• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/05/02
«رادیو نگار ۱۱۱»

سربازان بهارستان

 «از آنجا که نماینده‌ی حقیقی ملّت باید از جنس ملّت باشد، مقطع کنونی، نقطه‌ی عطف جلوه‌ی بعثت مردم در نمایندگان و مجلس شورای اسلامی است تا نقش‌آفرینی و انجام مسئولیت خود را در تراز ملّت مبعوث شده تنظیم کنند و با کار و ابتکار مضاعف، قانون‌گذاری و نظارت را در مسیر ریل‌گذاری آینده‌ی ایران اسلامی تسریع و تعمیق نمایند.»
آنچه خواندید بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای بود که به مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین دوره فعالیت مجلس دوازدهم مرقوم داشتند.

 رادیو نگار در صدویازدهمین قسمت خود، در گفت‌وگو با خانم دکتر سمیه رفیعی، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، ابعاد گوناگون این پیام مهم رهبر انقلاب را مورد بررسی قرار داده است.

[دریافت نسخه صوتی]

* خانم دکتر ما امروز می‌خواهم درباره پیام رهبر انقلاب خطاب به مجلس با شما صحبت کنیم اما اجازه بدهید به عنوان مقدمه و برای شروع بحث، از شما بپرسم که در ایام جنگ رمضان، فضای مجلس چگونه بود؟ جلسات چگونه برگزار می‌شد؟ آیا اساساً جلسات تشکیل می‌شد؟ کمی درباره خود مجلس برای ما توضیح بدهید.
* بله، خیلی ممنونم. بسم الله الرّحمن الرّحیم. بنده هم خدمت جنابعالی و همه شنوندگان خوب برنامه عرض سلام دارم و برای همه آرزوی سلامتی می‌کنم.

بله، درباره مجلس. واقعیت این است که پیرامون مجلس خیلی صحبت شد؛ از جمله اینکه چرا جلسات صحن برگزار نمی‌شود و اصطلاحاً چرا مجلس تعطیل است. اما واقعاً اجحافی در حق عزیزانی شد که همواره حضور داشتند، همواره کار کردند و در صحنه حاضر بودند. این را واقعاً عرض می‌کنم.

من خودم خاطره‌ای از بررسی طرح مربوط به تنگه هرمز، یا به تعبیر دقیق‌تر، اعمال حاکمیت در تنگه هرمز دارم. زمانی که این موضوع در حال بررسی بود، برخی از دوستان امنیتی می‌گفتند که برگزاری این جلسات برای دشمن موضوعیت دارد. خاطرم هست که در دو جلسه‌ای که برگزار شد، وقتی جمعی برای بررسی این موضوع دور هم نشسته بودند، مدام با صدای مهیب موشک‌ها مواجه بودیم. حتی یادم هست که در یکی از جلسات، مجبور شدیم محل برگزاری جلسه را تغییر دهیم تا بتوانیم گفت‌وگو را ادامه دهیم و ابعاد این طرح و این مسئله را به‌درستی بررسی و روشن کنیم.

با وجود این شرایط، واقعاً کار را جلو بردیم. هیچ کمیسیونی تعطیل نبود و هیچ فرآیندی در حوزه نظارتی مجلس حقیقتاً تعطیل نشد. بسیاری از نمایندگان، از جمله همکاران خوب من، حقیقتاً در صحنه حضور داشتند؛ از پیگیری امور وزارتخانه‌ها گرفته تا حضور در میان مردم و حتی حضور در خود پردیس بهارستان.

این‌گونه نبود که بگوییم مجلس تعطیل است و کارکردی ندارد. خیر، جلسات عمومی صحن، به این معنا که هر ۲۹۰ نماینده در کنار هم جمع شوند، برگزار نمی‌شد و این تصمیم هم منطق داشت.

ببینید، دشمن چند هدف مشخص داشت. از همان ابتدا هم، متأسفانه، صریح و می‌توانم بگویم بی‌شرمانه اعلام کرد که قصد دارد ساختارهای نظام را از بین ببرد. از بین بردن ساختارهای نظام یعنی چه؟ یعنی اینکه بخواهد بعضی از قوا را عملاً متلاشی کند. آن هم در کشوری مانند ما که هم قانون اساسی دارد، هم ولایت فقیه دارد و هم دارای یک نظام ساختارمند است؛ نظامی که مبتنی بر جمهوریت و دموکراسی است.

دشمن وقتی بخواهد مجلس، یعنی یکی از ارکان اصلی نظام را از بین ببرد، شما دیگر نمی‌توانید آن را با انتصاب احیا کنید. چون نظام ما بر جمهوریت استوار است، ناچار باید برای ۲۹۰ نفر دوباره فرآیند رأی‌گیری و انتخابات برگزار شود. در شرایط جنگی، اگر یکی از مهم‌ترین ساختارهای کشور مورد اصابت قرار بگیرد، احیای مجدد آن زمان‌بر خواهد بود. تازه باید در همان شرایط جنگی انتخابات برگزار کنید تا بتوانید این ساختار را دوباره شکل دهید و حفظ کنید.

بنابراین، منطقی‌ترین توصیه این بود که جلسات عمومی صحن برگزار نشود. اما آیا این به آن معناست که مجلس اساساً کارکردی نداشت؟ خیر، واقعیت این است که مجلس از کارکرد خود محروم نشده بود.

بسیاری از همکاران من، از جمله خود من، حتی در ایام سال تحویل، در ساعات تحویل سال، نهایتاً فقط حدود یک ساعت در کنار خانواده بودیم. حتی در همان ایام نیز حجم کارهایی که باید دنبال می‌کردیم آن‌قدر زیاد بود که واقعاً امکان حضور در کنار خانواده، حتی در تعطیلات نوروز، برای ما فراهم نبود. بنابراین، اصلاً شرایطی وجود نداشت که بخواهیم بگوییم فراغتی ایجاد شده و همکاران برای استراحت رفته‌اند.

* در ایام جنگ، حالا واقعاً نمی‌خواستم خیلی مفصل به این موضوع بپردازم، اما حتماً این سؤال برای مخاطب پیش می‌آید که نماینده مجلس در زمان جنگ قرار است چه کاری انجام دهد؟ آن جلساتی که شما برگزار می‌کردید، دقیقاً چه موضوعاتی را دنبال می‌کرد؟
مخصوصاً اینکه آقای قالیباف هم رئیس هیئت مذاکره‌کننده بودند و طبیعتاً می‌دانیم که بخش زیادی از وقت و تمرکزشان در جای دیگری صرف می‌شد و احتمالاً کمتر در مجلس حضور پیدا می‌کردند.

* ببینید، ما یک اصل بسیار مهم در قانون اساسی داریم و به نظر من یکی از ارکان شکل‌گیری دموکراسی واقعی در کشور ما همین اصل است؛ اینکه نمایندگی قائم به شخص نماینده است. هر نماینده مستقلاً و قائم به شخصیت حقوقی و فردی خود، با توجه به اختیاراتی که قانون اساسی به او داده، می‌تواند موضوعات مختلف را دنبال کند.

در ایام جنگ، نقش برخی از کمیسیون‌ها حقیقتاً بسیار پررنگ بود. برای مثال، کمیسیون صنایع مجلس را در نظر بگیرید. دشمن با شناسایی دقیق و اطلاعاتی که در اختیار داشت، شهرک‌های صنعتی و مراکز تولید برخی قطعات خاص را هدف قرار داد. جالب است که ما در جنگ دوازده‌روزه چنین وضعیتی را نداشتیم، اما در جنگ رمضان این اتفاق رخ داد.

طبیعی است که در چنین شرایطی، کمیسیون مربوطه باید در کنار وزیر محترم حضور داشته باشد تا بتوانند برخی از امور را به صورت مشترک پیگیری و مدیریت کنند.

وقتی وزیر می‌خواهد در شرایط بحران تصمیمی بگیرد؛ این تصمیم نیازمند پشتوانه قانونی است. بنابراین، حتماً باید کمیسیون مربوطه و برخی از نمایندگان پا‌به‌پای وزیر حضور داشته باشند تا موانعی را که در ایام جنگ از لحاظ قانونی ایجاد می‌شود، برطرف کنند.

یا مثلاً در کمیسیون خود من که کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست بود، به محض اینکه جنگ رخ می‌دهد، یکی از نخستین موضوعاتی که به آن فکر می‌کنید، تأمین غذای مردم و تأمین آب مورد نیاز مردم است. ببینید، این‌ها شوخی نیست.

در چنین شرایطی، باید وضعیت دپوی کالاها در بنادر و گمرکات را بررسی کنید. از قضا، همان بنادر نیز تحت بمباران و شلیک مستقیم قرار گرفته‌اند. برای اینکه بتوانید کالاها را به سرعت ترخیص کنید، لازم است مجموعه‌ای از اقدامات فوری انجام شود و این سرعت، مستلزم برداشتن برخی موانع قانونی است تا امکان اجرای سریع تصمیم‌ها فراهم شود.

باید در کنار بخش اجرایی، تسهیلاتی ایجاد کنید. وزیر، با وجود اینکه مسئول اجراست، یا حتی سایر سازمان‌های اجرایی، تا زمانی که پشتوانه قانونی لازم را نداشته باشند، نمی‌توانند اقدامات مورد نیاز را انجام دهند. بنابراین، این هماهنگی میان مجلس و دولت وجود داشت.

برای مثال، درباره ترخیص برخی کالاها و همچنین تغییر مبادی ورود کالا از نقاطی که به‌شدت در معرض اصابت بودند به نقاطی که از امنیت بیشتری برخوردار بودند. در چنین شرایطی، لازم بود سه یا چهار دستگاه، و گاهی حتی چهار وزارتخانه، با یکدیگر هماهنگ شوند.

طبیعتاً وزیرانی که هم‌تراز و مرتبط با یکدیگر هستند، به تنهایی نمی‌توانند این هماهنگی را ایجاد کنند؛ زیرا اساساً رابطه دستورپذیری میان آن‌ها وجود ندارد. اینجاست که نقش مجلس و به‌ویژه نقش کمیسیون‌ها دوباره پررنگ می‌شود؛ اینکه همه دستگاه‌ها را کنار هم بنشاند تا بتوانند درباره یک موضوع، تصمیم واحد بگیرند.

برای اینکه موضوع برای مردم عزیزمان روشن‌تر شود، اجازه بدهید یک مثال بزنم. فرض کنید لازم بود از بندر امام، چند میلیون تن نهاده وارد شود تا تولید مرغ کشور یا به‌طور کلی تأمین غذای مردم دچار وقفه نشود.

ترخیص کالا فقط به معنای خروج کالا از بندر نیست؛ بلکه یک زنجیره لجستیکی و پشتیبانی نیز لازم دارد. شما نیاز دارید تعداد زیادی کامیون را بلافاصله به بنادر اعزام کنید تا بارها را تخلیه و حمل کنند.

در شرایط جنگی، که عملاً باری وجود ندارد تا کامیون‌ها از مبدأ به مقصد حمل کنند و در مسیر برگشت نیز بار دیگری داشته باشند، طبیعی است که هزینه و ضرر آن‌ها بیشتر می‌شود. برای مثال، وزارت جهاد کشاورزی می‌گوید بار من آماده است و محل بارگیری هم مشخص است، اما امکان مدیریت و هماهنگی سیستم حمل‌ونقل برای انتقال این بارها را ندارد.

از سوی دیگر، وزارت راه می‌گوید این کامیون‌دار بیمه می‌خواهد، سوخت می‌خواهد و از نظر اقتصادی برای او صرف نمی‌کند که فقط برای تخلیه بار به بندر برود.

اینجاست که نقش سایر دستگاه‌ها نیز مطرح می‌شود. برای مثال، موضوع بیمه پیش می‌آید و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی باید تسهیلاتی در این زمینه ارائه دهند. از سوی دیگر، وزارت نفت باید سوخت را با شرایط و تسهیلات مناسب در اختیار رانندگان قرار دهد تا از نظر اقتصادی برای آن‌ها مقرون‌به‌صرفه باشد که سریع به بندر بروند، بار را حمل کنند و به مقصد برسانند.

بنابراین، کنار هم قرار دادن همه این اجزا و ایجاد هماهنگی میان آن‌ها، در واقع همان نخ تسبیحی بود که همکاران ما در مجلس وظیفه انجام آن را بر عهده داشتند.

در عین حال، لازم می‌دانم از دولت نیز تشکر کنم. منظور من این نیست که زحمات دولت را نادیده بگیرم یا آن‌ها را نفی کنم. دولت هم در بسیاری از موارد، از نظر قانونی با محدودیت‌هایی مواجه می‌شد و دستش بسته بود.

در چنین شرایطی، اگر در کمیسیون‌ها نیاز به مصوبه‌ای وجود داشت یا لازم بود اقدامی انجام شود، بلافاصله جلسه برگزار می‌شد و با حضور اعضای کمیسیون‌ها تصمیم لازم اتخاذ می‌شد و کار پیش می‌رفت.
کارکرد مجلس در ایام جنگ، از جمله در همین حوزه‌ها، به این شکل بود.

* چقدر خوب به مصادیق اشاره کردید. یعنی نمایندگان مجلس در ایام جنگ، علاوه بر دو وظیفه اصلی خود، یعنی قانون‌گذاری و نظارت بر اجرای امور، در واقع یک حلقه وصل میان نیازها و دستگاه‌های تصمیم‌گیر بودند و تلاش کردند در این زمینه نقش‌آفرینی کنند. به نظر من، در شهرها و استان‌ها نیز هر یک از نمایندگان مجلس، چه در ستادهای بحران و چه در سایر ستادهای استانی، در فرآیند تصمیم‌گیری نقش مؤثری داشتند.
* دقیقاً همین‌طور بود. تمامی همکاران من در شهرستان‌ها و استان‌های خود، به‌ویژه در شهرستان‌های کوچک‌تر که مردم فاصله بیشتری با مرکز دارند، در میان مردم حضور داشتند. حضور نمایندگان مجلس در کنار آحاد مردم می‌توانست بسیار امیدوارکننده باشد و نوعی امنیت خاطر برای آنان ایجاد کند.

جالب است که برخی از همکاران من، با وجود اینکه سیستم پروازها مختل شده بود و سیستم ریلی نیز در برخی موارد با اختلال مواجه بود، پس از حضور در تجمعات شبانه در کنار مردم، برای شرکت در جلساتی که لازم بود حتماً در آن حضور داشته باشند، مسافت‌های طولانی را طی می‌کردند. گاهی لازم بود یکی از همکاران ما که عضو یک کمیسیون تخصصی بود، حدود هزار و دویست یا هزار و سیصد کیلومتر مسیر را طی کند.

خدا شاهد است که در گفت‌وگوهایی که با همکارانم داشتم، چون مرتب با آن‌ها در ارتباط بودیم، می‌گفتند تا ساعت ده یا دوازده شب در کنار مردم بوده‌اند، سپس همان نیمه‌شب راه افتاده‌اند تا این مسیر طولانی را طی کنند و صبح ساعت هشت خود را به جلسه‌ای در تهران برسانند تا بتوانند در تصمیم‌گیری شرکت کنند. بعد از پایان جلسه نیز بلافاصله دوباره به حوزه انتخابیه خود بازمی‌گشتند. این‌ها زحماتی بود که همکاران ما متحمل می‌شدند.

یا زمانی که جزیره خارک با تهدید مواجه شد، اعضای کمیسیون امنیت و همچنین اعضای کمیسیون انرژی، با وجود همه تهدیدها، بلافاصله در خارک حضور پیدا کردند.

همه این‌ها اتفاقاتی بود که با وجود تمامی تهدیدها و سختی‌ها رخ داد. همچنین بسیاری از همکاران ما در کمیسیون عمران، تقریباً می‌توانم بگویم، بخش عمده‌ای از کریدورها و مرزهای کشور را مورد بازدید قرار دادند.

* خانم دکتر، واقعیت این است که اصلاً علت دعوت از شما این بود که درباره پیام حضرت آقا با شما صحبت کنیم. البته به نظر من بخشی از مصادیق این موضوع تا حدودی در صحبت‌های شما مطرح شد و اتفاقاً بسیار هم خوب بود که از همین زاویه وارد بحث شدید.
اما اگر بخواهیم به‌طور مشخص به این موضوع بپردازیم که مجلس چگونه می‌تواند در تراز یک «ملّت مبعوث‌شده» فعالیت کند و انتظارات را برآورده سازد، پاسخ شما چیست؟

* واقعیت این است که مردم عملکردی فوق‌العاده و بی‌نظیر داشتند؛ یعنی فراتر از تصور همه. با وجود همه مشکلات و البته برخی انتقاداتی که داشتند ــ و هیچ‌کس هم نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند یا بگوید چنین مسائلی وجود نداشته است ــ انصافاً پای کار بودند.

من خودم که در میان مردم حضور پیدا می‌کردم، این اشتیاق، این حب وطن و این اندوه بزرگی را که در دلشان نشسته بود، به‌وضوح می‌دیدم. با هر سلیقه و هر گرایشی که داشتند، حتی اگر خودشان نیز در برخی موارد معترض بودند، اما در آن روزها...

* نقش‌آفرینان بزرگی بودند.
* دقیقاً. با تمام وجودشان می‌خواستند انتقام گرفته شود. با تمام وجودشان می‌خواستند پاسخ محکمی به دشمن داده شود. تک‌تک سلول‌های وجود مردم، با همه تفاوت‌هایی که در ظاهر و در دیدگاه‌هایشان وجود داشت، همین احساس را داشت.

این نکته بسیار مهمی است. شما با یک جامعه متکثر، با سلایق و حتی تفکرات مختلف روبه‌رو هستید، اما همه در کنار یکدیگر جمع شدند. به‌ویژه در روزهای نخست؛ اگر خاطرتان باشد، در ابتدای آن تجمعات، هنوز هیچ سازماندهی مشخصی وجود نداشت. نه موکبی برپا شده بود، نه غرفه‌ای وجود داشت و نه حتی مدیریت منسجمی برای این اجتماعات شکل گرفته بود.

مردم فقط دلشان می‌خواست یکدیگر را ببینند؛ می‌خواستند اندکی از غمشان التیام پیدا کند. فقط می‌خواستند کنار هم باشند تا بخشی از خشمی را که نسبت به دشمن داشتند با یکدیگر به اشتراک بگذارند یا هر احساس دیگری که در آن شرایط داشتند.

شاید با خودشان می‌گفتند: «حالا ما چه کاری از دستمان برمی‌آید؟» و کمترین کاری که در حد توانشان می‌توانستند انجام دهند، این بود که در خیابان‌ها حضور پیدا کنند و خود را در خانه‌ها پنهان نکنند.

این واقعاً نکته عجیبی است. در هر جای دنیا، وقتی جنگ یا بحرانی رخ می‌دهد، به‌ویژه در شرایط جنگی، همه به دنبال راه فرار می‌گردند و تلاش می‌کنند خود را به یک پناهگاه امن برسانند تا در معرض خطر قرار نگیرند.

اما شما در ایران، به‌ویژه در جریان جنگ رمضان، می‌دیدید که موشک‌ها از بالای سر مردم عبور می‌کردند؛ آن هم موشک‌هایی واقعی و خطرناک، یا بمب‌ها و سایر تسلیحاتی که مورد استفاده قرار می‌گرفت. با این حال، مردم در صحنه حضور داشتند.

من خودم تجربه زیسته این موضوع را دارم؛ فارغ از مسئولیتی که داشتم، صرفاً به عنوان یک شهروند. زمانی که میدان انقلاب در جریان جنگ هدف حمله قرار گرفت، من خودم در میدان انقلاب حضور داشتم؛ نه به عنوان سخنران، بلکه به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان.

صحنه‌هایی را می‌دیدم که واقعاً تأثیرگذار بود. مردم نه‌تنها متفرق نمی‌شدند، بلکه هر لحظه صدای «الله‌اکبر» بلندتر می‌شد.
خدا شاهد است که دختربچه‌ای را دیدم که شاید بیشتر از پنج سال نداشت. از خودروی پدرش بیرون آمده بود؛ در حالی که همان لحظه حملات در جریان بود. مادرش داخل خودرو بود و پدرش کنار خودرو ایستاده بود و «الله‌اکبر» می‌گفت. هرچه صدای موشک‌ها بیشتر می‌شد، این کودک نیز بلندتر «الله‌اکبر» می‌گفت.

انتظار این بود که مردم متفرق شوند و به دنبال پناهگاه بروند، اما واقعاً چنین اتفاقی نمی‌افتاد؛ بلکه فقط خشمشان نسبت به دشمن را بیشتر ابراز می‌کردند.

* در راهپیمایی روز قدس هم که اینجا هدف موشک قرار گرفت، ما خودمان آنجا بودیم؛ واقعاً هیچ‌کس اصلاً توجهی نمی‌کرد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. حالا ما می‌گوییم این ملّت کار خودش را انجام داد و انجام می‌دهد؛ اما سؤال من این است که مجلس نسبت خودش را با این موضوع پیدا کرده است؟
* ببینید، همکاران ما هم حقیقتاً پا‌به‌پای مردم در بسیاری از صحنه‌ها حضور داشتند. بالاخره اینکه هر شب بدانی که دشمن خیلی جدی وارد این ماجرا شده و به تعبیر خودشان جنگ موجودیتی با ایران دارد، طبیعی است که یکی از جاهایی که می‌تواند هدف قرار دهد، مسئولان هستند؛ همان‌طور که دیدید بسیاری از آن‌ها را نیز هدف قرار داد.

با وجود اینکه می‌دانستند ممکن است هر اتفاقی برایشان بیفتد، باز هم در میان مردم حضور داشتند، هر شب سخنرانی می‌کردند و شب و روز پیگیر انجام کارها بودند.

اما حرف من چیز دیگری است. با وجود همه زحماتی که کشیده شد، باید بگویم در مجلس دوازدهم تقریباً اتفاقی نبود که تجربه نکرده باشیم. از شهادت رئیس‌جمهور گرفته تا بسیاری از مسائل دیگر که اگر هر کدام از آن‌ها برای بسیاری از کشورها رخ می‌داد، شاید همان یک مورد برای فروپاشی آن کشور کافی بود. اما مجموعه‌ای از این اتفاقات برای ایران رخ داد و به لطف خدا این کشور همچنان پابرجاست و پابرجاتر هم خواهد ماند.

اما بالاخره این پایداری، حاصل همت مردم در کنار مسئولانی است که پا‌به‌پای مردم کار می‌کنند.

حرف من این است که با وجود همه صحنه‌های بی‌نظیری که از حضور مردم دیدیم و همه آن احساس مسئولیتی که برای کشور رقم زدند، باز هم به نظر من هنوز فاصله‌ای میان آنچه مردم انجام دادند و آنچه ما باید انجام دهیم، وجود دارد.

یعنی هنوز جا دارد که بیشتر به مردم نزدیک شویم. شاید استانداردی که من در ذهن دارم، سخت‌گیرانه باشد؛ چون می‌دانم همکاران ما واقعاً کار کردند و زحمت کشیدند. اما فکر می‌کنم برای اینکه بتوانیم پا‌به‌پای این ملّت مبعوث‌شده حرکت کنیم، شاید نیازمند نوعی بعثت دوباره در میان مسئولان نیز باشیم؛ بعثتی که در رفتار و گفتار آن‌ها تجلی پیدا کند.

 امروز می‌بینیم که گاهی اختلاف سلیقه‌ها مطرح می‌شود و درباره آن‌ها سخنرانی و اظهارنظر می‌شود. واقعاً این شایسته مردمی نیست که یکپارچه و یک‌صدا در میدان حاضر شدند و با این میزان از بصیرت و فهم، پای منافع کشورشان ایستادند.

بعد ما بیاییم، حتی به خاطر برخی دلایل موجه ــ همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند ــ این اختلاف‌ها را در بوق و کرنا کنیم، بدون اینکه بدانیم این سخنان چه آثاری در جامعه خواهد گذاشت، صرفاً به این دلیل که تریبون در اختیار داریم.

* آیا می‌توانیم درباره این بخش از پیام رهبر معظم انقلاب که خطاب به مجلس شورای اسلامی بود، کمی بیشتر صحبت کنیم؟
* ببینید، همان‌طور که عرض کردم، فضای انتقال پیام و انتقال صدا، یا به تعبیر دیگر تریبون‌داری، برای همه همکاران ما وجود دارد و طبیعتاً صدای آن‌ها شنیده می‌شود.

من فکر می‌کنم معنایی که این پیام می‌خواست منتقل کند، این بود که شاید شما دلایلی برای نقد داشته باشید و بخواهید درباره آن‌ها صحبت کنید، اما زمان آن نقد، اکنون نیست.

الان، صرفاً زمان وحدت، همراهی و هم‌افزایی است.

موضوع شوخی نیست. ایران در یک جنگ تمام‌عیار ایستاده است؛ در برابر قدرتمندترین کشورهای دنیا، با همه امکانات و انگیزه‌ای که دارند تا سایر کشورها را نیز علیه ایران همراه کنند.

به نظر من، این جنگ در تاریخ نظیر ندارد. حتی اگر بخواهیم آن را با جنگ‌های بزرگی مانند حمله مغول یا سایر جنگ‌های تاریخی مقایسه کنیم، باز هم شرایط آن متفاوت است.

در این جنگ، آحاد مردم از هر جهت تحت فشار قرار گرفته‌اند. در جنگ‌های قدیمی، دشمن روبه‌روی شما قرار می‌گرفت و با شمشیر، سلاح یا هر وسیله‌ای که در اختیار داشت، در جبهه‌ای مشخص می‌جنگید. مرزها و خطوط نبرد تعریف‌شده بود.

اما در این جنگ، خط مقدم، تهران شد؛ شهر شد؛ پایتخت ایران شد.

منظورم این است که این وضعیت واقعاً متفاوت بود. حتی در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز جبهه‌ها مشخص بودند و اگرچه شهرها هم هدف حملات موشکی قرار می‌گرفتند، اما میدان اصلی نبرد جای دیگری بود. اما این بار تهران به خط مقدم جنگ تبدیل شد. همین شرایط، تکلیف همه ما را سنگین‌تر می‌کند. مردم به شکلی معجزه‌آسا مبعوث شدند. بنابراین، کسی که تریبون در اختیار دارد نیز مکلف است شأن این مردم مبعوث‌شده را رعایت کند؛ مکلف است جز پیام وحدت مخابره نکند، حتی اگر در درون خود نظر دیگری داشته باشد.

* یعنی می‌توان گفت یکی از شئون بعثت نمایندگان مجلس، رعایت مجموعه‌ای از موازین در رفتار و گفتارشان است.
* دقیقاً.

* یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که پس از جنگ دوازده‌روزه، در پیام شهید عزیزمان مطرح شد، بحث انسجام ملّی بود. ما در همین برنامه «رادیو نگار» بارها درباره آن صحبت کردیم.
اما واقعیت این است که در جنگ رمضان متوجه شدیم صرف گفتن «انسجام ملّی» خطاب به ملّت، شاید فقط یک عبارت باشد. ملّت، همان‌طور که حضرت آقا فرمودند، مبعوث شده است؛ این را ما می‌دانیم.
ای کاش مسئولان هم به همین موضوع توجه داشته باشند و با همین لحن و همین نگاه سخن بگویند؛ چراکه ما می‌دانیم امروز، همان‌طور که شما اشاره کردید، مجموعه‌ای از ابرقدرت‌ها با کشور ما در حال تقابل هستند
.
* ببینید، اجازه بدهید یک نمونه را عرض کنم.

در همان موضوعی که درباره حمل‌ونقل و ترخیص کالاها خدمتتان عرض کردم، یکی از مدیران، در سطح معاون وزیر، در جلسات حاضر نمی‌شد. ما هرچه تماس می‌گرفتیم، نیاز داشتیم که حتماً در جلسه حضور داشته باشد، چون تصمیم نهایی باید توسط شخص اول آن مجموعه اتخاذ می‌شد، اما ایشان حضور پیدا نمی‌کرد.

بلافاصله با وزیر مربوطه صحبت کردیم. کمتر از بیست‌وچهار ساعت بعد، رئیس آن سازمان تغییر کرد و فردی جایگزین شد که در صحنه حضور داشت، حاضر بود جانش را کف دست بگیرد و برای انجام کار وارد میدان شود.

حالا سؤال من این است که چه ضرورتی دارد من این موضوع را برای مردم به گونه‌ای مطرح کنم که حس ناامیدی را در جامعه پمپاژ کند؟ اینکه بگویم فلان معاون وزیر در جلسه حاضر نمی‌شد؟

واقعیت این است که آن فرد کنار گذاشته شد و درباره او تصمیم گرفته شد. بنابراین، چه لزومی دارد که من بخواهم چنین موضوعی را به شکلی بیان کنم که موجب القای ناامیدی در میان مردم شود؟

* کشورهای دیگر معمولاً از گزاره دوم، یعنی نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، بیشتر بهره‌برداری می‌کنند. برای مثال، می‌گویند در فلان کشور، مثلاً ژاپن، اگر مسئولی وظیفه‌اش را انجام نداد، با او چنین برخوردی شد. یعنی حتی از این موضوع برای خودشان ره‌آورد هم می‌سازند.
اگر چنین اتفاقی در کشور ما هم در حال رخ دادن است، به نظر من، به‌ویژه بعد از پیام رهبر انقلاب، بیشتر متوجه شدیم که باید حواسمان را جمع‌تر کنیم.

* اجازه بدهید فقط یک نکته را عرض کنم. به نظر من، این موضوع، بصیرت بیشتری از سوی مردم عزیزمان که همچنان در خیابان‌ها حضور دارند، می‌طلبد.

یعنی مردم باید پیام حضرت آقا را به عنوان یک مقیاس و یک شاقول در نظر بگیرند و بین خود و خدای خود فکر کنند که آیا کسی که اکنون سخن می‌گوید، مطابق آن مقیاس سخن می‌گوید یا نه؛ حتی اگر، همان‌طور که عرض کردم، برای سخنانش دلایل موجه هم ارائه کند.

اگر این نگاه در جامعه شکل بگیرد، حتماً بسیاری از مسائلی که امروز درباره آن‌ها بحث می‌شود، به مرور حل‌وفصل خواهد شد.

* بله، حتماً همین‌طور است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از پیامشان تأکید داشتند که مصوبات مجلس باید به گونه‌ای باشد که نشانه‌های واقعی امید و چشم‌انداز روشن آینده در جامعه مشاهده شود. به نظرم این موضوع با بخش قبلی صحبت‌های ما هم ارتباط دارد.
به نظر شما، مجلس در این زمینه چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟

* الان چون بمباران متوقف شده یا جنگ به آن شکل نظامی متوقف شده است، شاید تصور کنیم که جنگ پایان یافته؛ در حالی که اکنون یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی در دریاهای ما جریان دارد و با جدیت نیز ادامه پیدا می‌کند.

شما می‌دانید که در بسیاری از مکاتب نظامی دنیا، سخت‌ترین نوع جنگ، جنگ دریایی و محاصره اقتصادی است؛ وضعیتی که امروز ایران با آن مواجه است.

* غیر از تحریم‌هایی که در حوزه نرم‌افزارهای مالی داشتیم، حالا دیگر در حوزه دریا هم...
* بله، عرض می‌کنم. در مباحث نظامی، وقتی از سخت‌ترین جنگ‌ها سخن گفته می‌شود، معمولاً به همین نوع جنگ اشاره می‌کنند؛ جنگ دریایی و محاصره اقتصادی. امروز ما درگیر چنین شرایطی هستیم و این جنگ همچنان با جدیت علیه ایران ادامه دارد.

با این حال، ایران ایستادگی کرده، جنگیده و مقاومت کرده است. باز هم تأکید می‌کنم که ایران در برابر ابرقدرت‌های دنیا ایستاده است و این موضوع شوخی نیست.

امروز ایران در حال نمایش اقتدار خود در عرصه بین‌المللی است. آیا کسی می‌تواند بگوید ایران در زمره قدرت‌های اثرگذار جهان نیست؟

به نظر من، دنیا آرام‌آرام در حال پذیرش جایگاه ایران به عنوان یک قدرت بزرگ است. ایران در حال ورود به مناسبات تازه‌ای در نظام قدرت جهانی است و دنیا نیز این موضوع را درک می‌کند.

برداشت شخصی من این است که پیام حضرت آقا ناظر به همین تحول است و در واقع این حضور جدید را مورد توجه قرار داده است.

* یعنی امید ایجاد می‌کند.
* هم راهبرد ارائه می‌دهد و هم در ادامه همین پیام، راهکار ارائه می‌کند.

پیام این است که مجلس مکلف است برای حضور ایرانِ جدید در مناسبات قدرت جهانی و برای تغییر موازنه قدرت، قانون‌گذاری کند. یعنی مجلس باید سطح خود را ارتقا دهد و بداند در این موازنه قدرت، در چه جایگاهی ایستاده است و متناسب با همان جایگاه قانون بنویسد.

شاید قوانین گذشته دیگر توان پاسخ‌گویی به جایگاه فعلی ایران را نداشته باشند؛ و به اعتقاد من، واقعاً هم ندارند.

* یعنی خودتان هم همین نظر را دارید؟
* قطعاً همین‌طور است. شاید لازم باشد در شرایط جدید، به سمت وضع قوانین کوتاه‌تر، جامع‌تر و همچنین تنقیح قوانین پیشین حرکت کنیم و این دقیقاً وظیفه مجلس است.

مجلس باید بتواند امیدآفرینی را نه در حد شعار، بلکه به‌صورت عینی در جامعه ایجاد کند. مجلس نسبت به این موضوع مکلف است.

البته این را با اطلاع عرض می‌کنم. به عنوان یکی از طراحان قانون اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، معتقدم دست‌کم در این قانون خاص، چنین رویکردی در حال شکل‌گیری است و البته این باید به یک رویه تبدیل شود.

* یعنی باید مجلس و نمایندگان مجلس را یک کنشگر جدی و واقعی در یک عرصه کلان جهانی ببینیم.
* اگر نقش مجلس را صرفاً محدود به جغرافیای ایران بدانیم، در حق خودمان جفا کرده‌ایم.

* بله. یا این‌گونه بگوییم که باید نسبت خود را با قبل و بعد از نهم اسفند مشخص کنیم. یعنی بعد از نهم اسفند، به مجلسی با یک رویکرد جدید نیاز داریم. درست است؟
* دقیقاً همین‌طور است.

* ای کاش فرصت بیشتری داشتیم تا درباره این رویکرد جدید و به‌صورت جزئی‌تر صحبت می‌کردیم؛ اینکه نماینده مجلس در این الگوی جدید دقیقاً چه جایگاه و شأنی دارد و باید چه وظایفی را بر عهده بگیرد .نمی‌گویم قرار است کار کاملاً جدید و خلق‌الساعه‌ای انجام شود، اما ای کاش فرصت بود بیشتر از شما در این زمینه بشنویم.
اگر بخواهیم بحث را جمع‌بندی کنیم.

* اول از همه، توصیه من ــ پیش از همه به خودم و سپس به همکارانم ــ این است که تنها کلید، یا بهتر بگویم شاه‌کلید عبور از همه موانع پیش روی کشور، حقیقتاً وحدت و انسجام است.

به هیچ قیمتی، به هیچ قیمتی، به هیچ قیمتی، حتی اگر موفقیت‌های مقطعی دو، سه یا چهار ساله هم در میان باشد، نباید اجازه دهیم این وحدت تحت‌الشعاع قرار بگیرد. همین.

* ما گذشته سخت‌مان و شرایط دشوار امروز، به‌ویژه در حوزه اقتصادی، را فراموش نمی‌کنیم. قرار هم نیست که نماینده مجلس پشت مردم مبعوث‌شده پنهان شود؛ بلکه باید دقیقاً حضور فعال داشته باشد. من اصلاً این موضوع را انکار نمی‌کنم و می‌دانم که واقعی است و وجود دارد.
اما امیدوارم با وجود این دو رکن، یعنی مردم و امام امت، که هر دو با دقت، صراحت و جدیت در حال پیگیری آینده متعالی کشور هستند، ان‌شاءالله هر کدام از ما، چه بنده و چه حضرت‌عالی که در مجلس حضور دارید، بتوانیم وظایف خود را دقیق‌تر، عینی‌تر و جدی‌تر انجام دهیم.

* ان‌شاءالله. پیام حضرت آقا به گونه‌ای بود که انگار خود ایشان سال‌ها در مجلس...

* نماینده مجلس بوده‌اند.
* ... زیست کرده‌اند و نمایندگی کرده‌اند.

این نکته اول است. یعنی پیام به قدری دقیق، هوشمندانه و به تعبیر امروزی، نقطه‌زن بود و دقیق بود؛ به گونه‌ای که واقعاً هیچ جای تردیدی باقی نمی‌گذاشت.

اما جمله دوم؛ مشکلات اقتصادی وجود دارد و همه ما هم از آن آگاه هستیم. ما نیز به عنوان نماینده، در همین کشور زندگی می‌کنیم و این مسائل را لمس می‌کنیم.

با این حال، کشور ما از نظر منابع، ظرفیت بسیار بالایی برای تأمین همه نیازهای خود دارد. تقریباً هر آنچه را که تصور کنید.

درست است که بخشی از نیازها باید از طریق تعاملات اقتصادی تأمین شود، اما ما کویت نیستیم، قطر نیستیم، دبی و امارات نیستیم که از آب آشامیدنی گرفته تا مواد غذایی و حتی بخش‌هایی از صنعتشان وابسته به خارج باشد؛ با وجود همه آن جلوه‌های ویترینی که طی سال‌های گذشته ایجاد کرده‌اند.

این را هم با اطلاع خدمت مردم عزیزمان عرض می‌کنم که اگر از این شرایط عبور کنیم، ایران از نظر اقتصادی نیز به شکوفایی چشمگیری خواهد رسید. به گونه‌ای که شاید برخی از کشورهای دنیا از مشاهده آن شگفت‌زده شوند.

ایران طی همه این سال‌ها، با وجود تحریم‌ها، خود را اسیر و درگیر بسیاری از مناسبات رایج اقتصادی دنیا نکرده است.

به نظر من، اگر همان تغییری که درباره مردم از آن سخن گفتیم، در میان مسئولان نیز رخ دهد و مسئولان هم به تعبیر شما مبعوث شوند، اگر این شیوه‌های سنتی رایج را کنار بگذارند، اگر مدل متعارف حکمرانی را پشت سر بگذارند و وارد مرحله بعدی شوند، حتماً شکوفایی اقتصادی بی‌نظیری در انتظار آینده ایران خواهد بود، به حول و قوه الهی، ان‌شاءالله.

* ان‌شاءالله که همین‌طور خواهد شد.
خیلی ممنونم. هر ایرانی واقعی، مثل همیشه، قلبش برای ایران می‌تپد. یاعلی مدد، خدا نگهدار.