1405/05/19
«رادیو نگار ۱۱۲»
بر فراز آسمان عراق

حشد الشعبی یا همان بسیج مردمی عراق، این روزها تحت فشار گروههای مختلف داخلی و خارجی قرار گرفته است. پیچیدگی ماجرا از آنجا بیشتر میشود که این سازمان، از منظر قانونی، یکی از ساختارهای رسمی امنیتی عراق به شمار میرود با این حال، فشارها برای خلع سلاح آن همچنان ادامه دارد.در چنین شرایطی، آینده حشد الشعبی با سناریوهای مختلفی روبهرو است و هرگونه تصمیم درباره وضعیت این سازمان میتواند پیامدهای مهمی برای معادلات سیاسی و امنیتی عراق و منطقه داشته باشد.
[دریافت نسخه صوتی]
از دیپلماسی رفتوبرگشت نخستوزیر عراق، علی فالح الزیدی بین کاخ سفید و تهران، تا آمادهباش فرماندهان نظامی در بغداد، همه حاکی از اتفاقاتی در عراق است. به عنوان سؤال اول میخواهم از شما بپرسم که ارزیابی و تحلیلتان از شرایط کلی عراق و اوضاعی که به واسطهی جنگ ایران و ایالات متحده و اتفاقاتی که دارد میافتد در کشورهای منطقه چگونه است؟
عرض سلام و احترام خدمت حضرتعالی و مخاطبان عزیز. باعث افتخار است در خدمتتان هستم. همچنین ایّام شهادت نبی مکرم اسلام، کریم اهلبیت، امام مجتبی و ولی نعمتمان، امام رضا (سلامالله علیهم اجمعین) را تسلیت عرض میکنم.
عراق کشوری است که تا زمانی که در آنجا رأی مردم اثرگذار باشد و فضای عمومی در سیاست نقشآفرین باشد، سطح روابطش با ایران از یک حد مشخصی پایینتر نخواهد آمد؛ چون پیوندهای اجتماعی بین ایران و عراق خیلی عمیقتر از آنی است که یک دولت کوتاهمدت بتواند بر آن تأثیر معنادار منفی بگذارد.
بله، در سناریوهایی که در عراق کودتا رخ بدهد یا دیکتاتوری شکل بگیرد، در آن سناریوها دولت عراق میتواند مخالفِ ایران باشد. اما اگر در هر سطحی، دولت برآمده از رأی مردم باشد، آنوقت دولت عراق دارای روابط حسنه با ایران خواهد بود. اما از آن طرف، عراق از لحاظ سیستماتیک و ساختاری به نحوی وابسته به ایالات متحده است و کشوری نخواهد بود که بتوانیم بگوییم کاملاً خارج از مدار ایالات متحده قرار بگیرد. همسوترین آدمهای با ایران هم در عراق سر کار بیایند، اگر ساختار را عوض نکنند اتفاق ویژهای نخواهد افتاد. البته امکان تغییر ساختار وجود دارد. تغییر ساختار هم به معنی تغییر رژیم نیست؛ بلکه به معنای اصلاح ساختار است. اما اگر ساختار را تغییر ندهند، همسوترین آدمهای با ایران هم در بغداد سر کار بیایند، عراق کشوری خارج از مدار امنیتی آمریکا نخواهد بود.
در ساختار فعلی که درباره آن صحبت میکنیم -چون در علوم سیاسی هم همیشه این بحث را داریم که اولویت با کارگزار است یا ساختار- عراق از آن کشورهایی است که در آن ساختار بر کارگزار کاملاً غالب میشود. و ساختار به شکلی است که از یک طرف دولت عراق را وادار میکند با ایران وارد تعامل ایجابی بشود و از طرف دیگر در مدار امنیتی آمریکا قرار بگیرد.
حالا این سؤال مطرح میشود که آیا هر کارگزاری در عراق باشد، خروجی آن یکی است؟ نه. در داخل خودش تفاوتهایی دارد. اما بازهی تغییرات این شرایطی که گفتیم را همهشان دارند.
در مقطع فعلی نخستوزیر جدید عراق، آقای علی فالح الزیدی، کسی است که تمایل دارد از لحاظ اقتصادی و فنی-مهندسی، روابط با ایران نمیگویم خیلی فزاینده بلکه به شکل معمولی رشد کند. ما در ادواری در گذشته، عکس این را شاهد بودیم. اما برخلاف مسائل اقتصادی، آقای علی فالح الزیدی در حوزهی امنیتی و نظامی دارد به این سمت میرود که فاصلهگذاریاش را از ایران زیاد کند. علل مختلفی هم در این زمینه میشود برشمرد، فرصت هم باشد شرح میدهیم.
اما عجالتاً من این قسمت را کمی توضیح بدهم. ببینید، قوهی مجریه در حوزهی مسائل نظامی و امنیتی معمولاً از مجرای وزارت دفاع و وزارت کشور وارد عمل میشود. الان که با هم صحبت میکنیم، دولت آقای زیدی چند ماه از آغاز به کارش گذشته، یعنی از انتخاب ایشان که بیش از سه ماه میگذرد، از آغاز به کار دولتشان هم بیش از دو ماه. اما هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور و این دو وزارتخانه با سرپرست اداره میشود. در این شرایط، منطقاً باید اولویت این باشد که شما وزرا را منصوب کنید؛ اما شاهد هستیم که سه روند کلان در این حوزه دنبال میشود.
روند اول، فشار فزایندهای برای خلع سلاح مقاومت است که حالا در ادامه در موردش صحبت خواهد شد. روند دوم، این است که ساختار نظامی را دارد تغییر میدهد. به این صورت که اگر بخواهم خیلی سادهاش را توضیح بدهم، میخواهد یک نهادی مثل ستاد کل نیروهای مسلح تأسیس کند که آن بر کل نهادهای مسلح مستولی باشد. در ایران هم مثلاً ستاد کل عملاً مافوق وزارت دفاع و فرماندهی ارتش و فرماندهی سپاه و اینهاست. در تغییرات ساختاری، یک نمونهی دیگرش را بخواهم بگویم، به دنبال تأسیس یک وزارتخانهی جدید هستند به اسم وزارت امنیت داخلی که آن هم ماجرای مفصلی دارد. حالا در روند دوم، ایشان دارند یک تغییرات ساختاری مهم در ساحت امنیتی و نظامی ایجاد میکنند.
روند سوم؛ آقای نخستوزیر لیست بلندبالایی از نیروهای باسابقهی نظامی و امنیتی را دارند بازنشسته میکنند. در وزارت کشور، در شرایطی که با سرپرست اداره میشود، تعدادی از مقامات مهم وزارت کشور در ردهی معاونت و مدیرکل در مناصب امنیتی بازنشسته شدند. دقت بفرمایید، این افراد تغییر نمیکنند، بازنشسته میشوند. یک موقع است مثلاً میگوییم مجیدی را بردارید، به جایش حسینی را بگذارید؛ اما یک موقع است میگوییم مجیدی را نهفقط برمیداریم، بازنشسته هم میکنیم و بعد به جایش حسینی را میگذاریم. تفاوتش در چیست؟ تفاوتش این است که روزی که وزیر کشور بیاید سر کار، دیگر نمیتواند مجیدیِ بازنشستهشده را برگرداند، مگر با تأیید مستقیم نخستوزیر به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح. کسی که نظامی یا امنیتی باشد و بازنشسته شود، بهکارگیری مجددش نیازمند مجوز فرماندهی کل نیروهای مسلح است. دیگر یک فرمانده نظامی، امنیتی یا وزیر یا هر ردهای، بدون مجوز فرماندهی کل نمیتواند بازنشسته را به کار بگیرد.
اتفاق بزرگ اینجاست؛ شاید مهمترین، یعنی هر سه تغییر خیلی مهم است ولی این سومی خیلی هم چراغخاموشتر از بقیه است. مهمترین دارایی هر کشور در حوزهی امنیتی، سرمایهی انسانیاش است، نه تکنولوژی، ساختار و اینها. بخشی از سرمایهی انسانیاش را دارد بازنشسته میکند؛ در شرایطی که، تکرار میکنم، هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور.
اگر این سه را بگذاریم کنار یکدیگر به چه جمعبندیای میرسیم؟
اگر خیلی کوتاه بخواهم بگویم، به نظر میآید ما در عراق شاهد یک رخداد امنیتی خواهیم بود. شاهد یک شیفت هستیم. عراق پایان ۲۰۲۶ با عراق پایان ۲۰۲۵ از لحاظ نظامی، امنیتی کاملاً متفاوت خواهد بود.
اخیراً شاهد نشست دبیرکل سازمان بدر، آقای هادی العامری با برخی از فرماندهان مقاومت بودیم که آنجا بر حفظ سطح بالای آمادگی، تقویت هماهنگی میان طرفهای مرتبط و بررسی عملکرد میدانی تأکید شد. این نشست همزمان با تغییراتی که حالا بعضاً آشکار یا به قول شما نهان بودند برگزار شد، تحلیلتان از این اتفاق چیست؟ آیا میشود این نشست را به تصمیمات نخستوزیر مرتبط دانست؟
واقعیت این است که عراق، جدای از بحثهای داخلی، همواره در معرض تهدیدات خارجی بوده است. بعد از ۷ اکتبر، ما شاهد این مسئله بودیم که چند بار آمریکا و اسرائیل فرماندهان مقاومت را در عراق هدف قرار دادند.
اساساً یک چرخهای شکل گرفت؛ اسرائیل تهدید میکرد عراق را هدف قرار میدهد، آمریکا میآمد سراغ دولت وقت عراق امتیازگیری میکرد. میگفت ببین، اگر آن کار را نکنی، اسرائیل میآید حملهی هوایی میکند، آن کار را انجام بده تا من بتوانم اسرائیل را در این مقطع کنترل کنم. دولت وقت عراق هم امتیاز میداد.
اوج این وضعیت را در سال ۲۰۲۵ شاهد بودیم که آمریکا هشت امتیاز گلدرشت از بغداد گرفت. چرخه به این شکل بود: اسرائیل تهدید میکرد، آمریکا از دولت بغداد، دولت وقت -دولت سودانی- امتیاز میگرفت و بغداد امتیاز میداد. آمریکا موقتاً تهدید اسرائیل را دور میکرد، دوباره چند وقت بعد تهدید دوباره جدی میشد. عراق در معرض تهدید بود. نتانیاهو هم بارها گفته بود ما در هفت جبهه میجنگیم؛ یکی از این هفت جبهه عراق بود. این موضوع اول.
نکته بعدی اینکه در جریان جنگ تحمیلی سوم و معادلات منطقه، عراق فوقالعاده اثرگذار بود. مقاومت اسلامی عراق جزو جاهایی بود که موازنه را به سوی جمهوری اسلامی ایران برگرداند و طرح آمریکا را حقیقتاً بر هم زد. ایکاش فرصت باشد یک بار راجع به جنگ رمضان صحبت کنیم. حقیقتاً در جنگ تحمیلی سوم، مقاومت اسلامی عراق کارهای بزرگی انجام داد که خیلی از ما ایرانیها هم از آن بیخبریم. این هم موضوع دوم؛ یعنی معادلات منطقه بعد از جنگ رمضان. علاوه بر این مسائل، تجاوزی که عربستان سعودی به عراق داشت، شد ضلع سوم. ما مجموعاً با سه ضلع خارجی مواجهیم که به نوعی تهدید خارجی را متوجه عراق کرد است.
در مواجهه با این تهدید خارجی، دو نگاه کلی در عراق وجود دارد. یک نگاه میآید میگوید کل ساختارها را منسجم کنیم، یکدست کنیم تا امکان حرکات هزینهزای خودسرانه به صفر برسد. تأکید میکنم: امکان حرکات خودسرانهی هزینهزا به صفر برسد. این نگاه میگوید ما باید کل ساختار را بیاییم منسجم بکنیم، خیلی سفت و سخت، سلسلهمراتب فرماندهی، آنجوری برویم جلو و از این تهدیدات عبور کنیم.
یک نگاهی مقابل این نگاه هست که میگوید با توجه به محدودیتهایی که نهاد دولت در عراق دارد، شما اگر ساختار را یکدست بکنی، آسیبپذیر میشوی. الگوی کلان تو باید گلخانهای باشد. سیستم گلخانهای ممکن است جایی آسیب هم بسازد، اما در مجموع تنوع مبادی دفاعی تو باعث میشود از کشور در برابر هجوم خارجی بتوانی حفاظت کنی و مصونیت بیاوری. این نگاه دوم که میگوید نگاه گلخانهای، نگاهی است که فعلاً بین بیشتر گروههای مقاومت هوادار جدیتری دارد و گروههای مقاومت از این نگاه دارند حمایت میکنند. این جلسهای هم که به آن اشاره کردید، به نوعی برای تعامل بین این دو نگاه بود.
ماجرا از این قرار است که ما یک مجموعهای در عراق داریم به اسم ائتلاف ادارهی دولت. این ائتلاف در زمان تأسیس دولت سودانی شکل گرفت، یعنی سال ۲۰۲۲ و هفتهی گذشته جلسهاش برگزار شد. آقای نخستوزیر آمد آنجا صحبت کرد. این ائتلاف اضلاع سُنی، کرد و شیعه دارد.
آقای زیدی خیلی آنجا تند صحبت کرد. این طرف هم طرف مقاومت بود که ملاحظاتش درباره قضیهی عربستان خیلی جدی بود. به زبان ساده، شما ببینید ادعای عربستان -که هیچ جا تأیید نشده- این بود که از خاک عراق به تأسیسات نفتیاش حمله شد. عربستان در پاسخ آمد بیش از بیست نفر را شهید کرد و در آن حملات حداقل دوازده نفر مجروح شدند، غیر از مجروحین سرپایی، کسانی هم بستریاند.
خب، این با هم نمیخواند. دولت عراق در واکنش به این قضیه، حتی سفارتشان در بغداد را محدود نکرد. حتی سفیر بغداد در ریاض را فرا نخواند. یعنی کمترین واکنش، کمترین سطح واکنش نداشت. بالاخره یکشبه تجاوز کردند به کشورت، بیش از بیست کشته نظامی گذاشتند روی دستت اما تو یک سفیر احضار نمیکنی.
مدل دوم میگفت دولت عراق اساساً اگر خیلی هم از افراد صالح باشند، محدودیت ساختاری اجازه نمیدهد تا با حریّت کافی و با دست باز بتوانند از کشور دفاع کنند. پس الگوی گلخانهای اینجا جواب میدهد.
آقای هادی العامری آمد بین این دو کفهی ترازو یک جورهایی تعادل برقرار کند تا عراق در این مرحله، دچار مسئله نشود. این جلسه بیشتر در این جهت بود. اما باور من بر این است که این اقدامات عمدتاً یک نقش مُسکن و کوتاهمدت را دارد؛ چون هیچکدام راهحل درمان قضیه نیست. دو نگاه متضادند که باید بالاخره به یک اتفاق برسند.
آیا عراق در آینده نزدیک با یک درگیری داخلی مواجه است؟ آیا قرار است گروههای مختلف برای اینکه ثابت کنند که سبک گلخانهای درست است یا سبک متمرکز با هم درگیر شوند یا اینکه قرار است که آرامآرام برویم به سمت یکپارچهشدن نظام نظامی عراق؟
یک بخش زیادی از پاسخ این سؤال به تهدیدات خارجی برمیگردد. بخشی هم به تهدیدات داخلی خارج از چارچوب حاکمیت. در تهدیدات خارجی، ما واقعاً الان، من از شما میپرسم: آیا میتوانید ضمانت بدهید دیگر اسرائیل به عراق تعدّی نخواهد کرد؟
در مورد اسرائیل کلاً نمیشود هیچ ضمانتی داد.
درباره تهدیدات داخلی، عراق یک خاطرهی جمعی دارد که از آن دور نشده است. در سال ۲۰۰۸ یعنی ۱۸ سال پیش که تکتک بازیگران سیاسی امروز یادشان میآید. شاید آن موقع خودشان در حوزهی سیاست نقشی نداشتند، اما اینجور نیست که مثلاً علی الزیدی به ترامپ بگوید من آن موقع در سیاست نبودم، نظر نمیدهم. بالاخره همهشان هجده سال پیش را جلوی چشمشان هست.
در سال ۲۰۰۸ آمریکا قرارداد بست، متعهد شد که تا پایان سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شود. سال ۲۰۰۹ زندان بوکا تعطیل شد. در پرانتز بگویم، یکی از کسانی که آن موقع در بوکا بود و آزاد شد الان رئیسجمهور سوریه است. سال ۲۰۱۰ دوباره شاهد رشد فعالیت تروریستها در عراق بودیم. ۲۰۱۱ تروریسم یک هیولا شد و در سوریه هم ظهور پررنگی یافت. طبق آن توافق، پایان ۲۰۱۱ نظامیان آمریکایی از عراق خارج شدند.
از یکم ژانویهی ۲۰۱۲، یعنی دقیقاً از روز اول بعد از خروج آمریکاییها، ما شاهد انفجارهای امنیتی در عراق هستیم. درست در همان روزها طارق الهاشمی فرار میکند و با مجموعه اتفاقاتی که بعداً آن را تحت عنوان انتفاضهی الانبار میشناسیم، دو سال بعد فاجعهی داعش بوجود میآید.
تهدید دیگری که عراق با آن مواجه است، تروریسم است و جالب است که همین تروریسم، مَحملی شد تا آمریکا دوباره به عراق برگردد. امروز، مأموریت قانونی و پشتوانهی حقوقی حضور آمریکا در عراق، فرماندهی ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریسم است و الّا آمریکا هیچ توافق دوجانبهای ندارد که براساس آن بتواند نیروی نظامی در عراق داشته باشد.
پس در عراق با مجموعهای از تهدیدات مواجه هستیم که یک بخش آن خارجی و بخش دیگر آن هم داخلی است، مثل تروریسم. تهدیدی که در این دوره هم بسیار جدی است و باید اینها را در نظر بگیرید.
سؤال شما این بود که آیا شاهد کودتا، جنگ و یا درگیری خواهیم بود؟ بخواهم راحت صحبت کنم، جوابم این است که ما فقط میدانیم شرایط باثبات نیست. ممکن است با تلاشهایی بتوان استقلال را حفظ کرد، ولی روند فعلی، روندی است که به سمت بیثباتی میرود. این بیثباتی در گذشته، حداقل طی دو، سه سال اخیر، اینجور بود که معمولاً مقاومت کوتاه میآمد، به قیمت اینکه عراق بیثبات نشود. اما به یک جایی داریم میرسیم که میبینیم انگار روند به سمتی است که عراق را از آن منابع تأمین قدرت خودش تهی میکند. این اتفاق، در حالت ایدهآل، این است که یک ساختار منسجم شکل بگیرد؛ کاملاً ملیگرا و متعهد به عراق؛ اصلاً بحث مقاومت هم نداریم؛ ساختاری که به دنبال استقلال کامل عراق باشد.
استقلال کامل عراق اقتضائاتی دارد. طبعاً این برای آمریکا هم بهشدت نامطلوب است. اما اتفاقاً برای ما در جمهوری اسلامی بهشدت مطلوب است. عدهای فکر میکنند ما در جمهوری اسلامی ایدهآلمان این است که عراق وابسته به ایران باشد؛ نه. عراق اتفاقاً کاملاً مستقل باشد برای ایران بهتر است ولی برای آمریکا نامطلوب است. وضعیت ایدهآل این است که برویم به سمت ساختاری که کاملاً به دنبال استقلال عراق باشد. اما نشانههای آن را هنوز نمیبینیم.
در آینده چه اتفاقی برای حشدالشعبی خواهد افتاد؟ آیا میتوان ارزیابی کرد که حشد چه عملکردی خواهد داشت؟
حشد یک مجموعهی نظامی یکپارچه نیست. ما نگاهمان به حشد نباید مشابه نگاهی باشد که مثلاً در ایران به ارتش یا حتی سپاه داریم. در یک سازمان رزم نظامی، سلسلهمراتب فرماندهی خیلی مهم است. شما یک ماشین را بخواهید در داخل یک پادگان از این ساختمان به یک ساختمان دیگر ببرید، در مسیر دژبانی مجوز میخواهد و سلسلهمراتب باید این مجوز را صادر کرده باشد. عملاً هیچ کاری در دستگاههای نظامی بدون تأیید سلسلهمراتب فرماندهی انجام نمیشود، درست است؟ این مربوط به ساختار نظامی کلاسیک است.
اما واقعیت این است که حشد یک نهاد از پایین به بالا بود، نه از بالا به پایین که ما با نگاه سلسلهمراتبی به آن نگاه کنیم. بلکه ماجرا از این قرار بود که عراق با یک تهدید بزرگ مواجه شد به اسم تروریسم، مرجعیت وارد عمل شد، فتوای جهاد کفایی را صادر کرد و بعد از آن، گروههای مردمی داوطلبانه رفتند به سمت تشکیل گروههای مسلح یا پیوستن به گروههای مسلحی که آن روزها وجود داشت.
در حشد، گروههای متنوعی داریم. من برای اینکه بخشی از سطح تضاد را نشان دهم، یک مثال میزنم. اخیراً دبیرکل عصائب اهل الحق در یک سخنرانی علنی دو گروه ذیل حشد را متهم میکند که اینها نیروهای ترکیه در عراق هستند.
از سوی دیگر، درون حشد چهار گروه را داریم که در مقطعی -این ماجرا نیز مربوط به چهار سال قبل است- بهصورت رسمی علیه ریاست حشد، خیلی جالب است، علیه خود ریاست حشد تمرد رسمی دارند و از نخستوزیر مجوز میگیرند تا خودمختار شوند. هنوز از لحاظ اداری، حقوقی و مالی ذیل حشد هستند، اما از لحاظ عملیاتی، از حشد، از ریاست حشد جدا شدهاند و با خودِ دفتر نخستوزیری کار میکنند.
دوباره ما در حشد، گروه بزرگی را داریم، مثل سرایا السلام، که رئیس و رهبر معنویشان مقتدی صدر است و دستور مکتوب داده که شما حق ندارید با ریاست ارکان -نه خود ریاست حشد- کار کنید. معادل ایرانیاش میشود معاون هماهنگکننده، اما در ساختار حشد چیزی فراتر از معاون هماهنگکننده میشود، باید گفت جانشین و معاون هماهنگکننده که هر دوی آنها یک نفر میشود. عملاً درست است که نفر دوم است، ولی قدرتش نزدیک به نفر اول است.
به نوعی قائممقام.
بله، مقتدی تصریح کرده شما حق ندارید با ریاست ارکان کار کنید و اینها جزئی از حشد بودند. حشد واقعاً یک ساختار پراکنده است. من گاهی برای برخی از بزرگترهای خودم در ایران میخواهم یادآوری کنم، بگویم با چه تصویر ذهنی به حشد نگاه کنید. میگویم شماهایی که دههی شصت را دیدهاید طبیعتاً کمیتهها یادتان میآید. ما همان موقع یک کمیته مرکزی داشتیم، اما کمیتههای محلی سطحی از خودمختاری را داشتند که حالا بعداً کمیته و ژاندارمری ادغام شد و اینها بحث بعدی است.
واقعیت حشد این است و باید ابتدا این را در ذهنمان داشته باشیم، بدانیم با چه فضایی مواجهیم. گروههای مقاومت قدرتمندترین جریان درون حشد هستند و هیچ جریانی با آنها قابل مقایسه نیست. اما اینطور هم نیست که بگوییم همهی حشد آنها هستند. نه، اینها بخشی از حشد هستند. حتی میخواهم یک مقدار فراتر بروم و بگویم که همه گروههای مقاومت ذیل حشد نیستند بلکه عمده آنها ذیل حشدند.
این حرف خیلی از گزارهها را در ذهن دوستانی که دارند این گفتوگو را میشنوند و البته خود من را خط میزند. ما فکر میکردیم که همهی گروههای مقاومت ذیل حشد هستند، که شما میگویید اینگونه نیست.
بگذارید دقیقتر بگویم. گروههای اصلی مقاومت ذیل حشد هستند. ولی اینکه اینها برای تکتک فعالیتها خودشان را ذیل ریاست حشد تعریف بکنند، اینجور نیست. شاید این تعبیر دقیقتر باشد.
حالا با این نگاه برسیم به سؤال اصلی شما که آیندهی حشد چه میشود؟ نگاه آقای نخستوزیر اصلاً در برنامهی رسمیای که برای دولت داده بود، تقویت حشد است. اما اگر خیلی ساده بخواهم در موردش صحبت بکنم، میخواهد حشد را تبدیل کند به نهادی شبیه به ارتش، با تفاوتهایی. اول، شبیه به ارتش یعنی چه؟ یعنی آن ساختار از پایین به بالا دگرگون میشود، یک ساختار منسجمی دقیقاً مثل ارتش در ایران شکل میگیرد. همهچیز تحت اوامر ستاد کل باشد، بعد ذیل فرماندهی ارتش، بعد میآید تقسیم میشود در ساختار داخلی ارتش، همهچیز ذیل سلسلهمراتب فرماندهی قرار بگیرد.
دوم آنکه میخواهد مأموریتهای امنیتی را کامل از حشد بگیرد. اصلاً ویژگی مهم حشد این است که هم نهاد نظامی است، هم نهاد امنیتی. ولی الان میآید مأموریتهای امنیتی حشد را از آن میگیرد، میخواهد ببرد ذیل وزارت امنیت داخلی. اما مأموریت نظامی را نگه میدارد. این دو کار اصلی است که در قبال حشد میخواهد انجام بدهد. ما با یک ساختار نظامی مواجه خواهیم بود، حشد از بین نمیرود، اما دچار استحاله میشود. در واقع میخواهد هویت نهضتی حشد را از آن بگیرد. عراق چهار سازمان رزم دارد که برای کشوری مثل عراق این عدد، عدد بزرگی است. ارتش، پلیس اتحادیه، یگان ویژهی مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی.
به نظر میآید گام بعدیشان این باشد که بخواهند این چهار گروه را تجمیع کنند، بشود یک یا دو سازمان رزم. اما آنها گامهای بعدی است و هنوز هیچ برنامهی مکتوبی در این زمینه تدوین نشده تا به مجلس ارائه شود و بتوانیم درباره آن جدیتر حرف بزنیم. اما چیزی که فعلاً میبینیم، تقلیل حشد به یک سازمان رزم حرفهای است، مثل ارتش.
خیلی ممنون. با همهی تفاسیری که فرمودید، به عنوان جمله پایانی در این باره چه جمعبندیای دارید؟
من در بین صحبتهایم یک جمله را عرض کردم و گفتم در جنگ تحمیلی سوم، در جنگ رمضان، عراق جایی بود که معادلات آمریکا را بر هم زد. الان هم میخواهم بگویم در میانهی سال ۲۰۲۶، نقطهی ثقل کل منطقه عراق است. این بازی را در عراق جدّی بگیریم که در حوزهی امنیتی و نظامی تغییراتی دارد رخ میدهد. اگر ما در این دورهی تغییر خوب عمل کنیم، قطعاً در پایان سال در نظم منطقهای نتایج خوبی را مشاهده میکنیم.
از دیپلماسی رفتوبرگشت نخستوزیر عراق، علی فالح الزیدی بین کاخ سفید و تهران، تا آمادهباش فرماندهان نظامی در بغداد، همه حاکی از اتفاقاتی در عراق است. به عنوان سؤال اول میخواهم از شما بپرسم که ارزیابی و تحلیلتان از شرایط کلی عراق و اوضاعی که به واسطهی جنگ ایران و ایالات متحده و اتفاقاتی که دارد میافتد در کشورهای منطقه چگونه است؟
عرض سلام و احترام خدمت حضرتعالی و مخاطبان عزیز. باعث افتخار است در خدمتتان هستم. همچنین ایّام شهادت نبی مکرم اسلام، کریم اهلبیت، امام مجتبی و ولی نعمتمان، امام رضا (سلامالله علیهم اجمعین) را تسلیت عرض میکنم.عراق کشوری است که تا زمانی که در آنجا رأی مردم اثرگذار باشد و فضای عمومی در سیاست نقشآفرین باشد، سطح روابطش با ایران از یک حد مشخصی پایینتر نخواهد آمد؛ چون پیوندهای اجتماعی بین ایران و عراق خیلی عمیقتر از آنی است که یک دولت کوتاهمدت بتواند بر آن تأثیر معنادار منفی بگذارد.
بله، در سناریوهایی که در عراق کودتا رخ بدهد یا دیکتاتوری شکل بگیرد، در آن سناریوها دولت عراق میتواند مخالفِ ایران باشد. اما اگر در هر سطحی، دولت برآمده از رأی مردم باشد، آنوقت دولت عراق دارای روابط حسنه با ایران خواهد بود. اما از آن طرف، عراق از لحاظ سیستماتیک و ساختاری به نحوی وابسته به ایالات متحده است و کشوری نخواهد بود که بتوانیم بگوییم کاملاً خارج از مدار ایالات متحده قرار بگیرد. همسوترین آدمهای با ایران هم در عراق سر کار بیایند، اگر ساختار را عوض نکنند اتفاق ویژهای نخواهد افتاد. البته امکان تغییر ساختار وجود دارد. تغییر ساختار هم به معنی تغییر رژیم نیست؛ بلکه به معنای اصلاح ساختار است. اما اگر ساختار را تغییر ندهند، همسوترین آدمهای با ایران هم در بغداد سر کار بیایند، عراق کشوری خارج از مدار امنیتی آمریکا نخواهد بود.
در ساختار فعلی که درباره آن صحبت میکنیم -چون در علوم سیاسی هم همیشه این بحث را داریم که اولویت با کارگزار است یا ساختار- عراق از آن کشورهایی است که در آن ساختار بر کارگزار کاملاً غالب میشود. و ساختار به شکلی است که از یک طرف دولت عراق را وادار میکند با ایران وارد تعامل ایجابی بشود و از طرف دیگر در مدار امنیتی آمریکا قرار بگیرد.
حالا این سؤال مطرح میشود که آیا هر کارگزاری در عراق باشد، خروجی آن یکی است؟ نه. در داخل خودش تفاوتهایی دارد. اما بازهی تغییرات این شرایطی که گفتیم را همهشان دارند.
در مقطع فعلی نخستوزیر جدید عراق، آقای علی فالح الزیدی، کسی است که تمایل دارد از لحاظ اقتصادی و فنی-مهندسی، روابط با ایران نمیگویم خیلی فزاینده بلکه به شکل معمولی رشد کند. ما در ادواری در گذشته، عکس این را شاهد بودیم. اما برخلاف مسائل اقتصادی، آقای علی فالح الزیدی در حوزهی امنیتی و نظامی دارد به این سمت میرود که فاصلهگذاریاش را از ایران زیاد کند. علل مختلفی هم در این زمینه میشود برشمرد، فرصت هم باشد شرح میدهیم.
اما عجالتاً من این قسمت را کمی توضیح بدهم. ببینید، قوهی مجریه در حوزهی مسائل نظامی و امنیتی معمولاً از مجرای وزارت دفاع و وزارت کشور وارد عمل میشود. الان که با هم صحبت میکنیم، دولت آقای زیدی چند ماه از آغاز به کارش گذشته، یعنی از انتخاب ایشان که بیش از سه ماه میگذرد، از آغاز به کار دولتشان هم بیش از دو ماه. اما هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور و این دو وزارتخانه با سرپرست اداره میشود. در این شرایط، منطقاً باید اولویت این باشد که شما وزرا را منصوب کنید؛ اما شاهد هستیم که سه روند کلان در این حوزه دنبال میشود.
روند اول، فشار فزایندهای برای خلع سلاح مقاومت است که حالا در ادامه در موردش صحبت خواهد شد. روند دوم، این است که ساختار نظامی را دارد تغییر میدهد. به این صورت که اگر بخواهم خیلی سادهاش را توضیح بدهم، میخواهد یک نهادی مثل ستاد کل نیروهای مسلح تأسیس کند که آن بر کل نهادهای مسلح مستولی باشد. در ایران هم مثلاً ستاد کل عملاً مافوق وزارت دفاع و فرماندهی ارتش و فرماندهی سپاه و اینهاست. در تغییرات ساختاری، یک نمونهی دیگرش را بخواهم بگویم، به دنبال تأسیس یک وزارتخانهی جدید هستند به اسم وزارت امنیت داخلی که آن هم ماجرای مفصلی دارد. حالا در روند دوم، ایشان دارند یک تغییرات ساختاری مهم در ساحت امنیتی و نظامی ایجاد میکنند.
روند سوم؛ آقای نخستوزیر لیست بلندبالایی از نیروهای باسابقهی نظامی و امنیتی را دارند بازنشسته میکنند. در وزارت کشور، در شرایطی که با سرپرست اداره میشود، تعدادی از مقامات مهم وزارت کشور در ردهی معاونت و مدیرکل در مناصب امنیتی بازنشسته شدند. دقت بفرمایید، این افراد تغییر نمیکنند، بازنشسته میشوند. یک موقع است مثلاً میگوییم مجیدی را بردارید، به جایش حسینی را بگذارید؛ اما یک موقع است میگوییم مجیدی را نهفقط برمیداریم، بازنشسته هم میکنیم و بعد به جایش حسینی را میگذاریم. تفاوتش در چیست؟ تفاوتش این است که روزی که وزیر کشور بیاید سر کار، دیگر نمیتواند مجیدیِ بازنشستهشده را برگرداند، مگر با تأیید مستقیم نخستوزیر به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح. کسی که نظامی یا امنیتی باشد و بازنشسته شود، بهکارگیری مجددش نیازمند مجوز فرماندهی کل نیروهای مسلح است. دیگر یک فرمانده نظامی، امنیتی یا وزیر یا هر ردهای، بدون مجوز فرماندهی کل نمیتواند بازنشسته را به کار بگیرد.
اتفاق بزرگ اینجاست؛ شاید مهمترین، یعنی هر سه تغییر خیلی مهم است ولی این سومی خیلی هم چراغخاموشتر از بقیه است. مهمترین دارایی هر کشور در حوزهی امنیتی، سرمایهی انسانیاش است، نه تکنولوژی، ساختار و اینها. بخشی از سرمایهی انسانیاش را دارد بازنشسته میکند؛ در شرایطی که، تکرار میکنم، هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور.
اگر این سه را بگذاریم کنار یکدیگر به چه جمعبندیای میرسیم؟
اگر خیلی کوتاه بخواهم بگویم، به نظر میآید ما در عراق شاهد یک رخداد امنیتی خواهیم بود. شاهد یک شیفت هستیم. عراق پایان ۲۰۲۶ با عراق پایان ۲۰۲۵ از لحاظ نظامی، امنیتی کاملاً متفاوت خواهد بود.
اخیراً شاهد نشست دبیرکل سازمان بدر، آقای هادی العامری با برخی از فرماندهان مقاومت بودیم که آنجا بر حفظ سطح بالای آمادگی، تقویت هماهنگی میان طرفهای مرتبط و بررسی عملکرد میدانی تأکید شد. این نشست همزمان با تغییراتی که حالا بعضاً آشکار یا به قول شما نهان بودند برگزار شد، تحلیلتان از این اتفاق چیست؟ آیا میشود این نشست را به تصمیمات نخستوزیر مرتبط دانست؟
واقعیت این است که عراق، جدای از بحثهای داخلی، همواره در معرض تهدیدات خارجی بوده است. بعد از ۷ اکتبر، ما شاهد این مسئله بودیم که چند بار آمریکا و اسرائیل فرماندهان مقاومت را در عراق هدف قرار دادند.اساساً یک چرخهای شکل گرفت؛ اسرائیل تهدید میکرد عراق را هدف قرار میدهد، آمریکا میآمد سراغ دولت وقت عراق امتیازگیری میکرد. میگفت ببین، اگر آن کار را نکنی، اسرائیل میآید حملهی هوایی میکند، آن کار را انجام بده تا من بتوانم اسرائیل را در این مقطع کنترل کنم. دولت وقت عراق هم امتیاز میداد.
اوج این وضعیت را در سال ۲۰۲۵ شاهد بودیم که آمریکا هشت امتیاز گلدرشت از بغداد گرفت. چرخه به این شکل بود: اسرائیل تهدید میکرد، آمریکا از دولت بغداد، دولت وقت -دولت سودانی- امتیاز میگرفت و بغداد امتیاز میداد. آمریکا موقتاً تهدید اسرائیل را دور میکرد، دوباره چند وقت بعد تهدید دوباره جدی میشد. عراق در معرض تهدید بود. نتانیاهو هم بارها گفته بود ما در هفت جبهه میجنگیم؛ یکی از این هفت جبهه عراق بود. این موضوع اول.
نکته بعدی اینکه در جریان جنگ تحمیلی سوم و معادلات منطقه، عراق فوقالعاده اثرگذار بود. مقاومت اسلامی عراق جزو جاهایی بود که موازنه را به سوی جمهوری اسلامی ایران برگرداند و طرح آمریکا را حقیقتاً بر هم زد. ایکاش فرصت باشد یک بار راجع به جنگ رمضان صحبت کنیم. حقیقتاً در جنگ تحمیلی سوم، مقاومت اسلامی عراق کارهای بزرگی انجام داد که خیلی از ما ایرانیها هم از آن بیخبریم. این هم موضوع دوم؛ یعنی معادلات منطقه بعد از جنگ رمضان. علاوه بر این مسائل، تجاوزی که عربستان سعودی به عراق داشت، شد ضلع سوم. ما مجموعاً با سه ضلع خارجی مواجهیم که به نوعی تهدید خارجی را متوجه عراق کرد است.
در مواجهه با این تهدید خارجی، دو نگاه کلی در عراق وجود دارد. یک نگاه میآید میگوید کل ساختارها را منسجم کنیم، یکدست کنیم تا امکان حرکات هزینهزای خودسرانه به صفر برسد. تأکید میکنم: امکان حرکات خودسرانهی هزینهزا به صفر برسد. این نگاه میگوید ما باید کل ساختار را بیاییم منسجم بکنیم، خیلی سفت و سخت، سلسلهمراتب فرماندهی، آنجوری برویم جلو و از این تهدیدات عبور کنیم.
یک نگاهی مقابل این نگاه هست که میگوید با توجه به محدودیتهایی که نهاد دولت در عراق دارد، شما اگر ساختار را یکدست بکنی، آسیبپذیر میشوی. الگوی کلان تو باید گلخانهای باشد. سیستم گلخانهای ممکن است جایی آسیب هم بسازد، اما در مجموع تنوع مبادی دفاعی تو باعث میشود از کشور در برابر هجوم خارجی بتوانی حفاظت کنی و مصونیت بیاوری. این نگاه دوم که میگوید نگاه گلخانهای، نگاهی است که فعلاً بین بیشتر گروههای مقاومت هوادار جدیتری دارد و گروههای مقاومت از این نگاه دارند حمایت میکنند. این جلسهای هم که به آن اشاره کردید، به نوعی برای تعامل بین این دو نگاه بود.
ماجرا از این قرار است که ما یک مجموعهای در عراق داریم به اسم ائتلاف ادارهی دولت. این ائتلاف در زمان تأسیس دولت سودانی شکل گرفت، یعنی سال ۲۰۲۲ و هفتهی گذشته جلسهاش برگزار شد. آقای نخستوزیر آمد آنجا صحبت کرد. این ائتلاف اضلاع سُنی، کرد و شیعه دارد.
آقای زیدی خیلی آنجا تند صحبت کرد. این طرف هم طرف مقاومت بود که ملاحظاتش درباره قضیهی عربستان خیلی جدی بود. به زبان ساده، شما ببینید ادعای عربستان -که هیچ جا تأیید نشده- این بود که از خاک عراق به تأسیسات نفتیاش حمله شد. عربستان در پاسخ آمد بیش از بیست نفر را شهید کرد و در آن حملات حداقل دوازده نفر مجروح شدند، غیر از مجروحین سرپایی، کسانی هم بستریاند.
خب، این با هم نمیخواند. دولت عراق در واکنش به این قضیه، حتی سفارتشان در بغداد را محدود نکرد. حتی سفیر بغداد در ریاض را فرا نخواند. یعنی کمترین واکنش، کمترین سطح واکنش نداشت. بالاخره یکشبه تجاوز کردند به کشورت، بیش از بیست کشته نظامی گذاشتند روی دستت اما تو یک سفیر احضار نمیکنی.
مدل دوم میگفت دولت عراق اساساً اگر خیلی هم از افراد صالح باشند، محدودیت ساختاری اجازه نمیدهد تا با حریّت کافی و با دست باز بتوانند از کشور دفاع کنند. پس الگوی گلخانهای اینجا جواب میدهد.
آقای هادی العامری آمد بین این دو کفهی ترازو یک جورهایی تعادل برقرار کند تا عراق در این مرحله، دچار مسئله نشود. این جلسه بیشتر در این جهت بود. اما باور من بر این است که این اقدامات عمدتاً یک نقش مُسکن و کوتاهمدت را دارد؛ چون هیچکدام راهحل درمان قضیه نیست. دو نگاه متضادند که باید بالاخره به یک اتفاق برسند.
آیا عراق در آینده نزدیک با یک درگیری داخلی مواجه است؟ آیا قرار است گروههای مختلف برای اینکه ثابت کنند که سبک گلخانهای درست است یا سبک متمرکز با هم درگیر شوند یا اینکه قرار است که آرامآرام برویم به سمت یکپارچهشدن نظام نظامی عراق؟
یک بخش زیادی از پاسخ این سؤال به تهدیدات خارجی برمیگردد. بخشی هم به تهدیدات داخلی خارج از چارچوب حاکمیت. در تهدیدات خارجی، ما واقعاً الان، من از شما میپرسم: آیا میتوانید ضمانت بدهید دیگر اسرائیل به عراق تعدّی نخواهد کرد؟
در مورد اسرائیل کلاً نمیشود هیچ ضمانتی داد.
درباره تهدیدات داخلی، عراق یک خاطرهی جمعی دارد که از آن دور نشده است. در سال ۲۰۰۸ یعنی ۱۸ سال پیش که تکتک بازیگران سیاسی امروز یادشان میآید. شاید آن موقع خودشان در حوزهی سیاست نقشی نداشتند، اما اینجور نیست که مثلاً علی الزیدی به ترامپ بگوید من آن موقع در سیاست نبودم، نظر نمیدهم. بالاخره همهشان هجده سال پیش را جلوی چشمشان هست.در سال ۲۰۰۸ آمریکا قرارداد بست، متعهد شد که تا پایان سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شود. سال ۲۰۰۹ زندان بوکا تعطیل شد. در پرانتز بگویم، یکی از کسانی که آن موقع در بوکا بود و آزاد شد الان رئیسجمهور سوریه است. سال ۲۰۱۰ دوباره شاهد رشد فعالیت تروریستها در عراق بودیم. ۲۰۱۱ تروریسم یک هیولا شد و در سوریه هم ظهور پررنگی یافت. طبق آن توافق، پایان ۲۰۱۱ نظامیان آمریکایی از عراق خارج شدند.
از یکم ژانویهی ۲۰۱۲، یعنی دقیقاً از روز اول بعد از خروج آمریکاییها، ما شاهد انفجارهای امنیتی در عراق هستیم. درست در همان روزها طارق الهاشمی فرار میکند و با مجموعه اتفاقاتی که بعداً آن را تحت عنوان انتفاضهی الانبار میشناسیم، دو سال بعد فاجعهی داعش بوجود میآید.
تهدید دیگری که عراق با آن مواجه است، تروریسم است و جالب است که همین تروریسم، مَحملی شد تا آمریکا دوباره به عراق برگردد. امروز، مأموریت قانونی و پشتوانهی حقوقی حضور آمریکا در عراق، فرماندهی ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریسم است و الّا آمریکا هیچ توافق دوجانبهای ندارد که براساس آن بتواند نیروی نظامی در عراق داشته باشد.
پس در عراق با مجموعهای از تهدیدات مواجه هستیم که یک بخش آن خارجی و بخش دیگر آن هم داخلی است، مثل تروریسم. تهدیدی که در این دوره هم بسیار جدی است و باید اینها را در نظر بگیرید.
سؤال شما این بود که آیا شاهد کودتا، جنگ و یا درگیری خواهیم بود؟ بخواهم راحت صحبت کنم، جوابم این است که ما فقط میدانیم شرایط باثبات نیست. ممکن است با تلاشهایی بتوان استقلال را حفظ کرد، ولی روند فعلی، روندی است که به سمت بیثباتی میرود. این بیثباتی در گذشته، حداقل طی دو، سه سال اخیر، اینجور بود که معمولاً مقاومت کوتاه میآمد، به قیمت اینکه عراق بیثبات نشود. اما به یک جایی داریم میرسیم که میبینیم انگار روند به سمتی است که عراق را از آن منابع تأمین قدرت خودش تهی میکند. این اتفاق، در حالت ایدهآل، این است که یک ساختار منسجم شکل بگیرد؛ کاملاً ملیگرا و متعهد به عراق؛ اصلاً بحث مقاومت هم نداریم؛ ساختاری که به دنبال استقلال کامل عراق باشد.
استقلال کامل عراق اقتضائاتی دارد. طبعاً این برای آمریکا هم بهشدت نامطلوب است. اما اتفاقاً برای ما در جمهوری اسلامی بهشدت مطلوب است. عدهای فکر میکنند ما در جمهوری اسلامی ایدهآلمان این است که عراق وابسته به ایران باشد؛ نه. عراق اتفاقاً کاملاً مستقل باشد برای ایران بهتر است ولی برای آمریکا نامطلوب است. وضعیت ایدهآل این است که برویم به سمت ساختاری که کاملاً به دنبال استقلال عراق باشد. اما نشانههای آن را هنوز نمیبینیم.
در آینده چه اتفاقی برای حشدالشعبی خواهد افتاد؟ آیا میتوان ارزیابی کرد که حشد چه عملکردی خواهد داشت؟
حشد یک مجموعهی نظامی یکپارچه نیست. ما نگاهمان به حشد نباید مشابه نگاهی باشد که مثلاً در ایران به ارتش یا حتی سپاه داریم. در یک سازمان رزم نظامی، سلسلهمراتب فرماندهی خیلی مهم است. شما یک ماشین را بخواهید در داخل یک پادگان از این ساختمان به یک ساختمان دیگر ببرید، در مسیر دژبانی مجوز میخواهد و سلسلهمراتب باید این مجوز را صادر کرده باشد. عملاً هیچ کاری در دستگاههای نظامی بدون تأیید سلسلهمراتب فرماندهی انجام نمیشود، درست است؟ این مربوط به ساختار نظامی کلاسیک است.اما واقعیت این است که حشد یک نهاد از پایین به بالا بود، نه از بالا به پایین که ما با نگاه سلسلهمراتبی به آن نگاه کنیم. بلکه ماجرا از این قرار بود که عراق با یک تهدید بزرگ مواجه شد به اسم تروریسم، مرجعیت وارد عمل شد، فتوای جهاد کفایی را صادر کرد و بعد از آن، گروههای مردمی داوطلبانه رفتند به سمت تشکیل گروههای مسلح یا پیوستن به گروههای مسلحی که آن روزها وجود داشت.
در حشد، گروههای متنوعی داریم. من برای اینکه بخشی از سطح تضاد را نشان دهم، یک مثال میزنم. اخیراً دبیرکل عصائب اهل الحق در یک سخنرانی علنی دو گروه ذیل حشد را متهم میکند که اینها نیروهای ترکیه در عراق هستند.
از سوی دیگر، درون حشد چهار گروه را داریم که در مقطعی -این ماجرا نیز مربوط به چهار سال قبل است- بهصورت رسمی علیه ریاست حشد، خیلی جالب است، علیه خود ریاست حشد تمرد رسمی دارند و از نخستوزیر مجوز میگیرند تا خودمختار شوند. هنوز از لحاظ اداری، حقوقی و مالی ذیل حشد هستند، اما از لحاظ عملیاتی، از حشد، از ریاست حشد جدا شدهاند و با خودِ دفتر نخستوزیری کار میکنند.
دوباره ما در حشد، گروه بزرگی را داریم، مثل سرایا السلام، که رئیس و رهبر معنویشان مقتدی صدر است و دستور مکتوب داده که شما حق ندارید با ریاست ارکان -نه خود ریاست حشد- کار کنید. معادل ایرانیاش میشود معاون هماهنگکننده، اما در ساختار حشد چیزی فراتر از معاون هماهنگکننده میشود، باید گفت جانشین و معاون هماهنگکننده که هر دوی آنها یک نفر میشود. عملاً درست است که نفر دوم است، ولی قدرتش نزدیک به نفر اول است.
به نوعی قائممقام.
بله، مقتدی تصریح کرده شما حق ندارید با ریاست ارکان کار کنید و اینها جزئی از حشد بودند. حشد واقعاً یک ساختار پراکنده است. من گاهی برای برخی از بزرگترهای خودم در ایران میخواهم یادآوری کنم، بگویم با چه تصویر ذهنی به حشد نگاه کنید. میگویم شماهایی که دههی شصت را دیدهاید طبیعتاً کمیتهها یادتان میآید. ما همان موقع یک کمیته مرکزی داشتیم، اما کمیتههای محلی سطحی از خودمختاری را داشتند که حالا بعداً کمیته و ژاندارمری ادغام شد و اینها بحث بعدی است.واقعیت حشد این است و باید ابتدا این را در ذهنمان داشته باشیم، بدانیم با چه فضایی مواجهیم. گروههای مقاومت قدرتمندترین جریان درون حشد هستند و هیچ جریانی با آنها قابل مقایسه نیست. اما اینطور هم نیست که بگوییم همهی حشد آنها هستند. نه، اینها بخشی از حشد هستند. حتی میخواهم یک مقدار فراتر بروم و بگویم که همه گروههای مقاومت ذیل حشد نیستند بلکه عمده آنها ذیل حشدند.
این حرف خیلی از گزارهها را در ذهن دوستانی که دارند این گفتوگو را میشنوند و البته خود من را خط میزند. ما فکر میکردیم که همهی گروههای مقاومت ذیل حشد هستند، که شما میگویید اینگونه نیست.
بگذارید دقیقتر بگویم. گروههای اصلی مقاومت ذیل حشد هستند. ولی اینکه اینها برای تکتک فعالیتها خودشان را ذیل ریاست حشد تعریف بکنند، اینجور نیست. شاید این تعبیر دقیقتر باشد.حالا با این نگاه برسیم به سؤال اصلی شما که آیندهی حشد چه میشود؟ نگاه آقای نخستوزیر اصلاً در برنامهی رسمیای که برای دولت داده بود، تقویت حشد است. اما اگر خیلی ساده بخواهم در موردش صحبت بکنم، میخواهد حشد را تبدیل کند به نهادی شبیه به ارتش، با تفاوتهایی. اول، شبیه به ارتش یعنی چه؟ یعنی آن ساختار از پایین به بالا دگرگون میشود، یک ساختار منسجمی دقیقاً مثل ارتش در ایران شکل میگیرد. همهچیز تحت اوامر ستاد کل باشد، بعد ذیل فرماندهی ارتش، بعد میآید تقسیم میشود در ساختار داخلی ارتش، همهچیز ذیل سلسلهمراتب فرماندهی قرار بگیرد.
دوم آنکه میخواهد مأموریتهای امنیتی را کامل از حشد بگیرد. اصلاً ویژگی مهم حشد این است که هم نهاد نظامی است، هم نهاد امنیتی. ولی الان میآید مأموریتهای امنیتی حشد را از آن میگیرد، میخواهد ببرد ذیل وزارت امنیت داخلی. اما مأموریت نظامی را نگه میدارد. این دو کار اصلی است که در قبال حشد میخواهد انجام بدهد. ما با یک ساختار نظامی مواجه خواهیم بود، حشد از بین نمیرود، اما دچار استحاله میشود. در واقع میخواهد هویت نهضتی حشد را از آن بگیرد. عراق چهار سازمان رزم دارد که برای کشوری مثل عراق این عدد، عدد بزرگی است. ارتش، پلیس اتحادیه، یگان ویژهی مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی.
به نظر میآید گام بعدیشان این باشد که بخواهند این چهار گروه را تجمیع کنند، بشود یک یا دو سازمان رزم. اما آنها گامهای بعدی است و هنوز هیچ برنامهی مکتوبی در این زمینه تدوین نشده تا به مجلس ارائه شود و بتوانیم درباره آن جدیتر حرف بزنیم. اما چیزی که فعلاً میبینیم، تقلیل حشد به یک سازمان رزم حرفهای است، مثل ارتش.
خیلی ممنون. با همهی تفاسیری که فرمودید، به عنوان جمله پایانی در این باره چه جمعبندیای دارید؟
من در بین صحبتهایم یک جمله را عرض کردم و گفتم در جنگ تحمیلی سوم، در جنگ رمضان، عراق جایی بود که معادلات آمریکا را بر هم زد. الان هم میخواهم بگویم در میانهی سال ۲۰۲۶، نقطهی ثقل کل منطقه عراق است. این بازی را در عراق جدّی بگیریم که در حوزهی امنیتی و نظامی تغییراتی دارد رخ میدهد. اگر ما در این دورهی تغییر خوب عمل کنیم، قطعاً در پایان سال در نظم منطقهای نتایج خوبی را مشاهده میکنیم.