<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>تراز استاد دانشگاه تمدن‌ساز</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63380</link>
<guid>63380</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63380/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; یادداشتی درباره ابعاد مختلف منظومه فکری و عملی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، استاد و مؤسس مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی به قلم دکتر رشید جعفرپور، دکترای علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و قائم مقام معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; مصباح‌الهدی باقری متولد ۲۵ ذی‌القعده ۱۳۹۳ قمری معادل ۲۸ آذر ۱۳۵۲ شمسی بود. او فرزند آیت‌الله باقری‌کنی و برادرزاده آیت‌الله مهدوی کنی، رئیس دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بود. سال ۱۳۷۱ در دانشگاه امام صادق در رشته تحصیلی معارف اسلامی و مدیریت پذیرفته شد و در دوره دکتری مدیریت بازاریابی (بازاریابی بین‌المللی) دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۸۳ دانش آموخته شد. او دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام &lt;/span&gt;و بعدها عضو هیئت علمی همان دانشگاه شد. در سن ۲۷ سالگی داماد رهبر شهید شد. در حوزه بازاریابی اسلامی، بازاریابی سیاسی و مدیریت اسلامی، مقالاتی منتشر کرد. وی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۵ دروسی چون اصول و مبانی مدیریت، تحقیق در عملیات، مدیریت بازار، نظریه‌های عمومی مدیریت، نظام اداری، مبانی برنامه‌ریزی را تدریس کرد و در چند سال اخیر، مصباح‌الهدی باقری‌کنی در مقطع دکتری تخصصی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، درس پژوهش در خط مشی عمومی اسلامی را آموزش می‌داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید مصباح‌الهدی باقری‌کنی از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۶ بیش از ۲۰ مقاله در نشریه‌های داخلی از جمله نشریه رشد فناوری، نشریه اندیشه مدیریت راهبردی و نشریه مدیریت اسلامی منتشر کرد. مؤلفه‌های مدیریت ارتباط با مشتری در اسلام و اولویت‌بندی بر ساختار دانشگاه کارآفرین، جدیدترین مقالات شهید مصباح‌الهدی باقری‌کنی است. در سال ۱۳۸۴ به‌عنوان مدیرمسئول فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردی دانشگاه امام صادق &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام &lt;/span&gt;فعالیت داشت. سپس قائم مقام رئیس دانشکده معارف اسلامی و مدیریت شد و در سال ۱۳۹۳ به سمت عضو هیئت امنای مرکز رشد دانشگاه منصوب شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من ورودی (به تعبیر دانشجویان دانشگاه امام صادق &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;) کد ۷۵ رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی بودم. برای من جالب بود که برادرزاده رئیس دانشگاه و بعدها داماد رهبر کشور را در دانشگاه می‌دیدم که بدون هیچ تکلفی مثل دیگر دانشجویان در کلاس‌های درس حاضر می‌شود و چقدر متواضعانه با همه دانشجویان به ویژه هم‌کدی‌های خود ارتباط برقرار می‌کند. دکتر مصباح با من رفاقت داشت. با هم سلام و احوالپرسی می‌کردیم. به ویژه که بعدها من در وزارت علوم حضور پیدا کردم هر وقت دانشگاه می‌رفتم و همدیگر را می‌دیدیم جویای احوال شخصی و علمی هم می‌شدیم. از دوستان مشترک هم معمولاً جویای حال ایشان می‌شدم. آخرین‌بار هم چند ماه قبل از شهادت همدیگر را دیدیم. کمی هم با هم شوخی کردیم که ریش‌های ما هم سفید شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این متن حاصل شناخت طولانی‌مدت من از او (از سال ۱۳۷۵ تاکنون)، رفاقت و ارادتی که به هم داشتیم، تجربه زیسته طولانی من در دانشگاه، رفقای مشترکی که داشتیم، مطالعه یادداشت‌هایش در مطبوعات، و نیز گفت‌وگو با استادان و شاگردانش در دانشگاه می‌باشد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اخلاق فردی: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;جلوه‌ای از ایمان، فروتنی و مسئولیت‌پذیری&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اخلاق فردی، بنیادی‌ترین لایه شخصیت هر انسان و زیربنای رفتارهای اجتماعی، علمی و مدیریتی اوست. در شخصیت شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، اخلاق نه مجموعه‌ای از توصیه‌های نظری، بلکه شیوه‌ای از زیستن بود؛ شیوه‌ای که در گفتار، رفتار، تصمیم‌گیری و تعامل با دیگران به روشنی جلوه داشت. از همین رو، بسیاری از کسانی که با ایشان همکاری یا هم‌نشینی داشتند، پیش از آنکه از جایگاه علمی یا مدیریتی او سخن بگویند، از منش اخلاقی، تواضع و کرامت انسانی‌اش یاد می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برجسته‌ترین ویژگی اخلاقی ایشان، اخلاص بود. او مسئولیت‌های علمی و اجرایی را نه وسیله‌ای برای کسب شهرت یا موقعیت، بلکه امانتی الهی و فرصتی برای خدمت به مردم می‌دانست. همین روحیه سبب می‌شد که موفقیت‌ها را به نام مجموعه ثبت کند و در دشواری‌ها، مسئولیت را شخصاً بپذیرد. برای او، رضایت الهی بر هر گونه منفعت فردی یا سازمانی مقدم بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تواضع از دیگر ارکان شخصیت ایشان بود. با وجود جایگاه علمی و مدیریتی، هیچ‌گاه میان خود و دیگران فاصله‌ای ایجاد نمی‌کرد. با استاد و دانشجو، مدیر و کارشناس، جوان و پیشکسوت، با احترام، ادب و صمیمیت رفتار می‌کرد و باور داشت که ارزش انسان‌ها به تقوا، دانش، صداقت و خدمت آنان است، نه به مقام و عنوان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در روابط اجتماعی، سعه‌صدر و حلم ویژگی آشکار او بود. در برابر دیدگاه‌های متفاوت، با حوصله گوش می‌داد، نقدها را با روی گشاده می‌پذیرفت و از گفت‌وگوی منطقی استقبال می‌کرد. اختلاف نظر را تهدید نمی‌دانست، بلکه آن را فرصتی برای روشن‌تر شدن حقیقت و بهبود تصمیم‌ها تلقی می‌کرد. همین منش، فضای اعتماد و همدلی را در میان همکاران و دانشجویان تقویت می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	صداقت و امانت‌داری نیز از شاخصه‌های ممتاز اخلاقی ایشان بود. در بیان واقعیت‌ها، ارائه گزارش‌ها، انجام مسئولیت‌ها و حفظ حقوق دیگران، نهایت دقت و پایبندی را داشت. او سرمایه اصلی مدیر و استاد را اعتماد عمومی می‌دانست و معتقد بود که این سرمایه تنها با راستگویی، عدالت و وفاداری به عهد حفظ می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از دیگر ویژگی‌های اخلاقی شهید باقری‌کنی، انضباط فردی و مسئولیت‌پذیری بود. نظم در کار، احترام به وقت، دقت در انجام وظایف و پیگیری مستمر امور، بخشی از سبک زندگی او به شمار می‌رفت. وی بر این باور بود که اخلاق حرفه‌ای بدون انضباط و احساس مسئولیت، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کنار این ویژگی‌ها، مهربانی، مردم‌داری و روحیه خدمت در رفتار او کاملاً مشهود بود. ارتباط صمیمانه با دانشجویان، توجه به مشکلات همکاران، احترام به ارباب‌رجوع و تلاش برای گره‌گشایی از مسائل دیگران، جلوه‌هایی از این منش انسانی بود. او باور داشت که منزلت حقیقی انسان در میزان خدمت صادقانه به بندگان خدا آشکار می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مجموع، اخلاق فردی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی را می‌توان بر پایه مؤلفه‌هایی چون اخلاص، تواضع، صداقت، امانت‌داری، عدالت، سعه‌صدر، مسئولیت‌پذیری، انضباط، مردم‌داری و روحیه خدمت تبیین کرد. این فضایل، نه‌تنها شخصیت فردی او را شکل داده بودند، بلکه سرچشمه موفقیت‌های علمی و مدیریتی او نیز به شمار می‌رفتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاید راز ماندگاری نام این شهید فرهیخته در همین حقیقت نهفته باشد که او پیش از آنکه مدیر یا استاد باشد، انسانی اخلاق‌مدار بود. علمش با فروتنی آراسته بود، قدرتش با عدالت همراه بود و مسئولیتش با اخلاص معنا می‌یافت. چنین شخصیت‌هایی، سرمایه‌های اخلاقی یک ملت‌اند و یاد آنان، نسل‌های آینده را به سوی فضیلت، خدمت و مسئولیت‌پذیری رهنمون می‌سازد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;اندیشه علمی: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;علم در خدمت انسان، جامعه و پیشرفت کشور&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اندیشه علمی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی بر این اصل بنیادین استوار بود که علم، غایت خود نیست، بلکه ابزاری برای ارتقای انسان، حل مسائل جامعه و تحقق پیشرفت همه‌جانبه کشور است. از منظر او، دانشگاه زمانی به رسالت حقیقی خود عمل می‌کند که دانش تولیدشده بتواند در عرصه سیاست‌گذاری، حکمرانی، توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و تعالی فرهنگی اثرگذار باشد. از این‌رو، وی همواره بر پیوند میان «دانش»، «نیازهای واقعی جامعه» و «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» تأکید داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از ویژگی‌های برجسته اندیشه علمی ایشان، مسئله‌محوری بود. وی اعتقاد داشت که پژوهش‌های دانشگاهی نباید صرفاً برای افزایش آمار مقالات یا ارتقای رتبه‌های علمی انجام شوند، بلکه باید به مسائل واقعی کشور پاسخ دهند. از نگاه او، ارزش یک پژوهش به میزان تأثیر آن در حل مشکلات جامعه، ارتقای کیفیت حکمرانی و بهبود زندگی مردم وابسته است. بر همین اساس، همواره از پژوهش‌های کاربردی، میان‌رشته‌ای و نیازمحور حمایت می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وی همچنین بر مرجعیت علمی همراه با استقلال فکری تأکید داشت. از منظر او، دانشگاه ایرانی باید ضمن بهره‌گیری از دستاوردهای علمی جهان، هویت علمی مستقل خود را حفظ کند و در تولید نظریه، نوآوری و ارائه راه‌حل برای مسائل بومی پیشگام باشد. او تقلید صرف از الگوهای علمی رایج را کافی نمی‌دانست و بر ضرورت تولید دانش متناسب با نیازهای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی ایران اسلامی تأکید می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در اندیشه علمی شهید باقری‌کنی، اخلاق علمی جایگاهی محوری داشت. وی علم را بدون صداقت، امانت‌داری، انصاف، آزاداندیشی و مسئولیت‌پذیری، فاقد اثر ماندگار می‌دانست. از این منظر، پژوهشگر افزون بر توان علمی، باید به فضیلت‌های اخلاقی نیز آراسته باشد؛ زیرا اعتبار علم، بیش از هر چیز، به سلامت اخلاقی عالمان وابسته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از دیگر مؤلفه‌های مهم اندیشه او، نگاه آینده‌پژوهانه بود. او باور داشت که دانشگاه نباید تنها به مسائل امروز پاسخ دهد، بلکه باید روندهای آینده را نیز شناسایی کرده و کشور را برای مواجهه با تحولات علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی آماده سازد. به همین دلیل، آینده‌نگری، نوآوری و تربیت نسل خلاق را از وظایف اصلی مراکز آموزش عالی می‌دانست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در منظومه فکری شهید دکتر باقری‌کنی، دانشگاه نهادی تمدن‌ساز است؛ نهادی که با تربیت انسان‌های متعهد، تولید دانش بومی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارائه راه‌حل‌های کارآمد، زمینه پیشرفت کشور و اعتلای جامعه را فراهم می‌آورد. از این منظر، علم زمانی به کمال می‌رسد که در خدمت حقیقت، عدالت، کرامت انسانی و پیشرفت جامعه قرار گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برآیند اندیشه علمی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی را می‌توان در چند اصل بنیادین خلاصه کرد: علمِ نافع، پژوهشِ مسئله‌محور، دانشگاهِ مسئول، اخلاقِ علمی، استقلالِ فکری، آینده‌نگری، نوآوری و تعهد به پیشرفت ایران. این اصول، تصویری از یک اندیشمند ارائه می‌دهد که علم را نه سرمایه‌ای فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی و رسالتی تمدنی می‌دانست.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;سبک مدیریت: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;مدیریت حکیمانه، مشارکت‌جو و آینده‌نگر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بررسی سیره مدیریتی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی نشان می‌دهد که سبک مدیریت ایشان بر تلفیق تعهد، تخصص، اخلاق و عقلانیت استوار بود. او مدیریت را نه ابزاری برای اعمال قدرت، بلکه فرصتی برای خدمت، توانمندسازی انسان‌ها و ایجاد تحول پایدار می‌دانست. در نگاه او، مدیر پیش از آنکه فرمانده باشد، امانت‌دار، راهبر و تسهیل‌گر رشد سازمان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نخستین ویژگی سبک مدیریتی ایشان، اخلاق‌محوری بود. رفتار محترمانه با همکاران، رعایت عدالت، حفظ کرامت انسانی، صداقت در تصمیم‌گیری و پاسخگویی در برابر مسئولیت‌ها، اصولی بودند که در همه سطوح مدیریتی به آنها پایبند بود. او معتقد بود سازمانی که بر پایه اعتماد و اخلاق اداره شود، از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود و در مواجهه با چالش‌ها، انسجام و پایداری بیشتری نشان خواهد داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دومین ویژگی، مدیریت مشارکتی بود. شهید باقری‌کنی تصمیم‌گیری را محصول خرد جمعی می‌دانست و همواره از ظرفیت استادان، کارشناسان، نخبگان و کارکنان برای حل مسائل بهره می‌گرفت. او فضای گفت‌وگو، نقد سازنده و تبادل اندیشه را لازمه تصمیم‌گیری صحیح می‌دانست و باور داشت که بهترین راه‌حل‌ها در فضایی مبتنی بر اعتماد و هم‌فکری شکل می‌گیرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از دیگر مؤلفه‌های مهم سبک مدیریتی ایشان، شایسته‌سالاری بود. وی در انتخاب همکاران، بیش از هر چیز به تخصص، تعهد، مسئولیت‌پذیری و روحیه کار جمعی توجه داشت و اعتقاد داشت که پیشرفت هر سازمان در گرو به‌کارگیری نیروهای توانمند، پاکدست و خلاق است. از این‌رو، همواره تلاش می‌کرد زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای جوان را فراهم سازد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نگاه راهبردی و آینده‌نگر نیز از شاخصه‌های برجسته مدیریت او بود. ایشان مدیریت را محدود به حل مسائل روزمره نمی‌دانست، بلکه بر برنامه‌ریزی بلندمدت، آینده‌پژوهی و آمادگی برای تحولات علمی، فرهنگی و اجتماعی تأکید داشت. این نگاه موجب می‌شد تصمیم‌های او از انسجام، پایداری و اثربخشی بیشتری برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مدیریت شهید باقری‌کنی، نوآوری و تحول‌گرایی جایگاهی ویژه داشت. او سازمان را موجودی پویا می‌دانست که باید همواره در مسیر یادگیری، اصلاح و بهبود حرکت کند. از این رو، از ایده‌های نو استقبال می‌کرد، تغییرات ضروری را با تدبیر پیش می‌برد و از رکود و روزمرگی پرهیز داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ویژگی دیگر، مردم‌داری و ارتباط مؤثر بود. ایشان با روی گشاده، سعه‌صدر و روحیه شنیدن، ارتباطی صمیمانه با همکاران، دانشجویان و نخبگان برقرار می‌کرد. این منش، سرمایه‌ای ارزشمند برای ایجاد همدلی، افزایش انگیزه و تقویت احساس تعلق سازمانی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مجموع، سبک مدیریت شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی را می‌توان در قالب الگویی از مدیریت حکیمانه، اخلاق‌محور، مشارکت‌جو، شایسته‌سالار، آینده‌نگر و تحول‌آفرین توصیف کرد. این سبک نشان می‌دهد که موفقیت سازمان‌ها تنها با ابزارهای اداری و ساختاری حاصل نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز، به شخصیت مدیر، نظام ارزشی او و توانایی‌اش در ایجاد اعتماد، انگیزه و هم‌افزایی میان سرمایه‌های انسانی وابسته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میراث مدیریتی این شهید فرهیخته، یادآور این حقیقت است که مدیریت در تراز انقلاب اسلامی، تنها اداره امور نیست؛ بلکه هنری برای ساختن انسان، تقویت نهادها، ایجاد امید و هموار کردن مسیر پیشرفت کشور است. چنین مدیریتی، با تلفیق دانش، اخلاق و مسئولیت‌پذیری، می‌تواند الگویی ماندگار برای مدیران امروز و فردای ایران باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;حکمرانی دانشگاهی: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;دانشگاه؛ کانون حکمرانی علم و پیشران پیشرفت ملّی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در منظومه فکری شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، دانشگاه صرفاً یک سازمان آموزشی یا پژوهشی نبود، بلکه نهادی راهبردی برای تولید سرمایه انسانی، توسعه علم، حل مسائل ملی و ارتقای حکمرانی کشور به شمار می‌رفت. از نگاه ایشان، هر اندازه نظام دانشگاهی از حکمرانی کارآمدتر، شفاف‌تر و مسئولانه‌تری برخوردار باشد، توان آن در ایفای نقش تمدنی و پیشرفت‌آفرین نیز افزایش خواهد یافت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید باقری‌کنی حکمرانی دانشگاهی را بر پایه سه رکن اساسی «دانش»، «اخلاق» و «مسئولیت اجتماعی» استوار می‌دانست. به باور او، دانشگاه زمانی به رسالت تاریخی خود دست می‌یابد که تولید علم را با تربیت انسان‌های متعهد، پاسخگویی به نیازهای جامعه و مشارکت در حل مسائل کشور پیوند بزند. از این منظر، دانشگاه نهادی منفعل و صرفاً آموزش‌محور نیست، بلکه بازیگری فعال در عرصه توسعه ملی و پیشرفت جامعه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های حکمرانی دانشگاهی در اندیشه ایشان، استقلال علمی همراه با مسئولیت‌پذیری بود. او بر این باور بود که استقلال دانشگاه شرط لازم برای شکوفایی اندیشه، خلاقیت و نوآوری است، اما این استقلال باید در کنار پاسخگویی به جامعه، رعایت منافع ملی و ایفای مسئولیت‌های اجتماعی معنا پیدا کند. از دیدگاه وی، استقلال بدون مسئولیت می‌تواند به انزوا و مسئولیت بدون استقلال می‌تواند به رکود علمی بینجامد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شایسته‌سالاری و عدالت سازمانی از دیگر اصول مورد تأکید ایشان بود. وی معتقد بود که انتخاب مدیران، استادان و مسئولان دانشگاهی باید بر پایه صلاحیت علمی، توان مدیریتی، سلامت اخلاقی و روحیه خدمت صورت گیرد. در چنین نظامی، اعتماد سازمانی تقویت می‌شود، انگیزه نخبگان افزایش می‌یابد و زمینه رشد علمی و فرهنگی دانشگاه فراهم می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در اندیشه شهید باقری‌کنی، مشارکت نخبگان در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری جایگاهی اساسی داشت. او دانشگاه را جامعه‌ای علمی می‌دانست که اداره آن باید بر پایه گفت‌وگو، خرد جمعی و بهره‌گیری از ظرفیت استادان، پژوهشگران، دانشجویان و کارکنان شکل گیرد. به اعتقاد او، تصمیم‌هایی که بر پایه مشارکت علمی اتخاذ شوند، از مشروعیت، کارآمدی و پایداری بیشتری برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از دیگر ویژگی‌های حکمرانی دانشگاهی در نگاه ایشان، مسئله‌محوری و آینده‌نگری بود. او تأکید داشت که دانشگاه باید از پرداختن صرف به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی سنتی فراتر رود و با رصد تحولات ملی و جهانی، برای مسائل آینده کشور راه‌حل ارائه کند. از این منظر، دانشگاه باید مرکز تولید ایده، سیاست‌پژوهی، آینده‌پژوهی و نوآوری باشد و نقش مشاور راهبردی نظام حکمرانی را ایفا کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید دکتر باقری‌کنی همچنین بر اخلاق در حکمرانی دانشگاهی تأکید ویژه داشت. شفافیت، پاسخگویی، عدالت، قانون‌مداری، احترام به کرامت اعضای دانشگاه و امانت‌داری در مدیریت منابع، از اصولی بود که به اعتقاد او ضامن اعتماد عمومی و پایداری نهاد دانشگاه است. او معتقد بود سرمایه اصلی دانشگاه نه ساختمان‌ها و تجهیزات، بلکه اعتماد، اعتبار علمی و سرمایه انسانی آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نگاه ایشان، دانشگاه باید پیوندی فعال با دولت، صنعت، جامعه و نهادهای فرهنگی برقرار کند. حکمرانی مطلوب زمانی تحقق می‌یابد که مرز میان دانشگاه و جامعه از میان برداشته شود و دانش تولیدشده در دانشگاه بتواند به سیاست‌های عمومی، فناوری‌های نو، حل مسائل اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مردم منجر شود. این رویکرد، دانشگاه را از نهادی صرفاً آموزشی به نهادی اثرگذار در حکمرانی ملی تبدیل می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جمع‌بندی می‌توان گفت که حکمرانی دانشگاهی در اندیشه و سیره شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، الگویی از حکمرانی دانش‌بنیان، اخلاق‌محور، مشارکتی، شایسته‌سالار، آینده‌نگر، پاسخگو و مسئله‌محور است. این الگو نشان می‌دهد که دانشگاه، هنگامی می‌تواند نقش تاریخی خود را در پیشرفت ایران ایفا کند که در کنار تولید علم، به پرورش انسان، تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقای حکمرانی و ساختن آینده کشور نیز اهتمام ورزد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میراث فکری و مدیریتی این شهید فرهیخته، یادآور آن است که دانشگاه در تراز انقلاب اسلامی، نه فقط محل آموزش و پژوهش، بلکه موتور محرک تحول، کانون اندیشه‌ورزی و یکی از ارکان اساسی حکمرانی ملی است؛ نهادی که با علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی، مسیر پیشرفت و تمدن‌سازی را هموار می‌سازد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;میراث علمی و مدیریتی: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;میراثی ماندگار برای دانشگاه، جامعه و آینده ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ارزش واقعی شخصیت‌های بزرگ را نه تنها در دوران حیات آنان، بلکه در تأثیر ماندگار اندیشه، منش و آثارشان بر نسل‌های بعد می‌توان شناخت. شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی از جمله مدیران و اندیشمندانی بود که میراث او محدود به مسئولیت‌های اجرایی، آثار علمی یا دستاوردهای سازمانی نیست؛ بلکه در قالب یک مکتب فکری و مدیریتی قابل تبیین است؛ مکتبی که علم، اخلاق، مسئولیت اجتماعی و خدمت به مردم را در منظومه‌ای واحد گرد هم می‌آورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نخستین بخش از میراث ایشان، ترویج نگاه مسئله‌محور به علم بود. او همواره بر این باور تأکید داشت که دانشگاه زمانی به رسالت حقیقی خود عمل می‌کند که دانش تولیدشده بتواند به حل مسائل کشور، ارتقای کیفیت حکمرانی و بهبود زندگی مردم بینجامد. این نگرش، الگویی ارزشمند برای تحول در آموزش عالی و جهت‌دهی به پژوهش‌های دانشگاهی به شمار می‌آید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دومین میراث ماندگار او، تلفیق دانش و مدیریت بود. در نگاه شهید باقری‌کنی، مدیریت موفق از دانش تخصصی، تجربه، اخلاق و آینده‌نگری جدایی‌ناپذیر است. او نشان داد که مدیر دانشگاهی تنها یک اداره‌کننده امور نیست، بلکه باید اندیشه‌ورز، سیاست‌گذار، معلم و الهام‌بخش باشد. این رویکرد، الگویی برای نسل جدید مدیران علمی کشور به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سومین میراث او، نهادینه‌سازی فرهنگ اخلاق حرفه‌ای بود. صداقت، امانت‌داری، عدالت، احترام به کرامت انسان‌ها، پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری، تنها ویژگی‌های فردی او نبودند؛ بلکه اصولی بودند که می‌کوشید در فرهنگ سازمانی نیز جاری سازد. از این منظر، بزرگ‌ترین سرمایه هر نهاد علمی، اعتماد، سلامت اداری و اعتبار اخلاقی آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میراث دیگر ایشان، توجه به سرمایه انسانی بود. او دانشگاه را پیش از آنکه مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و تجهیزات بداند، اجتماع اندیشه‌ها، استعدادها و انسان‌های فرهیخته می‌دانست. از این‌رو، همواره بر توانمندسازی استادان، حمایت از پژوهشگران، اعتماد به جوانان و پرورش مدیران آینده تأکید داشت. این نگاه، زمینه‌ساز پایداری و بالندگی هر نظام علمی است.&lt;br /&gt;
	در عرصه حکمرانی دانشگاهی نیز، شهید باقری‌کنی الگویی از مدیریت مشارکتی، شایسته‌سالار و آینده‌نگر بر جای گذاشت. او باور داشت که تصمیم‌های بزرگ، حاصل گفت‌وگو، خرد جمعی و مشارکت نخبگان است. همین نگرش، فرهنگ تعامل، همدلی و مسئولیت مشترک را در محیط‌های علمی تقویت می‌کرد و سرمایه اجتماعی دانشگاه را افزایش می‌داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما شاید مهم‌ترین میراث این شهید فرهیخته، الگوی زیستن یک دانشمند متعهد باشد. او نشان داد که می‌توان در اوج فعالیت‌های علمی و مدیریتی، اخلاق را محور تصمیم‌ها قرار داد، قدرت را وسیله خدمت دانست، علم را در خدمت مردم به کار گرفت و مسئولیت را امانتی الهی تلقی کرد. چنین الگویی، فراتر از زمان و مکان، برای هر نسل الهام‌بخش خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میراث علمی و مدیریتی شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی را می‌توان در هفت محور بنیادین خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; ۱. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;علم نافع و مسئله‌محور؛ پیوند پژوهش با نیازهای واقعی جامعه.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;مدیریت اخلاق‌محور؛ تقدم عدالت، صداقت و کرامت انسانی بر ملاحظات اداری.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۳.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; حکمرانی دانشگاهی کارآمد؛ مبتنی بر مشارکت، شایسته‌سالاری و پاسخگویی.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۴. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;سرمایه‌گذاری بر انسان؛ تربیت نخبگان، اعتماد به جوانان و توانمندسازی نیروهای علمی.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۵.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; آینده‌نگری و نوآوری؛ توجه به تحولات علمی و نیازهای آینده کشور.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۶. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;مسئولیت اجتماعی دانشگاه؛ ایفای نقش فعال در حل مسائل ملی و توسعه کشور.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۷. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;پیوند علم، ایمان و خدمت؛ تبدیل دانش به ابزاری برای تعالی انسان و پیشرفت جامعه.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;روایت همکاران و شاگردان: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;آنچه از شهید مصباح‌الهدی در یادها ماند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	شخصیت‌های بزرگ، تنها در آثار مکتوب یا مسئولیت‌های رسمی شناخته نمی‌شوند؛ بلکه بخش مهمی از هویت آنان در حافظه کسانی باقی می‌ماند که سال‌ها در کنارشان زیسته، آموخته و همکاری کرده‌اند. شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی نیز از جمله مدیران و استادانی بود که تأثیر واقعی خود را بیش از هر چیز در دل و ذهن همکاران، دانشجویان و شاگردان برجای گذاشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسیاری از همکاران، نخستین ویژگی او را تواضع می‌دانستند. با وجود مسئولیت‌های مهم، هیچ‌گاه فاصله‌ای میان خود و دیگران ایجاد نمی‌کرد. در جلسات، پیش از آنکه سخن بگوید، شنونده‌ای دقیق بود و حتی از جوان‌ترین کارشناسان نیز با احترام نظر می‌خواست. همین رفتار، فضایی از اعتماد و آرامش پدید می‌آورد و همه احساس می‌کردند در تصمیم‌سازی سازمان سهم دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاگردانش، بیش از آنکه او را با عنوان استاد به یاد آورند، از او به عنوان معلم زندگی یاد می‌کنند. او درس را تنها انتقال مفاهیم علمی نمی‌دانست؛ بلکه کلاس را فرصتی برای تربیت، مسئولیت‌پذیری، اخلاق حرفه‌ای و تقویت روحیه پرسشگری می‌شمرد. همواره تأکید می‌کرد که ارزش دانش، به میزان تأثیر آن در خدمت به مردم و حل مسائل جامعه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همکاران نزدیکش نقل می‌کنند که در دشوارترین شرایط، آرامش خود را حفظ می‌کرد. هیچ‌گاه تصمیم‌های شتاب‌زده نمی‌گرفت و اجازه نمی‌داد هیجان، جایگزین عقلانیت شود. پیش از هر تصمیم، همه دیدگاه‌ها را می‌شنید، جوانب مختلف را می‌سنجید و سپس با قاطعیت و مسئولیت تصمیم می‌گرفت. همین ویژگی، او را به مدیری مورد اعتماد تبدیل کرده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از ویژگی‌هایی که بارها در خاطرات همکاران تکرار می‌شود، توجه به کرامت انسان‌ها است. او موفقیت سازمان را نتیجه احترام متقابل، همدلی و همکاری می‌دانست. هیچ‌گاه موفقیت‌ها را به نام خود ثبت نمی‌کرد و همواره از تلاش همکاران قدردانی می‌نمود. در مقابل، اگر مشکلی پیش می‌آمد، مسئولیت آن را می‌پذیرفت و دیگران را مقصر جلوه نمی‌داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دانشجویان نیز از روحیه حمایتگر او سخن می‌گویند. برای آنان وقت می‌گذاشت، با حوصله به پرسش‌ها پاسخ می‌داد و آنان را به مطالعه عمیق، تفکر انتقادی و نوآوری تشویق می‌کرد. باور داشت که رسالت استاد، تنها آموزش نیست؛ بلکه کشف استعدادها و پرورش نسل آینده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه بیش از همه در روایت‌ها تکرار می‌شود، اخلاص اوست. همکارانش معتقد بودند که انگیزه اصلی او، انجام درست وظیفه و خدمت صادقانه بود. هیچ‌گاه در پی شهرت یا امتیاز شخصی نبود و همواره منافع دانشگاه، کشور و مردم را بر منافع فردی ترجیح می‌داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز، هر یک از همکاران و شاگردان شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، بخشی از خاطره و منش او را با خود حمل می‌کنند. مجموعه این روایت‌ها، تصویری روشن از شخصیتی ارائه می‌دهد که علم را با اخلاق، مدیریت را با انسانیت و مسئولیت را با اخلاص درآمیخته بود. شاید بزرگ‌ترین میراث او، نه ساختمان‌هایی باشد که در مدیریت او شکل گرفتند و نه اسنادی که به یادگار گذاشت، بلکه انسان‌هایی باشند که از منش، اندیشه و رفتار او درس گرفتند و راه خدمت را با الهام از او ادامه می‌دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بی‌تردید، ثبت و گردآوری خاطرات همکاران، شاگردان، دوستان و خانواده، کامل‌ترین روایت از زندگی این شهید فرهیخته را رقم خواهد زد؛ زیرا برخی از ابعاد شخصیت انسان‌های بزرگ، تنها در آینه خاطرات نزدیکان آنان آشکار می‌شود و همین خاطرات است که تاریخ را زنده و ماندگار می‌سازد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی؛ ترازِ دانشمندِ تمدن‌ساز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در تاریخ هر جامعه، شخصیت‌هایی ظهور می‌کنند که هویت آنان در یک عنوان یا مسئولیت اداری خلاصه نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از فضایل انسانی، توانمندی‌های علمی، بینش راهبردی و روحیه خدمت، از آنان الگویی ماندگار برای نسل‌های آینده می‌سازد. شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی از این شمار بود؛ اندیشمندی که علم را با ایمان، مدیریت را با اخلاق، و مسئولیت را با مجاهدت درآمیخت و تصویری روشن از «دانشمند متعهد» در روزگار معاصر ارائه داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه پیش از هر چیز در شخصیت ایشان جلوه می‌کرد، روح بزرگ و منش اخلاقی او بود. آرامش در رفتار، وقار در گفتار، فروتنی در برخورد، صبوری در مواجهه با دشواری‌ها، احترام به کرامت انسان‌ها و اخلاص در عمل، از ویژگی‌هایی بود که اعتماد و محبت اطرافیان را برمی‌انگیخت. او اهل هیاهو نبود؛ بلکه با سکوتی آگاهانه، کاری پیوسته و نیتی خالص، اثر می‌آفرید و به جای آنکه در پی دیده‌شدن باشد، دغدغه به ثمر نشستن کارهای بزرگ را داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در عرصه علم، شهید باقری‌کنی به تولید دانش صرف بسنده نمی‌کرد. او دانشگاه را نهادی برای حل مسائل جامعه، ارتقای حکمرانی، تربیت نخبگان و زمینه‌سازی برای پیشرفت کشور می‌دانست. از این رو، پژوهش‌های او نگاهی کاربردی، مسئله‌محور و آینده‌نگر داشت و میان مبانی نظری و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار می‌کرد. این رویکرد نشان می‌داد که از منظر او، ارزش علم به میزان اثرگذاری آن در بهبود زندگی مردم و پیشرفت کشور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حوزه مدیریت، ایشان نمونه‌ای از «مدیر حکیم» بود؛ مدیری که اقتدار را با مهربانی، انضباط را با عدالت، و تصمیم‌گیری را با خرد جمعی همراه می‌ساخت. قدرت مدیریت او نه در صدور دستور، بلکه در ایجاد اعتماد، همدلی، انگیزه و مشارکت میان همکاران جلوه‌گر می‌شد. او باور داشت که سرمایه اصلی هر سازمان، انسان‌های آن هستند و موفقیت پایدار تنها از مسیر توانمندسازی سرمایه انسانی حاصل می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از ویژگی‌های ممتاز ایشان، نگاه راهبردی و آینده‌پژوهانه بود. در تصمیم‌های علمی و مدیریتی، همواره افق‌های بلند را می‌دید و از پرداختن به مسائل روزمره بدون توجه به آینده پرهیز می‌کرد. همین ویژگی سبب می‌شد که برنامه‌ریزی‌های او مبتنی بر شناخت دقیق مسائل، تحلیل عمیق شرایط و پیش‌بینی پیامدهای تصمیمات باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کنار همه این ویژگی‌ها، روحیه انقلابی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، ستون اصلی شخصیت ایشان بود. او مسئولیت را نه امتیاز، بلکه امانتی الهی می‌دانست و خدمت به مردم را برترین جلوه مدیریت تلقی می‌کرد. ساده‌زیستی، پاکدستی، عدالت‌خواهی، پایبندی به ارزش‌های اسلامی و اهتمام به منافع ملی، در همه عرصه‌های فعالیت او آشکار بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهادت، پایان راه چنین انسان‌هایی نیست؛ بلکه مُهر تأییدی بر سراسر زندگی آنان است. هنگامی که زندگی یک انسان از آغاز تا انجام بر مدار ایمان، دانش، خدمت و مجاهدت شکل گرفته باشد، شهادت نه یک حادثه، بلکه طبیعی‌ترین فرجام آن مسیر خواهد بود. از این منظر، شهید دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی تنها یک مدیر یا استاد دانشگاه نبود؛ او مکتبی از اخلاق، دانایی، مسئولیت و خدمت را نمایندگی می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بی‌تردید، یاد و نام این شهید فرهیخته در حافظه علمی و فرهنگی کشور باقی خواهد ماند؛ زیرا سرمایه‌های حقیقی یک ملت نه در ساختمان‌ها و نهادها، بلکه در شخصیت‌هایی تجلی می‌یابند که با علم، اخلاق، ایمان و ایثار، مسیر آینده را برای دیگران روشن می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بدین‌سان، نام و یاد این شهید فرهیخته تنها در صفحات تاریخ ثبت نخواهد شد، بلکه در اندیشه‌ها، نهادها و نسل‌هایی که از منش و راه او الهام می‌گیرند، استمرار خواهد یافت. این، ماندگارترین سرمایه‌ای است که یک دانشمند و مدیر می‌تواند برای آینده ایران اسلامی بر جای بگذارد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2026 01:55:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>غزلی در مقام رضا</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63366</link>
<guid>63366</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63366/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;قطعه موسیقی «به رسم کرام» با غزلی از حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه؛ «امین» در نجوا با حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام و با صدای حسام‌الدین سراج و آهنگسازی امیرحسین سمیعی توسط رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;تولید شده و در روزهای پیش رو در اختیار مخاطبان و اهالی فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61353/amin.svg" style="width: 20px; margin-bottom: -5px; height: 20px;" /&gt; &lt;span style="color:#2f4f4f;"&gt;«امین»؛ بخش شعر و ادب فارسی رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;بر همین اساس&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در یادداشتی به قلم &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر محمدرضا ترکی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مضامین غزل رهبر شهید انقلاب در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام را بررسی کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;/span&gt;قالب غزل چه‌بسا روایت نفسانیّت شاعران و تجلّی هوای نفس امّاره‌ی آنان است؛ مگر در شاعران عارف و از هوای نفس رسته که این قاعده در شعر آنان درهم می‌شکند و شعر روایتگر نفس مطمِئنّه‌ی آنان می‌شود. &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=63034"&gt;این غزل&lt;/a&gt; (۱) با توجّه به محتوای آن، نه یک تفنّن ادبی است که بر زبان انسانی اهل ذوق جاری شده باشد و نه حسب حال شاعری است که در خلسه‌های شاعرانه، تسکین خاطر را به سرودن ابیاتی مترنّم شده است. این غزل فراتر از اینکه، از لحاظ ادبی، منسجم و از جهت زبانی صمیمانه و از نمونه‌های عالی ادبیات مذهبی امروز است، روایت یک روح بی‌قرار است که پس از عمری التهاب و مجاهده در متن متلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران و منطقه و جهان، در رهگذار یک جهاد بی‌امان به مقام رضا و اطمینان رسیده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	عنوان شعر «التجاء به صدرنشین سریر ارتضا، حضرت علی بن موسی الرّضا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; تأکیدی است بر مضمون اصلی آن که جستجوی مقام رضا به برکت عنایات حضرت رضاست. در نگاه شاعر، آن حضرت کسی است که می‌تواند با «گردش چشمی» او را فارغ از رهگذار روزگار کند و با «گشودن صفحه‌ای از دفتر جمال» و «نظری» و «کرشمه‌ای» و «شکرخنده‌ای» به‌رسم کریمان سوز دل شاعر را به نم اشکی و رشحه‌ای از کرامتش فروبنشاند و وی را به تمامیّت و کمال برساند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاعر حرف آخر را با آوردن قافیه‌ی «تمام» در بیت اوّل زده و تمام کرده است. «رهگذر صبح و شام» این جهان متغیّر و متلوّن است که قرار و آرام انسان را می‌رباید. رسیدن به مقام خوشنودی و رضا با فارغ شدن از رهگذر روزگار حاصل می‌شود و این فراغت تنها با گردش چشمی و کمترین عنایتی از جانب حضرت رضا رخ می‌دهد که می‌تواند کار را تمام کند؛ یعنی از نقصان به کمال برساند. در عین حال در «تمام کردن کار کسی» اشاره‌ای غیرمستقیم و لطیف به قربانی شدن و رسیدن به مقام شهادت دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاعر در بیت دوم، در برابر حضرت رضا که طبق مضامین غزل «یادگار ساقی کوثر» و «حکمران کشور دل» و مالک «ملک رضا» هم هست و آستانش چون عرش محلّ «آمد و شد فرشتگان» است، نهایت نیاز و افتقارش را با تعبیر «غزل ناتمام» و در ابیات بعد با تعابیری چون «تشنه‌کام» و «جان خسته» و پرنده‌ای از «آشیان جدا مانده» و «مستمند و تهیدست و بی‌کس» بیان می‌کند. شاعر وجودش را غزلی ناتمام می‌بیند که با عنایتی از حضرت رضا به تمامی می‌رسد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	«بی‌کس» یقیناً سوزناک‌ترین تعبیر این غزل است که در بیت ماقبل آخر آمده است. بی‌کسی و تنهایی و غربت که در بیت ۸ به آن تصریح رفته (غربت بس است...)، حسّ مشترک همه‌ی دلخستگان تاریخ از رهگذار تکراری صبح و شام و طلوع و غروب‌های بی‌فروغ آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سیّدعلی شاعر، که از آغاز جوانی دل به تلاطم‌های نبردی بی‌پایان سپرده و عملاً از «شهر شهادت» که دیار اوست دوری گزیده بود، اینک در آخرین سال‌های عمر، نه خسته از سال‌ها مبارزه و مجاهده‌ای بی‌امان که دل‌خسته از امواج سهمگین ناجوانمردی‌ها، خود را کبوتری دور از آشیان و غریب در رهگذر صبح و شام می‌بیند و قصد دارد تا در نهایت مسیر، جسم و جان ناآرام این «مرغ رمیده» را، چون کبوتران حرم، به آستان علی بن موسی الرّضا علیه آلاف التّحیّة و الثّناء، بکشاند و تشنه‌کامی و سوز دلش را در آن «دارالشّفای آتش و آب» با آب دیده فروبنشاند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این غزل، اگر مکاشفه‌ای نباشد که از رقم خوردن سرنوشت خونین شهادت و آرمیدن ابدی‌اش در حرم امام صدّیق شهید &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، برای سراینده‌ی آن پرده برمی‌دارد، دست‌کم، وصیّت‌نامه‌ی منظوم عاشقی است شوریده که آرزو دارد تا پس از عمری بی‌قراری تا قیامت در کنجی از آستان رضا بیارامد و در سفری ابدی از بارگاه فیض او توشه وام کند. اگر بیت چهارم را از منظر همین مکاشفه بنگریم، «زیر و زبر شدن قرار دل خاص و عام» را می‌توانیم به التهاب عظیم اجتماعی و ملّی «یک امّت مبعوث» تأویل کنیم که پس از واقعه‌ی شهادت مظلومانه‌ی رهبر بزرگ خویش به کمال و رشدی تاریخی دست یافته است. «هزار دست تمنّا» که به سوی بارگاه کرم امام رضا گشوده شده نیز در این فضا می‌تواند بی‌شمار دست دعای مردم مبعوث باشد که دست و دل بر آن آستان گشوده دارند و قلبشان در «دارالذّکر» آن حرم پاک، اینک بزرگواری‌ها و مجاهدت‌ها و ایران‌دوستی‌های او را به یاد می‌آورند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آقای شهید، در کشاکش آن جنگ عظیم روانی که دشمنان داخلی و خارجی راه انداخته بودند و کمابیش بخش‌هایی از خواص و عوام را تحت تأثیر قرار داده بود، چه چاره‌ای داشت جز اینکه جان خود و افرادی از خانواده‌اش را مظلومانه فدا کند و حسین‌وار از این راه و به برکت فیض حضرت رضا دل‌های جهانی را بی‌قرار و زیر و زبر و سرشار از آگاهی کند؟!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این غزل روایتی مکاشفه‌گونه و موجز از یک سلوک طولانی و رسیدن به مقام رضا و سرانجام، سرنهادن بر آستان حضرت رضا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، است و بازگشت دوباره‌ی یک جان عاشق را در پایان یک مطاف و مصاف طاقت‌فرسا به آشیان نخست و موطن اصلی روح حکایت می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱) فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن&lt;br /&gt;
	کار مرا به گردش چشمی تمام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال&lt;br /&gt;
	بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)&lt;br /&gt;
	گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای&lt;br /&gt;
	زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را&lt;br /&gt;
	مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینک هزار دست تمنّا گشوده بین&lt;br /&gt;
	دست کرم گشاده به رسم کرام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دارالشّفای آتش و آب است این سرای&lt;br /&gt;
	سوز دل مرا به نمی التیام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»&lt;br /&gt;
	غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی&lt;br /&gt;
	از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است&lt;br /&gt;
	کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2026 19:16:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>خط ثابت مقاومت</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63367</link>
<guid>63367</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63367/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزب‌الله، با اشاره به پیشگامی حزب‌الله لبنان در مبارزه با دشمن صهیونیستی و الهام‌بخشی آن برای ملّت‌های آزاده جهان در رهایی از ظلم استکبار جهانی، بر استمرار سیاست راهبردی ایران در دفاع از مجاهدان لبنان تأکید و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اول تفاهم‌نامه پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.&lt;br /&gt;
	رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; به همین مناسبت در یادداشتی به قلم&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر مسعود اسداللهی، تحلیلگر ارشد مسائل منطقه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;نگاهی به &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=63360"&gt;پاسخ رهبر انقلاب&lt;/a&gt; به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان داشته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; پاسخ حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان پس از شهادت امام شهید (اعلی‌الله‌مقامه) ۴ مرداد ۱۴۰۵، منتشر شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خود این نامه حزب‌الله و پاسخ رهبر معظم انقلاب نشان‌دهنده نکته‌ای است؛ به این معنا که پیوند حزب‌الله با ایران فقط پیوند یک گروه مقاومت با کشوری که از آن حمایت می‌کند نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است. این پیوند فقط یک پیوند راهبردیِ سیاسی نیست، بلکه پیوندی عمیق، فکری، دینی، مذهبی و ایدئولوژیک است که پیوند یک گروه مقاومت با کشور حامی را بسیار غنی‌تر می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این رزمندگان و دبیرکل محترم حزب‌الله در شرایطی این پیام را فرستادند که مخالفان و دشمنان حزب‌الله ــ چه آمریکا و اسرائیل و کشورهای عربی، و چه جریان‌های داخل لبنان که همواره مخالف مقاومت بوده‌اند و سابقاً به گروه‌های «۱۴ مارس» معروف بودند ــ در یک‌سال‌ونیم تا دو سال اخیر تصور می‌کردند بهترین فرصت برای تضعیف حزب‌الله و حتی، اگر ممکن باشد، نابودی آن فراهم شده است؛ به این صورت که پیوسته آنان را متهم می‌کردند: &lt;em&gt;شما مزدور ایران هستید و به‌خاطر منافع ایران به جنگ اقدام می‌کنید&lt;/em&gt; و اتهاماتی از این دست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در چنین شرایطی که جنگ روانی، تبلیغاتی و رسانه‌ای بسیار سنگینی علیه حزب‌الله جریان دارد، می‌بینیم دبیرکل شجاع حزب‌الله، شیخ نعیم قاسم، و رزمندگان آن، بدون آنکه کوچک‌ترین تأثیری از این عملیات روانی در آنان دیده شود، با افتخار، غرور و سربلندی، و در آن شرایط سختی که اکنون در لبنان دارند، باز هم بر این پیوند عقیدتی، مذهبی و دینی با ولی‌فقیه و نظام ولایت فقیه، پای می‌فشارند و بر آن تأکید می‌کنند. آنان این پیوند را مجدداً در شرایط جدید اعلام می‌کنند تا نشان دهند به هیچ عنوان تحت تأثیر این عملیات روانی قرار نگرفته‌اند، بلکه این کار را وظیفه دینی و شرعی خود می‌دانند و مصداق بارز آیه شریفه قرآن درباره مؤمنان‌اند: «وَلا یَخافونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»؛ مؤمنان از سرزنشِ سرزنش‌کنندگان نمی‌ترسند. این، نمونه بارز این موضوع است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پیامی که دبیرکل حزب‌الله فرستاد و پاسخی که رهبری داد، نشان‌دهنده عمق این پیوند است؛ یعنی پیوندی یک‌طرفه نیست، بلکه محبت و علاقه به این گروه در دل رهبر معظم انقلاب وجود دارد؛ از پیش نیز بوده و با جایگاه جدید ایشان استمرار یافته است. بنابراین، اصل این پیام و پاسخ آن نشان می‌دهد پیوند ایران و جنبش حزب‌الله لبنان بسیار فراتر از یک پیوند سیاسیِ راهبردی است، و چون چنین است، قابل شکستن و نابودشدن نیست. اگر این پیوند فقط سیاسی و راهبردی بود، ممکن بود به‌علت تغییر شرایط، دشواریِ اوضاع و مخالفت‌های گسترده منطقه‌ای و داخلی در لبنان تضعیف شود یا حتی پایان یابد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما این گروه و آن پایگاه مردمی قوی که در لبنان دارد نشان داده است که حتی در انتخابات اخیر شوراهای شهر و روستا در لبنان، ائتلاف حزب‌الله و امل نه‌تنها توانست پیروزی همیشگی خود را تکرار کند، بلکه قوی‌تر از دفعات پیش ظاهر شد و آرای بیشتری کسب کرد. این نشان می‌دهد این پیوند واقعاً در جان مردم، به‌خصوص در میان شیعیان، ریشه دارد. وقتی حزب اعلام موضع می‌کند، در واقع فقط نظر خودش را بیان نمی‌کند، بلکه نظر بخش عمده‌ای از مردم لبنان، به‌ویژه شیعیان، را بیان می‌کند. باید از این منظر به این پیام و پاسخ آن نگاه کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته بعدی این است که رهبر انقلاب در این پیام تأکید می‌کنند با توجه به خوی وحشیانه، تجاوزکارانه و جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل، هیچ راهی برای مقابله جز مقاومت و جهاد وجود ندارد. بله، می‌توان در شرایط خاص از ابزارهای دیگر نیز استفاده کرد، اما همه این ابزارها ــ از جمله دیپلماسی ــ زمانی تأثیرگذارند که این حرکت جهادی و انقلابی با قدرت ادامه یابد، از لطمات، خسارت‌ها و سختی‌ها نهراسد و همچون کوه استوار بماند. همان‌طور که تعبیر کردند، این گروه مقاومت در واقع به صخره‌ای مقاوم و کوهی تزلزل‌ناپذیر تبدیل شده است؛ اراده‌اش کاملاً فولادین است و می‌تواند این راه را ادامه دهد و به پیروزی برسد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان همچنین به همان آیه شریفه اشاره کردند: «حَقّاً عَلَینا نَصْرُ المُؤمِنین»؛ خداوند بر خود واجب کرده است مؤمنانی را که مجاهد، مقاوم و صبورند و سختی‌ها و خسارت‌های مالی و جانی را تحمل می‌کنند یاری کند و در این مبارزه پیروز گرداند. بنابراین، افق روشن است و فرجام کار روشن. مهم آن است که، همان‌طور که در این پیام اشاره شده، این مبارزه با استقامت، تحمل، صبر و بصیرت ادامه یابد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته بعدی این است که رهبر معظم انقلاب در پیامشان بر نکته مهمی دست گذاشتند: درست است که امام ما شهید شد، اما سیاست‌های این امام و سیاست‌های امام خمینی &lt;span style="font-size:11px;"&gt;رضوان‌الله تعالی علیهما&lt;/span&gt;، در حمایت از مستضعفان و مظلومان و مقابله با مستکبران و ظالمان، در وضعیت جدید تغییری نکرده است. این خطی ثابت است و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، خود را رهرو و پیرو همان خطی می‌دانند که امام خمینی و امام خامنه‌ای بزرگ و شهید، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ترسیم کرده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این در واقع اطمینانی است که رهبر انقلاب به حزب، رزمندگان و رهبری آن می‌دهند که خیالشان راحت باشد. هرچند ایران در این جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان به‌شدت درگیر دو جنگ ناجوانمردانه شد، ضربات زیادی متحمل شد و بزرگانی را از دست داد که در رأس آنان امام شهیدمان بود، اما کوچک‌ترین تغییر، عقب‌نشینی یا خللی در اراده و اهداف انقلاب پدید نیامده است؛ تا خیال آن رزمندگان راحت باشد که این پشتیبانی همچنان در حمایت از حزب‌الله لبنان، حمایت از لبنان و حمایت از مظلومان ثابت و استوار باقی مانده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این قطعاً بزرگ‌ترین اطمینان قلبی برای آن رزمندگانی است که همواره نگران ایران هستند؛ نگران اینکه اگر خدای‌ناکرده در ایران اتفاقی بیفتد یا تزلزلی پدید آید، سرنوشت گروه‌های مقاومت در معرض خطرات بزرگی قرار گیرد. رهبر معظم انقلاب در این پیام کوشیدند با قلم شیوای خود این اطمینان را بدهند که در این باره خیالشان راحت باشد؛ ایران همچنان خط حمایت از مجاهدان را به‌عنوان یک سیاست راهبردی ادامه خواهد داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همچنین از صبر و استقامت مردم لبنان، به‌ویژه مردم جنوب لبنان، تشکر کردند. ما در ماه‌های اخیر شاهد جنایات و جرائم فراوان رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و ویرانی کامل شهرها و شهرک‌ها بوده‌ایم. اگر این وضعیت با عملیات روانیِ کنونی همراه شود، ممکن است در نفوس عده‌ای یأس و ناامیدی ایجاد کند؛ اما این پیام نشان می‌دهد ایران، به‌رغم همه دشواری‌هایی که در این دو جنگ متحمل شده، مقاومت، به‌ویژه حزب‌الله لبنان، را از خود می‌داند. همان‌گونه که ایران از مردم جنوب کشور، شهرها، روستاها و زیرساخت‌های خود دفاع می‌کند، از حزب‌الله و، به‌ویژه، از لبنان نیز دفاع می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این پیام بزرگی است که رهبر معظم انقلاب می‌دهند: تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون‌شرط تجاوز رژیم صهیونیستی، از اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. این سیاست با تغییر افراد، شهادت یک رهبر و آمدن رهبر جدید نه‌تنها متزلزل نمی‌شود، بلکه قوی‌تر ادامه خواهد یافت.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2026 23:53:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>هم صابریم، هم منتقم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63280</link>
<guid>63280</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63280/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آیت‌الله سیدمصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد قائد شهید در مراسم بزرگداشت «آقای شهید ایران» حضرت آیت‌الله‌ العظمی سیدعلی خامنه‌ای، طی سخنانی، پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در تقدیر از رستاخیز عظیم مردم در مراسم تشییع رهبر شهید را ابلاغ کرد. رسانه &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; متن کامل سخنان ایشان را به شرح زیر منتشر میکند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد صلّی الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدّین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنده برای ابلاغ یک پیام مصدّع شدم، امّا ابتدائاً و به عنوان مقدّمه دو سه جمله‌ی کوتاه عرض می‌کنم. ابتدائاً این شهادت بزرگ را تبریک و تسلیت عرض می‌کنم؛ اوّل به مولای حاضر و ناظرمان حضرت بقیّةالله‌الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، و بعد به همه‌ی امّت اسلامی و ملّت عزیز ایران و شما برادران و خواهران ارجمند. این مصیبت بزرگ موضوع صبر است، همچنان که در قرآن کریم وارد شده «وَ بَشِّر الصّابِرین»؛&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; امّا این صبر، به معنای درستش، آن‌طور خواهد بود که ما این مصیبت بزرگ را آن‌چنان تحمّل کنیم که راه روشن خودمان را به خوبی و درستی ادامه بدهیم و تا هدف نهایی پیش برویم. بنابراین، صبر هیچ منافاتی با انتقام و برخورد با اشرار عالم که در این جنایت‌های بزرگ دست داشتند، نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دوّم اینکه ما در حوادث بزرگ هفته‌ی گذشته در تشییع پیکر امام شهید امّت، شاهد جلوه‌ای از توحید بودیم که باید آن را قدر بدانیم. ما نزدیک پنجاه سال است که در جامعه‌ی اسلامیِ خودمان مفتخریم به اینکه توحید مطلوب اسلام و سبب سعادت دارَین&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را در سطحی دیگر بهره‌مند شده‌ایم؛ با این توضیح کوتاه که در هر جامعه‌ای امام آن جامعه اگر «مِنَ الله» باشد ــ به تعبیر روایات ــ امّت آن امام که ذیل او و تابع او و مطیع او هستند و او را می‌پذیرند، به عالم بالا و به آسمان متّصل خواهند شد؛ و این، آن چیزی است که در صحنه‌ی اجتماعی، به خاطر آن باید جهاد کرد و در ایجادش و در حفظ و ابقائش احیاناً باید هجرت کرد. این حقیقت، حقیقت بسیار بزرگی است؛ امّا در این چند روز گذشته جلوه‌ی جدیدی و صفحه‌ی تازه‌ای از این عنوان بسیار مهم که منشأ برکات فراوان الهی است، جلوه‌گر شد و همه‌ی عالم شاهد عظمت آن بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، باید برای این تجلّی عظیم توحیدی به امّت اسلامی و به ملّت شریف ایران واقعاً تبریک گفت که موفّق شدند این مرتبه‌ی از قرب الهی را نشان بدهند و برای خودشان اثبات بکنند. لذا همه ان‌شاءالله باید منتظر باشند که در بعد از این، جوایز بزرگ الهی و برکات بی‌شمار و فراوان الهی را در محیطِ الهیِ خودشان ببینند. منتها این مربوط به گذشته تا الان است؛ ان‌شاءالله در ادامه هم خدای متعال به همه‌ی ما توفیق بدهد که در همین مسیر، به عنوان امّت امام، قرار داشته باشیم و خدای متعال آن‌چنان که به همه‌ی ما در این چند ماه نشان داده است، جلوات رحمت و برکات خودش را آن‌چنان که در شأن وجود مقدّس خود او است، بیش از پیش بر ما نازل کند؛ ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در پایان و بعد از این مقدّمه‌ای که عرض شد، بنده موظّف شدم که پیام تشکّر و تقدیر رهبری معظّم و معزّز را به خاطر برپا کردن این رستاخیز چشمگیر و بی‌سابقه، از این جایگاه به همگان ابلاغ کنم؛ به مردم عزیز ایران که با وفای فوق‌العاده و بصیرت فوق‌العاده‌ی خودشان این صحنه را آن‌چنان آراستند که تحمّل آن برای دشمن بسیار سنگین بود؛ در تهران، در قم و در مشهد، از همه‌ی کشور حضور داشتند و جمعیّت میلیونی با حضور خودشان و معنای خاصّی که آن حضور داشت، آنچه را که قبلاً عرض کردم رقم زدند و ان‌شاءالله در آینده شاهد برکات آن خواهیم بود. در همین جا باید از متصدّیان محترم که در این زمینه تمهیدات فراوانی انجام دادند نیز تشکّر کنم؛ چه دولت گرامی و چه برادران عزیز سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و دستگاه‌های دیگر؛ حالا من بیش از این اسم نمی‌برم، که اسباب خجالت بنده به خاطر فراموش کردن بعضی از اسم‌ها نباشد. و همچنین از مردم عزیز عراق که با وفا و بصیرت خودشان صحنه‌ی فوق‌العاده‌ای را رقم زدند ــ چه در شهرهای نجف و کربلا و چه عشایر عراق در مسیر بین نجف و کربلا ــ از بسیج مردمی عزیز عراق، از دولت محترم عراق، از همه‌ی آن‌ها از طرف رهبری معظّم تقدیر می‌کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امیدواریم که خدای متعال همه‌ی ما را ثابت‌قدم بدارد و توفیق بدهد که این راه را که خود در مقابل ما گشوده است، به‌خوبی طی بکنیم و به اهداف بلند و متعالی انقلاب اسلامی دست پیدا بکنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span dir="RTL"&gt;در پایان، عرایضم را با سلامی بر وجود مقدّس ابی‌عبدالله (علیه السّلام) که همه‌ی این برکات ناشی از خون مقدّس او است، پایان می‌دهم. السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم. السّلام علی الحسین و علی علیّ‌بن‌الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.&lt;/span&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		&lt;br clear="all" /&gt;
		&lt;div id="ftn1"&gt;
			&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۶۵؛ «... و مژده ده شکیبایان را.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;div id="ftn2"&gt;
			&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دنیا و آخرت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jul 2026 15:48:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مصباح علم و اخلاق</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63236</link>
<guid>63236</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63236/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یادداشتی درباره ابعاد علمی و اخلاقی دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;استاد و مؤسس مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی (۱۳۵۲–۱۴۰۴)، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از چهره‌های علمی و فرهنگی کشور، از خانواده‌ای شناخته‌شده و ریشه‌دار در عرصه علم و دین بود. وی فرزند آیت‌الله محمدباقر باقری کنی، برادرزاده آیت الله مهدوی کنی و داماد رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بود. با وجود این جایگاه خانوادگی، زندگی علمی و اجتماعی او همواره با پرهیز از شهرت، دوری از حاشیه و اهتمام به فعالیت‌های پژوهشی و دانشگاهی شناخته می‌شد. او با انتخاب آگاهانه مسیر علم و تحقیق، بخش عمده عمر خود را صرف تدریس، پژوهش، نظریه‌پردازی در حوزه مدیریت، توسعه نهادهای علمی و فرهنگی و تربیت نسل جوان پژوهشگر کرد و از ورود به عرصه‌هایی که می‌توانست برای او قدرت، ثروت یا موقعیت‌های اجرایی گسترده‌تری فراهم آورد، پرهیز نمود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	آنچه دکتر باقری کنی را از بسیاری از نخبگان هم‌عصر خود متمایز می‌کرد، تنها جایگاه علمی یا خانوادگی او نبود؛ بلکه منش اخلاقی، تواضع کم‌نظیر، ادب، سعه‌صدر، ارتباط صمیمانه با دانشجویان و اهتمام به رشد استعدادهای جوان بود. او همواره می‌کوشید میان دانشگاه، نخبگان علمی و نظام حکمرانی کشور پیوندی مؤثر برقرار کند و با نگاهی مسئولانه، دانش را در خدمت پیشرفت علمی و فرهنگی جامعه قرار دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهادت او، اگرچه جامعه علمی کشور را از حضور یکی از پژوهشگران فرهیخته و کم‌ادعا محروم ساخت، اما فرصت بازخوانی الگویی از نخبگی مسئول را نیز فراهم آورد؛ الگویی که در آن دانش، اخلاق، تعهد، فروتنی و خدمت به جامعه در کنار یکدیگر معنا می‌یابند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یادداشت حاضر تنها ادای احترام به یک استاد دانشگاه نیست، بلکه تلاشی است برای معرفی و تبیین شخصیتی که می‌تواند برای نسل جوان دانشگاهی و پژوهشگران کشور، نمونه‌ای الهام‌بخش از پیوند میان علم، فضیلت اخلاقی و مسئولیت اجتماعی باشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	در تاریخ علم و فرهنگ، ماندگاری انسان‌ها بیش از آنکه محصول جایگاه‌های رسمی و مسئولیت‌های اداری باشد، حاصل نوع زیستن آنان است. بسیاری از مدیران با پایان مسئولیت‌های خود از حافظه جامعه کنار می‌روند، اما اندیشمندانی که اخلاق را با دانش، تواضع را با نخبگی، و مسئولیت اجتماعی را با پژوهش پیوند می‌زنند، به الگویی ماندگار برای نسل‌های بعد تبدیل می‌شوند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی از همین سنخ شخصیت‌ها بود؛ دانشمندی که زندگی علمی خود را نه بر محور شهرت، بلکه بر مدار اثرگذاری، تربیت انسان و تولید اندیشه سامان داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یادکرد او صرفاً ادای احترام به یک پژوهشگر نیست؛ بلکه بازخوانی الگویی از نخبگی مسئول در جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که نشان می‌دهد می‌توان در اوج برخورداری از ظرفیت‌های اجتماعی و امکان حضور در عالی‌ترین سطوح مدیریتی، آگاهانه مسیر علم، پژوهش و تربیت نسل آینده را برگزید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکات ذیل، چکیده‌ای از محورهای قابل ذکر در خصوص شخصیت علمی و اخلاقی این نخبه مسئول در حد آشنایی محدود من با ایشان است :&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;نخبگی مسئول؛ چارچوبی برای فهم شخصیت علمی و اخلاقی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	برای تحلیل شخصیت دکتر باقری کنی، می‌توان از مفهوم نخبگی مسئول بهره گرفت؛ مفهومی که در آن، نخبه صرفاً صاحب دانش یا مهارت نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی در قبال جامعه، فرهنگ و آینده بر عهده دارد. در این الگو، نخبگی بر چهار ستون استوار است: تولید دانش، فضیلت اخلاقی، تربیت انسان و تعهد اجتماعی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ویژگی برجسته دکتر باقری کنی جمع کردن این چهار مؤلفه در کنار یکدیگر بود. او علم را از اخلاق جدا نمی‌دانست، پژوهش را از مسئولیت اجتماعی منفک نمی‌دید و دانشگاه را صرفاً محل انتقال اطلاعات تلقی نمی‌کرد، بلکه آن را کانون پرورش انسان‌های اندیشمند می‌دانست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;دانشمند بودن؛ فراتر از تخصص&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در ادبیات جامعه‌شناسی علم، میان متخصص و دانشمند تفاوتی اساسی وجود دارد. متخصص می‌تواند در حوزه‌ای خاص مهارت داشته باشد، اما دانشمند کسی است که افق‌های تازه‌ای برای اندیشیدن می‌گشاید، مسئله‌های جدید را صورت‌بندی می‌کند و جامعه را به تأمل وادار می‌سازد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه از فعالیت‌های علمی دکتر باقری کنی برمی‌آید، نشان می‌دهد که دغدغه او صرفاً انجام پژوهش یا انتشار مقاله نبود؛ بلکه تلاش می‌کرد پژوهش را به ابزاری برای فهم بهتر مسائل فرهنگی و مدیریتی کشور تبدیل کند. نگاه او به مدیریت، نگاهی صرفاً اداری و تکنیکی نبود؛ مدیریت را عرصه‌ای برای اندیشیدن، نظریه‌پردازی، سامان‌دهی عقلانی نهادها و ارتقای سرمایه انسانی می‌دانست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از این منظر، او بیش از آنکه مدیر سازمان باشد، معمار اندیشه بود؛ اندیشمندی که می‌کوشید میان دانش، فرهنگ و حکمرانی پلی پایدار برقرار کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;انتخاب علم بر قدرت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	یکی از مهم‌ترین ابعاد شخصیت او، انتخاب آگاهانه پژوهش به جای قدرت بود. برای کسی که امکان حضور در مسئولیت‌های مهم اجرایی و بهره‌گیری از فرصت‌های اقتصادی و مدیریتی وجود داشت، ماندن در فضای دانشگاه، پژوهش و تربیت دانشجو، تصمیمی معمولی نبود؛ بلکه انتخابی مبتنی بر ارزش‌های معرفتی و اخلاقی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او می‌توانست مدیری موفق و برخوردار باشد، اما اندیشمند بودن را برگزید؛ می‌توانست سازمان اداره کند، اما انسان ساخت؛ می‌توانست به دنبال انباشت سرمایه اقتصادی باشد، اما سرمایه فکری و انسانی را برگزید. این انتخاب، نشان‌دهنده آن است که علم برای او نه وسیله‌ای برای ارتقای موقعیت فردی، بلکه رسالتی برای خدمت به جامعه بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;تواضع؛ فضیلت بنیادین نخبگی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اگر بخواهیم تنها یک ویژگی را به عنوان شالوده شخصیت اخلاقی دکتر باقری کنی معرفی کنیم، بی‌تردید آن ویژگی تواضع است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تواضع او نه رفتاری تشریفاتی، بلکه بخشی از هویت علمی‌اش بود. هرچه بر دانش او افزوده شد، بر فروتنی‌اش نیز افزوده شد. همین ویژگی موجب شد که دانشجویان، پژوهشگران و همکاران علمی، او را نه در جایگاه دست‌نیافتنی یک استاد، بلکه به عنوان همراهی دلسوز و راهنمایی امین بشناسند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در فضای دانشگاهی که گاه رقابت‌های علمی به فاصله‌های انسانی می‌انجامد، او با اخلاق، ادب و احترام متقابل، محیطی برای گفت‌وگو، هم‌اندیشی و رشد مشترک فراهم می‌کرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;ادب؛ صورت اجتماعی اخلاق&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ادب در شخصیت او صرفاً خوش‌رفتاری نبود؛ بلکه شیوه زیستن بود. ادب او در سخن گفتن، در نقد کردن، در شنیدن دیدگاه مخالف، در برخورد با دانشجویان و در تعامل با همکاران جلوه داشت. او نشان داد که اقتدار علمی با فروتنی و احترام نه‌تنها ناسازگار نیست، بلکه اقتدار واقعی دقیقاً از همین مسیر شکل می‌گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از این‌رو، بسیاری از کسانی که با او معاشرت داشتند، پیش از آنکه از دانش او سخن بگویند، از منش، وقار، متانت و اخلاق او یاد می‌کنند؛ ویژگی‌هایی که شخصیت علمی او را تکمیل می‌کرد و به سرمایه اجتماعی ارزشمندی برای جامعه علمی تبدیل شده بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;ارتباط با نسل جوان؛ تربیت اندیشه به جای تکثیر پیرو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی، نسبت عمیق او با نسل جوان بود. بسیاری از استادان، دانش خود را به کلاس درس محدود می‌کنند اما برخی دیگر، دانشگاه را آغاز یک مسیر می‌دانند، نه پایان آن&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به نظر می‌رسد دکتر مصباح از این گروه دوم بود. او به دانشجویان تنها به چشم فراگیران یک درس نمی‌نگریست، بلکه آنان را سرمایه‌های آینده کشور می‌دانست که باید برای اندیشیدن، نوآوری و نظریه‌پردازی آماده شوند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ویژگی ممتاز او، اعتماد به جوانان بود. به ایده‌های نو مجال طرح می‌داد، از تجربه‌های تازه استقبال می‌کرد و دانشجویان را به ورود در عرصه‌هایی تشویق می‌کرد که کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند. او به‌خوبی دریافته بود که پیشرفت علمی، بیش از آنکه محصول تکرار دانسته‌های گذشته باشد، نتیجه جرأت پرسیدن پرسش‌های جدید است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ادبیات جدید تعلیم و تربیت، از چنین استادانی با عنوان تسهیل‌گر رشد یاد می‌شود؛ استادانی که مأموریت خود را انتقال محفوظات نمی‌دانند، بلکه می‌کوشند توانایی اندیشیدن را در شاگردان پرورش دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر از میراث علمی او سخن گفته می‌شود، بی‌تردید بخشی از این میراث را باید در شاگردان، پژوهشگران و جوانانی جست‌وجو کرد که با تشویق و هدایت او مسیر علمی خود را یافتند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	  &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظومه فکری؛ مدیریت به مثابه مدیریت دانش و فرهنگ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	هرچند آثار علمی منتشرشده و در دسترس عمومی از دکتر باقری کنی محدود است و ازاین‌رو نمی‌توان با دقت درباره همه ابعاد منظومه فکری او داوری کرد، اما از حوزه فعالیت‌های پژوهشی و شیوه کنش علمی او می‌توان دریافت که نگاهش به مدیریت، نگاهی فراتر از اداره سازمان‌ها بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مدیریت در اندیشه او، صرفاً مجموعه‌ای از فنون برنامه‌ریزی، کنترل و تصمیم‌گیری نبود؛ بلکه فرآیندی برای سازمان‌دهی سرمایه‌های انسانی، تولید دانش و ارتقای فرهنگ سازمانی به شمار می‌آمد. از این منظر، مدیریت زمانی موفق است که بتواند میان دانش، ارزش و عمل پیوند برقرار کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اندیشه او بر سه محور اساسی استوار بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;نخست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;، انسان‌باوری؛ یعنی باور به اینکه مهم‌ترین سرمایه هر سازمان، انسان‌های آن هستند و توسعه واقعی از رشد انسان آغاز می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;دوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;، دانش‌محوری؛ یعنی تأکید بر اینکه سازمان‌ها زمانی ماندگار خواهند بود که یادگیرنده باشند و بتوانند تجربه را به دانش و دانش را به نوآوری تبدیل کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;سوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;، فرهنگ‌محوری؛ یعنی اعتقاد به اینکه مدیریت، بدون توجه به هویت، ارزش‌ها و فرهنگ، به تکنیکی بی‌روح تبدیل خواهد شد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	این سه مؤلفه، تصویری از مدیری ارائه می‌کند که بیش از آنکه دغدغه ساختارها را داشته باشد، دغدغه معنا و کیفیت حیات علمی و فرهنگی سازمان‌ها را دنبال می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;پل ارتباطی میان نخبگان و رهبری&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از ویژگی‌های برجسته دکتر باقری کنی، توانایی او در ایجاد ارتباط میان نخبگان علمی و رهبر شهید انقلاب بود. این نقش، برخاسته از جایگاه اداری یا نسبت خانوادگی نبود؛ بلکه ریشه در سرمایه‌ای داشت که طی سال‌ها با اخلاق، اعتماد، صداقت و اعتبار علمی اندوخته بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نظریه‌های سرمایه اجتماعی، برخی افراد نقش پیونددهنده را ایفا می‌کنند؛ یعنی میان شبکه‌های مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی ارتباط برقرار می‌سازند و زمینه انتقال ایده، تجربه و اعتماد را فراهم می‌کنند. دکتر باقری کنی را می‌توان از این منظر تحلیل کرد. او با شناختی که از فضای دانشگاهی، پژوهشی و نخبگانی داشت، می‌توانست مطالبات، دغدغه‌ها و ظرفیت‌های جامعه علمی را به سطوح عالی منتقل کند و در مقابل، زمینه فهم بهتر سیاست‌های کلان را در میان نخبگان فراهم آورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این نقش، هرچند کمتر در معرض دید عموم قرار می‌گیرد، اما در تقویت انسجام فکری و سرمایه اجتماعی نظام علمی کشور اهمیتی بنیادین دارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;نسبت علم و ولایت؛ یک تعهد معرفتی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	دلبستگی عمیق دکتر باقری کنی به رهبر شهید انقلاب را نیز باید در چارچوبی معرفتی تحلیل کرد. آنچه در رفتار و انتخاب‌های او دیده می‌شد، بیش از آنکه وابستگی به یک موقعیت خانوادگی باشد، باور به رسالت علم در خدمت پیشرفت کشور و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او می‌توانست از ظرفیت‌های اجتماعی پیرامون خود برای دستیابی به مناصب پرنفوذ استفاده کند، اما آگاهانه زیست علمی را برگزید. این انتخاب، خود گویاترین شاهد بر آن است که تعهد او، تعهدی درونی و ارزشی بود، نه تعهدی برخاسته از ملاحظات بیرونی&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شهادت؛ پایان یک زندگی و آغاز یک الگو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	شهادت، پایان زندگی انسان‌های بزرگ نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای است که جامعه فرصت می‌یابد بار دیگر آنان را بازخوانی کند. گاه انسان‌ها در زمان حیات، در سکوت و بی‌ادعایی زندگی می‌کنند و تنها پس از فقدانشان است که ابعاد شخصیت آنان آشکار می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاید اگر امروز از دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی سخن گفته می‌شود، بیش از هر چیز به این دلیل است که او نمونه‌ای از عالمِ عامل بود؛ انسانی که دانش را با اخلاق، پژوهش را با تربیت، تواضع را با نخبگی و مسوولیت را با خدمت به جامعه درهم آمیخت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سخن پایانی؛ الگویی برای آینده نخبگان ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	جامعه علمی ایران امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازتعریف الگوی نخبگی است. اگر نخبگی تنها با شاخص‌هایی چون تعداد مقالات، رتبه‌های علمی یا مناصب اداری سنجیده شود، بخشی از حقیقت نادیده خواهد ماند. آنچه به یک دانشمند ماندگاری می‌بخشد، ترکیب دانش با فضیلت، تخصص با مسوولیت، و اندیشه با اخلاق است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دکتر مصباح‌الهدی باقری کنی را می‌توان از این منظر، نماد نخبگی مسئول دانست؛ شخصیتی که علم را برای خدمت می‌خواست، نه برای شهرت؛ پژوهش را برای حل مسأله دنبال می‌کرد، نه صرفاً برای تولید آمار؛ جوانان را سرمایه آینده می‌دانست، نه مخاطبان کلاس درس؛ و جایگاه اجتماعی خود را فرصتی برای گسترش دانش، تقویت سرمایه انسانی و ایجاد پیوند میان نخبگان و نظام حکمرانی تلقی می‌کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از این‌رو، بزرگداشت او صرفاً یادکرد یک استاد دانشگاه یا پژوهشگر نیست؛ بلکه دعوت به احیای سنتی از نخبگی است که در آن، فروتنی بر تکبر، رسالت بر منفعت، تربیت بر شهرت، و حقیقت بر مصلحت شخصی تقدم دارد. چنین میراثی، اگر در جامعه علمی ایران استمرار یابد، می‌تواند الهام‌بخش نسلی باشد که آینده کشور را نه با هیاهوی رسانه‌ای، بلکه با اندیشه، اخلاق، نوآوری و مسوولیت‌پذیری خواهد ساخت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 16:21:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>«هه‌لپه‌رکێ» مردم کردستان در عزای امام شهید</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63240</link>
<guid>63240</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63240/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; در میان انبوه جمعیتی که از جایجای ایران خود را به تهران رسانده‌ بودند، لباس‌های محلی کردستان جلوهای ویژه داشت. مردانی با چوخه و کلاه کردی، زنانی با پیراهن‌های بلند و روسری‌های رنگارنگ، همه در کنار یکدیگر ایستاده‌ بودند تا با پیکر مطهر رهبر شهیدشان وداع کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حضور، یادآور آیین‌ها و رسومی است که در فرهنگ غنی کردستان ریشه دارد؛ آیین‌هایی که در آن، وداع با یک بزرگ، پدر یا رهبر، همیشه با شکوهی کم‌نظیر همراه بوده است. شاید برای بسیاری، تشییع باشکوه رهبر شهید، فقط یک رویداد سیاسی و اجتماعی باشد. اما اگر از دریچه فرهنگ کهن کردستان به آن بنگریم، ابعاد تازه‌ای از این حماسه آشکار می‌شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در باور مردم کردستان، عزاداری و سوگواری برای یک بزرگ، فقط یک مراسم نیست؛ «نماد وحدت و همبستگی» است. مراسم دسته‌جمعی کردی «هه‌لپه‌رکێ» که در عزا با ضرب‌آهنگ آهسته و بدون دستمال اجرا می‌شود، تجلی همین همدلی است. مردمی که دور یکدیگر حلقه می‌زنند و دست در دست هم می‌دهند، نه فقط برای ابراز اندوه، که برای نشان دادن «اتحاد» گرد یک محور جمع می‌شوند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حال تصور کنید همین آیین‌ها، اما در مقیاسی میلیونی. همان «حلقه‌های عزا» که در قروه دور خیمه‌های آتش‌گرفته می‌چرخند و عزاداری می‌کنند، در مصلای تهران به صفوف بی‌نهایت سینه‌زنان تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همان «گل‌گیران» گروس که به یاد یاری‌رسانی به امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; بر سر و روی خود گل می‌مالند، امروز با پرچم‌های سرخ انتقام به سوگ رهبری نشسته‌اند که خود را خادم حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; می‌دانست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و اما نکته عمیق‌تر: محرم در فرهنگ کردستان - چه در میان اهل سنت و چه شیعیان - جایگاهی والا دارد. اشعار شیخ‌رضا طالبانی، شاعر پارسی‌گوی کرد اهل‌سنت، و نیز ماموستا شیخ نافع مظهر، گواه ارادت این دیار به سالار شهیدان است: «سنی‌ام، سنی ولیکن حب آل مصطفی/ دین و آیین من و آبا و اجداد من است». این ارادت به خاندان پیامبر، در سوگ رهبر شهید نیز تجلی یافت؛ کسی که وارث مکتب حسینی بود و پرچم عزاداری را تا آخرین نفس برافراشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	روایت‌های همشهریان من در مراسم تشییع امامشان در خیابان آزادی تهران شنیدنی‌ست. رسانه های خبری این روایتها را اینگونه نقل کرده اند: دختری دهه‌هشتادی از قروه با چشمانی اشکبار می‌گفت: «همیشه آرزو داشتم رهبر را از نزدیک ببینم، اما این آرزو هرگز محقق نشد و امروز به‌جای دیدار، در مراسم تشییع ایشان حضور یافته‌ام» . بانویی از بیجار نیز با حسرت می‌گفت: «آرزو داشتم جانم را فدای رهبرم کنم، نه اینکه ایشان و خانواده‌شان جان خود را برای مردم فدا کنند» .&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینها، همان نگاه پدرانه‌ای است که مردم کردستان در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=6642"&gt;سفر تاریخی رهبر شهید به این دیار در اردیبهشت ۱۳۸۸&lt;/a&gt; لمس کردند؛ سفری که در آن، ایشان سنندج را «سرزمین فداکاری‌های بزرگ، سرزمین هنر و فرهنگ، سرزمین صفا و وفاداری» نامیدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تشییع رهبر شهید، هرچند در مقیاسی ملّی و با شکوهی کم‌نظیر برگزار شد، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود، با روح جمعی فرهنگ همه اهالی این سرزمین مخصوصاً ما اهالی کردستان هم‌نوا بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مردم کردستان، در سوگ رهبر شهید انقلاب اشک می‌ریزند که پلی از جنس فرهنگ و وحدت میان اقوام این سرزمین ساخت. این وداع، نه فقط یک مراسم، که تجلی همان «همبستگی» و «اتحاد»ی بود که در آیین‌های کهن این دیار، ریشه دارد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2026 06:34:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>آدمِ امن رهبر در دانشگاه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63165</link>
<guid>63165</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63165/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یادداشتی درباره ابعاد شخصیتی دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;استاد و مؤسس مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; با اینکه هم‌دانشگاهی بودیم و گه‌گاه سلام و علیکی از دور داشتیم؛ با اینکه می‌دانستم آقا مصباح باقری، نه فقط یک استاد خوش‌نام رشته مدیریت، بلکه رابط برخی از مجموعه‌های علمی و فکری و فرهنگی و حتی رسانه‌ای با آقاست، پیش نیامده بود که مفصل با هم گفت‌وگو کنیم. می‌دانستم سرش هم خیلی شلوغ است. اما پاییز سال ۱۴۰۱ در گردنه‌های بحران سیاسی در کشور احساس کردم که باید نکاتی را درباره فهم نظام حکمرانی از ماجراهای وقت با دکتر مطرح کنم. بهانه‌اش یک نظرخواهی بود درباره «ایده و آینده دانشگاه» برای پژوهشی که در دست داشتم. پیامکی هماهنگ کردم و وقت خواستم. ایشان ۹۰ دقیقه فرصت تعیین کرد و دو روز بعد همدیگر را در اتاق کارش در دانشگاه دیدیم؛ دوشنبه ۲۱ آذر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بحث‌مان به درازا کشید اما ایشان از سر لطف دو سه باری زمان ملاقات را تمدید کرد تا گفت‌وگوی‌مان حدود سه ساعت ادامه پیدا کند. البته دکتر باقری‌کنی کمتر می‌گفت و بیشتر می‌شنید؛ با دقت هم می‌شنید و با حوصله پاسخ می‌داد. فارغ از سؤالات مربوط به پروژه، آنجا که چیزی هم می‌گفت، در واقع نوعی شنوندگی فعال بود که من را تشویق به راحت و مفصل حرف زدن می‌کرد. جاهایی از بحث دو سه خاطره از تجربیاتش با «آقا» گفت؛ با این مضمون که ایشان در مباحث و دوره‌های مختلف، آقا مصباح را تشویق کرده‌اند به داشتن «فکر مستقل» و اهمیت «رشد» پیدا کردن در خلال تجربه‌ها.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای من زمانِ این هم‌صحبتی دلنشین به سرعت می‌گذشت. آخرهای بحث رسیدیم به نکته‌ای درباره نسبت دانشگاه و علوم انسانی با پیشرفت انقلاب اسلامی. گفتم: نمی‌دانم ما در این دانشگاه چه‌کار می‌کنیم؟ اما وقتی مقایسه می‌کنم که دشمن صهیونی چطور دانشمندان هسته‌ای ما را هدف ترور خود قرار می‌دهد، حس می‌کنم وجود و فعالیت من در نقش یک معلم یا محقق در دانشگاه، آنقدرها مؤثر نیست که دشمن را آزار بدهد؛ در حالی که در همین زمینه‌ از جهاد علمی که قلمرو کار من است، باید قوی و تعیین‌کننده باشم. این را که گفتم، برق شوق در چشمانش درخشید. حس و فکرم را تأیید کرد و گفت: مسیر درست برای من و شما در دانشگاه همین است. بعد نکات کوتاه و دقیقی درباره ایده و آینده دانشگاه امام صادق گفت و پیشنهاد داد یادداشتی با عنوان «طلب و تولیت» را که مدتی قبل در همین زمینه نوشته بود، ببینم. بعداً آن متن پرنکته و خوش‌مضمون را خواندم که در تکمیل نگاهم به مسئله، بسیار موثر بود اما نمی‌دانستم او چیزی که دغدغه ذهنی من بوده را در عمل دنبال کرده و با کارهایی که مخلصانه انجام می‌دهد، خودش را آماده شهادت کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حدود یک سال بعد، یک روز برای تحلیل وضعیت مشارکت مردم در انتخابات، به جلسه‌ای در مرکز رشد دانشگاه امام صادق دعوت شدم. مهمان دیگر برنامه را می‌شناختم اما به سالن برگزاری که رسیدم، دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی هم به عنوان میزبان جلسه حضور پیدا کرده بود. نه فقط ما دو مهمان، بلکه دانشجویان مرکز رشد که بسیار آقا مصباح را دوست می‌داشتند، همگی راحت و بی‌تکلف حرف‌هایمان را زدیم. ایشان هم با دقت گوش می‌کرد؛ با اینکه شاید بعضی ابعاد تحلیل ما به مذاقش خوش نمی‌آمد اما هیچ مداخله‌ای در بحث نکرد؛ باز هم نقش خودش را در قالب یک «شنونده فعال» تنظیم کرده بود. به خاطرم آمد که در آن گفت‌وگوی گرم سه ساعته در سال گذشته، به یک اختلاف‌نظر عمیق در موضوعی حساس رسیده بودیم. اما ایشان برغم تأثیر آن اختلاف بر فهم بحث جاری، هم خودش به جلسه آمده و هم از ارائه مباحث در همان زمینه محل مناقشه، تشکر کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63165/63165.jpg"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63165/63165.jpg" style="width: 300px; height: 215px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	این روحیه ایشان اگرچه ستودنی و درس‌آموز بود اما فقط یک فضیلت شخصی نبود؛ با توجه به شناختی که از ایشان پیدا کرده بودم، می‌دانستم این ویژگی را آگاهانه در خودش نهادینه کرده تا مَجرایی امن برای انتقال دیدگاه‌های متفاوت به رهبر شهید انقلاب و بالعکس باشد. حالا که شهادت‌نامه‌اش امضا شده و به وصال حق رسیده، فکر می‌کنم سنگینی بارش را چطور باید به دوش کشید؟ آیا ما هم اهلش هستیم؟ همین امروز که این یادداشت را می‌نویسم، فیلم کوتاهی دیدم که آقا مصباح به دانشجویان توصیه می‌کند: راه خودتان را برای شهادت پیدا کنید و بسازید. امیدوارم رفیق خوشبخت ما که دستش برای دستگیری از دوستان و همراهان بازتر از همیشه است، کمک کند تا در کشاکش انجام وظایف خطیری که بر دوش‌مان است، راهی برای پیوستن به کاروان شهیدان داشته باشیم.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Jul 2026 20:14:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>امام حکیم و دوراندیش شهید</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63127</link>
<guid>63127</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه &lt;/span&gt;یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است. آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت سید یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حکمت و دوراندیشی (تنگه هرمز)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	سال ۱۳۹۰ مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام شهید سید علی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمت‌الله‌علیه&lt;/span&gt; به صورت حضوری به من فرمودند: می‌توانی طرحی برای بستن تنگه هرمز تهیه کنی؟! عرض کردم چقدر زمان دارم؟ فرمودند: «چه زمانی می‌خواهی؟» عرض کردم ۳ ماه، فرمودند تا یک ماه آینده آماده کنم. بنده با مشورت و نظرخواهی سردار فدوی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه و سردار حاجی‌زاده فرمانده هوافضا و سردار سلامی جانشین وقت فرمانده کل سپاه، طرح کاملی از خلیج فارس تا دریای سرخ و تنگه باب المندب تا دریای مدیترانه تهیه کردم. معظم‌له آن طرح را با «طبقه‌بندی» به رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح «مرحوم دکتر فیروزآبادی» ابلاغ فرمودند که به صورت دستورالعمل درآوردند. آنچه امسال نیروی دریایی سپاه در مدیریت و کنترل هوشمند تنگه بکار گرفتند با استفاده از همان طرحی است که با تدبیر ۱۵ سال قبل حضرت امام شهید تهیه شده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;فرماندهی دفاع از بلاد مسلمین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	امام شهیدمان طی ۳۷ سال فرماندهی کل قوای ایران و مؤسس و تقویت‌کننده‌ جبهه مقاومت (از لبنان تا یمن و عراق و سوریه و... ) بودند. بنابر پیشنهاد اینجانب سال ۷۶، حاج قاسم سلیمانی را فرماندهی نیروی قدس سپاه منصوب کردند. این تدبیر باعث از بین رفتن داعش و حفظ لبنان و عراق شد (اگرچه سوریه از دست رفت) جبهه مقاومت لبنان و عراق و یمن را حفظ کرد و عمق راهبردی و پیوستگی مقابله با طرح‌های رژیم صهیونیستی (از خلیج فارس تا مدیترانه) شد و به فضل الهی قدرت منطقه‌ای ایران را شکل داد.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;تقویت توان موشکی سپاه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	رهبر و امام شهیدمان طی ۳۷ سال نقش تعیین‌کننده در تقویت نیروهای مسلح ایران داشتند (بطور مثال حدود سال ۱۳۷۷ از من سوال کردند چه تعداد موشک بالستیک دارید؟ عرض کردم حدود ۱۰۰۰ فروند، فرمودند: کم است؛ لازم است حداقل۲۰۰۰ موشک و برای یک جنگ طولانی‌مدت تهاجمی حاضر شوید و سپس دستورات لازم را به ستاد کل و وزارت دفاع صادر کردند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;انتصاب اینجانب به فرماندهی کل سپاه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	شهریور سال ۱۳۷۶ که من جانشین فرمانده کل سپاه بودم مرا احضار کردند و فرمودند: می‌خواهم شما را به فرماندهی کل سپاه منصوب کنم، نظرت چیست؟ بنده سکوت کردم، مجدد سؤال فرمودند: عرض کردم من جوان هستم و کار سپاه عظیم است. هر کسی دیگری را منصوب کنید من قول می‌دهم بعنوان جانشین به او کمک کنم. فرمودند: من مشورت کرده‌ام و خودم هم به تصمیم رسیده‌ام برای این انتصاب، عرض کردم من سرباز شما هستم فقط دو خواهش دارم، فرمودند: بگو. عرض کردم ۱- مرا دعا کنید که این مسئولیت سنگین را بتوانم انجام دهم. ۲- از من و سپاه حمایت کنید تا کارها پیش برود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	فرمودند: قبل از این، هر شب به اسم تو را دعا می‌کردم. هم اکنون بیشتر دعا می‌کنم. من به تو حکم می‌دهم از تو هم حمایت می‌کنم. گریه‌ام گرفت دست ایشان را بوسیدم و خارج شدم. طی ده سال (یعنی از سال ۷۶ تا ۸۶) بینی و بین‌الله نه‌تنها به دستورات ایشان، بلکه اگر میل ایشان را تشخیص می‌دادم به آن عمل می‌کردم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;نماز و ذکر حضرت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	معمولاً یک‌شنبه‌ها نماز ظهر و عصر در بیت رهبری برگزار می‌شود. حضرت آقا در وقت اذان ظهر، نافله ظهر را در دفتر خودشان اقامه می‌کردند (طبقه بالا) بعد می‌آمدند برای نماز جماعت، (در طبقه پایین که جمعی از مسئولین کشوری و لشکری، خانم‌ها و آقایان) در نماز ظهر ذکرشان در سجده‌ها سه مرتبه «سبحان ربی الاعلی و بحمده» می‌گفتند. در پایان نماز ظهر تسبیحات حضرت زهرا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;سلام الله علیها&lt;/span&gt; می‌گفتند و بعد دستشان را روی چشم و پیشانی می‌گذاشتند و آیت‌الکرسی می‌خواندند. بعد نشسته نافله عصر می‌خواندند. بعد از اتمام نماز دستشان را تا هفت مرتبه روی مهر کربلا می‌کشیدند و سپس به صورت و پهلوها و سینه خودشان می‌کشیدند. بعد رو به قبله سلام بر ائمه بقیع و حضرت مهدی می‌دادند. بعد روی به سمت شرق حرم امام رضا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه السلام&lt;/span&gt; سلام می‌دادند. همه کسانی که در نماز جماعت بودند می‌ایستادند حضرت آقا با تک‌تک آقایان و خانم‌ها سلام و احوالپرسی می‌کردند بعضی‌ها اگر مطلبی داشتند می‌گفتند و حضرت آقا با حوصله گوش می‌کردند و بعضی هم پاسخ می‌دادند. اگر خانمی بچه نوزاد آورده بود و تقاضای اذان و اقامه می‌کردند حضرت آقا انجام می‌دادند با بچه‌های کوچک دیگر بسیار با مهربانی برخورد می‌کردند و دست روی سرشان می‌کشیدند و بعد می‌رفتند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;حلم و صبوری در برابر بی‌وفایی و جفای دوستان و یاران قدیمی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	تا آنجا که دیدم و شنیدم؛ برخی از دوستان و یاران حضرت آقا از زمان مبارزه با رژیم ستم‌شاهی، در زمان ریاست جمهوری ایشان (حتی ۳۷ سال رهبری) به ایشان بی‌وفایی کردند، بعضی جفا و بعضی ظلم کردند و علیه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی موضع گرفتند ولیکن حضرت آقا با حلم و صبوری بسیار زیاد همه این بی‌وفایی‌ها را چشم پوشیدند و برای خدا و عدم انشقاق جامعه صبوری کردند. اخیراً شنیدم برخی از آنها پس از شهادت مظلومانه حضرت آقا پشیمان شده‌اند اگرچه تعداد این افراد بی‌وفا کم بود ولیکن صدماتی به کشور و انقلاب از ناحیه آنها وارد شد.&lt;br /&gt;
	خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>میراث شکوه؛ یادگار اندیشه سید علی خامنه‌ای در سیاست خارجی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63128</link>
<guid>63128</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه &lt;/span&gt;یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.&lt;br /&gt;
	آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; آنگاه که تاریخ در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز در جست‌وجوی نام‌هایی برای ثبت شکوه ایستادگی یک ملّت برمی‌آید، به قامت‌هایی می‌رسد که نه‌تنها زمانه خویش، بلکه افق‌های آینده را نیز درنوردیده‌اند. رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; از تبار همان قله‌های استوار است؛ شخصیتی که در سال‌های رهبری خویش، دیپلماسی را از سطح مناسبات سرد قدرت و کنش‌های صرفاً اداری، به مرتبه‌ای از معنا، هویت و رسالت تمدنی ارتقا داد و سیاست خارجی را به زبان گویای کرامت یک ملّت بدل ساخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تجربه‌های دشوار سال‌های اخیر که با تحمیل دو جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور عزیزمان همراه بود، به‌روشنی نشان داد که دیپلماسی در نقاط عطف تاریخی، نه صرفاً ابزار تنظیم روابط، بلکه آیینه‌ای از هویت و اراده ملّی است. میراثی که از رهبر شهید در عرصه سیاست خارجی برجای مانده، دقیقاً از همین جنس است؛ روایتی زنده از پیوند میان عزت ملّی، حکمت سیاسی و مصلحت‌سنجی هوشمندانه که در میان امواج پرتلاطم تحریم، فشار، تهدید و جنگ جایگاهی متمایز برای جمهوری اسلامی ایران رقم زده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این سرمایه بیش از هر چیز بر اصل بنیادین استقلال استوار است؛ استقلالی که نه به معنای انزوا، بلکه به مفهوم حضوری فعال، اثرگذار و در عین حال غیروابسته در نظام بین‌الملل تعریف می‌شود. در این منظومه فکری، دیپلماسی زمانی معنا می‌یابد که ملّت خود را موضوع تعامل بداند، نه ابزار معامله. از این‌رو، سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره کوشیده است با حفظ خطوط قرمز هویتی، باب گفت‌وگو را با جهان مفتوح نگاه دارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میراث ایشان فراتر از چارچوب‌های تنگ نظریه‌های تقلیل‌گرای واقع‌گرایانه یا لیبرال، بر بنیانی محکم و عمیق از هویت اسلامی-ایرانی استوار است؛ بنیانی که در آن، منافع ملّی در امتداد ارزش‌ها تعریف می‌شود، نه در تعارض با آن‌ها. در این چارچوب، تلفیق آرمان‌گرایی با واقع‌بینی از ویژگی‌های بنیادین این مکتب فکری است؛ زیرا نظام بین‌الملل عرصه تزاحم منافع است، اما فقدان آرمان، دیپلماسی را به معامله‌ای بی‌روح و بی‌حقیقت فرو می‌کاهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ساحات هویتی، رهبر شهید با دمیدن روح خودباوری، سیاست خارجی را از وابستگی‌های تاریخی رهانید و عقلانیتی را بنیان گذاشت که «انقلابی» بود؛ نه به معنای هیجان، بلکه به معنای پیوند سنجیده آرمان و واقعیت. این عقلانیت امکان داد تا دیپلماسی جمهوری اسلامی، در عین پایبندی به اصول، کنشگری خردمندانه، منعطف و اثرگذار در صحنه بین‌المللی باشد. در حوزه منافع ملّی، با تبیین مفهوم «تعامل عزتمندانه»، مسیر تازه‌ای در دیپلماسی گشوده شد؛ مسیری که در آن گفت‌وگو نه از موضع ضعف، بلکه از جایگاه اقتدار و اعتماد به نفس شکل می‌گیرد. در کنار آن، «دیپلماسی جهادی هوشمند» به‌عنوان راهبردی فعال، امکان پیشبرد اهداف ملّی را در شرایط فشار و تهدید فراهم ساخت و نشان داد صلابت و تدبیر می‌توانند هم‌زمان در خدمت اعتلای کشور قرار گیرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در سطح نقش‌آفرینی منطقه‌ای و بین‌المللی، این میراث تجلی کنشگری هنجارساز بود؛ جایی که حمایت از نهضت‌های مقاومت در کنار پایبندی به اصل عدم مداخله، الگویی متوازن از تعهد اخلاقی و التزام حقوقی ارائه کرد. در این نگاه، دیپلماسی به معنای  مشارکت در بازتعریف معنا و عدالت در نظام جهانی است. در امتداد آن، نگاه منطقه‌ای ایشان بر پایه اعتماد به ظرفیت‌های بومی و پیوندهای تاریخی و تمدنی استوار بود؛ نگاهی که امنیت را نه محصول ائتلاف‌های تحمیلی، بلکه نتیجه هم‌افزایی ملّت‌های منطقه می‌دانست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	براساس تعالیم ایشان بود که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در قالب «دیپلماسی مقاومت‌محور» شکل گرفت. دیپلماسی‌ که بر پایه حفظ استقلال، ایستادگی و شجاعت در برابر فشارهای خارجی رشد و نمو یافته و در همین مسیر حرکت می‌کند. در این چارچوب، مقاومت صرفاً به معنای تقابل نیست، بلکه در کنار آن، بهره‌گیری از عقلانیت و فنون دیپلماتیک برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی اهمیت اساسی دارد. از این رو، دیپلماسی موفق و کارآمد ترکیبی از پایداری در دفاع از اصول و تدبیر در تعامل با دیگران است؛ به‌گونه‌ای که هم اقتدار ملّی حفظ شود و هم زمینه‌های همکاری و اثرگذاری فراهم گردد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نظریه‌پردازی چنین مکتبی به  محور مقاومت در منطقه این فرصت را داد که با نگاهی فراتر از معادلات مقطعی، بتواند الگویی از کنش راهبردی ارائه دهد که تأثیرات آن محدود به سیاست‌های روزمره نمانده و در سطوح عمیق‌تری از تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نمود یافته است&lt;span dir="LTR"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مفهوم «دیپلماسی مقاومت» در این منظومه جایگاهی محوری دارد؛ مفهومی که بیانگر نوعی بازدارندگی فعال و بالا بردن هزینه‌های سلطه‌گری برای قدرت‌هاست، به‌گونه‌ای که سیاست خارجی کشور بتواند با بهره‌گیری از این راهبرد، از موضعی مقتدر و هم‌تراز وارد گفت‌وگوهای جهانی شود و در شکل‌دهی به قواعد بازی نیز نقش‌آفرینی نماید&lt;span dir="LTR"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بی‌تردید، آنچه از رهبر شهید برجای مانده، صرفاً خاطره‌ای در تاریخ نیست، بلکه نقشه راهی زنده برای آینده است؛ نقشه‌ای که می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را در مسیر تعامل سازنده، عزتمند و اثرگذار در نظام بین‌الملل هدایت کند. ایشان با نگاهی ژرف و افقی فراتر از زمانه، دیپلماسی را از انفعال رهانید و آن را به «کنش عزتمندانه» ارتقا داد؛ ساحتی که در آن ایران نه بازیگری حاشیه‌ای، بلکه کنشگری معنادار و اثرگذار در معادلات جهانی است؛ و در آن، استقلال نه فاصله از جهان، بلکه مبنای تعامل برابر و احترام متقابل به شمار می‌آید&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و اینک، در تداوم آن تفکر و گذشته درخشان، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همچنان بر شانه‌های اندیشه شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; استوار ایستاده است؛ اندیشه‌ای که در آن قدرت نه در سلطه، بلکه در همکاری معنا یافته است، و دیپلماسی نه در سازش، بلکه در عزت، حکمت و صلابت تبلور می‌یابد؛ افقی که همواره گشوده خواهد ماند و بی‌تردید، تاریخ، روایت استمرار آن را از زبان نسل‌های آینده بازخواهد گفت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>دردانه دهر</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63129</link>
<guid>63129</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه &lt;/span&gt;یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.&lt;br /&gt;
	آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت سید محمد صادق خرازی، دیپلمات و سفیر اسبق ایران در کشور فرانسه است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; ایران در تاریخ هزاران ساله خود رهبری به جامعیت شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; ندیده است. احاطه و تسلط به دین و عرفان، فقه و اصول، امور نظامی و سیاسی، فرهنگ و ادبیات و مسائل اجتماعی و تربیتی و… از ایشان رهبری ذوالفنون ساخت؛ فقیهی عالم که رهبران سیاسی بزرگترین قدرت‌های جهان دو زانو در مقابل ایشان می‌نشستند و مبهوت از عمق دانش و ژرف‌نگری ایشان، اتاق ساده بیت را ترک می‌کردند. جهانی از پیچیدگی مبنا و گستردگی معنا در آن سادگی اتاق خلاصه بود و مردی که معیار رهبری‌اش جهانی را شامل و اثرات وجودش به امتی نائل می‌شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید خامنه‌ای&lt;span style="font-size:9px;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه &lt;/span&gt;رهبری ذوالفنون و مرجعی جامع بود؛ مرجع در فقه و طریقت، اصول و شریعت، رزم و سیاست، فکر و کیاست، فرهنگ و کتابت. قرآن‌پژوهی قرآن‌شناس، تاریخ‌دانی آینده‌شناس، کتاب‌خوانی دانش‌شناس و… بود. فقیهی رجالی که در مسائل اخلاقی پیرو عرفان عملی بود؛ عالمی دینی که بر علوم و فنون دنیوی مسلط بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دیدار با شاعران، ذوق و قریحه ادبی‌اش نمایان و در گفت‌وگو با نظامیان، قوه و غریزه رزمی‌اش عریان بود. در مجالسه با سیاسیون، تسلطش بر امور هویدا و در مباحثه با دیپلمات‌ها، احاطه‌اش بر دنیا، پیدا بود. چنین رهبری کجای تاریخ ایران و بلکه جهان درخشیده و ملتی از داشتنش به خود بالیده بود؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبری که نماد وحدت ایران و ملازم و مقوم ارکان و اصول آن بود؛ مرجعی شیعی که آرای درخشانی در لزوم وحدت امت اسلام و تشیع و تسنن داشت؛ فقیهی رجالی که منزلت و حرمت اهل کتاب پاس می‌‌داشت؛ رهبری مذهبی که هویت ملی و آداب اجتماعی را حرمت می‌نهاد و خطیبی بی‌مانند که دغدغه‌مند زبان فارسی بود. تلازم روح شیعی، هویت ایرانی و زبان فارسی و توجه به وحدت ملی، قدرت نظامی و پیشرفت اقتصادی و تسلط به سیاست داخلی، امنیت منطقه‌ای و امور بین‌الملل، از ایشان رهبری فرامرزی و حکیمی فراملی ساخت&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران پس از رهبری امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله‌علیه&lt;/span&gt; که جزو اولیای الهی و بزرگمرد تاریخ ایران و جهان بود، رهبری آیت‌الله خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; را تجربه کرد که نماد کارآمدی رهبری دینی و نظریه ولایت فقیه بود. ۳۷ سال رهبری داهیانه شهید خامنه‌ای و وجوه مختلف پیشرفت در حوزه‌های اقتصادی، صنعتی، نظامی و فضایی و به‌روزرسانی در نظام‌های سیاسی، دیپلماتیک، قضایی و تقنینی اثبات کرد که زمامداران فیلسوف و حکیمان حاکم، زعیمان عالم و رهبران آگاه، نه اتوپیا که یک امر واقع است؛ نه مقصودی فرادست که مقصدی در دسترس است و رهبری امام خمینی و شهید خامنه‌ای، مصداق و معیار آنست&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه &lt;/span&gt;رهبری کاریزماتیک بود؛ در نظر صادق و بر اصول واقف بود. درد دین داشت و این ادا نبود. جز باورهایش حرفی را بر زبان نراند و جز اصول، اصلی را جاری نکرد. صراطش مستقیم بود. سیاست‌دان و سیاست‌شناس بود اما سیاسی‌کاری نکرد؛ با مردم روراست و با منافع کشور، سرراست بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شهید آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; سمبل سلامت نفسانی بود؛ ساده‌زیست بود و آن را به خانواده و اطرافیان تسری داد. بری از هوای نفسانی و جلال و جبروت دنیوی بود. دنیایش به بزرگی کتابخانه‌اش بود و با مطالعه مدامش سیر مکرری داشت به عوالم دیگر و علوم دیگر. رهبری که از کاربرد قطعات موشک سردرمی‌آورد و از کارکرد میزان تغلیظ اورانیوم سررشته داشت؛ جز چند سفر محدود خارجی در دوره ریاست‌جمهوری، جهان را نگشت اما جهان زیر انگشتش بود و رسم زمانه و بدعهدی ایام را خوب می‌شناخت. هم تازه‌واردان سیاست را خوب می‌شناخت و هم دیرماندگان قدرت را. به اقتضای تأمین منافع ملک و میهن، رفع بلا و دفع خطر، راهنما بود و به وقت تضییع و تضییق، راهگشا&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با او بن‌بست نبود و آموخت که بی‌او هم نباشد. در نبودش فرزندان رزم‌آموخته و فرزند درس‌‌اندوخته‌اش، میدان را پر کردند؛ دشمن جرار قاتل را عقب راندند و پیروزی دیگری در گنبد دوار ثبت شد که وجبی از طول این ملک در دوره حیات انقلاب، کم و مشتی از خاک آن گم نشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خامنه‌ای شهید مکتب انسان‌های آزاده است؛ آرایش در حیات و شهادت فانوس نجات است در تلاطم بحر سیاه جهان امروز. انذارش حق و ابلاغش صادق بود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا ماییم و جای خالی کشوردوست بزرگ؛ رهبر شهید تاریخ ایران که با شهادتش دشمن مفتون را مغلوب کرد. حالا ماییم و میراث خامنه‌اش شهید که نظام پابرجایی است که اخگر اهرمن، برگ‌وبار مقدسش را سوختن نتواند. اما امان از فراق باغبان. امان از رهبر هجرت‌کرده، امام سفرکرده، پدر عروج‌کرده. گرچه محبت به پسر، مرهم عزاداران پدر است؛ خامنه‌ای شهید «دردانه دهر» بود و خامنه‌ای رهبر دردانه‌اش در دهر. ولی‌شناسان نرفتند از این ولایت و حالا حکایت حمایت ماست از بدایت تا نهایت از آن کوکب هدایت&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>ارتقای امروز ارتش از مواریث رهبر شهید است</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63130</link>
<guid>63130</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.&lt;br /&gt;
	آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; این روزها فراق رهبر و فرمانده عزیزتر از جانمان، با اندوه و احساساتی عمیق همراه شده است. این احساسات از چند جنبه شایان توجه است: اول، به‌عنوان فردی از آحاد این امت، تحمل این هجران برایم جانکاه بود. غمی حتی فراتر نسبت به از دست دادن پدر. و بعد، به‌عنوان یک سرباز، نمی‌خواستم و نمی‌توانستم باور کنم که فرمانده‌ام به شهادت رسیده و من زنده‌ام. بارها از خدا خواسته بودم، مثل میلیون‌ها انسان عاشق او، از عمر من بکاهد و به عمر آن عزیز بیافزاید، ولی خدا دعای ایشان را پذیرفت که این نشان از جایگاه والای رهبر شهیدمان نزد خدا دارد. از سویی، خود را قانع می‌کردم که برای آن مظهر نفس مطمئنه، مرگی جز شهادت، زیبنده نبود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه امروز از آن امام شهید به یادگار داریم، هویت مستقلی است که با الهام از مکتب ناب اسلام، ائمه معصومین علیهم‌السلام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه)، و بیش از نیم قرن مجاهدت، ایران را به یک قدرت منطقه‌ای و جهانی رسانده، آن‌گونه که دشمنانش نیز در برابر صلابت آن سر تعظیم فرود می‌آورند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آقای شهید ایران برای ما میراث‌های ارزشمندی به یادگار گذاشتند. تولید قدرت که متضمن استقلال و پیشرفت است تا مردم‌سالاری دینی و ده‌ها میراث ارزشمند دیگر. اما آنچه بیشتر در حوزه کاری من در وزارت دفاع و ارتش محسوس بوده، رشد علمی کشور و نیروهای مسلح با سیاست خودباوری و کاهش وابستگی، حرکت پرشتاب به سوی خودکفایی و خوداتکایی، ارتقا و توسعه‌ی علم و فناوری و حرکت در مرزهای دانش است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با اشراف، هدایت و راهنمایی دقیق ایشان در مدت رهبری، در بخش‌های مهم، از جمله فضا، هوا و دریا و طراحی و تولید تجهیزات لازم در چهار نیروی مقتدر ارتش، مبتنی بر توقف‌ناپذیری، ما می‌توانیم و باید برخاست، توفیقات بسیاری کسب شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر ارتش ما با تأکید و عنایت ایشان، به حزب‌الله، انقلابی، مقتدر، قوی، وفادار و کلمه طیبه مزین شده، سرچشمه این رشد و همدلی ناگسستنی را باید در افق نگاه امامین انقلاب یافت. رویکردی که در پیام رهبر عزیزمان آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (مدظله العالی) در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ نیز با همان دوراندیشی و اعتماد رهبر شهید، روحیه‌ای مضاعف برای دفاع از دین و میهن در کالبد آحاد دلیرمردان ارتش دمید&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;مشق مقاومت؛ از اراده تا اقتدار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	آینده‌نگری راهبردی و درک ملزومات اقتدار دفاعی، در تار و پود کلام و مکتوبات رهبر شهید موج می‌زند. ارتقای آمادگی‌های روحی و رزمی، ایستادگی و مقاومت، دشمن‌شناسی، تلاش علمی و خستگی‌ناپذیر، تربیت و آموزش مبتنی بر ارزش‌های دینی و انقلابی، ایمان و امیدواری به نصرت خدا و آینده روشن در سایه مجاهدت و کار مضاعف، در صدر راهبردهای ایشان برای ارتش و مجموعه نیروهای مسلح بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان به ما آموخت که قدرت متکی به فناوری بیگانه، پایدار نیست و باید قدرتِ بی‌پایان را از دلِ محدودیت‌ها بیرون بکشیم. میراث او برای ما نه در کلمات، بلکه در دل‌های مؤمن یکایک رزمندگان مخلص ارتش و در هر موشک و پهپاد ایرانی و مرزهای حفظ‌شده این سرزمین، زنده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام عزیزمان لازمه موفقیت‌ها را عزم، اراده، توکل، مقاومت و پایداری در مسیر رسیدن به هدف می‌دانستند و همین آموزه‌های قدرت‌آفرین در جنگ دوازده‌روزه تحمیلی، با وجود یک تهاجم سازمان‌یافته دشمن و شهادت فرماندهان، با فرماندهی مستقیم و مدبرانه ایشان، روحیه رزم را در پیکر نیروهای مسلح ارتقا بخشید و پیروزی را رقم زد و در جنگ چهل‌روزه رمضان نیز همان راهبرد، دشمنان را ناکام کرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اعتقاد و اعتماد به کانون‌های تربیت مدیران و فرماندهان آینده ارتش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	امام خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه)، با وجود گستره مسئولیت و مشغله عظیم رهبری و فرماندهی کل قوا، همواره نگاهی پدرانه به کانون‌های تربیت مدیران و فرماندهان آینده، به‌ویژه دانشگاه‌های افسری داشتند. برای ایشان، جوانان دانشجو، ذخیره‌های امید ملت و نظام اسلامی بودند. برکات معنوی و تربیتی قریب به پنجاه بار حضور در دانشگاه‌های افسری ارتش، به‌ویژه دانشگاه امام علی علیه‌السلام، زمینه‌ساز رشد و تعالی ارتش و جان‌فدایان دین و وطن شد و امروز با افتخار عرض می‌کنم تمامی امیران و افسران امروز، حاصل همان دوراندیشی ایشان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این میان، خاطره‌ای ماندگار در ذهن دارم. در اولین دیدار پس از تصدی وزارت دفاع که توفیق یافتم در محضرشان باشم، سه عکس با ایشان در دوره‌های مختلف را همراه برده بودم. اعطای سردوشی، دریافت جایزه هنگام دانش‌آموختگی دانشگاه افسری و دریافت درجه سرتیپی به‌عنوان آخرین درجه تا لحظه دیدارم. به ایشان عرض کردم: دریافت سردوشی، جایزه و درجه به دست مبارک جنابعالی بوده و من به‌عنوان یک نظامی در این جایگاه، محصول اختصاصی زحمات و تربیت حضرتعالی‌ام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	توجه ویژه امام به جوانان که یکی از نقاط اوج آن، بیانیه گام دوم انقلاب است، در رشد افسران در تراز انقلاب بسیار مؤثر بوده و همین سیر صعودی و جان‌فشانی جوانان تربیت‌شده ایشان در دانشگاه‌های افسری، ارتش را به دریافت نشان فداکاری از معظم‌له مفتخر ساخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضرت آقا بر کلیات و جزئیات شئون نظامی چنان تسلط داشتند که فرماندهان، علاوه بر تبعیت ولایی و با جان و دل از ایشان، بی‌هیچ تردیدی، رهنمودهای دقیق و تخصصی ایشان را فصل‌الخطاب قرار می‌دادند و یقین داشتند عمل به منویات و فرامین، موجب ارتقای سازمان و سربلندی نیروهای تحت امرشان خواهد شد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;عروج فرمانده؛ تجدید میثاق و آغاز فصلی نو از&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; اقتدار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ایران به برکت اندیشه ژرف و بصیرت عالی رهبر شهیدش، از یک بازیگرِ تابع به قدرتی مستقل و تاریخ‌ساز در سطح جهانی ارتقا یافت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام شهیدمان به پیروی از سرور و سالار شهیدان، حضرت حسین‌بن‌علی علیه‌السلام، به ما آموختند در مکتب سرخ حسینی، شهادت امام و رهبر، آغازِ مرحله‌ای نو از مبارزه و جهاد در راه خداست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز به خونخواهی رهبر عزیزمان و در ادامه راه نورانی او، راهبردِ مقاومت، استقلال و اقتدار، در رگ‌های هر سرباز و عاشق ایران، از رزمندگان جبهه جنگ تا مردم حاضر در میدان، با رهبری و فرماندهیِ صالحی بعد از صالح، جاری است و اطمینان می‌دهیم از استقلال ایران، آرمان‌های نظام سربلند اسلامی و امنیت و منافع ملت نستوه، تحت رهبری و فرماندهی امام خامنه‌ای (مدظله العالی)، با نثار جان، دفاع خواهیم کرد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>رهبر شهید را باید معمار اقتدار ایران نوین نامید</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63131</link>
<guid>63131</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه &lt;/span&gt;یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.&lt;br /&gt;
	آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق نوری، رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره‌های چهارم و پنجم، و مسئول اسبق بازرسی دفتر رهبری بوده است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; احساس بنده نسبت به شهادت رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اعلی‌الله مقامه، احساسی دوگانه است: به دلیل غم بزرگی که از فقدان آن مرد بزرگ بر دل‌مان نشست و در عین حال مرگی پرافتخار و نمایش سعادتی عظیم که در پیش روی‌مان قرار گرفت که این دو هم موجبِ اشک‌اند و هم رشک. حقیقتاً پایان آن مثنوی نورانی جز با شهادتی چنان باشکوه، زیبنده ایشان نبود. وانگهی آن همه دعا و استغاثه خالصانه ایشان برای شهادت به درگاه پروردگار، بعید بود که بی‌اجابت می‌ماند. از سوی دیگر، این شهادت مظلومانه، آن‌هم به دست شقی‌ترین انسان‌ها، اثرات چشمگیری در ابعاد ملّی، جهانی و تاریخی، خواهد داشت، ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره ماندگاری که از ایشان دارم مربوط به بعد از حادثه انفجار در مسجد ابوذر است که منجر به مجروحیت ایشان شد. برای عیادت در بیمارستان خدمت ایشان رسیدم. با بی‌حالی و ضعف عمومی که داشتند، فرمودند: فلانی، با این حادثه، علی‌القاعده باید از دست رفته بودم، ولی نمی‌دانم خدای بزرگ با من چه کاری دارد که ادامه حیات را برایم مقدر نموده است. سال‌ها گذشت و یک روز در حیاط بیت رهبری در حال قدم زدن و گفت‌وگو بودیم، به مناسبتی به ایشان عرض کردم: آقا، یادتان هست بعد از حادثه ترور سال ۶۰ در بیمارستان به بنده چه گفتید؟ یادآوری کردم و ادامه دادم به نظر می‌رسد که پاسخ آن سؤال، الان دیگر روشن است و خداوند متعال اراده کرده بود که این مسئولیت بزرگ رهبری را بر دوش شما قرار بدهد. ایشان در ادامه مطلبی فرمودند که واقعاً درس‌آموز است، فرمودند: در آن حادثه و در مسیر بیمارستان بهارلو، هر از گاهی به هوش می‌آمدم و از هوش می‌رفتم و در این فواصل که به هوش می‌آمدم، از خودم می‌پرسیدم اگر الان از دنیا بروم، برای آخرتم چه توشه‌ای دارم؟ اگر مبارزات و شکنجه‌ها را بیان کنم، خواهند گفت که اینها را که برای تعریف و تمجید مردم انجام داده‌ای... اگر از سخنرانی‌ها و درس‌ها بگویم، ممکن است در جواب بگویند برای شهرت و سخنوری و دیده شدن بوده است، بگو برای ما چه آورده‌ای؟ دیدم حقیقتاً دستم خالی است! ببینید وسواس و دقت این انسان خداباور و نمونه را که جز به خدا نمی‌اندیشید و در نهایت هم با دست پر سفر کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به حق این مرد بزرگ را باید معمار اقتدار ایران نوین نامید و از میراث‌های گرانقدر و ماندگار این رهبر حکیم، می‌توان به ایجاد خودباوری ملّی، اعتماد به نفس در شاکله شخصیت ملّت ایران، بازتعریف استقلال راهبردی برای کشور، آن هم در این دنیای بردگی و وابستگی در جهان و نیز بنای توسعه بنیادین در حوزه‌های علوم گوناگون و همچنین ترویج و تدبیر برای بومی‌سازی فناوری‌های پایه‌ای، اشاره کرد، البته همه اینها در سایه الگوهایی درخشان از منش و رفتار معنوی شکل گرفت که در حافظه مردم ایران و انسان‌های شریف جهان به یادگار خواهند ماند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مرحوم آقای شهید، به گواه صدها قرینه‌ای که در زندگی او سراغ داریم، جزو معدود ایمان‌آورندگان واقعی به خدای بزرگ بود و در یک کلام عاشق پروردگار بود، بزرگ زیست و باشکوه رفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به یک خاطره از صدها عملکرد و دستاورد ویژه ایشان در حوزه کاری خودم اکتفا می‌کنم. در دوره‌ای که مسئولیت دفتر بازرسی ایشان را داشتم، گزارشی همراه با دستور رهبری برای پیگیری دریافت کردم که در ارتباط با یکی از افراد اهل تسنن در مهاباد کردستان بود. وی شاغل در بنیاد شهید آنجا بوده و به اتهامی دستگیر و در حین بازجویی در اداره آگاهی، متأسفانه فوت کرده بود. پدر متوفی که پاسبان بازنشسته زمان شاه بود، نامه‌ای را خطاب به رهبری انقلاب نوشته و در صندوق پست انداخته بود، به این امید که به دست رهبر کشور برسد و دادخواهی صورت گیرد. بسیاری از همشهریانش او را به استهزا گرفته و سادگی او را مورد شماتت قرار داده بودند که زهی خیال باطل که این نامه این مسیر خیالی را طی کند و به دست نفر اول کشور برسد و او هم به آن رسیدگی کند! نامه در نهایت به دست رهبر شهید رسید و ایشان با وسواس به من دستور دادند که ببینید این قضیه چیست و با جدیت رسیدگی شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هیئتی را تشکیل دادم و از رئیس وقت قوه قضائیه هم درخواست کردم که یک قاضی با اختیارات تام برای همراهی در اختیار بگذارند و نهایتاً هیئت مذکور به مهاباد اعزام شد و خبر آن در شهر همچون بمب صدا کرد. مردم شهر در کمال ناباوری و بُهت، شاهد یک پدیده عجیب بودند. پدر متوفی هم با غرور و شعف، همشهریانی را که او و باورش به تظلم‌خواهی ـ آن‌هم از طریق نامه پستی ـ را به تمسخر گرفته بودند، خطاب می‌کرد که دیدید من درست فکر می‌کردم، دیدید که این حکومت با دیگران فرق می‌کند. خلاصه اینکه هیئت به موضوع رسیدگی کرد و در نهایت، افسر خاطی اداره آگاهی به قصاص محکوم شد. گزارش را خدمت آقا تقدیم کردم و البته به ایشان عرض کردم که گروهی را برای اخذ رضایت پدر متوفی مأمور کرده‌ام تا بلکه قصاص را به دیه قتل تبدیل کنیم، ایشان تأیید نموده و همین مسیر طی شد. آخر ماجرا اینکه: افسر جوان که ناخواسته مرتکب قتل شده بود، از قصاص رها شد، مبلغی برای خانواده مقتول تهیه شد تا مغازه‌ای راه‌اندازی کنند و در انتها گزارش کار را بردم و به آقا تقدیم کردم. چهره ایشان از خوشحالی منقلب شد، اشک در چشمانشان حلقه زد و فرمودند: این کار شایسته، فراتر از بازرسی است و دعای خیر کردند و مورد تفقد قرارم دادند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به عنوان نکته پایانی باید بگویم که من این توفیق را داشته‌ام از سال ۱۳۴۰ که در مدرسه حجتیه قم مشغول تحصیل بودم، با این انسان شریف آشنا بودم. جامعیت شخصیت ایشان، اگر نگویم بی‌نظیر، کم‌نظیر بود. انسانی خداباور، پرهیزگار، دارای هوشی استثنایی، حافظه‌ای کم‌نظیر، بهره‌مند از قدرت تشخیص و برنامه‌ریزی، چهره‌ای آگاه در حوزه‌های گوناگون فرهنگی، ادبی، تاریخی، تاریخ جهان، همچنین مدیری دوراندیش و مبتکر در گفتمان‌سازی و نهادسازی هم در سطح جامعه و هم در حوزه دیوان‌سالاری، دارای فهم و تسلطی اعجاب‌برانگیز در امور نظامی و دفاعی که همه فرماندهان نظامی را تحت تأثیر قرار داده بود و بسیار برجستگی‌های دیگر که از ایشان رهبری حکیم، لایق و صدالبته ماندگار در تاریخ ساخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینجانب باور دارم که برای شناخت چنین شخصیتی با این ابعاد و همچنین عملکرد ایشان در دوران رهبری‌شان، سال‌ها باید بیایند و بروند و آن‌گاه که غبارها فرونشست، همگان چیره‌دستی این رهبر بزرگ برای عبور دادن یک کشور جهان سومی به جایگاه قدرت تأثیرگذار در جهان را تحسین خواهند کرد و تاریخ از سید علی خامنه‌ای (ره) به عنوان اسطوره‌ای بزرگ یاد خواهد کرد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>شناخت امام شهید انقلاب از مسائل بین‌المللی انسان را مجذوب می‌کرد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63132</link>
<guid>63132</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه &lt;/span&gt;یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.&lt;br /&gt;
	آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر علیرضا اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۱.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; با تحفظ بر مقام عصمت مولا علی (ع)، اما احساسم هنگام دریافت خبر شهادت معظم‌له، سروش آسمانی «وَاللَّهِ تَهَدَّمَتْ أَرْکَانُ الْهُدَى وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى» بود. آن شهید عزیز «سرو رشید»، «پرچم در اهتزاز»، «عَلَم هدایت»، «قله رفیع»، «ابر بهاری»، «کوه معرفت»، «اسطوره مقاومت»، «معمار اقتدار و عزت»، «خرمند نوآور»، «حکیم فرزانه»، «فقیه مجاهد»، «ستون سعادت»، «تکیه‌گاه امت»، «پدر مهربان ملت»، «خطیبی سرآمد»، «رهبری پیشاهنگ»، «مجتهدی ایثارگر»، «جامع فضیلت‌های بی‌شمار» بود و این همه در نهایت در «امام و قائد شهید و شاهد» جلوه‌گر شد، شهادتی که ایران و جهان و امت را به غم جانسوز نشاند و سرآغاز بعثتی مردمی و رستاخیزی عظیم شد و بسیاری از معادلات را دگرگون ساخت و راه‌های پیروزی را گشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۲.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; آن قائد شهید کهکشانی بود از خصائص و مکارم فروزان و منظومه‌ای پرفروغ از نشانه‌های نبوغ و سرآمدی که به برخی از اهمّ آنها اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ابتکار و خلاقیت و نظریه‌پردازی راهبردی در تراز تمدنی و جهانی.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ترسیم‌کننده آفاق بلند و معمار تحولات بزرگ و تولیدکننده آراء بکر و ادبیات نوین.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;تنظیم‌گر کلان‌نظریه گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس اندیشه امام کبیر (ره) و اسلام ناب.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;راهبری و فرماندهی نظام نوین سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و دفاعی ایران مقتدر و محور مقاومت بر اساس عزت و کرامت امت اسلامی و ایران سرافراز.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;درکی عمیق و بنیادی و انتقادی از تحولات جهان معاصر و غرب و تلاش برای ارائه نظریه و راه بدیل و سبکی نوین.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;نشان‌دهنده سبکی از حکمرانی اسلامی و مردم‌سالاری دینی و رهبری دینی مبتنی بر اسلام ناب محمدی (ص) و متناسب با نیازهای جهان معاصر.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;آتشفشانی از خشم انقلابی بر مستکبران عالم و دشمنان ایران و اسلام.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;مدافع اصیل عزت و کرامت ایران و نیز امت اسلام و مستضعفان جهان.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;شجاعت و دلیری بی‌مانند در برابر امواج دشمنی‌ها، کینه‌توزی‌ها و فتنه‌ها، در عین شکیبایی و صبوری در برابر مشکلات و چالش‌ها.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;خردورزی و عقلانیت و حکمت و آرامش و طمأنینه در کوران حوادث و وقایع در سطح ملی و جهانی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۳.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; از ایشان در زمینه‌های گوناگون خاطرات فراوان، به ویژه در حوزه بین‌الملل دارم که مجال موسعی می‌طلبد، اما آنچه همواره آدمی را مجذوب می‌کرد، شناخت از شرایط بین‌الملل و آگاهی‌های وسیع از کشورهای گوناگون و تحولات آنها بود. بارها هنگام ارائه گزارش یا طرحی بین‌المللی، احاطه و تسلط ایشان مشهود و نکات و راهنمایی معظم‌له راهگشا بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از مهم‌ترین دستاوردهای عصر رهبری ایشان، بسط گفتمان امام و انقلاب اسلامی در سطح جهانی به شمار می‌آید، چه در سطح مقاومت و چه در سطح گسترش زیرساخت‌های علمی و فرهنگی و پایه‌ریزی و توسعه نهادها و بخش‌های بین‌المللی و به ویژه نهاد حوزوی و پهناور جامعة المصطفی (ص) و نیز در حمایت فرهنگی از نهادهای بومی در سراسر جهان در راستای گفتمان انقلاب اسلامی و وحدت امت اسلامی و معارف و سنت پیامبر اعظم (ص) و اهل‌بیت پاک وی (ع).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۴.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در زمینه مسائل حوزه‌های علمیه، ایشان صاحب‌نظری جامع و دارای نظریه‌ها و اندیشه‌های نافذ و مهم و راهبردی بودند. در همه نظامات و ابعاد آن دارای رأی و نظر و طرح بودند و در همه تحولات آن راهبر و راهنما بودند که خطوط کلی آن در پیام بسیار مهم و راهبردی «حوزه پیشرو و سرآمد» بازتاب یافته است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۵.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در طول دوره رهبری ایشان، در زمینه‌های گوناگون و مسائل حوزوی و دانشگاهی و علمی و بین‌المللی، هرگاه محضر ایشان مشرف می‌شدیم، توشه‌های جدیدی می‌اندوختیم و افق‌های جدید گشوده می‌شد و نسبت به طرح‌های متنوعی که تقدیم می‌شد، بذل عنایت و هدایت و حمایت می‌فرمودند. در این زمینه قصه‌ها فراوان و نکته‌های شنیدنی و قابل توجه زیاد است و ان‌شاءالله در فرصت‌های دیگر تقدیم خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امید است این راه نورانی و ستودنی در دوران رهبری خلف صالح ایشان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (دام ظله)، و با همت و تلاش رهروان مسیر ولایت و رهبری استمرار و ارتقا یابد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>اجرای سند تحول؛ کلید موفقیت قوه قضائیه</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63117</link>
<guid>63117</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63117/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت هفته قوه قضائیه، با اشاره به تحول قضائی فرمودند: «برای توفیق در مسیر تحوّل همه‌جانبه‌ی قضائی و شتاب بیشتر در رسیدن به اهداف گفته شده، تمهیدات و الزامات گوناگونی مورد نیاز است که عمدتاً در دیدارهای سالیانه‌ی مسئولان قضائی و توصیه‌ها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیم‌الشّأن شهید قَدّس‌الله نفسه‌الزکیّه بارها بیان شده و توجّه جدّی به آنها و تلاش برای تحقّقشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوّه‌ی قضائیه محسوب میشود مورد تأکید و خواست جدّی اینجانب است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=63111"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۵/۰۴/۰۷&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	به همین مناسبت رسانه‌ &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برخی از الزامات تحقق تحول در قوه قضائیه را مبتنی بر اندیشه‌های حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌تعالی‌علیه&lt;/span&gt; بررسی کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; دستگاه قضا، در هر نظامی، نماد عدالت و دادخواهی مردم است و این جایگاه را تصاویری همچون قاضی، ترازوی عدالت، شمشیری که ظالم را مجازات می‌کند و گاه کتابی که مبیّن قانون‌مندی رسیدگی است، نشان می‌دهد؛ کمااینکه دیوارنگاره کاخ دادگستری نیز مبیّن این دادگری است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین اساس، قوه قضائیه را به عنوان یکی از قوای سه‌گانه و البته با قید استقلال و با نگاه پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی، متکفل اقامه عدالت و احیای حقوق عامه دانسته است. این جایگاه تراز دستگاه قضا در قانون اساسی کشور و البته فرهنگ و سنت ایرانی است. علاوه بر این، رهبر شهید &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌تعالی‌علیه&lt;/span&gt; در تبیین تراز نظام قضایی مطلوب، حداقل دو ویژگی مهم دیگر را نیز بیان کردند که شامل فسادستیزی و ایجاد ادراک عدالت نزد مردم است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;فاصله بین آرمان و واقعیت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	بدون تردید، بین آرمان و واقعیت فاصله بسیار است و به همین دلیل، رهبر شهید &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌تعالی‌علیه&lt;/span&gt; ضمن آنکه سال‌ها بر ویژگی‌های نظام قضایی تأکید داشتند، از سال ۱۳۹۸ بر لزوم تحول قوه قضائیه تأکید کردند و رئیس وقت قوه را ملزم به طراحی سند تحول قوه کردند. شهید رئیسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; متن اولیه را آماده کرد و در دوره بعد، این متن ارتقا یافت و در قالب سند تحول و تعالی تنظیم شد و ضمن تأیید رهبر شهید &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌تعالی‌علیه&lt;/span&gt;، در ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۳ به تصویب رسید. این سند، معیار مناسبی برای ارزیابی دستگاه قضا است؛ به‌ویژه اینکه زمان‌بندی اجرای آن در سه دوره زمانی «کوتاه‌مدت» (تا پایان سال ۱۴۰۳)، «میان‌مدت» (تا پایان سال ۱۴۰۴) و «بلندمدت» (تا پایان سال ۱۴۰۵) تعیین شده است و تا پایان امسال باید شاهد تحقق بخش قابل توجهی از آن باشیم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;دستگاه قضا، در مسیر تحول&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	برای تحول، اولین گام، داشتن اراده و نقشه راه است و این امر در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از آنکه قوه قضائیه در قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز اصرار خود را بر تحول با سنجه‌های ماده ۱۱۲ و احکام متعدد فصل ۲۴ قانون، به‌ویژه سامانه‌ای کردن بسیاری از امور (همانند سامانه هوشمند استعلامات مالی قوه قضائیه «سهام»، سامانه «شفافیت عملکرد وکلا و کارشناسان رسمی»، سامانه خودکاربری دسترسی به شکوائیه و دادخواست‌ها و ...) و استفاده از هوش مصنوعی به عنوان کمک‌قاضی نشان داده است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	به علاوه، برنامه بزرگ‌تری نیز همزمان با محدودیت‌های قابل توجه آغاز کرده است که به تعبیر رهبر شهید، اجرای آن مصلحت قطعی نظام و کشور است. تصویب و اجرای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، یک تحول بزرگ است که با وجود تمام ابهامات قانونی و کاستی اعتبارات، با نگارش آیین‌نامه‌های متعدد آغاز شده و ضمناً سامانه ثبت ادعا، موضوع ماده ۱۰ آن، که نیاز به اطلاع‌رسانی مستمر رسانه‌ای دارد، از اول خرداد سال ۱۴۰۵ راه‌اندازی شده است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;راه باقی‌مانده برای تحول&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	آنچه مردم مطالبه می‌کنند، با اذعان به تلاش‌های بسیارِ صورت‌گرفته، آمار نیست، بلکه ادراک است؛ به‌ویژه آنکه ارزیابی شاخص‌های متعدد، از جمله شاخص ادراک عدالت، شاخص حاکمیت قانون و شاخص ادراک فساد، مبیّن آن است که باید راه‌های نوآورانه دیگری پیدا کرد. راه‌های ساده و دم‌دستی کارایی چندانی ندارد؛ چراکه عمدتاً کلیشه‌ای است، همانند لزوم افزایش اعتبارات، افزایش ساختمان‌های متناسب و جذب بیشتر نیروی انسانی که با توجه به ضرورت دسترسی به عدالت، کاهش اطاله دادرسی و تقویت اتقان آرا، حتماً لازم است، ولی با توجه به کمبود بودجه و امکانات، مسلماً بیش از این امکان تحقق ندارد. هرچند در سال‌های اخیر بودجه ثابتی به قوه پرداخت شده و ارقام دیگری نیز مازاد بر این پیش‌بینی می‌شود، ولی راهکار اجمالاً می‌تواند در کنار تلاش برای آسیب‌شناسیِ بدون تعارفِ راه‌های موجود، اتخاذ تدابیر خلاقانه، نوآورانه و غیرکلیشه‌ای باشد؛ همان‌طور که سند تحول نیز از این رویکرد، تحت عنوان سیاست‌های تحول‌آفرین، یاد کرده است که اکنون در بازه سوم اجرای سند، خود نیاز به تحول دارند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	بنابراین، برای تحقق این مهم، با تأکید بر اینکه دانش‌بنیان بودن اداره نظام قضایی یک ضرورت گریزناپذیر است، برخی از این رویکردهای غیرکلیشه‌ای برای تحول قوه قضائیه عبارتند از:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۱&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. هوشمندسازی و سامانه‌ای کردن ارائه خدمات قضایی، البته به نحو رایگان و خودکاربر؛&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;۲&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;. توسعه دادرسی‌های مجازی و الکترونیکی و رفع کلیشه‌های صلاحیت شکلی، جهت استفاده از ظرفیت‌های خالی برخی شهرستان‌ها برای جبران کاستیِ کمبود قاضی و شعبه در برخی حوزه‌های قضایی دیگر.&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۳&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. تمرکز جدی‌تر بر امر داوری و میانجی‌گری و از بین بردن روش‌های قدیمی و فاسدِ داوری‌های رانتی، برای جلوگیری از ورود پرونده‌های متعدد، پرهزینه و زمان‌بر به فرایندهای قضایی؛&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۴&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. تمرکز ویژه بر مقابله مؤثر و هوشمند با فساد، در قالب یک نقشه راه شفاف، جهت ارتقای سرمایه اجتماعی قوه قضائیه؛&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۵&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. جدی گرفتن نقش پیشگیری از جرم و فساد، مبتنی بر قاعده ۲۰-۸۰، و فعال‌سازی تقسیم کار قوا جهت پیشگیری؛&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۶&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. مرور مستمر بهترین تجربیات جهانی در ارتقای نظام قضایی و انتقال سریع آن به نظام مدیریت قضایی؛&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۷&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. عمل به سیاست‌های کلی قضایی، به‌ویژه برون‌سپاری نهادها و کارویژه‌های غیرقضایی، جهت چابک‌سازی و کسب جایگاه واقعی نظارت قضایی و نه مباشرت در اقدامات اجرایی.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	هرچند ممکن است این فهرست قابلیت توسعه داشته باشد، ولی مهم‌تر از توسعه، انجام اقداماتی است که ادراک عمومی مردم را از کارویژه‌های قوه قضائیه با سرعت بیشتری مثبت‌تر کند و این مهم نیز مستلزم پایش مستمرِ دانش‌بنیان و نه حکم‌محور است که مبانی آن در سند تحول قوه وجود دارد. بررسی بیانات رهبر شهید &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌تعالی‌علیه&lt;/span&gt; نشان می‌دهد یکی از تأکیدات مکرر ایشان، مردمی بودن قوه قضائیه و جلب اعتماد عمومی از طریق خدمت‌رسانی صادقانه، سریع و عادلانه به مردم بود که البته نیاز به پیوست رسانه‌ای دارد.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2026 20:39:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>صدایی که از کربلا خاموش نشد</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=63045</link>
<guid>63045</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/63045/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;بیانات حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای تقریباً یازده روز قبل از شهادتشان، یکی از مهم‌ترین بیانات ایشان درباره شرایط کشور و مقابله با تهدیدات دشمنان بود، در بخشی از آن بیانات فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه السّلام)&lt;/span&gt; فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رهبر شهید انقلاب به حدیث معروفی از امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; استناد فرمودند که از بیعت با ظالم منع میکند. بر همین اساس رسانه‌ &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در این یادداشت ابعاد مختلف حدیث «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه» را با استفاده از بیانات رهبر شهید انقلاب مورد شرح و تفسیر قرار داده است.&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; «بیعت نمی‌کنم.» جمله‌ای که ماهیت مبارزه جبهه حق علیه باطل را تبیین می‌کند. آنگاه که یزید بن معاویة به خلافت رسید، حاکم مدینه را الزام کرد تا با شدت تمام و سرسختی بر امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; فشار بیاورد و از امام بیعت بگیرد. در این هنگام، امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; با بیان جمله تاریخی «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه»&lt;a href="#_edn1" name="_ednref1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند) قاطعانه در برابر حکومت فاسد یزید ایستاد. بررسی شرایط تاریخی آن دوران نشان می‌دهد امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; این جمله را زمانی بیان فرمودند که یزید، بیشترین فشار را برای تسلیم شدن حضرت، وارد آورده بود. از آن پس، این جمله به بزرگترین الگوی آزادی خواهان جهان تبدیل شد. این جمله امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; بار دیگر در دوران معاصر مصداق پیدا کرد.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	درست در شرایطی که یزید زمان برای به زانو در آوردن ملّت ایران، بیشترین فشار را وارد می‌کند، رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; به مانند امام خود، قاطعانه پاسخ می‌دهد: بیعت نمی‌کنم. ایشان تقریباً دو هفته قبل از شهادت خود، در آخرین سخنرانی خود چنین فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ماجرای بیعت خواستن یزید از امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	معاویه پس از شهادت امام حسن مجتبی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، تلاش کرد از امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; بیعت بگیرد. او در سال ۵۹ هجری قمری و در اواخر عمر خود، با امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; گفتگوهایی درباره بیعت گرفتن برای یزید داشته و امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; پاسخ کوبنده‌ای به او می‌دهد. در موقعیت دیگری امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; نامه‌ای به معاویه می‌نویسد و حکومت فاسدِ او را محکوم می‌کند و به اینکه برای فرزندش یزید از مردم و بزرگان بیعت گرفته است، اعتراض می‌کند.&lt;a href="#_edn2" name="_ednref2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری قمری، پسرش یزید به خلافت رسید. یزید برای تحکیم موقعیت خود، تصمیم گرفت از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار در جامعه، از جمله امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر، بیعت بگیرد. یزید در نامه‌ای به ولید بن عتبه، حاکم مدینه، دستور داد تا با شدت و بدون هیچ گونه تساهلی از این افراد بیعت بگیرد.&lt;a href="#_edn3" name="_ednref3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	ولید بن عتبه پس از دریافت نامه یزید، شب به سراغ امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; و عبدالله بن زبیر رفت و آن‌ها را از مرگ معاویه و درخواست بیعت یزید مطلع کرد. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; و عبدالله بن زبیر پاسخ خود را به صبح فردا موکول کردند. ولید بن عتبه در مواجهه با امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; سخت‌گیری و فشار بیشتری وارد کرد و حتی به ایشان توهین نمود. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; نیز با شجاعت در برابر ولید ایستاد.&lt;a href="#_edn4" name="_ednref4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در سال ۶۱ هجری قمری نیز، وقتی فشارها به اوج خود رسیده بود، امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; برای بیعت نکردن با یزید، به سمت کوفه حرکت کرد. این اقدام امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; در شرایطی صورت گرفت که عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه، از سوی یزید مأموریت داشت تا هرگونه مخالفتی را با حکومت سرکوب کند. در نهایت بیعت نکردن امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; با یزید، باعث مواجهه حضرت با یزیدیان در کربلا شد.&lt;a href="#_edn5" name="_ednref5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	عمر بن سعد پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، موضوع بیعت را با امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; در میان گذاشت. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; به‌طور قاطع از بیعت با یزید امتناع کرد و بر موضع خود مبنی بر مخالفت با حکومت ظالم یزید پایدار ماند. این امتناع، زمینه‌ساز وقایع بعدی و نبرد کربلا شد.&lt;a href="#_edn6" name="_ednref6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; حوادث تاریخی آن دوران نشان می‌دهد امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; جمله «کسی مانند من با کسی مانند یزید بیعت نمی‌کند» را در شرایطی بیان فرمودند که در اوج فشار از طرف حکومت طاغوتی بنی‌امیه بودند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;هر حکومتی که مثل یزید باشد...&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	یکی از سؤالات مهم در این جمله این است که چرا امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; به جای تعبیر «من» و «یزید»، از تعبیر «مثل من» و «مثل یزید» استفاده فرمودند؟ پاسخ به این پرسش آنگاه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; این معنا را با عبارات مختلفی بیان فرموده‌اند که همگی با تعبیر «مثل من» و «مثل یزید» بیان شده است. یکی از این موارد، همان زمانی است که ولید بن عتبه (حاکم مدینه) خبر مرگ معاویه را برای امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; آورد و به امام گفت که باید با یزید بیعت کند. امام، برای اینکه درخواست ولید را به تأخیر بیندازد، فرمود: «فَإِنَّ مِثْلِی لاَیُعْطِی بَیْعَتَهُ سِرّاً»&lt;a href="#_edn7" name="_ednref7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کسی مثل من، مخفیانه بیعت نمی‌کند. همچنین در همان جریان، وقتی ولید، امام را به بیعت با یزید اجبار کرد، امام همین جمله «مِثْلِی لاَ یُبَایِعُ مِثْلَهُ»&lt;a href="#_edn8" name="_ednref8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را بیان فرمودند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	مورد سوم نیز هنگامی است که «مروان فردای آن روز، حضرت را در کوچه‌های مدینه دید، گفت: یا اباعبداللَه، تو خودت را به کشتن میدهی! چرا با خلیفه بیعت نمیکنی؟ بیا بیعت کن، خودت را به کشتن نده؛ خودت را به زحمت نینداز! حضرت در جواب او، این جمله را فرمود: «وَ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ‌ اَلسَّلاَمُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ اَلْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ»&lt;a href="#_edn9" name="_ednref9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دیگر باید با اسلام، خداحافظی کرد و بدرود گفت؛ آن وقتی که حاکمی مثل یزید بر سر کار بیاید و اسلام به حاکمی مثل یزید، مبتلا گردد.» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2756"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۷۴/۰۳/۱۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; توجه به این بیانات نشان می‌دهد که هر سه جمله با ادبیات «مثل من» و «مثل یزید» بیان شده است. راز این‌گونه سخن گفتن امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; این است که حضرت به دنبال ایجاد یک مسیر شفاف و روشن تا روز قیامت است. وقتی امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; می‌فرمایند «کسی که مثل من است» با «کسی که مثل یزید است» بیعت نمی‌کند، در حقیقت یک قانون کلی و «سنت الهی» را بیان می‌کنند. به این معنا که هرجا عدالت و ظلم در مقابل یکدیگر قرار گیرند، بیعت و سازش میان آن دو ناممکن است. لذا «قضیه شخص یزید نیست؛ هرکس مثل یزید باشد.» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2756"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۷۴/۰۳/۱۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; در حقیقت «کسی مثل حسین‌بن‌علی که مظهر اسلام است، نسخه‌ی بی‌تغییر پیغمبر مکرّم اسلام است.»&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=5383"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۷/۱۰/۱۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; و کسی که مثل یزید است، نسخه بی‌تغییر ابوسفیان و ابولهب است و این «مِثل» و شباهت تا روز قیامت باقی است. در حقیقت امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; تنها با حکومت یزید مخالف نیست؛ بلکه با حکومت یزیدی مخالف است.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ملّت ایران، مثل حسین؛ مستکبران، مثل یزید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	از آنچه گفته شد روشن می‌گردد منظور امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; از «مثل من» تنها امامان معصوم نیستند؛ بلکه هر انسان آزادی‌خواه و عدالت‌خواهی که در برابر حکومت ظالم و مستکبری قرار گرفت، مانند من رفتار می‌کند. در این میان، ملّت ایران، مصداق بارز آزادی‌خواهانی هستند که از آغاز انقلاب اسلامی، این شعار را سرلوحه خود قرار داده‌اند و در بزنگاه‌های مهم تاریخی و در اوج فشار استکبار، فریاد «بیعت نمی‌کنم.» سر داده‌اند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه &lt;/span&gt;درباره این شباهت چنین می‌فرمایند: «شباهت دوران ما با دوران حسین‌بن‌علی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt;، عجیب است. شباهتها، خط دهنده است و به ما می‌گوید در این زمان چه باید بکنیم؛ چون شما وقتی چهره‌ی خودتان را در آینه دیدید، می‌توانید راحت درباره‌اش قضاوت کنید و بفهمید چه باید کرد. ما در حدیث صدر اسلام وضع امروز خودمان را مشاهده می‌کنیم. زمان حسین‌بن‌علی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; همه‌ی کفر و فساد، همه‌ی عناد با حق و حقیقت، با تمام ابزارهای مستقیم و غیرمستقیمش در یک‌جا متمرکز شده بود و تمام فضیلتها و ارزشهای معنوی و راه‌ها بحق و حقیقت در یک‌جا متراکم و متبلور شده بود.»&lt;a href="#_edn10" name="_ednref10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۱۰)&lt;/a&gt; ایشان در ادامه به یک نکته مهم اشاره می‌کنند: «البته وقتی می‌گویم دوران ما شبیه دوران امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; است، معنایش این نیست که در همه جهت شباهت دارد. حسین‌بن‌علی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; به فوز شهادت نائل شد، نهضت حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; با شهادت جان گرفت؛ اما نهضت عظیم و کربلای خونین ملّت ایران با اینکه شهدای ارزشمندی داشت و خون آنها چراغ این نهضت را روشن نگه داشت و پشتوانه‌ی نهضت شد، در نهایت توانست به هدفهای خودش دست پیدا کند.»&lt;a href="#_edn11" name="_ednref11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۱۱)&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بیعت یعنی امضای حکومت ظالم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	نکته مهم دیگر درباره این جمله امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، واژه «بیعت» است. وقتی امام می‌فرمایند «بیعت نمی‌کنم.» یعنی حکومت طاغوت را امضا نمی‌کنم. در حقیقت، «بیعت یعنی امضای خلافت آن شقیِّ خبیثی که رأس کار است.»&lt;a href="#_edn12" name="_ednref12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۱۲)&lt;/a&gt; یزید «توقّع داشت که این امام هدایت، پای حکومت او را امضا کند؛ بیعت یعنی این. میخواست امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; را مجبور کند به جای این‌که مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند! قیام امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; از این‌جا شروع شد.»&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3113"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۱/۱/۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; لذا وقتی یزید اصرار می‌کند «بر اینکه حسین‌بن‌علی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; باید با من بیعت کند، یعنی همین. اصرار بر اینکه تمام رجال و سران بنی‌هاشم و قریش در مدینه و مکه باید با یزید بیعت کنند، یعنی همین. امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; در مقابل این ایستاد؛ یعنی در مقابل اقرار به تسلیم حق در برابر باطل.»&lt;a href="#_edn13" name="_ednref13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نکته عجیب اینکه برخی خواص جامعه نه تنها چنین فاجعه‌ای را درک نکردند؛ بلکه به دنبال قانع کردن امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام &lt;/span&gt;برای بیعت با یزید بودند؛ اما حضرت تسلیم مصلحت‌اندیشی‌ها نشد.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; «از لحظه‌ی ورود به کربلا تا روز عاشورا، همین‌طور مرتّب با این خدشه‌ها و شبهه‌ها - آن هم از سوی آدمهای حسابی، از سوی عقل مصلحت‌اندیشی که از وسایل ارزشی هم خیلی بیگانه نیست - مواجه است! آن وقت امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt;، آن کسی است، آن تجسّمی از ارزشهاست که در مقابل اینها استقامت می‌ورزد؛ یعنی هدف را فراموش نمی‌کند و خطّ مستقیمی را که خودش می‌شناسد و اینها نمی‌شناسند، با این حرفها رها نمی‌سازد.»&lt;a href="#_edn14" name="_ednref14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این خواص چنان بودند که گاهی با زبان دین نیز سخن می‌گفتند؛ اما حضرت در برابر همه آن استدلال‌های ساده‌لوحانه مقاومت کرد؛ لذا صبر امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; «فقط این نبود که بر تشنگی صبر کند، بر کشته شدن یاران صبر کند؛ اینها صبرِ آسان است. صبرِ سخت‌تر این است که دیگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگویند آقا نکنید، این کار غلط است، این کار خطرناک است. هى ایجاد تردید کنند. کی‌ها؟ افرادی مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیّتهای برجسته‌ی بزرگ آن روز دنیا، آقازاده‌های مهم اسلام، اینها هى بگویند نکن این کار را.»&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12857"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۰/۰۴/۱۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در اینجا ذکر این نکته ضروری است که برخی به اشتباه تصور می‌کنند می‌توان گاهی مانند امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; در برابر حکومت طاغوت ایستاد و گاهی مانند امام حسن &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; صلح کرد. این تصور نادرستی است؛ زیرا همانگونه که گفتیم اساساً حوادث مربوط به امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; به خاطر فشارهای سرسختانه حکومت بنی‌امیه بر امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; برای بیعت با یزید بود؛ اما «براى امام حسن &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; به هیچ وجه مسئله‌ى بیعت با معاویه مطرح نبود. در قرارداد آتش‌بس یا صلحى که بین امام حسن &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; و معاویه نوشته شد، یکى از شرایط این بود که امام حسن (علیه‌السّلام) به معاویه «امیرالمؤمنین» نگوید و با او بیعت نکند؛&lt;a href="#_edn15" name="_ednref15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; معاویه حق تعیین جانشین نداشته باشد؛&lt;a href="#_edn16" name="_ednref16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در بعضى از روایات آمده که معاویه باید بعد از خودش امام حسن (علیه‌السّلام) را به خلافت معرفى کند،&lt;a href="#_edn17" name="_ednref17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۱۷)&lt;/a&gt; بعد امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; را معرفى کند؛&lt;a href="#_edn18" name="_ednref18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این چقدر با آن متفاوت است‌؟ اگر امام حسن &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; هم زیر فشار قرار میگرفت که باید بیعت کنى، وضع فرق میکرد.»&lt;a href="#_edn19" name="_ednref19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;راز بیعت نکردن امام با یزید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	اکنون این سؤال پیش می‌آید که چرا امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; با یزید بیعت نکرد؟ پاسخ این سؤال را باید در تقابل و ضدّیّت دو نظام «حکومت» جستجو کرد. تقابل و ضدّیّتی که تا روز قیامت برقرار است. وقتی امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; می‌فرمایند «مثل من» با «مثل یزید» بیعت نمی‌کند، یعنی حکومتی که مبتنی بر «امامت» است همیشه در تضاد با حکومت مبتنی بر «سلطنت» است. راز بیعت نکردن امام، این بود که یزیدیان، حکومت را از «امامت» به «سلطنت» تبدیل کرده بودند و یزید «توقع کرد که امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; پای این سیه‌نامه‌ی تبدیل امامت اسلامی به سلطنت طاغوتی را امضا کند؛ یعنی بیعت کند. امام حسین فرمود «مثلی لا یبایع مثله»؛ حسین چنین امضایی نمیکند.» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3113"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۱/۱/۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; در یک بیان بسیار مهم این موضوع را چنین تبیین می‌کنند: «ماهیت امامت، با ماهیت سلطنت، مغایر و متفاوت و مناقض است. این دو ضدّ همند. امامت، یعنی پیشوایىِ روحی و معنوی و پیوند عاطفی و اعتقادی با مردم؛ اما سلطنت یعنی حکومت با زور و قدرت و فریب، بدون هیچ‌گونه علقه‌ی معنوی و عاطفی و ایمانی. این دو، درست نقطه‌ی مقابل هم است. امامت، حرکتی در میان امت، برای امت و در جهت خیر است. سلطنت یعنی یک سلطه‌ی مقتدرانه علیه مصالح مردم و برای طبقات خاص، برای ثروت‌اندوزی و برای شهوت‌رانی گروه حاکم.» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3002"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۷۹/۱/۲۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; بنابراین عامل اصلی اصرار حکومت بنی‌امیه برای بیعت گرفتن از امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; امضا و تأیید نظام سلطنت بود. اگر این امضا از طرف امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; صورت می‌گرفت، دیگر هیچ‌گاه حکومتی، مبتنی بر حق و عدالت شکل نمی‌گرفت. به تعبیر دیگر، بیعت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; با حکومت یزید، امضای حکومت سلطنتی و اعلام جانشینی آن به جای حکومت ولایی بود و این مسیر تا پایان تاریخ همین‌طور جریان داشت؛ اما حضرت با شهادت و ایثار جان خود، مسیر زندگی بشر را تغییر داد.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	حال ممکن است کسی بپرسد نظامی که امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; در برابر آن ایستاد، نظام سلطنت بود و ما در دوره معاصر نظام سلطنتی نداریم تا نیاز به پیمودن همان مسیر باشد. حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; در استدلالی محکم، چنین پاسخ می‌دهند: «سلطنتِ به معنای پادشاهىِ موروثی، فقط یک نوعِ از سلطنت است. لذا بعضی سلاطین در دنیا هستند که اسمشان سلطان نیست، اما باطنشان تسلّط و زورگویی بر انسانهاست. هر کس و در هر دوره‌ای از تاریخ - اسم او هرچه میخواهد باشد - وقتی به ملت خود یا به ملتهای دیگر زور بگوید، این سلطنت است. این‌که رئیس جمهور یک دولتی - که در همه زمانها، دولتهای مستکبر بوده‌اند و امروز مظهر آن، امریکاست - به خود حق بدهد که بدون هیچ استحقاق اخلاقی، علمی و حقوقی، منافع خود و کمپانیهای پشتیبان خود را بر منافع میلیونها انسان ترجیح دهد و برای ملتهای دنیا تکلیف معیّن کند، این سلطنت است؛ حالا اسمش سلطان باشد یا نباشد!» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3113"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۱/۱/۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; علاوه بر این، تظاهرات مردم آمریکا علیه سردمداران مستکبر کشورشان با شعار «نه به پادشاهی» بهترین نشانه بر تأیید این دیدگاه است. حکومت استکباری که حتی به مردم کشور خود رحم نکند، در حقیقت همان حکومت سلطنتی است که مردم آمریکا متوجه شده‌اند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	از طرفی دیگر حکومت یزیدی دو ویژگی مهم دارد که هر دو ویژگی را حکومتهای طاغوتی دوران معاصر نیز دارند. اولاً «یزید، هر کسی را که با قدرت و حکومت او مخالفت و مقاومت کند، نابود می‌کند. خاصیت حکومت یزیدی این است.»&lt;a href="#_edn20" name="_ednref20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ثانیاً حکومت یزیدی «مثل چشمه‌ای که از آن مرتّب آب گندیده تراوش می‌کند و بیرون می‌ریزد و همه‌ی دامنه را پر می‌کند، از وجود او آب گندیده می‌ریزد و همه‌ی جامعه‌ی اسلامی را پر خواهد کرد!» &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2756"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۷۴/۰۳/۱۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; دولت آمریکا به عنوان نماد حکومت یزیدی و مستکبر، هم به دنبال نابودی مخالفان خود است و هم مانند چشمه گندیده‌ای است که مردم خود و مردم جامعه اسلامی و مردم تمام دنیا را به فساد می‌کشاند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ملت ایران، عزیز مثل امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	از آنچه گفته شد، روشن می‌شود «نهضت حسینی در واقع با دو نگاه قابل ملاحظه است، که هر دو هم درست است؛ اما مجموع دو نگاه، نشان دهنده‌ی ابعاد عظیم این نهضت است. یک نگاه، حرکت ظاهری حسین‌بن‌علی است؛ که حرکت علیه یک حکومت فاسد و منحرف و ظالم و سرکوبگر -یعنی حکومت یزید- است؛ اما باطن این قضیه، حرکت بزرگتری است که نگاه دوم، انسان را به آن میرساند؛ و آن حرکت علیه جهل و زبونی انسان است. در حقیقت، امام حسین اگرچه با یزید مبارزه میکند، اما مبارزه گسترده تاریخی وی با یزیدِ کوته‌عمرِ بی‌ارزش نیست؛ بلکه با جهل و پستی و گمراهی و زبونی و ذلّت انسان است... برای این است که مردم از فساد و زبونی و پستی و جهالت نجات پیدا کنند.»&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3002"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۷۹/۱/۲۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; بنابراین این جمله امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(علیه‌السّلام)&lt;/span&gt; که «مثل من» با «مثل یزید» بیعت نمی‌کند، یعنی هیچ ملتی نباید زیر بار ذلت مستکبران برود؛ لذا «امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(صلوات‌الله‌علیه)&lt;/span&gt; فرمودند که ما ذلّت را نمی‌پذیریم: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ یأبَى اللهُ ذلِک»&lt;a href="#_edn21" name="_ednref21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۲۱)&lt;/a&gt; خدا اِبا دارد که ما ذلّت را بپذیریم؛ این ذلّتها را مؤمن حق ندارد که قبول کند؛ ذلّتِ تسلیم در مقابل کفّار، ذلّتِ پذیرش فشار کفّار و تحمیل کفّار.»&lt;a href="#_edn22" name="_ednref22" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;(۲۲)&lt;/a&gt; و این ملت مبعوث شده ایران است که همچنان بر سر مستکبران جهان شعار «هیهات منّا الذّلة» سر می‌دهد و هم‌صدا با امام شهید خود فریاد می‌زند: «بیعت نمی‌کنیم.»&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref1" name="_edn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ۴۴، ص ۳۲۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref2" name="_edn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;الإمامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۶۵ و ۱۷۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref3" name="_edn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۳۳۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref4" name="_edn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;تاریخ الإسلام، ج ۵، ص ۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref5" name="_edn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۴۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref6" name="_edn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۵۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref7" name="_edn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;وقعة الطف، چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ص ۸۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref8" name="_edn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ۴۴، ص ۳۲۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref9" name="_edn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری، ص ۲۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref10" name="_edn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref11" name="_edn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref12" name="_edn12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۵۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref13" name="_edn13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref14" name="_edn14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۴۷۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref15" name="_edn15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۱۲؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref16" name="_edn16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;أنساب الأشراف، ج ۳، صص ۴۱-۴۲؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۶۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref17" name="_edn17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;الإستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۶؛ فتح البارى، ج ۱۳، صص ۵۵-۵۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref18" name="_edn18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;الفتوح، ج ۵، ص ۱۲؛ عمدة الطالب، ص ۶۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref19" name="_edn19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۵۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref20" name="_edn20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref21" name="_edn21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;اثبات الوصیة، علی بن حسین مسعودی، ص۱۶۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn22" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref22" name="_edn22" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;تفسیر سوره منافقون، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۲۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 18:02:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>«او حقیقتا نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود»</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62949</link>
<guid>62949</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62949/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، پیامی تصویری به مراسم رونمایی از نسخه هاوسا کتاب «خون دلی که لعل شد» که در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تهران برگزار شد، ارسال کرد. متن کامل پیام ایشان به این شرح است:&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	صل الله علی سیّدنا و نبینا و حبیب قلوبنا، ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آل بیته الطاهرین المعصومین و بقیة‌الله فی الارض صاحب العصر والزمان ارواحنا له الفداه.&lt;br /&gt;
	السلام علیکم و رحمةالله و برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	سخن گفتن درباره‌ی مجاهدت‌های آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای همچون سخن گفتن از عرصه‌ای بسیار گسترده است که نمی‌توان آن را در دو دقیقه گنجاند. با این حال، اگر بخواهم مبارزات امام [خامنه‌ای] فقید را به اختصار بیان کنم، باید گفت که او حقیقتاً نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود؛ حسینِ زمانه‌ی ما. سراسر زندگی او مبارزه بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او در خانواده‌ای روحانی و مذهبی به دنیا آمد. پدرش، سیّدجواد حسینی خامنه‌ای، عالمی دینی و روحانی بود که در نجف متولّد شد و فرزندش را در شهر مقدّس مشهد پرورش داد؛ همان‌جا که سیّد [علی] خامنه‌ای دیده به جهان گشود. او در محیطی علمی رشد یافت و تمام آنچه را که در آن زمان برای شناخت اسلام لازم بود فرا گرفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هنگامی که نهضت امام فقید (ره)، آغاز شد، سیّد علی خامنه‌ای از برجسته‌ترین شاگردان ایشان بود. از همین رو، مراحل گوناگون این مبارزه را پشت سر گذاشت و عمیقاً آن را درک کرد. او بارها بازداشت و زندانی شد؛ حدود شش مرتبه در دوران شاه دستگیر گردید. در حقیقت، درست پیش از پیروزی انقلاب، همگی آنان در زندان بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پس از پیروزی انقلاب، او به یکی از چهره‌های برجسته و نمادهای اصلی انقلاب تبدیل شد. دشمنان انقلاب که تلاش داشتند رهبران آن را از میان بردارند، به‌خوبی می‌دانستند که بقای انقلاب به وجود این شخصیت‌ها وابسته است؛ از این رو، او را نیز در فهرست ترور قرار دادند. آنان آیت‌الله مطهری، آیت‌الله بهشتی و بسیاری دیگر از شخصیت‌های برجسته‌ی انقلاب را ترور کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک سال پس از انقلاب، نوبت به او رسید. تلاشی برای ترورش صورت گرفت؛ ضبط‌صوتی بمب‌گذاری‌شده در برابرش قرار دادند که منفجر شد. او در حالی که بیهوش بود منتقل شد و همه گمان می‌کردند که به شهادت رسیده است. بعدها در بیمارستان مشخص شد که زنده خواهد ماند و بهبود خواهد یافت. آن‌گونه که شنیده‌ام، وقتی به او گفتند همه تصور می‌کردند شهید شده است، پاسخ داد: «شاید هنوز کاری وجود داشت که خدا می‌خواست من آن را انجام بدهم، و به همین دلیل زندگی‌ام را حفظ کرد.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دست راست وی از کار افتاد و طی ۴۶ سال گذشته با همین وضعیت زندگی کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62949/001.jpg"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62949/001.jpg" style="width: 250px; height: 167px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	پس از رحلت بنیان‌گذار انقلاب، امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt;، کسانی که مسئولیت انتخاب جانشین را بر عهده داشتند، به اتفاق آرا تصمیم گرفتند که سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان الله تعالی علیه&lt;/span&gt; جانشین امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; باشد. او با این موضوع مخالفت کرد، اما به او گفتند که انتخاب رهبر بر عهده‌ی آنان است، نه خود او. آنان او را تنها فرد شایسته‌ی این مسئولیت می‌دانستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سپاس خداوند را، او با یاری خداوند متعال بار سنگین رهبری را چنان بر دوش کشید که گویی امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; هنوز زنده است. می‌توان به یاد آورد زمانی را که این قاتل آمریکایی [ترامپ]، در دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری‌اش، نامه‌ای از طریق نخست‌وزیر ژاپن برای او فرستاد، اما آن نخست‌وزیر حتی نتوانست نامه را تحویل دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شخصی که شاهد این ماجرا بود -و خود آمریکایی بود- گفت: «این روح امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; بود که در او سخن می‌گفت.» گویی تا زمانی که سیّد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان الله علیه&lt;/span&gt; پرچم رهبری را بر دوش داشت، امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; همچنان زنده بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او عالمی آگاه، حکیمی دوراندیش و دارای بصیرتی عمیق بود؛ کسی که آینده را پیش‌بینی می‌کرد و برای آن برنامه داشت. او از زمان رحلت امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; تا امروز، مسئولیت هدایت انقلاب را بر عهده داشت. و بنا بر اراده‌ی الهی، شهادتش ۴۴ سال به تأخیر افتاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این شخصیت بزرگ، با وجود زخمی که برداشته بود و از کار افتادن دست راستش، خستگی‌ناپذیر به راه خود ادامه داد؛ چنان‌که گویی جوانی پرنشاط است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله، هرچند سیّدعلی خامنه‌ای آموزش نظامی ندیده بود، اما ثابت کرد که رزمنده‌ای حقیقی است. او را با لباس نظامی در سنگرها می‌دیدند. در میدان نبرد حضور داشت. او حقیقتاً هم مبارزی شجاع بود، هم عالمی برجسته و هم رهبری کم‌نظیر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	او هدیه‌ای ویژه برای تمام امت اسلامی بود، و هنگامی که از میان ما رفت، امت اسلامی پدری را از دست داد؛ شخصیتی که مانندش را از زمان رحلت امام خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; از دست نداده بودیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما با رهبر شهید خود پیمان می‌بندیم که راه او را ادامه دهیم؛ همان راهی که او جان خود را برای امت اسلامی در آن فدا کرد؛ همان‌گونه که جدش، امام حسین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه السلام&lt;/span&gt; قرن‌ها پیش جان خود را برای بقای امت فدا کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام سیّد علی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان الله تعالی علیه&lt;/span&gt; نشان داد که رهبر چگونه باید باشد؛ رهبری که به مردم می‌اندیشد، نه به خود. او دغدغه‌ی بقای امت را داشت، و بی‌تردید خون او تا نابودی این غده‌ی سرطانی موسوم به موجودیت صهیونیستی و فروپاشی استکبار غرب، گریبان حامیان این جنایتکاران را خواهد گرفت، ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما بار دیگر با امام خود تجدید عهد می‌کنیم؛ امامی که هرچند جسمش در میان ما نیست، اما او را زنده در کنار خود می‌دانیم. و امیدواریم جانشین او -که از همان خون و گوشت است- ان‌شاءالله همین مسیر را ادامه دهد؛ همان‌گونه که امام خمینی و امام خامنه‌ای این انقلاب را هدایت کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبر جدید، سیّدمجتبی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;حفظه الله&lt;/span&gt;، ان‌شاءالله همین راه را تا پایان استکبار جهانی و برپایی قدرت واحد و برتر انقلاب اسلامی ادامه خواهد داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و از خداوند می‌خواهیم در ظهور امام زمان &lt;span style="font-size:9px;"&gt;عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف&lt;/span&gt;، تعجیل فرماید.&lt;br /&gt;
	و درود و سلام خداوند بر محمد و خاندان پاکش باد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2026 18:08:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>ترور امام شهید و ضرورت بازخوانی حقوق بین‌الملل</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62815</link>
<guid>62815</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62815/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; رویه عملی ایالات متّحده آمریکا و نیروهای نیابتی وی در سراسر جهان، حاکی از نقض همراه با افزایش تنش در سطح قواعد حقوقی اعم از موضوعه و عرفی در روابط بین‌الملل است. آمریکا در سالهای پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، با برچسب تروریست، هر کس را که موجودیت وی با منافع آن کشور و همپیمانانش در تعارض قرار گرفته‌، مورد کشتار به اصطلاح هدفمند قرار میدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همزمان با این اقدامات فراحقوقی، دستگاه حقوقی آن کشور نیز به نحو مؤثر از طریق شبکه‌های وسیع ارتباطی و رسانه‌های تخصصی و عمومی&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دست‌اندرکار تفسیر گسترده قواعد حقوقی موضوعه و عرفی بین‌المللی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برچسب تروریست، یک نتیجه بسیار مهم حقوقی در ادبیات بین‌الملل برای این قبیل کشورها دارد؛ تروریستها، افراد نامشروعی محسوب میشدند که هرکجا یافت شوند میتوان آنها را بدون برگزاری محاکمه و طی تشریفات قانونی مجازات کرد. طرفه آنکه حتی برخی تلاشهای دستگاه قضایی آمریکا برای تعدیل نظریات حقوقی افراطی مطرح در زمان ریاست جمهوری بوش و اوباما برای جلوگیری از رویه عملی دستگاه اجرایی قانون‌گریز آمریکا مؤثر نیافتاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اقدامات ابتدایی و اولیه آمریکا و به‌طور کلی جهان فکری غرب، معطوف به بازداشت یا کشتن اشخاصی بود که ظاهراً ارتباط نزدیکی با القاعده و بعدها داعش داشتند. بازداشت افراد مشکوک برخلاف مقررات حقوق بین‌الملل و حتی حقوق داخلی آمریکا که مقید به تفهیم اتهام و اعلان حقوق دفاعی متهم و طی آیین دادرسی (&lt;span dir="LTR"&gt;Due Process&lt;/span&gt;) است، اولین‌بار بر اساس قطعنامه ۱۵۴۶ شورای امنیت مورّخ ۲۰۰۴ و در جریان اشغال عراق صورت گرفت. بر اساس همین قطعنامه بود که نیروهای ائتلاف تا سال ۲۰۰۸ هر کسی را که صلاح میدانستند در جنوب عراق بازداشت میکردند. درحالیکه این اقدام مغایر بند ۱ ماده ۵ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر محسوب میشد. همین قطعنامه در پرونده الجده علیه وزارت دفاع بریتانیا به عنوان یک توجیه حقوقی مورد استفاده قرار گرفت و دادگاه عالی بریتانیا به استناد آن نیروهای نظامی آن کشور را از تعهدات حقوق بشری معاف نمود تا دست دیوان اروپایی حقوق بشر را کوتاه کند.&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی از افزایش تنش حقوقی سخن به میان می‌آید مقصود این است: تجربه عراق و صدور قطعنامه شورای امنیت به عنوان ابزار نقض قواعد حقوقی، راه را برای نقض‌های بیشتر باز کرد. شبه نظامیان بسیاری در خارج از میدانهای نبردِ بالفعل دستگیر و یا کشته شدند. مهمترین دستاورد منظومه فکری غرب، استفاده نامشروع و زیاده طلبانه از دیدگاه‌های افراد اثرگذار در فضای بین‌المللی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	باید توجه داشت که حقوق بین‌الملل از منظر ایالات متّحده آمریکا، بر اساس آموزه‌های مکتب حقوقی نیوهیون که در دهه ۸۰ میلادی به اوج رسیده بودند، بازتعریف میشد. از نظر این مکتب، قانون‌گذاری به معنای پدیدآوردن تصمیم تجویزی است. این تصمیم تجویزی در واقع یک فرایند ارتباطی است که در مخاطب خود مجموعه‌ای از انتظارات متنوع را پدید می‌آورد. مقصود از تجویز (&lt;span dir="LTR"&gt;Prescription&lt;/span&gt;) باید و نباید یا امر و نهی صِرف نیست. هر چیزی که عملی را مشروع یا نامشروع می‌سازد میتواند تجویز به حساب آید، حتی اگر ظاهر آمرانه یا ناهیانه نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حال توجه داشته باشید که در یک اجتماع نامتجانس فراملّی از سطوح مختلف تعامل و درهم تنیدگی، مرجع اقتدار واحد بی‌معناست. در چنین اجتماعی با مراجع اقتداری مواجهیم که ممکن است همزمان یا در طول یکدیگر کار کنند. همچنین، نحوه کنترل، طیف متنوعی از تهدید یا تطمیع را برای مخاطبان مختلف دربر می‌گیرد. از این منظر، ملل متّحد، دولت ایالات متّحده آمریکا و اشخاص ذی‌نفوذ در دستگاه‌های اجرایی مربوطه همگی نقش بازیگران قاعده‌ساز را ایفا میکنند. بازیگرانی که به مرور زمان دیدگاه‌ها و انتظارات اکثر اشخاص و موجودیت‌های بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داده و به آن‌ها شکل میدهند.&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شکل‌دهی به محتوای درونی ارزش‌های حقوقی از طریق تفسیر و به کارگیری نهادهای حقوقی به صورت ابزاری، راه را برای نقض قواعد حقوقی موضوعه و عرفی هموار ساخت. تعادل و توازن حقوقی بین بازیگران از بین رفت و سازمان‌های فراگیر از جمله ملل متّحد، جایگاه خود را به تدریج از دست دادند و این نتیجه نقض تدریجی قواعد حقوقی‌ای بود که توسط همین سازمان تدوین شده بودند؛ استفاده از قطعنامه‌های ملل متّحد به عنوان ابزار تغییر رژیم (قطعنامه ۹۴۰ مورّخ ۱۹۹۴ علیه هائیتی)، استرداد مجرمین (قطعنامه ۷۳۱ مورّخ ۱۹۹۲ علیه لیبی) و تأسیس مراجع قضایی (قطعنامه‌های مربوط به تأسیس محاکم ویژه کیفری مانند محکمه ویژه لبنان یا سیرالئون)، اجرای حقوق بشر (مانند قطعنامه مربوط به هائیتی یا قطعنامه مسئولیت حمایت درباره لیبی به شماره ۱۹۷۳ مورّخ ۲۰۱۱) و مانند آنها پیامد بسیار قابل تأملی داشت: افول ملل متّحد و در نتیجه نظم قاعده محور.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلسله تضعیف نظم حقوقی بین‌المللی با ترور شهید سلیمانی، هیئت دیپلماتیک ایران در دمشق، اسماعیل هنیه در تهران و سپس ربودن نیکولاس مادورو از ونزوئلا و اکنون ترور مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران، به ویژه مقام معظم رهبری، ادامه یافت. ترور این اشخاص در شرایطی صورت پذیرفت که عمدتاً در مقام انجام وظایف سیاسی و غیرنظامی بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در رویکرد آمریکایی، ابتدا طی یک نبردِ روایی، برچسب‌زنی به نیروهای متخاصم آمریکا اعم از دولتی و غیردولتی تحت عناوینی مانند تروریست و رزمنده نامشروع دشمن آغاز و گسترش می‌یابد. سپس با توسل به تفسیر موسع از مفاد منشور به ویژه ماده ۵۱ آن در بحث دفاع از خود، اقدام به کشتن یا بازداشت اشخاصی که تحت این عناوین قرار می‌گیرند، صورت میپذیرد. لازم به ذکر است کشتن یا بازداشت کسانیکه در خدمت یک نیروی مسلح سازمان یافته و تحت فرماندهی یک فرد مسئول آشکارا سلاح حمل می‌نمایند تحت شمول کنوانسیون سوم ژنو قرار می‌گیرد. اما آنان که از شمول این شرایط خارج و در حال انجام امور سیاسی و دیپلماتیک هستند، تحت پوشش و حمایت مقررات کنوانسیون حمایت از دیپلمات‌ها مصوب ۱۹۷۳ قرار دارند.  بر اساس این کنوانسیون کشتن نمایندگان سیاسی دولت‌ها جرم و موجب مسئولیت است. از حیث کیفری دولت ایالات متّحده باید نسبت به محاکمه مباشر و مسببین این اقدام رسیدگی کند و در غیر این صورت، آنان را به کشور قربانی مسترد نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره ترور رهبر عالی نظام این نکته قابل توجه است که اختیارِ فرماندهی کلّ قوا، نمیتواند به منزله نظامی بودن ایشان، تلقی و توجیه کننده ترور این شخصیت محسوب گردد. ترور ایشان نه تنها از حیث سلب حق حیات، و نیز حذف فیزیکی یک مقام رسمی، ناقض قواعد شناخته شده حقوق بین‌الملل بشر است، بلکه عمق بسیار بیشتری دارد. ترور چنین شخصیتهایی موجب سلب امنیت از یک اجتماع می‌گردد. بنابراین کشتن شخصیتهای سیاسی محدود به سلب حیات از خود فرد نیست بلکه به منزله فراهم کردن اسباب و زمینههای لازم برای فروپاشی حق حیات، حاکمیت و استقلال سیاسی یک کشور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگرچه خسارات مادّی ناشی از تجاوزنظامی-تروریستی به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران، قابل ارزیابی بوده و تمام دولی که به هر شکلی در تسهیل چنین اقدام نامشروعی مشارکت یا معاونت داشته‌اند، مسئول جبران آن هستند لیکن ترور رهبر عالی ایران، به عنوان یک سرمایه ملّی و مذهبی با هیچ میزان غرامت مادی قابل جبران نیست. لازمه جبران بخشی از این فعل متخلّفانه، بازتعریفِ میزانِ تعهدِ کشور قربانی و زیاندیده نسبت به قواعد حقوقی است. در نظم قاعده محور، امکان ترور یا بازداشت سران کشورهایی که به تأمین مالی تروریسم دولتیِ آمریکا و اسرائیل کمک می‌کردند، وجود نداشت زیرا با اجماع جهانی و مداخله نظامی مواجه میشد. در شرایط فعلی و با استفاده از فروپاشی این نظم، حدأقل در یک جغرافیای محدود و نزدیک، میتوان همان الگوی رفتاری را بر معاونان و مسببان جنایت تجاوز علیه کشورهایی مانند ایران پیاده کرد و از عواقب حقوقی آن جان سالم به در برد. اجرای تعهدات حقوقی چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل منوط به اجرا و رعایت متقابل این تعهدات توسط سایر متعهدین است. این، یک اصل کلی عقلی و از منابع اساسی حقوق است. از طرف دیگر، اگر نقض قواعد آمره مانند آنچه در بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متّحد در بحث منع توسل به زور آمده با رویه عملی بعضی دولتها و حمایت مالی سایرین امکانپذیر شده است، در مقابل نیز نقض قواعد حقوقی  از سوی دول ذینفع و به عنوان دفاع مشروع نیز تلقی خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فروپاشی نظم غربیِ به اصطلاح قاعده محور که در واقع یک نظمِ هژمونیک سیال و مبتنی بر تسلیم و سازش با ابرقدرت جهانی محسوب میشد، یک پیامد بسیار مهم دارد؛ اگر مصونیتِ سرانِ دولتهایِ مستقل، قابل نقض است، دلیلی بر رعایت این مصونیت برای سران هیچکدام از دولتها و سازمانها وجود ندارد. اگر ملل متّحد، دیگر قادر به رعایت نظم خود نیست، دلیلی بر رعایت این نظم توسط جوامعی که دائماً از عملکرد چنین نهادهایی ضربه خورده اند، وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اکنون و پس از نقص قواعد حقوق بین‌الملل و ترور رهبر عالی و دیگر مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران باید بر این نکته تأکید کرد که حقوق بین‌الملل امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به باز تعریف و بازطراحی دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز باید به عنوان یک بازیگر اثرگذار و مهم در این بازتعریف مشارکت فعال داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Anne- Marie Slaughter (۲۰۱۷), The Chessboard and the Web: Strategies of Connection in the Network World, Yale University Press.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; José E. Alvarez (۲۰۱۷), The Impact of International Organizations on International Law, Brill/ Nijhoff, Leiden, Boston, p. ۸۰.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Myres S. McDougal &amp; W. Michael Reisman (۱۹۸۰), “The Prescribing Function in World Constitutive Process: How Intl Law is Made?”, Yale Studies in World Public Order.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 21:17:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>عصر جدید ایران با ایران هر چه قوی‌تر</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813</link>
<guid>62813</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62813/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div class="others-content"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; چه جنگ تحمیلی سوم خاتمه یافته باشد و چه نیافته باشد تا این لحظه، «ثبت است بر جَریده عالم دَوام ما» و تفوق ملّت بر دشمن، کسی را یارای انکار و تردید نیست؛ پیروزی‌ای که متکی بر عناصر و پایه‌های متنوعی است که همگی آن‌ها را می‌بایست تثبیت کرد، اما در تثبیت نباید ماند و لازم است خیلی زود از خاکستر خسارات ایجاد شده برخاست و ایران جدید را برساخت.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		رهبری جدیدِ جمهوری اسلامی ایران تاکنون با سه پیام نسبتاً تفصیلی با مردم، کارگزاران و جهانیان سخن گفته و رفته رفته، گفتارها و تصاویری از خلال این پیام‌های نوشته‌شده در حال رخ‌نمایی است که نیازمند مباحثه‌ای بیش‌تر و پردامنه است و از جمله آن‌ها، گزاره‌ای در پیام چهلمین روز از دست دادن رهبر شهیدِ فقیدِ عزیزتر از جان، وجود دارد که می‌توان متکی بر آن یک صورت‌بندی اولیه و اجمالی، از تصویر فردای جمهوری اسلامی به دست داد؛ آن‌جا که ایشان می‌نویسند: «رهبر شهید ما وقتی که عهده‌دار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخم‌های متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود»؛ این گزاره می‌تواند موقعیت رهبری جدید حفظه‌الله را نیز به خوبی ترسیم کند: ترور، جنگ و ضربات زیرساختی دشمن، زحم‌های متعددی بر کشور وارد کرده و الحمدلله ایرانِ سرافراز تاکنون، به خوبی آن را تحمل کرده، اما به‌مانند آغاز دوره رهبری شهید، اکنون در آستانه عصر بازسازی و سازندگی‌ای هستیم که ایرانِ قوی ثمره دوران ۳۷ ساله بزرگمرد از دست رفته‌مان را به «ایران هر چه قوی‌تر» مبدل سازیم.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اول.&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;هنگامی که از واژه سازندگی استفاده می‌کنیم، ناخودآگاه ذهن به دوره‌ای از تاریخ سیاست در ایران پرتاب می‌شود که نمادین‌ترین چهره آن، مرحوم آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی است و دولتی که در تابستان ۶۸ کار خود را آغاز و تا تابستان ۷۶ ادامه داد؛ دولت سازندگی که در ابتدا فاقد ادبیات سیاسی برجسته‌ و اختصاصی‌ای بود در یک روند چندساله خود را تکنوسالار نامید و حتماً دست‌آوردهای بسیاری برای کشور داشت و انحراف‌هایی را هم به وجود آورد که اکنون مجال واکاوی آن‌ها نیست. لیکن اگر به این بخش از پیام رهبر شهید در چهلمین روز رحلت خمینی کبیر &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;(به تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۸) دقت شود که: «در این مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن کشورى نمونه که در آن، رفاه مادّى، همراه با عدالت اجتماعى، و توأم با روحیه و آرمان انقلابى، با برخوردارى از ارزشهاى اخلاقى اسلام تأمین شود؛ هر یک از این چهار رکن اصلى، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقاى انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون، ممکن نخواهد شد... بر این چهار ستون اصلى است که جامعه‌ی رو به رشدِ اسلامى شکل می‌گیرد و قوام و استحکام می‌یابد و استعدادها شکوفا و سرچشمه‌هاى نیکى و بهروزى جوشان می‌شود و جامعه‌ی اسلامى، الگوى جذّابى براى همه‌ی ملّتها می‌گردد»، می‌توان اندام سیاست کلان برنامه توسعه‌گرایانه بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله را از آن استنتاج کرد که بر ۴ عنصر متکی می‌شد: ایجاد رفاه مادی&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; البته نه به شکل روحیه مصرف‌گرایی، عدالت اجتماعی برای رفع محرومیت‌ها، روحیه انقلابی برای پرهیز از سازش‌کاری و برخورداری از ارزش‌های اخلاقی اسلام و دوری از شهوات و مال اندوزی.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دوم. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;راهبرد رهبر شهید پس از دفاع مقدس اول، درون‌مایه‌ای پیشرفت‌گرا داشته و «ساختن کشورى نمونه &lt;span dir="LTR"&gt;]&lt;/span&gt;که&lt;span dir="LTR"&gt;[&lt;/span&gt; کار و تلاش و جد و جهد می‌طلبد» مطالبه‌ای جدّی از همه آحاد مردم؛ با الهام از این گفتار، می‌توان همان الگو را با درنظر گرفتن این دو تفاوت عمده که: ۱- در سال ۶۸، نه این میزان کارشناس و دانش‌آموخته و کاردان متعهد و متخصص در کشور وجود داشت و شعار «ما می‌توانیم» بدین‌‌گونه شکل و صیقل‌یافته و محقق‌شده بود و ۲- مهم‌تر اینکه، تجربه‌ای از آن عملکرد و آثار و عوارضِ توسعه ترجمه‌شده از کتب اروپایی و آمریکایی و پیامدهای جهانی‌شدن افسارگسیخته وجود نداشت و امروز با چشمانی باز می‌توانیم به آینده نگاه کنیم و «باذن‌ الله تبارک و تعالی چشم‌اندازی که در پیش روی ملّت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید می‌دهد». و از شگفتی‌های جنگ سوم این است که مفهوم تمدّن ایرانی در میانه این نبرد توسط دشمن علیه ما احیا شده، اما به شکلی اعجاب‌آور و نامنتظره، به زیان طرف متجاوز انجامیده؛ چرا که رئیس رژیم تروریست آمریکا، محو و نابودی تمدّن ایران را وعده داده و فریاد زد و در واقع، نشان داد که ایران در جبهه تمدّن ایستاده و دشمنان و مدعیان غربی‌اش در جایگاه یک نیروی بربرصفت که قصد ویرانی یک جهان تاریخی را دارند؛ و این همانا چشم‌انداز تمدّنی‌ای است که بر مبنای واقعیات حال و آینده در حال خلق و هویداشدن است.&lt;br /&gt;
		 &lt;br /&gt;
		&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سوم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; میراث رهبر شهید، «جامعه‌اى آباد و برخوردار از خیرات مادّى و معنوى» بود که دشمن تلاش کرد تا مظاهر مادی آن را در هم کوبد تا «مشوّق دیگر ملّت‌ها به پیمودن راه این ملّت بزرگ» نشود&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;؛ پل‌ها، راه‌آهن، پتروشیمی، بندر، فرودگاه و... وجوه ظاهری و عیان این آبادی بود و به راه افتادن فوری خطوط ریلی و ساختن پل‌ها، بازسازی توان قوی ایرانی در بحبوبه جنگ را نشان داد. اما بخش معنوی این میراث نه تنها، فرونپاشید که بالنده و گسترده‌تر نیز شده و به فتح خیابان منجر شد؛ یکی از بزرگ‌ترین دقایق این پیروزی در آخرین سه‌شنبه سال ۱۴۰۴ جلوه‌گر شد و حماسه حضوری را رقم زد که در لبه تحرک و تحریک دشمن به کشتار مستقیم حافظان امنیت در خیابان‌ها (که به وقوع هم پیوست)، خود را مسلط کرد و شکست را به دشمن نمایان ساخت و او را به عقب راند. و در یک مقیاس بسیار بزرگ‌تر با حضور ایرانیان در خیابان، مبارزه رزمندگان در میدان و اداره و کنش دولت‌مردان و حاکمان، همگان در حال دیدن یک معجزه هستند!&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		جنگ لحظه زایش تمدّن‌هاست و بشر در تمام طول تاریخ، از این لحظه، رهایی نداشته و نخواهد داشت؛ در این وقت مهم که تمدّن غرب در پی هدمِ یک تمدّن دیگر است و خود به فروپاشی بسیار نزدیک‌تر، ایران برپایه الگوی پیشرفت بومی‌اش، تاب‌آوری و پایداری‌ای در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان از خود نشان داده که روی زمین، توسعه را معنادار کرده است. ایران قویِ تدارکِ شده توسط رهبر شهید (که از حدود یک دهه پیش سرلوحه گفتار آن جهانمرد بی‌همتای تاریخ معاصر قرار گرفته بود)، در یک پوست‌اندازی واقعی در میدان به سمت هر چی قوی‌ترشدن در حرکت است.&lt;br /&gt;
		&lt;br /&gt;
		۴۰ و چند روز پیش که با دشمنان خود رو در رو شدیم، همه دارایی‌های امروز را داشتیم و امروز بعد از چله‌ای سخت و خونین و خاطره‌ساز، دو افزوده بر آن‌ها داریم: اول رهبری جدید و جوان و جامع‌الاطراف که در بحبوحه جنگ، چنان سلف شهید خویش سکان اداره کشور را بر عهده گرفته است و دوم یک گسترش میدانی-جغرافیایی به نام تنگه هرمز که از زمان افشاریه تاکنون، دیگر در تمدّن ایران سابقه‌ای نداشته است؛ ایران آینده به توفیق حق، از ایران امروز پرقدرت‌تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			 &lt;/div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تعریف ذکر شده در پیام مذکور: رفاه مادّى به معناى ترویج روحیه‌ی مصرف‌گرایى نیست ‌-که خود، یکى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است- بلکه بدین معنى است که کشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعى، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج تولید و تجارت و تکیه بر استعدادهاى ذاتىِ نیروهاى انسانىِ خودى، به حدّ قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
		&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هر دو گزاره از پیام رحلت امام خمینی است که توسط رهبر شهید نوشته شده.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 15:13:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>«شهادت»؛ گوهر درخشان هویت ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797</link>
<guid>62797</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62797/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div class="others-content"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;p&gt;
			&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;«شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=51342"&gt;۱۴۰۱/۰۸/۰۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#696969;"&gt;آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#8b4513;"&gt;بخش&lt;span dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;«&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;درس و عبرت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; تاریخ»&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;انقلاب خدایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»(۱)&lt;/p&gt;
		&lt;p&gt;
			رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»(۲)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;یک انگیزه‌ی ارزشمند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»(۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;مراقبت مداوم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «این راه پُرپیچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خیلی زیادی دارد. ... خیلی‌ها در دین تلاش میکنند برای اینکه به خیال خودشان، با ذهن خودشان راه را پیدا کنند؛ [لذا] در این کوچه‌پس‌کوچه‌ها گم میشوند. امّا وقتی که دین خدا حاکم و شاخص بود، ... هم خطا نمیکنیم ــ و اگر خطا هم بکنیم، خطای ما معذور است ــ هم رسیدن به هدف، قطعی است. اگر وسط راه هم انسان بمیرد، به هدف رسیده؛ اگر به هدف هم برسد، رسیده و خدای متعال را از خودش راضی کرده است.»(۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ی حقیقی در راه خدا است. سود و بُرد حقیقی در پیمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضی از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهید شدند. شهید اسلامی، شهید درخشان، شهید لاجوردی و شهید عراقی و خیلی از دوستانی که در آن جلسات و در آن گفتگوها همیشه با هم بودیم رفتند؛ آن کاروان همین‌طور ادامه پیدا کرده و این خونها هم موتور آن را تندتر و تیزتر کرده است. ... خدا کند که عاقبت ما و شما هم مثل همان رفیقهایمان باشد.»(۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;یک روحیّه‌ی خاص&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحیّه‌ی استقبال از مرگ و شهادت در ملّتی وجود داشته باشد، آن ملّت پیروز خواهد شد.»(۶) روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»(۷)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; شورِ مستدام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ی سلیمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من دیدم ماها همه‌مان با شوق میخواهیم ... شهید بشویم! در حالی که شما میدانید فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبی، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»(۸) تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولین جمهوری اسلامی با همان روحیّه‌ی شهادت‌طلبی که با آن روحیّه وارد میدان انقلاب شدند ... وارد میدان جنگ شدند، با روحیّه‌ی آمادگی برای کشته شدن در راه خدا، تا آخرین قطره‌ی خون در راه آرمانهای انقلاب اسلامی با قاطعیّت و قدرت ایستاده‌اند.»(۹) ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»(۱۰)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;پدرها و مادرهای هویّت‌ساز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			«شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»(۱۱)&lt;/p&gt;
		&lt;p&gt;
			ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصیّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهی پدرومادرهایشان را که میبیند، نشانه‌های آن بصیرت را در کلّ خانواده میبیند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌ای درخشنده است، آن خانواده یک وضع دیگری دارد.»(۱۲) خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «این خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»(۱۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;تفاوت شهدای ما&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».(۱۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»(۱۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمدالله به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»(۱۶)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»(۱۷) «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»(۱۸)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ی مقاومت را، آن روحیّه‌ی فداکاری همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جاری کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلی باید تلاش کرد.»(۱۹)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهای مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»(۲۰) امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»(۲۱)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;حیف است...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»(۲۲)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌الله مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پایگاه بزرگ الهی، پاداش خدا برای این مرد بود و حیف بود که او در بستر بمیرد. خدای متعال لطف و تفضّل کند و همین راه شهادت را برای ما هم ــ با نداشتن قابلیّت ــ مقدّر فرماید.»(۲۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسدالله لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ایشان مورد غبطه‌ی ما است؛ خوشا به حالشان. وقتی خبر شهادت لاجوردی را به من دادند، گفتم حیف بود که ایشان با آن سوابق بمیرند؛ باید شهید میشدند. خوشا به حالشان.»(۲۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;راهی پایان‌ناپذیر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفتند: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»(۲۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌الله اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»(۲۶)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم روح عاشورائی و حسینی را در میان ما مستدام بدار، روح ایثار و شهادت‌طلبی را از این امّت مگیر.»(۲۷)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;پاداش بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»(۲۸)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱) پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲) بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۳) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۴) بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی جمعیّت مؤتلفه‌ی اسلامی (۱۳۷۸/۳/۲۶)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۵) همان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۷) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۸) دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۹) بیانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استادیوم آزادی (۱۳۶۷/۹/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۰) بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۱) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۲) بیانات در مراسم بزرگداشت شهدای عملیّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۳) بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید لاجوردی (۱۳۷۷/۷/۱۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۴) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۵) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۶) بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۷) بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۸) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۹) بیانات در دیدار اعضای دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی (۱۳۷۰/۴/۲۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۰) بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۱) تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۲) حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۳) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی شهید آیت‌اللَّه مدنی (۱۳۸۰/۶/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۴) بیانات در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربیت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۵) بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۶) بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۷) سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۸) بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 20:35:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تاریک‌خانه‌ی تمدن غرب</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62764</link>
<guid>62764</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62764/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;بخش بین‌الملل رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در یادداشتی از &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;حجت‌الاسلام محمدسعید بهمن‌پور، مدرس دانشگاه و رئیس سابق کالج اسلامی لندن&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;بررسی پرونده جفری اپستین به عنوان نشانه‌ای از لایه‌های پنهان قدرت، بحران اخلاقی و افول تمدّنی لیبرال‌دموکراسی غرب&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; تحلیل رویدادهایی مانند پرونده جفری اپستین از منظری تمدّنی، فلسفی و جامعه‌شناختی، نیازمند نگاهی فراتر از یک جرم جنایی ساده است. این دست اتفاقات، به‌ویژه زمانی که در بالاترین سطوح قدرت و ثروت رخ می‌دهند، می‌توانند نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن باشند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; برای بسط و کالبدشکافی این گزاره، باید از سطح پدیدارشناختی (آنچه در ظاهر به عنوان یک جرم می‌بینیم) عبور کنیم و به سطح هستی‌شناختی و ساختاری (علل ریشه‌ای و بستر زاینده‌ی این جرم) برسیم. وقتی می‌گوییم پرونده جفری اپستین «فراتر از یک جرم جنایی ساده» است، مقصود این است که تقلیل این فاجعه به «انحراف اخلاقی یک یا چند فرد بیمار»، در واقع سرپوش گذاشتن بر مکانیسم‌هایی است که این افراد را تولید، حمایت و بازتولید می‌کنند. در جرم‌شناسی کلاسیک، یک فرد به دلایل روانی، اخلاقی یا فقر دست به جرم می‌زند و سیستم پلیسی و قضایی او را مهار می‌کند. اما در ماجرای اپستین ما با یک «مجرم فردی» روبرو نیستیم، بلکه با پدیده‌ای به نام سندیکای نخبگانی &lt;span dir="LTR"&gt;Elite Syndicate)&lt;/span&gt;) مواجهیم. با توجه به این نکات ماجرای اپستین را می توان از چند منظر مورد مطالعه قرار داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر اجتماعی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از منظر اجتماعی ماجرای اپستین  به ما می‌گوید که طبقات فوق‌ثروتمند (همان ۱%جامعه) در اروپا و آمریکا به تدریج برای خود یک «جامعه موازی» با هنجارها، قوانین و ارزش‌های مختص به خود ساخته‌اند. در این خرده‌فرهنگِ نخبگانی، به دلیل دسترسی نامحدود به پول و قدرت، آستانه تحریک و ارضای نیازها تغییر می‌کند. اتفاقات جزیره اپستین نشان داد که تجاوز و استثمار کودکان در این حلقه، نه یک «خطای پنهان»، بلکه یک «تفریح پذیرفته‌شده و شبکه‌ای» بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک فرد نمی‌تواند سال‌ها در قلب آمریکا و اروپا چنین شبکه عظیمی از قاچاق انسان را اداره کند مگر آنکه نهادهای کلیدی (سیستم بانکی برای جابجایی پول‌های کثیف، سیستم هوانوردی برای انتقال قربانیان، پلیس فدرال برای نادیده گرفتن گزارش‌ها و رسانه‌های جریان اصلی برای مسکوت گذاشتن ماجرا) با او همدست یا در برابر او منفعل باشند. این یعنی ساختار بیمار است، نه فرد یا افراد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر جامعه شناسی سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این شبکه صرفاً برای لذت‌جویی نبوده است، بلکه یک ماشین تولید «نقطه ضعف» برای کنترل سیاستمداران، دانشمندان و چهره‌های پرنفوذ و اهرمی برای کنترل و باج‌گیری سیاسی (&lt;span dir="LTR"&gt;Kompromat&lt;/span&gt;) بوده است. این نشان می‌دهد که در دموکراسی‌های غربی، لزوماً رأی مردم تعیین‌کننده نیست، بلکه شبکه‌های پنهانِ باج‌گیری می‌توانند جهت‌گیری‌های کلان یک کشور را تغییر دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر اخلاقی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	وقتی در یک تمدّن، ریشه‌های اخلاقِ مطلق (که ریشه در وحی و دین دارد) قطع شود و اخلاق به یک قرارداد اجتماعی تقلیل یابد، قدرتمندان می‌توانند این قرارداد را به نفع خود بازنویسی کنند. جزیره اپستین جغرافیایی بود که در آن نسبیت اخلاقی به افراطی‌ترین شکل خود به اجرا درآمد: «اگر من قدرت و پولش را دارم که تو را بخرم، پس حق دارم با تو هر کاری بکنم.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر فلسفی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اما این قضیه لایه‌های عمیق‌تر هم دارد. اگر از منظر فلسفی به بحران نگاه کنیم،‌ ماجرای اپستین نشانگر بن‌بست اومانیسم است. فلسفه مدرن غرب بر پایه اومانیسم (انسان‌محوری) و رهایی انسان از قید و بندهای متافیزیکی و الهی بنا شد. ماجرای اپستین نقطه برخورد این فلسفه با واقعیت عریان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فلسفه غرب (به‌ویژه با خوانش‌های نیچه‌ای) به تدریج به سمتی رفت که در آن «قدرت» توجیه‌گر همه‌چیز شد. در ذهنیت نخبگانی مانند اپستین و مهمانانش، آن‌ها تجلی «ابرانسان» هستند؛ انسان‌هایی که به دلیل هوش مالی یا جایگاه سیاسی، خود را مافوق قوانین اخلاقی توده مردم (که از نظر آن‌ها قوانین گله‌ای است) می‌دانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نگاه فلسفی حاکم بر سرمایه‌داری متأخر، انسان به یک سوژه بیولوژیک (&lt;span dir="LTR"&gt;Biopolitics&lt;/span&gt;) تقلیل می‌یاید. انسان دیگر موجودی دارای روح و کرامت ذاتی نیست؛ بلکه صرفاً مجموعه‌ای از سلول‌ها و غرایز است. جالب اینجاست که اپستین در کنار این جنایات، به شدت روی پروژه‌های اصلاح‌نژادی (&lt;span dir="LTR"&gt;Eugenics&lt;/span&gt;)، ترابشریت (&lt;span dir="LTR"&gt;Transhumanism&lt;/span&gt;) و فریز کردن مغز، سرمایه‌گذاری می‌کرد. او می‌خواست ژن خود را تکثیر کند. این نشان‌دهنده یک نگاه عمیقاً مادّی و تقلیل‌گرایانه به انسان است که در آن، دیگران صرفاً آزمایشگاه یا ابزاری برای جاودانگی و لذت طبقه برتر هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر تمدّنی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	و اما مهم‌تر از همه منظر تمدّنی این ماجراست. یک تمدّن با «غایات» و «دستاوردهای نهایی‌اش» سنجیده می‌شود. تمدّن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنت‌ها ظهور کرد. اما لایه‌های پنهانی که امثال این پرونده بیرون می‌ریزند، نشان‌دهنده یک شکست تمدّنی است. غرب افتخار می‌کند که برده‌داری را لغو کرده است. اما از منظر تمدّنی، ماجرای اپستین نشان داد که برده‌داری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به برده‌داری جنسی و مدرن تکامل یافته است. پول در این تمدّن می‌تواند، دختران نوجوانِ طبقات فرودست را به برده‌های مدرن برای نخبگان تبدیل کند. تمدّن غرب مدعی است که قانون برای همه برابر است. اما بسته شدن عجولانه پرونده اپستین، مرگ (یا قتل) مشکوک او در امنیتی‌ترین زندان آمریکا پیش از افشای نام‌های بزرگ، و مصون ماندن صدها چهره مشهور که به این جزیره رفت و آمد داشتند، نشان داد که در هسته سخت این تمدّن، الیگارشی (حکومت اقلیت ثروتمند) حاکم است، نه دموکراسی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بدتر از این همه ورشکستگی نهاد علم و هنر در تمدّن غرب است. یکی از تلخ‌ترین لایه‌های پنهان این پرونده، حضور پررنگ دانشمندان برنده جایزه نوبل، رؤسای دانشگاه‌های بزرگ (مانند هاروارد و ام آی تی) و هنرمندان مشهور هالیوودی در حلقه اپستین بود. این یعنی علم و هنر در تمدّن مادی غرب، به جای آنکه مانع سقوط اخلاقی شوند، خود به توجیه‌گر و شریک جرم سرمایه‌داری فاسد تبدیل شده‌اند. علم منهای تهذیب نفس، خروجی‌اش دانشمندانی می‌شود که در جزیره فساد به دنبال بودجه‌های تحقیقاتی خود می‌گردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین وقتی می‌گوییم این رویداد، نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن است، بدین معناست که جزیره اپستین یک تومور سرطانی نیست که به صورت اتفاقی در یک بدن سالم رشد کرده باشد؛ بلکه میوه طبیعی درختی است که ریشه‌هایش در سرمایه‌داری لجام‌گسیخته، اومانیسم سکولار،‌ کالایی شدن انسان &lt;span dir="LTR"&gt;(Commodification of Human Beings)&lt;/span&gt;، لذت‌گرایی مفرط &lt;span dir="LTR"&gt;(Hedonism)&lt;/span&gt;، شکاف طبقاتی و مصونیت نخبگان &lt;span dir="LTR"&gt;(Elite Impunity)&lt;/span&gt; و فردگرایی افراطی تغذیه می‌شود&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt; تا زمانی که این ریشه‌های فلسفی و تمدّنی پابرجا هستند، حتی با حذف فیزیکی یک فرد مانند اپستین، این ساختار در اشکال دیگر و جزایر دیگر به بازتولید خود ادامه خواهد داد. در اینجا چند مطلب دیگر باید اضافه شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۱. ماجرای اپستین: تصویر فشرده‌ای از نظام سلطه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	مفهوم «نظام سلطه» در ادبیات سیاسی به ساختاری اشاره دارد که در آن قدرت‌های بزرگ با استفاده از ثروت، نفوذ سیاسی، رسانه و ابزارهای غیرشفاف، اراده خود را بر دیگران تحمیل کرده و حقوق مستضعفان را پایمال می‌کنند. از این منظر، جزیره اپستین، دقیقاً یک مینیاتور یا «تصویر فشرده» از همین نظام است که عبارت است از:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;پیوند نامشروع ثروت و قدرت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در این جزیره، مرزهای میان سیاستمداران عالی‌رتبه، بانکداران جهانی و دستگاه‌های اطلاعاتی از بین رفته بود. این همان سازوکاری است که نظام سلطه در مقیاس جهانی برای استثمار ملّت‌ها به کار می‌گیرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;استثمار سیستماتیک:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; همان‌طور که نظام سلطه منابع کشورهای ضعیف را غارت می‌کند، در این شبکه نیز افراد قدرتمند با استفاده از فقر یا ناآگاهی قربانیان (که عمدتاً دختران نوجوان و آسیب‌پذیر بودند)، آن‌ها را به صورت سیستماتیک استثمار می‌کردند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;حق‌السکوت و شبکه‌سازی متقابل:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; اپستین از طریق جمع‌آوری اطلاعات و نقطه ضعف از افراد قدرتمند، یک شبکه عنکبوتی ساخته بود. این روشِ باج‌گیری و وابسته‌سازی، بازتابی از دیپلماسی پنهان و روش‌های اعمال نفوذ در نظام هژمونیک جهانی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۲. ماجرای اپستین نشانگر حقانیت&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;اخلاق الهی و تمدّن اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در چارچوب اندیشه و تمدّن اسلامی، انسان موجودی است که نیازمند هدایت الهی است و قانون‌گذاریِ صرفاً بشری برای سعادت او کافی نیست. پرونده‌هایی نظیر اپستین از نگاه متفکران اسلامی دلالت بر حقایق زیر دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;ناکامی قانون بدون تقوا: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;غرب دارای پیچیده‌ترین نهادهای نظارتی، حقوقی و مدنی است؛ اما این پرونده نشان داد که اگر قانون با «تقوای درونی» و «نظارت الهی» همراه نباشد، قدرتمندان به راحتی آن را دور می‌زنند. بر خلاف تمدّن اسلامی که بر پایه پیوند ناگسستنی سیاست، قانون و اخلاق وحیانی بنا شده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;حفاظت حقیقی از کرامت زن و خانواده:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در حالی که تمدّن غرب، مدعی پرچمداری حقوق زنان است، چنین رویدادهایی نشان‌دهنده نگاه ابزاری و غریزی به زن در لایه‌های پنهان این تمدّن است. این امر، حقانیت نگاه اسلام به ضرورت حفظ حریم‌ها، عفاف و ارزش‌گذاری زن، به عنوان محور خانواده و نه ابزار لذت را برجسته می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;نیاز بشر به معنویت: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بن‌بست‌های اخلاقی در غرب نشان می‌دهد که پیشرفت تکنولوژیک و مادی نتوانسته است آرامش و سلامت روانی-اخلاقی جوامع را تضمین کند و ضرورت بازگشت به تمدّنی خدامحور بیش از پیش احساس می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۳&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مطالبه‌گری نظام اسلامی از غرب در حوزه حقوق زن و کودک&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در حوزه روابط بین‌الملل و دیپلماسی حقوق بشری، معمولاً کشورهای غربی در جایگاه مدعی و کشورهای مستقل در جایگاه متهم یا تدافعی قرار داشته‌اند. ماجرای اپستین و موارد مشابه، فرصتی استراتژیک برای تغییر این معادله (از حالت تدافعی به تهاجمی) از طرق زیر فراهم می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;نقد استانداردهای دوگانه: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;نظام اسلامی می‌تواند با استناد به این پرونده‌ها -که نقض فاحش حقوق کودکان و زنان در سیستماتیک‌ترین حالت ممکن است- صلاحیت اخلاقی غرب برای صدور قطعنامه‌های حقوق بشری را در مجامع جهانی به چالش بکشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;ایجاد گفتمان جایگزین:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; این اتفاقات به کشورهای اسلامی اجازه می‌دهد تا در سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی، «اعلامیه حقوق بشر اسلامی» را به عنوان جایگزینی که در آن کرامت انسان درگیر سرمایه‌داری و نگاه ابزاری نمی‌شود، با قدرت بیشتری مطرح کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;مطالبه‌گری حقوقی:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; استفاده از ظرفیت‌های حقوقی بین‌المللی برای پاسخگو کردن نهادهای غربی در قبال شبکه‌های قاچاق انسان و استثمار جنسی که با چشم‌پوشی نهادهای اطلاعاتی غربی فعالیت می‌کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۴&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; سقوط تمدّنی و آینده لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	فروپاشی یک تمدّن همواره با فروپاشی فیزیکی شهرها آغاز نمی‌شود، بلکه ریشه در «فروپاشی اخلاقی و معنایی» دارد. متفکرانی مانند اُسوالد اشپنگلر یا حتی برخی جامعه‌شناسان معاصر غربی هشدار داده‌اند که زوال درونی غرب به دلایل زیر آغاز شده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;سقوط ارزش‌های بنیادین:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; وقتی نخبگان یک جامعه به چنین سطح از انحطاط می‌رسند و سیستم قضایی و رسانه‌ای در برخورد قاطع با آن‌ها ناتوان یا محافظه‌کار عمل می‌کند، اعتماد عمومی (سرمایه اجتماعی) که ستون فقرات دموکراسی است، فرو می‌ریزد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;مسیر آینده (نیهیلیسم و فروپاشی اجتماعی):&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; لیبرال دموکراسی اگر کاملاً از دین و اخلاق تهی شود، به سمت نیهیلیسم (پوچ‌گرایی)، از هم گسیختگی نهاد خانواده، بحران هویت و در نهایت دیکتاتوری‌های نوین حرکت خواهد کرد؛ جایی که در آن الگوریتم‌ها، ثروت و رسانه‌ها به جای مردم حکومت می‌کنند (پست‌دموکراسی)&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۵&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; نشانه های افول امپراطوری آمریکا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بحث افول هژمونی یا امپراتوری آمریکا یکی از جدی‌ترین مباحث در رشته روابط بین‌الملل و علوم سیاسی امروز است. مواضع رهبر انقلاب درباره این افول، با تحلیل‌های بسیاری از استراتژیست‌های جهانی (حتی در داخل خود آمریکا مانند فرید زکریا، ریچارد هاس و دانشمندان واقع‌گرا) هم‌پوشانی دارد. اما مهمترین بخش این افول همان چیزی است که ماجرای اپستین برجسته کرد، یعنی افول قدرت نرم و مرجعیت اخلاقی. رسوایی‌هایی مانند اپستین، بحران‌های نژادی، سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمایت از جنایات جنگی در غزّه، تصویر آمریکا به عنوان «شهر درخشان روی تپه» و مهد حقوق بشر را در افکار عمومی جهان به شدت مخدوش کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	افول آمریکا به معنای نابودی فیزیکیِ یک‌شبه آمریکا نیست، بلکه به معنای از دست رفتن توانایی این کشور در کنترل بلامنازعِ تحولات جهانی، حل بحران‌های داخلی و حفظ رهبری و مرجعیت تمدّنی در سطح بین‌المللی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 16:38:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
