1405/05/03
گفتوگو با آهنگساز «به رسم کرام»
قطعه «به رسم کرام» چگونه ساخته شد؟

قطعه موسیقی «به رسم کرام» با غزلی از حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه؛ «امین» در نجوا با حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام و با صدای حسامالدین سراج و آهنگسازی امیرحسین سمیعی توسط رسانه KHAMENEI.IR تولید شده و در روزهای پیش رو در اختیار مخاطبان و اهالی فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت.آقای امیرحسین سمیعی، موسیقیدان و آهنگساز قطعه «به رسم کرام» از ویژگیهای این تصنیف میگوید.
جناب آقای سمیعی! لطفاً ماجرای شکلگیری قطعهی «به رسم کرام» و روند ساخت آن را برای ما بیان بفرمایید.
به نام خدا. در روزهای نزدیک به انتشار موسیقی «قائد شهید» که من برای تشییع ساختم، یکی از دوستان و همکارانم که در حوزهی تصویر فعّالیّت میکند تماس گرفت و گفت که میخواهیم روی یکی از شعرهای حضرت آقا موسیقی بگذاریم، من پرسیدم کدام شعر است، بعد شعر را برایم فرستاد؛ من با این شعر آشنا بودم، لذا خیلی با شوق قبول کردم و واقعاً دوست داشتم که در این کار باشم و این کار را بسازم. طبق برنامهریزیای که کرده بودند، اجرای کار بر عهدهی جناب آقای سراج(۱) بود و صدای ایشان هم واقعاً خیلی به این شعر میچسبید؛ چون این شعر یک لطافت و دراماتورژیای دارد که شاید آن صمیمانگیِ صدا خودش را در این شعر خیلی راحتتر نشان میدهد. من شروع به ساخت کردم و باور دارم که هیچ کس به غیر از من نباید این موسیقی را میساخت؛ زیرا وقتی که داشتم موسیقی تشییع را میساختم، احساس کردم که کار در اینجا تمام نمیشود و یک اتّفاق دیگری باید بیفتد تا من بتوانم عرض ارادت و عرض ادبی به رهبر شهید داشته باشم. اینگونه بود که قطعهی «به رسم کرام» به وجود آمد؛ من ساختم و جناب آقای سراج هم خواندند.
این شعر چه ویژگیای داشت که نظرتان را جلب کرد؟
نمیخواهم از این فضای رئال فاصله بگیرم، امّا واقعیّتش این است که این شعر یک سری جنبههای فرامعنوی و فرازندگی حال حاضر ما را در خودش دارد. اگر بخواهیم خیلی رئال هم به آن نگاه بکنیم، میبینیم که تمام مضامینش در واقعیّت اتّفاق افتاد؛ مثلاً بند آخر که میگوید من در نهایت در آن کنج حرم هستم، اگر دقّت بفرمایید میبینید که این اتّفاق افتاد؛ الان هم که زائران امام هشتم ما میروند آنجا و آنجا خودشان را پیدا میکنند، آنجا عرض ادب میکنند و بعد میرسند به همان کنجی که در این شعر از آن صحبت شده. بنابراین، یک حسّ عاطفی خاصّی در این شعر وجود دارد؛ میتوانم بگویم یک نمودی از این زندگیِ ایستادن، مقاومت کردن، مقاومت را آموختن است و تمام این سالها را درون خودش دارد و تمام این سالها را در عین تواضع، با قدرتِ شعر به مخاطبش دارد نشان میدهد و شما میرسید به آن نیّت باطنی که نیازی به ساختن بارگاه وجود ندارد و من کنار آن آستان مبارک خواهم رفت. در واقع، همهی اینها به نوعی منش این شخصیّت تاریخی را دارد نمایش میدهد. این شعر خیلی متواضع است و اگر دقّت کرده باشید، انتخاب آقای سراج هم خیلی منطقی است؛ چون در صدای آقای سراج هم یک تواضع خاصّی وجود دارد و صدایی است که تکبّر ندارد، خیلی صمیمانه و خیلی محترم و خیلی موقّر است، این شعر هم دقیقاً تمام آن وجوه را در خودش دارد.
برای ساخت این قطعه، چرا شما ترجیح دادید در قالب ارکسترال کار کنید؟
من به فرم ارکستر خیلی علاقه دارم امّا جدای از علاقهی شخصی، باورم این است که ما وقتی میخواهیم از یک موضوع خیلی مهم و از یک محتوای خیلی بزرگ صحبت کنیم که خیلی کمالگرایانه است، خیلی متعالی است، خیلی انسانمحور، اخلاقمحور و خداانگارانه است، باید از همهی ابزارهایمان استفاده کنیم و ارکستر تمام این ابزارها را در اختیار ما قرار میدهد؛ بااینحال، این اثر به نوعی از کارکردهای موسیقی ایران هم بهره گرفته و آن آواز دشتی یونیک هم در این کار جریان دارد.
یعنی چون شعر یک شعر قوی و همهجانبهای بوده، باید با ارکستری همراه میشده که بتواند عظمت این شعر را به نمایش بگذارد؟
بعضی وقتها عظمت در این نیست که ما یک ارکستر بزرگ داشته باشیم و این ارکستر خیلی پُرسروصدا باشد؛ نه، این ارکستر اتّفاقاً ارکستر بزرگی است ولی تحرّک مصنوعی ندارد؛ اگر کار را گوش بدهید، خواهید دید که این ارکستر با تمام وقار دارد ایدههای خودش را اجرا میکند. درست است که ارکستر بزرگی است، ولی خیلی باوقار و خیلی ملایم دارد امواج صوتی را به نمایش میگذارد. صرفاً چون یک کار ارکستر است، ما نباید انتظار شنیدن یک موسیقیای با حرکتهای آنچنانیِ پُرتحرّک را داشته باشیم؛ نه، این ارکستر است ولی با تمام ارکستر بودنش باوقار است؛ یعنی سعی کرده به شعر که آن وقار را دارد، احترام بگذارد و با آن حرکت بکند.
در واقع، ما با یک شعر خیلی ملایم، لطیف، نجواگونه و با یک صدای متواضع و با ابزاری مثل ارکستر آمدهایم این محصول را تولید کردهایم. بفرمایید حسّوحال خودتان در ساخت این کار چطور بوده؟
ببینید! در بیت آخر که میفرمایند «آنجا که آمد و شد خیل ملائک است»، شما تصوّر کنید ما چه احساسی داریم از بارگاه امام هشتم؛ در واقع، میتوانم بگویم که آن شناخت معنوی و محیطی و تاریخی در این شعر وجود دارد و شعر خودبهخود شعر باوقاری است، چون معلوم است که یک شعر جوششی است و کوششی در این شعر وجود ندارد، بلکه یک عاطفهی واقعی و احساس واقعی در این شعر جریان دارد. این شعر به نظرم شعر خیلی مهمّی در تاریخ معاصر ما است. خب من میدانم که شخصیّت تاریخی رهبر شهید خیلی علاقهای به این نداشتند که حدّاقل در زمان حیاتشان به اینجور کارها به این شکل پرداخته بشود و نکات زیادی هم در این مورد شنیده بودم؛ لذا وقتی که این شعر به دست من رسید، گفتم که الان دیگر واقعاً وقت این است که ما عرض ادب بکنیم و حقّ مطلب در مورد این شعر بتواند اداء بشود.
دربارهی نقش رهبر شهید انقلاب در احیای موسیقی در کشور هم مطالبی بفرمایید.
من فکر میکنم آن رویکردی که مدیران فرهنگی در حوزهی موسیقی فاخر اتّخاذ کردند و برنامهریزیهایی صورت گرفت که منتج به تولید آثار بسیار شایستهای شد، همهی اینها حاصل آن بازدید رهبر شهید از ارکستر سمفونیک صداوسیما در سال ۱۳۷۵ است. در آن بازدید، ایشان بسیار بسیار نکات فوقالعادهای را در باب موسیقی مطرح کردند؛ آنجا به سمفونی شور امیروف(۲) اشاره میکنند ــ آثار موسیقیای که کشورهای اطراف ما دارند و آثار برجستهای هستند ــ به آثار مالر(۳) اشاره میکنند، به آثار واگنر(۴) اشاره میکنند و میفرمایند اساساً موسیقیای که در جهان، موسیقی متعالی، کمالگرایانه و اخلاقمحور است، در خدمت مفاهیم بزرگ بشری قرار میگیرد و این آن کاری است که ما باید در موسیقیمان بکنیم. بنابراین، در اواخر دههی ۷۰ و ۸۰ ما شاهد تولید آثاری بودیم که تا همین الان مشخّص میشود که چقدر جریانهای مهمّی خلق کردند؛ کارهایی که استاد انتظامی(۵) ساختند یا کارهای اساتید بزرگی مثل آقای شریفیان(۶) و مانند اینها، یک ریلی را باز کردند در موسیقی ما که بسیار تأثیرگذار بود.رهبر شهید، در این شناخت از موسیقی، بر این باور بودند که این موسیقی باید جامعهپردازی بکند و باید در تمدّنسازی جامعه نقش داشته باشد. خب موسیقیای که فقط به سمت سرگرمی میرود، اساساً نمیتواند در تمدّنسازی جامعهاش نقشی داشته باشد، نمیتواند در جامعهپردازی جامعهاش نقشی داشته باشد. ایشان این نقش مهم را برای موسیقی در مدّ نظر داشتند و من فکر میکنم که جامعهی هوشمند موسیقی ما از اواخر دههی ۷۰ به این سمت رفت و آثار شاخصی خلق شد. خود من این نکته را خطّ مشی خودم قرار داده بودم؛ یعنی آن پوئمسمفونی «اروند» را که ساختم ــ روح آقا مصباح(۷) عزیز شاد! من بعداً از طریق ایشان دو سه نکتهی خیلی امیدوارکننده از رهبر شهید گرفتم ــ و سمفونیهای دیگری که ساختم، همه در این مسیر بود و خودم الان به آن کارهایی که ساختم افتخار میکنم.
بنابراین، رهبر شهید انقلاب مخاطب جدّی و حرفهای موسیقی بودند. وقتی شما میگویید که ایشان در آن جلسه مختصّات و جزئیّاتی از موسیقی کشورهای دیگر گفتند، به نظر میرسد که یک اِشراف کاملی در فضای موسیقی باید داشته باشند.
صددرصد. ایشان یک اِشراف علمی و تحلیلی به هنر موسیقی داشتند. یک زمانی هست که من میگویم مخاطب احساسی و مخاطب معمولی موسیقیام، امّا یک زمانی هست که شما مخاطب تخصّصی موسیقی هستی؛ اینجا نیازی نیست که موزیسین باشی، ولی میتوانی در این زمینه کتاب بخوانی و تحلیل بکنی. ایشان با این نگاه و با آن سطح معلوماتی که شما هم میدانید، ما هم میدانیم، به موسیقی در جامعه نقش میدادند. سال ۱۴۰۱ که پوئمسمفونی «اروند» جایزهی آهنگسازی را از جشنوارهی فجر گرفت، با توجّه به آن نکاتی که بعداً از طریق آقا مصباح عزیز به بنده منتقل شد، مشخّص بود که ایشان تمام موسیقی را با نگاهی موشکافانه بررسی کرده بودند و آن نکات شاید نکاتی بود که من خیلی منتظر بودم از کسی بشنوم. من نکات تخصّصی زیادی در مورد این کار شنیدم ــ چون این کار خیلی درخشید ــ ولی هیچ وقت از هیچ کس به اندازهی آن نگاهی که از رهبر شهید دیدم، نگاه تحلیلی و جامعهشناسانه به موسیقی «اروند» نشد؛ فقط یک نفر آن نگاه را به من داد و آن پیامی بود که آقا مصباح عزیز از ایشان به من منتقل کردند.
میتوانید محتوای پیام ایشان را بگویید؟ خیلی تخصّصی است یا برای عموم هم قابل فهم است؟
خیلی تخصّصی است؛ من فکر میکنم نیاز باشد که در یک جلسهی مجزّا، راجع به آن پیام در مورد پوئمسمفونی «اروند» توضیح بدهم.
اگر نکتهای در مورد قطعهی «به رسم کرام» باقی مانده، بفرمایید.
من این قطعه را خیلیخیلی عاشقانه دوست دارم و فکر میکنم که صدای جناب سراج هم کاملاً بیانگر عواطف واقعی این قطعه و عواطف واقعی این شعر است. فکر میکنم یک اتّفاق خوبی در این قطعه وجود دارد که حاصل خود شعر است و تقارنش با مراسم تشییع و در نهایت، آن تصویری که این روزها ما در فضای مجازی خیلی داریم میبینیم؛ وقتی من آن تصویر را این روزها میبینم، دائم یاد آن بیت آخر میافتم: «وآنجا که آمد و شد خیل ملائک است / کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن». امیدوارم که از آن بالا برای ما دعا کنند.
(۲ فکرت امیروف (آهنگساز آذربایجانی)
(۳ گوستاو مالر (آهنگساز اتریشی)
(۴ ریچارد واگنر (آهنگساز آلمانی)
(۵ آقای مجید انتظامی
(۶ آقای محمّدسعید شریفیان
(۷ شهید مصباحالهدیٰ باقری کنی (داماد رهبر شهید انقلاب)
