• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/05/22
سرمقاله شماره ۴۱۸ روزنامه صدای ایران

هر ایرانی، یک بسیجی

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
چهارصد و هجدهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید مجید میرمحمدی، دانشجوی نخبه که بر اثر حملات آمریکایی_صهیونی به تهران در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* هر ایرانی، یک بسیجی
* در بخشی از حکم انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین، فرمانده کل قوا مأموریتی مهم و فراتر از یک دستور سازمانی را مورد تأکید قرار داده‌اند: «تعمیق و گسترش فرهنگ بسیج و مقاومت به منظور تحقق شعار هر ایرانی، یک بسیجی با استفاده از ظرفیت آحاد مردم مبعوث شده و اقشار میلیونی جانفدا در راستای ایران قوی و متحد و حفاظت از انقلاب اسلامی». این عبارت، در واقع ترسیم‌کننده تصویری از یک بسیج فراگیر و ملّی است؛ بسیجی که قرار نیست در مرزهای یک سازمان یا حتی یک قشر اجتماعی محدود بماند، بلکه باید به یک فرهنگ عمومی و یک ظرفیت ملّی برای صیانت از ایران و نظام اسلامی تبدیل شود.

اهمیت این مطالبه را زمانی بهتر می‌توان فهمید که بدانیم مسئله امروز، صرفاً افزایش تعداد اعضای سازمان بسیج نیست. مسئله، ایجاد نوعی آمادگی عمومی در جامعه برای مواجهه با دشمنانی است که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران را هر لحظه تهدید می‌کنند.

هر ایرانی، یک بسیجی، یعنی هر ایرانی، متناسب با توانایی، تخصص و ظرفیت خود، در قبال امنیت کشور احساس مسئولیت کند. تحقق چنین هدفی نیز طبیعتاً نیازمند سازوکاری است که بتواند توان پراکنده جامعه را در بزنگاه‌های بزرگ به یک قدرت منسجم تبدیل کند.

اساساً بسیج از ابتدا با چنین منطقی شکل گرفت. امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در پنجم آذر ۱۳۵۸، در شرایطی که انقلاب اسلامی هنوز در نخستین سال‌های حیات خود قرار داشت، فرمان تشکیل بسیج را صادر کردند و از ارتش بیست میلیونی سخن گفتند.

این فرمان صرفاً تأسیس یک نیروی نظامی برای ایام ابتدایی انقلاب اسلامی نبود، بلکه در عمق آن، یک اندیشه امنیتی و ملّی وجود داشت: کشوری که استقلال خود را به دست آورده و در معرض تهدید قدرت‌های خارجی قرار دارد، نمی‌تواند امنیت خود را تنها به ساختارهای رسمی و نیروهای مسلح واگذار کند. امنیت ملّی، هنگامی پایدار می‌شود که مردم نیز خود را صاحب کشور و مسئول دفاع از آن بدانند.

به همین دلیل، بسیج از همان آغاز، پیوندی عمیق با مفهوم دفاع از کشور پیدا کرد. جنگ تحمیلی، بزرگ‌ترین عرصه ظهور این ظرفیت بود. مردم عادی، در کنار نیروهای مسلح، به میدان آمدند و بخش مهمی از بار دفاع از خاک ایران در برابر تجاوز دشمن بعثی را بر دوش گرفتند.

این ظرفیت البته با پایان جنگ از بین نرفت. در دهه‌های بعد نیز هرگاه کشور با بحران یا تهدیدی جدی روبه‌رو شد، اشکال مختلفی از حضور و مشارکت مردمی خود را نشان داد؛ از امدادرسانی در مواقع رخداد حوادث طبیعی گرفته تا عرصه‌های امنیتی و مقابله با آشوب‌ها و فتنه‌ها. در هر یک از این مقاطع حساس، جمهوری اسلامی تنها با ساختارهای رسمی خود از بحران‌ها عبور نکرده، بلکه سرمایه‌ای به نام مردم داشته که در بزنگاه‌ها می‌تواند به میدان بیاید.

اما تجربه جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یک بار دیگر و این بار با شرایطی متفاوت، اهمیت این مسئله را آشکار کرد. این جنگ، در کنار توانمندی موشکی کشور و نظام اسلامی، تمامیت سرزمینی ما را هدف قرار داده بود و به این دلیل با شکست مواجه شد که جامعه ایرانی نسبت به کشور خود احساس مسئولیت کرده و از اولین ساعات آغاز جنگ تجاوزکارانه، سنگر خیابان را به تسخیر خود درآورد.

با این حال، جنگ رمضان را باید یک هشدار و در عین حال یک فرصت دانست. هشدار از این جهت که تهدید علیه ایران دیگر الزاماً در یک جبهه کلاسیک و با یک شکل مشخص ظهور نمی‌کند، و فرصت از این جهت که مشخص شد سرمایه اجتماعی و غیرت ملّی ایرانیان برای دفاع از کشور، بیش از هر زمانی زنده و قابل اتکاست.

بنابراین، اگر امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در دهه ۶۰ از بسیج بیست میلیونی سخن می‌گفتند، امروز باید مفهوم بسیج ملّی را نه‌تنها منقضی‌شده ندانست، بلکه آن را مهم‌تر و ضروری‌تر از گذشته دنبال کرد.

ایران امروز جمعیتی بزرگ‌تر، جامعه‌ای گسترده‌تر و مجموعه‌ای بسیار متنوع‌تر از تخصص‌ها و ظرفیت‌های انسانی دارد. هر ایرانی، یک بسیجی، یعنی اینکه یک مهندس، پزشک، کارگر، معلم، دانشجو و هر شهروند دیگری، در جایگاه خود بخشی از قدرت ملّی ایران است. 

مطالبه فرمانده کل قوا، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای از رئیس سازمان بسیج، یعنی تحقق «هر ایرانی، یک بسیجی» را باید ادامه همان ایده‌ای دانست که امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در سال ۱۳۵۸ پایه گذاشتند: اینکه دفاع از ایران و انقلاب، مسئولیتی همگانی است. تجربه جنگ ۴۰ روزه نیز نشان داد این موضوع نه یک خاطره متعلق به سال‌های جنگ تحمیلی هشت‌ساله، بلکه یک ضرورت برای امروز و فردای ایران است.

اساساً کشوری که می‌خواهد قوی بماند، باید بتواند همه ظرفیت‌های ملّت خود را در لحظه خطر و تهدید پای کار بیاورد. این همان ضرورتی است که مورد تأکید رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته است.