقلاب داشت، جزو اوّلین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در آن زمان، مبارزانی که در میدان باشند و ابتکار‌عمل داشته باشند، بسیار کم بودند. ضمن اینکه برخی از افرادی که ضدّ‌شاه بودند، مشکلات جدّی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تری داشتند و مثلاً کمونیست بودند و با اصل مبانی دینی مشکل داشتند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; دنبال مسائل دیگری بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سبک سلوکی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای چگونه بود؟ مثلاً از شخصیّت خاصّی متأثّر بودند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; شاید در این رابطه نتوان به صورت قطعی صحبت کرد؛ چون باید صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی شنیده شود یا رفتاری دیده شود که به طور خاص، معنادار باشد. نکته‌ی دیگری هم که درباره‌ی این امور هست، اینکه این امور معمولاً مخفی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردنی است و نسبت به آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که مطالبی از سلوک و معنویّتشان معلوم شده، غالباً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به طور اتّفاقی مطلبی فاش شده، نه‌اینکه خودشان دنبال افشا &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردن آن مطالب باشند. در همان نجف، شاید ایشان ارتباطاتی با مرحوم کشمیری یا مرحوم آقای قاضی داشتند؛ امّا اینکه برنامه‌ی ایشان به کدام بزرگوار شبیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بوده، برای ما معلوم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بالاخره ایشان انسان متعبّدی بودند و تقیّد خاصّی به مستحبّات و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه نافله‌ی شب داشتند. مثلاً بنده دیده بودم که مرحوم آقا، بعد از استراحت بعدازظهر، تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند و با حالت سکوت خاصّی در جمع خانواده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند؛ حال، این سکوت ممکن است مؤیّد از توجّهات باطنی باشد. ایشان بسیار کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حرف بودند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه نبودند که بنشینند حرف بزنند و نقل کنند. این حالت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند از باب التزام به یک برنامه‌ی معنوی و قیود خاصّی باشد برای کسی که در مسیر رشد و کمال معنوی قرار دارد. امّا خب همه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی این‌ها نسبت به سؤال شما همان لازمِ اعم است و واقعاً می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود گفت ماها چیزی در‌این‌باره نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در همین موضوع، تحلیل شما درباره‌ی حضرت آقا چگونه است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; درباره‌ی حضرت آقا تعبیری که در ذهن بنده هست، این است که ایشان در این موارد بسیار اهل تستّر&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چیزی که در‌این‌باره ما دیده‌ایم، علاقه‌ی زیاد ایشان است به این مقوله و اینکه افراد بیایند و صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در این باب باشد. از آن طرف، یعنی از جانب مهمانان ایشان که اهل معنا و سلوکند هم فضای محبّت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمیزی نسبت به آقا وجود دارد. خب یک وقت هست که مثلاً یک حاکمی احضار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند و آن آقا هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید چاره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیست، باید بروم؛ امّا این‌ها با محبّت و علاقه و صمیمیّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آیند. مثلاً مرحوم آقای دولابی (قدّس سرّه)&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که آقاسیّدمرتضیٰ نبوی ایشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند یا خودشان گاهی پیغام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که من دلم تنگ شده و خودشان مایل بود که بیایند. یا مثلاً اهتمامی که دیگران، مانند مرحوم آقای بهجت،&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به ایشان داشتند. مرحوم آقای بهجت لطف خاصّی به آقا داشتند و گاهی توسّط بعضی از نزدیکان پیام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که مثلاً به آقا بگویید این کار را انجام بدهند. به نظرم یکی از درس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا به توصیه‌ی مرحوم آقای بهجت بود که این نشان از عنایت و محبّت این بزرگواران به آقا بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مثلاً یکی دیگر از آقایان مرحوم آقای معلّم دامغانی&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها است فوت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند. ایشان مکلّا بودند، امّا با امام رفیق بودند و البتّه ضدّ فلسفه هم بودند. یک جلسه‌ای بود که ایشان و آقا و بنده و اخوی در همین اتاق ساختمان شماره‌ی دو&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نشسته بودیم. بعد از جلسه که ما هنگام بدرقه با هم بیرون رفتیم، ایشان به من توصیه کرد که برای حفاظت از آقا فلان سوره از قرآن را بخوانید. گاهی هم بنده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم بعضی دیگر از آقایان، هنگام خروج، به طور خصوصی برخی از نکات و توصیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را به شخص آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند. این نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی عنایت و گرایش این بزرگان به آقا بود که البتّه به شیوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مختلف بروز پیدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. بنده نیز این تصوّر را به صورت احتمالی دارم که ورای روابط ظاهری و این برداشت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و دریافت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، ارتباط باطنی در میان بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خلاصه، اینجا رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای بسیار خوبی بوده است و واقعاً برای آقا با آن فشار کاری، لحظات بهشتی‌ای را رقم زده است که شاید قریب به دو ساعت بنشینند صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های بسیار خوب از انواع و اقسام گفتنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شنیدنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و مطالب بسیار مفیدی مطرح بشود. این انسان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاص و معنوی با همه‌ی تفاوت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که در روش و منش دارند، امّا اهتمام و توجّه خاصّی به آقا داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، تصوّر بنده این است که آقا اهل تستّر هستند و آنچه فعلیّت خود ایشان است، خیلی برای دیگران بروز نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند. ایشان اهل تهجّدهای طولانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;مدّت هستند و زمان برنامه‌ی سحر ایشان نسبتاً طولانی است. از طرفی، ایشان واقعاً صفات شخصی خوبی دارند. مرحوم آقای خوشوقت&lt;a href="#_ftn12" name="_ftnref12" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دو بار به من گفتند که آقا بسیار متواضع است، که برای من جالب بود. آقای خوشوقت خیلی کم اهل توصیف و مدح کسی بودند، امّا دو بار خودشان به صورت ابتدایی این نکته را به من گفتند. ما هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینیم که ایشان به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در برخورد با افراد، همه چیز را عملاً کنار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذارند، در نظر نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و تواضع به خرج می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهند. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، این مسائل بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ارتباط با واقعیّات درونی نیست؛ امّا این را که نصاب آن در چه حدّی است، بنده نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانم بگویم. می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند فرزندان مرحوم آقاسیّدجمال گلپایگانی&lt;a href="#_ftn13" name="_ftnref13" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند پدرشان چه کسی است و آن‌هایی که با ایشان ارتباط داشتند نقل کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند که وقتی ما حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاصّ خودمان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدیم، اگر فرزندان ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند، ایشان شروع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند به بحث کردن راجع به یک فرع فقهی طهارت و نجاست و مانند آن، و نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذاشتند این‌ها متوجّه بشوند که مثلاً چه صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در میان است. البتّه من اصلاً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; منظورم تشبیه نیست، بلکه از باب تنظیر می‌گویم که ممکن است این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جوری باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در تمام این مصاحبه، منظور از «مرحوم آقا» حضرت آیت‌الله حاج سیّدجواد خامنه‌ای (قدّس سرّه) است.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله علی‌اکبر فیض، مشهور به آیت‌الله مشکینی (۱۳۰۰ ـ ۱۳۸۶ ش)، فقیه مبارز، استاد اخلاق و سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه، رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس جامعه‌ی مدّرسین حوزه‌ی علمیّه‌ی قم و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی قم بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله میرزا محمّد آقازاده‌ی خراسانی (۱۲۹۴ ـ ۱۳۵۶ ق)، مشهور به آقازاده، فرزند دوّم آخوند خراسانی، فقیه مجاهد و مدرّس برجسته‌ی اصول فقه در حوزه‌ی علمیّه‌ی نجف و خراسان بود. ایشان در ماجرای قیام گوهرشاد دستگیر و تبعید شد و بر اثر تزریق نوعی آمپول مشکوک، در شهرری به شهادت رسید. مزار وی در حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی و در جوار ضریح امامزاده حمزةبن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;موسی‌الکاظم (علیهما ‌السّلام) قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; گنجه، کمد یا قفسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هدایا و مبالغ اهدایی غیر واجب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله شهید محمّد صدوقی (۱۲۸۷ ـ ۱۳۶۱ ش) فقیه مبارز، مدرّس سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه‌ی قم، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نماینده‌ی امام خمینی و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی یزد و چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; عدم ابراز و پرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پوشی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا محمّداسماعیل دولابی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۸۱ ش) عارف وارسته و استاد اخلاق ساکن تهران بود که جویندگان و تشنگان عرفان و اخلاق در تهران سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از محضرش بهره می‌بردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;‌العظمی محمّدتقی بهجت فومنی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۸۸ ش) فقیه، عارف، چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی و مرجع تقلید جهان تشیّع بود. وی از شاگردان حضرات آیات آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، سیّدعلی قاضی طباطبایی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدحسین بادکوبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای و سیّدمحمّد حجّت کوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کمری بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا علی‌اکبر معلّم دامغانی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۷۶ ش) مرد صاحبدل و عارف توحیدی که از رفقای دیرین و همدرسان امام خمینی (رحمه الله) در محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود و بعدها با رهبر شهید انقلاب نیز ارتباط و جلسات سلوکی معنوی داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یکی از ساختمان‌های مجموعه‌ی بیت رهبری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref12" name="_ftn12" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله عزیز خوشوقت (۱۳۰۵ ـ ۱۳۹۱ ش) فقیه و عالم ربّانی، سالک الی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله و عارف بالله و چهره‌ی معنوی و سلوکی بود. وی از شاگردان حضرات آیات بروجردی، امام خمینی و علّامه طباطبایی و از اساتید اخلاق معروف تهران بود که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متمادی از عمرش را صرف تربیت نفوس و تهذیب جوانان نمود. همچنین، ایشان پدر همسر آیت‌الله سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای (دام ظلّه) نیز هست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn13" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref13" name="_ftn13" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله آقاسیّدجمال‌الدّین گلپایگانی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۷۷ ق) فقیه، عارف و چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی بود. وی از شاگردان حضرات آیات آخوند خراسانی، آقاسیّدمحمّدکاظم یزدی، آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدمرتضیٰ کشمیری و سیّداحمد کربلایی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 18:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806</link>
<guid>62806</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62806/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&amp;nbsp;آنچه از نظر می&amp;zwnj;گذرانید، بخش&amp;zwnj;هایی از تنها مصاحبه&amp;zwnj;ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#e74c3c;"&gt;رهبر انقلاب، حضرت آیت&amp;zwnj;الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام&amp;zwnj;ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; تا کنون است. ایشان در همه&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها از حضور در رسانه&amp;zwnj;ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانه&amp;zwnj;ی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه&amp;zwnj;الله)&lt;/span&gt; روی داد، صرفاً به قصد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه&amp;zwnj;ی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی&amp;zwnj;های ممتاز و بی&amp;zwnj;بدیل رهبر شهید انقلاب&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر می&amp;zwnj;شدند که موضوع اصلی این گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمی&amp;zwnj;گرداندند و از&amp;zwnj;این&amp;zwnj;رو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. بااین&amp;zwnj;حال، گفتنی&amp;zwnj;هایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخش&amp;zwnj;هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره&amp;zwnj;ی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعه&amp;zwnj;ی مخاطبان رسانه&amp;zwnj;ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده&amp;zwnj;ایم. &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;متن کامل این مصاحبه در ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی نکوداشت آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای (قدّس سرّه) با عنوان &amp;laquo;صحیفه&amp;zwnj;ی پارسایی&amp;raquo;، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان&amp;zwnj;شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخوی&amp;zwnj;های جنابعالی وجود دارد، علاقه&amp;zwnj; و اُنس ویژه&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکته&amp;zwnj;ای در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره به ذهن دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;حضرت آقا رابطه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همان&amp;zwnj;طور که اشاره کردید، به نظر می&amp;zwnj;رسد رابطه&amp;zwnj;ی مرحوم آقا با پدرم یک رابطه&amp;zwnj;ی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آن هم به کارهایی برمی&amp;zwnj;گردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا می&amp;zwnj;کنند که آن&amp;zwnj;ها آدم&amp;zwnj;های بزرگسال بودند و می&amp;zwnj;آمدند پیش ایشان درس می&amp;zwnj;گرفتند و گویا یکی از همان افراد می&amp;zwnj;آید و از ایشان دعوت می&amp;zwnj;کند که در یک مجلس روضه&amp;zwnj;ی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئله&amp;zwnj;گو حضور پیدا می&amp;zwnj;کرد و از روی کتاب&amp;zwnj;هایی که به شکل سؤال&amp;zwnj;وجواب بود، مسئله می&amp;zwnj;گفت. هنوز رساله&amp;zwnj;های توضیح&amp;zwnj;المسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب می&amp;lrm;شود. من خودم نیز از کتاب&amp;zwnj;های جدّ مادری&amp;zwnj;مان، دو کتاب سؤال&amp;zwnj;وجواب داشتم ــ به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتاب&amp;zwnj;ها داشت ــ یکی سؤال&amp;zwnj;وجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتاب&amp;zwnj;های سؤال&amp;zwnj;وجواب را از مرحوم پدرشان می&amp;zwnj;گیرند و پدرشان ایشان را توجیه می&amp;zwnj;کنند و می&amp;zwnj;روند و از پس این قضیّه هم به&amp;zwnj;خوبی برمی&amp;zwnj;آیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالت&amp;zwnj;ها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نکته&amp;zwnj;ی دیگر، جنبه&amp;zwnj;ی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; درس می&amp;zwnj;دادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را می&amp;zwnj;بینند، می&amp;zwnj;گویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سال&amp;zwnj;ها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دست&amp;zwnj;فرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علی&amp;zwnj;القاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;علاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی&amp;zwnj;هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن&amp;zwnj;های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف می&amp;zwnj;شدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی می&amp;zwnj;کردند؛ در طول مسیر، بعضی&amp;zwnj;ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می&amp;zwnj;دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل می&amp;zwnj;کنند که زیارت جامعه&amp;zwnj;ی کبیره را آن&amp;zwnj;قدر در زیارت&amp;zwnj;های همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم می&amp;zwnj;شود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانه&amp;zwnj;ی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده می&amp;zwnj;کردند و برایشان کتاب می&amp;zwnj;خواندند و بحث و گفت&amp;zwnj;وگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آن&amp;zwnj;ها هم&amp;zwnj;زبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ این&amp;zwnj;چنینی هم وجود داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک خاطره&amp;zwnj;ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می&amp;zwnj;کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می&amp;zwnj;گرفتند و صحبت و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه&amp;zwnj;ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می&amp;zwnj;کنند ــ با همان لهجه&amp;zwnj;ی شیرین ترکی گفتند &amp;laquo;قربانت علی&amp;raquo;. ایشان تصوّر می&amp;zwnj;کردند که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در مجموع، این حالت&amp;zwnj;ها جدای از رابطه&amp;zwnj;ی پدر و فرزندی باعث اثراتی می&amp;zwnj;شود؛ همه&amp;zwnj;ی این موارد، در رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البتّه از همه مهم&amp;zwnj;تر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دهه&amp;zwnj;ی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماری&amp;zwnj;های آب&amp;zwnj;مروارید و آب&amp;zwnj;سیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّه&amp;zwnj;مان هم که از عمو هادی بزرگ&amp;zwnj;تر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچک&amp;zwnj;تر مانند عموهادی&amp;zwnj;آقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که می&amp;zwnj;توانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درس&amp;zwnj;هایشان را با جدّیّت می&amp;zwnj;خواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درس&amp;zwnj;های مختلفی از جمله درس&amp;zwnj;های آقای بروجردی شرکت می&amp;zwnj;کردند؛ حتّی گویا جزوه&amp;zwnj;ی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت می&amp;zwnj;کنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم می&amp;zwnj;رفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درس&amp;zwnj;های شلوغ بوده و آقا علاقه&amp;zwnj;ی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کم&amp;zwnj;تعداد بوده و ظاهراً در دوره&amp;zwnj;ای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یک&amp;zwnj;نفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقه&amp;zwnj;شان به پدرم، جزوات خودشان را می&amp;zwnj;دادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می&amp;zwnj;گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می&amp;zwnj;گویند فلانی یا رئیس کل می&amp;zwnj;شود یا رئیس خراسان که منظور از &amp;laquo;رئیس&amp;raquo;، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت می&amp;zwnj;کردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران می&amp;zwnj;آیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، می&amp;zwnj;روند. آقا می&amp;zwnj;گویند که من هر&amp;zwnj;چه نگاه می&amp;zwnj;کنم، می&amp;zwnj;بینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آن&amp;zwnj;گونه است. مرحوم آقا ضیاء می&amp;zwnj;گویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست می&amp;zwnj;کند. آقا می&amp;zwnj;گفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را می&amp;zwnj;دانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد می&amp;zwnj;گیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکی&amp;zwnj;یکی به روی آقا باز می&amp;zwnj;شود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند این&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بعد از این ماجرا بود که فعّالیّت&amp;zwnj;های تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج می&amp;zwnj;گیرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به&amp;zwnj;نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه&amp;zwnj;ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه&amp;zwnj;ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه&amp;zwnj;هایی که مکرّر اتّفاق می&amp;zwnj;افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه&amp;zwnj;ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه&amp;zwnj;ی زیادی از افراد، ضبط&amp;zwnj;صوت&amp;zwnj;ها را روی دست گرفته و بالا آورده&amp;zwnj; بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می&amp;zwnj;شدند و خیلی شلوغ می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینه&amp;zwnj;ی توفیقات ایشان هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;طبیعتاً این خدمات بی&amp;zwnj;جواب نمی&amp;zwnj;ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی&amp;zwnj;داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می&amp;zwnj;گذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید می&amp;zwnj;آمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان می&amp;zwnj;گفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;رابطه&amp;zwnj;ی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراوده&amp;zwnj;ی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می&amp;zwnj;گفتند و به پدرم درس سطح پایین&amp;zwnj;تری را می&amp;zwnj;گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می&amp;zwnj;شود و با هم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; را نزد مرحوم آقا می&amp;zwnj;خوانند. پدرم می&amp;zwnj;گفتند در دوره&amp;zwnj;ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی&amp;zwnj;گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی&amp;zwnj;گشت و ما در راه به هم می&amp;zwnj;رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می&amp;zwnj;پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می&amp;zwnj;کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می&amp;zwnj;گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می&amp;zwnj;کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه&amp;zwnj;&amp;zwnj; با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می&amp;zwnj;کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آقا گاهی در همان سنین، در مباحثه&amp;zwnj;های علمی پدرشان مشارکت می&amp;zwnj;کردند و نظر هم می&amp;zwnj;دادند که خاطراتی هم از این مشارکت&amp;zwnj;ها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح می&amp;zwnj;کند و پدرم با ایشان بحث می&amp;zwnj;کند. وقتی خارج می&amp;zwnj;شوند، مرحوم آقا به پدرم می&amp;zwnj;گویند که شما چرا این&amp;zwnj;جوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوه&amp;zwnj;ی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کرده&amp;zwnj;اید؟ پدرم گفتند که بعضی&amp;zwnj;ها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگ&amp;zwnj;تر و هم&amp;zwnj;سنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفته&amp;zwnj;ی مرحوم آقای واعظ&amp;zwnj;زاده، دوره&amp;zwnj;ای هم با آقای حکیم در نجف هم&amp;zwnj;بحث بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک وقتی هم آقا درباره&amp;zwnj;ی پدرشان می&amp;zwnj;فرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و به&amp;zwnj;خصوص مطالعه&amp;zwnj;ی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما &amp;laquo;کفایه&amp;raquo; می&amp;zwnj;گفتند، گاهی پیش می&amp;zwnj;آمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدم&amp;zwnj;ها معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه می&amp;zwnj;کنند، با شیوه&amp;zwnj;ای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل می&amp;zwnj;کنند. خب در تدریس و مانند این&amp;zwnj;ها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست می&amp;zwnj;رود و معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;سؤالی که می&amp;zwnj;خواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگی&amp;zwnj;هایی از ابوی&amp;zwnj;شان متأثّرند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;اگر بخواهم سؤالم را دقیق&amp;zwnj;تر بگویم، &amp;zwnj;منظورم &amp;laquo;شباهت&amp;raquo; بود؛ به نظر شما چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;یکی&amp;zwnj;اش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این&amp;zwnj;طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی&amp;zwnj;گیرند. مثلاً من یک وقتی می&amp;zwnj;خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده&amp;zwnj;اند؛ خب از بیت&amp;zwnj;المال که برنمی&amp;zwnj;دارند بدهند به بیت&amp;zwnj;المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می&amp;zwnj;آورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین&amp;zwnj;های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین&amp;zwnj;های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق&amp;zwnj;شناس بودند می&amp;zwnj;گفتند قیمت آن&amp;zwnj;ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین&amp;zwnj;حال، ایشان همه&amp;zwnj;ی آن نگین&amp;zwnj;ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران&amp;zwnj;قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن،&amp;zwnj; تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می&amp;zwnj;توانند بهره&amp;zwnj;مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می&amp;zwnj;کنند، به آستان قدس رضوی می&amp;zwnj;دهند. کتاب&amp;zwnj;های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می&amp;zwnj;شود که ایشان نوعاً آن&amp;zwnj;ها را به آستان قدس می&amp;zwnj;سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته&amp;zwnj;ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه&amp;zwnj;ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده&amp;zwnj;اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی&amp;zwnj;کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می&amp;zwnj;دهند آنجا.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همین جا بگذارید خاطره&amp;zwnj;ای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; بدم می&amp;zwnj;آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; مثلاً کسی بود که گوشه&amp;zwnj;ی خیابان می&amp;zwnj;نشیند و گدایی می&amp;zwnj;کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می&amp;zwnj;کردیم، در همین خانه&amp;zwnj;ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه&amp;zwnj;ای از همان خانه، مقداری بسته&amp;zwnj;های آذوقه و روغن&amp;zwnj;نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می&amp;zwnj;کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این&amp;zwnj;قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک&amp;zwnj;دفعه گویا تصوّرم نسبت به &amp;laquo;فقر&amp;raquo; عوض شد، به طوری که تا الان هم همین&amp;zwnj;جوری هستم. این به&amp;zwnj;نوعی نشانه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آقا در مصاحبه&amp;zwnj;ای در اوایل پیروزی انقلاب می&amp;zwnj;گویند که من چون نمی&amp;zwnj;خواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمی&amp;zwnj;گویم و عبور می&amp;zwnj;کنند. اگر صلاح می&amp;zwnj;دانید، شما قدری در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;ایشان اصلاً اجازه نمی&amp;zwnj;دهند زندگی&amp;zwnj;شان دچار زرق&amp;zwnj;وبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق&amp;zwnj;گاز خانه&amp;zwnj;ی ایشان از همین اجاق&amp;zwnj;های سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق&amp;zwnj;گازشان همان سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمی است که روی میز می&amp;zwnj;گذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی&amp;zwnj;ها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این&amp;zwnj;قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این&amp;zwnj; دستگاه این&amp;zwnj;قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون&amp;zwnj;های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می&amp;zwnj;گیرد، به خانه&amp;zwnj;ی آقا آمد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی&amp;zwnj; و میزی که در خانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;خواهند بدون هیچ هزینه&amp;zwnj;ی اضافه&amp;zwnj;ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی&amp;zwnj;های پلاستیکی خریده&amp;zwnj;اند و گوشه&amp;zwnj;ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته&amp;zwnj;اند برای مهمان&amp;zwnj;ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این دست وسایل قدیمی، می&amp;zwnj;توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می&amp;zwnj;خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده&amp;zwnj;اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده&amp;zwnj;اند؛ ایشان هم پابه&amp;zwnj;پای آقا در تمام این سال&amp;zwnj;ها بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت&amp;zwnj;هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می&amp;zwnj;گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص&amp;zwnj;های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی&amp;zwnj;گردد؛ زیرا آن&amp;zwnj;ها نیز همین صفا را داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از جلوه&amp;zwnj;های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده&amp;zwnj;ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می&amp;zwnj;کرد، صراحتاً به او می&amp;zwnj;گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می&amp;zwnj;کردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضه&amp;zwnj;ای در ابتدای خیابان احمدآباد می&amp;zwnj;رفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بی&amp;zwnj;حجاب بودند. خانم همان جا با یک&amp;zwnj;یکِ آن بچّه&amp;zwnj;ها با لحن ملایم و با &amp;laquo;دخترم&amp;raquo; و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبت&amp;zwnj;کردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانه&amp;zwnj;ی دیگری از این قبیل داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانم&amp;zwnj;های شخصیّت&amp;zwnj;ها که مطّلع می&amp;zwnj;شدند، از طریق والده&amp;zwnj;ی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت می&amp;zwnj;کردند. در یکی از آن مهمانی&amp;zwnj;ها که در منزل یکی از شخصیّت&amp;zwnj;های مهم بود، آن&amp;zwnj;ها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و به&amp;zwnj;ویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر می&amp;zwnj;دهد که خیلی اسراف کرده&amp;zwnj;اید و چرا اسراف می&amp;zwnj;کنید. خانم در بحث امربه&amp;zwnj;معروف و نهی&amp;zwnj;ازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می&amp;zwnj;خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه&amp;zwnj;ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می&amp;zwnj;خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی&amp;zwnj;از&amp;zwnj;منکر برنداشته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;علاقه&amp;zwnj;ی زیاد آقا به کتاب و کتاب&amp;zwnj;خوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل &amp;zwnj;مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااین&amp;zwnj;حال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، می&amp;zwnj;توان گفت ذاتیِ خودشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده&amp;zwnj; سیزده سالشان بود، گاهی می&amp;zwnj;رفتند در این مغازه&amp;zwnj;هایی که کتاب&amp;zwnj;های فرسوده و کهنه داشتند، می&amp;zwnj;گشتند و از بین آن&amp;zwnj;ها کتاب&amp;zwnj;هایی را که به&amp;zwnj;دردبخور بود انتخاب می&amp;zwnj;کردند، بعد خودشان آن&amp;zwnj;ها را صحّافی می&amp;zwnj;کردند و برمی&amp;zwnj;داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده&amp;zwnj;اند. کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه&amp;zwnj;ی دفتر که برای مرتّب&amp;zwnj;سازی اتاق به من کمک می&amp;zwnj;کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه&amp;zwnj;ی تهیّه&amp;zwnj;ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب&amp;zwnj;ها که ارزان&amp;zwnj;تر بود، این&amp;zwnj;ها را جمع می&amp;zwnj;کردند و صحّافی می&amp;zwnj;کردند. وقتی این&amp;zwnj;ها را توضیح می&amp;zwnj;دادم، او به&amp;zwnj;شدّت متأثّر شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بنابراین، من فکر می&amp;zwnj;کنم عادت مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه&amp;zwnj;ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده&amp;zwnj;ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده&amp;zwnj;ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی&amp;zwnj;شان هم می&amp;zwnj;دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه&amp;zwnj;ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آخرین باری که مرحوم پدربزرگ&amp;zwnj;تان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;من در خانواده&amp;zwnj;ی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً این&amp;zwnj;طوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را می&amp;zwnj;دید، از چهره&amp;zwnj;ی بسیار زرد و زارم متوجّه می&amp;zwnj;شد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیه&amp;zwnj;ی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمی&amp;zwnj;توانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمی&amp;zwnj;گرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفره&amp;zwnj;ی سه&amp;zwnj;نفره پهن کردند. از جمله&amp;zwnj;ی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت می&amp;zwnj;گذاشت و می&amp;zwnj;گفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ می&amp;zwnj;خواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها می&amp;zwnj;خوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعده&amp;zwnj;ی قرار با رفقا برسم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به&amp;zwnj;زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله&amp;zwnj;ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این&amp;zwnj;همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن&amp;zwnj;ها را بربایند، آن&amp;zwnj;وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم&amp;zwnj;زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم&amp;zwnj;عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل&amp;zwnj;های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه&amp;zwnj;ی نیرو&amp;zwnj;ها هم کم&amp;zwnj;کم بیدار می&amp;zwnj;شدند و برخی می&amp;zwnj;آمدند مثل من در آب می&amp;zwnj;نشستند که لباس&amp;zwnj;هایشان تمیز شود و برخی هم می&amp;zwnj;رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه&amp;zwnj;ی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی&amp;zwnj;مقدّمه گفت &amp;laquo;محمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;ای چه&amp;zwnj;کاره&amp;zwnj;ی تو است؟&amp;raquo; ما اصلاً آقا را به اسم &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; نمی&amp;zwnj;شناختیم، ولی او گفت &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo;! من درگیر نام &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی&amp;zwnj;رفت. دوباره گفت &amp;laquo;آیت&amp;zwnj;الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای کیه؟&amp;raquo; گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به&amp;zwnj;یکباره گفت &amp;laquo;فوت شد&amp;raquo;! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده&amp;zwnj;خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی&amp;zwnj;دانم می&amp;zwnj;خواست مثلاً کار بامزه&amp;zwnj;ای کرده باشد یا گمان می&amp;zwnj;کرد اگر این&amp;zwnj;طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به&amp;zwnj;تدریج یکی&amp;zwnj;یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می&amp;zwnj;کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس&amp;zwnj;جمهور را می&amp;zwnj;دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازه&amp;zwnj;ی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست&amp;zwnj; جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خاطره&amp;zwnj;ای که به&amp;zwnj;مناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله&amp;zwnj;پشتی نظامی دارد می&amp;zwnj;رود. چون همان&amp;zwnj; زمان هم من جبهه بودم، ایشان این&amp;zwnj;طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده&amp;zwnj;ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله&amp;zwnj;ی اوّل، در میان شلوغی&amp;zwnj;هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می&amp;zwnj;گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه، آقا می&amp;zwnj;گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه&amp;zwnj;ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می&amp;zwnj;کردند. آقا این خوابشان را همان وقت&amp;zwnj;ها برای من تعریف کردند و من این&amp;zwnj;طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می&amp;zwnj;رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادری&amp;zwnj;مان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترک&amp;zwnj;ها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً درباره&amp;zwnj;ی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر می&amp;zwnj;رسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسم&amp;zwnj;های غبارروبی حرم مطهّر می&amp;zwnj;توانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من از مرحوم آقا خواب&amp;zwnj;های خوبی می&amp;zwnj;دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده&amp;zwnj;اند و ظاهراً قرار است امام&amp;zwnj;جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می&amp;zwnj;شود نمازهای آقا قبول شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام می&amp;zwnj;دادند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;بله، هم در زمان حیات ایشان&amp;zwnj; و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز می&amp;zwnj;خوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصل&amp;zwnj;های ابتدایی سال چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمی&amp;zwnj;کردیم؛ امّا در فصل&amp;zwnj;های سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را می&amp;zwnj;دیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان می&amp;zwnj;کردند و اوّل نماز می&amp;zwnj;خواندیم و صبحانه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خوردیم و بعد می&amp;zwnj;رفتیم مدرسه. آن موقع می&amp;zwnj;دیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز می&amp;zwnj;خواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیه&amp;zwnj;ی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی می&amp;zwnj;خواندند که هر دوی آن&amp;zwnj;ها در قید حیات بودند. احتمال می&amp;zwnj;دهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر داده&amp;zwnj;اند و پیش از اذان صبح می&amp;zwnj;خوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از این&amp;zwnj;ها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زنده&amp;zwnj;اند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت می&amp;zwnj;کنند که شاید خود آن افراد با آقا میانه&amp;zwnj;ی چندانی نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 12:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>زوال یک «تمدن مادی برتری‌جو»</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62744</link>
<guid>62744</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62744/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;بخش بین‌الملل رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر حکیمه سقای بی‌ریا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;بررسی &lt;/span&gt;زوال تمدن غربی از طریق تحلیل فساد، انحطاط اخلاقی و بحران‌های درونی آن، به‌ویژه در پرونده اپستین&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;گر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; در واقع واضح باید به مردم جهان بگوییم که چه اتفاقی در تمدن لیبرال دموکراسی غربی در حال وقوع است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;قضیه اپستین را باید بسیار فراتر از افشای انحرافات صِرف یک قشر خاص، یعنی «ابرثروتمندان صاحب‌قدرت»، در نظر بگیریم؛ چه طیف غربی آن (مانند ترامپ و ایلان ماسک و بیل گیتس که سرمایه‌داران و سیاست‌مداران صاحب‌نفوذ در سیاست و اقتصاد غرب هستند) و چه طیف وابسته به نظام سلطه (یعنی آن ابرثروتمندان صاحب‌قدرتی که در کشورهای پیرامونی این نظام حضور دارند). این ماجرا در واقع فراتر از افشای انحرافات این دو گروه است؛ یعنی هم آن قشری که در «هسته سلطه» قرار دارند (سرمایه‌داران و سیاست‌مداران کلان) و هم آن‌هایی که در «بخش وابسته» به این ساختار فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مشکل بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست؛ شاید بتوان یک گزاره مرکزی را در اینجا مورد بحث قرار داد: بحث بر سر زوال یک «نظام تمدنی مادی برتری‌جو» است که آثار فروپاشی‌اش در این قضیه (پرونده اپستین) نمایان شده است. این همان تمدن غربی مادّی برتری‌جو و همان چیزی است که ما به آن «نظام سلطه» می‌گوییم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، شاید این تلقی کاملاً درست باشد که قضیه اپستین در واقع افشاکننده یک «نسخه فشرده» از نظامی است که در حال سقوط و زوال قرار دارد. ما در این نسخه فشرده، ماهیت نظام سلطه، اهداف و ابزارهای آن و البته زوالش را کاملاً مشاهده می‌کنیم. آن‌چه امروز در این پرونده می‌بینیم، در واقع نسخه‌ای کوچک اما جامع از کل نظام سلطه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی از نظام سلطه صحبت می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که این نظام دارای دو بُعد است: یک «ساختار سخت‌افزاری» و یک «ساختار نرم‌افزاری». به عبارت دیگر، دنیای ابرسرمایه‌سالاران و صاحبان منابع قدرت و ثروت، به دلیل دسترسی به امکان سودجویی، لذت‌جویی و رهایی از هرگونه پاسخگویی، این دو بُعد را هم‌زمان پیش می‌برند. در کنار بعد سخت‌افزاری که در اختیار این افراد ذی‌نفوذ قرار گرفته و امکان استفاده بی‌محابا و سلطه‌جویی‌های عجیب را فراهم کرده، ما با یک نظام نرم‌افزاری روبه‌رو هستیم که در واقع همان مدل نگاه این قشر متولی تمدن غرب به جهان و نقش خودشان در آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در اینجا عبارت آقای جیمز موریس (&lt;span dir="LTR"&gt;Blaut&lt;/span&gt; &lt;span dir="LTR"&gt;James Morris&lt;/span&gt;)، تاریخ‌نگار آمریکایی، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. او کتابی دارد با عنوان  &lt;span dir="LTR"&gt;Colonizer's Model of the World&lt;/span&gt; &lt;span dir="LTR"&gt;The&lt;/span&gt; (مدل نگاه استعمارگران به جهان). افرادی که در جزیره اپستین آمد و شد داشتند، چه کسانی هستند؟ این‌ها همان عصاره ۵۳۴ یا ۵۳۵ سال استعمار غرب‌اند؛ یا خود نمایندگان استعمارگران‌اند یا نمایندگان سرسپردگان استعمار.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بر اساس دیدگاه ایشان، مدل نگاه استعمارگران به جهان مبتنی بر چند رکن است: ۱. نژادپرستی و خودبرتربینی. ۲. داروینیسم اجتماعی: یعنی اصل حق بقای قدرتمندان، حتی به قیمت حذف دیگران و نظام ارباب و مستضعفین. ۳. برتری‌طلبی غربی: دیدن جهان از دریچه برتری غرب و تلاش برای ساختن دنیا بر اساس این برتری به هر قیمتی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته کلیدی اینجاست که این نظام سلطه، نه تنها باعث تعدی به «جهان پیرامون» در طول تاریخ (از طریق استعمار، استثمار، جنگ‌ها و غارت‌ها) شده، بلکه باعث تعدی و آسیب به «هسته درونی» خود نظام سلطه نیز شده است. تصور ما در طول این ۵۰۰ و اندی سال نباید این باشد که نمایندگان استعمار فقط کشورهای دیگر را غارت کردند تا جهانی آباد برای خود بسازند؛ بلکه در خود کشورهای غربی هم «هسته‌های سلطه» وجود دارد و یک ساختار «مرکز-پیرامون» داخلی حاکم است که ما امروز تجلی آن را در قضیه اپستین به وضوح مشاهده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نظام فکری که در اینجا درباره آن بحث می‌کنیم، یک نظام «برتری‌طلب» است که موجب پیدایش یک «فساد سازمان‌یافته» شده است. این تفکر، از یک سو منجر به ایجاد حس برتری‌جویی بلامنازع در میان «سرمایه‌سالاران» گشته و از سوی دیگر، در طول تاریخ آسیب‌های سازمان‌یافته‌ای را به قشرهای ضعیف جامعه تحمیل کرده است؛ که در این پرونده خاص، این آسیب‌ها در قالب قربانی کردن دختران کم‌سن‌وسال نمود پیدا کرده است. پس این نکته اول.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته اول این بود که قضیه اپستین تنها یک حادثه نیست، بلکه یک نشانه و نسخه فشرده‌ای از نظام سلطه است که به این سطح از انحطاط رسیده است. اکنون دیگر تصویر این نظام قابل اصلاح و دستکاری کردن نیست و به شکلی کاملاً عریان در معرض دید جهانیان قرار گرفته است. حضرت آقا در تبیین این وضعیت، از عبارت «جاهلیت مدرن» استفاده کردند و دو خصوصیت اصلی برای آن برشمرده‌اند: «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» و «خشونت بی‌منطق و نهادینه‌شده»؛ که ما هر دوی این ویژگی‌ها را در قضیه اپستین به وضوح مشاهده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;این زوال تمدن غرب را در صورت امکان با نگاه به مقوله جزیره اپستین بیشتر توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اتفاقاً نکته دومی که باید به آن بپردازیم، همین است که پرونده اپستین نشان‌دهنده زوال تمدن غرب است. این موضوع در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز مشهود بود؛ ایشان اشاره داشتند که این تمدن مسیری ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله را طی کرده و نتیجه‌اش به اینجا ختم شده است. این وضعیت، برآیند نهایی زوال تمدنی غربی است که سال‌ها استعمار، غارت، برده‌داری و انواع ظلم‌ها و زیاده‌روی‌ها را در کارنامه خود داشته و اکنون به نقطه‌ای رسیده که زوالش کاملاً عیان شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البته در اینجا باید به یک نکته ظریف توجه کرد؛ هنگامی که از «زوال غرب» یا تعابیر مرسوم‌تری همچون «افول آمریکا» سخن می‌گوییم، چندین رویکرد وجود دارد که باید آن‌ها را از هم تفکیک کنیم:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;۱. رویکرد مبتنی بر منابع قدرت (افول نسبی): &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در این نگاه، افول آمریکا در مقایسه با رقبا سنجیده می‌شود. برای مثال گفته می‌شود که در حوزه‌های اقتصاد، سیاست و تکنولوژی، فاصله میان آمریکا و قدرت‌های نوظهور در حال کاهش است و حتی در برخی امور، رقبا از آمریکا پیشی گرفته‌اند. بر اساس این رویکرد، گرچه آمریکا همچنان در حوزه‌های نظامی و اقتصادی ظرفیت‌های بالایی دارد، دیگر آن ابرقدرت بلامنازع سابق نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۲. رویکرد ساختارمحور:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در این دیدگاه، افول غرب به معنای ناکارآمدی ساختارهایی است که پس از جنگ جهانی دوم برای حفظ برتری و اداره جهان بر اساس منافع غرب (به پیشگامی آمریکا) ایجاد شده بودند. از سازمان ملل متحد گرفته تا نهادهای بین‌المللی دیگر، همگی کارآمدی خود را از دست داده‌اند؛ تا جایی که خود آمریکایی‌ها نیز به این عدم کارآمدی اذعان دارند و قدرت‌های دیگر در حال پی‌ریزی ساختارهای بدیل در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۳. رویکرد پوسیدگی درونی (&lt;span dir="LTR"&gt;Decay&lt;/span&gt;): &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;به نظر می‌رسد منظور اصلی از زوال تمدن غرب، این رویکرد سوم باشد. در ادبیات علمی خود غرب، گاهی به جای واژه &lt;span dir="LTR"&gt;Decline&lt;/span&gt; (افول) از واژه &lt;span dir="LTR"&gt;Decay&lt;/span&gt; (پوسیدگی) استفاده می‌شود؛ همان‌گونه که یک دندان یا یک میوه از درون دچار کرم‌خوردگی و فساد می‌شود. این اصطلاح به تمدنی اشاره دارد که از درون دچار فروپاشی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در تحلیل رهبر انقلاب نسبت به افول آمریکا کدامیک از این مفاهیم برجسته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;رهبر انقلاب نیز در تحلیل زوال غرب، عمدتاً بر این نوع از زوال یعنی «پوسیدگی از درون» تأکید دارند. ایشان در یکی از بیاناتشان با استقبال از تعبیر یکی از نویسندگان آمریکایی، از عبارت «&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=42775"&gt;افول موریانه‌وار&lt;/a&gt;» استفاده کردند. ویژگی افول موریانه‌وار این است که صدای آن دیر شنیده می‌شود؛ موریانه فونداسیون و زیربنای چوبی یک ساختمان را از درون می‌خورد و تخریب می‌کند، در حالی که ظاهر بنا ممکن است تا مدت‌ها سالم به نظر برسد اما ناگهان کل سازه فرومی‌ریزد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	قضیه اپستین دقیقاً نشانه و نمودی از این نوع زوال و انحطاط است و این زاویه از افول را در معرض دید همگان قرار می‌دهد. حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;نیز هنگامی که از انحطاط غرب سخن می‌گفتند، بر همین ریشه‌ها تأکید داشتند. چنان‌که در نامه تاریخی خود به گورباچف یادآور شدند: «باید به این حقیقت رو آورد مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.» در واقع ایشان ریشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;یابی می‌کنند که این زوال از درون معطوف به چه وضعیتی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ادامه می‌فرمایند: «همان مشکلی که غرب را به ابتذال و بن‌بست کشیده یا خواهد کشید، مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.» در واقع، اگر بخواهیم نقطه آغاز این زوال و انحطاط را شناسایی کنیم، باید به زمانی بازگردیم که غرب خداباوری را کنار گذاشت، آن را به حاشیه راند و به الحادگرایی روی آورد. این رویکرد الحادی در مکاتبی نظیر مارکسیسم و کمونیسم به یک شکل بروز کرد و در لیبرالیسم و سرمایه‌داری به شکلی دیگر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; در سطور پیشین نامه خود خطاب به گورباچف می‌فرمایند: «البته ممکن است از شیوه‌های ناصحیح و عملکرد غلط قدرت‌مندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است.» ایشان در این مقطع هشدار می‌دهند که اگر بخواهید تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش دوا نکرده‌اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند، چرا که امروز اگر مارکسیسم در روش‌های اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل البته به شکلی دیگر و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.» بنابراین، افول این مکتب و تمدن، ریشه در عدم توجه به معنویت و خلاصه کردن زندگی بشری در مادیات دارد؛ این محدودسازی زندگی در ابعاد مادی، به نوبه خود تمدن را گرفتار سلسله‌ای از مسائل و بحران‌های پیچیده دیگر کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ای که در اینجا جلب توجه می‌کند این است که در دوران جنگ سرد، آمریکایی‌ها تلاش بسیاری داشتند تا تصویری فضیلت‌مند از خود ارائه دهند تا در برابر کمونیسم، به‌عنوان تمدنی برتر جلوه کنند. در آن مقطع، ما شاهد استفاده ابزاری از دین توسط آمریکایی‌ها هستیم؛ به عنوان مثال، احتمالاً دیده‌اید که روی اسکناس‌های یک دلاری عبارت &lt;span dir="LTR"&gt;In God We Trust&lt;/span&gt; (ما به خدا توکل/اعتماد داریم) نقش بسته است. این اتفاق دقیقاً در دوران جنگ سرد رخ داد؛ نوعی ظاهرسازی برای اینکه کمونیسم را به‌عنوان یک مکتب الحادی معرفی کنند و در مقابل، تمدن غربی و لیبرال دموکراسی را به عنوان تمدنی فضیلت‌مند، مبتنی بر اخلاق و نوعی دین‌داری و معنویت‌گرایی فردی جلوه دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با این حال، واقعیت ماجرا چیز دیگری بود. آمریکایی‌ها پس از پایان جنگ سرد، حتی همین ظاهرسازی را هم کنار گذاشتند. اگر زمانی تلاش می‌کردند با رویکردی دینی به ملّت‌ها نزدیک شوند، پس از جنگ سرد این نقاب را کنار زده و وارد یک رویارویی مستقیم با اسلام شدند. آن‌ها به وضوح اعلام کردند که اکنون با رفع خطر کمونیسم، خطری که در مقابل آن‌هاست، اسلام است. باید توجه داشت که فروپاشی کمونیسم تقریباً ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد؛ از این رو، آن‌ها رویارویی مستقیمی را با اسلام آغاز کرده و آن را به‌عنوان یک، دیگری هراس‌انگیز معرفی کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر می‌رسد همین تقابل، خود یکی از عوامل انحطاط غرب بوده است&lt;/strong&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دقیقاً همینطور است چرا که در این مقطع، رویارویی مستقیم با دین و معنویت شکل می‌گیرد و با کنار گذاشتن تمام ظاهرسازی‌ها، تلاشی سازمان‌یافته برای گسترش انواع مظاهر فساد آغاز می‌شود. در این دوران، لیبرال دموکراسی غرب که احساس می‌کند دیگر نیازی به تظاهر به عدالت‌محوری و فضیلت‌مندی ندارد، شروع به یکه‌تازی می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، در سال‌های پایانی قرن بیستم و سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم مشاهده می‌کنیم که صنایع کثیف و ضدّ فرهنگی در جهان رشد عجیبی پیدا می‌کنند؛ برای نمونه، صنعت هرزه‌نگاری چنان رشدی می‌کند که سودآوری آن از بسیاری از صنایع فرهنگی دیگر فراتر می‌رود. حتی صنایعی نظیر قاچاق انسان و برده‌داری جنسی افزایش یافته و به نوعی «سلاح نرم» علیه ملّت‌های مقاوم تبدیل می‌شوند تا از طریق گسترش فساد و دین‌گریزی، آن‌ها را از پا درآورند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این رویکرد، در حالی که به نظر می‌رسد علیه ملّت‌های مقاوم به کار گرفته می‌شود، از درون نیز در حال متلاشی کردن تمدن غرب است. برای مثال، پرونده اپستین شاید در ظاهر یک استثنا یا انحرافی بزرگ در سطح نخبگان و سران به نظر برسد اما وقتی به پیکره جامعه غربی (اعم از آمریکا و دیگر جوامع تحت تأثیر آن) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم شکل‌های نرم‌تری از همین مسائل در سطح جامعه گسترده شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبر انقلاب عبارت «جاهلیت مدرن» را برای توصیف این وضعیت به کار برده‌اند؛ وضعیتی که در آن «خشونت بی‌منطق و بی‌مهار» و «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» به تعبیر ایشان دست به دست هم می‌دهند. در واقع، زمانی که شهوت بی‌مهار در جامعه‌ای رواج یابد، خشونت بی‌مهار نیز به دنبال آن خواهد آمد، چرا که این دو کاملاً به یکدیگر مرتبط هستند. مجموع این عوامل، نشانه‌های روشنی از انحطاط تمدن غرب به شمار می‌روند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تمامی این پدیده‌ها ریشه در سودمحوری و لذت‌جویی تمدن غرب دارد؛ تفکری که اگرچه ممکن است در برخی حوزه‌های اقتصادی و پیگیری منافع مادی به پیشرفت‌هایی منجر شده باشد اما به موازات آن، انحطاط عمیقی را نیز رقم زده است. امروزه ما شاهدیم که شبکه‌ای از صاحبان ثروت و قدرت به صورتی سازمان‌یافته در منجلابی از انواع فسادها گرفتار شده‌اند که هر یک از آن‌ها به‌تنهایی به یک صنعت پردرآمد تبدیل شده است. از این منظر، پرونده اپستین صرفاً یک رسوایی شخصی برای چند چهره سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی نیست، بلکه نشانه زوال و انحطاط تمدنی است که بر پایه سلطه بنا شده است؛ سلطه‌ای که گاه خود را در قالب «خشونت بی‌منطق و بی‌مهار» و گاه در پوشش «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» عیان می‌سازد. در واقع، یک‌سوی این انحطاط به نسل‌کشی، جنگ، غارت، خونریزی و برده‌داری ختم می‌شود و سوی دیگر آن، به شهوت‌رانی‌های خشونت‌آمیز و غیرقابل‌تصور. بنابراین، مواجهه با این مسئله نیازمند نگاهی بسیار عمیق‌تر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به این رخداد در غرب آیا نباید در مسائل مرتبط با حقوق زنان و کودکان نسبت به غرب مطالبه‌گر باشیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; باید گفت که ما حتی از مرحله مطالبه‌گری نیز عبور کرده‌ایم. واقعیت این است که فقدان اعتبار اخلاقی غرب در این حوزه‌ها به قدری آشکار شده که دیگر سخن گفتن از حقوق بشر ازسوی آن‌ها اعتباری ندارد. در این مقطع، ملّت‌های مسلمان و به‌ویژه کنشگران و دوستداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان، نیازمند نوع دیگری از کنش‌گری هستند. ما موظفیم الگوهای بدیل و جایگزین را نظریه‌پردازی کرده و به جهان ارائه دهیم. باید از فرصت پیش‌آمده استفاده کنیم و تبیین کنیم که چگونه این عوامل انحطاط، به عنوان یک سلاح در قالب تهاجم فرهنگی علیه ما به کار گرفته شده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این تهاجم فرهنگی که به موازات اسلام‌هراسی سازمان‌یافته پس از جنگ سرد شکل گرفت، در واقع نوعی نسل‌کشی فرهنگی تدارک‌ دیده شده بود. اگرچه بخش عظیمی از جامعه ما به‌واسطه آگاهی ناشی از این تهاجم، نسبت به تمدن غرب نوعی مصونیت پیدا کرده‌اند اما نباید نادیده گرفت که بخش‌هایی از جامعه نیز ممکن است آسیب دیده باشند. امروز فرصتی فراهم است تا ما نیز به‌صورت سازمان‌یافته کنشگری کنیم؛ برای مثال، اسنادی نظیر «سند ملّی کودک» که در سال‌های اخیر در جمهوری اسلامی تدوین شده، چرا نباید به‌عنوان یک محصول فرهنگی تراز به جامعه جهانی ارائه شود؟ روی این دستاوردها باید کار شود و برای آن‌ها کنشگری صورت گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسیاری از مردم در خود جوامع غربی نیز از وضعیت فعلی و انحطاط حاصل از رویکردهای برتری‌جویانه خسته شده‌اند و آمادگی عبور از این ساختارها را دارند. همان‌طور که در موضوع فلسطین شاهدیم بخشی از جوانان غربی به میدان آمده و از حق دفاع می‌کنند، دور از انتظار نیست که در آینده‌ای نزدیک، بخش بزرگی از آن‌ها به انحطاط درونی تمدن و مکاتبی که سال‌ها بر آن‌ها سلطه داشته، پی ببرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، نباید به این قضایا صرفاً به‌عنوان یک فرصت تبلیغاتی یا ابزاری برای عقده‌گشایی علیه دشمنان نگاه کرد؛ موضوع بسیار فراتر از تخریب چند چهره معدود است. بحث اصلی این است که جهان امروز نظاره‌گر زوال تمدنی غرب است. وظیفه ما کار رسانه‌ای و تبیینی مستمر است تا جمعیت‌های بیشتری، از جمله جوانان خودمان، از الگوهای غربی عبور کرده و به دنبال یافتن ساختارهای فرهنگی بدیل و بازگرداندن «معنویت، اخلاق و دین» به متن زندگی بشر باشند، نه اینکه دین را صرفاً پدیده‌ای حاشیه‌ای قلمداد کنند.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 21:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مردم؛ راهبردی‌ترین مؤلفه تداوم انقلاب اسلامی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62745</link>
<guid>62745</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62745/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; رهبر معظم انقلاب پس از راهپیمایی۲۲ دی ماه امسال در پیامی تلویزیونی خطاب به مردم تصریح کردند: «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد&lt;span dir="LTR"&gt; «.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62627"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۳&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر عباسعلی رهبر، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;بررسی &lt;/span&gt;نقش راهبردی مردم در تقویت قدرت ملّی و حفظ انسجام جمهوری اسلامی در مواجهه با تهدیدهای داخلی و خارجی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تحلیل شما از نقش مردم در حل بحران‌های ۴۷ ساله‌ی جمهوری اسلامی چیست و در حوادث اخیر دی‌ماه ۱۴۰۴، حضور مردم چه نقشی در حل بحران‌ و اغتشاشات وابسته به خارج از کشور داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;همان‌طور که اشاره هم فرمودید، اتفاقات بسیار مهمی در سال ۱۴۰۴ در کشور رخ داد و ما با یک جنگ ترکیبی امنیتی، نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و شناختی روبه‌رو شدیم. اوج این جنگ، در خرداد ۱۴۰۴ بود که با شهادت جمعی از مردم عزیز و سرداران غیور ما رقم خورد. در طول آن ۱۲ روز، اتفاقات بسیار مهمی به وقوع پیوست که در نهایت مردم عزیز ایران، با اراده و ایمان و تعلق به کشور و دین خود و همچنین حمیت نسبت به نظام جمهوری اسلامی، توانستند در کنار تدابیر رهبر انقلاب و حضور پررنگ نیروهای نظامی و سربازان غیور، درس عبرت‌آموزی را به دشمنان صهیونیستی و دشمنان ایران بدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما خب طبیعی است که این پایان کار نبود و دشمنی‌ها و نقشه‌های پلید و شوم دشمنان ادامه پیدا کرد تا به حوادث دی‌ماه رسید. آن‌چه در دی‌ماه اتفاق افتاد، منجر به شکل‌گیری یک شبه‌کودتای ویژه در کشور شد که هدف آن بلعیدن و تجزیه ایران بود. در این حوادث، عزیزان غیوری از نیروهای امنیتی، پلیس، بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی و همچنین جمعی از مردم بی‌گناه، به ناحق توسط اغتشاشگران جانی و داعشی به شهادت رسیدند. حتی تعدادی از افراد عادی که به نوعی نه در گرو سردستگی اغتشاشگران، بلکه در التهاب و دام فریب افتادند نیز جان خود را از دست دادند، که این موضوع موجب تأسف هم برای رهبر انقلاب و هم ملّت ایران شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما نکته مهم در این بین، تقابل جدی با سرکردگان اغتشاشگران در داخل بود و همچنین پیام‌های جدی نظامی و اطلاعاتی هم به دشمنان خارجی داده شد. از یک طرف اپوزیسیونی که دل در گرو خدمت به بیگانه بسته و خود را وابسته به بیگانه تعریف کرده‌اند و از طرف دیگر، دشمنان عنود خارجی هم نتوانستند اراده مردم را در هم بشکنند و در روز &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی‌ماه&lt;/a&gt;، چند روز بعد از آن حوادث ناگوار، مردم عزیز جوشان و خروشان در خیابان آمدند و باعث حیرت رسانه‌های بین‌المللی و ناظران تحلیلگر داخلی و خارجی شدند. در آنجا رهبر معظم انقلاب &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=62324"&gt;پیام تاریخی&lt;/a&gt; خودشان را بیان می‌نمایند و به این بحث اشاره می‌کنند که این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر ما بخواهیم یک تحلیل منطقی و روشمندی را انجام دهیم، لازم است به تعدادی از این مفروضات به صورت جدی فکر کنیم. اولین نکته، بحث نگاه به تاریخ حوادث و اتفاقاتی است که در طول این ۴۷ سال در جمهوری اسلامی ایجاد شده است. جمهوری اسلامی با شعار و شعور استقلال، آزادی، اسلامیت، جمهوریت، عدالت، معنویت و رفاه نسبی پا به عرصه وجود گذاشت و به نوعی از همان نقطه شروع، مورد تهاجم‌های مختلف نظامی، تلاش برای ایجاد کودتا و اغتشاش، به‌هم‌ریختگی و بی‌نظمی سیاسی و ترورهای مختلف قرار گرفت. زمانی که دشمنان از این تهاجم‌ها پاسخی نگرفتند، به تحریم‌ها و ترور اقتصادی روی آوردند و حتی تنها به ترور اقتصادی هم بسنده نکردند و وارد عرصه شناختی و حمله به باورها و ارزش‌های مردم و بنیان‌های اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی شدند. اتفاق مهمی که در این میان افتاد این بود که مردم در همه این صحنه‌ها از اول انقلاب تاکنون، در دفاع مقدس، در دفع تهاجم گروه‌های سیاسی وابسته به نیروهای نظامی خارجی و حتی در ترورهایی که در داخل کشور صورت می‌گرفت، یکپارچه و یک‌صدا مدافع میهن و شرف خود و کیان اسلامی و نظام سیاسی جمهوری اسلامی بودند. لذا حضور مردم در حل بحران‌ها از جمله اغتشاشات و ناآرامی‌ها، یک حضور تعیین‌کننده است. از این جهت است که هم حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;و هم رهبر معظم انقلاب به صراحت نسبت به حضور اصلی و وافر مردم و اینکه این مردم به نوعی رکن اصلی حفظ ایران و جمهوری اسلامی هستند، اشاره می‌کنند و این اراده، حمیت و این اتحاد نامرئی و مرئی مردم و نظام سیاسی، نکته بسیار مهمی را گوشزد می‌کند که مردم آنچه را که در سال ۵۷ در ایده با شعور و عقلانیت طلب می‌کردند، این عقلانیت هنوز هم بعد از ۴۷ سال مبنای خواسته‌های آن‌ها قرار گرفته و آن نگاه متعالی هنوز حفظ شده است و این مردم راه مبارزه، کسب استقلال و مقاومت هوشمند را در نظر گرفته‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ساختار نظام اسلامی چگونه است که در آن بحران‌ها با حضور و مشارکت مردمی مدیریت می‌شوند؟ حتی در اتفاقات احتمالی آینده، رهبر انقلاب در این باره تصریح می‌کنند: «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند و شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در اینجا نکته مهمی وجود دارد که رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره می‌کنند که حضور مردم به نوعی مانند آتش‌نشانان حرفه‌ای و ماهری است که آتش‌ها را خاموش و شعله‌های نفاق و فتنه را خاکستر می‌کنند. لذا این نکته بسیار مهم است که این مردم در فضای مختلف تحولات اجتماعی و تحولات سیاسی، آنجایی که حیثیت کشور، نظام سیاسی، ملّت و در کل ایران مورد تعرض قرار می‌گیرد، هوشمندانه وارد عرصه دفاع جانانه و مؤثر از ارزش‌ها و آنچه که به آن باور دارند، می‌شوند. حتی ما این بحث را در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=41673"&gt;بیانیه گام دوم&lt;/a&gt; هم داریم که بر سرفصل‌های آن تأکید دارند و در همه این سرفصل‌ها، مردم و نیروی انسانی مبنا هستند. در این بیانیه، توصیه به اهتمام به علم و پژوهش، گسترش اخلاق و معنویت، تکیه بر مردمی کردن اقتصاد، بحث عدالت، استقلال، آزادی، عزت ملّی و مرزبندی با دشمن را می‌بینید که همه این موارد با حضور و پشتوانه مردم برای انقلاب و حمایت آن‌ها از کیان و نظام سیاسی خود است که مردم ما همیشه در این عرصه‌ها حضور داشته‌اند و خواهند داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	لذا شاید مهم‌ترین کارکرد بیانیه گام دوم، هم ارتقای مشارکت مردم و هم مسئولیت‌پذیری جامعه و جوانان است. همان‌طور که می‌دانیم در بحث انقلاب اسلامی، اسلام، مردم، رهبری و کارآمدی نظام بسیار مهم است که همه این موارد از عوامل اصلی مهم برای تداوم انقلاب اسلامی هستند و شاید به گزاف نگفتیم که راهبردی‌ترین مؤلفه از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، بحث مشارکت مردم است. یعنی بدون حضور مردم، سایر مؤلفه‌ها قادر به ایفای نقش نخواهند بود. تأثیرات داخلی و خارجی این حضور مردم را نمی‌شود نادیده گرفت. در همین &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی‌ماه&lt;/a&gt;، ملاحظه کردید که حضور مردم چگونه محاسبات و نقشه دشمن را بر باد داد. در ساختار نظام اسلامی، مردم به عنوان رکن اساسی و میزان هستند. اصولاً نظام اسلامی بدون مردم، معنا و مفهومی نخواهد داشت. هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی، این مردم هستند که کار و مبانی حکومت را پی‌ریزی می‌کنند و در تداوم این حاکمیت، حکومت، ملّت و سرزمین قدم برمی‌دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;«قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ی ملّت‌ها و ایستادگی ملّت‌ها ارتباط پیدا می‌کند.» با این توصیف رهبر انقلاب، قدرت ملّی از چه اجزایی برخوردار است و این مقوله چگونه با حضور و مشارکت مردم افزوده می‌شود؟ غیر از حضور مردمی، قدرت ملّی از چه مؤلفه‌های دیگری برخوردار است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در ارتباط با بحث قدرت ملّی به این نکته باید توجه کرد، زمانی که ما از مؤلفه‌های قدرت ملّی صحبت می‌کنیم، جغرافیا، منابع طبیعی، جمعیت، توان نظامی، اقتصاد، ثبات سیاسی، تأثیرات فرهنگی و پیشرفت علمی در قالب سه مقوله قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند قابل بحث و بررسی است. نکته جالب توجه اینجاست که جامعه ایران به لحاظ جغرافیایی در یک موقعیت خاص استراتژیک قرار دارد. در رابطه با منابع طبیعی، دارای منابع و ذخایر عظیم نفتی، گازی، معدنی و... است. با بیش از ۸۰ میلیون نفر جمعیت و نیروی انسانی جوان سروکار دارد. در یک توان نظامی، موشکی و دفاعی بسیار مناسبی قرار دارد که جزو رتبه‌های برتر جهانی است. به لحاظ فرهنگی، دارای یک پیشینه فرهنگی غنی است و در مباحث مختلف علمی از جمله در پزشکی، فناوری‌های هسته‌ای و موضوعات دیگر، به خودکفایی نسبی رسیده است و لذا دارای فرصت‌های ویژه‌ای است که باید این فرصت‌ها را مورد توجه قرار دهد. نفوذ منطقه‌ای جامعه ایرانی و نظام جمهوری اسلامی، از موضوعاتی است که به قدرت ملّی ما کمک می‌کند که باید ما آن را مورد توجه قرار دهیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی دیگر از مباحث مهم قدرت ملّی، خود ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است که متشکل از رهبری، دیگر قوای مؤثر، مردم، نهادها، اصناف و گروه‌های اجتماعی و سیاسی مختلفی می‌باشد. موضوع ولایت فقیه و رهبری از موضوعات بسیار مهمی است که در طول این ۴۷ سالی که از عمر انقلاب می‌گذرد، توانسته است که مثل عمودی، اتّحاد جامعه ایرانی را حفظ نماید. موضوعی که آن‌را به‌خصوص در جنگ ۱۲ روزه و در فتنه اخیر، کاملاً مشاهده کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲۲ بهمن امسال از چند جهت متمایز بود، تبیین شما از حضور مردم چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اتفاق بسیار مهمی که در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;۲۲ بهمن&lt;/a&gt; امسال رخ داد این بود که کشور بعد از پشت سر گذاشتن جنگ ۱۲ روزه، از یک طرف، درگیر فضای تعلیق نه جنگ و نه صلح بود و از طرف دیگر، مشکلات و مسائل اقتصادی هم مطرح بود (که منشأ بخشی از این مشکلات هم به تحریم‌ها برمی‌گردد) و از سوی دیگر، سایه جنگ هر روز خود را بر اذهان مردم ما چیره می‌کرد. در این میان ۲۲ بهمن، یک فوران و خروش عظیمی از انقلاب اسلامی بود که ما را به یاد انقلاب در سال ۱۳۵۷ انداخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضور پرشور، تکثر و تنوع مردم و حمایت آن‌ها از ارزش‌ها، نظام معنایی، تمامیت ارضی، فرهنگ و نظام سیاسی خود، از موضوعاتی بود که می‌شود آن‌ها را به صورت جدی مطرح نمود و این حضور به گونه‌ای بود که خط بطلان دیگری بر عملّیاتی شدن نقشه فشار دشمن بر کشور و مردم کشید و دشمن را با واقعیت ملّت ایران آشنا کرد. این حرکت به نوعی اختلال محاسباتی جدی در فضای دشمن ایجاد کرد و دشمن را در حالت سردرگم قرار داد. دشمنان ما هرگز به اندیشه‌شان هم خطور نمی‌کرد که مردم ما بار دیگر بر اساس نظام معرفتی، اراده‌ی اصیل و مبنایی خود وارد عرصه حمایت شوند. از این جهت ما کاملاً تنوع و تکثر مردم، حمایت آن‌ها از ارزش‌ها و بازگشت اصیل و بدون پیرایه به اصول اولیه و ایده انقلاب اسلامی را در ۲۲ بهمن مشاهده کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تأکید بر انسجام جزو مهم‌ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب در شرایط کنونی است. مؤلفه‌های انسجام ملّی چیست؟ مؤلفه‌های ضدانسجام کدامند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;نکته بسیار مهم این است که برای حفظ انسجام ملّی که همواره مورد توجه رهبر معظم انقلاب بوده است، هم عوامل سیاسی، هم عوامل اجتماعی و هم عوامل نظامی و اطلاعاتی در این انسجام نقش دارند و البته نباید از عوامل اقتصادی و معیشتی و شرایطی که وضعیت کفاف نسبی را ایجاد می‌کند هم به‌راحتی عبور کرد. در اینجا بحث خود رهبری و مرجعیت، یکی از ارکان مهم این انسجام ملّی تلقی می‌شود و همچنین خادمان و خدمتگزاران به مردم هم نقش بسیار مهمی در این انسجام ایفا می‌کنند. قدرت فرهنگی ایران و تجربه تاریخی ایرانیان عزیز و عزتمند هم از اجزای مهم این انسجام ملّی محسوب می‌شود. ما باید بتوانیم خطاهای شناختی و محاسباتی خود را به حداقل ممکن برسانیم و به این نکته توجه نماییم که کاری که دشمن در حمله نظامی نتواند انجام دهد، با تغییر و تحول در این خطای محاسباتی انجام خواهد داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از موضوعات بسیار مهم در بحث انسجام ملّی، توجه گروه‌های سیاسی، نخبگان سیاسی، نخبگان دانشگاهی و نخبگان حوزوی به این نعمت یعنی انقلاب است که مردم ما در طول این ۴۷ سال حفظ کردند و فضا و شرایط مختلف را متحمل شدند که باید با بازخوانی و توجه کردن به این نعمت و حرکت در جهاد مستمر از یک طرف و ایجاد فضای امید و انگیزه متوقعانه از طرف دیگر، به طور جدی وارد عمل شد. راه‌های بسیار مهمی را مردم عزیز ایران و جمهوری اسلامی پیموده‌اند و این مسیر پرفراز و نشیب بحمد الله خود را در یک قطب‌نما‌ی رسیدن به پیشرفت، رشد و حس عزتمندی قرار داده است. حفاظت از خون شهدا، آرمان‌های اسلامی و آرمان‌های مردم‌سالاری و توجه به عنصر عدالت، می‌تواند به ما در مسیر رشد و پیشرفت کشور کمک نماید.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 15:14:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تابلوی تمدن غربی خالی از معنا</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62727</link>
<guid>62727</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62727/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;بخش بین‌الملل رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;دکتر علیرضا کوهکن، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;بررسی نسبت ابعاد انتشار اسناد پرونده فساد اخیر در آمریکا با نشانه‌های ضعف تمدنی غرب و افول ایالات متحده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اگر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد و به طور کلی می­‌شود گفت که این جزیره، تصویر فشرده‌­ای از نظام سلطه است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;حدأقل مواردی که از جزیره اپستین تا به امروز افشا شده -ظاهراً دارای ابعاد دیگری هم هست که ممکن است بعدها منتشر شود- نمود واضحی از تمدن غرب است. زمانی که شما خدا و مؤلفه‌های اخلاقی مبتنی بر دین را کنار می‌گذارید و هدف و جهت زندگی صرفاً لذت‌های انسانی را دربرمی‌گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و بسیاری از اتفاقاتی که در این جزیره افتاده است، حاصل همین نوع نگاه است؛ نگاهی که در آن خدا و ارزش‌های الهی، و نیز اخلاق به معنای ارزش‌ها و سنت‌های اخلاقی کنار گذاشته می‌شود و دستور کار صرفاً بر توافق جمعی و زندگی مبتنی بر لذت قرار می‌گیرد؛ این موارد نیز به‌طور طبیعی خروجی چنین نگاهی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این نکته اول و نکته دوم اینکه اهمیت این موضوع به این دلیل است که افرادی که در این پرونده و در این موضوع دخیل بودند، کسانی هستند که عملاً دنیای امروز و تمدن امروز غرب را هدایت می‌کنند. منظور از هدایت، هدایت صرفاً سیاسی نیست و هدایت اقتصادی، فکری، فرهنگی و در کل همه ابعاد را شامل می‌شود. از این نوع اتفاقات در جامعه غربی بسیار است و طبق آمارها، برخلاف تصویری که توسط بعضی از افراد از جوامع غربی ساخته شده، جوامع غربی به شدت درگیر انحرافات و فسادهای مختلفی می­‌باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما نکته‌­ای که در این بین وجود دارد این است که کسانی که دیگران را موعظه‌های اخلاقی می‌کنند و برای دیگران از تمدن، اجرای قانون­ و پایبندی به اصول انسانی صحبت می‌کنند، همه آنها گرفتار چنین مسئله‌ای هستند، این موضوع نشان می­‌دهد که عمق فساد در جامعه تمدنی غرب بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گذشته تصور می­‌شد و به عبارت خیلی ساده‌­تر، زمانی که انسان خدا را کنار می‌­گذارد، در آن زمان است که رفتارهای حیوانی و عجیب و غریب خارج از شخصیت انسانی بروز و ظهور پیدا می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به این اتفاقات و این بمب خبری که در نتیجه افشای این پرونده منتشر شد، فکر می‌کنید که این موضوع چه حقایقی از به حق بودن نظام و تمدن اسلامی را روشن می‌کند و در کل آیا این موضوع زمینه­‌ساز مطرح شدن مباحثی مانند حقوق زن و کودک در نظام اسلامی می­‌شود و نظام اسلامی می‌­تواند مطالبه­‌گر این موضوع از تمدن غربی باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در واقع بسیاری از این شعارها را سالیان سال است که غرب راجع‌به حقوق زنان، کودکان و ارزش‌های جامعه انسانی تکرار می‌کرد و همه چیز را که بخشی از این همه، تمدن اسلامی است مورد سؤال، حمله و مورد استهزا قرار می‌داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البته در بسیاری از موارد در آمارها و تصویر داخلی جامعه غربی، این‌ مباحث زیر سؤال رفته است. کسی که به صورت تخصصی جامعه و تمدن غرب را بشناسد، به این موضوع آگاه است که صرفاً به خاطر تسلطی که غرب در حوزه تصویرسازی و رسانه دارد و استفاده‌ای که از قدرت خود در حوزه سیاسی و نظامی می‌کند، در دنیا برد دارد، اما خالی بودن از معنای این شعارها زمان زیادی است که مشخص شده، ولی چنین پرونده­‌های بزرگی که در دنیا بسیار راجع به آن صحبت، ابعاد آن مطرح و جنبه‌های مختلف آن تکرار می‌شود، بیشتر نشان‌دهنده آن است که افرادی که مدعیان حقوق بشر و به قول خودشان رفتارهای متمدنانه هستند، چنین جنایاتی را انجام می‌دادند و می­‌دهند که در تاریخ بشر بی­‌سابقه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جا دارد که اینجا به این موضوع اشاره کنم که در همین مدت اخیر، پرونده‌­های متعددی وجود داشت که یکی از آن اتفاقات در کانادا رخ داده بود به این شکل که بخش زیادی از کودکان بومی را که در مدرسه مشغول تحصیل بودند، بعد از انجام رفتارهای بسیار عجیب و غریب با آنها، بسیاری از این کودکان را در همان جا کشته و دفن کرده بودند. اما غرب همیشه در مواجهه با این پرونده‌ها و پرونده‌های مربوط به رفتار آنها با سیاهپوستان، سرخپوستان، با افراد جوامع بومی و راجع به استعمار، در همه حال این استدلال را مطرح می­‌کرد که این موضوعات مربوط به گذشته می‌باشد و در حال حاضر اوضاع تغییر کرده است، اما حتی زمانی که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رنگین پوستان در ایالات متحده، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی هم محروم بودند، غرب اعتقاد داشت که این موضوع برای گذشته است و در حال حاضر شرایط کنونی تغییر کرده، انگار که این اتفاق برای ۲۰۰ سال گذشته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما اتفاقاتی که در این پرونده افتاد، نشان داد که نه اتفاقاً شرایط تغییری نکرده است، یعنی مشکلات اخلاقی و مشکلات انسانی تمدن غرب، مسائلی است که همچنان وجود دارد با این تفاوت که پوشش رسانه و پوشش تصویرسازی، از مطرح شدن آن جلوگیری می­کند. آنها نه راجع به وضعیت خود که وضعیت بسیار فجیعی است، بلکه راجع به موضوعات و کشورهای دیگر دنیا صحبت می‌کنند. زمانی که این انتقادات مطرح می‌­شود، فضا گشوده و باز می­گردد که آلترناتیوها چه هستند؟ یعنی جایگزین‌هایی که می‌توانند به جای این نوع نگاه‌ها مطرح شوند چه چیزهایی هستند؟ در دنیا تمدن اسلامی به دلیل سابقه‌ و به‌هم‌پیوستگی منطقی که نوع استدلال آن دارد، می‌تواند یکی از این آلترناتیوها باشد و به نظر من این اتفاقات، باعث خواهد شد که راجع به این آلترناتیو­ها که یکی از مهم‌­ترین آنها اسلام است، بیشتر در دنیا بحث شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;پرونده اپستین را تا چه حد می­‌شود نماد سقوط تمدنی قلمداد کرد؟ و به طور کلی لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق، در نهایت می­‌تواند به کدام نقطه برسد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;گروهی معتقد بودند که در دهه ۹۰ میلادی به خاطر پایه‌های مستحکم لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی و در حوزه اقتصادی، می‌توان به بعد فرهنگی و اجتماعی هم به تدریج سامان داد و این می‌­تواند نمونه عالی تمدن بشری باشد، اما اتفاقاتی که بعدها افتاد نشان داد که نه تنها در بعد فرهنگی و اجتماعی زندگی انسانی، این برداشت‌ها راه به جایی نمی‌برد، بلکه حتی در حوزه سیاسی و اقتصادی هم چالش‌ها و بحران‌های متعددی برای آن به وجود آمد که با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این اتفاقی که افتاد و اتفاقات شبیه به این، باید در این مجموعه دیده شود که به نظر من در اینجا پر رنگ­تر هم مطرح می‌­شود. به این معنا که ما در حال حاضر به صورت جدی شاهد کاهش قدرت لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی هستیم. یعنی دیگر در دنیا لازم نیست به دنبال نمونه بگردیم، این اتفاقاتی که در سیاست کشورهای غربی رخ داده است، خروجی لیبرال دموکراسی را به صورت آشکار و عریان نشان می‌­دهد. در حوزه اقتصادی نیز همین­‌گونه است. یعنی شکاف اقتصادی که به وجود آمده و چالش‌های جدی اقتصادی که به همراه دارد. از گذشته هم بسیاری از این موضوعات مطرح می­شد، اما بعضی­‌ها معتقد بودند که به هر حال به این دلیل که حدأقل­‌ها بالا آورده می­‌شوند، آن شکاف ثروتی که در موضع سطح بالای جامعه وجود دارد دیده نمی­‌شود، اما در حال حاضر نشان داده شد که خیر، حدأقل­‌ها وجود ندارند و این شکاف به صورت جدی یکپارچگی جامعه را تهدید می‌­کند. در حوزه نظامی-امنیتی و در حوزه قانون­‌گرایی و حکمرانی، سطح گسترده فسادی که وجود دارد علی­رغم همه مؤلفه‌­های مدرن مدیریت اجتماعی، به هر حال خود را نشان می­دهد. همراه شدن این موضوع با این اتفاقات، یک چند ضلعی را درست می‌کند که کلیت تمدن و زندگی اجتماعی غربی که مبتنی بر دموکراسی است و قرار بود نمونه عالی زندگی انسان باشد را زیر سؤال می‌برد. یعنی این اتفاقات در زمانی می‌افتد که کارکرد مابقی جنبه‌های لیبرال دموکراسی هم محل سؤال است و به همین جهت اثر این موضوع محدود نیست و مضاعف است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;رهبر انقلاب در بخشی از بیاناتشان به این موضوع اشاره کردند که امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا در واقع به نوعی رو به زوال است، نشانه‌های این زوال و انقراض از نظر شما چه چیزهایی هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;افول ایالات متحده صرفاً ادبیات ما نیست و اصولاً از غرب شروع شده و مبتنی بر شواهد عینی است یعنی یک تصور ذهنی نیست. این موضوع در دو سطح خود را نشان می‌­دهد، یکی مقایسه جنبه‌­های مختلف قدرت آمریکا با آمریکای قبل از خودش یعنی مقایسه آن چیزی که در سال ۲۰۲۵ اتفاق افتاد با آن چیزی که سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ رخ داد و یا آن رخدادی که در سال ۱۹۶۰ و­ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، همه این موضوعات نشان‌دهنده این است که که قدرت ایالات متحده آمریکا حدأقل در ۳۵ سال اخیر به صورت مداوم کاهش پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دوم اینکه این موضوع در حوزه سیاسی، اقتصادی، نظامی و در حوزه فرهنگی هم مطرح است. غیر از این مقایسه آمریکا با قبل از خود، مقایسه آمریکا با رقبایش هم همین وضعیت را نشان می‌دهد. یعنی ایالات متحده که یک زمانی­۳۰ درصد&lt;span dir="LTR"&gt;GDP &lt;/span&gt;(تولید ناخالص داخلی) دنیا را به تنهایی در اختیار و از همه رقبای بعد از خودش هم توانمندی بیشتری داشت، در حال حاضر با وضعیتی مواجه است که همین امروز کشور دیگری در دنیا بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصاد بزرگتری از او دارد و بر اساس قدرت اسمی دلار، نفر دوم و با فاصله کمی از او در حال حرکت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایالات متحده که زمانی بودجه نظامی او به تنهایی برابر بود با بودجه نظامی کشور بعد از خودش و نه کشورآخر جدول، در حال حاضر بودجه نظامی او از بودجه نظامی کشوری که رتبه دوم است، کارکردش کمتر است. درست است که فاصله آمریکا از رتبه دوم جدول بسیار است، اما خود آمریکا اذعان کرده به دلیل فسادی که در بودجه نظامی ما وجود دارد، بودجه اقتصادی کشور دوم، کارکردش از بودجه نظامی آنها بیشتر است و همین مقایسه‌ها نشان می‌دهد که امپراتوری‌ای که فکر می‌کردند تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت، رو به افول است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خود آمریکایی‌ها بسیار بیشتر از بقیه دنیا راجع به این موضوع صحبت می­‌کنند. بیانات رهبر انقلاب در این زمینه، یک حرف بسیار جدی است. بسیاری معتقدند که این شدت عملی که آمریکای ترامپ انجام می­‌دهد، بخش زیادی از آن ناشی از شخصیت خود ترامپ نیست و به این دلیل است که نظام سیاسی ایالات متحده به این نتیجه رسیده که قبل از اینکه این افول بسیار جدی­‌تر شود و با توجه به نزدیکی این افول به آنها، باید از آخرین منابع قدرت خود برای تداوم و طولانی شدن این قدرت استفاده کنند.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Feb 2026 15:56:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>انقلاب مردم پایه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62726</link>
<guid>62726</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62726/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم آذربایجان شرقی ضمن تأکید بر شکست دشمن در فتنه آمریکایی-صهیونی ۱۴۰۴ و پیروزی ملّت ایران در این قضیه فرمودند: «خب آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم. این [یک] سیاست. سیاستهای بعدی هم هست.‌ بنده نمیخواهم به طور قاطع بگویم، لکن میخواهم بگویم ملّت ایران که توانسته از بدخواهی دشمن و‌ توطئه‌ی دشمن این‌جور پیروز بیرون بیاید، این پیروزی را باید حفظ کند که آن هم با آمادگی است، با هوشیاری است، با اتّحاد ملّی است.»&lt;/span&gt; &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸ &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;رهبر انقلاب، بارها بر ضرورت «انسجام ملّی» تأکید کرده‌اند. این تأکید تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه در شرایط پیچیده امروز کشور، به یک متغیر راهبردی و حیاتی تبدیل شده است. فشارهای خارجی، جنگ روایت‌ها و برخی مسائل داخلی، ضرورت هم‌افزایی ملّی را دوچندان کرده است.&lt;br /&gt;
	رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; بر همین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر مصطفی ملکوتیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;نقش مردم در پایداری، مدیریت بحران‌ها و تقویت قدرت ملّی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را بررسی کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی ماه امسال&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=62324"&gt; در پیامی خطاب به مردم&lt;/a&gt; تصریح کردند؛ «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.«&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;به عنوان سؤال اول بفرمایید که تحلیل شما از نقش مردم در حل بحران‌های ۴۷ ساله جمهوری اسلامی چگونه است و در حوادث اخیر دیماه ۱۴۰۴ حضور مردم چه نقشی در حل بحران‌ و اغتشاشات وابسته به خارج از کشور داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;انقلاب اسلامی همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، بزرگترین و مردمی‌ترین انقلاب معاصر است؛ بطوری که در هیچ کدام از انقلاب‌های معاصر چنین حضور عظیم و پررنگی از مردم را ندیده‌ایم. این انقلاب همه اقشار مختلف اجتماع شامل دانشگاهیان، نخبگان، اصناف و کارگران، کشاورزان، حوزویان، کارمندان دولت و... را در کنار خود یافت و به دلیل ماهیت دینی آن، یک انقلاب کاملاً فراطبقاتی بود. در حالیکه در سایر انقلاب‌های معاصر، ما حضور مردم را کاملاً قشری یعنی مشتمل بر حضور عناصری از یک یا چند قشر خاص از اجتماع میدیدیم. به عنوان مثال، با نگاهی به شرکت‌کنندگان در انقلاب‌های فرانسه(۱۷۸۹) و روسیه(۱۹۱۷) این حضور کم رنگ بخوبی پیداست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	انقلاب اسلامی که در مرحله وقوع و سپس پیروزی با نقش‌آفرینی گسترده مردمی همراه بود، پس از پیروزی نیز با همین نقش‌آفرینی مردم تداوم یافته است. بدلیل حضور گسترده مردمی بود که علیرغم کمک‌های بی‌حد و حصر غرب وحشی به رژیم مستبد، وابسته، عقب مانده و فاسد پهلوی، انقلاب توانست راه پیروزی را با موفقیت طی نماید و سپس با تداوم این حضور، تلاش‌های مختلف دشمنان  خود را در عرصه‌های مختلف در سالهای بعد از پیروزی به شکست بکشاند و نه تنها تلاش‌های پیوسته ضد انقلابی آنها را ناکام بگذارد، بلکه الگویی از خودباوری به توان ملّی و پیشرفت در عرصه‌های مختلف علمی بدون وابستگی به قدرتمندان جهانی را به نمایش بگذارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ما شاهد بوده‌ایم که سردمداران نظام سلطه از همان آغاز، بنای توطئه و فتنه‌افکنی علیه انقلاب را گذاردند و از همه انواع آن، از تحریم -بطوریکه به اعتراف مقامات آمریکایی تا کنون هیچ ملّتی به اندازه ایران تحت تحریم آنها قرار نگرفته است-، تا تحمیل یک جنگ ویرانگر ۸ ساله و کمک‌های حجیم دشمنان به مهاجم دست نشانده، کودتا، اغتشاش و فتنه، ترور و ... بهره‌گیری نمودند، اما انقلاب اسلامی از همه این حوادث تحمیلی موفق بیرون آمد و نقشه‌های آنها را بر باد داد. دو مورد از آخرین آنها، شکست رسوا در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات و فتنه دیماه امسال بود. ملّت ایران این نقشه‌ها را نیز همچون گذشته شکست سختی داد و پیامی رسا به دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آن‌ها فرستاد که ایران اسلامی قادر به عبور موفق از انواع نقشه‌های شیطانی دشمنان است. در واقع، راز این موفقیت در ایمان مردم انقلابی و آمادگی و عزم راسخ و دائمی آنها برای حضور در صحنه و باطل نمودن نقشه‌های دشمنان نهفته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضور عظیم و عمومی مردم در راهپیمایی روزهای &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی (که همزمان با فتنه و آشوب و تخریب آمریکایی-صهیونی)&lt;/a&gt; و &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;۲۲ بهمن (سالروز پیروزی انقلاب اسلامی)&lt;/a&gt; اتفاق افتاد، این پیام را ارسال نمود که فرزندان این انقلاب کبیر، همواره برای دفاع از آرمان‌های انقلاب مقدس خود آماده حضور در صحنه‌اند و با روحیه انقلابی و امید به آینده، آماده فداکاری در این راه الهی هستند. آنچه دشمنان انقلاب تصور آن‌را نمیکنند، تداوم این روحیه انقلابی همراه با تصمیم قطعی ملّت به فداکاری و از خود گذشتگی در این مسیر است و این تداوم، حکایت از عمق اعتقاد و باور ملّی به درستی و حقانیت آرمانهای انقلاب  و بصیرت و آگاهی عمیق به آنها دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اهمیت منحصر به‌فرد حضور مردمی در ۲۲ بهمن امسال، زمانی واضح‌تر میگردد که بدانیم دشمن اکنون بی‌پرده به میدان آمده و شمشیر را از رو بسته و به تهدید مستقیم و بی‌پروا روی آورده و به اعتراف خود، طرحی را علیه انقلاب اسلامی به اجرا گذارده که بر روی آن ۲۰ سال کار کرده و روی آن برنامه‌ریزی کرده بود. اکنون همگان می‌بینند که اضلاع مختلف این طرح فروپاشیده و دیگر قابل بازسازی نیز نیست. با این فروپاشی، موجی از ناامیدی و چشم‌اندازی از شکست‌های آینده در مقابل دشمنان ترسیم می‌شود که نتیجه آنها تحولات بزرگ منطقه‌ای و جهانی خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ساختار نظام اسلامی چگونه طراحی شده است که بحران‌ها با حضور و مشارکت مردمی مدیریت میشود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;رهبر انقلاب در این باره تصریح میکنند: «ووقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۱۲&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تجربه تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی به ما میگوید که هرگاه مردم در صحنه انقلاب وارد شده‌اند، ضدّ انقلاب و توطئه‌گران بساط خود را جمع نموده و محو شده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌های معاصر در زمینه حضور و نقش‌آفرینی مردمی، از یکطرف ناشی از گستردگی و دائمی بودن این حضور است و از طرف دیگر، ناشی از نقش‌آفرینی مردمی خدامحور، آرمانخواه، مصمم و قاطع برای ایفای تکلیف دینی و الهی خود است. این هردو ویژگی از اهمیت بسزایی در جریان امور انقلاب برخوردارند. چنین حضوری بود که باعث پیروزی انقلاب گردید و پس از پیروزی، به‌سرعت نظام اسلامی را بنیاد نهاد و مقامات مختلف آن‌را انتخاب و مستقر نمود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در هیچکدام از انقلاب‌های معاصر چنین سرعت و صحتی در استقرار سامان سیاسی نوین دیده نشده است. این حضور، همچنین آرامش و ثبات مطمئن در کشور را ایجاد و تحولات را با موفقیت به پیش برد و در این مسیر، نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان را نقش بر آب کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اهمیت این حضور زمانی بهتر درک میگردد که بدانیم بعنوان مثال در انقلاب فرانسه، پس از پیروزی در سال ۱۷۸۹، ده‌ها سال به‌صورت پیوسته  و دائمی درگیری، نابسامانی، بی‌ثباتی و خشونت همران با تغییرات سیاسی حاد، جریان داشت. این وضعیت به‌دلیل شرایط نیروی انقلابی فرانسه بود که -برخلاف انقلاب اسلامی- در آن، حضور مردمی ضعیف و آرمان انقلابی بدون اصالت و نیز تک بعدی بود و از جامعیت برخوردار نبود و و رهبری انقلاب نیز به تبع آرمان انقلابی متفرق بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در انقلاب اسلامی در حضور مردم، از یک طرف اهدافی الهی و انگیزه‌ای مقدس برای انجام تکلیف می‌بینیم و از طرف دیگر، شاهد حمایت الهی بر مبنای آیه شریفه «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» هستیم. ما باید قدر این نعمت و یاری الهی را بدانیم و همواره بدلیل آن خداوند را شاکر باشیم. در واقع شکست‌های دشمن در سالیان پس از پیروزی انقلاب، مصداق وعده کمک الهی به مؤمنان و پویندگان راه مستقیم الهی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;«قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند» با این توصیف رهبر انقلاب، قدرت ملّی از چه اجزایی برخوردار است و این مقوله چگونه با حضور و مشارکت مردم افزوده می‌شود؟ غیر از حضور مردمی، قدرت ملّی از چه مؤلفه دیگری برخوردار است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;قدرت ملّی مفهومی با ابعاد مختلف است و جنبه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دارد. آنچه که عمده تحلیل‌گران غربی به‌دلیل وابستگی به مبانی و اصول مدرنیته، هویت و تمدن غربی و نیز تفکرات دوره رنسانس در غرب آن را درک نمی‌کنند، جنبه‌های معنایی، غیر مادّی و ناملموس قدرت ملّی است. آنها با توجه به برداشت ابزاری خود از عقل بشری، همه چیز را در  تعداد و محاسبه مادّی می‌بینند و قدرت را از دریچه فقط تسلیحات نظامی و سخت‌افزاری می‌نگرند و بر تحلیل‌هایشان به قول &lt;em&gt;رنه گنون &lt;/em&gt;سیطره کمیت غالب است و به همین دلیل است که از تحلیل‌های واقعی و عمیق در باب مفهوم قدرت ومنابع قدرت ملّی غافلند، تجزیه‌وتحلیل‌ها و پیشگویی‌هایشان درباره تحولات جهانی به‌طور پیاپی، اشتباه از کار در می‌آید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تاریخ تحولات منطقه‌ای و جهانی تاکنون به‌خوبی نشان داده است که وقتی پای ایستادگی و مقاومت یک ملّت آرمانخواه و عقیده‌مند به میان می‌آید، هیچ نیروی مادّی هرچند بزرگ، نمی‌تواند در مقابل آن بایستد. استکبار جهانی، تا کنون تنها در سرزمین‌هایی در تحمیل برنامه‌های خود موفق گردیده که با مقاومت و ایستادگی پیگیر مّلت‌ها روبرو نشده است و در مقابل همه ملّتهایی که اراده ایستادگی داشته‌اند، تسلیم گردیده است. نمونه‌هایی از این تسلیم استعمارگران بعنوان نتیجه ایستادگی ملّتها را در شبه قاره هند، الجزایر، ویتنام، ایران و... شاهد بوده‌ایم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲۲ بهمن امسال از چند جهت متمایز بود؟ تحلیل شما از حضور مردم چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;همان‌طور که شاهد بودیم، حضور پرشور و گسترده مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، در شرایط  ویژه و خاصی اتفاق افتاد. شاهدیم که دشمن با تمام توان و قدرت و اعوان و انصار خود به صحنه آمده و انواع نقشه‌ها و توطئه‌ها را اجرا نمود؛ از ترور و به شهادت رساندن فرماندهان نظامی تا حمله نظامی دقیقاً برنامه‌ریزی شده تا بهره‌گیری از اغتشاش و آشوب و بهره‌گیری از مزدوران داخلی آموزش دیده و واقعاً هم فکر میکرد که پیروز میدان خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او می‌پنداشت که نتیجه تلاش‌هایش به راه انداختن جنگ داخلی و تجزیه کشورما خواهد بود و حتی آنها درباره آینده کشور ما نیز در جلسات خود برنامه‌ریزی کرده بودند. اما آنچه سحر او را باطل و دشمن را ناامید کرد، حضور به‌موقع و گسترده مردم بود. حضور مردم در دو راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲بهمن، خط بطلانی بر این توطئه‌ها کشید و اراده ملّی بر ایستادگی در مقابل هر طرح و نقشه خائنانه‌ای را نشان داد و نیز هشداری جدّی در مورد آینده بود که حضور مردم همچنان ادامه خواهد یافت و فتنه‌ها هیچ چشم‌اندازی از موفقیت در آینده نیز ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تأکید بر انسجام جزو مهم‌ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب در شرایط کنونی است. مؤلفه‌های انسجام ملّی چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید فرموده‌اند، وحدت مقدس و انسجام مردم، ضامن موفقیت کشور و عبور از فتنه‌های دشمنان است و این امر باید همواره مورد توجه بوده و حفظ شود. وحدت ملّی کلید امنیت و آرامش و پیشرفت کشور است. این وحدت باید در میان مسئولان، نخبگان و مردم  و در میان هریک از آنها وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این رابطه، اندیشمندان و متفکران اسلامی متقدم و متأخر بر نقش قاطع تعلیم و تربیت در ایجاد انسجام ارزشی در جامعه تأکید فراوان نموده و در علم جامعه‌شناسی سیاسی نیز به لزوم وحدت و انسجام ملّی و تداوم آن تأکید فراوان شده و این دانش انسانی، یکی از راه‌های اصلی کسب آن را اجرای یک روند موفق جامعه‌پذیری و حفظ الگو در اجتماع میداند که این امر از طریق نهادهای مختلف جامعه‌پذیری از قبیل نهاد خانواده، نهادهای مذهبی، رسانه‌ها مانند رادیو تلویزیون و مطبوعات وکتاب‌ها، معلمان و استادان و... صورت میگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در واقع ارزش‌های مشترک دینی، نقش‌آفرینی رهبری انقلابی و متعهد و آرمانخواه، حضور مردم معتقد و تلاش‌های وحدت بخش از انواع مختلف، از عناصر اصلی انسجام ملّی کشور هستند.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Feb 2026 15:02:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>نقشه‌ها روی کاغذ می‌ماند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62740</link>
<guid>62740</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62740/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مسئله‌ی ما با آمریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. اینها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرفهایی هم که رئیس‌جمهور آمریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند»&lt;/span&gt; &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;قسمت جدید &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;رادیو نگار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در &lt;span dir="RTL"&gt;گفتاری از&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آقای دکتر علیرضا زادبر، پژوهشگر تاریخ معاصر و استاد دانشگاه&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، به &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;بررسی تلاش دشمنان ایران برای بلعیدن خاک کشورمان از منظر تاریخی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; می‌پردازد. در ادامه، متن کامل این گفتار در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62713/14041202_48445_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61746/14040820_47288_192k.mp3"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; من می‌خواهم ابتدا یک مقدّمه‌ای را بیان کنم که شاید مفصّل باشد. ما در حوزه‌ی علوم سیاسی و علوم اجتماعی اگر بخواهیم درباره‌ی هر پدیده‌ای بحث بکنیم، با یک سه‌گانه‌ای روبه‌رو هستیم. اوّل اینکه پدیده‌ها از یک گذشته‌ای می‌آیند که ما اسمش را می‌گذاریم «تاریخ». پدیده‌ها ناگهانی نازل نمی‌شوند، ناگهانی ساخته نمی‌شوند، ناگهانی شکل نمی‌گیرند. وقتی شما درباره‌ی عقبه و گذشته‌ی یک چیزی صحبت می‌کنید، در واقع دارید تاریخچه‌اش را بیان می‌کنید. دوّم وضعیّتی است که ما در آن لحظه و نقطه در آن قرار داریم؛ به طوری که مدام می‌خواهیم توضیح بدهیم ما در چه لحظه‌ای هستیم و چه چیزی دارد اتّفاق می‌افتد. سوّم اینکه با توجّه به آن پدیده، آن مسئله یا آن بحران، جامعه‌ی نخبگان حرف از آینده می‌زند یا می‌خواهد بداند آینده چه می‌شود. هر سه‌ی این‌ها جذّاب است و هر سه‌ی این‌ها به هم متّصل است؛ یعنی نمی‌شود شما حرف از آینده بزنید، بدون اینکه درک درستی از حال داشته باشید و بدون اینکه گذشته‌ی آن پدیده را بفهمید. هر سه‌ی این‌ها فهم کاملی از یک پدیده به ما می‌دهد. ما تاریخ نمی‌خوانیم که در تاریخ بمانیم. در گذشته بمانیم که چه بشود؟&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دوره‌ای مغفول در تاریخ معاصر ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ماندن در تاریخ کارکردی ندارد و در این صورت، تاریخ بی‌فایده می‌شود. از آن طرف هم باید توجّه داشته باشیم که پدیده‌های اجتماعی، پدیده‌های سیاسی، مسئله،‌ انباشت مسئله، بحران، انقلاب و شبه‌انقلاب‌ها از یک فرایند و از یک مسیری می‌آیند. آن گذشته‌ای که من می‌خواهم در موردش صحبت بکنم، می‌تواند چند قسمت باشد. به نظر من، یکی از آن دور‌ه‌های مغفول تاریخ معاصر ایران ــ که الان دارند ما را به آن سمت هُل می‌دهند ــ حدّفاصل سال ۱۲۹۰ تا حول‌وحوش ۱۳۲۰ است. ببینید! وقتی مشروطه که یک تجربه‌ی جمعی ایرانیان است شکست می‌خورد، ایران وارد یک دور‌ه‌ی ناامنی عجیب‌وغریب می‌شود؛ یعنی از حدّفاصل ۱۲۹۰ تا ۱۳۰۰، انسان ایرانی و جامعه‌ی ایرانی یک چیزهایی را تجربه کرده که بی‌سابقه است: جنگ جهانی اوّل؛ اولتیماتوم روس‌ها و اشغال ایران توسّط روس‌ها؛ قحطی بزرگ و آن کشتار و آسیبی که از ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ در کشور به وجود می‌آید؛ بی‌دولتی و در واقع از بین رفتن قدرت مرکزی و دولت مرکزی؛ یک سلسله‌ای که دیگر به آخر رسیده و شاهی که به قول خودش دستوراتش از کاخ بیرون نمی‌رود؛ کودتای سوّم اسفند ۱۲۹۹ که توسّط رضاخان اتّفاق می‌افتد؛ بی‌نظمی عمومی‌ای که در جامعه وجود دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا در این دوره یک رقابتی بین قدرت‌های بزرگ، خصوصاً روسیه‌ی تزاری قبل از انقلاب اکتبر و شوروی بعد از آن انقلاب با انگلستان وجود دارد. حتّی در آن دوره‌ای هم که ایران نفت نداشته، ایران مهم بوده؛ حالا نفت کشف شده و در جنگ جهانی اوّل، یک منطقه‌ی اثرگذاری بوده. به‌خصوص خود چرچیل که آن موقع وزیر نیروی دریایی بوده، می‌گوید اگر نفت ایران نبود، ما نمی‌توانستیم هزینه‌های ترابری کشتی‌ها را بدهیم. لذا در آن توازن قدرتی که همیشه بین قدرت‌ها بوده، نمی‌شده که روس‌ها در قفقاز نفت داشته باشند، انگلیسی‌ها نفت نداشته باشند؛ پس وقتی که نفت در مسجدسلیمان کشف شد، انگلیسی‌ها دیگر ایران را رها نکردند. حالا شما می‌گویید آمریکا کجا بود؛ آمریکا هنوز آن قدرت تک‌بُعدی جهان نیست. این برهه آن موقعی است که یک کس دیگری زور می‌گفت و استعمار می‌کرد، که آن انگلستان بود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;رضاخان کشور را به دوران قبل از مشروطه برگرداند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	وقتی کشور شما اشغال می‌شود، همین حس به وجود می‌آید؛ یعنی در آن دوره ما پمپ نفت اروپا و به‌خصوص انگلیس بودیم. این تجربه چگونه اتّفاق افتاد؟ ببینید! شما یک تجربه‌ی مشروطه داشتید، داشتید یک کارهایی می‌کردید، یک پارلمانی تأسیس شد، یک مجلسی تأسیس شد، برای اوّلین بار یک قانون اساسی‌ای نوشته شد و یک حدودی معلوم شد؛ امّا آن شکستِ بعدش ختم شد به آمدن یک حکومت استبدادی، حتّی اگر این توهّم را بپذیریم که خود رضاخان کودتا کرد و انگلیسی‌ها اصلاً کودتا نکردند. رضاخان به‌خصوص در دوره‌ای که به اوج قدرت می‌رسد، مثلاً سال‌های ۱۳۱۰ به این طرف، دیگر بلامنازع و بلارقیب است و همه‌ی رقبایش را حذف کرده؛ حتّی کسانی را هم که او را به قدرت رساندند، دیگر به‌تدریج حذف کرده؛ از تیمورتاش بگیرید که کشته شده تا فروغی‌ای که بعداً خانه‌نشین شده و علی‌اکبر داور که خودکشی کرده و دیگران و دیگران. رضاخان یقه‌ی جامعه‌ی ایرانی را گرفت و آن را انداخت به پیش از مشروطه، ما را به یک ارتجاع برد، برد به قبل از مشروطه یا حتّی خیلی قبل‌تر از مشروطه؛ شاید مثلاً بگویید سال‌های نخست ناصرالدّین‌شاه یا دوره‌ی استبداد نادرشاه. آن موقع، خودشان هم می‌گفتند؛ می‌گفتند رضاشاه نادر جدید است، ناپلئون بناپارت است، بیسمارک ایران است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب این ارتجاع تمام تلاش‌هایی را که همین مردم، همین علما و بعضی از این روشنفکرها در نهضت تنباکو و مشروطه انجام داده بودند، نابود کرد و ایران وارد یک چرخه‌ی استبداد مطلقی شد که سلطه‌ی خارجی هم در کنار آن وجود دارد؛ یعنی این قیچی‌ای که ایرانی‌ها را قیچی کرد، یک لبه‌اش استبداد بود، یک لبه‌اش استعمار بود، به طوری که این دو لبه هم به یکدیگر وابسته بودند؛ این به آن امتیاز می‌داد و بقای آن به این بود، آن هم به این کمک می‌کرد؛ یعنی خود استبداد برای اینکه بماند، نیاز داشت که انگلستان به او کمک کند، انگلستان هم دیگر نمی‌توانست هزینه کند برود در کشورها آن‌جوری دخالت کند و به کشوری مثل هند لشکرکشی کند، لذا یک دولت دست‌نشانده‌ای را در اینجا مستقر کردند و اسم ایران را هم گذاشتند «دولت حائل».&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;فقط روی کاغذ و تقویم نفت ما ملی شد!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در این فرایند، جنگ جهانی دوّم اتّفاق می‌افتد و رضاشاه از ایران اخراج  می‌شود. حالا باز تکلیف ایران چه باید بشود؟ ایران نمی‌تواند یک کشور رهاشده‌ای باشد؛ ایران یک کشوری در گوشه‌ی آفریقا یا ته آسیا و شرق آسیا نیست؛ ایران نقطه‌ای در جهان است که هارتلند یا قلب انرژی و ترانزیت جهان است،‌ وسعت دارد، ویژگی‌های ترانزیتی دارد، بالا و پایین این کشور آب است، شرق به غرب دنیا را اتّصال می‌دهد، فراهم‌کننده‌ی اتّصال ارزان ترانزیتی برای اروپا و چین است، جادّه‌ی ابریشم از نیشابور بوده تا چین، و خیلی ویژگی‌های ذاتی دیگری که ایران دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا این ایران دوباره اشغال شده. ببینید! ما کم اشغال نشدیم، کم شکست نخوردیم، کم جنگ بر ما تحمیل نشده. شهریور ۱۳۲۰ دوباره ایران اشغال شده،‌ دوباره ایران بلعیده شده و کم‌کم بازیگران جدیدی به میدان آمدند. دلیل حضور این بازیگران جدید هم این بوده که بازیگران در جهان تغییر کردند؛ یعنی یک دوقطبی‌ای در دنیا به وجود آمد که عبارت بود از شرق و غرب، کمونیسم و لیبرالیسم، آمریکا و شوروی. با کودتای بیست‌وهشتم مرداد، یک بازیگر جدیدی آمد جای انگلستان را گرفت و آن آمریکا است. خب روی کاغذ و تقویم، نفت ما ملّی شد امّا عملاً با کودتایی که آمریکایی‌ها انجام دادند و محمّدرضا را به قدرت آوردند، مجدّداً مسلّط بر نفت ایران شدند؛ یک چیزی درست کردند به نام «کنسرسیوم نفت ایران»، متشکّل از هفت شرکت غول‌پیکر نفتی آمریکایی و ایتالیایی و انگلیسی ــ که معروف بودند به «خواهران نفتی» ــ و دوباره مسلّط بر نفت ایران شدند! یعنی این دوره دوره‌ای است که ما باز پمپ بنزین غرب شدیم، پمپ نفت غرب شدیم تا احتیاجاتشان را تأمین بکنیم. خب شما می‌بینید وقتی حجم این زیاد می‌شود، مدل بلعیدن ایران هم عوض می‌شود. در این دوره، مستشارهای آمریکایی در ایران زیاد می‌شوند. قبلاً هم ما مستشار داشتیم، امّا تعدادشان کم بود؛ ما در دوره‌ی قاجار هم از همین آمریکا مستشار داشتیم ــ مثلاً مورگان شوستر یا آرتور میلسپو را داشتیم ــ امّا این دفعه حدود ۴۵ هزار مستشار آمریکایی اینجا هستند؛ این کسانی که در ویتنام بازنشسته شده بودند و دیگر نمی‌توانستند این‌ها را در ارتش آمریکا نگه دارند و به این‌ها حقوق بدهند، به این‌ها حقّ توحّش می‌دادند و این‌ها می‌آمدند ایران. کاپیتولاسیون و فشارهای بعدی هم در همین فرایند به وجود آمد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;انقلاب اسلامی پروژه «بلعیدن ایران» توسط غرب را به هم زد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بنابراین، بلعیدن ایران یک پروژه‌ی عاقلانه برای غرب بوده؛ چرا؟ چون بدون تسلّط بر این منطقه، تو نمی‌توانی توازن قوا و قدرت را در این منطقه داشته باشی. در این منطقه چند کشور هستند که خیلی مهمّند؛ ایران است، ترکیه است، مصر است، عربستان است. معلوم است که عربستان چرا مهم است؛ الان روزی ده میلیون نفت دارد تولید می‌کند. معلوم است که مصر یک صبغه و سابقه‌ی طولانی دارد و مهم است. ایران هم یکی از آن پایگاه‌ها است که قبل از انقلاب ژاندارم منطقه بوده و نقش‌هایی از این قبیل داشته. «غرب» هم که ما می‌گوییم، به معنای سلطه‌ی غرب است؛ چه آمریکا باشد، چه انگلستان باشد یا هر کشور دیگری. آلمان هیتلر هم می‌خواست ایران را ببلعد؛ در یک دوره‌ای کلّی آدم اینجا اضافه کرد، صنعتگرها آمدند، جاسوس‌ها آمدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا این پروژه‌ی بزرگ بلعیده شدن ایران، با یک انقلاب به هم خورد و انقلاب اسلامی یک پروژه‌‌ی عظیمی را به هم زد؛ یعنی ایرانی را که در هاضمه‌ی غرب بود، بیرون کشید. ما مگر در دنیا انقلاب کم داشتیم؟ حالا چه انقلاب‌های استقلالی، چه انقلاب‌های ضدّ‌استعماری، چه انقلاب‌های داخلی، زیرا جنس انقلاب کبیر فرانسه یا انقلاب اکتبر یا انقلاب استقلال آمریکا فرق دارد. انقلاب اسلامی آمد گفت از این به بعد نفت را خودمان استخراج می‌کنیم، از این به بعد خودمان می‌سازیم. همین انرژی هسته‌ای را که الان ظاهر بازی بر سر آن است، اوّل آمریکایی‌ها زمان شاه به ایران آوردند. نیکسون وقتی به ایران آمد، به شاه یک رآکتور تحقیقاتی هدیه داد امّا همان موقع هم آمریکایی‌ها اجازه‌ی غنی‌سازی به ایران ندادند. اکبر اعتماد، اوّلین رئیس سازمان انرژی اتمی، در کتاب خاطراتش این‌ها را می‌گوید. همین نیروگاه بوشهر را آن‌ها ساختند که حالا بعداً آلمان‌ها آمدند آنجا کار کردند. تفاوت این بود که از دل انقلاب اسلامی یک نظامی درآمد مبتنی بر مردم، به نام «جمهوری اسلامی»، این گفت از این به بعد خودم می‌خواهم بسازم، می‌خواهم استقلال امنیّتی، استقلال نظامی و استقلال فنّاوری داشته باشم. پیش از انقلاب، بزرگ‌ترین خریدار ادوات نظامی آمریکا ما بودیم، مثل همین کاری که الان عربستان می‌کند؛ حالا جمهوری اسلامی آمده گفته من دیگر نمی‌خرم، خودم می‌سازم. این جمله‌ی یک سیّاح اروپایی است که می‌گوید ایران کشوری است که بارها بلعیده شده، ولی هضم نشده؛ یعنی خوردند ما را ولی ما در هاضمه‌ی آن مهاجم هضم نشدیم. بله، این بلعیده شدن آسیب‌های جدّی‌ای به ما زده و یک بخش‌هایی از خاک ایران جدا شده، امّا یک کلّیّتی به نام «ایران» حفظ شده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;کشور ایران همیشه مورد طمع بیگانگان بوده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	شما یک سلسله‌ای در تاریخ ایران نام ببرید ــ نمی‌گویم دوره‌ی فرد یا پادشاه ــ که در ایران جنگ داخلی یا خارجی نبوده؟ صفویّه با عثمانی جنگیده؛ قبل از آن، حمله‌ی مغول بوده؛ نادر تا هند رفته با ابدالی‌های هرات جنگیده و با عثمانی هم، هم پیمان دارد و هم درگیری دارد؛ قاجار با روس جنگیده؛ آن موقعی هم که نمی‌خواستیم بجنگیم، جنگ جهانی اوّل به ما تحمیل شده؛ در دوره‌ی پهلوی، جنگ جهانی دوّم به ما تحمیل شده و ایران اشغال شده. می‌گویند جمهوری اسلامی جنگ‌طلب است؛ می‌گوییم اصلاً جمهوری اسلامی را از تاریخ ایران حذف کنید، بروید قبل‌تر، بروید به ایران پیش از اسلام؛ مگر ما جنگ با روم نداریم؟ ما جنگ با غرب نداریم؟ مگر هخامنشی نجنگیده؟ مگر ساسانی نجنگیده؟ پس ایران یک ویژگی‌ای دارد. شما امارات نیستید که وسطش یک برج می‌سازد و دُورش یک کشور تشکیل می‌دهد با پنج میلیون جمعیّت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، ایران یک ویژگی‌های ذاتی‌ای دارد که همیشه مورد طمع بوده. مهم این است که آن نظام سیاسی‌ای که در ایران بر سر کار بوده و مردمش، توانستند دفاع کنند یا نه. شاه‌عبّاس توانسته؛ شاه‌اسماعیل در چالدران شکست می‌خورد، شاه‌عبّاس در نبرد ارومیه مقابل عثمانی پیروز می‌شود. مهم این است که آن نظام سیاسی‌ای که بر سر کار است، بتواند تولید قدرت بکند، با مردم پیوند داشته باشد، مردم هم از او حمایت بکنند تا او برود کشور را نگه دارد. شما الان در مورد بخش‌هایی از کشور که در دوره‌ی قاجار جدا شده، چه می‌گویید؟ می‌گویید هفده منطقه و شهر از قاجار جدا شد یا از ایران جدا شد؟ قاجار که مُرد و رفت؛ امّا آن نظام سیاسی آیا این قدرت را داشت که ایران را نگه دارد؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;انقلاب اسلامی پروژه نبود، یک فرایند طبیعی بود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ببینید! انقلاب اسلامی پروژه نبود؛ انقلاب اسلامی یک فرایند طبیعی بود که از دل تحوّلات تاریخی و خودآگاهی تاریخی جامعه درآمد. انقلاب پروژه نیست. شما نمی‌توانی بروی به چهار نفر سلبریتی بگویی استوری بگذار تا انقلاب بشود. انقلاب یک فرایند طبیعی است. جامعه باید اقناع درونی بشود که انقلاب کند. در انقلاب اسلامی که شما اعتصاب دارید، خود بازار اعتصاب می‌کند. وقتی حاج آقا مصطفیٰ از دنیا رفت، بازار را بستند، حوزه درس‌ها را تعطیل کرد، دانشگاهی‌ها اعتصاب کردند، امام پیغام داد گفت برگردید به کاروزندگی‌تان برسید. آبان ۱۳۵۶ که کسی به آن‌ها نگفته بود شما بیایید اعتصاب بکنید. اقناع درونی و فرایند طبیعی و خودآگاهی تاریخی موجب می‌شود که یک جامعه حاضر بشود برود زندان، برود ساواک شکنجه بشود، ناخنش را بکشند، برگردد دوباره مبارزه کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	انقلاب یک پدیده‌ی جمعی است، یک کنش جمعی است، یک فرایند طبیعی است. انقلاب حاصل دست‌کاری کردن جامعه نیست که شما بروی آویزان ترامپ و نتانیاهو بشوی بگویی بیا برای من انقلاب کن. انقلاب کار مردم است، انقلاب حاصل بسیج توده‌ها است، رهبر می‌خواهد، ایدئولوژی و فکر می‌خواهد. من می‌خواهم بگویم انقلاب اسلامی یک فرایند طبیعی و یک کنش طبیعی بود به آن تحقیر ایرانی، به آن سلطه‌ی آمریکایی، به آن استبدادی که بود، به آن دو لبه‌ی قیچی‌ای که گفتم داشت جامعه‌ی ایرانی را قیچی می‌کرد، به آن رابطه‌ی استبداد و استعمار. این فرایند طبیعی، ایران را از هاضمه‌ی غرب که داشت ایران را می‌بلعید و ما شده بودیم پمپ بنزین غربی‌ها و تأمین‌کننده‌ی انرژی آن‌ها، بیرون کشید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در سال ۱۴۰۴ با یک کلان‌پروژه مواجه بودیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	خب حالا در مقابل این فرایند طبیعی به نام «انقلاب اسلامی»، شما ۴۷ سال است شاهد این هستید که می‌خواهند شما را به آن پروژه‌ی قبلی برگردانند؛ پس در مقابل انقلاب باید یک جریانی ضدّ آن ایجاد کنند. بنابراین، حوادث هجدهم تا بیستم دی‌ماه، جنگ دوازده‌روزه، فضای معلّق اقتصادی و موضوع اسنپ‌بک بعد از جنگ دوازده‌روزه، بحران ارزی و همه‌ی این‌ها را باید در یک کلان‌پروژه‌ای ببینید. من بارها عرض کردم که ما با جنگ روبه‌رو نبودیم، ما با اغتشاش روبه‌رو نبودیم، ما با کودتا روبه‌رو نبودیم، ما با بحران اقتصادی روبه‌رو نبودیم، بلکه ما با یک کلان‌پروژه‌ای روبه‌رو بودیم که هر کدام از این‌ها یک بخشی از آن پازل بوده. در جنگ دوازده‌روزه باید جمهوری اسلامی سقوط می‌کرد و حاکمیّت زیر سؤال می‌رفت؛ نتانیاهو روز دوّم آمد گفت بریزید داخل خیابان‌ها، ترامپ می‌گفت که کار تمام است، تهران را تخلیه کنید، امّا این‌گونه نشد. فضای بعد از جنگ دوازده‌روزه ــ آن شش هفت ماه بعد ــ اسنپ‌بک، فضای تعلیق و بحران اقتصادی باید دوباره تبدیل به یک چاقوی دیگر می‌شد. آن پژوهشگر و خبرنگار اسرائیلی می‌گوید راه زمین زدن ایران «پروژه‌ی هزار‌خنجر» است؛ ایران با یک خنجر کشته نمی‌شود و از بین نمی‌رود، بلکه شما باید هزاران خنجر در پیکر او فرو کنی تا او بالاخره ضعیف بشود و از بین برود. یک خنجر جنگ دوازده‌روزه بود، یک خنجر فضای تعلیق بعد از جنگ دوازده‌روزه بود، یک خنجر اسنپ‌بک و بحران ارزی بود، یک خنجر دیگر هم حوادث هجدهم تا بیستم دی بود. این موارد فقط در فضای ۱۴۰۴ اتّفاق افتاده. من می‌گویم انقلاب اسلامی یک پروژه نبود و یک فرایند طبیعی بود؛ حالا شما مقابل یک فرایند طبیعی که برآمده از مردم بوده، باید فرایندی ضدّ مردم تولید کنی، ضدّ انقلاب تولید کنی، ضدّ رسانه‌ی مردم تولید کنی، باید چیزی ضدّ همه‌ی این‌ها تولید کنی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;فهرستی از وقایعی که از سال ۵۷ علیه انقلاب شروع شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	شما می‌گویی انقلاب در بیست‌ودوّم بهمن پیروز شده، امّا درگیری‌ها از چه روزی شروع شد؟ از بیست‌وپنجم بهمن؛ در مهاباد، پادگان سقوط می‌کند و درگیری‌های تجزیه‌طلبانه‌ی حزب دموکرات و کومله آغاز می‌شود. اصلاً هنوز جمهوری اسلامی رفراندوم نگذاشته بود، هنوز قانون اساسی نوشته نشده بود، هنوز به ۱۳۵۸ نرسیده بودیم. در سال ۱۳۵۸ شما می‌بینی مسائل داخلی داری؛ مثلاً اقدامات گروهک فرقان را داری که شهید قرنی و آقای مطهّری را ترور می‌کند. می‌آیی جلوتر می‌بینی در نوشتن قانون اساسی، حزب توده یک چیز می‌گوید، جبهه‌ی ملّی یک چیز می‌گوید که حالا می‌توان گفت که این‌ها فرایند طبیعی نظم بعد از انقلاب است. امّا شما می‌بینید رسماً از ۱۳۵۹ ما کودتا داریم؛ در تیرماه ۱۳۵۹، ما کودتای شکست‌خورده‌ی نقاب یا نوژه را داریم؛ بختیار می‌آید در فرانسه یک کمیته‌ای به نام «کمیته‌ی نجات» درست می‌کنند و فرماندهان ارتش پهلوی را در خارج از ایران جمع می‌کنند، می‌روند صدّام را به کمک می‌آورند که اصلاً کودتا وقتی شکست خورد، صدّام نوار مرزی روستاهای ما را بمباران کرد و می‌بینید که کودتا وقتی در تیر ۱۳۵۹ شکست می‌خورد، چند ماه بعد، شما آغاز جنگ را دارید. شهریور ۱۳۵۹ شما جنگ را دارید، آن هم نه جنگ یک‌هفته‌ای، دوهفته‌ای، ده‌روزه یا بیست‌روزه، بلکه یک جنگ هشت‌ساله برای یک نظام سیاسی که تازه به دنیا آمده و پشتوانه‌ی قدرت هم ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مگر شما چه گناهی کرده بودید؟ جامعه‌ی ایرانی چه گناهی کرده بود؟ گفته بود من می‌خواهم خودم برای خودم تصمیم بگیرم، برای اوّلین بار خودم می‌خواهم تعیین کنم چه کسی بر من حکومت کند، نمی‌خواهم حکومت ارثی باشد، شاه و شاهزاده باشد، نمی‌خواهم آمریکا بر ایران مسلّط باشد، کاپیتولاسیون باشد و نفت ایران را ببرد. گناه جامعه‌ی ایرانی چه بود؟ جامعه‌ی ایرانی نظم را به هم زد با آن انقلاب؛ نظمی را که به واسطه‌ی آن بلعیده شده بود. حالا شما از سال ۱۳۵۹ جنگ دارید تا ۱۳۶۷. در سال ۱۳۶۷ جنگ دارد تمام می‌شود، می‌گویید دیگر بس است، قطعنامه‌ی ۵۹۸ را پذیرفتیم، می‌گوید نه و می‌آید آن عملیّات «فروغ جاویدان» یا «مرصاد» را در مرداد ۱۳۶۷ راه می‌اندازد و قلّاده‌ی رجوی را باز می‌کند که مثلاً بیاید تا تهران را بگیرد! در سال ۱۳۶۸ امام از دنیا می‌رود، گفتند دیگر آقای خمینی نیست، کار تمام است. اینجا می‌بینید یک فضای دیگری شروع می‌شود؛ تحریم‌ها می‌آید، ترورها می‌‌آید، تهدیدها می‌آید. امام در سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ در فیضیّه در آن سخنرانی‌ای که بعدش بازداشت شد و کشتار پانزدهم خرداد اتّفاق افتاد، می‌گوید اسرائیل نمی‌خواهد این مملکت دانشمند داشته باشد؛ چهل سال بعد، ۸۷ دانشمندانِ هسته‌ایِ شما را ترور می‌کنند! ببینید امام چطور آینده را می‌دیده، با اینکه اسرائیل هم آن موقع پانزده شانزده سالش بوده و تازه تأسیس شده بوده. بنابراین، شما با یک پروژه روبه‌رو هستید که این پروژه ضدّ فرایند طبیعی جامعه‌ی ایرانی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;فرایند ضدّ مردم ایران در تاریخ انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در دهه‌ی ۶۰ شما ترورها را دارید، میلیشیا دارید، گروه‌های چریکی دارید، سازمان مجاهدین خلق دارید، خیانت دارید، پیوستن به صدّام دارید. سپس از همان بعد از رحلت امام، ما چندین حادثه یا واقعه‌ای داریم که تبدیل به مسئله‌ی درگیری کف خیابان می‌شود. در دولت آقای هاشمی که تورّم به ۵۰ درصد رسید، در اسلامشهر و مشهد از این‌گونه حوادث داریم؛ در تیر ۷۸، ماجرای کوی دانشگاه را داریم؛ حوادث سال ۱۳۸۸ را داریم، حوادث سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را هم داریم. البتّه شکل‌گیری هیچ کدام از این‌ها کار سلطنت‌طلب‌ها، مجاهدین یا گروهک‌ها نبود؛ یک موجی بود که در یک موضوع دیگری ایجاد می‌شد، این‌ها می‌آمدند سوار می‌شدند. در سال ۱۳۸۸ یک فضایی ایجاد شد که منافقین و سلطنت‌طلب‌ها و گروهک ریگی و مانند این‌ها، همه آمدند گفتند حالا استفاده کنیم از این فضا. می‌خواهم بگویم وقتی شما مردم را ندارید، قدرت تولید جریان طبیعی و فرایند طبیعی را هم ندارید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ببینید! امام از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ یک جریان درست کرد؛ در عمده‌ی این چهارده پانزده سال، خود امام در ایران نبود ولی آن جریان داشت مبارزه می‌کرد، داشت آدم تربیت می‌کرد، زندان بود، تبعید می‌شد، شهید می‌داد، بعد در بزنگاه‌ها می‌آمد در خیابان. یک بار در پانزدهم خرداد آمد داخل خیابان، قلع‌وقمع شد؛ بعد از چهارده سال، در دی‌ماه ۱۳۵۶، ملّت ریختند در خیابان و دیگر نرفتند داخل خانه، به طوری که از دی ۱۳۵۶ تا دی ۱۳۵۷ ماجرای قم و تبریز و مانند این‌ها پیش می‌آید. امّا شما وقتی مردم را نداری، چه کار باید بکنی؟ باید منتظر باشی هر جایی که یک زخمی بود، بروی روی آن زخم بنشینی؛ یعنی گروهک مجاهدین خلق یا سلطنت‌طلب باید برود سوار موجی بشود که بر اثر یک عوامل دیگری ایجاد شده، نه‌اینکه خودش آن را درست کرده باشد. همین ماجرای هجدهم تا بیستم دی قطعاً پروژه بوده؛ امّا آیا همه‌ی آن مردمی که در کف خیابان بودند سلطنت‌طلب بودند، مجاهدین بودند، موساد بودند؟ نه، قطعاً نبودند. آنجا یک بستر روانی و یک بستر اقتصادی ایجاد شده که این جریان پیش آمده؛ یعنی واقعاً طرف می‌گفته من از نظر اقتصادی مسئله دارم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا برسیم به همان ایّام. پنجم و ششم دی، مسئله از بازار بنکداران تهران شروع می‌شود؛ یعنی کسانی که یک صنفی هستند که خودشان مالکند، صاحب سرمایه‌ای هستند، مسئله‌شان هم این بود که این قیمت ارز ثابت بشود. در روزهای بعد، مسئله می‌رسد به لایه‌ی دوّم؛ یعنی کسانی که مالک نیستند، سرمایه‌دار نیستند، واردکننده‌های اصلی نیستند، حجره دارند، مغازه دارند و ماهی چند صد میلیون باید اجاره‌ی مغازه بدهند؛ این‌ها تعداد بیشتری‌اند که باید حقوق کارمندش را بدهد، پیک دارد، منشی دارد و مخارج دیگری از این قبیل. این‌ها هم آمدند بیرون که مثلاً می‌شود هفتم و هشتم و نهم دی به این طرف. تا پانزدهم و شانزدهم دی، اعتراضات به این شکل است؛ امّا شما می‌بینید ناگهان یک سری وقایعی مثلاً در همدان، در لردگان و در ملکشاهی اتّفاق می‌افتد، درگیری ایجاد می‌شود و یک فضای دیگری ایجاد می‌شود. سؤال من این است: چرا رضا پهلوی ششم دی فراخوان نداد؟ چرا اوّل دی فراخوان نداد؟ چرا بیست‌وپنجم آذر فراخوان نداد؟ چون بستر موج اوّلیّه وجود نداشت. شما یک موجی را باید ببینی تا بیایی سوارش بشوی. مثلاً روزی که به ایران حمله شد در جنگ دوازده‌روزه و رضا پهلوی به مردم گفت بیایید کار را تمام کنید، چرا مردم نیامدند؟ در این ماجرای اخیر، یک عامل اقتصادی وجود داشت که بحق هم بود، رهبری هم گفت این حرف بازاری‌ها را ما باید بشنویم و به رسمیّت می‌شناسیم. این حرکت ادامه پیدا کرد و شما می‌بینید که در آن سیزده چهارده روزی هم که ادامه دارد، درگیری و کشت‌وکشتار و اینکه آدم آتش بزنند دیده نمی‌شود؛ ولی وقتی تبدیل به پروژه می‌شود که شما می‌خواهی از آن موج استفاده کنی، ناگهان این موارد اتّفاق می‌افتد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در دی‌ماه خشونت سازمان‌یافته‌ی گروهکی داشتیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	آموزش که دیده، این می‌شود پروژه. ببینید! خشونت سازمان‌یافته‌ی گروهکی می‌شود پروژه. من یک مصاحبه‌ای دیدم از یکی از این شخصیّت‌های خارج از کشور که می‌گوید ما قبل از این ماجراها چند صد دستگاه استارلینک به لیدرها در ایران رسانده بودیم ــ یعنی می‌گوید ما این تمهید را دیده بودیم که جمهوری اسلامی اگر اینترنت را قطع کرد، چه کار کنیم ــ امّا استارلینک هم قطع شد و ما از شب نوزدهم دی به بعد، دیگر رابطه‌ای با داخل نداشتیم. خب پروژه این است. پروژه‌ی شورش، برآمده از خودآگاهی جامعه نیست، بلکه طرّاحی شده با عاملی که می‌تواند داخلی باشد یا خارجی؛ فرقی نمی‌کند. لذا من اسم حوادث هجدهم تا بیستم دی را «خشونت سازمان‌یافته‌ی گروهکی» می‌گذارم که شما در آن همه چیز دارید؛ مثلاً مدل بازیابی‌شده‌ی سازمان مجاهدین خلق را دارید که حتّی بسیار شدیدتر از دهه‌ی ۶۰ عمل کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شما الان فهرست کنید گروه‌هایی را که فراخوان دادند، آدمِ عملیّاتی کف خیابان داشتند و هدایتگری کردند، ببینید چند گروه هستند؛ جیش‌العدل هست، سازمان مجاهدین خلق هست، جریانات حزب دموکرات و کومله هستند، خود سلطنت‌طلب‌ها هستند، ری‌استارتی‌ها هستند، حلقه‌های عرفان‌های دروغین هستند، بهائی‌ها هستند، یکی‌شان شبکه‌ی مالی دارد، یکی‌شان شبکه‌ی رسانه‌ای دارد، یکی‌شان هم شبکه‌سازی تسلیحاتی انجام داده. خب مردم کجای این ماجرا هستند؟ مردم که نمی‌روند ذیل این‌ها. وقتی قرار است پروژه‌ای پیش برود، اینجا مردم قربانی این پروژه‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ببینید! ریشه‌ی اعتراض مردم را باید فهمید. ریشه‌ی اعتراض مردم با ریشه‌ی خشونت سازمان‌یافته‌ی گروهکی فرق دارد. وقتی یک نظمی در جامعه هست، حتّی اگر این نظم به صورت موقّت به هم بخورد و آن خشونتِ آشکارِ عریانِ سازمان‌یافته به صحنه بیاید، دیگر تشخیص برای یک عدّه‌ای سخت می‌شود. البتّه برعکس سال ۱۳۸۸ که تشخیص برای یک عدّه‌ای بسیار سخت شده بود و فضا واقعاً غبارآلود بود، الان شما یک فضایی دارید که رئیس‌جمهور آمریکا از همان ساعات اوّل ورود می‌کند. ببینید! در همه‌ی ماجراهای قبلی در تاریخ انقلاب، رؤسای جمهور آمریکا ورود می‌کردند امّا به یک شکل دیگر؛ آمریکا ورود می‌کرد، یک سناتوری می‌آمد، یک مقام رسمی می‌آمد، یک خبرنگاری می‌آمد یک حرفی می‌زد؛ امّا هدایتگری ترامپ در این عرصه یک شکل دیگری بود. من با این مسئله واقعاً مشکل دارم که می‌گویند ترامپ احمق است و نمی‌فهمد! آیا واقعاً احمق است که می‌آید می‌گوید مشهد سقوط کرد؟ چرا می‌گوید مشهد سقوط کرد؟ یعنی بین آن‌همه مشاوران و دستگاه اطّلاعاتی و سیا و مانند این‌ها، هیچ کس نمی‌فهمد؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یعنی نمی‌آید اعتبار خودش را به هم بزند. مگر مشهد سقوط کرده بود؟ اینکه می‌گوید «کمک در راه است»، اینکه می‌گوید «در خیابان‌ها باشید»، نشان می‌دهد که این یک پروژه است. مثلاً همین دیروز پریروز در مونیخ، قبل از اینکه مراسمشان شروع بشود، یک خانم مجری ایرانی رفته بود پشت تریبون و پروتکل تجمّع را توضیح می‌داد. در اروپا، هر تجمّعی یک سری پروتکل دارد؛ مثلاً شما نمی‌توانی چیزی آتش بزنی، نمی‌توانی به پلیس نزدیک بشوی، صورتت باید معلوم باشد، حتّی نمی‌توانی کلاه بگذاری به صورتی که نتوانند شناسایی‌ات کنند؛ آن خانم مجری، این‌ها را دانه‌دانه داشت توضیح می‌داد. امّا به ایران که می‌رسد، از رئیس‌جمهور آمریکا تا خود پهلوی تا دیگران و دیگران می‌آیند می‌گویند بزنید، بکشید، بسوزانید! پس ما با یک فضایی روبه‌رو بودیم که من می‌گویم پروژه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر فرایند طبیعی اعتراض مردم پیش می‌رفت، در آن صورت شما اصلاً نمی‌توانستید جلوی مردم مقاومت کنید؛ امّا پروژه یک فضا می‌سازد، یک جهان می‌سازد، یک زیست می‌سازد. آقای رضا پهلوی قبل از هجدهم دی آمد گفت که حدود صد هزار نیروی نظامی ارتش و سپاه از بدنه‌ی حکومت جدا شدند! یک عدّه‌ای این حرف را می‌پذیرند، چون دارد جهان تولید می‌کند، چون دارد یک توهّم می‌سازد. بنابراین، آمدند در فضای ذهنی جامعه و به‌خصوص برای نسل جدیدی که پهلوی را نمی‌شناسد، یک جهانی تولید کردند؛ تا جایی که من می‌دیدم یک عدّه نوجوان مثلاً پست و استوری می‌گذاشتند که اگر انقلاب بشود، تو می‌خواهی چه‌کاره بشوی، می‌گفت من می‌خواهم ساواکی بشوم! یعنی در جهانی که برای او ساخته، ساواک یک چیز خوب است، ساواک یک چیزی است که قابل افتخار است و شما می‌خواهی ساواک را دوباره برگردانی. پس یک جهان تخیّلی و توهّمی ساختند که در آن جهان، ساواکِ شکنجه‌گرِ منفورِ تاریخی می‌تواند یک چیزی باشد که شما بخواهی فردای انقلاب، ساواکی بشوی!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این جهان را چه کسانی ساختند؟ مثلاً فلان سلبریتی که می‌آید یک حرفی می‌زند، فلان شخصیّتی که می‌آید یک حرفی می‌زند، کمک می‌کند به ساخت آن جهان متوهّم. منتها باز تأکید می‌کنم که ما اگر بخواهیم علل اعتراض مردم را بررسی کنیم، علل اعتراض مردم استوری فلان سلبریتی نیست، زیرا مردم آن‌قدر عاقلند که عقلشان را به فلان سلبریتی ندهند؛ علل اعتراض مردم حرف پهلوی نیست، چون پهلوی اصلاً در این ماجرا موضوعیّت نداشت؛ امّا علل هیجانی شدن و تبدیل شدن این حرکت به خشونت را باید در جای دیگری پیدا کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;هدف آمریکا بلعیدن ایران است، پهلوی باشد یا نباشد اهمیتی ندارد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	لذا باز تأکید می‌کنم که شما با یک پروژه روبه‌رو هستید؛ چه پروژه‌ای؟ پروژه‌ی بلعیده شدن ایران، کوچک شدن ایران، تجزیه‌ی ایران و بازگشت ایران به گذشته؛ یعنی دوباره قرار است یقه‌ی جامعه‌ی ایرانی را بگیرند و از نظر تاریخی، ایران را ببرند به صد سال پیش؛ یعنی همان کاری که بعد از مشروطه با آوردن رضاشاه کردند. لذا اینجا پهلوی اصالت و موضوعیّت ندارد، کمااینکه قرار بود با ترامپ دیدار بکند ولی به او اجازه‌ی دیدار ندادند. چند وقت پیش هم خانم امان‌پور از آن سناتور جمهوری‌خواه پرسید که رضا پهلوی اینجا نشسته، مشخّصاً خود شما از او حمایت می‌کنید، گفت نه!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی شما می‌خواهید در مقابل انقلاب یک ضدّ‌انقلاب درست کنید و در مقابل جنبش حقیقی یک ضدّ‌جنبش درست کنید، اینجا یک لیدر می‌خواهید. خب چه کسی باید لیدر باشد؟ یک بحثی در سال ۱۴۰۱ بود که می‌گفتند جنبش ۱۴۰۱ جنبش بی‌سر است؛ یعنی رهبری ندارد. در حوادث امسال، پهلوی تراشیده شد برای این ماجرا. در تمام این ۴۷ سال، مردم یک بار در فراخوان عمومی پهلوی به خیابان نیامدند که نشان دهد این ظرفیّت را دارد. در این حوادث اخیر، همه با انواع اختلافات و با سازمان‌دهی دستگاه‌های امنیّتی آمدند کمک کنند که آقا می‌خواهد داماد بشود؛ آقا می‌خواهد برود حجله، همه دسته‌جمعی بیایید کمک کنید! لذا پهلوی این اصالت را برای غرب ندارد؛ یعنی اگر این‌ها بتوانند ایران را دوباره ببلعند، هیچ اهمیّتی برایشان ندارد که با پهلوی باشد یا بدون پهلوی باشد. انقلاب اسلامی، ایران را از یک پروژه‌ی عظیمِ بلعیده شدن ــ که یک بار ما بلعیده شده بودیم ــ از دهان آمریکا بیرون کشید؛ لذا تمام تلاش آن‌ها این است که ما باز به آن دوران برگردیم.&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2026 20:20:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62666</link>
<guid>62666</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62666/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;وقایع تلخ دی ماه ۱۴۰۴ را باید همه جانبه و از منظرهای مختلفی مورد ارزیابی قرار داد. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این ماجرا، بعد امنیّتی آن است. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چند لایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینه‌ها و بسترهای اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند یک بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود درباره جمهوری اسلامی ایران را دنبال کنند و البته این بار هم مثل گذشته، دچار خطای محاسباتی شده و نشناختن مردم ایران به عنوان عاملی کلیدی، طرح آنان را ناتمام و ناکام کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار روز گذشته مردم آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد فتنه آمریکایی دی ماه ۱۴۰۴ و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه توسط اهل فکر و تحلیل فرمودند: «&lt;/span&gt;راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد. ... دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با این‌همه زحمت، با این‌همه خرج، با این‌همه پیش‌بینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّه‌ی مهمّی است، قضیّه‌ی‌ کوچکی نیست.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; برهمین اساس، برای &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;بررسی زمینه‌ها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه آمریکایی-صهیونی دی ماه ۱۴۰۴ و برنامه‌های احتمالی دشمن برای آینده&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;گفت‌وگو کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سردار! آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیّتی غافلگیر شد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;بروز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و شکست خفت‌بار رژیم‌صهیونیستی که متأثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر معظم انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملّی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانه‌ستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمن‌شکن نیروهای مسلح با تجاوز دشمن بود، برآوردها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویس‌های اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آن‌ها براساس خطای محاسباتی، فکر می‌کردند که با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابان‌ها آمده و نظام را سرنگون می‌کنند. حتی نخست‌وزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتاً از مردم ایران خواست که به خیابان‌ها بیایند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملّی تغییر داد. حتی برخی سرویس‌های امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آن‌ها به صراحت به ما می‌گفتند که «دشمن برنامه­‌های خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاش‌­های خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آَشوب داخلی و بی­‌ثباتی در ایران معطوف داشته است.»&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	رهبر انقلاب بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند: توجه به برنامه‌ها و اهداف دشمن به‌ویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی، تفکیک صف مردم و معترضین از آشوبگران و جدا کردن مطالبه مردم و بازاریان از آشوبگران، فراموش نکردن واقعیات مثبت جامعه مثل ۲۲دی. ایشان فرمودند دل من روشن است که بر همه اینها فائق می‌آییم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	برای عملیاتی‌سازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی نیاز داشت. تلاش‌های دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانه‌ها و فشار اقتصادی به کشور برای بهره‌گیری از زمینه‌های موجود در کشور، در همین راستا تحلیل می‌شود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکه‌سازی گسترده در شبکه‌های اجتماعی در دستور کار سرویس‌های اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاش‌ها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیب‌پذیر، آگاه‌سازی اقشار، اصناف و جمعیت‌های در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویس‌های بیگانه، بخشی از تلاش‌های صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاش‌های صورت گرفته توسط نهادهای امنیّتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگ‌تر و خشونت‌بارتر از وضعیت رخ داده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را می‌توان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمان‌بندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود ۳ ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه ۷ مرحله‌ای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیم‌گیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوء استفاده آشوبگران از صفوف معترضین، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیّتی، استفاده افراطی از روش‌های خشونت‌آمیز توسط آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیروهای حافظ امنیّت برای مدیریت پروژه کشته‌سازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار می‌شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بی‌ثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری، تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیّتی وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضدّ ایرانی در ادامه راهبرد مقاومت‌زدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیم‌صهیونیستی در منطقه تعریف می‌شود. به شکلی که آمریکایی‌ها معتقدند، متأثر از عملیات طوفان‌الاقصیٰ و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیم‌صهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاش‌ها باید معطوف به تضعیف همه جانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر آمریکایی‌ها می‌خواهند همه را قربانی منافع رژیم‌صهیونیستی کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متّحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانه‌های شکست آمریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دی ماه در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل می‌شود. دشمن می‌داند که اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفه‌های قدرت‌آفرین مقاومت و مخصوصاً جمهوری اسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متّحد راهبردی خود در منطقه باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از سوی دیگر، همان‌طوری که در پاسخ به سؤال قبل اشاره شد، این آشوب، مقدمه و پیش‌زمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیم‌سازی ملّت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار می‌رفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیّتی ناکام ماند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;برخی فتنه دی ماه ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی طراحی شده توسط دشمن پس از انقلاب می‌دانند. در سؤال اول به برنامه ۷ مرحله‌ای دشمن در خصوص براندازی نظام اسلامی اشاره کرده‌اید. در صورت امکان، جزئیات بیشتری از این ۷ گام را ارائه بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در این آشوب دشمن تلاش کرد با استفاده از زمینه‌های اقتصادی، شناختی، سیاسی، امنیّتی و خارجی موجود، تمامی تجارب اندوخته از فتنه‌های پیشین را برای اثربخشی سریع و گسترده به‌کار گیرد. به طور کلّی دشمن برای به نتیجه رساندن پروژه اصلی خود در این آشوب، &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۷ مرحله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; را طراحی و برنامه‌ریزی کرده بود:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱. بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; به عنوان سلاح نامرئی در تحت فشار قرار دادن نظام؛ برای همین در مقاطع مختلف و در موارد متعدد (پیش از این مقطع) تلاش کرده بود تا با شکل‌بخشی به اعتراضات و اعتصابات مصنوعی، چنین وضعیتی را ایجاد کند. در آشوب اخیر نیز با سوء استفاده از اعتراض اقتصادی برخی صنوف، مسیر مدنی و مسالمت‌آمیز اعتراضات صنفی را به سمت خشونت هرچه بیشتر هدایت کرد تا به اهدافش برسد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲. حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیّتی کشور&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که مسئولیت تأمین امنیّت عمومی جامعه را بر عهده دارند؛ همان‌طوری که در جنگ ۱۲ روزه نیز دشمن تلاش کرده بود با بمباران این مراکز نظیر قرارگاه ثارالله، یگان فاتب، سازمان بسیج و... به توان امنیّتی کشور آسیب بزند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۳. کشته‌سازی و بروز اقدامات خشن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; با هدف سوء‌استفاده از عواطف و احساسات داخلی و بهره‌برداری از فشار خارجی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۴. القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در مدیریت چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیّتی کشور با هدف تحریک گروهک‌های ضدّانقلاب برای امکان‌پذیری براندازی و ایجاد ناامیدی در آحاد ملّت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۵. عملیات سایبری و خرابکارانه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; علیه زیرساخت‌های خدماتی و متهم‌سازی نظام به ناکارآمدی با هدف ضربه زدن به زیست عادی جامعه و ایجاد نارضایتی در بین مردم که طبق معمول، حملات متعددی به توان زیرساختی کشور در حوزه‌های مالی، مخابراتی و ... صورت پذیرفت و با تلاش‌های صورت گرفته در مجموعه‌های فنّی کشور، ناکام ماند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۶. اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; با به میدان آوردن گروهک‌های تروریستی در عمق و جدار مرزی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۷. پشتیبانی خارجی و انجام عملیات ویژه و حمله نظامی توسط آمریکا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که بارها توسط مقامات رسمی این کشور اعلام و مقدمات میدانی آن فراهم شد.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	مردم همکاری گسترده‌ای در شناسایی و کشف برنامه‌ها و پیاده نظام دشمن داشتند. تا پایان دی ماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش دریافتی از مردم درباره موارد نقض امنیّت عمومی و مظنونین به برخی اقدامات خرابکارانه ثبت شد که در برخی موارد، منجر به تعقیب یا دستگیری شده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب به‌کار گرفته بود؛ تا حدّی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلمات‌های اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرح‌ریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاه‌های امنیّتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آن‌ها به سنگ خورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر بخواهیم این آشوب را از منظر کوتاهی زمان و گستردگی هزینه‌ها، اعم از انسانی و غیر آن، شبکه‌سازی، آموزش آنلاین و پشتیبانی اطلاعاتی و رسانه‌ای بررسی کنیم، شاید بتوانیم فرضیه مطرح شده را بپذیریم. همچنین استفاده حدأکثری دشمن از ابزار جنگ شناختی و فضای مجازی در اغفال برخی جوانان و اخلال شناختی در اذهان جامعه مبنی بر ناتوانی نظام در مدیریت امور، نقطه متمایز کننده این آشوب نسبت به موارد مشابه پیشین بود.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62672"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62672/C/14041128_0162672.jpg" style="width: 250px; height: 174px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد چیست و تفاوت‌ها و شباهت‌های ماجرای اخیر با کودتا چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیده‌ایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیس‌جمهور آمریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته که «هدف کلی این است که آمریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که به گذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱. تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضدّ جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران توسط آمریکا، ۲. کمک آمریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروه‌های مخالف، ۳. قراردادن قابلیت‌های ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفین توسط آمریکا، ۴. حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵. همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان می‌دهد که دشمن در این پروژه هم هزینه‌های مادّی زیادی از طریق رمز ارزها صرف کرد؛ هم تلاش‌های گسترده‌ای برای سازماندهی، شبکه‌سازی و هدایت نیروهای میدانی اعم از گروهک‌های تروریستی و سیاسی در بستر شبکه‌های اجتماعی و محکومین جرائم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بی‌مخ‌های سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشارها و تکانه‌های اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بررسی‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که دشمن مراحل زیر را برای به سرانجام رساندن چیزی شبیه کودتا در نظر گرفته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;همزمان با اعتراضات مردمی و در لحظه‌ای که اصناف و اقشار معترض در خیابان‌ها هستند، شبکه رزم خیابانی سازمان‌یافته، با حمایت و پشتیبانی سرویس‌های اطلاعاتی وارد صحنه می‌شوند تا با تحمیل آشوب خشن و گسترده، خارج شدن کنترل امنیّت از دست نظام را نشان دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;یک حمله نظامی غافلگیرانه با حمایت مستقیم آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;گروهک‌های تروریستی با هدف تجزیه‌طلبی، اقدامات ضدّامنیّتی در جدار مرزها را تشدید می‌کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;پس از آن، جریان اپوزیسیون در داخل و خارج، اعلام موجودیت می‌کردند تا شرایط را برای به رسمیت شناختن بین‌المللی آن‌ها فراهم کنند. عرصه شناختی هم این توهم را برای برخی گروه‌های مخالف خارج از کشور ایجاد کرده بود که گویا آن‌ها بدیل جمهوری اسلامی خواهند بود.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	حدأقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی به‌طور مستقیم در این آشوب نقش داشتند. در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی قابل توجه است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;در عین حال، این شبه کودتا به دلایل زیر، امکان بروز عملیاتی نیافت و شکست خورد:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;تعجیل دشمن در سوء استفاده از فرصت اصلاح ارز ترجیحی و لایحه بودجه به نحوی که برخی از شبکه‌ها و ظرفیت‌های دشمن، نتوانستند آمادگی عملیاتی پیدا کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; تنفر تاریخی ملّت ایران از چهره‌های اپوزیسیون مطرح شده و بی‌اعتمادی عمیق به مقامات آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و خشم از مواضع صریح مداخله‌گرانه با کلیدواژه‌هایی مثل «کمک در راه است».&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; اختلاف نظر درون گروهک‌های ضدّانقلاب سنتی در خصوص نحوه و زمان ورود به آشوب و عدم پذیرش محوریت سلطنت‌طلب‌ها.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;عدم بروز شکاف سیاسی در داخل به ویژه در دولت و مجلس و نیروهای سیاسی داخلی علیرغم مواضع برخی از سران فتنه و گروه‌های منفور سیاسی.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; فاصله‌گذاری نظام اسلامی میان معترضین و آشوبگران.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۶.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; برخورد قاطع و هوشمند دستگاه‌های امنیّتی و انتظامی با آشوبگران.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۷.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; ایستادگی جدّی دستگاه‌های نظامی و دیپلماتیک در مقابل زیاده خواهی‌ها و تهدیدات نظامی روزافزون آمریکایی‌ها.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;تحلیل شما از نقش سرویس‌های امنیّتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمان یافته با سرویس‌های خارجی شناسایی شده‌اند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در این آشوب، سرویس‌های اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکه‌سازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده این‌ها بود. همان‌طوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی به‌طور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق به‌کارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیون‌ها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این رابطه یکی از مقامات امنیّتی رژیم‌صهیونیستی، صراحتاً به بخش‌هایی از برنامه‌های عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و می‌گوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آن‌ها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا می‌خوابند. خانواده‌های آن‌ها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم. فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	فارغ از تغییر مدل شبکه‌سازی سرویس‌ها و عبور از روش‌های سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایه‌ای از امنیّت فیزیکی قرار می‌دهد، طبیعتاً منتسبان به سرویس‌ها با کسب آموزش‌های ویژه، کمتر به دام نیروهای امنیّتی دچار می‌شوند اما در عین حال، همان‌طوری که پیشتر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطین با سرویس‌های امنیّتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم: شناسایی، دستگیری یا به‌کارگیری حدود ۴۶ نفر از افراد وابسته به سرویس‌های جاسوسی دشمن، برخورد با شبکه برانداز مرتبط با خانواده‌های کشته‌شدگان اغتشاشات گذشته در ۹ استان،  کشف حجم قابل توجهی از تجهیزات فنّی و ارتباطی و سلاح‌های سرد و گرم که به زودی جزئیات آن به اطلاع مردم عزیزمان خواهد رسید، دستگیری تعدادی از آشوبگران که از طریق شبکه‌های مجازی، توسط سرویس‌های اطلاعاتی جذب و به کارگیری شده بودند و... .&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین روش‌های خشونت‌آمیز این گروه‌ها و روش‌های داعش وجود دارد؟ آیا گروه‌های داخلی از همان ساختارهای لجستیکی یا ایدئولوژیک داعش استفاده کرده‌اند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;آنچه در این ایام توسط آشوبگران تروریستی با هدایت سرویس‌های غربی به وقوع پیوست، بیانگر بازتولید گونه جدید از رفتارهای داعش‌گونه بود. آمریکایی‌ها به خیال موفقیت روش‌های خشونت‌بار و رعب‌آور در سوریه که تأثیر آن در ایجاد هراس و هرج و مرج و رفتن یک کشور تا لبه فروپاشی عیان شد، می‌خواستند مجدداً به این روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادی از شهدای مردمی و امنیّتی در این ایام، قربانی این خشونت تمام عیار شدند. از سویی دیگر مترصد بودند تا با ایجاد فضای خشن گسترده در کشور، این تلقی را ایجاد کنند که برقراری امنیّت، از کنترل خارج شده است. همچنین با توسعه نقاط درگیری و حمله به مقرهای نظامی و اماکن بی‌پناه مثل مساجد، حسینیه‌ها، حتی مراکز درمانی توان نیروهای انتظامی و امنیّتی را مشغول کرده تا شرایط برای ضربه ترکیبی خارجی فراهم شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این آشوب، سرویس‌های غربی مشابه بهره‌برداری داعش در شستشوی مغزی برخی جوانان و وادارسازی آنان به انجام اقدامات خشن حتی با استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان از جمله سوزاندن افراد، سر بریدن، مثله کردن و... وارد عمل شدند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62672"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62672/C/14041128_0262672.jpg" style="width: 250px; height: 174px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	نکته قابل توجه اینکه اگر در سوریه و عراق، داعش با تابلو دفاع از دین، مردم را می‌کشت، در آشوب اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما با داعشی نو مواجه بودیم که اتفاقاً مردم را به جرم دینداری سر می‌برید. حمله به حدود ۳۵۰ مسجد، ۲۰ حسینیه و مصلی، ۹۰ حوزه علمیه، ۶۰ دفتر امام جمعه و مراجع تقلید و... گوشه‌ای از رفتار ضدّدین آشوبگران به شمار می‌رود. در کنار این موارد، آتش زدن و تخریب مغازه‌ها، بانک‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، مراکز درمانی و... نشان می‌دهد که دشمن با به‌کارگیری آشوبگران نوداعشی، در پی تسویه حساب و انتقام از مردم عزیز ایران اسلامی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر می‌رسد کشته‌سازی یکی از اهداف اصلی ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهی نیز جان خود را از دست دادند. درباره چرایی و چگونگی اجرای این هدف توسط طراحان و عوامل میدانی توضیح بفرمایید. چه روش‌هایی برای افزایش تعداد کشته‌ها به‌کار گرفته شد و چه دستورات و برنامه‌ریزی‌های خاصی برای این کار وجود داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;موضوع کشته‌سازی در همه فتنه‌های پیشین هم مورد توجه دشمن بود، اما در این آشوب، دشمن حساب ویژه‌ای برای کشته‌سازی و کشته‌گیری باز کرده بود؛ تا حدّی که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ایران به شرط کشتار معترضین» توسط رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان نوعی «اسم رمز» اعلام شد. در این باره سر پل یکی از گروهک‌ها به یکی از عناصر میدانی خود دستور داده بود که هرچه بیشتر، نیروهای امنیّتی را تحریک به تیراندازی کنند تا تعداد کشته‌ها بیشتر شود و می‌گوید: «حتی اگر آن‌ها این کار را نکردند، خودت اطرافیانت را بکش.»&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که فتنه دی‌ماه چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲  یا در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیده‌ایم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	با نگاهی اجمالی می‌توان این‌گونه فهمید که آشوبگران، در پروژه کشته‌سازی به دنبال اهداف زیر بودند:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;جریحه‌دار کردن احساسات داخلی و خارجی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; ایجاد محرّکِ مشروع برای مداخله خارجی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ایجاد رعب و واگرایی در نیروهای طرفدار نظام اعم از مردم و نیروهای انتظامی و امنیّتی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;مقابل هم قرار دادن مردم و نظام&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بر اساس همین طراحی نیز، از همان ابتدا، موضوع به اصطلاح «کشتار مردم» به‌عنوان ترجیع‌بند سخنان مقامات رسمی و رسانه‌های منتسب به دشمن مطرح و پیگیری شد. در میدان هم «نیروهای آشوبگر ارزان قیمت، امّا خشن» با حمله به مقرهای انتظامی و نظامی و آگاهی از تبعات این تصمیم، برخی از معترضین را قربانی این دستور سرویسی کردند. شلیک نزدیک از پشت و با استفاده از صدا خفه‌کن، کشتار با سلاح‌های نامتعارف مانند سلاح شکاری و سلاح سرد از این نمونه است. حتی در موارد متعددی، این کشتار توسط خود آشوبگران با سنگ، قمه و حتی سلاح جنگی و بعضاً در مناطقی غیر از محل آشوب صورت گرفته است که علیرغم خویشتنداری نیروهای انتظامی و امنیّتی در استفاده از سلاح گرم (حتی به قیمت شهادت و زخمی شدن نیروها) و تیراندازی صرفاً با هدف حفاظت و صیانت از مقرهای نظامی و انتظامی، تعدادی از شهروندان عزیزمان، قربانی مطامع دشمن و پیاده نظامش در خیابان‌ها شدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تحلیل دقیق نهادهای مسئول از کمپین رسانه‌ای همراه این حوادث چیست؟ نقش شبکه‌های اجتماعی خاص، رسانه‌های فارسی زبان خارج نشین و خبرگزاری‌های بین‌المللی در تشدید یا جهت‌دهی به ناآرامی‌ها چگونه ارزیابی می‌شود؟ آیا شواهدی از عملیات روانی برنامه‌ریزی شده مانند تولید و پخش گسترده تصاویر جعلی، انتشار شایعات هماهنگ یا هجوم ربات‌های خبری در فضای مجازی شناسایی شده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;نگاهی به تاریخ جنگ‌ها در قرن‌های گذشته نشان می‌دهد که سیر تحول مدل مبارزه، تنوعی در روش و ابزار ایجاد کرده است. در سال‌های اخیر، در کنار جنگ‌های زمینی، دریایی، هوایی و فضایی و اطلاعاتی، مدل جدیدی از نبرد شکل یافته و رشد کرده که به مراتب، پیچیده و مؤثرتر و شاید کم هزینه‌تر باشد. جنگ شناختی که از آن با عنوان نبرد قلب‌ها و ذهن‌ها یاد می‌شود، شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی ما گذاشته که ایمان، امید، اعتماد، آگاهی و اراده را هدف گرفته است. نبردی که سلاح اصلی آن، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بوده و میدان آن هم، فراتر از جنگ‌های سنتی بلکه در تمامی اذهان احاد جامعه و حتی منازل افراد است.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	قرار بود همزمان با اعتراضات مردمی، شبکه رزم خیابانی سازمان‌یافته با حمایت سرویس‌های اطلاعاتی وارد صحنه ‌شوند. در ادامه یک حمله نظامی با حمایت آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال کند و گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب هم اقدامات ضدّامنیّتی را در جدار مرزی تشدید کنند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	اساساً هم در فتنه‌های گذشته کشورمان و هم در موارد مشابه در کشورهای خارجی، فضای مجازی و مشخصاً شبکه‌های اجتماعی یک رکن اساسی در ایجاد ناامنی شناختی و شکل‌بخشی و سازمان‌دهی شبکه رزم خیابانی بوده است. اما در آشوب‌های دی ماه، شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد در اختیار دشمن قرار گرفت. ابزاری که به دلیل ضعف در حکمرانی داده در درون کشور، به سلاحی علیه منافع ملّی کشورمان در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیّتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، «کمپین تردید» با هدف ۱. فریب محاسباتی افکار جهانی، ۲. دستکاری شناختی اذهان ایرانیان و ۳. فروپاشی ادراکی حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. در آشوب اخیر نیز همان‌طوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات اشاره شد، «دستکاری الگوریتم شبکه‌های اجتماعی و تأمین محتوای شبکه‌های ماهواره‌ای برای تحریک به اقدام خشونت‌بار، مکان‌مند کردن فراخوان‌ها، آموزش‌ و ترویج انجام اقدامات هرج‌ومرج‌طلبانه» در دستور کار بازوهای رسانه‌ای آشوب قرار گرفت. گروه‌های تروریستی هم با استفاده از فضای فراهم شبکه‌های اجتماعی در کشور، آموزش به نیروها و پیاده نظام خود را در دستور کار خود قرار دادند. حتی شرکت متا نیز در غیر فعال کردن نمایش فهرست دنبال‌کنندگان و دنبال‌شوندگان در اینستاگرام برای حساب‌های ایرانی، در پی مصونیت بخشی به شبکه داخلی آشوب و به‌کارگیری گسترده از ربات‌ها در پلتفرم‌های ایکس، اینستاگرام و تلگرام برای گسترش پیام‌ها و تصاویر آشوب بود که اخیراً نیز یکی از روزنامه‌های فرانسوی به این مهم اعتراف کرد: استفاده از «محرک سازمان دهنده گسترده». به شکلی که به عنوان مثال، با اعلام اسم رمز و فراخوان ۱۸ دی ماه، به یک باره تعداد کاربران فعال در پلتفرم ایکس، ۱۰ برابر و تعداد محتوای منتشر شده در آن، به تعداد ۹۲ هزار توئیت افزایش یافت. همین نسبت‌ها را می‌توان در سایر پلتفرم‌های خارجی به خوبی مشاهده کرد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;از آن‌جایی که امنیّت و اقتدار ایران مردم پایه است، به نظر شما مردم در مواجهه و مقابله با این قضیه چه نقشی داشتند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;مردم همیشه نقش بی‌بدیل در همکاری با نهادهای امنیّتی و اطلاعاتی داشته‌اند. اساساً ویژگی اصلی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، از همان ابتدا همین مردمی بودن آن بوده است. بلافاصله با شفاف شدن ماهیت این آشوب آمریکایی-صهیونیستی، حضور میدانی و شجاعانه مردم در خیابان‌ها و مساجد، سبب مرزبندی آگاهانه با آشوبگران شد که اوج این حضور، در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;راهپیمایی‌های ضدّتروریستی ۲۲ دی&lt;/a&gt;، تبلور پیدا کرد. علاوه بر این، در آشوب اخیر نیز (همانند جنگ ۱۲ روزه)، مردم با اعتماد به فرزندان خود در سازمان اطلاعات سپاه، همکاری گسترده‌ای در شناسایی و کشف برنامه‌ها و پیاده نظام دشمن داشتند. تماس شبانه‌روزی مردم با سامانه ۱۱۴ سازمان اطلاعات سپاه و گزارش‌های مردمی در خصوص فعالیت‌های مخرّب آشوبگران در شهرهای مختلف، نقش مهمی در اقدامات ضدّآشوب دشمن داشته است. تا پایان دی ماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش دریافتی از مردم درباره موارد نقض امنیّت عمومی و مظنونین به برخی اقدامات خرابکارانه در سامانه ۱۱۴ اطلاعات بسیج، ثبت شده که در برخی موارد، منجر به تعقیب یا دستگیری شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب، حمله به اماکن نظامی و انتطامی و تخریب رینگ امنیّتی کشور، کشته‌سازی و اقدامات خشن، القای ناکارآمدی نظام، عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساخت‌ها، اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی و به میدان آوردن گروهک‌های تروریستی در عمق و جدار مرزی و حمله نظامی خارجی توسط آمریکا طرح هفت مرحله‌ای دشمن در فتنه اخیر بود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; پیش‌بینی شما از حرکت بعدی دشمن چیست؟ آیا اینان همین خط را ادامه می‌دهند یا به دنبال شرارت‌های جدید خواهند رفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;بررسی اطلاعاتی ما نشان می‌دهد که گروهک‌های ضدّانقلاب از سویی دچار سرخوردگی از حمایت آمریکا شده‌اند و از سوی دیگر، تردید جدّی نسبت به توان لیدرها در به سرانجام رساندن عملیات‌های میدانی دارند. اشراف موجود بر عناصر گروهکی ثابت کرده که دشمن به خوبی می‌داند که گروهک‌های تروریستی در درون جامعه ایرانی، از سرمایه اجتماعی خاصی برخوردار نبوده و حتی در میدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند. به یاد می‌آورم که در یکی از جلسات داخلی سرویس جاسوسی دشمن با سران آشوب، در دوره جنگ ۱۲ روزه، وقتی گروهک با انتقاد جدّی در خصوص بی‌عملی میدانی مواجه می‌شود، اعتراف می‌کند که «می‌خواستیم اما نتوانستیم». این ناتوانی در به میدان آوردن مردم، به دلایل متعدد در آشوب اخیر، امکان بازسازی نیافت. برای همین تلاش کرد از مسیر دستکاری شناختی، دنیای موازی با وضعیت حقیقی کشور در شبکه‌های اجتماعی ساخته و با میدان‌داری اراذل و اوباش، از میان جوانان و نوجوانان یارگیری کند که اگر سوء استفاده از زمینه‌های اقتصادی نبود، هرگز امکان به میدان کشیدن مردم را نداشتند. چه اینکه پش از این، فراخوان‌های متعدد این گروهک‌ها با نه بزرگ ملّت مواجه شده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62672"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62672/C/14041128_0362672.jpg" style="width: 250px; height: 174px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	در عین حال می‌دانیم که دشمن از برنامه‌ریزی برای ایجاد بی‌ثباتی در داخل ایران ناامید نشده و می‌کوشد تا با عملیات روانی گسترده، ضمن ایجاد تزلزل شناختی، در صف مستحکم ملّت ایران رخنه کرده و از زمینه‌های موجود در وضعیت داخلی کشور، سوء استفاده کند. برای این منظور، حتی از انجام عملیات‌های پیچیده در لایه زیرساخت‌های ارتباطی کشور نظیر ایجاد اخلال در تلفن‌های همراه مسئولین و مردم، هک زیرساخت نهادهای خدماتی نظیر صداوسیما و ارسال تصاویر بر روی گیرنده‌های تلویزیونی از طریق هواپیما، صدا و تصویر سازی جعلی با استفاده از هوش مصنوعی، ارسال تصویر و... در غالب پروژه «سورپرایز جنگ» هم ابایی ندارد. همچنین کماکان بر استفاده از پیاده نظام خود برای ایجاد ناامنی در کشور، ضربه به توان آفندی و پدافندی و البته حمله مراکز مقابله کننده با آشوبگران (سپاه، واجا و فراجا) تأکید ویژه دارند تا بتوانند برنامه‌های هفت گانه‌ای که قبلاً به آن اشاره شده بود را بهتر پیاده کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین رابطه و با هدف پیشگیری از برنامه‌های دشمن، موارد زیر در دستور کار سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفته است:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; پیگیری و اهتمام برای کمک به تکمیل پروژه شبکه ملّی اطلاعات با هدف مصونیت‌سازی در برابر نقشه دشمن&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۲.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; رهگیری و نفوذ در زیرساخت‌های ارتباطی آشوبگران داخلی با سرشبکه‌های خارجی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; اشراف عملیاتی بر روی عناصر کلیدی شبکه تروریست دشمن در جدار مرزی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; به‌کارگیری عوامل فریب خورده در آشوب‌های اخیر درون شبکه‌های دشمن&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;دستکاری شناختی در لایه طراحان و مجریان عملیات ترکیبی دشمن توسط عوامل نفوذی&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۶.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;تداوم شناسایی و برخورد قاطع با شبکه تأمین نیروی خیابانی با همکاری مردم و اقشار مختلف&lt;br /&gt;
	طبیعتاً با توجه به اشراف موجود بر راهبرد و برنامه‌های میدانی دشمن برای بر هم زدن امنیّت عمومی مردم، سناریوهای متعدد شناسایی و برای مواجهه با آن‌ها برنامه‌ریزی شده است. اما نکته مهم این است که بدانیم شرارت‌های دشمن هم از حیث مبنایی و هم از حیث روشی هنوز به پایان نرسیده و تلاش می‌کند با استفاده از زمینه‌ها و کمبودهای اقتصادی، اجتماعی و شناختی جامعه، شرایط را برای تضعیف کشور و به تسلیم کشاندن ملّت ایران فراهم نماید.&lt;br /&gt;
	 &lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	از همان توقف جنگ، تلاش‌ها برای پیشگیری و مدیریت آشوب احتمالی آغاز شد. دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیب‌پذیر،  آگاه‌سازی جمعیت‌های در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح و شناسایی ۴۶ نفر از عوامل سرویس‌های بیگانه بخشی از تلاش‌های سپاه پاسداران بود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	اما ضعف اطلاعاتی دشمن از شناخت برنامه‌های متنوع و گسترده جمهوری اسلامی در به چالش کشیدن مؤلفه‌های قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، موضوعی است که باید به آن اشاره شود. «جنگ منطقه‌ای» که رهبر معظم انقلاب به ان اشاره داشتند در کنار توانمندی‌های نرم، نیمه سخت و سخت جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای کشور، موضوعی است که دشمن را به خود مشغول کرده است. آن‌ها کاملاً می‌دانند که جمهوری اسلامی تهدیدات موجودیتی را از طریق ضربه به اهداف موجودیتی پاسخ می‌دهد. همین موضوع، آن‌ها را در پیگیری برخی سناریوهای خطر آفرین، محتاط کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;احتمالاً شما در هفته‌های اخیر دیدارهایی با رهبر انقلاب داشته‌اید و رهنمودهایی دریافت کرده‌اید. در صورت امکان، درباره این بایدها و نبایدها مقداری توضیح دهید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم و گزارشی از جنگ ۱۲ روزه و آخرین وضعیت دشمن و طرح‌ریزی برای آینده ارائه کردم. همچنین عرض کردم که دشمن در جنگ ۱۲ روزه تصور می‌کرد که با اقدام نظامی و زدن فرماندهان زمینه فرپاشی درونی و آشوب ضدّانقلاب را فراهم خواهد کرد که با تدابیر حضرتعالی در انتصاب سریع فرماندهان، ضربه قاطع رزمندگان، هوشیاری مردم و انسجام ملّی شکل گرفته و اجرای سریع رزمایش امیرالمؤمنین۲ توسط جامعه اطلاعاتی، تیر آن‌ها به سنگ خورد و اعلام شکست کردند. اما بعد از جنگ به این نتیجه رسیده‌اند که باید اول در کشور بحران و شورش به‌پا کنند و سپس از توان نظامی بهره بگیرند. برای همین دشمن درصدد است با استفاده از چالش‌های اقتصادی در کشور و دستاویز قرار دادن اسنپ بک، آرامش جامعه را به هم زده و آشوب به‌پا کند. مهمترین ابزار آن‌ها نیز فضای مجازی و ضعف حکمرانی ما در این فضاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضرت آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند. در جلسات قبل نیز فرموده بودند که دو نوع نفوذ داریم یکی نفوذ فردی که فرد می‌داند عامل دشمن است و آگاهانه خیانت می‌کند، اما نوع دوم نفوذ جریانی است که افراد بدون اینکه متوجه باشند که برای دشمن کار می‌کنند افکار، اهداف و برنامه‌های دشمن را دنبال می‌کنند و از این جهت فضای مجازی نقش به سزایی دارد که باید حکمرانی صحیح بر آن اعمال شود.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	شکست در جنگ ۱۲ روزه نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ به ایجاد آشوب تغییر داد. برخی سرویس‌های امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. شبکه‌سازی گسترده در دستور کار سرویس‌های اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان ضربه بزرگ فراهم شود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۱.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; به اطلاعات، برنامه‌ها و اهداف دشمن به ویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی توجه کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;باید تلاش کنید صف مردم و معترضین را از آشوبگران تفکیک نمائید، جوانان و افراد ناآگاه را توجیه و با آشوبگر برخورد قاطع صورت گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۳. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;مشکلات مردم یک واقعیت است که باید مد نظر داشته باشید، مطالبه به حق مردم و بازاریان را از آشوبگران جدا کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۴.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; [در رابطه با جامعه و مردم] واقعیت مثبت جامعه را فراموش نکنید. ما ثروتی داریم که کسی ندارد و آن مردم است. در کجای دنیا سراغ دارید که با یک اشاره چنین جمعیتی (مثل ۲۲ دی ماه) بیاید؟&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; حکمرانی صحیح اینترنت فراموش نشود.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۶.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; آمریکا و دشمنی او نیز تمام نمی‌شود تا اینکه مأیوس گردد. اما دل من روشن است که بر همه اینها فائق می‌آییم، من دلم روشن است اینها کاری از دستشان بر نمی‌آید.&lt;/div&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="http://farsi.khamenei.ir/video-rss?id=62682" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Feb 2026 17:43:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>دوازدهم بهمن و کار بزرگ امام؛ تبیین ماهیت فتنه اخیر و ماجرای دشمنی آمریکا با ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62574</link>
<guid>62574</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62574/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;رهبر معظّم انقلاب، &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530"&gt;دوازدهم بهمن و به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی&lt;/a&gt;، با مردم دیدار داشتند و مطالب مهمی را با آنان در میان گذاشتند. ۱۲ بهمن و اهمیت این روز و کار بزرگ امام، تبیین فتنه صهیونی-آمریکایی و برشمردن برخی خصوصیات آن و چرایی تقابل آمریکا با ایران در ۴۷ سال گذشته، محورهایی بودند که رهبر انقلاب آنها را مورد بررسی قرار دادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;قسمت جدید &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;رادیو نگار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;با حضور&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آقای احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;محورهای اصلی بیانات رهبر انقلاب در این دیدار&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مورد بررسی قرار داده&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; است. در ادامه متن کامل این قسمت از رادیو نگار در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62532/14041112_48412_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62574"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به‌عنوان سؤال اول می‌خواستم یک چارچوب کلی و منسجم از محورهای اصلی بیانات امروز آقا به ما ارائه بدهید&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. سلام عرض می‌کنم خدمت جنابعالی و عزیزانی که این برنامه را می‌شنوند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; دیدار امروز به مناسبت آغاز جشن‌های دهه‌ی فجر و چهل‌وهشتمین سالگرد این ایام برگزار شده بود و بیانات رهبر معظّم انقلاب سه فراز مهم داشت. فراز اول به مناسبت سالگرد انقلاب و دوازدهم بهمن بود؛ فراز دوم تحلیلی جدید از فتنه‌ی هجده و نوزده دی؛ و فراز سوم نیز درباره‌ی آمریکا و تحولاتی که در این روزها با آن مواجه هستیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در بخش اول که مربوط به سالگرد انقلاب بود، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تبیینی ارائه کردند از اینکه انقلاب با رهبری امام چگونه پیروز شد و ارکان نظامی که امام پس از اسقاط نظام شاهنشاهی تأسیس کردند چه بود. ایشان سه رکن برای نظامی که امام بنیان گذاشتند برشمردند: نخست، رکن مردمی آن در مقابل رکن استبدادی رژیم پهلوی. ایشان توضیح دادند که در رژیم پهلوی همه‌ی امور به دربار ختم می‌شد و نظامی مستبد حاکم بود. رکن دوم، رکن دینی انقلاب و جمهوری اسلامی بود که در مقابل رویکرد ضدّدینی رژیم پهلوی بود و ایشان بر آن تأکید کردند؛ رکن سوم نیز استقلال و قطع دست استکبار و آمریکا از کشور بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در خصوص این سه مورد، همان‌گونه که در سخنان ایشان هم مطرح شد، اگر به خاطرات رجال دوره‌ی پهلوی مراجعه کنیم، برای هر یک نمونه‌های متعددی در گفته‌های خود آنان وجود دارد. برای مثال، در خصوص موضوع نخست که عملاً دربار و شخص شاه همه‌کاره‌ی مملکت بودند، این مسئله در خاطرات آنان بسیار آمده است. مجموعه‌ای مانند «تاریخ شفاهی هاروارد» خاطرات کارگزاران آن دوره را گردآوری کرده است. اگر به خاطرات کارگزاران نهادی آن دوره، به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی مراجعه کنیم، تقریباً در روایت همه‌ی آنان یک گزاره‌ی مشترک دیده می‌شود: اینکه ما گویی صرفاً سر کار بودیم؛ برنامه‌ریزی می‌کردیم، می‌بردیم و می‌آوردیم، اما در نهایت تصمیم، تصمیمی بود که در دربار گرفته می‌شد و عملاً با یک رژیم تک‌نفره مواجه بودیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام، همان‌طور که آقا امروز اشاره کردند، بلافاصله پس از اسقاط نظام شاهنشاهی، پایه‌ریزی نظامی را آغاز کردند که مبنایش انتخابات بود. از همان ابتدای انقلاب، در دوازدهم فروردین، شکل حکومت به رأی گذاشته می‌شود و پس از آن مجلس خبرگان قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری شکل می‌گیرد. در همان اوایل انقلاب، گروه‌ها و افرادی بودند که می‌گفتند انقلاب شد و مردم باید به خانه‌هایشان بازگردند و اکنون ما باید کشور را اداره کنیم؛ یعنی نگاهی که بر اساس آن، تکنوکرات‌ها آمده‌اند و مردم مربوط به دوره‌ی انقلاب و نهضت بوده‌اند، اما در دوره‌ی اداره‌ی کشور این کارگزاران و تکنوکرات‌های تربیت‌شده در بروکراسی باید امور را در دست بگیرند. امام این دیدگاه را نپذیرفتند و تا پایان دوران رهبری خودشان و پس از آن در دوره‌ی رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز مردم محور بوده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر سخنرانی رهبر انقلاب را با دقت بررسی کنیم، هم در فراز مربوط به دوازدهم بهمن، هم در فراز مربوط به فتنه و هم در فراز پایانی درباره‌ی آمریکا، یک نخ مشترک دیده می‌شود: در هر سه فراز، ایشان تأکید می‌کنند که این مردم هستند که کار را پیش می‌برند؛ مردم بودند که در این فتنه‌ی اخیر کار را تمام کردند و مردم هستند که در برابر زورگویی آمریکا ایستاده‌اند و اگر حادثه‌ای هم رخ دهد، باز هم مردم در صحنه خواهند بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این فراز اول درباره‌ی سالگرد انقلاب بود. همان‌طور که عرض کردم، اشاره‌ی ایشان به خاطرات رجال پهلوی به نظر من خود می‌تواند فصل مهمی برای بحث باشد؛ اینکه از دل خاطرات خود آنان این موارد استخراج شود. برای نمونه، در بخشی که ایشان به ضددینی بودن رژیم پهلوی اشاره می‌کنند، به یاد دارم که خود رهبر انقلاب زمانی فرمودند به خاطرات کسانی مراجعه کنید که در دوره‌ی پهلوی در حلقه‌های دوم و سوم قدرت بودند و قرار بود در سال‌های آینده نخست‌وزیر یا وزیر شوند و ببینید در چه حجمی از فساد غوطه‌ور بوده‌اند. برای مثال، خاطرات فریدون هویدا را اگر ملاحظه کنید که در آن زمان سفیر ایران در لندن بوده، در اواخر رژیم پهلوی هم از مواردی که درباره‌ی خود و هم از مواردی که درباره‌ی دربار، خانواده‌ی پهلوی، خواهر و برادر شاه و اطرافیان شاه نقل می‌کند، مجموعه‌ای از فساد به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بخش دوم سخنان ایشان نیز، همان‌طور که عرض کردم، درباره‌ی فتنه بود. ایشان بار دیگر بر ماهیت آمریکایی و صهیونیستی این ماجرا تأکید کردند؛ همان‌گونه که در دیدار مبعث نیز مفصل درباره‌ی این موضوع سخن گفته بودند. همچنین درباره‌ی عوامل اجرایی فتنه، با همان دسته‌بندی پیشین، از سردسته‌ها، آموزش‌دیده‌ها و افرادی که به‌صورت هیجانی وارد ماجرا شدند و اقدامات اغتشاشی و تخریبی انجام دادند، دوباره صورت‌بندی‌ای ارائه کردند و پنج ویژگی برای فتنه برشمردند که اگر در ادامه‌ی بحث صلاح بدانید، می‌توانیم به آن بپردازیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی پایانی سخنان ایشان نیز درباره‌ی آمریکا و تهدیدهایی بود که این روزها مطرح می‌کنند و اینکه موضع ما در قبال این تهدیدها چیست. این موضوع هم برای مردم ما مهم است، هم برای افکار عمومی جهان و هم برای طرف مقابل که به‌دنبال برنامه‌ها و اقدامات خود است و طبعاً این مواضع در محاسبات او اثر خواهد گذاشت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بسیار خوب، اگر موافق باشید از بخش پایانی سخنان آقا شروع کنیم؛ درواقع از آن جمله‌ی پایانی که جمله‌ای قابل توجه بود و بازتاب گسترده‌ای هم در فضای مجازی داشت. اینکه ایشان در پایان فرمودند آمریکایی‌ها بدانند اگر این‌بار جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگی منطقه‌ای خواهد بود. لطفاً کمی در این‌باره برای ما توضیح می‌دهید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ببینید، طرح بحث ایشان درباره‌ی موضوع آمریکا -که این جمله‌ی مورد اشاره‌ی شما درواقع جمله‌ی پایانی آن بود- یک طرح بحث کوتاه، اما به‌نظر من جامع بود. مسئله‌ای که ایشان مطرح کردند، از اینجا آغاز شد که مسئله‌ی ما و آمریکا چیست؛ مسئله‌ی ایران و آمریکا در این چهل‌وچند سال چه بوده و مبنای این دشمنی چه است. ایشان پیش‌تر نیز به این موضوع اشاره کرده بودند و امروز هم دوباره آن را طرح کردند. واقعاً اصل مشکل این است که آمریکا در داخل ایران یک «دستِ باز» داشت؛ موضوعی که به همان فراز نخست سخنان ایشان درباره‌ی رژیم پهلوی نیز مرتبط می‌شود. رژیم پهلوی رژیمی فاسد، وابسته و مستبد با این ویژگی‌ها بود. در دوره‌ی پهلوی، در چند مقطع -که بارزترین آن پس از کودتاست- شاه را دوباره به کشور بازمی‌گردانند؛ یعنی شاه از کشور خارج می‌شود، کودتا رخ می‌دهد و دوباره او را بازمی‌گردانند. آن کودتا در سال ۱۳۳۲ اتفاق می‌افتد و حدود بیست‌وپنج سال پس از آن، محمدرضا پهلوی در ایران بر سر کار است و در این ۲۵ سال خود را کاملاً وامدار آمریکا می‌داند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این «دستِ باز» که آمریکا در منطقه‌ی ما داشت، در منابع مختلف هم به آن اشاره شده است. برای مثال، سیاست «دو ستونی» نیکسون در منطقه‌ی ما موضوعی مشهور است و درباره‌اش گفت‌وگوهای مفصلی وجود دارد. آمریکا در منطقه‌ی ما دو ستون برای خود قائل بود: یکی عربستان و دیگری ایران. عربستان را بیشتر با نگاه به منابعش، به‌عنوان رکن منطقه‌ای خود می‌دید؛ اما ایران را به‌عنوان ستون سیاسی، امنیتی و تا حدی نظامی و مالی خود در منطقه تلقی می‌کرد؛ یعنی تقریباً همان نقشی که امروز برای برخی کشورهای منطقه و از همه مهم‌تر برای رژیم صهیونیستی در نظر گرفته می‌شود، در آن زمان به ایران واگذار شده بود. آمریکا چنین ظرفیتی را در این منطقه از دست داد؛ کشوری با این عظمت و با این مختصات، با ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی و مدنی فراوان -که امروز هم در فرمایشات رهبر انقلاب به آن اشاره شد- از دست رفت. علت اصلی دشمنی همین است. ایشان در سخنان خود از اینجا شروع کردند که علّت دشمنی آنان چیست، دنبال چه هستند و تا زمانی که به این هدف دست نیابند، از این طمع‌ورزی صرف‌نظر نخواهند کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سپس به تحولات اخیر و تهدیدهایی که این روزها مطرح می‌شود پرداختند. برای مثال، به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کردند که گفته بود ناوهایی را در منطقه مستقر کرده‌اند. به‌نظر من در این بخش از سخنانشان، رهبر معظّم انقلاب دو کار مهم انجام دادند. نخست اینکه هراس‌افکنی نکردند. تأکید ایشان این بود که این حرف‌ها را قبلاً هم زده‌اند و پیش‌تر نیز می‌گفتند «گزینه‌ی جنگ روی میز است». این نشان می‌دهد زاویه‌ی ورود ایشان به موضوع، ایجاد هراس در جامعه نیست. این نکته مهمی است؛ زیرا در این روزها گاهی در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور ما دیده می‌شود که برخی، دانسته یا نادانسته، در حال پیش‌برد عملیات ادراکی دشمن در داخل کشور هستند. آمریکا در همه‌ی حوزه‌ها، ازجمله قدرت نظامی، بیش از آنچه واقعاً دارد یا به‌کار می‌گیرد، تصویری از خود می‌سازد و در بسیاری موارد همین تصویر است که کار می‌کند. این مسئله در حوزه‌های مختلف دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای نمونه، در نظام مالی آمریکا که متکی به دلار است -ارزی که در جهان رایج است و بسیاری از مبادلات جهانی با آن انجام می‌شود- گاهی گفته می‌شود بدهی ملّی آمریکا به ده‌ها تریلیون دلار رسیده است. این پرسش مطرح می‌شود که چگونه چنین نظامی همچنان پابرجاست و کشورهایی همچنان اوراق قرضه‌ی آن را می‌خرند و در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. علّت این است که آمریکا تصویری از خود ساخته که بر اساس آن، با وجود این بدهی عظیم، نظامی است که در نهایت توان بازپرداخت این بدهی‌ها را دارد. این همان خلق اعتبار است. در سایر حوزه‌ها نیز چنین است؛ آمریکا بیش از آنچه واقعاً هست، با فروش تصویر خود در جهان کار می‌کند. اگر این مسئله را متوجه نباشیم -که متأسفانه برخی در داخل متوجه نیستند و شاید هم برخی دانسته چنین می‌کنند، هرچند ان‌شاءالله نادانسته است- عملاً به تقویت همین تصویر و عملیات تولید ترس در جامعه کمک می‌کنیم؛ عملیاتی که خود محرک گام‌های بعدی دشمن است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در بیانات رهبر انقلاب، ایشان در عین اینکه در جامعه ترس ایجاد نمی‌کنند، بلکه اقتدار می‌آفرینند، واقع‌بینی را هم کنار نمی‌گذارند. با کمال واقع‌بینی سناریو را تشریح می‌کنند: نخست، اینکه این تهدیدها مسبوق به سابقه است؛ پیش‌تر نیز چنین تهدیدهایی وجود داشته است. دوم، اینکه این موارد از جنس تهدیدهایی نیست که ملّت ایران را بترساند یا بتوان با ساختن تصویری از خود، چیزی را از طریق ترس به ایران تحمیل کرد. و سوم، همان جمله‌ی نهایی که شما اشاره کردید: اینکه بدانند اگر این‌بار جنگی راه بیندازند، این جنگ دیگر محدود نخواهد بود و جنگی منطقه‌ای خواهد شد. بنابراین، نکته‌ی اول این است که ایشان در عین واقع‌گرایی و واقع‌بینی، ترس ایجاد نمی‌کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضور دیروز ایشان در مرقد امام، تصویر نماز خواندنشان بر سر مزار امام و قرائت فاتحه هم به نوعی می‌تواند در راستای همین زاویه‌ی ورود به بحث تلقی شود؛ اینکه وضعیت کشور، نه لزوماً کاملاً عادی، اما باثبات و با امنیت است و ترسی وجود ندارد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	حتماً همین‌طور است. از ۱۳ دی تا امروز که ۱۲ بهمن است، در این یک ماه اخیر رهبر معظّم انقلاب چهار سخنرانی عمومی داشته‌اند: &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246"&gt;۱۳ دی&lt;/a&gt;، &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62291"&gt;۱۹ دی&lt;/a&gt;، &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370"&gt;۲۷ دی&lt;/a&gt; و امروز که &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530"&gt;۱۲ بهمن&lt;/a&gt; بود. همچنین حضوری در مرقد مطهر امام داشتند که طبق روال هر سال انجام شد و حتی روز حضورشان را هم تغییر ندادند. اگر به سال‌های قبل مراجعه کنید، معمولاً حضور ایشان دهم یا یازدهم بهمن است؛ اغلب یازدهم بهمن. یعنی حتی روز حضور هم تغییر نکرده است. بله، دقیقاً همین نکته‌ای که فرمودید درست است. ایشان در عین اینکه واقع‌بینی را در جامعه حاکم می‌کنند، اجازه نمی‌دهند ترس بر جامعه مسلط شود. با صلابت و اقتدار بحث خود را مطرح می‌کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به‌نظر من نکته‌ی بسیار مهم در جمله‌ی پایانی سخنان ایشان این است که خط قرمز جمهوری اسلامی امروز از حسینیه‌ی امام خمینی به‌صورت صریح اعلام شد: خط قرمز، جنگ است؛ اگر جنگی آغاز شود، جنگی منطقه‌ای خواهد بود. یعنی اگر آتش روشن شود، منطقه به کوره‌ی آتش تبدیل خواهد شد. این جمله بسیار مهم است. احتمالاً در دو یا سه هفته‌ی اخیر، این پیام از طریق مسئولان کشور ما در گفت‌وگوهای تلفنی، تماس‌ها و دیدارها به مقامات منطقه‌ای منتقل شده است. چنان‌که در رسانه‌های غربی هم می‌بینید که مثلاً مقاماتی از کشورهای عربی به آمریکا رفته یا از آمریکا دیدار کرده‌اند. پیام‌هایی منتقل شده و مضمون آن این بوده که ممکن است از نگاه آنان ایران اقدامی انجام دهد. این پیام‌ها احتمالاً در این مدت منتقل شده بود. اما اتفاقی که رخ داد و علنی شدن این پیام در سخنرانی عمومی، به این معناست که جمهوری اسلامی خط قرمز خود را شفاف مطرح می‌کند و بر آن ایستاده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی این پیام‌ها به‌صورت غیرعلنی مطرح می‌شود، ممکن است طرف مقابل آن را صرفاً یک تهدید یا عملیات روانی تلقی کند؛ امری که در روابط بین کشورها متداول است و به‌عنوان نوعی بازدارندگی در دیپلماسی شناخته می‌شود. اما وقتی خط قرمز به‌صورت رسمی و علنی اعلام می‌شود، جنبه‌ی حیثیتی پیدا می‌کند و احتمال عمل به آن در محاسبات طرف مقابل جدی‌تر می‌شود. یعنی در محاسبات طرف مقابل این‌گونه تلقی می‌شود که شما گفته‌اید و بر آن ایستاده‌اید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به‌نظر من محاسبات طرف مقابل با سخنرانی رهبر معظّم انقلاب به‌طور قابل توجهی تغییر خواهد کرد. تصریح ایشان در سخنرانی علنی مبنی بر اینکه این جنگ، جنگی منطقه‌ای خواهد بود، محاسبات آنان را دگرگون می‌کند. در رسانه‌های غربی هم در این دو، سه هفته‌ی اخیر احتمالاً دیده‌اید که دغدغه‌ای جدی در دولت آمریکا و شخص ترامپ -بنابر روایت این رسانه‌ها- مطرح بوده است. گفته می‌شود ترامپ به پایگاه رأی خود وعده داده که کشور را وارد جنگ‌های دامنه‌دار، پرهزینه و فرسایشی نکند؛ اشتباهی که به‌گفته‌ی او رؤسای جمهور پیشین مرتکب می‌شدند. مثال‌هایی هم که از اقدامات اخیر خود می‌آورد، عملیات‌های به‌اصطلاح نقطه‌ای، ورود سریع و خروج سریع است؛ یعنی به تعبیر خودشان، وارد «باتلاق» نمی‌شوند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فرمایشات امروز رهبر انقلاب می‌تواند این معادلات را تغییر دهد و صحنه را برای آنان روشن‌تر کند و این فرضیه را تقویت کند که این تصور که ایران شبیه ونزوئلا، عراق یا لیبی است، توهمی بیش نیست. ایران هیچ‌یک از این‌ها نیست. اگر بخواهند وارد فضای درگیری و تخاصم به این شکل شوند، ایران این وضعیت را به‌عنوان یک وضعیت موجودیتی خواهد دید. این پیام‌ها در یک ماه یا یک ماه‌ونیم اخیر به اشکال مختلف از سوی مقامات کشور، حتی در عرصه‌ی عمومی نیز مطرح شده است. برای نمونه، در ۱۹ دی که ترامپ توییتی منتشر کرد و گفت آماده‌ی کمک به معترضان است و اگر کشته شوند وارد عمل می‌شویم، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ توییتی منتشر کرد و در جمله‌ی پایانی آن نوشت: این کار را دولت ترامپ آغاز کرد؛ مراقب جان سربازان آمریکایی باشید. این جمله برای جامعه‌ی آمریکا معنادار است. جامعه‌ی آمریکا با دیدن تابوت سربازان آمریکایی خاطرات عراق، افغانستان و حتی ویتنام برایش زنده می‌شود و بدنه‌ی رأی -به‌ویژه حامیان ترامپ- چنین وضعیتی را نمی‌پذیرد و می‌گوید ما برای این مسائل به تو رأی نداده‌ایم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، این پیام‌ها در این مدت به اشکال مختلف، چه در عرصه‌ی عمومی و چه از طریق دیگر مسئولان در تماس‌ها، منتقل شده است. اما آنچه امروز رخ داد و تصریحی که رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی منطقه‌ای شدن جنگ بیان کردند، احتمالاً در محاسبات طرف مقابل تأثیر اساسی خواهد گذاشت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آقا در بخش دوم بیاناتشان در واقع تبیینی از فتنه‌ی صهیونیستی-آمریکایی ارائه کردند و برخی از ویژگی‌های این فتنه را برشمردند. در این مورد برای ما توضیح دهید&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	آغاز سخنان ایشان در این بخش، به‌نوعی تفصیل مطالبی بود که در &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370"&gt;دیدار ۲۷ دی و در روز مبعث&lt;/a&gt; فرموده بودند. در آن دیدار توضیح دادند که ماهیت این فتنه چیست؛ ماهیتی آمریکایی و صهیونیستی دارد. همچنین عوامل فتنه را هم تشریح کردند: یک دسته گروه‌ها و افرادی بودند که برای انجام این کار آموزش دیده بودند و دسته‌ای دیگر پیاده‌نظام این ماجرا بودند که یا بر اثر هیجانات و یا تحت تأثیر تبلیغات وارد شدند و این تخریب‌ها، اقدامات و جنایت‌ها را انجام دادند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در فرمایشات امروز، پنج ویژگی برای فتنه برشمردند که به‌نظر من نکات مهمی است. اگر اجازه بدهید، درباره‌ی هرکدام به‌صورت کوتاه توضیح بدهم&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ویژگی اول این بود که اغتشاشگران و فتنه‌گران پشت اعتراض‌ها و بازاری‌ها پنهان شدند؛ یعنی شما یک معترض داشتید و آنان پشت معترض مخفی شدند. عرض کردم در این ایام، پیش از سخنرانی امروز -که چهارمین سخنرانی ایشان بود- سه سخنرانی دیگر از رهبر انقلاب داشتیم. نخستین&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246"&gt; سخنرانی در ۱۳ دی، مصادف با ۱۳ رجب و به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، برگزار شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شش روز از تحولات گذشته بود؛ تحولاتی که از ۷ دی با اعتراض‌ها آغاز شده بود، اما در شب‌های قبل از آن در برخی شهرها به سمت اغتشاش رفته بود. در آن فرمایش نخست در ۱۳ دی، ایشان مشخصاً اعتراض را از اغتشاش تفکیک کردند. فرمودند با معترض باید گفت‌وگو کرد و اغتشاشگر را باید سر جای خود نشاند. این تفکیک همان‌جا انجام شد. امروز نیز دوباره به‌نوعی این تفکیک را تکرار کردند و همدلی با اعتراض را مطرح کردند؛ همان تعبیری که آن روز درباره‌ی اعتراض بازار به کار بردند و گفتند اعتراض منطقی و به‌جایی بود، امروز هم دوباره استفاده شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ای که اشاره کردند این بود که فتنه‌گر پشت معترضان مخفی شد و این مخفی شدن نکته‌ی مهمی است. ببینید، در اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی یا شب‌های قبل از آن، ممکن است برخی بپرسند که اگر اعتراض بود چرا با آن برخورد شد یا چه باید می‌شد تا صحنه به آن شکل درنیاید. اما در ۱۸ و ۱۹ دی، فراخوان‌هایی که داده شد، با هدف آشوب و تخریب بود. در هیچ جای دنیا فراخوان شبانه برای اعتراض معنا ندارد. حتی در کشورهایی که به برگزاری آسان اعتراض‌ها معروفند، معترضان در چارچوب مشخصی در خیابان حضور پیدا می‌کنند و شما به هیچ‌وجه شاهد تخریب نیستید. اگر کوچک‌ترین حرکتی به سمت تخریب یا تعرض به پلیس صورت گیرد، برخورد شدید می‌شود و اصلاً تحمل نمی‌شود. با این حال، حتی در همان کشورها هم اعتراض شبانه دیده نمی‌شود؛ فراخوان شبانه‌ای وجود ندارد. این نشان می‌دهد هدف دیگری دنبال می‌شود. این همان «پنهان شدن» است که رهبر انقلاب هم امروز به آن اشاره کردند؛ گاهی پشت اعتراض پنهان می‌شود و گاهی در دل شب و در پوشش‌های مختلف، پروژه‌ای را دنبال می‌کند. بنابراین، نخستین نکته‌ای که ایشان به آن اشاره کردند، همین پنهان شدن فتنه‌گر پشت معترض بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دوم این بود که این فتنه از نظر ماهیت و هدف، شباهتی به کودتا داشت. در سخنان ایشان هم اشاره شد که خارجی‌ها نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد مقصود ایشان برخی تعبیرهایی است که در رسانه‌های خارجی به‌کار رفت؛ برخی از این رسانه‌ها از این تعبیر استفاده کردند که اتفاقات آن دو روز در ایران شبیه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. کودتای ۲۸ مرداد نیز عملیاتی مشترک -به تعبیر خودشان عملیات آژاکس- میان دولت انگلیس و دولت آمریکا بود. دولت آمریکا از دوره‌ای که آیزنهاور رئیس‌جمهور شد، حدود شش یا هفت ماه پیش از کودتا، هماهنگی جدی با انگلیس پیدا کرد. انگلیس از قبل در صحنه حضور داشت و می‌خواست دولت ملی مصدق را که منافع نفتی آنان را محدود کرده بود ساقط کند. مراحل مختلفی برای تحقق این هدف طی شد که شرح آن مفصل است. اما در نهایت کودتای ۲۸ مرداد نیز با طراحی خارجی و به‌کارگیری شبکه‌ای از عوامل داخلی -عمدتاً اراذل و اوباش- برای تصرف مراکز کلیدی و به ثمر رساندن کودتا و ساقط کردن دولت ملّی انجام شد. بنابراین، ویژگی دوم که ایشان برشمردند، ماهیت کودتایی این فتنه بود. نشانه‌هایی که اشاره کردند نیز در همین راستا بود؛ از جمله تلاش برای تصرف مراکز حیاتی، راهبردی و نظامی و نیز در جنبه‌ی معنوی، هتک حرمت به مساجد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سوزاندن قرآن و&lt;span dir="LTR"&gt;…&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بله، تخریب و تحریق مساجد و قرآن. نکته‌ی سوم که اشاره کردند، بحث طراحی و هدایت خارجی بود که به‌نوعی با همان موضوع کودتایی بودن همپوشانی دارد و در همین چارچوب قابل فهم است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی چهارم، «کشته‌سازی» و مأموریتی بود که برای کشته‌سازی دنبال می‌شد. رهبر انقلاب در بخشی که درباره‌ی ماهیت فتنه سخن می‌گفتند، اشاره کردند که ماهیت این فتنه آمریکایی بود و برای فهم آن نیازی نیست حتماً به منابع اطلاعاتی پنهان مراجعه کنیم؛ منابع آشکار نیز این موضوع را نشان می‌دهد. ایشان به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کردند. نخستین مقطعی که رئیس‌جمهور آمریکا درباره‌ی این حوادث سخن گفت، ۸ دی بود؛ یعنی حدود یک روز و نیم پس از آغاز حوادث. حوادث ظهر ۷ دی شروع شد و شامگاه ۸ دی به وقت ما، زمانی که نتانیاهو به دیدار ترامپ در اقامتگاهش رفته بود، از ترامپ درباره‌ی اعتراضات ایران سؤال شد. ترامپ گفت بله، اعتراضات در ایران شروع شده و هرگاه چنین اعتراض‌هایی شکل می‌گیرد، به معترضان تیراندازی می‌شود و مردم کشته می‌شوند. نخستین‌بار کلیدواژه‌ی «کشته» همان‌جا مطرح شد، در حالی که هنوز هیچ خبری از کشته وجود نداشت؛ اعتراض‌ها تازه آغاز شده بود، در بازار شروع شده بود و هنوز به شهرهای دیگر نرسیده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبر انقلاب در صحبت‌هایشان به این ویژگی «کشته‌سازی» و مأموریتی که سردسته‌ها برای کشته‌سازی داشتند، اشاره کردند. اگر زمان حوادث را از ۷ دی تا ۱۸ و ۱۹ دی و سپس تا ۲۲ دی و بعد تا ۲۵ یا ۲۶ دی کنار هم بچینیم، می‌بینیم که در این مدت، ترامپ بارها درباره‌ی این حوادث سخن گفته است؛ برخی به صورت مصاحبه یا پاسخ به خبرنگارها و برخی نیز در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اولین صحبت او همان مقطع بود که کلیدواژه‌ی «کشته» مطرح شد. دومین صحبتش مربوط به ۸ دی، دوشنبه، بود و بعد از آن در جمعه‌ی ۱۹ دی، دوباره در شبکه‌ی اجتماعی خود مطلبی منتشر کرد و گفت اگر به معترضان شلیک شود و کشته شوند، دولت آمریکا وارد عمل خواهد شد و ارتش آمریکا آماده کمک است. بنابراین، او روی «کشته‌سازی» و کشته‌ی طرف مقابل حساب کرده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اتفاقی که در صحنه رخ داد، یعنی خشونت همزمان در تعداد زیادی از شهرها، و حرکت به سمت مراکز مهم، از جمله مراکز نظامی و انتظامی، طبیعی است که وقتی شما به چنین مراکزی نزدیک می‌شوید، درگیری ایجاد می‌شود. این رفتار طبیعی نیست؛ در کشور ما، همان‌طور که رهبر انقلاب امروز اشاره کردند، سابقه‌ی این حوادث را داریم؛ از دهه‌ی شصت تا سال‌های اخیر نیز چنین رخدادهایی داشته‌ایم. خشونت‌ها گاهی اتفاق افتاده، مانند سال ۱۴۰۱ که شاهد شهادت علی‌وردی و شهید عجمیان بودیم. ولی هیچ‌وقت به‌صورت همزمان و در ساعت مشخص در تعداد زیادی از شهرها، با این مدل هماهنگ و مشابه حمله به مراکز نظامی، مراکز راهبردی و دولتی رخ نداده بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کشورهای غربی، اگر کسی به سمت پلیس برود و قصد آسیب‌رساندن داشته باشد، پلیس از هر ابزاری استفاده می‌کند. بنابراین، این رفتار نشان می‌دهد طراحان فتنه برای کشته‌سازی برنامه‌ریزی کرده بودند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;یعنی قصد داشتند این مراکز نظامی را تصرف کنند و در صورت ناکامی، به‌طور طبیعی با نزدیک شدن به این مراکز، درگیری شکل می‌گرفت و روند کشته‌سازی رقم می‌خورد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	دقیقاً. و بخشی از این‌ها در همین درگیری‌ها رخ داد. بخش دیگر هم که رهبر انقلاب امروز اشاره کردند، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد از داخل جمعیت و از پشت به افراد شلیک شده است. این تشنگی برای خون و ولع کشته‌سازی کاملاً مشهود بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعد از ۱۸ و ۱۹ دی، از سه‌شنبه ۲۳ دی تا ۲۲ دی، طراحان فتنه همچنان امیدوار بودند شعله‌ی اغتشاش دوباره شعله‌ور شود. یعنی ۱۸ و ۱۹ دی اتفاق افتاد، ۲۰ دی شدت آن کمتر شد، ۲۱ دی تقریباً خاموش شد و &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی&lt;/a&gt; که اتفاق عظیم در کشور رخ داد، آتش خاموش شد. اما از ۲۳ دی دوباره اعداد غیرواقعی تعداد کشته‌ها مطرح شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سؤال بعدی هم همین بود؛ هدف از این اعداد که پلکانی بالا برده می‌شدند و در بیانات هم به آن اشاره شد برای چه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بخشی از هدف ادامه‌ی سناریوی کشته‌سازی بود. هدف اول، مشروعیت‌سازی برای حمله‌ی نظامی بود؛ همان چیزی که وزیر امور خارجه در نشست با سفرا اشاره کردند. تایم‌لاینی که از صحبت‌های خود ترامپ داریم، نشان می‌دهد این مسئله طراحی شده بود تا تصویر خشنی از جمهوری اسلامی ساخته شود؛ تصویری که گویا مردم خودشان را می‌کشند و نیاز به حمایت دولت خارجی دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هدف دوم، مشوش کردن تصویر جمهوری اسلامی و سفیدشویی رژیم صهیونیستی بود. اعداد بزرگ و غیرمنطقی که تولید شد، یکی از اهدافش این بود که جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، از جمله نسل‌کشی و آسیب‌های شدید به مردم، در پس‌زمینه‌ی جهانی سفیدنمایی شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین سناریوی طرف مقابل شامل کشته‌سازی، ایجاد بستر برای دخالت و حمله‌ی نظامی، و سفیدشویی رژیم صهیونیستی بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ویژگی پنجم که آقا اشاره کردند، خشونت «داعش‌وار» بود؛ یعنی اقداماتی بی‌سابقه در اعتراض‌ها رخ داد که نشان می‌دهد پشت آن سازماندهی، آموزش و هماهنگی وجود داشته است و این بدون چنین برنامه‌ای امکان‌پذیر نبود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;این حجم از خشونت در تاریخ بعد از انقلاب بی‌سابقه بود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ببینید، این حجم از خشونت همزمان و در یک گستره‌ی وسیع، طبیعی نیست و کاملاً هدایت‌شده و برنامه‌ریزی‌شده بوده است. اگر به رفتار و راهبرد داعش نگاه کنید، می‌بینید که راهبرد آن‌ها، هم در حوزه‌ی تبلیغاتی و هم میدانی، «النصر بالرعب» است؛ یعنی ایجاد رعب و وحشت از طریق خشونت. همان کاری که در این حوادث هم دیده شد. اقدامات خشن از جمله سر بریدن، زنده سوزاندن، خفه کردن افراد در آب و موارد مشابه، با هدف رعب‌آفرینی انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کنار آن، تبلیغات گسترده‌ای هم روی این صحنه‌ها انجام می‌شد. به‌گونه‌ای که گویی یک تیم هالیوودی کنار داعش ایستاده و در حال تصویرسازی از این وقایع است تا ترس را در ذهن مردم و مدافعان هر شهر ایجاد کند. هدف اصلی این خشونت‌ها، از بین بردن انگیزه‌ی نیروهای حافظ امنیت و مردمی برای حضور در صحنه بود. اگر صحنه خالی شود و مراکز حساس بدون دفاع بماند، هدف کودتایی و طراحی‌شده‌ی این فتنه می‌توانست تحقق پیدا کند. به نظرم این طراحی دقیقاً برای تحقق همان هدف بوده است&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62652" style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2026 19:22:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>فاز دوم جنگ؛ جایی که روایت‌ها شلیک می‌شوند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62512</link>
<guid>62512</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62512/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;«ملّت ایران آمریکا را شکست داد. آمریکایی‌ها با مقدّمات فراوان این فتنه را راه انداخته بودند برای مقاصد بزرگ‌تری که قبلاً اشاره کردم؛ این فتنه مقدّمه‌ی کارهای بزرگ‌تری بود.» آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370"&gt;دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم&lt;span style="font-size:9px;"&gt; صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;بود. ایشان فعالیت‌های تروریستی دی ماه را مقدمه کارهای بزرگتری دانستند که دشمنان برای ایران تدارک دیده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;رادیو نگار &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;در شصت‌و‌ نهمین قسمت خود، در گفت‌وگو با&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آقای شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صداوسیما&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، به&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#0000ff;"&gt;تبیین ابعاد مختلف نقشه‌های احتمالی دشمنان ایران بعد از فتنه دی ماه&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;در حوزه‌های مختلف می‌پردازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62513/14041111_48400_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62513"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;پس از توقف اقدامات خشونت‌آمیز و عملیات گسترده تروریستی که طی روزهای گذشته و در پی مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، امنیتی و اجتماعی شکل گرفت، اکنون به نظر می‌رسد توجه به تحولات احتمالی آینده اهمیت بیشتری پیدا کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; در همین چارچوب، می‌خواهم به عنوان سؤال نخست از شما بپرسم: اگر آنچه تاکنون شاهد آن بودیم را صرفاً فاز اول یک عملیات تروریستی بدانیم، در فاز دوم این جنگ ممکن است با چه رخدادهایی مواجه شویم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگان محترم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تحلیل هر رخدادی مستلزم توصیف دقیق و درک صحیح از ابعاد، ماهیت و واقعیت آن رخداد است. به نظر من، برای آنکه بتوانیم درباره آینده صحبت کنیم، ابتدا باید روشن کنیم آنچه به‌ویژه در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه رخ داد، دقیقاً چه بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نگرانی من این است که نه فقط عموم مردم، بلکه بخشی از نخبگان فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی نیز هنوز تصویر روشنی از این حادثه ندارند. وقتی از «نخبه» سخن می‌گویم، منظورم معنای رایج آن نیست، بلکه مقصود همان مفهوم «الیت» است؛ یعنی اقشاری که به واسطه دسترسی به انواع قدرت اقتصادی، فرهنگی یا سیاسی، در جامعه نفوذ دارند و می‌توانند در داخل یا خارج از ساختار حکومت اثرگذار باشند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به نظر من، این گروه‌ها باید ابعاد این رخداد را به‌درستی بشناسند و متوجه باشند که چه اتفاقی افتاده است. زیرا اگر این حادثه به‌صورت تقلیل‌گرایانه صرفاً در حد یک اغتشاش یا ناآرامی مشابه موارد گذشته دیده شود، در تحلیل آینده و نوع کنشگری لازم، خطاهای جدی رخ خواهد داد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بر اساس فهم محدود خود و مطالعاتی که در زمینه جامعه ایران و تحولات تاریخ معاصر داشته‌ام، معتقدم آنچه در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه رخ داد، از جهات مختلف، بزرگ‌ترین عملیات تروریستی در تاریخ ایران بود؛ چه از نظر مقیاس، چه از نظر گستره جغرافیایی، و چه از نظر میزان خشونت و جان‌هایی که از دست رفت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کنار این عملیات، ما شاهد نوعی تحرک بی‌سابقه فاشیستی نیز بودیم؛ تحرکی که در تاریخ ایران سابقه ندارد و می‌توان آن را بزرگ‌ترین خیزش فاشیستی در تاریخ معاصر کشور دانست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چرا این مسئله مهم است؟ زیرا فاشیسم ایدئولوژی‌ای است که دسترسی به قدرت از طریق خشونت را مجاز می‌داند. استفاده از خشونت برای دستیابی به قدرت، یکی از ویژگی‌های اصلی این جریان‌هاست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر به تاریخ اروپا نگاه کنیم، می‌بینیم گروه‌هایی که در مقاطع خاص شکل گرفتند، خشونت را در اشکال مختلف به کار گرفتند؛ از خشونت کلامی گرفته تا خشونت فیزیکی&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما سال‌ها نمونه‌هایی از این خشونت کلامی را در شبکه‌های اجتماعی مشاهده می‌کردیم؛ جایی که هر سخن متفاوت، با رکیک‌ترین توهین‌ها و نهایت بی‌رحمی مورد حمله قرار می‌گرفت. امروز همان خشونت کلامی سرریز شده و به خشونت فیزیکی در خیابان‌ها تبدیل شده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینکه فردی از خارج فراخوان داده یا پشت آن چه دولت‌ها و سرویس‌هایی بوده‌اند، همه به جای خود؛ مسئله اصلی این است که گروهی برای تحقق یک هدف سیاسی، حاضر شده‌اند انسان‌ها را بکشند، بسوزانند و حتی به جنازه‌ها نیز رحم نکنند. این رخداد بسیار هولناک و نگران‌کننده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تعجب من از این است که برخی از اهل فکر، فرهنگ و تحلیل سیاسی، واکنش متناسبی نسبت به این خشونت بی‌سابقه نشان ندادند؛ گویی این هم صرفاً یکی از اتفاقات معمول بوده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البته جامعه‌شناسان زمینه‌های پیدایش چنین جنبش‌هایی را بررسی کرده‌اند: حس ناکامی، رؤیافروشی درباره گذشته‌، مشکلات اقتصادی و بحران‌های اجتماعی. اما پرسش اصلی این است که چگونه انسانی به مرحله‌ای می‌رسد که چنین خشونتی را مجاز بداند؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر این جریان قرار است به قدرت برسد، ترسناک‌ترین سؤال این است که کسانی که برای رسیدن به قدرت چنین خشونت‌هایی را روا می‌دانند، پس از دستیابی به قدرت چگونه با مخالفان رفتار خواهند کرد؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آیا از چنین مسیری می‌توان به جامعه‌ای مردم‌سالار، روادار و آزاد رسید؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در انقلاب اسلامی، حتی در مراحل پایانی پیروزی، امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;هرگز اجازه ندادند مبارزه مسلحانه، تخریب اموال عمومی یا آتش‌زدن ساختمان‌ها به عنوان ابزار مبارزه مشروع شناخته شود. نتیجه نیز نظامی بود که با همه نقدها و کاستی‌ها، بر پایه انتخابات و گردش قدرت شکل گرفت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حتی در غرب نیز جمهوریت یک‌شبه به همه حقوق شهروندی منجر نشد. در فرانسه، پس از سقوط سلطنت و تشکیل جمهوری با شعار آزادی و برابری، بیش از ۱۵۰ سال طول کشید تا زنان حق رأی پیدا کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱۵۰ سال؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، حدود ۱۵۰ سال طول کشید تا زنان در فرانسه حق رأی پیدا کنند. درباره سیاه‌پوستان و دیگر گروه‌های اجتماعی نیز همین‌گونه بود. می‌خواهم بگویم حتی در یک جامعه مدرن و سکولار اروپایی، تحقق حقوق «دیگری‌ها» فرآیندی بسیار طولانی داشته است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ایران نیز اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، در فاصله ۴۰ تا ۴۵ سال گذشته، با وجود جنگ، تحریم و فشارهای متعدد، روند تحولات اجتماعی و فرهنگی ما در بسیاری از حوزه‌ها سریع‌تر از بسیاری از انقلاب‌های تاریخی بوده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این مسئله در شاخص‌های بین‌المللی مانند شاخص توسعه انسانی&lt;span dir="LTR"&gt; (HDI) &lt;/span&gt;کاملاً قابل مشاهده است. طبق گزارش‌های برنامه توسعه سازمان ملل&lt;span dir="LTR"&gt;(UNDP)&lt;/span&gt;، ایران در همین چهار دهه یکی از بالاترین نرخ‌های رشد توسعه انسانی را تجربه کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این شاخص شامل مؤلفه‌هایی مانند آموزش، بهداشت، عدالت اجتماعی، امید به زندگی و میانگین سال‌های تحصیل است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به عنوان نمونه، در ابتدای انقلاب اسلامی، میانگین عمر زنان ایرانی حدود ۵۰ سال بود. در حالی که حدود چهار دهه بعد، این رقم به حدود ۷۵ سال رسیده است؛ یعنی افزایشی نزدیک به ۲۵ سال. این رشد نتیجه توسعه زیرساخت‌های بهداشتی، سرمایه‌گذاری گسترده در مناطق محروم و ایجاد امکانات درمانی در روستاهای دورافتاده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حوزه‌های فرهنگی نیز همین روند قابل مشاهده است. در ابتدای انقلاب، بسیاری تصور می‌کردند با استقرار نظام دینی، هنر و سینما نابود خواهد شد. اما سینمای ایران پس از انقلاب توانست در چارچوب همین قوانین، بزرگ‌ترین جوایز جهانی را کسب کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با این حال، امروز تصویری در ذهن جوانان ساخته شده که گویی در این کشور هیچ امکان پیشرفت، هیچ روزنه امید و هیچ دستاوردی وجود ندارد. از سوی دیگر، گذشته‌ای موهوم و پرزرق‌وبرق ترسیم می‌شود؛ انگار همه چیز در دوره پیشین «گل و بلبل» بوده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حالی که اگر آن دوران واقعاً چنین بود، چگونه بسیاری از بزرگ‌ترین نویسندگان، روشنفکران و هنرمندان آن زمان با انقلاب همراه شدند؟ بزرگ‌ترین هنرمندان آن دوره چرا از انقلاب حمایت کردند؟ این حمایت بی‌دلیل نبود، بلکه ناشی از واقعیت‌هایی بود که در جامعه وجود داشت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما امروز شاهد نوعی تخریب سازمان‌یافته چهره‌های فکری و فرهنگی هستیم؛ از جلال آل‌احمد و دکتر شریعتی گرفته تا حتی شاعرانی مانند شاملو و اخوان. این هتاکی‌ها نشان‌دهنده یک رویکرد فاشیستی جدید است که هر صدای متفاوتی را حذف می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین چارچوب، رسانه‌هایی مانند شبکه «من و تو» و پروژه‌های بلندمدت روایت‌سازی تلاش کردند عناصر بدنام رژیم گذشته را تطهیر کنند. برای مثال، از یک مقام ارشد ساواک مانند پرویز ثابتی تصویری ساخته می‌شود که گویی شخصیتی خیرخواه بوده است. این نوع سفیدشویی تاریخی بخشی از همان پروژه تحریف واقعیت است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شناخت دقیق اتفاقات هجدهم و نوزدهم دی‌ماه اهمیت زیادی دارد و طبیعتاً باید ریشه‌های آن نیز با دقت بررسی شود. سؤال بعدی من از شما این است: آیا این جنگ فازهای بعدی هم دارد؟ اگر جنگ دوازده‌روزه را فاز اول و وقایع هجدهم و نوزدهم دی‌ماه را فاز دوم بدانیم، آیا باید منتظر فاز سوم نیز باشیم؟ به‌ویژه در حوزه رسانه و فشار بر افکار عمومی&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، واقعیت این است که نه در جنگ دوازده‌روزه و نه در فتنه دو روزه هجدهم و نوزدهم، قرار نبود پروژه براندازی به مرحله نهایی برسد. این‌ها بیشتر مقدمات و تمهیداتی برای رسیدن به نتیجه مطلوب آنان بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از همین رو، روایت‌سازی درباره مرحله اول و مرحله دوم، اهمیت بسیار زیادی در تحقق مرحله سوم دارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر آنان بتوانند روایت خودشان را از جنگ دوازده‌روزه تثبیت کنند و چنین القا کنند که هدفشان صرفاً توقف فعالیت هسته‌ای ایران بوده و قصدی برای براندازی نداشته‌اند، این روایت می‌تواند مقدمه مرحله بعدی باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مخاطب اصلی این روایت مردم داخل ایران هستند یا افکار عمومی جهان؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;به نظر من، مخاطب اصلی مردم داخل ایران هستند. آنان می‌خواهند جامعه ایرانی بپذیرد که در مرحله اول فقط موضوع هسته‌ای مطرح بوده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حالی که مواضع آقای ترامپ در همان روزها نشان می‌دهد روایت‌ها چگونه تغییر می‌کند: از «این جنگ به من ربطی ندارد» تا تهدید مستقیم و سپس نمایش خود در قامت برقرارکننده صلح و آتش‌بس. این رفتارها نشان‌دهنده یک پروژه رسانه‌ای و نمایشی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;یعنی شما معتقدید اکنون قرار است یک روایت تثبیت‌شده، شبیه همان اتفاقی که درباره چهره‌هایی مثل ثابتی رخ داد و گذشته‌اش تطهیر شد، ساخته شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله. به نظر من، یکی از اهداف اصلی آنان سفیدشویی جنایتی است که رخ داده؛ عملیاتی که از نظر وسعت و خشونت در تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; هدف این است که آن رخداد را صرفاً به یک «اعتراض خیابانی» تقلیل دهند؛ این‌گونه روایت کنند که عده‌ای آمده‌اند شعار داده‌اند و تمام خشونت‌های رخ‌داده صرفاً از سوی حکومت بوده است؛ گویی هیچ‌کس مرتکب خشونت نشده و هیچ جنایتی اتفاق نیفتاده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این روایت‌سازی یک هدف اصلی دارد: &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; یعنی بگویند حجم تلفات و کشته‌ها نشان می‌دهد حکومت مشروعیت ندارد، چون شهروندان خود را کشته است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حالی که در همان زمان، شما در آمریکا شاهد رخدادهایی مانند ماجرای مینیاپولیس هستید؛ جایی که پلیس در روز روشن به یک زن ۳۷ ساله، مادر سه فرزند، شلیک می‌کند و رئیس‌جمهور آمریکا بدون هیچ ملاحظه‌ای از این اقدام حمایت می‌کند و آن را «حق دفاع پلیس» می‌نامد. آنجا حتی وقتی تهدیدی وجود ندارد، قتل توجیه می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما در اینجا اگر تروریست‌ها در خیابان انسان‌ها را زنده بسوزانند یا مأموران پلیس را با قمه و چاقو سلاخی کنند، حکومت حق هیچ دفاعی ندارد. این همان روایتی است که می‌خواهند بسازند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مرحله بعد، ممکن است دیگر حرکت‌ها به خشونت مرحله قبل نباشد. شاید کسانی بیایند و بگویند «راهپیمایی سکوت» یا «اعتراض آرام» برگزار کنیم و سپس شهید و جلاد را در کنار هم قرار دهند؛ قربانی و مجرم را هم‌سطح جلوه دهند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من در برخی بیانیه‌ها واقعاً حیرت کردم؛ گویی هیچ تفاوتی میان کسی که پلیس را سلاخی کرده و کسی که برای دفاع از مردم آمده وجود ندارد. عباراتی مانند «ما داغدار همه هستیم» در چنین شرایطی نوعی سفیدشویی جنایت است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من تجربه‌ای شخصی دارم. زمانی که دانشجو بودم در انگلستان، حادثه بمب‌گذاری ۷ ژوئیه در متروی لندن رخ داد. ابعاد آن هرگز قابل مقایسه با وقایع هجدهم و نوزدهم دی نبود، اما هفته‌ها تیتر اصلی روزنامه‌ها، تصاویر قربانیان و مطالبه‌گری برای مجازات تروریست‌ها بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حتی فضای امنیتی به حدی شدید شد که یک دانشجوی دکتری که رساله‌اش درباره جنبش‌های تروریستی بود، صرفاً به خاطر چاپ بخشی از پژوهش خود، باعث ورود پلیس به دانشگاه شد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	می‌خواهم بگویم آنجا حساسیت نسبت به تروریسم بسیار بالاست. اما اینجا با چنین جنایت‌هایی در مقیاس گسترده، برخی حتی در واژه‌هایشان پرهیز می‌کنند و ماجرا را تقلیل می‌دهند. این خطرناک است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شما در فضای مجازی فعال هستید و یادداشت‌های متعددی منتشر کرده‌اید. اخیراً نیز در یادداشتی اشاره کردید که برخی رسانه‌های داخلی بسیار عادی از کنار این رخداد بزرگ گذشتند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; اگر فرض کنیم فاز بعدی جنگ در بستر رسانه شکل بگیرد و رسانه‌های داخلی یکی از بازیگران اصلی این میدان باشند، در حالی که هنوز واقعیت به‌درستی کشف و تبیین نشده، چه انتظاری باید از رسانه در آینده داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;به نظر من نگرانی اصلی باید از جانب اهل فکر، فرهنگ، هنر و رسانه ابراز شود. زیرا این حرکت فاشیستی عمیقاً ضدفرهنگی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; فاشیسم اساساً تحمل هیچ «دیگری» را ندارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بر جهل بنا می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دقیقاً بر جهل بنا می‌شود. حتی اگر فردی نه مسلمان باشد، نه اعتقادی به جمهوری اسلامی داشته باشد و صرفاً به آزادی، مردم‌سالاری و حقوق بشر باور داشته باشد، باز هم باید نسبت به ظهور نشانه‌های یک حرکت فاشیستی حساس باشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چون این جریان اگر به قدرت برسد، به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند. مسئله فقط حذف مذهبی‌ها یا حامیان حکومت نیست؛ هر صدای متفاوتی را سرکوب خواهد کرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نمونه‌اش را در همین فضای مجازی می‌بینیم. حتی افرادی که هیچ نسبتی با جمهوری اسلامی ندارند، اگر از فراخوان‌های خشونت‌آمیز سلطنت‌طلبان انتقاد کنند، فوراً مورد حمله و تخریب قرار می‌گیرند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این فضای ترور روانی و سازمان‌یافته باعث شده بسیاری از چهره‌های مشهور یا سکوت کنند یا ناخواسته در همان مسیر قرار گیرند. حجم پیام‌ها، فشارها و حملات هماهنگ، بخشی از جنگ روانی فاشیستی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در جمع‌بندی بحث، اگر ممکن است در چند دقیقه به نقش شبکه‌های اجتماعی هم بپردازیم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;به نظرم بسیاری از مخاطبان سریال پرمخاطب اخیر، «نوجوانی» یا «بلوغ» را دیده‌اند؛ داستان نوجوانی در انگلستان که متهم به قتل می‌شود، در حالی که هیچ‌کس باور نمی‌کند چنین فردی بتواند مرتکب خشونت شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما هرچه داستان جلو می‌رود، مخاطب با واقعیت‌های هولناکی مواجه می‌شود و درمی‌یابد چگونه نوجوانی ظاهراً معمولی، به هیولایی خشونت‌طلب تبدیل می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از محورهای اصلی سریال، نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری این خشونت است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در آغاز ظهور اینترنت، تصور خوش‌بینانه‌ای وجود داشت که فضای مجازی بستری برای گفت‌وگوی عقلانی و تبادل آزاد اندیشه‌ها خواهد بود. اما مطالعات سال‌های اخیر هشدار می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی، به دلیل الگوریتم‌های اقتصادی خود، افراد را درون «اتاق‌های پژواک» قرار می‌دهند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یعنی شما مدام همان محتوایی را می‌بینید که دوست دارید. دیدگاه‌های مخالف کمتر به شما نشان داده می‌شود. هر کلیک و هر لایک تحلیل می‌شود و محتوا به سمت رادیکال‌تر شدن پیش می‌رود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نتیجه این فرآیند می‌تواند تولید انسان‌هایی تنگ‌نظرتر، افراطی‌تر و نهایتاً خشونت‌طلب‌تر باشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;و در نهایت بی‌سوادتر و گرفتار جهل بیشتر&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، دقیقاً. به نظرم هشدار بزرگ و جدی آن سریال نیز همین بود: اینکه شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات نوجوان با گروه‌هایی از دوستان و همسالانش، به‌تدریج او را وارد فضایی می‌کند که الگوهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و حتی جنسیتی‌اش در مسیری شکل می‌گیرد که دیگر پدر، مادر و حتی معلم نیز قادر به تشخیص و فهم آن نیستند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در چنین شرایطی، تأکید بر ضرورت گفت‌وگو بسیار مهم است. والدین باید زمان بیشتری برای ارتباط با فرزندان خود بگذارند و نظام آموزشی نیز باید نقش فعال‌تری در این زمینه ایفا کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البته ما نیز در این حوزه با نقص‌ها و مشکلات جدی مواجه هستیم. به گمان من، پس از این وقایع، اقشار مؤثر جامعه باید یک بازنگری اساسی انجام دهند: اینکه چگونه می‌توان این سد و دیواری را که میان نسل‌ها ایجاد شده، شکست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز فاصله‌ای شکل گرفته که در برخی موارد امکان ارتباط و گفت‌وگو با بخشی از نسل جدید سلب شده است؛ چرا که برخی افراد به‌نوعی در یک «جهان دیگر» فرو رفته‌اند؛ جهانی که ارتباطاتش محدود، ارزش‌هایش تحمیلی و چارچوب‌های ذهنی‌اش بسته است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در چنین فضایی، فرد به‌سختی می‌تواند چیزی خارج از آن چارچوبی را که برایش ساخته شده بپذیرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این مسئله یک چالش بزرگ پیش روی همه کسانی است که نگران آینده این جامعه‌اند؛ نه فقط آینده جمهوری اسلامی یا دین، بلکه آینده آزادی بیان، آینده دموکراسی، آینده عقلانیت، آینده مردم‌سالاری و آینده فرهنگ و هنر در ایران&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62566" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Jan 2026 20:51:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>یک نقشه تمام آمریکایی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62472</link>
<guid>62472</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62472/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; «ماهیّت فتنه، یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند. هدف آمریکایی‌ها هم ــ این را من قاطع، صریح، با تجربه‌ی چهل‌وچندساله‌ی در جمهوری اسلامی عرض میکنم ــ بلعیدن ایران است. این سلطه‌ای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوانها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطه‌ی نظامی خودشان، تحت سلطه‌ی سیاسی خودشان، تحت سلطه‌ی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است.» آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370"&gt;دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم&lt;span style="font-size:9px;"&gt; صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بود که ماهیت فتنه اخیر در کشور را بیان کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;رادیو نگار &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;در شصت‌و‌هفتمین قسمت خود، در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آقای حمیدرضا غلامزاده، کارشناس روابط بین‌‌الملل&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، به &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;بررسی و اثبات نقش محوری و برنامه‌ریزی‌شده‌ ایالات متحده آمریکا در طراحی و هدایت فتنه‌ اخیر&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; می‌پردازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62399"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; به‌عنوان سؤال نخست، اگر بخواهیم به ریشه‌ها و الگوهای آشوب‌های اخیر در کشور نگاه کنیم، به‌روشنی درمی‌یابیم که با یک حادثه‌ی خودجوش داخلی مواجه نبودیم، بلکه با یک نقشه‌ی طراحی‌شده، با امضا و هویتی کاملاً آمریکایی روبه‌رو بودیم؛ نقشه‌ای که در این سطح از تخریب، پس از انقلاب، بی‌سابقه بوده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; می‌خواهم بپرسم: چه نشانه‌هایی دال بر آمریکایی‌بودن این فتنه، در دست داریم؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;سریع‌ترین، راحت‌ترین و صریح‌ترین نکته، پست‌هایی است که خودِ آقای ترامپ در حمایت و تشویق این آشوب‌ها و اغتشاشات منتشر می‌کرد. این، عیان‌ترین وجه ماجراست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;که ما تا پیش از این چنین سطحی از ورود مستقیم را نداشتیم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، اینکه شخص رئیس‌جمهور آمریکا بخواهد چنین ورود مستقیمی داشته باشد، پیش‌تر سابقه نداشت. ما در این اغتشاشات، ترکیبی از مدل‌های رفتاری آمریکا را می‌توانستیم مشاهده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من اخیراً گفت‌وگویی با شبکه‌ی «آر‌تی» روسیه داشتم. سؤال مجری این بود که آیا روسیه معتقد است این رویداد یک «انقلاب‌های رنگی» است که توسط آمریکا شکل گرفته است؟ پاسخ من این بود که اگر چنین تعبیری به کار ببریم، در واقع جنایت را تقلیل داده‌ایم؛ چراکه انقلاب‌های رنگی معمولاً نرم‌تر و با سطح خشونت بسیار کمتری همراه هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میزان خشونتی که ما در عملکرد این تروریست‌ها و اغتشاشگران مشاهده کردیم، به‌مراتب فراتر از الگوی انقلاب‌های رنگی بود. در این ماجرا، ترکیبی از انقلاب رنگی، کودتا و سایر مدل‌هایی که آمریکایی‌ها در نقاط مختلف جهان به کار گرفته‌اند دیده می‌شد و ردّ پای نمونه‌های پیشین را می‌توان به‌وضوح رصد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;پس دیگر نمی‌شود نامش را انقلاب رنگی گذاشت؛ با این حجم خشونت و خون‌ریزی، بیشتر به دنبال «انقلاب سیاه» بودند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دقیقاً. حتی اگر بخواهیم به همان وجه تسمیه‌ی انقلاب رنگی توجه کنیم، اینجا عملاً رنگ سیاه انتخاب شده بود. بنابراین این تعبیر، از نظر فنی هم چندان نادرست نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مدل آمریکایی مبتنی بر تأمین منافع با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی است. در این زمینه، اشاره به نمونه‌ی ونزوئلا ضروری است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; منظورتان از «کم‌هزینه» چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;یعنی هم هزینه‌ی سیاسی و هم هزینه‌ی اجرایی و زمانی. مثال ونزوئلا در این‌جا بسیار گویاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکا قصد دارد از منابع ونزوئلا استفاده کند؛ البته منابع نفتی تنها بخشی از ماجراست. بخش دیگر، مربوط به مواد نایاب و کمیاب است و مهم‌تر از همه، رویکرد راهبردی‌ای است که اگر فرصت باشد، می‌توان درباره‌اش مفصل صحبت کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر آمریکا بخواهد در ونزوئلا کودتا کند، کل ساختار و رژیم تغییر کند، دولت موقت شکل بگیرد، قانون اساسی جدید نوشته شود، انتخابات برگزار شود و دولت جدید مستقر گردد، حتی در بهترین و سریع‌ترین حالت، این فرآیند دست‌کم یک تا دو سال زمان می‌برد. پس از آن هم تازه باید شرکت‌های آمریکایی وارد میدان بهره‌برداری شوند؛ فرآیندی که با توجه به محدودیت زمانی دولت ترامپ، عملاً برای او دستاورد فوری نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پس کم‌هزینه‌ترین راه چیست؟ به نظر می‌رسد -که البته بخشی از آن نیازمند تحلیل است- توافقی شکل گرفته که دولت سرِ جای خود باقی بماند، مهره‌ی اصلی در قالب یک سناریوی شبیه به فیلم‌های سینمایی ربوده شود و در نهایت، دولتی روی کار بیاید که حتی ادبیات پیشین را حفظ کند، اما شرکت‌های آمریکایی بتوانند مستقیماً از منابع بهره‌برداری کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این برداشت را می‌توان از اظهارات ترامپ و مقامات ونزوئلا استخراج کرد که این روند با نوعی هماهنگی شکل گرفته است. همچینین این اتفاقات به‌نوعی، یک بازی «برد-برد» است؛ دولت باقی می‌ماند، ادبیات رسمی حفظ می‌شود و آمریکایی‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن به منافع اقتصادی خود دست می‌یابند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ونزوئلا عملاً صنعت ملّی نفتِ فعال و مستقلی ندارد. اگر به خاطر داشته باشید، چند سال پیش به‌دلیل تحریم‌ها، صنعت نفت این کشور متوقف شده بود و ما برای احیای آن کمک کردیم. اما با این شرایط پیش آمده، وابستگی ونزوئلا به آمریکا تداوم پیدا می‌کند و ایالات متحده به یک سلطه‌ی عملّی و راهبردی بر نفت ونزوئلا – که نفتی خاص و دارای بیشترین ذخایر شناخته‌شده است – دست می‌یابد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این اتفاق، همین حالا رخ داده است؛ یعنی در فاصله‌ی یک تا دو هفته می‌توان گفت این سناریو محقق شده، بدون آنکه آمریکا هزینه‌ی سنگین سیاسی پرداخت کرده باشد. هزینه‌ی اصلی، بیشتر اقتصادی و زمانی بوده، نه سیاسی&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; ما کاملاً یک رویکرد تجاری را در رفتار آمریکا مشاهده می‌کنیم. نمی‌خواهم خیلی ساده‌سازی کنم و بگویم صرفاً با آمدن ترامپ، رویکرد آمریکا کاسب‌کارانه شده است؛ اما واقعاً انگار چنین تغییری رخ داده. همه‌چیز در جهت آن است که در کوتاه‌ترین زمان، بیشترین آورده‌ی مادی، مالی و اعتباری برای آمریکا حاصل شود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;حتماً همین‌طور است؛ چراکه اساساً مبنای فکری لیبرال‌سرمایه‌داری بر سود و سرمایه استوار است. در نظام سرمایه‌سالار، بحث سرمایه و منفعت اقتصادی اولویت دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اجازه بدهید یک پرانتز باز کنم. چون به موضوع ونزوئلا اشاره کردم، خوب است به نکته‌ای از بیانات رهبر انقلاب اشاره شود. ایشان درباره‌ی ایران هم یک‌بار فرمودند که آمریکا حتی مشکلی ندارد اگر یک معمم در رأس حاکمیت باشد، به شرط آنکه «اسلام آمریکایی» را پیش ببرد. یعنی اساساً با شکل و ظاهر کاری ندارد؛ اشکالی ندارد که ظاهر همان باشد که شما می‌خواهید، حتی ساختار هم حفظ شود، اما اگر محتوای مطلوب آمریکا پیش برود، هدفش محقق شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مشکل آمریکا با عمامه و عبا یا با نام اسلام نیست؛ مشکلش این است که اسلام واقعی، منافع او را به چالش می‌کشد و زیر پا می‌گذارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; در ونزوئلا هم آمریکا دقیقاً با همین مدل پیش رفت. پیش از این، بارها تلاش کرده بود با کودتا، ترور بیولوژیکی یا حتی ترور فیزیکی، به‌ویژه در دوران آقای چاوز، ساختار را سرنگون کند. اما حالا ترامپ، به‌عنوان کسی که رویکرد منافع ملّی آمریکا را عریان‌تر از رؤسای جمهور پیشین دنبال می‌کند -که عمدتاً اقتصادی است و گاهی هم راهبردی و سیاسی، اما در نهایت باز به اقتصاد ختم می‌شود- این مسیر را آشکارتر پیش می‌برد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به همین دلیل، این رویکرد امروز ملموس‌تر و قابل لمس‌تر شده است. نمونه‌ی روشن آن، همین ماجرای ونزوئلاست. اکنون همین الگو را در موضوع گرینلند هم می‌بینیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی جالب اینجاست که آمریکا عملاً دست روی سرزمین کشور دیگری گذاشته و هر کسی هم که از دانمارک دفاع کند، تهدید می‌شود به اعمال تعرفه، جریمه و تنبیه. یعنی دانمارک چون تلاش می‌کند از سرزمین خود دفاع کند، باید جریمه شود؛ اروپایی‌ها هم چون از دانمارک حمایت می‌کنند، باید جریمه شوند. این در حالی است که همه‌ی این کشورها عضو ناتو هستند و آمریکا نیز عضو ناتوست و طبق تعریف، باید از یکدیگر حمایت کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; می‌دانم بحث به گرینلند کشیده شد و شاید ارتباط مستقیمی با موضوع اصلی نداشته باشد، اما بد نیست در پرانتز بپرسیم: رویکرد آمریکا برای تصاحب گرینلند راهبردی است یا اقتصادی؟ جنس این ماجرا چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;هر دوی این‌هاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; چه آورده‌ی اقتصادی‌ای برای آمریکا دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اولاً گرینلند منابع زیرزمینی دارد. ثانیاً و مهم‌تر از آن، با توجه به تغییرات اقلیمی، قطب شمال در آینده‌ی جهان اهمیت راهبردی بسیار بیشتری پیدا خواهد کرد؛ هم از نظر کریدورهای ترددی و هم از منظر دسترسی به منابع زیرزمینی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این سرزمینِ پهناور، دسترسی بسیار گسترده‌ای به آمریکا برای حضور و تسلط در قطب شمال می‌دهد. البته آمریکا آلاسکا را در اختیار دارد، اما آلاسکا فاصله‌دارتر و نسبتاً دورافتاده‌تر است. در حالی که گرینلند موقعیت جغرافیایی به‌مراتب مناسب‌تری دارد و نزدیکی بیشتری به اروپا ایجاد می‌کند؛ امری که در صورت ایجاد سلطه‌ی آتی، برای آمریکا مزیت مهمی محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نهایت، اگر به نقشه نگاه کنید، آلاسکا و گرینلند دو سوی کانادا قرار می‌گیرند و پس از آن، خودِ کانادا می‌تواند به سوژه‌ی بعدی این سناریو تبدیل شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; البته باید دید آیا این دریچه‌ی توحش آمریکا همچنان باز می‌ماند یا خیر. انگار یک بازه‌ی زمانی خاص است که آمریکا تلاش می‌کند بیشترین بهره را ببرد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;نگاه راهبردی آمریکا دقیقاً همین است. سناریویی که طراحی کرده، این‌گونه است: ابتدا گرینلند، سپس کانادا، و در نهایت تسلط کامل بر قاره‌ی آمریکای شمالی و پس از آن آمریکای جنوبی؛ همان دکترین مونرو.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من به ونزوئلا و گرینلند اشاره کردم تا مدل‌های مختلف رویکرد آمریکا در سیاست خارجی را توضیح دهم: گاهی کودتا، گاهی آدم‌ربایی، گاهی تجاوز مستقیم به سرزمین دیگران. لازم است یادآوری کنیم که آمریکایی‌ها در گرینلند پایگاه نظامی دارند و این پایگاه‌ها عملاً برای چنین روزهایی کاشته شده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر زمانی سلطه‌ی فیزیکی برای پیشبرد اهداف کافی بود، امروز دیگر به آن هم بسنده نمی‌کنند؛ می‌گویند باید همه‌چیز را بگیریم و کاملاً در اختیار داشته باشیم. این هم یک مدل دیگر از رفتار آمریکاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مدل‌های دیگر را هم دیده‌ایم: انقلاب‌های رنگی، سوریه، لیبی و نمونه‌های متعدد دیگر. هرچه جلوتر می‌آییم، این الگوها بیشتر به مدلی نزدیک می‌شود که امروز در قبال ایران دنبال می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد ایران، تصورشان این بود -چه در جریان جنگ دوازده‌روزه و چه در مقطع کنونی- که ایران توان دفاع از خود را ندارد. اگر به رسانه‌های خارجی و اظهارات مقامات آمریکایی دقت کرده باشید، می‌بینید که اصرار دارند ایران را «رژیم» خطاب کنند؛ با هدف زیر سؤال بردن مشروعیت و حاکمیت کشور.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این تکرارِ واژه‌ی «رژیم» به‌تدریج آن‌ها را دچار این توهم کرد که ایران مشروعیت و اقتدار ندارد، توان دفاعی ندارد و اگر مورد حمله قرار گیرد، نمی‌تواند از خود دفاع کند؛ ضمن آنکه از مقبولیت داخلی هم برخوردار نیست و مردم به خیابان‌ها می‌ریزند. اصطلاحی که خودشان به کار می‌برند «ایمپلوژن» یا انفجار از درون است؛ یعنی فروپاشی داخلی که همه‌چیز را یک‌باره تمام کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما در جنگ دیدیم که چه اتفاقی افتاد. یکی از درخشان‌ترین و پرافتخارترین جلوه‌ها، بروز وحدت ملّی و حضور مردم بود. پس از آن، تحلیل‌شان این شد که چون ما به‌عنوان عامل بیرونی زود وارد شدیم، انسجام داخلی شکل گرفت؛ اگر زودتر اقدام نمی‌کردیم و ابتدا کشور از درون دچار آشوب می‌شد، شاید نتیجه متفاوت بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بر همین اساس، سناریو را معکوس کردند: ابتدا ایجاد انفجار داخلی، و سپس، در صورت مهیا شدن شرایط، ورود نظامی. سناریویی شبیه به آنچه در سال ۱۳۶۰ تجربه کردیم، البته در ابعاد و مختصات متفاوت؛ از جنگ صدام علیه ایران گرفته تا تحرکات تجزیه‌طلبانه در غرب کشور، قائله‌ی کردستان، فعالیت منافقین در تهران و شهرهای دیگر، ترورهای داخلی، بحران‌های سیاسی، ماجرای بنی‌صدر، ترور شهید بهشتی، رجایی و باهنر، سوءقصد به رهبر انقلاب و سایر رخدادهایی که در آن مقطع تاریخی شاهد بودیم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; خودِ اقدام آمریکا هم از همان ابتدا مطرح بود؛ از ماجرای طبس گرفته تا سایر موارد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، دقیقاً. در آن مقطع و در تمام این رخدادها، پشت‌صحنه عملاً خودِ آمریکا بود؛ چه در ماجرای منافقین و چه در ارتباط با صدام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; در بخش نخست صحبتتون به نکته‌ی مهمی اشاره کردید؛ اینکه یکی از وجوه تمایز عملکرد اخیر آمریکا این است که خودِ رئیس‌جمهور آمریکا مستقیماً وارد میدان می‌شود و توئیت می‌زند. اخیراً رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم، به مناسبت سالروز مبعث پیامبر اعظم &lt;span style="font-size:9px;"&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt;، به همین موضوع اشاره کردند و فرمودند برخلاف دفعات قبل -که معمولاً سیاسیون درجه دو و سه یا مطبوعاتی‌های آمریکایی اظهارنظر می‌کردند- این‌بار خودِ ترامپ رسماً وارد صحنه شد، درباره‌ی اغتشاشات موضع گرفت، تشویق کرد و حتی وعده‌ی کمک داد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; سؤال پایانی من این است: به نظر شما چرا ترامپ این‌بار تا این حد صریح و علنی وارد اظهارنظر و نقش‌آفرینی شد و چه افراد و گروه‌هایی او را به این تصمیم رساندند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;رودی جولیانی؛ شهردار سابق نیویورک، چهره‌ی جمهوری‌خواه و فردی بسیار نزدیک به تیم ترامپ، به‌ویژه در دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری اوست. یا جان بولتون که مشاور امنیت ملّی ترامپ بود. این افراد ارتباطات نزدیکی با گروهک منافقین داشتند و در گردهمایی‌های سالانه‌ی آن‌ها شرکت می‌کردند. اگر یادتان باشد، حتی پنج یا شش سال پیش ادعا کرده بودند که قرار است «سال نو را در تهران جشن بگیرند»؛ که البته آن سال نو هرگز نرسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سطح کنشگری درباره‌ی ایران معمولاً در همین حد بود: جولیانی، بولتون، یا در نهایت برخی سناتورها مانند آقای روبیو یا تد کروز که گهگاه موضع‌گیری می‌کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; یا خبرنگارها و مجری‌های رسانه‌هایشان&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله. کنشگری فعال آن سناتورها هم معمولاً محدود به موضع‌گیری سیاسی بود. اگر اقدامی فراتر انجام می‌شد -مثل شرکت در یک رویداد یا انتشار یک پست- عمدتاً از طریق رسانه‌ها صورت می‌گرفت. اساساً بخشی از سیاست خارجی آمریکا از مسیر رسانه‌ها پیش برده می‌شود و این نکته‌ی مهمی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای مثال، درباره‌ی ایران، آقای اوباما در کتاب خود تصریح می‌کند که وقتی می‌خواستند اطلاعات هسته‌ای ایران را منتشر کنند، به دلیل تجربه‌ی دروغ‌گویی در ماجرای عراق و از دست رفتن اعتماد عمومی این اطلاعات را به نیویورک‌تایمز دادند تا دولت مستقیماً منتشرکننده نباشد. این یعنی همکاری نزدیک رسانه‌ای مانند نیویورک‌تایمز با دولت آمریکا، که خودِ رئیس‌جمهور وقت به آن اذعان می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بخش زیادی از این عملّیات رسانه‌ای را شبکه‌هایی مانند &lt;span dir="LTR"&gt;CNN&lt;/span&gt;، نیویورک‌تایمز، وال‌استریت ژورنال، واشنگتن‌پست، فاکس‌نیوز و امثال آن‌ها پیش می‌برند. معمولاً صحنه در اختیار این‌ها بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما این‌بار صحنه تغییر کرد. چرا؟ به‌دلیل همان خطای محاسباتی که اشاره کردم. آن‌ها به‌قدری مطمئن بودند که ماجرا ظرف چند روز تمام می‌شود و پرونده‌ی جمهوری اسلامی بسته خواهد شد که خودِ ترامپ مستقیماً وارد میدان شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما این رفتار را چه زمانی دیده بودیم؟ یکی، روز جمعه‌ی آغاز جنگ دوازده‌روزه. در همان روز نخست، ترامپ با اعتمادبه‌نفس بالا و لحن پرطمطراق صحبت کرد. بار دیگر، دوشنبه‌ای که به جلسه‌ی سران حمله شد؛ چون روایت اولیه‌ای که به او منتقل شده بود این بود که عملّیات موفق بوده است. در این دو مقطع، ترامپ با قاطعیت و اعتماد کامل وارد موضع‌گیری شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر خاطرتان باشد، در همان مقطع، او در اجلاس گروه هفت -اگر اشتباه نکنم در کانادا- حضور داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; و از جلسه خارج می‌شود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، از جلسه خارج شد. آقای مکرون گفت که ترامپ برای مذاکره و پایان دادن به جنگ رفته است، اما ترامپ با لحنی تمسخرآمیز این موضوع را صراحتاً تکذیب کرد و گفت چنین خبری نیست. موضع بسیار تندی گرفت؛ چون گزارش اولیه‌ای که دریافت کرده بود، این بود که سران قوا هدف قرار گرفته‌اند و عملّیات به نتیجه رسیده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما بعد، ما افول این ادبیات را مشاهده می‌کنیم. تقریباً از روز هشتم به بعد، لحن تغییر می‌کند و از روز دهم به بعد، بحث آتش‌بس از سوی خودِ آن‌ها مطرح می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در هجده و نوزده دی هم وضعیت شبیه روزهای اول، سوم و چهارم جنگ دوازده‌روزه بود. یعنی همان چند روز ابتدایی که ترامپ با اعتمادبه‌نفس بالا وارد میدان شد و بعد، با نوعی قصه‌پردازی عقب‌نشینی کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این بار آن قصه‌پردازی چه بود؟ ماجرای ادعای اعدام ۸۰۰ نفر در ایران که قرار بود انجام شود و...&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; و مثلا من بخشیدمشان.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، عملاً بی‌خیال شد؛ با این ادبیات که «حالا من هم بخشیدمشان و از تقصیرشان گذشتم». چنین لحنی داشت. چون بر اثر همان خطای محاسباتی تصور کرده بود که ماجرا فیصله پیدا کرده، شخص آقای ترامپ وارد میدان شد تا این «فتح‌الفتوح» و پیروزی را به نام خودش ثبت کند. داستان دقیقاً همین است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;اما هر دو بار، این نقطه به یک اوج رسید و بعد دچار افول شد. یعنی اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، می‌فهمیم چقدر این وضعیت مضحک است؛ اینکه فکر کنی کاری به نتیجه رسیده، بعد که نشده، دوباره برایش سناریو بچینی تا آن را لاپوشانی کنی و خودت را برای ماجرای بعدی آماده کنی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، الحمدلله خدا دشمن ما را از احمق‌ها قرار داده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; واقعاً همین‌طور است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;واقعیت این است که تجسم عینی این وضعیت را می‌شود در رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران دید. مسئله این است که ترامپ «آدم روایت» است؛ کسی که روایت‌سازی را خیلی خوب بلد است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مثلاً همین داستان اعدام‌ها را اگر از منظر خط روایی بررسی کنید، می‌بینید که یک قصه‌پردازی کامل و تمام‌عیار است. آن‌قدر روایت را با جزئیات می‌سازد که خودش هم به آن باور می‌کند؛ مثل کسی که می‌گوید سر کوچه آش می‌دهند و کم‌کم خودش هم باورش می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; ترامپ قصه می‌سازد، قصه را روایت می‌کند و بر اساس همان قصه برای خودش اعتبار می‌تراشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; و جالب اینجاست که خودش همیشه قهرمان قصه است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دقیقاً. چون در این روایت، نویسنده، کارگردان و همه‌ی عوامل، خودِ اوست. با همین رویکرد وارد شد؛ چون می‌خواست این ماجرا حتماً به نام خودش تمام شود. اطمینان داشت که کار تمام می‌شود و می‌تواند یک پیروزی بزرگ ثبت کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما همین فرد، وقتی بیانیه‌ی ایران صادر می‌شود که اگر تعرضی صورت بگیرد، صرفاً پایگاه‌های آمریکا هدف نخواهند بود، بلکه رژیم صهیونیستی و سرزمین‌های اشغالی نیز هدف مشروع خواهند بود، ناگهان با واقعیت برخورد می‌کند و موضعش تغییر می‌یابد. چون می‌داند آن سرزمین‌ها قابل تخلیه نیستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ممکن است پایگاه‌های نظامی را موقتاً تخلیه کند، اما سرزمین‌های اشغالی را نمی‌تواند. و از آن‌جاست که متوجه می‌شود با یک آسیب راهبردی جدی مواجه خواهد شد و ناچار به عقب‌نشینی می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مقابل، رویکرد جمهوری اسلامی -برخلاف آمریکا و به‌ویژه شخص آقای ترامپ- معمولاً مبتنی بر تواضع و طمأنینه در سیاست خارجی بوده است. این خویشتنداری، رویکردی سنجیده و راهبردی است؛ اما متأسفانه گاهی در طرف مقابل این خطا را ایجاد کرده که این رفتار را ناشی از ضعف یا ناچاری تلقی کند و همین مسئله به اختلال محاسباتی آن‌ها دامن زده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر من، همین تواضع عملاً به آن اختلال محاسباتی ضریب داده است؛ هم از سمت مخاطبان ایرانی خارج از کشور -که انتظارات و تصوراتشان یک «اتاق پژواک» برای طرف مقابل ساخته- و هم از سمت رفتار متواضعانه‌ی داخل، که این خطای محاسباتی را تشدید کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	خیلی ممنون. آقای دکتر، اگر بخواهید در چند جمله‌ی کوتاه جمع‌بندی بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اجازه بدهید برگردم به سؤال اول و با یک مثال، اهمیت این دستاورد را توضیح بدهم؛ اینکه چگونه هم در جنگ دوازده‌روزه و هم در اغتشاشات اخیر توانستیم آمریکا را شکست دهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکا در منطقه‌ی ما تجربه‌های متعددی دارد: لیبی، یمن، لبنان، عراق و مهم‌تر از همه مصر. سال‌ها در این کشورها سرمایه‌گذاری کرده است. بنیاد «نِد» -که بازوی دیپلماسی عمومی و قدرت نرم آمریکاست- در این کشورها با تشکل‌های مردم‌نهاد کار کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مصر، این بنیاد به حدود ۸۰ تشکل کمک مالی می‌کرد. پس از کنار رفتن حسنی مبارک، از همین شبکه‌ها برای شکل‌دهی اعتراضات میدان التحریر علیه محمد مرسی استفاده شد و در نهایت، حاکمیت به سقوط کشیده شد و دوباره فردی مانند السیسی -در تداوم همان مدل مبارک- روی کار آمد. سه تشکل اصلی میدان‌دار تحولات ۲۰۱۳ مصر بودند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;که تحت حمایت آمریکا بودند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;هر سه‌ی این تشکل‌ها، به‌صورت مستند، از آمریکا تأمین مالی می‌شدند؛ دو نفر از رهبرانشان اساساً مقیم آمریکا بودند. این مدلی است که آمریکایی‌ها در مصر به‌کار بردند و به نتیجه رساندند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در عراق هم تلاش‌های گسترده‌ای کردند. اگرچه جامعه‌ی عراق تا حد زیادی مقاومت کرد و اجازه‌ی موفقیت کامل نداد، اما سرمایه‌گذاری آن‌ها همچنان ادامه دارد و امروز هم در حال بهره‌برداری سیاسی از آن هستند. حدود ۲۰ سال پیش، تمرکز آن‌ها در عراق روی جوانان و زنان بود؛ در پنج، شش سال اخیر تمرکز به سمت مفهوم «حکمرانی خوب» رفته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نسلی که آن زمان به‌عنوان مخاطب اجتماعی تربیت شد، امروز به سن کنشگری سیاسی رسیده و وارد بدنه‌ی سیاست شده است. نتیجه‌اش را می‌بینید: صداهایی که خواستار خلع سلاح حشدالشعبی هستند یا تغییر رفتار عراق نسبت به ایران را مطرح می‌کنند. این‌ها نمود نفوذ سیاسیِ طراحی‌شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکایی که در مصر موفق شد، در اوکراین و گرجستان به انقلاب‌های رنگی رسید، در ونزوئلا و آمریکای لاتین با کودتا و سناریوهای نمایشی به اهدافش دست یافت، در مورد ایران با هیچ‌یک از این مدل‌ها نتوانست به نتیجه برسد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این نکته بسیار مهم است. ما مثل ماهی درون آب هستیم و گاهی قدرت جمهوری اسلامی را نمی‌بینیم. برای ما راهپیمایی ۲۲ بهمن، روز قدس، ۹ دی و حضور میلیونی مردم شاید عادی شده باشد؛ چون در متن ماجرا هستیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما اگر از بیرون نگاه کنیم، می‌بینیم آمریکایی که در کشورهای مختلف با یک یا دو ابزار به موفقیت رسیده، با تمام ابزارهایش به سراغ ایران آمده و ناکام مانده است. این یک پیروزی بزرگ، راهبردی و بسیار ارزشمند است؛ پیروزی‌ای که باید قدر آن را بدانیم و بفهمیم چه دستاورد عظیمی رقم خورده است.&lt;/div&gt;
&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62399/14041029_48397_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62460" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;/source&gt;&lt;/source&gt;&lt;/source&gt;&lt;/source&gt;&lt;/source&gt;&lt;/source&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2026 16:01:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>جنگی که تمام نشده است</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62415</link>
<guid>62415</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62415/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; پس از جنگ ۱۲ روزه، صحنه تقابل تغییر کرده است؛ از رویارویی نظامی به میدان اجتماعی و جنگ روایت‌ها. آنچه امروز در خیابان‌ها و رسانه‌ها جریان دارد، صرفاً یک نارضایتی مقطعی یا بحران اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از یک نزاع عمیق‌تر و وجودی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی صحنه‌گردانان اصلی آن هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;قسمت جدید &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;رادیو نگار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;آقای عبدالله گنجی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی و رسانه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، به بررسی این پرسش می‌پردازد که &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;ناآرامی‌های اخیر چگونه در امتداد راهبرد «نه جنگ، نه صلح» دشمن تعریف می‌شود و چرا دشمن، به‌جای حمله مستقیم، بر پروژه کشته‌سازی، امنیتی‌سازی اعتراضات و تحریک شکاف‌های اجتماعی تمرکز کرده است.&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62322/14041022_48387_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62322"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اسرائیل در جنگ دوازده‌روزه از دو ناحیه ضربات سهمگینی خورد: نخست، توان موشکی ما، و دوم مسئله‌ی انسجام ملی ایرانی‌ها&lt;/strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;امروز پس از گذشت تقریباً هفت ماه از جنگ دوازده روزه، ما شاهد اغتشاشاتی در برخی نقاط کشور هستیم. آقای گنجی بفرمایید که اغتشاشات اخیر تا چه میزان در پی برهم زدن این اتحاد و انسجام ملی است و دقیقاً دشمن از طریق این ناآرامی‌ها چه هدفی را دنبال می‌کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;بسم‌الله الرحمن الرحیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; جنگ دوازده‌روزه یک طراحی سه‌مرحله‌ای داشت که ما از اردیبهشت به عنوان خبر آن را شنیده بودیم: مرحله‌ی نظامی، امنیتی و اجتماعی. البته بخش امنیتی آن به معنی ترور و بخش نظامی، توأمان انجام شد. پس از آن، در واقع ۷۲ ساعت منتظر ماندند تا ابعاد اجتماعی مسئله روشن شود که اتفاقی نیفتاد. دیدند هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ حتی یک شبکه‌ی صهیونیستی گفت که پهلوی قول داده بود مردم را به خیابان بیاورد، ولی نتوانست حتی ده نفر را بسیج کند. بنابراین به آنها مشاوره دادند که علت عدم حضور مردم به تعبیر خودشان «نیروهای سرکوب‌گر» است. لذا دیدید که مراکز پلیس را بمباران کردند. در جنگ دوازده‌روزه، شهدای پلیس ما حتی از شهدای ارتش که در وسط جنگ بود، بیشتر است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; لذا تحلیل به سمتی رفت که چون ما با آنها صلح نمی‌کنیم و این آتش‌بسِ فعلی در واقع قطع آتش است، آنها مرحله‌ی بعد را معکوس می‌کنند: یعنی اول اجتماعی و بعد نظامی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;یعنی از همان موقع این تحلیل وجود داشت که هدف آنها از این وضعیت، ایجاد ناآرامی در داخل کشور است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، آنها ابتدا می‌خواستند سایه‌ی جنگ را بالای سر ما نگه دارند تا مسئولان کشور درگیر شوند و ذهنشان معطوف حل مسائل کشور نشود؛ بلکه در حوزه‌ی جنگ کانالیزه شود. اما نهایتاً گفتند اگر حمله‌ی نظامی به ایران منجر به همراهی مردم برای سقوط نظام سیاسی نشود، فایده‌ای ندارد. لذا باید شرایطی در حوزه‌ی اقتصاد و رسانه پیش ببرند که مردم به میدان بیایند و بعد آنها بتوانند پایان‌دهنده باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضور مستقیم ترامپ در وسط این فتنه را چگونه تحلیل می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ترامپ شرط گذاشته بود که &lt;span dir="LTR"&gt;»&lt;/span&gt;کشته شدن» اتفاق بیفتد. لذا از پنج‌شنبه ۱۸ دی ماه، کشته‌سازی را از دو طریق انجام دادند: یکی، راهبرد «همسایه‌ات را بزن»، یعنی نفر کناری را بزن. مثلا در یک شهر کوچک در یکی از استان‌های غربی کشورمان، چهارده نفر کنار یک پارک، جایی که حتی مرکز امنیتی یا حاکمیتی خاصی هم نیست، با چاقو از پشت سر کشته شدند. بنابراین هدف واضح بود: تلفات انسانی بالا&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	راه دیگر که -از قبل- سلطنت‌طلب‌ها و منافقین این تکنیک را داشتند این بود که جوان‌ها را به سمت مراکز نظامی و انتظامی بکشانند تا تلفات بگیرند. چون وقتی به سمت چنین مرکزی بروی، می‌دانند می‌توانند تلفات بگیرند. لذا می‌بینید حمله به کلانتری‌ها، پایگاه‌های بسیج و... اتفاق افتاده&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و آموزش جالبی که به آنها داده‌اند این است که در یک استان، به مراکز حیاتی که عبارتند از دفتر امام جمعه، استانداری و صداوسیما حمله کنند. مثلا در قزوین و جاهای دیگر می‌بینید که مستقیم این سه مرکز را هدف می‌گیرند. یعنی در عین کشته‌سازی، راهبرد سقوط را هم پیش می‌برند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنها این برنامه‌ها را از قبل چیده‌ بودند که ترامپ در میانه اغتشاشات می‌آید و می‌گوید: «مشهد، دومین شهر بزرگ ایران، سقوط کرد.» حاضرند چنین بی‌آبرویی را برای خودشان رقم بزنند. لذا گفتند: یا آن را خشن می‌کنیم، یا طرف مقابل مرعوب می‌شود و سقوط اتفاق می‌افتد، یا ترامپ را ترغیب می‌کنیم که حمله کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یا مثلا آیا به این فکر کرده‌اید که چرا ساعت هشت شب فراخوان میدادند؟ کسی که می‌خواهد مردم را به خیابان بیاورد، چرا چهار بعدازظهر این کار را نمی‌کند که هم مردم هستند، هم می‌توان جمعیت انبوه را رسانه‌ای کرد و سرمایه‌ی اجتماعی را به رخ کشید؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	علت البته روشن است. چون آنها اصلاً دنبال رسانه‌ای کردن نبودند. چرا؟ چون کمیت انسانی نداشتند. چون می‌دانستند در یک شهر مثلاً ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بیشتر نمی‌آیند. اگر در روز بیایند، آدم ندارند. در روز نمی‌توان شرارت کرد؛ یعنی طرف نمی‌تواند بکشد و مخفی شود، نمی‌تواند سلاح بکشد و در جمعیت خود را گم کند. همه‌ی این شب‌نشینی به این خاطر است که بتوانند نمود شرارتشان را چند برابر کنند. اما در روز، آن نمود کاملاً روشن و قابل شمارش است. بنابراین هدف از شب، در واقع تلفات‌گیری با حدأقل تلفات دادن بود: یعنی ضربه بزنی، پنهان شوی، مخفی شوی، خشن عمل کنی و بتوانی فرار کنی. این استراتژی کاملاً برخلاف کسانی است که دنبال آوردن جمعیت به میدان و رسانه‌ای کردن آن هستند. آنها اصلاً دنبال کار رسانه‌ای به آن معنا نبودند. فقط می‌خواستند ترامپ را ترغیب کنند که وعده‌اش در مورد کشته‌سازی را ببیند و حمله را آغاز کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر، من این‌طور فرض می‌کنم که هر چقدر اتفاق سهمگین‌تر و امتحان بزرگ‌تر باشد، وقتی که از پس آن برمی‌آییم، فردای آن روز شادابی و سرافرازی بیشتری خواهیم داشت. پیش‌بینی‌ شما درباره آینده‌ی نزدیک چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;رهبر معظم انقلاب، &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=38675"&gt;سال ۹۶ &lt;/a&gt;نکته‌ای فرمودند: علت این کارها این است که ما زخم داریم و دشمن مثل مگس بر روی آن زخم می‌نشیند. چشم‌انداز آینده این است که دشمن نتواند بر این زخم بنشیند؛ پس باید آن زخم را رفع کنیم. رفع این زخم تا حدی به این واقعیت برمی‌گردد که همین دشمنی که الان داخل شده و یارگیری کرده، آن زخم را ایجاد کرده و ما نتوانسته‌یم این را به مردم‌مان بگوییم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ببینید، اگر ما الان کمبود ارز داریم و مجبوریم قیمت آن را بالا ببریم، عرضه و تقاضا به هم می‌ریزد. یا چندنرخی کردنش فساد تولید می‌کند، این‌ها ناشی از کمبود ارز در ایران -به عنوان یک کشور نفتی که در حالت عادی اصلاً مسئله‌ی ارزی ندارد و از پردرآمدترین کشورهای ارزی دنیاست- نیست. بنابراین ما باید آن زمینه‌های محرومیت را برطرف کنیم. مثلاً استان‌های کرمانشاه، لرستان و چهارمحال و بختیاری، جزو رده‌های اول بیکاری در کشور هستند و می‌بینید که در پنج‌شنبه هم مسائل مهمی در آنجا رخ داد. اگر ما این زمینه‌ها را برطرف نکنیم و دشمن هم بر روی همین زخم‌ها بنشیند، ممکن است کارمان به یک کار سریالی تبدیل شود: از ۹۶ شروع شده، بعد ۹۸ و حالا ۱۴۰۴ بنابراین مهم‌ترین کار نظام جمهوری اسلامی برای پیشگیری، حذف این زمینه‌های آسیب‌پذیر است، همان زخم‌هایی که دشمن بر آن سوار می‌شود و ادراک‌سازی و تصویرسازی می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تصویری که دشمن با هزاران اکانت مجازی و ماهواره‌ای از نظام جمهوری اسلامی ساخته، تصویر بسیار وحشتناکی است. من به عنوان یک رسانه‌ای به شما می‌گویم؛ حتی رهبر انقلاب هم می‌فرمایند که فساد در ایران -که یک دانه‌اش هم زیاد است- در ذهن مردم دارد به هزاران دانه تبدیل می‌شود. تصویری که ساخته شده، این است. لذا این تصویر مبتنی بر همان محرومیت نسبی موجود در بخش‌هایی از کشور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ما یک جبهه‌ی حق و یک جبهه‌ی باطل داریم؛ جبهه‌ی وسطی نداریم. الان باطل درگیر یک نزاع وجودی است تا عرصه را برای خودش فراخ‌تر کند. نظر شما درباره این تحلیل چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، رهبر انقلاب در جایی فرمودند: جنگ آینده، جنگ وجودی است. حتی خود نتانیاهو هم می‌گوید این جنگ برای ما جنگ وجودی است. بحث بر سر موجودیت آنهاست. تفاوت اینجاست: در نهایتِ نهایت برای ما، ممکن است جمهوری اسلامی نباشد، اما ایران باقی می‌ماند. اما برای آنها، چیزی به نام اسرائیل اصلاً وجود نخواهد داشت؛ نه اینکه جریان حاکم در آن تغییر کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آنها با یک تمدن چندهزارساله طرفند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، درباره صهیونیست‌ها نکته‌ای هست که نتوانسته‌ایم برای ملت‌مان به خوبی تبیین کنیم. صهیونیست‌ها سه راهبرد کلان دارند که هیچ ارتباطی به نوع حکومت یا حاکم کشورهای غرب آسیا ندارد. این راهبردها مستقل است. اولین و مهم‌ترین راهبرد که باید بحث هسته‌ای و موشکی ما را در چارچوب آن تحلیل کرد این است که در غرب آسیا هیچ کشوری نباید بر صهیونیست‌ها برتری نظامی-امنیتی داشته باشد. نباید امکانات و ظرفیتی داشته باشد که آنها را نگران کند. امروز هیچ کشوری جز ایران چنین وضعیتی ندارد. مسئله برتری است. فرض کنید جمهوری اسلامی در ایران نباشد، آیا ایران می‌تواند موشک و برنامه هسته‌ای داشته باشد؟ باز هم نمی‌تواند. فرقی نمی‌کند. به همین خاطر است که به پسر پهلوی می‌گویند اگر به ایران برگردید و پادشاه شوید، با موشک‌ها چه می‌کنید؟ او می‌داند نمی‌تواند نگه‌دارد، می‌گوید: «شاید بتوانیم در صنایع دیگر از فناوری‌شان استفاده کنیم.» نمی‌گوید «من اینها را برای امنیت ایران حفظ می‌کنم.» پس برتری نظامی-امنیتی باید دست آنها باشد. شاه هم چهار سال برای غنی‌سازی دوید و نتوانست. این نکته اول.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	راهبرد دوم، بحث «اسرائیل بزرگ» است. این را در تورات دارند و نتانیاهو همین شهریور هم گفت. در تورات، اسرائیل بزرگ را به آیه‌ای از حضرت ابراهیم ارجاع می‌دهند که قلمرو بنی‌اسرائیل از نیل تا فرات است. بنابراین، آنها به هر نحو ممکن دنبال اضافه کردن حتی یک وجب خاک هستند. حالا مجلسشان کرانه باختری را تصویب کرده که ضمیمه کنند. حتی در غزه، بعد از آتش‌بس، ۵۳ درصد خاک در دستشان است. پنج نقطه در جنوب لبنان و استان سویدای سوریه را نیز در کنترل دارند. آنها این نگاه ایدئولوژیک به «اسرائیل بزرگ» را رها نمی‌کنند. پرچمشان نیل تا فرات است. این هم باز ربطی به نوع حکومت کشورهای منطقه ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و راهبرد سوم که پاسخ مستقیم به پرسش شماست: قدرت یک ملت بر چهار رکن اصلی استوار است: وسعت، ثروت، جمعیت، و حجم و فناوری نظامی. کشوری که بیشتر اینها را داشته باشد، ابرقدرت می‌شود. بعضی از کشورهای منطقه را ببینید: وسعت و جمعیت ندارند، می‌خواهند با ثروتشان قد بکشند، و برای دیده شدن در معادلات، هم به آمریکا پایگاه می‌دهند، هم به بعضی گروه‌های مقاومت؛ از هر طرف هم ضربه می‌خورند. راهبرد سوم صهیونیست‌ها ملّت‌سازی و تجزیه است. آنها می‌گویند: ما حدود ده میلیون نفریم. یک سوریه ۴۵ میلیونی، یک عراق ۵۰ میلیونی، یک ایران ۹۰ میلیونی، خود این جمعیت و وسعت تهدید است. لذا سومالی‌لند را به رسمیت می‌شناسد، سویدا را می‌خواهد استان کند، کردستان عراق را می‌خواست کشور مستقل شود -که حاج قاسم مانع شد-. بنابراین ایران را می‌خواهند به چندین ملّت تقسیم کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بهزاد نبوی جایی تعریف می‌کرد که در تل‌آویو به پهلوی گفتند بعد از جنگ آینده و سقوط جمهوری اسلامی، تو پادشاه بخش مرکزی ایران خواهی بود. تعبیر من این است: یعنی پادشاه فارس‌ها و کاری به بقیه نداشته باش. آنها واقعاً می‌خواهند ایران ۹۰ میلیونی را به هفت-هشت ایران ۵ تا ۱۵ میلیونی تبدیل کنند. چرا؟ چون در مقابل یک کشور جعلی ۸ میلیونی، آن جمعیت و وسعت عامل قدرت است. صهیونیست‌ها به خاطر نداشتن وسعت آتش‌بس دادند؛ ما می‌توانستیم همه‌چیز را پودر کنیم. اما ما وسعت داریم. برای زدن سمنان، کرمان و تبریز باید منابع زیادی هزینه کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	متأسفانه این سه راهبرد صهیونیسم در جنگ شناختی برای ملّت ما جا نیفتاده. فکر می‌کنند مسئله‌مان فقط حمایت از فلسطین است. حتی اگر مسئله فلسطین هم حل شود، این سه راهبرد پابرجاست. تا زمانی که صهیونیست‌ها به عنوان یک کشور وجود دارند، این راهبردها باقی است. هر کسی در ایران باشد، فرقی نمی‌کند. مسئله آنها مستقل و مربوط به آرمان خودشان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;خیلی ساده‌انگارانه است اگر فکر کنیم آنها ما را رها خواهند کرد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، آنها ما را رها نخواهند کرد. امام -که به تعبیر رهبر انقلاب نزدیک به عصمت بود- می‌فرمایند: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، دست ما نیست. استکبار و صهیونیست‌ها در تعقیب ما خواهند بود تا حیثیت مکتبی ما را لکه‌دار کنند. چه بخواهیم و چه نخواهیم. جای دیگر هم امام می‌فرمایند: جهان‌خواران تا کی و کجا ما را تحمل می‌کنند؟ تا کجا ما را به رسمیت می‌شناسند؟ و خودشان جواب می‌دهند: تا آنجایی که ما نوکر باشیم و آنها آقا. ما ارابه آنها را بکشیم، آنها شناسنامه ما را صادر کنند. و هرگز یک ایرانی با هویت ایرانی و اسلامی را به رسمیت نخواهند شناخت. این عین جمله امام است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ابتدای جنگ هشت ساله ما نه موشک داشتیم، نه برنامه هسته‌ای، نه حضور منطقه‌ای. پس مشکلشان با ما چه بود که با چهار چیز مواجه بودیم: ترور، تجزیه‌طلبی، جنگ و تحریم. الان می‌گویند موشک و هسته‌ای. آن وقت می‌گفتند چه؟ اینجاست که می‌رسید به اینکه بحث بر سر وجود است، نه حدود. حدود را می‌شد مذاکره کرد. ما در مورد هسته‌ای مذاکره کردیم، تعهد دادیم، اما نشد. چون بحث بر سر وجود است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بحث بر سر موجودیت است. آنها باید بتوانند تقابل مردم با حاکمیت را نشانه بگیرند. این الگوی تقابل را از سال ۹۱ کشف کردند. تا پیش از ۹۱، با غارت فرهنگی، شبیخون فرهنگی، اقدامات امنیتی و تحریم‌ها کار می‌کردند. از سال ۹۱، در دولت اوباما فهمیدند که اگر بخواهند کاری کنند که این ملت ۹۰ میلیونی ایران همه متوجه شوند، باید به جیب مردم ضربه بزنند. با کار فرهنگی فقط عده‌ای محدود متأثر می‌شوند. اما وقتی دست روی اقتصاد بگذارند، انقلابی، حزب‌اللهی و ضد انقلاب، همه مسئله را در زندگی‌شان احساس می‌کنند. لذا از ۹۱ تحریم نفتی ما را شروع کردند و سراغ اقتصاد آمدند و احساس کردند اینجا پاسخ بهتری می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سپاسگزارم از شما. برای جمع‌بندی، اگر فکر می‌کنید نکته یا بحثی جا مانده است، بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، یکی از کارهایی که باید بعد از این اغتشاشات انجام دهیم و جای آن خالی است، روایت‌گری صحیح ماجراست. ما در سال ۹۸ و ۱۴۰۱ خوب روایت نکردیم. من حتی سرمقاله نوشتم که بیایید آمار خسارات را به موقع و شفاف به مردم بگویید، اما به موقع گفته نشد. دشمن آمد و با روایت اول، آمارهای نجومی و غیرواقعی را تثبیت کرد. ما باید الان اطلاعات دقیق به مردم بدهیم: که چند نفر از مردم بی‌گناه، اغتشاش‌گر، تروریست مسلح، بسیجی و پلیس، به تفکیک، در کجا و چگونه شهید شدند. باید بتوانیم روایت درست، سریع و صریحی ارائه کنیم. این روایت باید صحیح، باورپذیر، دقیق و مبتنی بر فکت‌های قابل پذیرش باشد. اگر این کار را نکنیم و بگذاریم دشمن روایت خود را در ذهن مردم تثبیت کند، این خود می‌تواند برای آینده تولیدکننده غائله جدیدی باشد. الان وقت روایتگری ماست. امیدوارم همه به این سمت برویم.&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62440" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2026 17:04:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>ایران، ایران است</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62333</link>
<guid>62333</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62333/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: rgb(255, 255, 255); max-width: 100%; font-family: tahoma; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: 400; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-align: justify; text-indent: 0px; text-transform: none; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; white-space: normal; text-decoration-thickness: initial; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: transparent; border: none; max-width: 100%; width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: transparent; border: none; max-width: 100%; width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;دشمنان ایران و ملّت ایران همواره در محاسبه قدرت، توانایی و تاب‌آوری این کشور دچار خطا و حتی توهّم بوده‌اند؛ خطاهایی که بارها آن‌ها را به تصمیمات غلط کشانده و هزینه‌اش را نیز پرداخته‌اند. این واقعیت، یکی از محورهای مهم بیانات رهبر انقلاب درباره شناخت ایرانِ واقعی و اشتباهات راهبردی دشمن در مواجهه با ملّت ایران است که در بیانات مختلف به آن اشاره داشته‌اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/60482/negar.svg" style="width: 20px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;قسمت جدید &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;رادیو نگار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در گفت‌وگو &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;با آقای مهدی فضائلی، کارشناس مسائل سیاسی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;علل و عوامل چرایی اشتباهات محاسباتی دشمنان در قبال ملّت ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;audio controls="" style="width:100%; height:30px;"&gt;
		&lt;source src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62281/14041018_48382_128k.mp3" type="audio/mp3"&gt;&lt;/source&gt;&lt;/audio&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62281"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;[دریافت نسخه صوتی]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt; اگر بخواهیم به‌صورت کلی درباره «اشتباه محاسباتی دشمن» صحبت کنیم؛ دقیقاً این خطا کجاست و شما چگونه آن را تحلیل می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;وقتی از «اشتباه محاسباتی دشمن» صحبت می‌کنیم، منظورمان برآوردها و محاسباتی است که در نهایت به یک تصمیم علیه ما منجر می‌شود. دشمنان ما در حوزه‌های مختلف -سیاسی، نظامی، امنیتی و مانند آن- پیش از تصمیم‌گیری، بر اساس یک سلسله برآوردها تصمیم می‌گیرند و برای آن تصمیم هم هدف یا اهدافی در نظر می‌گیرند؛ یعنی تصمیم باید به یک نتیجه مشخص ختم شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی آن تصمیم اجرایی می‌شود، اما دشمن به هدفی که برای آن ترسیم کرده بود دست پیدا نمی‌کند، می‌گوییم «دچار اشتباه محاسباتی شده است». این به آن معنا نیست که در این فرآیند هیچ آسیبی به ما وارد نمی‌شود یا خسارتی متحمل نمی‌شویم؛ ممکن است در برخی اقدامات، زیان‌ها و خسارت‌هایی هم به کشور و مردم وارد شود -همان‌طور که در مواردی چنین بوده- اما معیار اصلی، رسیدن یا نرسیدن دشمن به هدفی است که دنبال می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دشمن صرفاً برای اینکه ما را اذیت کند تصمیم و اقدام نمی‌کند؛ تصمیم‌ها معمولاً برای یک هدف مهم‌تر گرفته می‌شود؛ مثلاً براندازی، یا تعیین تکلیف برای نظام. وقتی آن هدف محقق نشود، یعنی محاسبات غلط بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر به مقاطع مختلف نگاه کنیم، از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز بارها این اتفاق رخ داده است. برای نمونه، در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، آن‌ها عملیات معروف خود را برای آزادسازی نیروهایشان طراحی و اجرا کردند که در طبس به آن سرنوشت دچار شد. در آنجا -به تعبیر حضرت امام- «شن‌های بیابان» محاسباتشان را به هم ریخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دوران جنگ تحمیلی هم محاسبه‌شان این بود که با آغاز جنگ، ظرف چند روز می‌توانند خوزستان را جدا کنند و سپس تا تهران پیش بیایند؛ اما محاسبه‌شان غلط از آب درآمد: جنگ هشت سال طول کشید و نهایتاً هم مجبور شدند خاک ایران را ترک کنند و حتی یک سانت از خاک ایران را نتوانستند در تصرف خود نگه دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ماجرای عملیات مرصاد نیز طراحی کرده بودند ظرف چند روز تا تهران بیایند، اما آن وضعیت برایشان پیش آمد و آن ضربات و تلفات را متحمل شدند. در فتنه ۸۸ نیز همین‌طور. در تحریم‌هایی که پس از فتنه ۸۸، از سال ۸۹ به بعد آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، هدفشان -به تعبیر خودشان- «تحریم‌های فلج‌کننده» بود؛ یعنی می‌خواستند کمر ملّت ایران را بشکنند. البته فشارهایی به مردم و کشور وارد شد، اما نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواستند به دست نیاوردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین «جنگ دوازده‌روزه اخیر» نیز یکی از نمونه‌های مهم است؛ بر اساس برخی اطلاعات، نزدیک به بیست سال برای چنین رخدادی برنامه‌ریزی کرده بودند. هدفشان این نبود که صرفاً فرماندهان ما را به شهادت برسانند، تعدادی از دانشمندان را ترور کنند، تعدادی از مردم عزیزمان را شهید کنند یا برخی مقرها و پایگاه‌ها را بزنند و تمام شود. این‌ها قرار بود مقدمه باشد برای یک نتیجه مهم‌تر؛ یعنی ساقط شدن نظام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;البته دشمن از همین‌ها هم در لایه رسانه استفاده می‌کند؛ دست‌کم تلاش می‌کند القا کند به اهدافش رسیده است. انگار تصور می‌کند صرفِ شهادت فرماندهان ما هم برایش یک «هدف» محسوب می‌شود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این‌ها جزو اهداف فرعی‌شان است. وقتی عملیاتی طراحی می‌شود، یک‌سری اهداف خردتر هم تعریف می‌کنند که سریع‌تر و در دسترس‌تر است. ممکن است به بعضی از آن‌ها برسند و به بعضی هم نرسند؛ چنان‌که در همین جنگ هم به همه اهدافشان نرسیدند. اهداف دیگری هم داشتند که محقق نشد؛ از جمله فرماندهان دیگر، شخصیت‌های دیگر، و حتی جلسه شورای عالی امنیت ملی؛ این‌ها محقق نشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در هر حال، این اهداف خرد مسیر تحقق هدف بزرگ‌تر بود. آن‌ها بیست سال طراحی نکردند که صرفاً فرمانده ستادکل نیروهای مسلح یا فرمانده قرارگاه خاتم را هدف بگیرند. در طراحی‌شان این بود که این‌ها را بزنند تا چه اتفاقی بیفتد؟ تا آن «سرود فتح تهران» که ساخته بودند، محقق شود؛ یعنی تهران را «فتح» کنند. خب تهران که فتح نشد. نه‌تنها فتح نشد، بلکه مردم انسجام و همدلی بسیار جدی از خودشان نشان دادند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین وقتی هدف بزرگ‌تر محقق نمی‌شود، مثل جنگ هشت‌ساله است: ما شهدای زیادی تقدیم کردیم و در مقاطعی بخشی از خاک ما به تصرف دشمن درآمد؛ آبادان محاصره شد، خرمشهر را گرفتند. اما آن‌ها برای همین‌ها نیامده بودند؛ این‌ها مسیر رسیدن به هدف اصلی بود. وقتی هدف اصلی محقق نشد، آن اهداف هم از دستشان درآمد: آبادان رفع حصر شد، خرمشهر پس گرفته شد و هیچ بخشی از خاک ایران در تصرف آن‌ها باقی نماند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;خب با توجه به نکته‌ای که فرمودید، ذهن من درگیر یک کلیدواژه می‌شود: «سرافرازی». یعنی اگر دشمن به اهدافش نرسد، ما سرافرازیم. این واژه برای من خیلی جذاب است. سرافرازی را چطور می‌توانیم در چارچوب مرزهای فکری جمهوری اسلامی ایران بسط بدهیم؟ به این معنا که ما از جنگ هشت‌ساله و از جنگ دوازده‌روزه، سرافرازانه خارج شدیم. این حس سرافرازی شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی باشد که می‌توانیم به دشمن نشان بدهیم؛ اینکه همه ما فهمیدیم تو به هدفت نرسیدی&lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این، نیازمند یک شناخت دقیق از میدان و صحنه‌ای است که در آن قرار گرفته‌ایم؛ اینکه بفهمیم دشمن ما چه کسی بوده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;و دنبال چه بوده…&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله و دنبال چه بوده و برای رسیدن به آن چقدر سرمایه‌گذاری کرده است و اگر آن چیزی که دنبالش بود محقق می‌شد، بعد چه اتفاقاتی می‌افتاد. اگر این‌ها را بتوانیم درست تصور کنیم و اضلاع مختلف ماجرا را بشناسیم، آن‌وقت وقتی می‌بینیم آن اتفاقات نیفتاده، بهتر می‌فهمیم چه رخ داده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در چنین وضعی، دشمن آبرویش می‌رود -هرچند به ما هم زحمت و خسارت وارد کرده- اما شیرینیِ نرسیدنِ دشمن به هدف و رفتنِ آبرو و اعتبارش، صحنه را برای ما شیرین می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;و این اتفاق افتخارآمیز یعنی بی‌اعتبار شدن دشمن در جنگ دوازده روزه، برای ملّت ما شیرینی و دستاورد بزرگی رقم زد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله. ببینید، در همین جنگ دوازده‌روزه اگر دقت کنیم، طرف ما آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند. ما در طول این ۴۷ سال آن‌قدر «مرگ بر آمریکا» گفته‌ایم که برایمان عادی شده؛ آن‌قدر روی پرچم رژیم صهیونیستی راه رفته‌ایم و آن را آتش زده‌ایم که ابهت این‌ها در ذهن ما ریخته است. یکی از افتخارات انقلاب هم همین است: ابهت این دشمن‌ها را در ذهن مردم فرو ریخت و آن‌ها را تحقیر کرد. این برایشان خیلی گران تمام شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و این اتفاق فقط در ذهن ملّت ما رخ نداده؛ دارد به کشورهای دیگر هم تعمیم پیدا می‌کند. ببینید رژیم صهیونیستی رژیمی است که در «جنگ شش‌روزه» -که برخی می‌گویند شش ساعت؛ درست است، زمان کلی جنگ شش روز بود اما بخش‌هایی از عملیات‌ها در چند ساعت انجام شد- چهار کشور مهم عربیِ آن زمان را شکست داد. این نشان می‌دهد چه تصویری از قدرت برای خودش ساخته و هنوز هم یک‌سری کشورها از او حساب می‌برند، در مقابلش خاضع‌اند و در محاسباتشان برای او حساب ویژه باز می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکا هم که سردمدار اصلی این ماجراست؛ ابرقدرتی که بعد از فروپاشی شوروی سابق، در ذهنش «تک‌قطبی کردن جهان» بوده و می‌خواسته خودش را تنها سکاندار و هدایت‌کننده جهان معرفی کند. در عملیات‌ها و حرکت‌های مختلفی وارد شده تا هژمونی‌اش را تثبیت و تقویت کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا تصور کنید که این دولت‌های متخاصم سلاح اتمی و پیشرفته‌ترین سلاح‌های جهان را در اختیار دارند و از توانمندی‌های گسترده برخوردارند؛ وقتی این دو کشور دست به دست هم می‌دهند و تمام توان امنیتی، نظامی و سیاسی‌شان را به میدان می‌آورند، و بعد دست‌کم ده، دوازده کشور عضو ناتو هم آن‌ها را پشتیبانی می‌کنند و چند کشور منطقه هم همراهی می‌کنند، این مجموعه می‌آید به جنگ کشوری که از ابتدای انقلاب در تحریم بوده و در ده، دوازده سال گذشته هم تحریم‌های شدیدتری را تحمل کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما با این همه، به هدفشان نمی‌رسند؛ به نقطه‌ای می‌رسند که درخواست توقف آتش می‌کنند. خب این صحنه، صحنه فوق‌العاده‌ای است. تصورش هم مهم است. آن هم در شرایطی که بیست سال برای چنین عملیاتی طراحی کرده بودند و همه امکانات و توان خودشان را در بخش‌های مختلف به کار گرفته بودند؛ اما آن اتفاقی که می‌خواستند نمی‌افتد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	عرض کردم: تمام زمینه‌ها را چیده بودند؛ «سرود فتح تهران» را ساخته بودند، داشتند تمرین می‌کردند برای آمدن. گفتند تهران را خالی کنید و مجموعه‌ای از این اتفاقات رخ داد. وقتی به آن نتیجه نمی‌رسند، اگر ما این صحنه را درست تصور کنیم، کمک می‌کند آن سرافرازی و آن پیروزی را واقعاً حس کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند «ما در این جنگ پیروز شدیم، آمریکا شکست خورد، رژیم شکست خورد»، باید این را با پوست و گوشت و استخوان درک کنیم؛ هم پیروزی را، هم شکستِ طرف مقابل را... .&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;وقتی درباره «محاسبات دشمن» صحبت می‌کنیم، یک بُعد دیگر هم مطرح است: چه چیزی باعث می‌شود این محاسبات اشتباه از آب دربیاید؟ قطعاً بخشی از پاسخ ناظر به ظرفیت‌ها و اقتدار درونی ماست. بیایید درباره همین صحبت کنیم؛ چه می‌شود که ایران، «ایران» می‌ماند و قابل قیاس با برخی کشورها نیست؟ ریشه‌ها و عناصرِ مستحکم این اقتدار دقیقاً چیست که محاسبات دشمن را به هم می‌زند و به نتیجه نمی‌رساند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، هرکدام از این اتفاقاتی که من فهرست‌وار به بعضی‌شان اشاره کردم -مثل فتنه ۸۸، جنگ تحمیلی و همین جنگ دوازده‌روزه- پشتوانه‌ای از نظریه‌پردازی دارد. مثلاً در فتنه ۸۸ بحث «انقلاب مخملی» یک پشتوانه تئوریک بود؛ روی آن کار کرده بودند، نظریه‌پردازی کرده بودند و در چند کشور هم اجرا کرده بودند: در اوکراین اجرا کرده بودند، در گرجستان اجرا کرده بودند و به نتیجه رسیده بود. بنابراین احساس می‌کردند این یک «طراحی» است که می‌توانند در هر کشوری اجرا کنند و همان نتیجه را در کشور بعدی هم بگیرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد جنگ تحمیلی هم محاسباتی داشتند؛ در مورد همین جنگ اخیر هم به همین شکل. حالا وقتی همان طرح‌ها -با قوت و حتی گاهی با سرمایه‌گذاری بیشتر- اجرا می‌شود، اما در ایران به نتیجه نمی‌رسد، این سؤال پیش می‌آید که چرا؟ چرا این الگوها در برخی کشورها نتیجه داده، اما درباره ایران این اتفاق نیفتاده و آن‌ها به هدفشان نرسیده‌اند؟ اینجا به نظرم باید تفاوت‌های خودمان و آنچه ما را از دیگران متمایز می‌کند، دقیق بشناسیم. اگر بخواهم چند مورد را اشاره کنم: یک بخش، برمی‌گردد به فرهنگ و تاریخ ایران؛ کشوری با چند هزار سال پیشینه تمدنی و سابقه تاریخی اثرگذار در مجموعه اتفاقات جهانی. ما چنین پیشینه‌ای داریم، اما بسیاری از کشورهایی که مثال می‌زنیم، چنین سابقه و تمدنی ندارند. امروز حتی برخی از کشورهای اطراف ما دارند برای خودشان تاریخ می‌سازند؛ دنبال این هستند که تمدنی را به شکل امروزین بسازند. گاهی حتی آثار باستانی می‌سازند؛ یعنی یک جور جعل تاریخ می‌کنند. همین نشان می‌دهد این مسئله چقدر مهم است: وقتی یک کشور فاقد آن باشد، می‌فهمد «نداشتنِ» چنین سرمایه‌ای چه اثر و اهمیتی دارد؛ برای همین به شکل‌های مختلف سعی می‌کنند برای خودشان تاریخ و تمدن و پیشینه تمدنی درست کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;به قول دوستی می‌گفت دنبال ساختن «تمدن پلاستیکی»اند&lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله؛ و خب این نتیجه هم نمی‌دهد. اما همین تلاش‌ها نشان می‌دهد این مؤلفه -تاریخ و فرهنگ- در بزنگاه‌ها اثر خودش را نشان می‌دهد؛ کما اینکه درباره ما نشان داده است. این یک تفاوت مهم ما با بسیاری از کشورهاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته دیگر در مؤلفه‌ها، دین است. جامعه ایرانی حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی چهارده قرن، این تجربه را داشته و دین با فرهنگ و تمدن ایرانی آن‌چنان عجین شده که تفکیک‌پذیر نیست. ریشه‌های دینی -به‌ویژه در مکتب تشیع- و ارتباطی که مردم ما با اهل‌بیت &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیهم‌السلام &lt;/span&gt;دارند، فوق‌العاده اثرگذار است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شما در دوران جنگ تحمیلی اگر مطالعه کنید، می‌بینید سربندهای رزمندگان در عملیات‌ها چه بوده: نام ائمه &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیهم‌السلام&lt;/span&gt;؛ «یا زهرا»، «یا امیرالمؤمنین»، «یا ابوالفضل» و... رزمنده‌ها با همین‌ها انرژی می‌گرفتند و عملیات انجام می‌دادند. اسم رمزهای عملیات هم به نام پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، «یا علی»، «یا حسین» و... بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پس دین در عرصه‌های مختلف حضور دارد. شما در فتنه ۸۸ می‌بینید اهانت به روز عاشورا چگونه مردم را در ۸ دی -در برخی شهرها- و ۹ دی بعد از عاشورا به صحنه می‌آورد. این‌ها نشانه ریشه‌های عمیق دینی و اعتقادی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از طرف دیگر، ویژگی‌های فرهنگی خود مردم هم بسیار مهم است. مردم ما در بزنگاه‌هایی رفتارهایی از خودشان نشان می‌دهند که همه محاسبات را به هم می‌ریزد؛ مثل همین جنگ دوازده‌روزه. دشمن یک حساب ویژه روی واکنش مردم باز کرده بود. آن‌ها قبل از جنگ -از زمستان ۱۴۰۳- در جلسات مختلف و در مجموعه‌های تصمیم‌گیری‌شان دو نظریه را مطرح می‌کردند:&lt;br /&gt;
	یک ما جنگ کنیم، مردم شورش می‌کنند. دو صبر کنیم مردم شورش کنند، بعد ما جنگ کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آن‌ها مدل اول را اجرا کردند؛ یعنی گفتند جنگ می‌کنیم و مردم شورش می‌کنند. جنگ کردند، اما مردم نه‌تنها شورش نکردند، بلکه انسجام و همدلی و اتحاد را به شکلی نشان دادند که خیلی‌ها را شگفت‌زده کرد. حالا دارند مدل دوم را دنبال می‌کنند؛ یعنی زمینه‌های آشوب و اغتشاش فراهم شود و بعد وارد شوند که ان‌شاءالله در این هم شکست خواهند خورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پس بخشی از ماجرا، به خود مردم و ویژگی‌های هویتی آن‌ها برمی‌گردد؛ همان بخش‌هایی که در بزنگاه‌ها خودش را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;در واقع دشمن تلاش می‌کند به هویت ملّت ایران خدشه وارد کند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله. وقتی می‌گوییم «هویت»، مجموعه دین و فرهنگ ایرانی و همه این‌ها در آن وجود دارد. اینکه دشمن این‌قدر تلاش می‌کند جامعه ما را بی‌هویت کند و برای «انقطاع هویتی» سرمایه‌گذاری می‌کند، به همین دلیل است؛ چون می‌داند تا وقتی این هویت وجود داشته باشد، اجازه نمی‌دهد آن اتفاقاتی که می‌خواهند رخ بدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته دیگر، وضعیت نیروهای مسلح ماست. نیروهای مسلح ما با بسیاری از نیروهای مسلح دنیا متفاوت‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بخش مهم تفاوت این است که از متن مردم جوشیده‌اند. سپاه و بسیج نیروهایی هستند که از متن مردم بیرون آمده‌اند. خودِ بسیج یعنی مردم؛ بسیج نیرویی نیست که در پادگان بخوابد. وقتی اتفاقی می‌افتد وارد صحنه می‌شود؛ و فقط هم نیروی مسلح نیست، در بزنگاه‌ها یک کنش اجتماعی هم از خودش نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سپاه زاییده انقلاب است و با فلسفه دفاع از انقلاب شکل گرفته؛ بر اساس اساسنامه‌ای که برایش تدوین شده. به لحاظ فکری و اعتقادی هم -هم سپاه و هم ارتش- ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را متفاوت می‌کند. امروز ارتش ما هم همین ویژگی‌ها را دارد، یعنی این ویژگی‌ها به هم نزدیک شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این دفاع شجاعانه، ایستادگی و عنصر شهادت‌طلبی که در نیروهای مسلح ما وجود دارد، چیزی است که آن‌ها را از بسیاری از نیروهای مسلح دنیا متمایز می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و آنچه همه این مؤلفه‌ها را کنار هم جمع می‌کند و به ظهور می‌رساند، رهبری است. ما در این کشور رهبری‌ای داریم که این مؤلفه‌ها را به‌خوبی می‌شناسند: هویت و فرهنگ ایرانی را می‌شناسند، فرهنگ اسلامی را می‌شناسند، به پیشینه تمدنی این کشور اشراف دارند، وضعیت دنیا را می‌دانند و مردم را باور دارند. وقتی این مؤلفه‌ها کنار هم جمع می‌شود، این تمایز را ایجاد می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و نکته پایانی -که یک مؤلفه بسیار مهم است و دشمن اساساً روی آن محاسبه نمی‌کند و ما باید خیلی روی آن حساب باز کنیم- نصرت الهی است. این مؤلفه در محاسبات دشمن هیچ جایگاهی ندارد. واقعه طبس از این منظر، مثال خوبی در این زمینه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنگ دوازده‌روزه هم وقتی به نتیجه نمی‌رسند، آقا می‌فرمایند این کار خدا بود که این نقشه باطل شد. این امداد الهی و نصرت الهی در محاسبات دشمن نمی‌آید؛ اما ما باید روی آن حساب کنیم. حساب باز کردنِ ما یعنی چه؟ یعنی زمینه جذب آن نصرت و امداد الهی را فراهم کنیم. با چه؟ با این سنت الهی إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرْکُمْ یعنی تصمیم ما این باشد که دین الهی و اهدافی را که خدای متعال تعیین کرده دنبال کنیم. آن بخش را مطمئن باشیم که خداوند وعده‌اش وعده صادق است. اگر ما کارمان را درست انجام بدهیم و در مسیر نصرت دین خدا باشیم، خدای متعال حتماً نصرت خودش را می‌رساند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این چیزی است که دشمن نه درکش می‌کند، نه در محاسباتش برای آن حساب و کتابی باز می‌کند. می‌شود گفت اگر نگوییم همه ضربه را از اینجا خورده، بخش مهمی از ضربه را از همین‌جا خورده است؛ چون بقیه چیزها هم دست خداست. یعنی این رهبر، رهبری نیست که بگوید «من این کار را کردم». وقتی می‌خواهد کاری انجام بدهد، به خدای متعال متوسل می‌شود؛ توسلش بیشتر می‌شود. ایمانی که به مردم دارد، یک مبنای اعتقادی و دینی دارد؛ مردم دل‌هایشان به هم گره می‌خورد و انسجام پیدا می‌کنند؛ این هم هدایت الهی است و بخشی از تحقق نصرت الهی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این مجموعه مؤلفه‌ها -که بخشی از آن را به‌صورت مادی و ظاهری می‌بینیم و بخشی از آن قابل مشاهده شهودی به آن معنا نیست، اما کاملاً درک می‌کنیم که واقع می‌شود- از اول انقلاب تا امروز وجود داشته و نتیجه‌اش این شده که محاسبات دشمن غلط از آب درآمده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;شما همه این‌ مؤلفه‌ها را برشمردید، اما یک سؤال اینجا برای من باقی مانده است. آیا اندیشکده‌های دشمنان ملّت ایران، که به طور تخصصی و متمرکز درباره مردم ایران، ویژگی‌های رفتاری آنان و دیگر خصوصیات آنها پژوهش و تحقیق می‌کنند، چگونه باز هم نمی‌توانند رفتارهای این ملّت بزرگ را تحلیل کنند؟ آیا در جلسات متعددی که &lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;بیست سال&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;درباره‌اش فکر شده، این مؤلفه‌ها را ندیده‌اند؟ چرا نهایتاً به نتیجه نمی‌رسند و خروجیِ این محاسبات اشتباه از آب در می‌آید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این انقلاب مستظهر به امداد و نصرت الهی است، اگر این را می‌فهمیدند و درک می‌کردند، احتمالاً بسیاری از این کارها را انجام نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آن‌ها در محاسبات مادی -که درباره همه کشورها انجام داده‌اند و نتیجه‌اش را هم گرفته‌اند- روی همان مؤلفه‌ها حساب می‌کنند. مثلاً توان نظامی ما را برآورد می‌کنند: می‌گویند ما چقدر موشک داریم، قدرت موشک‌ها چگونه است، پدافندمان چگونه است. این‌ها را می‌توانند محاسبه کنند و محاسبه هم می‌کنند و ممکن است از نتایجش هم استفاده کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما یک بخش‌هایی را نمی‌توانند محاسبه کنند؛ مثل همان مؤلفه‌هایی که مشهود نیست، مانند نصرت و امداد الهی. و بعد، برخی پیامدهای آن را هم درست نمی‌توانند محاسبه کنند؛ مثل واکنش مردم. تصورشان این بود مردم واکنش دیگری نشان می‌دهند، اما دیدند آن‌طور نشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین آن‌ها تلاش زیادی می‌کنند؛ حتماً هم بعد از این جنگ دوباره اندیشکده‌هایشان فعال شده‌اند و فعال هستند تا ببینند کجا دچار خطا شده‌اند. اما چون در دستگاه محاسباتی‌شان بعضی از این مؤلفه‌ها اساساً «تعریف نشده»، طبیعی است در اقدامات بعدی ممکن است در بخش‌های مادی پیشرفت‌هایی داشته باشند، ولی آن بخش‌های دیگر را نمی‌توانند محاسبه کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong style=""&gt;ما خودمان را در یک نزاع آخرالزمانی می‌دانیم و نسبتِ دشمنان در این جنگ با ایران، به نظر من کاملاً وجودی است؛ یعنی اگر حمله‌ای می‌کنند، به این دلیل است که معتقدند اگر این کار را نکنند نابود می‌شوند؛ هم به جهت توسعه گفتمان جمهوری اسلامی در جهان، هم به جهت قدرتمندی کشور ما در حوزه‌های مختلف&lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;علمی، نظامی و ... است. خواستم این را عرض کنم که بعضی وقت‌ها باید در زندگی روزمره‌مان هم بدانیم در مسیری قدم برمی‌داریم که رو به یک اتفاق بزرگ در عالم است و انقلاب اسلامی مقدمه آن اتفاق بزرگ است&lt;/strong&gt;&lt;strong style=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;به عبارتی همان چیزی که از آن به «نبرد تمدنی» یاد می‌کنیم -که کاملاً واقعی هم هست- اما این نکته را هم اضافه کنم: وقتی می‌گویم امداد و نصرت الهی، معنایش این نیست که ما بعد از جنگ، بخش‌های پژوهشی و علمی‌مان یا مجموعه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرمان ننشینند اشکالات را بررسی کنند. نه؛ ما هم طبیعتاً محاسبه داریم، برآورد داریم، بازنگری داریم. ارتقای توان نظامی، امنیتی و دفاعی را هم داریم و اصلاً باید داشته باشیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نصرت الهی به این معنا نیست که دست روی دست بگذاریم و بنشینیم؛ اتفاقاً اگر این کار را کنیم، آن نصرت هم نمی‌آید. نصرت الهی این است که ما همه توان و بضاعت‌مان را به کار بگیریم برای یاری دین خدا؛ بعد خدا هم نصرت خودش را می‌رساند. اگر تنبلی کنیم، اگر بی‌دقتی کنیم -چون نظام هستی سنت‌هایی دارد- اگر آن سنت‌ها را رعایت نکنیم، دشمن بر ما فائق می‌آید. این‌طور هم نیست که خدا «سند شش‌دانگ» داده باشد که شما هر کاری بکنید، من یاری‌تان می‌کنم. بنابراین ما هم در حال ارتقای توان دفاعی و نظامی هستیم و در کنارش به نصرت الهی هم توجه داریم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و جمله آخر: آن‌ها تلاش می‌کنند «شبیه‌سازی» کنند. در فتنه ۸۸ می‌خواستند ایران را شبیه انقلاب‌های مخملیِ آسیای میانه کنند. در وقایع دیگر هم همین‌طور؛ امروز مثلاً ماجرای ونزوئلا را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا به‌نوعی آن را درباره ایران تکرار کنند. ما باید این را خیلی خوب بدانیم: ایران نه اوکراین است، نه گرجستان، نه سوریه، نه ونزوئلا. تنها چیزی که می‌توانیم بگوییم این است که ایران، ایران است؛ با همه مختصاتی که بخشی از آن منحصر به‌فردِ کشور ماست و بخشی از آن هم اگر هر جای دیگر دنیا شکل بگیرد، می‌تواند نتایج مشابهی از خودش بروز بدهد.&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62438" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Jan 2026 14:20:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191</link>
<guid>62191</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62191/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: rgb(255, 255, 255); max-width: 100%; font-family: tahoma; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: 400; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-align: justify; text-indent: 0px; text-transform: none; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; white-space: normal; text-decoration-thickness: initial; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; color: rgb(105, 105, 105);"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: transparent; border: none; max-width: 100%; width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: transparent; border: none; max-width: 100%; width: 6px; height: 10px;" /&gt; آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.&lt;br /&gt;
	برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: rgb(255, 255, 255); max-width: 100%; font-family: tahoma; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: 400; letter-spacing: normal; text-align: justify; text-indent: 0px; text-transform: none; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; white-space: normal; text-decoration-thickness: initial; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial;"&gt; رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="--tw-border-spacing-x: 0; --tw-border-spacing-y: 0; --tw-translate-x: 0; --tw-translate-y: 0; --tw-rotate: 0; --tw-skew-x: 0; --tw-skew-y: 0; --tw-scale-x: 1; --tw-scale-y: 1; --tw-pan-x: ; --tw-pan-y: ; --tw-pinch-zoom: ; --tw-scroll-snap-strictness: proximity; --tw-gradient-from-position: ; --tw-gradient-via-position: ; --tw-gradient-to-position: ; --tw-ordinal: ; --tw-slashed-zero: ; --tw-numeric-figure: ; --tw-numeric-spacing: ; --tw-numeric-fraction: ; --tw-ring-inset: ; --tw-ring-offset-width: 0px; --tw-ring-offset-color: #fff; --tw-ring-color: #3b82f680; --tw-ring-offset-shadow: 0 0 #0000; --tw-ring-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow: 0 0 #0000; --tw-shadow-colored: 0 0 #0000; --tw-blur: ; --tw-brightness: ; --tw-contrast: ; --tw-grayscale: ; --tw-hue-rotate: ; --tw-invert: ; --tw-saturate: ; --tw-sepia: ; --tw-drop-shadow: ; --tw-backdrop-blur: ; --tw-backdrop-brightness: ; --tw-backdrop-contrast: ; --tw-backdrop-grayscale: ; --tw-backdrop-hue-rotate: ; --tw-backdrop-invert: ; --tw-backdrop-opacity: ; --tw-backdrop-saturate: ; --tw-backdrop-sepia: ; margin: 0px; padding: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; background: rgb(255, 255, 255); max-width: 100%; font-family: tahoma; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: 400; letter-spacing: normal; orphans: 2; text-align: justify; text-indent: 0px; text-transform: none; widows: 2; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; white-space: normal; text-decoration-thickness: initial; text-decoration-style: initial; text-decoration-color: initial; color: rgb(105, 105, 105);"&gt; را تشکیل می‌دهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛&lt;/strong&gt;&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.&lt;/strong&gt;&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;(۲)&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُن&lt;span dir="LTR"&gt;CO۲ &lt;/span&gt; به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_2462192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_2062192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_1562192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.&lt;/strong&gt;&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;(۳)&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: &lt;span style="font-size:11px;"&gt;«&lt;strong&gt;کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین&lt;/strong&gt;»&lt;/span&gt;؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_2562192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;نه، گرم نبود آقای دکتر.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_2762192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_2362192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62192"&gt;&lt;img alt="" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62192/C/14041006_3062192.jpg" style="width: 300px; height: 209px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;div class="boxSoutitr1"&gt;&lt;img class="imgQute1" align="absbottom" src="image/ver2/spacer.gif"/&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
	خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید:&lt;br /&gt;
	&lt;a&gt;این&lt;/a&gt; ما و منی جمله ز عقل است و عقال است&lt;br /&gt;
	در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی &lt;a href="#4"&gt;(۴)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)&lt;br /&gt;
		&lt;a name="4"&gt;۴&lt;/a&gt;) از اشعار حضرت امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62194" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Dec 2025 17:08:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مسعود می‌گفت تمام توانم را برای انقلاب می‌گذارم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62044</link>
<guid>62044</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62044/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت به مناسبت شهادت استاد دانشمند آقای دکتر مسعود علیمحمدی این‌گونه مرقوم داشتند: «شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علی محمدی رضوان الله علیه را به مادر و همسر و خاندان گرامیش و به همه‌ی دوستان و شاگردان و همکارانش تبریک و تسلیت عرض می‌کنم. دست جنایت‌کاری که این ضایعه را آفرید، انگیزه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بی‌گمان همت دانشمندان و استادان و دانش‌پژوهان کشور، به رغم دشمن، این انگیزه‌ی خباثت‌آلود را ناکام خواهد گذاشت. علوّ درجات آن شهید سعید و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.»&lt;/span&gt; &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=8614"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۸/۱۰/۲۵&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;مسعود علیمحمدی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;دانشمند هسته‌ای و &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;استاد برجسته فیزیک دانشگاه تهران بود که صبحگاه ۲۲ دی ۱۳۸۸ مقابل منزلش ترور شد و به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ee82ee;"&gt;بخش «ریحانه»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; به مناسبت ایام سالگرد شهادت این دانشمند هسته‌ای در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;سرکار خانم دکتر منصوره کرمی، همسر گرانقدر شهید مسعود علیمحمدی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;زندگی خانوادگی و ویژگی‌های اخلاقی، علمی و کاری این شهید سعید &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;را بررسی کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;لطفاً از روند آشنایی و ازدواج‌تان با دکتر علیمحمدی بگویید، این ازدواج چگونه و در چه سالی شکل گرفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ازدواج ما در تاریخ ۲۲ مهرماه ۱۳۶۱ انجام شد. کلاً هجده روز از خواستگاری تا بله‌برون طول کشید و همه چیز در طی این هجده روز ــ تا آنجایی که یادم است ــ انجام شد. خب، آن موقع‌ها ازدواج‌ها خیلی ساده بود و ازدواج ما هم یک ازدواج سنتی بود. مادر مسعود یادم است که عکس مسعود را اول آورد و به ما نشان داد. مسعود آن زمان جبهه بود. ما عکس را پسندیدیم. البته از لحاظ اخلاقی، فکری و اعتقادی ــ که برای خانواده‌ی من بسیار مهم بود ــ کاملاً مطلع بودیم، چون برادر من با ایشان دوست بود. فقط ظاهر ایشان را ندیده بودم که عکس‌شان را دیدیم و پسندیدیم. قرار شد آن‌ها تماس بگیرند؛ البته قرار بود ما جواب بدهیم و بعد آن‌ها تماس بگیرند. جواب ما مثبت بود. بعد از دو هفته مادر مسعود تماس گرفت و گفت که مسعود جبهه بوده، آنجا حالش خیلی بد می‌شود، تب‌های شدید می‌کند و ظاهراً از همان‌جا او را برمی‌گردانند. من همیشه می‌گویم شاید خداوند خواسته مسعود دیگر جبهه نرود و زنده بماند و این مسیر علمی کشور را طی بکند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;از ویژگی‌های اخلاقی و به‌خصوص بُعد عاطفی شهید برایمان بگویید، شما ایشان را فردی بسیار عاطفی توصیف کرده‌اید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;خب، مسعود خیلی عاطفی بود برخلاف ظاهرش که بسیار آدمی بود که جذبه داشت. شاید خیلی از افرادی که دورادور ایشان را می‌شناختند باورشان نمی‌شد، ولی واقعاً بسیار آدم عاطفی بود. یادم است زمانی که نمره‌های دانشجویانش را می‌خواست اعلام بکند ــ مثل الآن همه چیز مجازی نبود ــ نمره‌ها را پشت در اتاقش می‌زد. بعد می‌گفت من روزهایی که نمره‌های بچه‌ها را پشت در اتاق می‌گذارم، فردایش دیگر دانشگاه نمی‌روم، چون بچه‌ها می‌آیند گریه می‌کنند، خیلی‌هایشان از من نمره می‌خواهند و من نمی‌توانم، این بی‌عدالتی است. آن که درس خوانده با آن که درس نخوانده خیلی متفاوت است. همه هم می‌گویند «ما مشکل داشتیم». خود من در زندگی‌ام این همه مشکل داشتم و با وجود همه‌ی مشکلات درس خواندم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	مسعود زمانی که دکترا گرفت، دو تا بچه داشت و شاگرد اول دوره‌ی خودش شد. به بهترین نحو درسش را خوانده بود. می‌گفت این‌ها بهانه‌جویی است اما از آن طرف هم وقتی می‌آیند گریه‌زاری می‌کنند، من واقعاً نمی‌توانم تحمل بکنم. پیشنهاد این‌که فردایش نرود سرِ کار، از من بود. می‌گفتم وقتی اعصابت این‌قدر به هم می‌ریزد، نرو دانشگاه، همان روز در خانه بمان. تو که هر جایی می‌توانی کارت را انجام بدهی. در خانه هم همین‌طور بود، خیلی خیلی عاطفی بود. شاید باورتان نشود، زود اشکش درمی‌آمد. وقتی از موضوعی ناراحت می‌شد، وقتی دلش برای کسی می‌سوخت، به هر شکلی که می‌توانست، دوست داشت کمک بکند. فکر می‌کنم همین حس عاطفی بودنش بود که باعث می‌شد قلبش برای مملکتش بتپد. همیشه یادم است وقتی صحبت می‌شد، می‌گفت خیلی خون پای این کشور و انقلاب ریخته شده و من نمی‌توانم سرسری بگیرم، نمی‌توانم نسبت به این موضوع بی‌اهمیت باشم. من باید تمام توانم را بگذارم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در بُعد معنوی و اعتقادی، شهید علیمحمدی چه ویژگی‌هایی داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;مسعود خیلی مذهبی بود. از همان ابتدا که آمد، یک خانواده‌ی مذهبی داشت. نسبت به یک‌سری مسائل تقیّد زیادی داشت، در مسائل حرام و حلال بسیار آدم دقیقی بود. یادم است یک وقت‌هایی می‌رفتم در اتاقش که مشغول کاری بود. کاری که معمولاً نباید کسی می‌دید و این کارها را در خانه انجام می‌داد. آدم وقتی همسرش در خانه است و یک چیزی به ذهنش می‌رسد، سریع می‌رود با او صحبت می‌کند. من همین کار را می‌کردم. یک‌بار دعوایم کرد و گفت: «وقتی این‌طور پا می‌شوی و وارد اتاق می‌شوی، تمام مطالعاتی که من در این یکی دو ساعت انجام داده‌ام می‌پرد. من برای این کار ساعت می‌گیرم. حالا که این‌ها پرید، دوباره باید از اول شروع کنم. نمی‌دانم با این زمان چه کار کنم.» خیلی برایش مهم بود که مبادا «یک قران نانِ کثیف یا ناحلال» وارد زندگی‌اش بشود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یادم است سال ۱۳۸۸، مبلغ سی میلیون تومان می‌خواستند به او بدهند. از بنیاد نخبگان با او تماس گرفته بودند و گفته بودند: «چرا نمی‌آیی چک را ببری؟» گفته بود: «چک چی؟» گفته بودند: «چک برای شماست و به نام شما صادر شده.» حتی از همکارهایش پرسیده بود: «بنیاد نخبگان به شما هم چک داده؟» و همه گفته بودند: «نه». با اصرار آن‌ها، مسعود می‌رود. می‌بیند واقعاً یک چک سی میلیون تومانی است. باور کنید آن موقع با سی میلیون تومان می‌شد یک خانه‌ی خیلی خوب خرید. آمد خانه و چک را آورد و گفت: «من دوست ندارم این پول وارد خانه‌ام شود.» گفته بود: «رفتم گروه فیزیک، گفتم اگر برای آزمایشگاه وسیله‌ای لازم دارید، من سی میلیون تومان دارم، این پول را برای این کار گذاشته‌ام.» دانشگاه تهران آن زمان از نظر تجهیزات خیلی فقیر بود، نمی‌دانم الان چه‌طور است. رفته بود و گفته بود: «اگر وسیله‌ای لازم دارید، بگویید.» آن‌ها گفته بودند یک وسیله می‌خواهیم که شش میلیون و خرده‌ای هزینه دارد. مسعود گفته بود: «بروید بخرید، فاکتورش را بیاورید، من پرداخت می‌کنم.» که همین کار را هم انجام داده بود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یک دانشجویی هم داشت که وضع مالی‌اش خوب نبود. به او می‌گفت: «چرا درس نمی‌خوانی؟» بچه‌ی درس‌خوان و زرنگی بود. گفته بود: «مجبورم بروم سر کار تا بتوانم زندگی‌ام را بچرخانم.» مسعود به او گفته بود: «ببین، من ماهی دویست هزار تومان به تو می‌دهم.» آن موقع واقعاً با دویست هزار تومان می‌شد زندگی را چرخاند، در حدی که یک فرد خرج خودش را بدهد. یک پولی هم به او داده بود و گفته بود: «برو یک موبایل ساده بخر.» چون مسعود خیلی پیگیری می‌کرد که ببیند دانشجوهایش کارهایشان را انجام داده‌اند یا نه. گفته بود: «من هر وقت زنگ می‌زنم، پدر شما گوشی را برمی‌دارد. من خجالت می‌کشم. نمی‌خواهم مزاحم خانواده‌ات بشوم. یک موبایل بخر که من هر وقت لازم بود با تو تماس بگیرم تا ببینم کارت را انجام داده‌ای یا نه.» بقیه‌ی پول مانده بود. یادم است یک روز آمد و به من گفت: «۲۲ میلیون تومان در فلان جا و فلان حساب گذاشته‌ام. این مال من نیست. حواست باشد اگر یک روزی من نبودم، فکر نکنی این جزو اموال من است. این باید خرج دانشگاه تهران بشود. من نیت کرده‌ام که خرج دانشگاه تهران شود.» بعد از شهادت ایشان، من پول را بردم دانشگاه تهران. به دوستان‌شان گفتم: «مسعود چنین چیزی گفته بود و من این مبلغ را به دانشگاه تهران هدیه می‌کنم برای تجهیزاتی که لازم است.» آن‌ها هم گفتند گروه فیزیک سایت کامپیوتری ندارد. بعدها گفتند: «ما این‌قدر این ۲۲ میلیون را روی سر مسئولین کوبیدیم تا دکتر عباسی ــ که آن زمان رئیس سازمان انرژی اتمی بود ــ ۴۵۰ میلیون کمک از ایشان گرفتیم و بقیه‌اش را از مسئولین دیگر و این سایت را راه انداختیم.» این است که می‌گویم این‌قدر تقیّد داشت. می‌توانست بگوید چرا باید فکر کنم این پول از کجا آمده. می‌توانست خودش را بزند به آن راه یا توجهی نکند، ولی نه، خیلی دقیق بود در این امور.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	در حساب‌وکتابی هم که با خانواده داشت، خیلی دقیق بود. پدرشان که به رحمت خدا رفت، در حساب‌وکتاب ارث و میراث، یک قِران را هم با دقت حساب می‌کرد. مسعود ماشین نداشت. وقتی پدرش رحمت خدا رفت، از ماشین پدرش استفاده می‌کرد. ما با موتور این طرف و آن طرف می‌رفتیم. بلافاصله آمد به خانواده‌اش گفت: «بهتر است حساب این ماشین را که من دارم استفاده می‌کنم، مشخص کنید. اگر می‌خواهید، من حاضرم آن را بخرم. سهم خودم را می‌برم و بقیه‌ی پول را هم می‌پردازم تا سهم بقیه هم داده شود.» که آن‌ها قبول کردند و سهم بقیه را داد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;چرا شهید علیمحمدی ترجیح می‌داد کارهای علمی‌اش را در خانه انجام دهد و نه در محیط دانشگاه یا محل کار؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، خب مسعود بیشتر کارهایش علمی بود. می‌گفت: «در دانشگاه نمی‌توانم انجام بدهم، چون همکارها یا دانشجوها در اتاق می‌آیند و اگر من حواسم نباشد، کافی است یک فرمول را ببینند، کسی که فیزیک خوانده دقیق متوجه می‌شود.» سرِ کار هم خودش خیلی مسائل امنیتی را رعایت می‌کرد. می‌گفت: «درواقع آنجایی که من کار می‌کنم، فقط محسن (شهید فخری‌زاده) من را می‌شناسد و یک نفر دیگر. هیچ‌کس دیگر، حتی کارمندها، نمی‌دانند من چه کار می‌کنم، فقط رده‌های بالا می‌شناسند.» برای همین می‌گفت: «هرچه ترددم را کمتر بکنم، بهتر است تا کمتر شناسایی بشوم.» و این را هم می‌گفت که در خانه احساس آرامش بیشتری دارد. او از این آدم‌هایی نبود که بنشیند ساعت‌ها حرف بزند. معمولاً همکارها می‌نشستند به بگو و بخند، یا راجع به یک موضوعی چند ساعت صحبت می‌کردند. می‌گفت: «نه، من وقتم را به بطالت نمی‌گذرانم.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یادم است یک روز با شهید فخری‌زاده و یک گروه علمی، درباره‌ی یک پروژه جلسه داشتند. می‌گفت: «هیچ‌کس گوشی تلفن همراه در جلسه نمی‌برد.» تلفن همراه خودش را به رئیس دفتر شهید فخری‌زاده داده بود ــ که او هم دانشجوی فیزیک بود ــ و گفته بود: «رأسِ فلان ساعت که جلسه تمام می‌شود، من را صدا بزن، باید بروم، کار مهمی دارم.» آن فرد می‌گفت: «جلسه تمام شد، صدایش زدم و گفتم آقای دکتر، شما گفته بودید شما صدا را بزنم.» بعد به ایشان گفتم: «آقای دکتر، من یک سؤال داشتم.» ایشان هم گفته بود: «سؤالت را بگو.» می‌گفت: «دقیقاً دو ساعت نشست و درباره‌ی موضوعی که برای من مشکل ایجاد کرده بود، توضیح داد.» به ایشان گفتم: «شما که عجله داشتید.» و شهید علیمحمدی جواب داده بود: «من عجله دارم که زودتر برگردم سر کارهای اصلی‌ام. وقتی بدانم لازم است، وقتم را می‌گذارم.» آن فرد می‌گفت: «هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که دکتر ــ با اینکه می‌خواست برود ــ نگفت این یک کارمند است، حالا ولش کن. برایش مهم بود به سؤالاتم جواب بدهد.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به رفت‌وآمدهای زیاد منزل‌تان، آیا در مهمانی‌ها یا جمع‌های دوستانه پیش می‌آمد که درباره‌ی کارهای علمی‌اش توضیح بدهد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;یادم است همان سال ۱۳۸۸ ما یک مهمانی گرفتیم، همه دوستان مسعود بودند؛ از بچه‌های دانشگاه شریف ــ هم‌دوره‌ای‌هایش ــ تا فکر کنم بچه‌های شیراز. خب، خانم خانه قبل از مهمانی، خانه را تمیز می‌کند دیگر. من رفتم اتاق مسعود را تمیز کنم چون معمولاً هر کس می‌خواست نماز بخواند، مخصوصاً آقایان، من آن‌ها را به آن اتاق می‌فرستادم. به من گفت: «به اتاق من اصلاً دست نزن، اول باید پاک‌سازی بشود بعد تمیز بشود.» یادم است خودش همه چیز را جمع‌وجور کرد. گفتم: «پاک‌سازی یعنی چه؟ خب این‌ها را جمع کن یک گوشه بگذار، دوباره می‌خواهی پهن‌شان کنی.» گفت: «نه. این‌هایی که می‌آیند، آدم‌های حواس‌جمعی‌اند. کافی است یک جمله، یک فرمول، یک چیز ببینند و متوجه می‌شوند من چه کار می‌کنم. بنابراین، باید همه چیز را خودم جمع کنم.» خیلی وقت‌ها هم اجازه نمی‌داد من وارد اتاق بشوم. یعنی گردگیری روی میز و وسایلش را خودش انجام می‌داد. من فقط یک جارو می‌زدم و می‌رفتم. یادم است یک‌بار خانه‌ی مادرم بودیم، خیلی سال پیش بود، اوایل دهه‌ی ۸۰. آن زمان تلویزیون خیلی درباره‌ی «کیک زرد» برنامه نشان می‌داد. بعد شوهرخواهرم ــ فکر می‌کنم ــ گفت: «آقا مسعود! کیک زرد چیست؟ این را توضیح می‌دهی؟» من قشنگ یادم است که مسعود توضیح داد. ولی این‌که بخواهد بگوید من چه کار می‌کنم یا وارد جزئیات شود، نه، مطلقاً.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به گفته‌های شما، شهید علیمحمدی در مسائل امنیتی و حفاظتی بسیار دقیق بودند. آیا این دقت باعث می‌شد شما هم از برخی جزئیات مطلع شوید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، خودش خیلی حواسش جمع بود اما این‌طور نبود که ما همه چیز را بدانیم. من یک سری چیزها را می‌دانستم، علتش هم این بود که چون مسعود در خانه کار می‌کرد، هر روز صبح پاکت‌های محرمانه به خانه‌ی ما می‌آمد، روی آن‌ها نوشته شده بود: «فوق سری»، «فوق محرمانه» و این مهرهایی که به قول مسعود هرچه مهر دارند روی این‌ها می‌کوبند! این‌ها را می‌آوردند و به من تحویل می‌دادند. مسعود تأکید می‌کرد که بچه‌ها نبینند. من پاکت‌ها را می‌بردم و در کشوی میزش می‌گذاشتم و قفل می‌کردم، کلید را هم برمی‌داشتم. یک‌بار نمی‌دانم آن نامه‌های محرمانه چه بود که جوابش را فوری می‌خواستند. مسعود آن روز باید دانشگاه می‌رفت. به من گفت مثلاً ساعت ۹ یک آقایی می‌آید، این پاکت را ــ که جواب چیزهایی بود که نوشته بود ــ به او بده. بعد مشخصات آن آقا را دقیق توضیح داد. من فهمیدم موضوع خیلی مهم است. وقتی زنگ در را زدند، من در را باز نکردم، به مسعود زنگ زدم و گفتم: «آن آقا آمد.» گفت: «صبر کن، در را باز نکن.» خودش با آن فرد تماس گرفت، بعد دوباره به من زنگ زد و گفت: «چهره‌اش چه شکلی است؟» تا دم در هم رفتم و چهره‌اش را برایش توضیح دادم. وقتی مطابقت داشت، گفت: «پاکت را بده، مطمئن شدم.» خب، از همین جهت‌ها می‌فهمیدیم که کار، کار مهمی است، کار بااهمیتی است. مسعود هم از لحاظ اعتقادی می‌دانست من هم مثل خودش همان اعتقادات را دارم. و برای اینکه مسائل امنیتی بیشتر رعایت شود، خیلی وقت‌ها مجبور بود چیزهایی را به من بگوید. مثلاً یک دوره‌ای یادم است به من می‌گفت: «اگر تلفن زنگ خورد، نگذار بچه‌ها جواب بدهند؛ خودت جواب بده. مبادا کسی به بچه‌ها زنگ بزند یا چیزی بپرسد.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یا اینکه سال ۱۳۸۴ آمد و خودش به من گفت: «دیگر من لو رفتم. از این جهت ما باید مراقبت بیشتری انجام بدهیم.» نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد. همان سال ۸۴، وقتی مطمئن شد که دنبالش هستند، یک شماره تلفن به من داد و گفت: «هر وقت من گم شدم، هر وقت خانه نیامدم، هر وقت کشته شدم، زخمی شدم، به هر شکل، قبل از اینکه به پلیس زنگ بزنی، قبل از اینکه با اورژانس یا دکتر تماس بگیری، اول به این شماره خبر بده. آن‌ها می‌آیند خانه.» خب، باید رعایت می‌کرد و ما هم باید مطلع می‌شدیم. چون اگر از اهمیت کار خبر نداشتیم، شاید آن مراقبت‌ها را انجام نمی‌دادیم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شما که همیار و همراه شهید بودید، آیا باور داشتید حساسیت ایشان درباره‌ی مسائل امنیتی واقعاً نشان‌دهنده‌ی یک خطر جدی باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;حقیقتش به این شکل نه. من همیشه همه‌جا می‌گویم مثل کسی بود که می‌گویند «اگر مسواک نزنی دندانت خراب می‌شود»؛ حالا بعضی شب‌ها خسته می‌شوی و می‌گویی امشب نزدم، بی‌اهمیت از کنارش رد می‌شوی. واقعاً مثل همان مسواک زدن بود. یعنی من باورم نمی‌شد. مسعود چون اولین شهید هسته‌ای بود، باورم نمی‌شد که دشمن این‌قدر شنیع و خون‌خوار باشد، همسر من را به شکل خیلی بدی کشتند. البته نشان‌دهنده‌ی احمق بودن‌شان بود. یادم است سال ۱۳۸۸، شرایط کشور اصلاً شرایط خوبی نبود. منطقه‌ای هم که ما بودیم، خیلی از مردمش طرفدار انقلاب نبودند. اما دیدنِ کشته شدن مسعود جلوی چشم همسایه‌ها و مردم همان منطقه تأثیرگذار بود. فکر کنید، به‌جز بمبی که گذاشته بودند، یک «بمب صوتی» هم در کنار آن بود. مسئولین امنیتی به من گفتند صدای انفجار تا شعاع شش کیلومتر رفته بود. برای یک فردی که بی‌اسلحه و بدون هیچ وسیله‌ای از خانه خارج می‌شود، نیاز نبود چنین کاری بکنند. من همیشه می‌گویم می‌توانستند در خیابان با یک چاقو هم او را بکشند. این‌ها می‌خواستند رعب و وحشت ایجاد بکنند. تروریسم یعنی همین! کارش ایجاد رعب و وحشت است. اما متوجه این نبودند که مردم ایران وقتی ظلم به کسی را می‌بینند ــ و آن ظلم را در حق خودشان هم می‌دانند ــ واکنششان متفاوت است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یادم است همسایه‌ی روبه‌روی ما، تازه خانه را ساخته بودند؛ شاید شش ماه نشده بود آنجا آمده بودند. آن خانم به خاطر فشارهای روحی و روانی که به او وارد شده بود، تا دو سال مستأجری رفتند. همیشه من را می‌دید و می‌گفت: «تو چه‌طور می‌توانی اینجا زندگی بکنی؟ چه‌طور می‌توانی تحمل بکنی؟» یک حس و حال غریبی در مردم آنجا ایجاد شده بود، منطقه‌ای که ما در آن زندگی می‌کردیم. این ظلم را همه با چشم خودشان دیدند. از این جهت فکر می‌کنم خوب بود؛ یعنی دشمن یک دانشمند بزرگ را از کشور ما گرفت، ولی نتوانست آن تأثیری را که می‌خواست بگذارد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شما فرمودید شهید علیمحمدی در سال ۱۳۸۴ گفته بودند «من لو رفتم». ماجرا دقیقاً چه بود و چرا چنین احساسی پیدا کرده بودند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ما سال ۱۳۸۳ مکه رفتیم، حج تمتع بود. آنجا یک آقا و خانمی بودند، آقا هم‌اتاقیِ مسعود بود، چون در حج تمتع خانوادگی کسی پیش هم نمی‌تواند باشد، آقایان جدا هستند و خانم‌ها هم جدا. ایشان با یک آقایی آشنا شده بود که برادر آن فرد، استاد دانشگاه در دانشکده‌ی فنیِ دانشگاه تهران بود. تابستان ۸۴ بود، ما با آن فرد هیچ ارتباطی نداشتیم و فقط در همان مکه همدیگر را دیده بودیم، بعد از آن دیگر ارتباطی نبود. ولی مسعود به آن آقا گفته بود که من در گروه فیزیک دانشگاه تهران هستم. برادر آن فرد که استاد دانشگاه گروه فیزیک بود با چه مصیبتی شماره مسعود را پیدا کرده بود، تماس گرفته بود و گفته بود من برای یک کار علمی به انگلیس رفته بودم و در کنفرانسی آنجا بودم. من را ۲۴ ساعت گرفتند. من نمی‌دانم تو چه کار می‌کنی و اصلاً تا حالا هم تو را ندیدم، فقط اسمت را شنیده‌ام. ولی دلم برای تو به شور افتاده، آنها در پی کارهای علمی تو هستند، حواست به خودت جمع باشد. مسعود این موضوع را به دوستانش اطلاع داده بود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	بعد، سال ۱۳۸۵، ما از شمال برمی‌گشتیم که یکی از دوستانش زنگ زد و گفت: «من هر جور شده باید تو را ببینم.» مسعود گفت: «ما تازه از سفر برمی‌گردیم، باشد فردا شب بیا.» اما او گفت: «نه، باید امشب ببینمت.» یادم است مستقیم تجریش رفتیم، خریدهای خانه را انجام دادیم و من سریع غذا درست کردم و ایشان با خانواده‌شان آمدند. آخر شب، یکی دو ساعت داخل اتاق مسعود رفتند و صحبت کردند. بعد مشخص شد آن آقا برای کنفرانس علمی به اوکراین رفته بوده و گفته بود: «من را ۴۸ ساعت بردند و درباره‌ی کارهای علمی تو سؤال کردند.» او زیر بار نرفته بود و گفته بود: «من اصلاً چنین فردی را نمی‌شناسم.» مسعود به او گفته بود: «تو اشتباه کردی، آن کسی که آمده سراغت، می‌دانسته ما چقدر با هم در ارتباط هستیم.» این هم گذشت.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	سال ۱۳۸۷ ما برای حج عمره به مکه رفتیم. آنجا دخترخواهرم هم با ما آمده بود، یعنی با من و دخترم. چون مسعود مسئله‌ی محرم و نامحرمی را خیلی رعایت می‌کرد، برای طواف مستحبی گفت: «شما جدا بروید، من هم جدا می‌روم.» یک مهتابی سبزرنگ آن زمان بود که نمی‌دانم الان هست یا نه، همیشه قرارمان همان‌جا بود. ما طواف و نماز را که انجام دادیم، آمدیم زیر مهتابی. مسعود اشاره کرد که دستم را جلو ببرم. یک موبایل کوچک در دستم گذاشت و گفت: «این پیشت باشد.» و گفت: «یک مرد عربی دارد از ما فیلم می‌گیرد. تو مواظب دخترها باش. امکان دارد من را ببرند. فاصله هم از ما نگیر. اگر من را بردند، به تهران اطلاع بده.» ما خانه آمدیم و خدا را شکر اتفاقی نیفتاد. مسعود بعد از آن فقط برای نمازهای جماعت بیرون می‌رفت. می‌گفت: «در شلوغی این‌ها هیچ کاری نمی‌توانند بکنند، ولی موقع خلوت چرا، امکان دارد هر کاری انجام بدهند.» ما ایران برگشتیم، یک سال قبل از شهادت مسعود بود و به دوستان اطلاع داده بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	سال ۱۳۸۸، یک ماه قبل از شهادتش در آذرماه ــ که این ماه همیشه برای من سخت است ــ گفت باید اجلاس سزامی بروم، نماینده‌ی ایران بود، با دکتر شهریاری. دیدم حالش اصلاً خوب نیست. ناراحت شدم و گفتم: «هم سفر خارجی می‌روی، هم اخم می‌کنی؟» گفت: «این دفعه فرق دارد.» گفتم: «چه فرقی دارد؟» گفت: «اولاً دکتر شهریاری را نگذاشتند بیاید. گفتند از نظر امنیتی مشکل دارد.» به آن‌ها گفتم: «برای من هم مشکل دارد؟» گفتند: «نه، برای تو مشکل ندارد.» قبل از آن، منافقین با خود من تماس گرفته بودند، می‌خواستند تخلیه‌ی اطلاعاتی بکنند. مسعود گفت: «با شواهدی که دیدم، احتمال ربایش می‌دهم. وگرنه مرگ که ترسی ندارد، کاش بکشند، شهید می‌شویم. اما من از ربایش می‌ترسم از اینکه مبادا زیر شکنجه طاقت نیاورم و اسامی دوستانم را لو بدهم.» یادم است همان سال گفت: «بهتر است گوشی خودم را نبرم. دوستان رعایت نمی‌کنند اما من باید رعایت بکنم.» گوشی‌اش را با گوشی دخترم عوض کرد. گفت: «یک هفته گوشی تو دست من باشد، گوشی من دست تو. ولی اگر از طرف من زنگ خورد، جواب نده.» گفتم: «این‌بار اصلاً حسابِ این‌که رومینگ می‌افتد و این‌ها را نکن، گوشی روشن باشد.» گفت: «باشد.» مسعود رفت. ۲۴ ساعت هیچ خبری از او نداشتیم. هرچه زنگ زدیم، جواب داده نشد. بعد فهمیدیم آنجا برنامه‌ای بوده که گوشی‌ها از کار افتاده بود، هم گوشی خودش، هم گوشی آن فردی که همراه مسعود بود. بالاخره یکی از همراهانش از طریق هتل توانسته بود تماس بگیرد، به دفتر دکتر زنگ زده بود و گفته بود: «به این شماره هم تماس بگیر و به خانم علیمحمدی بگو حال ما خوب است. شماره‌ی اتاق را هم بده.» من زنگ زدم هتل در اردن و با مسعود صحبت کردم. گفت: «امکان صحبت کردن نداریم، نگران نباش، آن چیزهایی که فکر می‌کردم، نبوده.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	وقتی برگشت، ‌رئیس دانشگاهِ اَمّان ــ او قرار بود وزیر علوم کشور اردن هم بشود ــ او را به اردن دعوت کرده بود برای یک‌سری سخنرانی علمی همراه با خانواده، یک هفته کامل، با هزینه‌ی خودشان. حتی دو بار هم ایمیل زدند و گفتند: «می‌آیی؟ بهترین هتل، راننده، همه چیز در اختیار شما خواهیم گذاشت.» مسعود علاقه‌ی زیادی به آثار تاریخی داشت. آنجا که رفته بود، یک فرصت نصفه‌روزی پیدا کرده بودند و او را جاهای تاریخی برده بودند. خیلی خوشش آمده بود. من به او گفتم: «چرا قبول نکردی؟» هیچ‌وقت ما را سفر خارجی نبرده بود، من خیلی دوست داشتم برویم. تنها سفر خارج از کشورمان زیارت خانه‌ی خدا بود. گفت: «معلوم نیست برای چه باید بیاید این‌همه خرج من و خانواده‌ام را بدهد. امکان دارد دسته‌جمعی ببَرَندمان.» من یک لحظه فکر کردم و گفتم: «من اصلاً این‌طور فکر نکرده بودم.» گفت: «آره، من به خاطر این قبول نکردم.» و بعدش هم که آن اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به فشارهای امنیتی و اضطراب‌هایی که به‌خاطر مراقبت از شهید علیمحمدی بر شما وارد می‌شد، چگونه این شرایط سخت را تحمل می‌کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ببینید، من فکر می‌کنم یک دلیلش علاقه‌ام به همسرم بود. فوق‌العاده دوستش داشتم، فوق‌العاده دوست داشتم که در کارهایش موفق باشد. باور کنید عینِ یک مادری که بچه‌اش را بزرگ کرده باشد، برای من همان حالت را داشت. الان خیلی وقت‌ها که یاد گذشته می‌افتم، یک‌دفعه می‌گویم «الهی بمیرم مادر برایت»، بعد می‌گویم «من که مادرش نبودم، چرا این‌طور می‌گویم؟» یادم است زمانی که دانشجو بود و امتحان داشت، من روز امتحان می‌دویدم دمِ درِ کوچه و می‌پرسیدم: «امتحانت خوب شد؟» می‌گفت: «خیالت راحت، عالی عالی.» خب، من ذره‌ذره زحمت‌های مسعود و علاقه‌اش را دیده بودم و خودم هم به این کشور و این انقلاب اعتقاد داشتم. تنها کاری بود که از دستم برمی‌آمد. الان غبطه می‌خورم، کاش آن موقع که باید درس می‌خواندم، درست درس خوانده بودم، من هم شاید می‌توانستم مثل مسعود کاری انجام بدهم و زندگی‌ام این‌طور به بطالت نگذرد. برای همین، رعایت آن مسائل امنیتی برای من سخت نبود البته خیلی مراقبت می‌کردم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آیا در زندگی روزمره اتفاقاتی پیش می‌آمد که به‌خاطر وضعیت امنیتی، باعث اضطراب شما بشود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله، حالا یک موضوعی هم برایتان بگویم که جلسه‌مان غمگین نباشد. یادم است پسرم سر کار رفته بود، تا رسیده بود، شلوارش پاره شده بود و دیده بود نمی‌تواند با آن کار کند. تاکسی گرفته بود و به خانه برگشته بود. شلوارش را عوض کرده بود و لباسش را هم در ماشین لباسشویی انداخته بود و آن را روشن کرده بود، درِ خانه را هم قفل نکرده بود. من از خرید که برگشتم، دیدم در باز است. گفتم: «من که در را قفل کرده بودم!» ترسیدم، مخصوصاً که صدای ماشین لباسشویی می‌آمد. موبایل نداشتم، چند روز قبلش موبایلم را به پسرم داده بودم که سر کار ببرد. گوشی را از کنار در برداشتم و به حیاط رفتم. به مسعود زنگ زدم و گفتم: «من می‌ترسم، مطمئنم در را قفل کرده بودم. الان در باز است، ماشین لباسشویی هم روشن است و هیچ‌کس خانه نیست.» مسعود شروع کرد غش‌غش خندیدن. گفت: «آره، ایمان این‌جوری شده. شلوارش پاره شده، خورده زمین، شلوارش هم کثیف شده. نمی‌توانسته سرِ کار برود، برگشته خانه و کارش را انجام داده، برو نترس.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یک‌بار دیگر، مسعود یک کتاب به من داده بود درباره‌ی ترور دانشمندان هسته‌ای مصر. این‌که جاسوس‌ها چطور به آن‌ها نزدیک شده بودند و چطور همه را کشته بودند. یکی از روش‌هایی که نوشته بود این بود که: «وقتی وارد خانه می‌شدند، یک سکه لای در می‌گذاشتند، وقتی در باز می‌شد، سکه می‌افتاد و می‌فهمیدند کسی وارد خانه شده.» یک روز من از خرید برگشتم کلید را که به در انداختم، یک سکه از لای در افتاد! حقیقتش خیلی ترسیدم آن‌قدر که جرئت نداشتم درِ ورودی را باز کنم. در حیاط شروع کردم به حرف زدن: «مسعود این را بگذار آنجا! ایمان آن را برندار!» که اگر کسی داخل خانه است، بفهمد من آمدم و فرار کند. چون مسعود همیشه می‌گفت: «اگر فکر کردی کسی در خانه است، وارد نشو. چون ممکن است برای فرار هر کاری بکند و بلایی سر شما بیاورد. یک سروصدایی بکن که آن فرار کند.» همین‌طور سر و صدا می‌کردم و سر بچه‌ها جیغ می‌زدم: «این را برندار! آن را دست نزن!» درِ ورودی خانه را که باز کردم، بدون این‌که کفش‌هایم را دربیاورم سمت تلفن دویدم، گوشی را برداشتم و به حیاط برگشتم و به مسعود زنگ زدم. او باز هم غش‌غش خندید و گفت: «خانم مارپل شدی! نه بابا، خبری نیست، برو داخل. اگر چیزی باشد، من خیلی قبل‌تر می‌فهمم.»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با وجود این اتفاقات، آیا شما احتمال وقوع یک حادثه جدی برای دکتر علیمحمدی را باور می‌کردید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;نمی‌دانم، شاید چون خودش این‌قدر مطمئن بود یا چون باور نداشتم. چون اولین شهید هسته‌ای بود، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد، هرگز باور نمی‌کردم. مسعود همیشه با اطمینان می‌گفت: «کارهای علمی من که به‌صورت بین‌المللی انجام می‌دهم، کاملاً متفاوت است با آن کارهایی که دارم انجام می‌دهم. دشمن باورش نمی‌شود یک نفر در دو عرصه‌ی متفاوت بتواند کار کند. از این جهت خیالم راحت است، تو هم خیالت راحت باشد.» شاید این را برای آرامش من می‌گفت.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آیا قبل از شهادت، نشانه‌ای بود که احساس کنید خطر جدی شده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ده روز قبل از شهادتش به‌نظر من مطمئن بود، ولی به من حرفی نزد. یک ایمیل از طرف منافقین برایش آمد که «اسناد هسته‌ای ایران» را فرستاده بودند و گفته بودند: «نظرت را درباره‌ی این‌ها بگو.» مسعود جواب آن‌ها را نداد، فقط من را صدا زد و گفت: «ببین برایم چه ایمیلی آمده.» گفتم: «چه کار می‌کنی؟ جواب می‌دهی؟» گفت: «نه، جوابشان را نمی‌دهم. برای محسن فرستادم. خودش می‌داند باید چه کار کند.» آن روزها خیلی درهم بود، شاید ده روز قبل، شاید یک ماه قبل از شهادت، دقیق یادم نیست. یک روز آمد و گفت: «منصوره! تو وقتی پدرت رحمت خدا رفت، خیلی من را اذیت کردی.» من تقریباً یک سال دچار افسردگی شدید بودم و حالم خوب نبود، فقط گریه می‌کردم. گفت: «من نگران تو هستم، اگر من بروم، تو می‌خواهی چه کار کنی؟» شاید باورتان نشود، شانزده سال گذشته! یادم است، خیلی سخت بود، من فکر می‌کنم هر کس جای من بود، باید تا حالا مرده باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;لطفاً از روز شهادت برایمان بگویید. آن صبح چه اتفاقی افتاد و آخرین لحظات حضور شهید در خانه چگونه گذشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;خب، آن روز مثل همه‌ی روزهای دیگر بود. البته مسعود ساعت ۸ صبح با شهید فخری‌زاده جلسه‌ی «فلسفه‌ی علم» داشتند. خدا حاج‌آقا را رحمت کند، چند تا کتاب درباره‌ی فلسفه‌ی علم نوشته بود، ولی اجازه‌ی چاپ نداشت، چون خودش هم زندگیِ مخفی داشت و حتی اسمش را هم نمی‌شد جایی برد، شرایطش خیلی سخت‌تر از شرایط ما بود. مسعود هم فلسفه را خیلی دوست داشت و خیلی هم در این زمینه مطالعه کرده بود. معمولاً وقتی کتابی می‌نوشت یا روی موضوعی کار می‌کرد، جلسات مختلفی می‌گذاشت. نظرات دوستان را می‌شنید و خودش را به چالش می‌کشید. آن روز هم ساعت ۸ صبح جلسه‌ی فلسفه‌ی علم داشتند و منزل ما هم به محل جلسه نزدیک بود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	دخترم که رشته‌ی معماری می‌خوانْد، پدرش به او گفته بود: «تو که درس‌هایت همه‌اش نظری است، فایده‌اش کم است. من با یکی از دوستانم که شرکت ساختمان‌سازی دارد صحبت می‌کنم، در بخش نقشه‌کشی و امثال آن، تو هم برو کنارشان. نه این‌که حقوق بگیری، فقط برو کمکی از دستت برمی‌آید انجام بده تا از لحاظ عملی هم کار یاد بگیری.» آن بنده‌ی خدا هم قبول کرده بود. پسرم هم کارش نزدیک همان شرکت بود. خب، مردها نسبت به دخترشان خیلی حساسیت دارند. الهام و ایمان را هر روز با خودش می‌برد و همان‌جا پیاده می‌کرد. قرار بود عروسیِ دخترِ خواهرم باشد. شب قبلش دخترم گفت: «بابا، من فردا با شما نمی‌آیم، قرار است برای عروسی لباس بخرم، می‌خواهم با مامان بروم خرید.» گفت: «باشد.» پسرم صبح دید پدرش خیلی طول می‌دهد و می‌دانست به‌خاطر خواهرش است که می‌خواهد او را هم برساند. گفت: «من رفتم.» و جلوتر از مسعود از خانه بیرون زد. ما همیشه حدود ساعت پنج‌ونیم یا یک ربع به شش بیدار می‌شدیم، نمازمان را می‌خواندیم، من صبحانه را آماده می‌کردم. مسعود می‌رفت در حیاط دو سه دور می‌زد تا کمی سرحال شود، بعد می‌آمد در اتاقش کارهای آن روزش را می‌نوشت. چون باید در جلسات مختلفی حاضر می‌شد. می‌نوشت: «در فلان جلسه باید این کار انجام شود»، «فلان بودجه باید تأمین بشود» یا «فلان بودجه را پیگیری کنم». من دست‌خط همان روزش را هنوز دارم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	آن روز، من خیلی کسل بودم، نمی‌دانم چرا. صبحانه را که آماده کردم، همه چیز را روی میز گذاشتم و رفتم روی تختم دراز کشیدم. خوابم برد. یک‌دفعه با صدای مسعود که به در اتاق زد، بیدار شدم. گفت: «خانم، من امروز ناهار ندارم؟» گفتم: «چرا، شب قبل کتلت درست کردم، فقط باید کمی خیارشور و گوجه کنارشان بگذارم، آماده است.» خانه‌ی ما ویلایی بود. خواهر مسعود همیشه ماشینش را جلوی ماشین مسعود می‌گذاشت، یک پارکینگ بیشتر نداشتیم و یکی هم به‌اصطلاح مزاحم بود. چون مسعود زودتر از همه می‌رفت، ماشین خودش را عقب می‌گذاشت و خواهرش جلوی او پارک می‌کرد. صبح‌ها مسعود ماشین خواهرش را در کوچه می‌گذاشت، ماشین خودش را درمی‌آورد و می‌رفت. آن روز هم گفت: «من ماشینِ شهره را بیرون می‌گذارم، تو غذای من را آماده کن.» من دویدم و خیارشور و گوجه و بقیه‌ی چیزها را کنار غذا گذاشتم و ناهار را در یک نایلکس گذاشتم و آمدم دم درِ ورودی. دیدم مسعود آنجا ایستاده. نایلکس غذا را به او دادم، از من خداحافظی کرد. من همان‌جا ایستادم و شروع کردم «چهارقل» و «آیت‌الکرسی» خواندن. ظرف غذا را در ماشین گذاشت. هنوز ماشین خودش را از حیاط بیرون نبرده بود. بعد شروع کرد در حیاط راه رفتن. دو سه دور دورِ باغچه‌ی گرد وسط حیاط چرخید. آن نگاهش را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم همه‌جای حیاط را با دقت نگاه کرد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	بعد آمد جلوی پله‌های درِ ورودی، همان‌جا بندِ کفشش را سفت کرد و برای بار دوم گفت: «خداحافظ.» سوار ماشین شد، ماشین را برد در کوچه گذاشت. درِ خانه ریموت نداشت. همیشه عادتش این بود که ماشین روشن باشد، درِ ماشین هم باز باشد، فرز می‌دوید می‌آمد درِ حیاط را می‌بست حتی قفل پایینِ در را هم می‌انداخت، درِ کوچه را می‌بست و می‌رفت. آن روز هم همین کار را کرد. آمد در را ببندد، سرش را این‌طور آورد داخل که ببیند من هنوز همان‌جا هستم یا نه. دید من هنوز آنجا ایستاده‌ام و نگاهش می‌کنم، برای بار سوم گفت: «خداحافظ.» در را که بست، صدای انفجار آمد. شاید چند ثانیه هم نشد. خانه‌ی ما قدیمی بود، درِ ورودی‌اش کاملاً شیشه‌ای بود؛ یعنی فاصله‌ی من و مسعود فقط به اندازه‌ی یک حیاط بود. شیشه‌ها همین‌طور می‌شکست و روی سر من می‌ریخت. من فکر کردم زلزله آمده و خانه دارد روی سرم خراب می‌شود. اصلاً تصورِ بمب و این چیزها را نداشتم. یک‌دفعه با جیغ دخترم به خودم آمدم. همین‌طور گریه می‌کرد و جیغ می‌زد: «مامان! چه شده؟ کلی شیشه روی تخت من ریخت.» تازه آن موقع انگار چشم‌هایم باز شد و داشتم همه‌جا را می‌دیدم. بی‌اختیار گفتم: «پدرت…» اصلاً متوجه نبودم در بسته شده و من چطور دارم ماشین را می‌بینم. ماشین را می‌دیدم که دود همین‌طور از آن بلند می‌شود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;یعنی در حیاط شکسته بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;درِ آهنیِ بزرگِ قدیمی کاملاً پرت شده بود جلوی درِ اتاق خواب ما. من و دخترم دویدیم، اصلاً متوجه نبودیم زیرِ پایمان پر از شیشه است و هردومان پابرهنه خودمان را به ماشین رساندیم. دیدم مسعود فرصت نکرده سوار ماشین شود، همان جلوی درِ ماشین روی زمین نشسته بود، دو تا دستش لبِ رکابِ ماشین و به حالت سجده بود. یک چیزی در دلم گفت نگذارم دخترم جلو بیاید. بی‌اختیار دستم را روی سینه‌اش گذاشتم و هلش دادم عقب، گفتم: «تو نیا جلو.» رفتم شروع کردم صدا زدن: «مسعود! مسعود جان!» دیدم جواب نمی‌دهد. با دو دستم سرش را گرفتم که بالا بیاورم و بگذارم روی سینه‌ام، فکر کردم شاید از حال رفته، چون خودم هم در شوک بودم. گفتم اگر از حال رفته، به هوش بیاورمش، چون ظاهرش از پشت سالم بود. وقتی دو دستم را زیر سرش بردم و سرش را بلند کردم، یک‌دفعه دیدم این قسمتِ سرش کاملاً خالی است، کاملاً مغزش را نشانه گرفته بودند. موج انفجار را طوری تنظیم کرده بودند که به سرش بخورد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	وقتی آن صحنه را دیدم، فهمیدم کار تمام شده است. دوباره سرش را همان‌طور گذاشتم، دویدم وسط کوچه، گفتم شاید ضاربین را ببینم، چون هنوز اصلاً تصور «بمب» در ذهنم نبود. دیدم هیچ‌کس در کوچه نیست. زمستانِ خیلی سردی هم بود. بعد از آن بود که شروع کردم به جیغ زدن. پسرم هم که تازه از خانه بیرون رفته بود، صدای انفجار را شنیده بود. می‌گفت یک‌دفعه دلم آشوب شد، شروع کرد به زنگ زدن به پدرش. دید جواب نمی‌دهد. بعد زنگ زد خانه. موج انفجار تلفن‌های خانه را قطع کرده بود. پسرم برگشت و می‌گفت: «با حالت دو، وقتی رسیدم سرِ کوچه، دیدم ماشین پدر وسط کوچه است، گفتم حتماً تصادف کرده.» دوید آمد و او هم فهمید کار تمام شده. یادم است گفت: «مادر، زنگ بزنیم پلیس.» گفتم: «نه، پدرت یک شماره داده، گفته اول آن شماره را بگیرید.» دفترچه‌ی تلفن را که آوردم، من نمی‌توانستم شماره‌ها را بخوانم، انگار اصلاً سواد نداشتم. دادم به پسرم، او هم گفت: «مادر، من هم نمی‌توانم.» بعد گفت: «عیب ندارد، شماره‌ی یکی از دوستان بابا را دارم که با همه‌ی این تیم‌ها آشناست.» به او زنگ زد. آن آقا هم به اولین کسی که خبر داد، دکتر عباسی بود. دکتر عباسی با خانمش در راه دانشگاه بودند. خودش بعدها می‌گفت: «من هنوز به خیابان قلندری در صدر نرسیده بودم که این خبر را به من دادند. همان‌جا پیچیدم داخل قلندری و اولین کسی بودم از دوستان مسعود که به خانه‌ی شما رسیدم.» بعد هم خودش به شهید فخری‌زاده و بقیه خبر داده بود.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	شهید فخری‌زاده وقتی خانه‌ی ما آمد، به من گفت: «حاج خانم! مسعود جریمه تعیین کرده بود، گفته بود هر کس سرِ ساعت جلسه نیاید، باید با جعبه‌ی شیرینی بیاید تا همه سرِ وقت در جلسات حاضر شوند. امروز هم وقتی ساعت هشت‌وپنج دقیقه شد، همه ماندیم که چرا دکتر علیمحمدی نیامده.» بعد گفت: «مسعود آن‌قدر در این جلسات سخت می‌گرفت و این‌قدر دقیق بود که من آن روز ساعت چهار یا پنج صبح بیدار شدم و شروع کردم مرور کردن مطالبی را که می‌خواستم در جلسه عرضه کنم تا بتوانم جواب‌های مسعود را بدهم.» و خودش همین‌طور گریه می‌کرد و می‌گفت: «نمی‌دانستم که مسعود دیگر نیست…»&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;پس از شهادت شهید علیمحمدی، زندگی شما چگونه گذشت و چه مسیر و فعالیت‌هایی را ادامه دادید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;من تقریباً تا ده ماه حالِ مساعدی نداشتم، همه‌اش گریه می‌کردم. با توصیه‌ی یکی از اقوام‌مان و یکی از پزشکان خوب کشورمان، مسیر درمانم آغاز شد. ایشان به پسردایی من که پزشک بود گفته بود: «هر کسی که در یک همچنین واقعه‌ای حضور داشته باشد، تأثیراتش را می‌گیرد. اگر به‌موقع درمان نشود، بعدها دچار عارضه‌های جسمی و روانی می‌شود. حتماً باید درمان شود.» و توصیه کرده بود که این خانواده را پیش من بیاورید و من با ایشان صحبت کنم. یادم است پسردایی‌ام یک روز با خانواده‌اش منزل ما آمد که حال‌مان را بپرسد. به برادرم گفته بود: «حتماً خواهرت را راضی کن.» هر کس می‌گفت برو دکتر روان‌پزشک یا روان‌شناس، من می‌گفتم: «نه، من باید عزاداری کنم. این یک چیز طبیعی است. چرا می‌گویید باید دکتر بروم؟» ولی خب، از حد گذشته بود، از حد یک عزاداریِ معمول خیلی بیشتر شده بود. شاید چون خیلی احساسی و عاطفی هستم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	خلاصه، برادرم من را راضی کرد. به پسرم هرچه گفتم بیاید، گفت: «نه مادر، من نمی‌آیم، من سالمم.» من و دخترم با هم رفتیم. وقتی آقای دکتر، دخترم را دید، گفت: «ایشان خدا را شکر خوب است.» اما رو به دخترم کرد و گفت: «مادرت خوب نیست. اگر می‌خواهی مادرت همیشه برایتان بماند، باید به او توجه کنید. توجه‌تان این است که برایش گوش باشید، به او نگویید گریه نکن. اتفاقاً خوب است گریه کند، خوب است تخلیه‌ی روانی شود.» جالب است برایتان بگویم، این آقای دکتر ساعتها برای ما وقت می‌گذاشت، بدون این‌که یک قِران پول بگیرد، انگیزه‌اش فقط خدمت بود و خدا را شکر من را سرپا کرد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	یک روز به من گفت: «شما چه کار می‌کنید؟» گفتم: «خب در خانه‌ام.» گفت: «پسرتان چه کار می‌کند؟» گفتم: «سرش گرم است، با بچه‌های فامیلِ پدرش خیلی سفر می‌روند و کارهایی را که قبلاً نمی‌کرد، الان می‌کند.» گفت: «دخترتان چه؟» گفتم: «دخترم هم دانشگاه می‌رود، سرش گرم است.» رویش را به من کرد و گفت: «می‌خواهی مادر بمانی برای این‌ها؟ می‌خواهی مادری باشی که روی تو حساب باز کنند؟» گفتم: «خب معلوم است.» گفت: «با این وضعی که تو داری، این‌ها هیچ‌وقت دیگر روی تو حساب باز نمی‌کنند. تو رها می‌شوی. تو باید سفت و محکم روی پای خودت بایستی.» صحبت‌های آقای دکتر خیلی قشنگ بود، من را تکان داد، واقعاً تکان داد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	به لطف و کرم خداوند و دوستان مسعود حالم بهتر شد. یکی از دوستانش آقای دادخواه ــ خدا خیرشان بدهد ــ و همسرشان خانم دکتر ملک‌زاده، من را رها نکردند. هر روز زنگ می‌زدند و حالم را می‌پرسیدند. همان آقایی که شرکت ساختمان‌سازی داشت، حتی دفترچه‌های کنکور را تهیه کرده بود و به همسرش داده بود که بدهد به ایمان تا به من برساند. آن‌قدر اصرار کردند تا ثبت‌نام کنکور را انجام دادم. تا آن موقع لیسانس روان‌شناسی داشتم. به کلاس کنکور رفتم و همان سال رشته‌ی «مطالعات خانواده» دانشگاه الزهرا قبول شدم. تنها جایی که حالم خوب بود، دانشگاه بود. درسم تمام شد و با یک &lt;span dir="LTR"&gt;NGO&lt;/span&gt; انجمن دفاع از قربانیان ترور آشنا شدم و آنجا شروع به فعالیت کردم. بعد از ارشد، با یک یا دو سال وقفه، سال ۱۳۹۳ ارشد را گرفتم و سال ۱۳۹۵ دکترایم را شروع کردم. دکترای جامعه‌شناسی خواندم. مدتی هم تدریس می‌کردم.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Dec 2025 18:59:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مفهوم آزادی باید با چشم‌انداز ملّی کشورها پیوند بخورد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62146</link>
<guid>62146</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62146/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آئین اختتامیه &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61994"&gt;«همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»&lt;/a&gt;، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در پرونده «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» در گفت‌وگو با مهمانان خارجی این همایش، دیدگاه‌های آنان را درباره برگزاری این رویداد و موضوع حقوق مردم و آزادی‌های مشروع جویا شده است. در این مطلب متن گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر محمد عزمی عبدالحمید، رئیس شورای مشورتی سازمان‌های اسلامی مالزی و مشاور نخست وزیر مالزی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آزادی یکی از مسائل کلیدی جهان مدرن است. به نظر شما تفاوت‌های اصلی میان رویکرد اسلامی و غربی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند حقوق اقلیت‌ها، مسائل نژادی، آزادی بیان و حقوق زنان چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اساساً مفهوم غرب از آزادی، در معنا و مفهوم خود کاملاً سکولار است. این نگاه هیچ پیوندی با اخلاقیات و ارزش‌های معنوی ندارد و صرفاً یک مفهوم مطلق از آزادی در معنای مادی آن است. اما ما معتقدیم که دیدگاه اسلام متفاوت است؛ ارزش‌های اسلامی در ارزش‌های الهی قرآن ریشه دارند. تفاوت اصلی میان آنچه اسلام درباره آزادی، حقوق بشر یا حقوق زنان می‌گوید با ارزش‌های غربی، دقیقاً در همین ریشه‌هاست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که آزادی عمومی با استقلال ملّی پیوند خورده است؛ شما این ارتباط را چگونه می‌بینید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;من معتقدم گفته ایشان کاملاً درست است. آزادی نمی‌تواند در خلأ وجود داشته باشد، بلکه باید با واقعیت‌های موجود مرتبط باشد. تفکر ایشان بسیار مرتبط و دقیق است؛ زیرا ما باید مفهوم آزادی را با مأموریت و چشم‌انداز ملّی یک کشور پیوند دهیم. این یک بیانیه بسیار کلیدی و قدرتمند است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با وجود ادعای غرب در حمایت از حقوق بشر، شاهد نقض گسترده آن در قبال فلسطینی‌ها و غزه، و همچنین محدودیت برای شعائر اسلامی همچون حجاب هستیم. این استانداردهای دوگانه را چگونه تحلیل می‌کنید و چه نمونه‌های دیگری از این تناقض در جوامع غربی سراغ دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;استاندارد دوگانه و نفاق غرب کاملاً آشکار است. آنچه ایالات متحده انجام می‌دهد، در واقع خدمت به جنبش صهیونیسم در اسرائیل است. نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی، به‌ویژه در موضوع غزه و کل فلسطین، کاملاً واضح است و تمام دنیا شاهد آن هستند. امروزه مردم در سراسر جهان علیه این نفاق که به‌ویژه از سوی ایالات متحده نشان داده شده، بپا خاسته‌اند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	کشورهای غربی همچنان به دنبال برنامه‌های سلطه‌گرانه و کنترل جهان هستند تا تعیین کنند سایر کشورها چه سیاستی داشته باشند. ما شاهد استاندارد دوگانه در موضوع اوکراین و روسیه هستیم؛ آن‌ها به هر قیمتی از اوکراین محافظت می‌کنند، اما آنچه را که باید در قبال غزّه انجام دهند، انجام نمی‌دهند. همچنین در مورد جامعه روهینگیا که تحت سرکوب هستند، اقدام واقعی صورت نمی‌گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همواره مدافع حقوق ملّت‌ها بوده‌اند، اما رسانه‌های غربی تصویر منفی از  جمهوری اسلامی ارائه می‌دهند. نظر شما درباره این تبلیغات و کارنامه ایران در حوزه آزادی چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اگر به سال ۱۹۷۹ بازگردیم، معنای آزادی از دیدگاه امام خمینی بسیار روشن بود. آزادی صرفاً به معنای سرنگونی یک رژیم نیست؛ بلکه پیام آزادی درباره مسئولیت اخلاقی و محافظت از مستضعفان است. این همان پیامی است که توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز دنبال می‌شود. غرب یک دستور کار تبلیغاتی دارد و می‌خواهد به هر روشی که می‌تواند ایران را تخریب کند و تا به امروز نیز همین کار را ادامه داده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اهمیت برگزاری این همایش و نقش بحث درباره آزادی و حقوق بشر در بیداری ملت‌ها چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ما با یک نظم جهانی بسیار ناعادلانه روبرو هستیم که توسط غرب مدیریت و کنترل می‌شود. این کنفرانس از این جهت اهمیت دارد که می‌خواهیم پیامی را منتقل کنیم: اکنون زمان آن فرا رسیده که جهان را برای رسیدن به یک نظم عادلانه بازتنظیم&lt;span dir="LTR"&gt; (Reset) &lt;/span&gt;کنیم. سازمان ملل در طول بیش از ۸۰ سال فعالیت خود شکست خورده است، زیرا تحت هژمونی و سلطه غرب قرار دارد. ما باید خودمان را آزاد کنیم، ملت‌ها را متحد سازیم و در برابر این جدایی مقاومت کنیم تا به مسئله واقعی آزادی و کرامت انسانی بازگردیم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;توصیه شما برای نسل جوانی که به دنبال تأثیرگذاری بر آزادی واقعی (و نه آزادی تبلیغاتی و دوگانه) هستند چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;توصیه من به نسل جوان این است که بدانند آن‌ها تعیین‌کننده سرنوشت خود و آینده ملتشان هستند. جوانان باید خود را برای آموزش و درک واقعیت‌های جهان آماده کنند. آن‌ها باید نقش فعالی ایفا کنند، سازمان‌دهی شوند و درباره آزادی، کرامت انسانی و عدالت به گفتگو و تبادل نظر بپردازند. این یک آمادگی حیاتی برای جوانان است تا برای آینده جهان و کشورهایشان تصمیم‌گیری کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 18:10:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تفکر دینی الهام‌بخش واقعی آزادی است</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62144</link>
<guid>62144</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62144/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آئین اختتامیه &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61994"&gt;«همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»&lt;/a&gt;، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در پرونده «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» در گفت‌وگو با مهمانان خارجی این همایش، دیدگاه‌های آنان را درباره برگزاری این رویداد و موضوع حقوق مردم و آزادی‌های مشروع جویا شده است. در این مطلب متن گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر عبدالامیر العبودی، رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه مستنصریه بغداد&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;آزادی یکی از چالش‌های برجسته در جهان معاصر است و در این زمینه دو نظریه اساسی اسلامی و غربی وجود دارد. تفاوت‌های این دو رویکرد در ابعاد فردی و اجتماعی، و در موضوعاتی نظیر حقوق اقلیت‌های دینی، رنگین‌پوستان، آزادی بیان و حقوق زنان از نظر شما چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بسیار متشکرم. اسلام عظیم بر این باور است که دولت تنها از طریق تکامل آزادی‌های فردی محقق می‌شود. در مقابل، در نظریه غرب معاصر، آن‌ها معتقدند که دولت به تکامل نمی‌رسد مگر اینکه دولتی قدرتمند، قاهر و سرکوبگر باشد. به همین دلیل، ما به وضوح مشاهده می‌کنیم که غربی‌ها هرگونه جنبش حامی آزادی را، حتی اگر بر حق باشد، سرکوب می‌کنند. آن‌ها در این مسیر، بسیاری از آزادی‌های خاص، به‌ویژه در حوزه حقوق زنان و رنگین‌پوستان را پایمال می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که مسئله آزادی عمومی با استقلال ملّی پیوند دارد؛ شما این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;هیچ فردی صاحب آزادی واقعی نخواهد بود مگر اینکه دولتی مستقل او را در بر بگیرد که قادر به حمایت از او باشد. تجربه ثابت کرده است که کلام رهبر ایران بسیار دقیق و مهم است. در حال حاضر، تنها کشوری که در سطح جهان صاحب اراده و تصمیم مستقل است و خود را از محور و هیمنه آمریکا دور نگه داشته، جمهوری اسلامی ایران است. به همین دلیل می‌بینیم که شهروند ایرانی این قدرت را دارد که سربلند و استوار باشد و صاحب رأی خصوصی خود باشد؛ چرا که این قدرت را از استقلال دولت خود می‌گیرد. پس آزادی فرد از آزادی و استقلال دولت نشئت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;غرب مدعی دفاع از حقوق بشر و آزادی است، اما در مواردی مثل قضیه فلسطین و غزّه، یا فشارهای اعمال شده بر مسلمانان برای حجاب و مناسک مذهبی، شاهد نقض این اصول هستیم. این رویکرد دوگانه را چگونه تحلیل می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;نمونه‌های بی‌شماری از نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن آن توسط قدرت‌های بزرگ در کشورهای مستضعف وجود دارد. اما این موضوع تنها به خارج از مرزهای آن‌ها محدود نمی‌شود؛ حتی در داخل این کشورهای مدعی سکولاریسم نیز حقوق انسان‌ها نقض می‌شود و دولت‌ها در قبال آن سکوت کرده و تمام شعارهای تاریخی خود درباره آزادی را می‌فروشند. فراتر از موضوع غزّه، فلسطین، لبنان، عراق و یمن، ما سرکوب معترضان در داخل فرانسه را به یاد داریم. همچنین سخن معروف نخست‌وزیر بریتانیا را فراموش نمی‌کنیم که گفت: «هرگاه امنیت و ثبات کشورم به خطر بیفتد، دیگر سخنی از حقوق بشر و دموکراسی نشنوم.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دهه‌هاست بر موضوع آزادی به عنوان ضامن حقوق ملت تأکید دارند، اما رسانه‌های غربی سعی در ارائه تصویری غیرواقعی از ایشان دارند. نظر شما درباره مواضع ایشان و عملکرد ایران در حوزه آزادی و حقوق بشر چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;عقل غربی نمی‌تواند این ایده را بپذیرد که «دین» بخشنده واقعیِ آزادی است. تفکر غربی بر پایه ضربه زدن به باورهای دینی بنا شده و سعی دارد به دیگران القا کند که دین مصادره‌کننده آزادی‌هاست. اما وقتی الگوی ایران توسط امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;مطرح شد و توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه یافت، به مردم ثابت شد که تفکر دینی الهام‌بخشِ واقعیِ آزادی است. ایرانیان با تجربه انقلاب اسلامی، الگویی قدرتمند ارائه دادند که نشان می‌دهد دین، به دلیل اینکه نظارت الهی را بر خود دارد، یکی از بخشنده‌ترین نهادهای تاریخی در اعطای آزادی‌ها است؛ حقیقتی که برای غربی‌ها و پیروانشان غیرقابل تصور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اهمیت برگزاری این همایش و نقش اندیشمندان در تبیین موضوع آزادی در بیداری ملت‌ها چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ما از جمهوری اسلامی بابت توجه به این مسائل بسیار مهم تشکر می‌کنیم. این همایش یک نقطه اتکای بسیار بزرگ است. وقتی اندیشمندان از منطقه و جهان به ایران می‌آیند، از دیدن سطح پیشرفت، عمران و توانمندی‌های ساختاری ایران شگفت‌زده می‌شوند. اما نکته مهم‌تر این است که آن‌ها می‌بینند چگونه می‌توان دولتی با این سطح از آزادی‌های شخصی در عرصه اجتماع و اندیشه بنا کرد. جمهوری اسلامی یک الگوی حقیقی و صادق ارائه می‌دهد که ثابت می‌کند اسلام برترین الگو برای ساختن آزادی‌های فردی و اجتماعی است.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 18:09:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>یک نظام وابسته سیاسی یا اقتصادی، نمی‌تواند به آزادی واقعی دست یابد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62145</link>
<guid>62145</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62145/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ریشه‌ی آزادی در غرب عبارت است از خواست انسان، تمایلات انسان. وقتی میگوئیم خواست و تمایلات انسان، مقصود همه، تمایلات عقلانی و منطقی هم نیست؛ یعنی انسان یک سلسله خواستها دارد، تمایلات دارد، بعضیاش مهم است، بعضیاش حقیر است؛ بعضیاش منطقی است، بعضیاش پوچ و واهی است، بعضیاش مربوط به مسائل شهوانی است، بعضی مربوط به مسائل فکری و روحی و چیزهای دیگر است، اما هر چه هست، چون انسان دارای یک خواستی هست، یک تمنائی هست، یک میلی هست، باید بتواند این میل خود و تمنای خود و خواست خود را اعمال کند. این به طور کوتاه و خلاصه فلسفه‌ی آزادی در غرب است.»&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21488"&gt;۱۳۶۵/۱۰/۱۹&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;آئین اختتامیه &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61994"&gt;«همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»&lt;/a&gt;، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در پرونده «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» در گفت‌وگو با مهمانان خارجی این همایش، دیدگاه‌های آنان را درباره برگزاری این رویداد و موضوع حقوق مردم و آزادی‌های مشروع جویا شده است. در این مطلب متن گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;دکتر محمد الحمد،&lt;/span&gt; نایب‌رئیس اتحادیه رادیوها و شبکه‌های تلویزیونی عراق&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;آزادی یکی از چالش‌های امروز جهان معاصر است. در این زمینه دو رویکرد عمده اسلامی و غربی وجود دارد؛ تفاوت‌های این دو رویکرد را در زمینه‌های حقوق اقلیت‌های دینی، رنگین‌پوستان، آزادی بیان و حقوق زنان به صورت کلی و خلاصه بیان کنید&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دیدگاه اسلامی بر پایه اصل تکریم انسان از سوی پروردگار بنا شده است که بر ابعاد روحی، فطری و اخلاقی انسان تأکید دارد. آزادی در اسلام از این اصول جدا نیست؛ در حالی که فرهنگ غربی غالباً به آزادی مطلق فردی، حتی به قیمت آسیب به جامعه یا توهین به مقدسات معتقد است، رویکرد اسلامی بر حفظ نظام ارزشی و عدم تجاوز به حقوق دیگران استوار است. همچنین در اسلام، نژاد و رنگ پوست ملاک برتری نیست و تنها معیار، تقوا پیشگی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند مسئله آزادی عمومی با استقلال ملّی پیوند دارد؛ این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این نگاهی بسیار دقیق و واقع‌گرایانه است؛ چرا که انسان نمی‌تواند در یک نظام وابسته سیاسی یا اقتصادی، به آزادی واقعی دست یابد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; کرامت یک ملّت در گرو استقلال در عرصه‌های فرهنگی، فکری، رسانه‌ای و سیاسی است. از این منظر، آزادی به دو نوع حقیقی و وهمی تقسیم می‌شود؛ آزادی حقیقی، رهایی از بندگی مال، هوی، هوس و قدرت برای اتخاذ موضع بر اساس حق است، اما آزادی وهمی تنها به انحلال اخلاقی و نابودی ساختار جامعه منجر می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;غرب مدعی دفاع از حقوق بشر و آزادی است، اما موارد متعددی از نقض این حقوق، مانند قضیه فلسطین و فشار بر مسلمانان برای مناسک مذهبی در غرب دیده می‌شود. این رویکرد دوگانه را چگونه تحلیل می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;غرب با استانداردهای دوگانه و نفاق سیاسی برخورد می‌کند. آن‌ها شعار حقوق بشر می‌دهند اما از جنایات صهیونیست‌ها حمایت تسلیحاتی کرده و با حق وتو، مانع توقف جنگ به دلایل انسانی می‌شوند. استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی و به‌ راه ‌انداختن جنگ‌های بیهوده در منطقه نشان می‌دهد که حقوق بشر برای آن‌ها تنها تا زمانی محترم است که با منافع سیاسی‌شان همسو باشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;ب&lt;span style="font-size:11px;"&gt;ا وجود تأکیدات همیشگی رهبر انقلاب اسلامی بر موضوع آزادی، برخی رسانه‌های غربی سعی در ارائه تصویری غیرواقعی از جمهوری اسلامی دارند. نظر شما درباره این مواضع چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;جمهوری اسلامی به عنوان نظامی مبتنی بر اسلام، ضامن آزادی‌های عمومی و فردی در چارچوب اخلاق و فطرت است. علت حملات رسانه‌ای غرب این است که جمهوری اسلامی مانع اصلی پروژه آن‌ها برای تخریب اسلام در منطقه و جهان به شمار می‌رود؛ لذا نظام و ملّت ایران را هدف این هجمه‌ها قرار می‌دهند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;اهمیت برگزاری این همایش و پرداختن اندیشمندان به موضوع آزادی و حقوق بشر چیست و چه تأثیری در بیداری ملت‌ها دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برگزاری چنین نشست‌هایی با حضور نخبگان، باعث ارتقای آگاهی ملت‌ها نسبت به حقوق واقعی‌شان و افشای تناقضات گفتمان جهانی می‌شود. این تلاش‌ها تعریفی اصیل و متوازن از آزادی بر محور کرامت انسانی ارائه می‌دهد که نتیجه آن، بیداری ملت‌ها و تقویت حرکت‌های آزادی‌بخش در برابر نفاق جهانی خواهد بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 18:09:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>از نظر غربی‌ها، «حق» چیزی است که به نفع آن‌ها باشد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62138</link>
<guid>62138</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62138/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ریشه‌ی آزادی در غرب عبارت است از خواست انسان، تمایلات انسان. وقتی میگوئیم خواست و تمایلات انسان، مقصود همه، تمایلات عقلانی و منطقی هم نیست؛ یعنی انسان یک سلسله خواستها دارد، تمایلات دارد، بعضیاش مهم است، بعضیاش حقیر است؛ بعضیاش منطقی است، بعضیاش پوچ و واهی است، بعضیاش مربوط به مسائل شهوانی است، بعضی مربوط به مسائل فکری و روحی و چیزهای دیگر است، اما هر چه هست، چون انسان دارای یک خواستی هست، یک تمنائی هست، یک میلی هست، باید بتواند این میل خود و تمنای خود و خواست خود را اعمال کند. این به طور کوتاه و خلاصه فلسفه‌ی آزادی در غرب است.»&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21488"&gt;۱۳۶۵/۱۰/۱۹&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;آئین اختتامیه &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61994"&gt;«همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»&lt;/a&gt;، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در پرونده «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» در گفت‌وگو با مهمانان خارجی این همایش، دیدگاه‌های آنان را درباره برگزاری این رویداد و موضوع حقوق مردم و آزادی‌های مشروع جویا شده است. در این مطلب متن گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر حسن کینیوا عُمری، رئیس اتحادیه متخصصان مسلمان آفریقا&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;موضوع آزادی در جهان مدرن یکی از چالش‌های اصلی است. به نظر شما تفاوت‌های بنیادین میان رویکرد اسلامی و غربی، به‌ویژه در موضوعاتی چون حقوق اقلیت‌ها، مسائل نژادی، آزادی بیان و حقوق زنان چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;صادقانه بگویم که تفاوت بسیاری میان آزادی‌های اسلامی و غربی وجود دارد. آزادی‌های اسلامی بر پایه شریعت الهی بنا شده‌اند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم»؛ بر این اساس، اسلام به همه انسان‌ها آزادی مطلق (در چارچوب الهی) اعطا کرده است. همچنین قرآن اشاره می‌کند که ما شما را از نژادها و قبایل مختلف آفریدیم تا یکدیگر را بشناسید و برترین شما باتقواترین شماست. اما در رویکرد غربی، مسائل مربوط به شریعت ابداً جایگاهی ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;رهبر انقلاب اسلامی معتقدند که آزادی عمومی با استقلال ملّی پیوند خورده است. دیدگاه شما درباره این پیوند چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دیدگاه رهبر بزرگ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مبنی بر اینکه آزادی‌های بنیادین و آزادی مردم در گرو استقلال ملّی است، بسیار دقیق است. وقتی کشوری به استقلال می‌رسد، مردمش باید کاملاً مستقل باشند. متأسفانه برخی کشورهای استعمارگر می‌خواهند شما اسماً مستقل باشید اما همچنان از قوانین و سیاست‌های آن‌ها پیروی کنید. برای ما در آفریقا، مثلاً در کنیا، تبعیت از قوانین غربی یک چالش است. اگر از آموزه‌های ایشان -حضرت آیت‌الله خامنه‌ای- پیروی کنیم، می‌توانیم بدون فشار کشورهای دیگر، به آزادی مشروع و کامل دست یابیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;غرب مدعی حمایت از حقوق بشر است، اما در مواردی مثل غزّه یا محدودیت برای حجاب و مناسک اسلامی، شاهد رفتارهای دوگانه هستیم. این تناقض را چگونه تحلیل می‌کنید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;همان‌طور که در آموزه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره حقوق زنان و اقلیت‌ها آمده، ایشان بر مسیر پیامبر اکرم &lt;span style="font-size:9px;"&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم &lt;/span&gt;و اهل‌بیت &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیهم‌السلام &lt;/span&gt;حرکت می‌کنند. اما غرب دچار استاندارد دوگانه است. آن‌ها وقتی از آزادی بیان و انجمن‌ها حرف می‌زنند، صادق نیستند. اگر راست می‌گفتند، در کشورهایی مثل فرانسه حجاب را ممنوع نمی‌کردند یا حقوق مردم فلسطین را زیر پا نمی‌گذاشتند. حقیقت این است که از نظر غربی‌ها، «حق» چیزی است که به نفع آن‌ها باشد؛ اگر به نفعشان نباشد، دیگر حق نیست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;آیا مثال‌های دیگری از این برخورد دوگانه سراغ دارید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;بله؛ به عنوان مثال فجایعی که مردم در غزه، کنگو و سودان با آن روبرو هستند. اگر غرب واقعاً به دنبال حقوق انسان‌ها بود، برای آن‌ها می‌جنگید. اما آن‌ها از درگیری در سومالی، بروندی و کنگو خشنودند، زیرا در زمان درگیری و جنگ است که می‌توانند منابع معدنی، طلا و اورانیوم این کشورها را به غارت ببرند. آن‌ها در سختی و مشکلات دیگران شکوفا می‌شوند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;رسانه‌های غربی تلاش دارند تصویری منفی از رهبر ایران و جمهوری اسلامی ارائه دهند. با توجه به حضور شما در ایران، وضعیت آزادی در این کشور را چگونه دیدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;من به ۴۳ کشور جهان سفر کرده‌ام و با اطمینان می‌گویم که ایران یکی از بهترین کشورهاست. در اینجا آزادی‌های بنیادین، مطلق و مشروع وجود دارد. کسانی که علیه ایران بدگویی می‌کنند، یا در قلبشان کینه دارند، اصلاً ایران را نمی‌شناسند. ایران یکی از متمدن‌ترین کشورهای جهان است. من اکنون در جمع نمایندگانی از بیش از ۵۰ کشور هستم و همه ما با خوشحالی در حال انجام فرایض دینی و فرهنگی خود هستیم؛ کاری که در برخی کشورهای مدعی آزادی ممنوع است. مثلاً در برخی کشورها اگر در ملاءعام نماز بخوانید، ممکن است مورد ضرب و شتم قرار بگیرید. اسلام می‌گوید در دین اجباری نیست، اما در فرانسه دختران ما را به خاطر حجاب از تحصیل محروم می‌کنند. حجاب چه ضربه‌ای به یادگیری یا آزادی دیگران می‌زند؟ این‌ها چیزی جز کینه نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;اهمیت این همایش و نقش اندیشمندان در تبیین حقوق بشر و رسیدن به آزادی واقعی چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این کنفرانس بسیار حیاتی است چون درباره حقوق واقعی مردم و آزادی‌های مشروع بحث می‌کند. ما در اینجا حقوقدانان، اساتید شریعت و اندیشمندانی از بیش از ۵۰ کشور هستیم. من به عنوان یک وکیل (هم در حوزه شریعت و هم حقوق مرسوم)، معتقدم این همایش فرصتی است تا قانون اساسی ایران و سایر کشورها را بررسی کنیم و به یک استاندارد واحد و جهانی برای دفاع از آزادی‌های بنیادین و حقوق همگانی دست یابیم. این حرکتی به موقع و ضروری است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;من صمیمانه از مردم و رهبر ایران تشکر می‌کنم. مهمان‌نوازی ایرانی‌ها فوق‌العاده است. از همه مردم جهان می‌خواهم که بیایند و ایران را با چشم خود ببینند و به تبلیغات دروغین رسانه‌های غربی گوش ندهند. ایران کشوری زیبا، آزاد و سرشار از محبتِ برابر میان انسان‌هاست. سپاسگزارم&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 18:08:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>غرب پشت دروغ بزرگی به نام «آزادی و دموکراسی» پنهان شده است</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62135</link>
<guid>62135</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62135/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ریشه‌ی آزادی در غرب عبارت است از خواست انسان، تمایلات انسان. وقتی میگوئیم خواست و تمایلات انسان، مقصود همه، تمایلات عقلانی و منطقی هم نیست؛ یعنی انسان یک سلسله خواستها دارد، تمایلات دارد، بعضیاش مهم است، بعضیاش حقیر است؛ بعضیاش منطقی است، بعضیاش پوچ و واهی است، بعضیاش مربوط به مسائل شهوانی است، بعضی مربوط به مسائل فکری و روحی و چیزهای دیگر است، اما هر چه هست، چون انسان دارای یک خواستی هست، یک تمنائی هست، یک میلی هست، باید بتواند این میل خود و تمنای خود و خواست خود را اعمال کند. این به طور کوتاه و خلاصه فلسفه‌ی آزادی در غرب است.»&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21488"&gt;۱۳۶۵/۱۰/۱۹&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;آئین اختتامیه &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61994"&gt;«همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»&lt;/a&gt;، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در پرونده «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» در گفت‌وگو با مهمانان خارجی این همایش، دیدگاه‌های آنان را درباره برگزاری این رویداد و موضوع حقوق مردم و آزادی‌های مشروع جویا شده است. در این مطلب متن گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر یوسف الناصری، دبیرکل شورای علمای عراق و رئیس شورای ملّی ادیان عراق&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;موضوع آزادی یکی از چالش‌های بزرگ جهان امروز است. تفاوت‌های میان دو رویکرد اسلامی و غربی را در ابعاد فردی و اجتماعی، به‌ویژه در موضوع حقوق اقلیت‌های دینی، رنگین‌پوستان، آزادی بیان و حقوق زنان چگونه تحلیل می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;تبیین دقیق این تفاوت‌ها زمان زیادی می‌طلبد، اما به اختصار باید گفت که ماهیت آزادی در اسلام با غرب کاملاً متفاوت است. هدف اصلی غرب از طرح شعار آزادی، خارج کردن انسان از دایره تقیدات دینی و بندگی خداوند متعال است. آن‌ها مفاهیمی چون دموکراسی، مساوات و حقوق اقلیت‌ها یا زنان را به عنوان پوششی برای این هدف به کار می‌گیرند. اما در اسلام، آزادی به معنای التزام و تعهد صحیح در تمامی روابط اجتماعی است. در نظام اسلامی، فرقی میان زن و مرد یا اکثریت و اقلیت نیست؛ بلکه همه در چارچوب وظایف خود، از حقوق کامل و عادلانه برخوردارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که مسئله آزادی عمومی با استقلال ملّی پیوند مستقیم دارد. تحلیل شما از این ارتباط چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;استقلال به معنای خروج از سلطه و هژمونی دیگران است. تا زمانی که کشوری از یوغ استعمار و سلطه خارجی رها نشود، نمی‌تواند به حاکمیت ملّی و سیادت واقعی دست یابد. در غیاب استقلال، حقوق مردم همواره ناقص و آسیب‌پذیر خواهد بود. قانون و حقوق زمانی ثمر می‌دهند که در بستری از استقلال و حاکمیت کامل ملّی پایه‌ریزی شود. این همان حقیقت مهمی است که رهبر معظم ایران همواره بر آن تأکید دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;غرب مدعی حقوق بشر است، اما در مسائلی چون غزّه و فلسطین، یا فشار بر مسلمانان برای حجاب، شاهد نقض گسترده این ادعاها هستیم. این رویکرد دوگانه را چگونه توضیح می‌دهید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; غرب پشت دروغ بزرگی به نام «آزادی و دموکراسی» پنهان شده است. بهترین دلیل برای اثبات این نفاق، جلوگیری آن‌ها از تظاهرات مردمی در دفاع از مستضعفان جهان، به‌ویژه مردم فلسطین است&lt;span dir="LTR"&gt;. &lt;/span&gt;عملّیات طوفان‌الاقصی نقاب را از چهره نفاق غرب کنار زد و ادعاهای حقوق بشری آن‌ها را رسوا کرد. چطور برای اوکراین از حقوق بشر دم می‌زنند اما در برابر جنایات غزّه سکوت می‌کنند؟ هدف اصلی آن‌ها نه انسان، بلکه سلطه، قدرت و غارت ثروت‌های ملّت‌هاست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با وجود تأکید رهبر انقلاب اسلامی بر آزادی، رسانه‌های غربی همواره تلاش دارند تصویری خلاف این مسئله را نشان دهند. نظر شما درباره شخصیت ایشان و عملکرد جمهوری اسلامی چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; امروز شاهد نبرد میان جبهه حق و باطل هستیم و در عصر غیبت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نماد و پرچم‌دار جبهه حق هستند. ایشان به تنهایی در برابر قدرت‌های جهان از مستضعفان دفاع می‌کنند. طبیعی است که مورد هجمه قرار بگیرند؛ چرا که هیچ‌کس به شجره‌ای که ثمر ندارد سنگ نمی‌زند؛ ایشان همان شجره مثمر و پرباری هستند که هدف کینه دشمنان قرار گرفته‌اند. ایشان راه امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; را در دفاع از مظلومان با قدرت ادامه می‌دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img align="absMiddle" alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اهمیت برگزاری این همایش و نقش اندیشمندان در بیداری ملت‌ها و مبارزه در راه آزادی حقیقی چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; جنایات و مظلومیتی که بر مردم غزّه گذشت، حافظه تاریخی مردم غرب را بیدار کرد. امروز مردم در غرب به دنبال حقیقت هستند و متوجه شده‌اند که رسانه‌های آن‌ها صرفاً ابزاری برای تخریب تصویر اسلام بوده است. امروزه شاهد موج بزرگی از گرایش به اسلام و مطالعه قرآن در میان نخبگان و مردم غرب هستیم. این بیداری، ثمره کشف این حقیقت است که اسلام تنها مکتبی است که واقعاً از حقوق انسان دفاع می‌کند، نه شعارهای دروغینی که جهان را پر کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 18:07:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
