1405/05/04
سرمقاله شماره ۴۰۰ روزنامه صدای ایران
فراتر از سیاست

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
چهارصدمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمد مؤیدی، راننده نفتکش شرکت ملّی پخش فرآوردههای نفتی که در حمله موشکی آمریکا به پلهای مواصلاتی محور بندرعباس-بندر خمیر به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
چهارصدمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمد مؤیدی، راننده نفتکش شرکت ملّی پخش فرآوردههای نفتی که در حمله موشکی آمریکا به پلهای مواصلاتی محور بندرعباس-بندر خمیر به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
فراتر از سیاست
پاسخ حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان، پس از شهادت امام شهید اعلیاللهمقامه، امروز (۴ مرداد ۱۴۰۵) منتشر شد.
فراتر از سیاست
پاسخ حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان، پس از شهادت امام شهید اعلیاللهمقامه، امروز (۴ مرداد ۱۴۰۵) منتشر شد.خود این نامه حزبالله و پاسخ رهبر معظم انقلاب، نشانگر امری است؛ به این معنا که پیوند حزبالله با ایران، فقط پیوند یک گروه مقاومت با کشوری که از گروه مقاومت حمایت میکند نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است. آن امر این است که پیوند حزبالله لبنان با ایران، فقط یک پیوند راهبردیِ سیاسی نیست، بلکه پیوندی عمیق، فکری، دینی، مذهبی و ایدئولوژیک است که پیوند یک گروه مقاومت با کشور حامی را بسیار غنیتر میکند.
این رزمندگان و دبیرکل محترم حزبالله، در شرایطی این پیام را فرستادند که مخالفان و دشمنان حزبالله ــ چه آمریکا و اسرائیل و کشورهای عربی، و چه جریانهای داخل لبنان که همواره مخالف مقاومت بودهاند و سابقاً به گروههای ۱۴ مارس معروف بودند ــ در یکسالونیم تا دو سال اخیر تصور میکردند که بهترین فرصت برای تضعیف حزبالله و حتی، اگر ممکن باشد، نابودی آن فراهم شده است؛ به این صورت که مرتب آنان را متهم کنند: «شما مزدور ایران هستید و بهخاطر منافع ایران اقدام به جنگ میکنید» و اتهاماتی از این نوع.
در چنین شرایطی که جنگ روانی، تبلیغاتی و رسانهای بسیار سنگینی علیه حزبالله وجود دارد، میبینیم که دبیرکل شجاع حزبالله، آقای شیخ نعیم قاسم، و رزمندگان آن، بدون آنکه کوچکترین تأثیری از این عملیات روانی در آنان دیده شود، با افتخار، غرور و سربلندی، و در آن شرایط سختی که اکنون در لبنان دارند، باز هم بر این پیوند عقیدتی، مذهبی و دینی با ولیفقیه و نظام ولایت فقیه دست میگذارند و تأکید میکنند. آنان این پیوند را مجدداً در شرایط جدید اعلام میکنند تا نشان دهند که به هیچ عنوان تحت تأثیر این نوع عملیات روانی قرار نگرفتهاند، بلکه این کار را وظیفه دینی و شرعی خود میدانند و مصداق بارز آیه شریفه قرآن درباره مؤمنان هستند: «وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ»؛ مؤمنان از سرزنش سرزنشکنندگان نمیترسند. این، نمونه بارز این موضوع است.
پیامی که دبیرکل حزبالله فرستادند و پاسخی که رهبر انقلاب دادند، نشاندهنده عمق این پیوند است؛ یعنی پیوندی یکطرفه نیست، بلکه محبت و عشق به این گروه در دل رهبر معظم انقلاب وجود دارد، از قبل هم بوده و با جایگاه جدید ایشان استمرار یافته است. بنابراین، اصل این پیام و پاسخ، نشانگر آن است که پیوند ایران و جنبش حزبالله لبنان بسیار فراتر از یک پیوند سیاسیِ راهبردی است و چون بسیار فراتر از آن است، قابل شکستن و نابود کردن نیست. اگر این پیوند فقط سیاسی و راهبردی بود، ممکن بود به علت تغییر شرایط، سختی شرایط و مخالفتهای گسترده منطقهای و داخلی در لبنان، تضعیف شود یا اصلاً پایان بپذیرد.
اما این گروه و آن پایگاه مردمی قوی که در لبنان دارد، نشان دادهاند که حتی در انتخابات اخیر شوراهای شهر و روستا در لبنان، ائتلاف حزبالله و امل نهتنها توانست پیروزی همیشگی خود را تکرار کند، بلکه قویتر از دفعات قبل ظاهر شد و آرای بیشتری کسب کرد. این نشاندهنده آن است که این پیوند واقعاً در جان مردم، بهخصوص در میان شیعیان، ریشه دارد. وقتی حزب اعلام موضع میکند، در واقع فقط نظر خودش را بیان نمیکند، بلکه نظر بخش عمدهای از مردم لبنان، بهخصوص شیعیان، را بیان میکند. ما باید از این دید به این پیام و پاسخ آن نگاه کنیم.
نکته بعدی که باید متذکر شد، این است که رهبر معظم انقلاب در این پیام تأکید میکنند که با توجه به خوی وحشیانه، تجاوزکارانه و جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل، هیچ راهی برای مقابله، اِلّا مقاومت و جهاد، وجود ندارد. بله، میتوان در شرایط خاص از ابزارهای دیگر استفاده کرد، اما همه این ابزارها، از جمله دیپلماسی، زمانی تأثیرگذارند که این حرکت جهادی و انقلابی با قدرت ادامه پیدا کند، از لطمات، خسارتها و سختیها نترسد و مانند کوه باشد. همانطور که تعبیر کردند، این گروه مقاومت در واقع به صخرهای مقاوم و کوهی تزلزلناپذیر تبدیل شده است. ارادهاش کاملاً فولادین است و میتواند ادامه راه را طی کند و به پیروزی برسد.
ایشان همچنین به همان آیه شریفه اشاره فرمودند: «حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛ خداوند بر خود واجب کرده است مؤمنانی را که مجاهد، مقاوم و صبورند و سختیها و خسارتهای مالی و جانی را تحمل میکنند، یاری کند و در این مبارزه پیروز گرداند. بنابراین، افق روشن است و نهایت کار روشن. مهم آن است که، همانطور که در این پیام اشاره شده است، این مبارزه با استقامت، تحمل، صبر و بصیرت ادامه پیدا کند.
نکته بعدی این است که رهبر معظم انقلاب در پیامشان بر موضوع مهمی دست گذاشتند: درست است که امام ما شهید شد، اما سیاستهای این امام و سیاستهای امام خمینی، رضوانالله تعالی علیهما، در حمایت از مستضعفان و مظلومان و مقابله با مستکبران و ظالمان، در وضعیت جدید تغییری نکرده است. این، خطی ثابت است و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، خود را رهرو و پیرو همان خطی میدانند که امام خمینی و امام خامنهای بزرگ و شهید، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا اکنون، ترسیم کردند.
این، در واقع اطمینانی است که رهبر معظم انقلاب به حزب، رزمندگان و رهبری آن میدهند که خیالتان راحت باشد. هرچند ایران در این جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بهشدت درگیر دو جنگ ناجوانمردانه شد، ضربات زیادی را متحمل شد و بزرگانی را از دست داد که در رأس آنان امام شهیدمان بود، اما کوچکترین تغییر، عقبنشینی یا خللی در اراده و اهداف انقلاب به وجود نیامده است؛ تا خیال آن رزمندگان راحت باشد که این پشتیبان همچنان در حمایت از حزبالله لبنان، حمایت از لبنان و حمایت از مظلومان، ثابت و استوار باقی مانده است.
این قطعاً بزرگترین اطمینان قلبی برای آن رزمندگانی است که همواره نگران ایران هستند؛ نگران اینکه اگر خدایناکرده در ایران اتفاقی بیفتد یا تزلزلی به وجود آید، سرنوشت گروههای مقاومت در معرض خطرات بزرگی قرار خواهد گرفت. رهبر معظم انقلاب در این پیام تلاش کردند و با قلم شیوای خود این اطمینان را دادند که خیالتان از این موضوع راحت باشد؛ ایران همچنان خط حمایت از مجاهدان را بهعنوان یک سیاست راهبردی ادامه خواهد داد.
همچنین از صبر و استقامت مردم لبنان، بهخصوص مردم جنوب لبنان، تشکر کردند. ما در ماههای اخیر شاهد جنایتها و جرمهای زیاد رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و ویران کردن کامل شهرها و شهرکها بودهایم. اگر این وضعیت با عملیات روانیای که اکنون هم وجود دارد همراه باشد، ممکن است در نفوس عدهای یأس و ناامیدی ایجاد کند؛ اما این پیام نشان میدهد که ایران، بهرغم همه مشکلاتی که در این دو جنگ متحمل شده است، مقاومت، بهخصوص حزبالله لبنان، را جزئی از خود میداند. همانگونه که ایران از مردم جنوب ایران، شهرها، روستاها و زیرساختهای ایران دفاع میکند، از حزبالله و، بهخصوص، از لبنان نیز دفاع میکند.
این پیام بزرگی است که رهبر معظم انقلاب میدهند: تمامیت ارضی لبنان و، در واقع، رفع کامل و بدون شرط تجاوز رژیم صهیونیستی، از اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. این سیاست با تغییر افراد، شهادت یک رهبر و آمدن رهبر جدید، نهتنها متزلزل نمیشود، بلکه قویتر ادامه پیدا خواهد کرد.

