1405/04/25
سرمقاله شماره ۳۹۰ روزنامه صدای ایران
مهر باطل بر محاسبات دشمن

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و نودمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید حسن خوانساری، معاون مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه حضرت سیدالشهدا علیهالسلام استان تهران که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سیصد و نودمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید حسن خوانساری، معاون مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه حضرت سیدالشهدا علیهالسلام استان تهران که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
مهر باطل بر محاسبات دشمن
جنگ تحمیلی ۴۰روزه علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ نبردی بود که بر پایه مجموعهای از محاسبات سیاسی، امنیتی و اجتماعی طراحی شده بود.
مهر باطل بر محاسبات دشمن
جنگ تحمیلی ۴۰روزه علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ نبردی بود که بر پایه مجموعهای از محاسبات سیاسی، امنیتی و اجتماعی طراحی شده بود.آمریکا و صهیونیستها، پیش از آنکه به قدرت نظامی خود تکیه کنند، به یک تحلیل درباره جامعه ایران تکیه داشتند؛ تحلیلی که ستون اصلی آن، فاصله گرفتن مردم از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بود.
بر اساس همین محاسبه، آنان گمان میکردند که با آغاز یک موج گسترده از حملات نظامی، ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، ساختار جمهوری اسلامی در مدت کوتاهی دچار فروپاشی خواهد شد. در نگاه آنان، حذف رأس هرم فرماندهی، با خلأ مدیریتی همراه میشد و این خلأ، زمینه را برای فروپاشی درونی نظام فراهم میکرد.
اما مهمتر از همه اینها، محاسبه دشمن درباره مردم ایران بود. تصور آنان این بود که مردم نه تنها انگیزهای برای دفاع از جمهوری اسلامی ندارند، بلکه در صورت آغاز جنگ، از اقدام متجاوز حمایت خواهند کرد.
سالها جنگ رسانهای، عملیات روانی، تحریمهای اقتصادی و تبلیغات گسترده، آنان را دچار این توهم کرده بود که پیوند میان مردم، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی تضعیف شده و با وارد آمدن یک ضربه بزرگ، این پیوند بهطور کامل از هم خواهد گسست.
اما آنچه در میدان واقعیت رخ داد، درست در نقطه مقابل این محاسبات قرار گرفت. نه ساختار جمهوری اسلامی دچار فروپاشی شد، نه اداره کشور متوقف ماند و نه مردم آن واکنشی را نشان دادند که دشمن انتظارش را داشت. برعکس، با آغاز تجاوز، موجی از همبستگی ملی در سراسر کشور شکل گرفت و اقشار مختلف مردم، با وجود همه تفاوتها و سلایق، در دفاع از ایران و حمایت از نظام جمهوری اسلامی به میدان آمدند.
آنچه دشمن انتظار داشت به شکاف اجتماعی تبدیل شود، به عاملی برای همبستگی بیشتر جامعه ایران بدل شد و همان جنگی که قرار بود پایههای نظام را متزلزل کند، انسجام ملّی را تقویت کرد.
با این حال، در میان همه جلوههای این همراهی، یک صحنه بیش از همه اهمیت دارد؛ تشییعهای تاریخی و دهها میلیونی رهبر شهید انقلاب اسلامی در تهران، قم و مشهد.
این مراسمها را نباید صرفاً آیین بدرقه پیکر مطهر رهبر شهیدمان دانست. تشییعهای دهها میلیونی، در حقیقت، بزرگترین همهپرسی اجتماعی پس از جنگ بودند؛ همهپرسیای که نه با صندوق رأی، بلکه با حضور مردم در خیابانها برگزار شد. میلیونها ایرانی با حضور خود، پاسخی روشن به همان محاسبهای دادند که دشمن آمریکایی-صهیونی جنگ را بر پایه آن آغاز کرده بود.
دشمن تصور میکرد مردم از ولایت فقیه فاصله گرفتهاند، اما میلیونها نفر برای بدرقه رهبر شهید انقلاب به میدان آمدند. دشمن گمان میکرد پیوند مردم با جمهوری اسلامی گسسته است، اما همان مردم، بزرگترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر ایران را در حمایت از همان نظام رقم زدند.
دشمن انتظار داشت شهادت رهبر انقلاب، آغاز فروپاشی باشد، اما این شهادت، به صحنهای برای نمایش وحدت، انسجام و تجدید عهد مردم با آرمانهای انقلاب اسلامی و قائد شهید امت تبدیل شد.
به همین دلیل، تشییعهای تهران، قم و مشهد را باید فراتر از یک مراسم سوگواری تحلیل کرد. این حضور، یک پیام راهبردی داشت، پیامی که هم برای افکار عمومی جهان و هم برای طراحان جنگ قابل فهم بود. میلیونها انسانی که در این مراسم شرکت کردند، در عمل اعلام کردند که جنایت و ترور نه تنها دشمن را به اهداف خود نمیرساند بلکه همانطور که حضرت امام راحل فرمودند باعث بیدارتر شدن مردم میشود.
در واقع، اگر دشمن آغاز جنگ را بر پایه یک محاسبه اجتماعی طراحی کرده بود، تشییعهای تاریخی رهبر شهید انقلاب، پایان آن محاسبه را رقم زد.
تشییعهای پیشوای شهید امت نشان داد که تحلیل دشمن از جامعه ایران، از اساس غلط بوده است. مردمی که قرار بود به خیال خام دشمن، در کنار متجاوز قرار گیرند، به برکت خون امام شهید، پشت نظام اسلامی ایستادند. مردمی که قرار بود از جمهوری اسلامی فاصله بگیرند، با حضور خود از آن حمایت کردند و مردمی که قرار بود از ولایت فقیه عبور کنند، در تشییع رهبر شهیدشان، بار دیگر وفاداری خود را به ایشان و اصل ولایت فقیه نشان دادند و همه اینها به برکت خون شهداست.

