• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/04/20
سرمقاله شماره ۳۸۵ روزنامه صدای ایران

انتقام؛ مأموریت الهی

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و هشتاد و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، سرتیپ شهید سید مجتبی معین‌پور، فرمانده سپاه استان البرز که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* انتقام؛ مأموریت الهی
* آنچه طی یک هفته در بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب، از مصلای تهران آغاز و به مشهد مقدس ختم شد، فارغ از جلوه باشکوهِ کمی آن، واجد بارها و معانی ماهیتی عمیق و قابل تأملی نیز بود. امواج خروشان انسانی که در عزای مردی بزرگ و قائدی بی‌بدیل، سیاه‌پوش بودند و پرچم‌هایی سرخ‌رنگ در دست و بر دوش داشتند، چنان بود که اگر از فاصله‌ای بسیار دور و با قابی باز به آنان نگاه می‌کردی، گویی دریایی است که شعله‌ور شده است.

و آن، آتشی بود آمیخته از داغ دل برای فراق شهید امت و خشم و کینه نسبت به قاتلان او؛ کسانی که در جنایت، مرزهای جدیدی را درنوردیدند و خونی را بر زمین ریختند که در تاریخ معاصر، و حتی چند صد ساله اخیر، بی‌سابقه بود. این خون، خون‌ها را به جوش آورده و فریاد خون‌خواهی و انتقام را به فصل مشترک شعارها و مراثی تبدیل کرده است.

این انتقام و خون‌خواهی، فریادی از سر احساساتِ صرف نیست؛ عین عقلانیت است. چرا که انتقام، برنامه‌ای عمیق و همه‌جانبه برای مقابله با دشمن و عقب راندن و بر جای خود نشاندن او است. اگر حرارت انتقام، به مثابه موتور محرکه حرکت و به پیش رفتن، کاهش یابد و ما به سراغ دشمن نرویم، او به سراغ ما خواهد آمد و تجربه، به‌خصوص در دو جنگ اخیر، ثابت کرده است که با دشمنی روبه‌رو هستیم که هیچ و مطلقاً هیچ چیز را مانع خود نمی‌بیند و نمی‌داند؛ نه قوانین نوشته و نانوشته بین‌المللی و نه اخلاق و انسانیت.

در چنین معادله‌ای، انتقام عملی واکنشی و منفعلانه نیست، بلکه کنشی برای اجرای عدالت و بازگرداندن تعادل است و هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند در ضرورت آن تشکیک کند. عبور از چراغ سرخ انتقام، چراغ سبزی به دشمن برای جنایات بیشتر و مهیب‌تر است؛ همان دشمنی که ماهیت خود را در حمله به مدرسه میناب و کشتار کودکان و جنایت بی‌سابقه لامرد نشان داده است.

و اینجاست که رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیام اخیر خود، خطاب به پیشوای شهیدمان، این‌چنین محکم و قاطعانه می‌فرمایند: «عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌ی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آن‌ها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و به‌زودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا، هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.»

ما در سینه خود، خشم و کینه از این جنایتکاران را همچون آتشی مقدس روشن نگه داشته و پاسبانی خواهیم کرد؛ آتشی که در این روزگار ظلمانی، راه را به ما نشان خواهد داد تا بتوانیم «مأموریت الهی» خود را در پاک کردن زمین از لوث خون‌خواران اپستینی به انجام برسانیم.

به قول حکیم طوس:
چنین کار یکسر مدارید خرد
چنین کینه را خرد نتوان شمرد

ز دل‌ها همه ترس بیرون کنید
زمین را ز خون رود جیحون کنید