• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/04/11
یادنامه امام مجاهد شهید | یادداشت سید عباس عراقچی

میراث شکوه؛ یادگار اندیشه سید علی خامنه‌ای در سیاست خارجی

 مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه یادنامه «امام مجاهد شهید» مشتمل بر یادداشت‌هایی از شخصیت‌های مطرح علمی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تهیه کرده است که در رسانه KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادنامه، نظرات نویسندگان است.
آنچه در ادامه می‌آید، یادداشت سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه است.


https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif آنگاه که تاریخ در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز در جست‌وجوی نام‌هایی برای ثبت شکوه ایستادگی یک ملّت برمی‌آید، به قامت‌هایی می‌رسد که نه‌تنها زمانه خویش، بلکه افق‌های آینده را نیز درنوردیده‌اند. رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه از تبار همان قله‌های استوار است؛ شخصیتی که در سال‌های رهبری خویش، دیپلماسی را از سطح مناسبات سرد قدرت و کنش‌های صرفاً اداری، به مرتبه‌ای از معنا، هویت و رسالت تمدنی ارتقا داد و سیاست خارجی را به زبان گویای کرامت یک ملّت بدل ساخت.

تجربه‌های دشوار سال‌های اخیر که با تحمیل دو جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور عزیزمان همراه بود، به‌روشنی نشان داد که دیپلماسی در نقاط عطف تاریخی، نه صرفاً ابزار تنظیم روابط، بلکه آیینه‌ای از هویت و اراده ملّی است. میراثی که از رهبر شهید در عرصه سیاست خارجی برجای مانده، دقیقاً از همین جنس است؛ روایتی زنده از پیوند میان عزت ملّی، حکمت سیاسی و مصلحت‌سنجی هوشمندانه که در میان امواج پرتلاطم تحریم، فشار، تهدید و جنگ جایگاهی متمایز برای جمهوری اسلامی ایران رقم زده است.

این سرمایه بیش از هر چیز بر اصل بنیادین استقلال استوار است؛ استقلالی که نه به معنای انزوا، بلکه به مفهوم حضوری فعال، اثرگذار و در عین حال غیروابسته در نظام بین‌الملل تعریف می‌شود. در این منظومه فکری، دیپلماسی زمانی معنا می‌یابد که ملّت خود را موضوع تعامل بداند، نه ابزار معامله. از این‌رو، سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره کوشیده است با حفظ خطوط قرمز هویتی، باب گفت‌وگو را با جهان مفتوح نگاه دارد.

میراث ایشان فراتر از چارچوب‌های تنگ نظریه‌های تقلیل‌گرای واقع‌گرایانه یا لیبرال، بر بنیانی محکم و عمیق از هویت اسلامی-ایرانی استوار است؛ بنیانی که در آن، منافع ملّی در امتداد ارزش‌ها تعریف می‌شود، نه در تعارض با آن‌ها. در این چارچوب، تلفیق آرمان‌گرایی با واقع‌بینی از ویژگی‌های بنیادین این مکتب فکری است؛ زیرا نظام بین‌الملل عرصه تزاحم منافع است، اما فقدان آرمان، دیپلماسی را به معامله‌ای بی‌روح و بی‌حقیقت فرو می‌کاهد.

در ساحات هویتی، رهبر شهید با دمیدن روح خودباوری، سیاست خارجی را از وابستگی‌های تاریخی رهانید و عقلانیتی را بنیان گذاشت که «انقلابی» بود؛ نه به معنای هیجان، بلکه به معنای پیوند سنجیده آرمان و واقعیت. این عقلانیت امکان داد تا دیپلماسی جمهوری اسلامی، در عین پایبندی به اصول، کنشگری خردمندانه، منعطف و اثرگذار در صحنه بین‌المللی باشد. در حوزه منافع ملّی، با تبیین مفهوم «تعامل عزتمندانه»، مسیر تازه‌ای در دیپلماسی گشوده شد؛ مسیری که در آن گفت‌وگو نه از موضع ضعف، بلکه از جایگاه اقتدار و اعتماد به نفس شکل می‌گیرد. در کنار آن، «دیپلماسی جهادی هوشمند» به‌عنوان راهبردی فعال، امکان پیشبرد اهداف ملّی را در شرایط فشار و تهدید فراهم ساخت و نشان داد صلابت و تدبیر می‌توانند هم‌زمان در خدمت اعتلای کشور قرار گیرند.

در سطح نقش‌آفرینی منطقه‌ای و بین‌المللی، این میراث تجلی کنشگری هنجارساز بود؛ جایی که حمایت از نهضت‌های مقاومت در کنار پایبندی به اصل عدم مداخله، الگویی متوازن از تعهد اخلاقی و التزام حقوقی ارائه کرد. در این نگاه، دیپلماسی به معنای  مشارکت در بازتعریف معنا و عدالت در نظام جهانی است. در امتداد آن، نگاه منطقه‌ای ایشان بر پایه اعتماد به ظرفیت‌های بومی و پیوندهای تاریخی و تمدنی استوار بود؛ نگاهی که امنیت را نه محصول ائتلاف‌های تحمیلی، بلکه نتیجه هم‌افزایی ملّت‌های منطقه می‌دانست.

براساس تعالیم ایشان بود که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در قالب «دیپلماسی مقاومت‌محور» شکل گرفت. دیپلماسی‌ که بر پایه حفظ استقلال، ایستادگی و شجاعت در برابر فشارهای خارجی رشد و نمو یافته و در همین مسیر حرکت می‌کند. در این چارچوب، مقاومت صرفاً به معنای تقابل نیست، بلکه در کنار آن، بهره‌گیری از عقلانیت و فنون دیپلماتیک برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی اهمیت اساسی دارد. از این رو، دیپلماسی موفق و کارآمد ترکیبی از پایداری در دفاع از اصول و تدبیر در تعامل با دیگران است؛ به‌گونه‌ای که هم اقتدار ملّی حفظ شود و هم زمینه‌های همکاری و اثرگذاری فراهم گردد.

نظریه‌پردازی چنین مکتبی به  محور مقاومت در منطقه این فرصت را داد که با نگاهی فراتر از معادلات مقطعی، بتواند الگویی از کنش راهبردی ارائه دهد که تأثیرات آن محدود به سیاست‌های روزمره نمانده و در سطوح عمیق‌تری از تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نمود یافته است.

مفهوم «دیپلماسی مقاومت» در این منظومه جایگاهی محوری دارد؛ مفهومی که بیانگر نوعی بازدارندگی فعال و بالا بردن هزینه‌های سلطه‌گری برای قدرت‌هاست، به‌گونه‌ای که سیاست خارجی کشور بتواند با بهره‌گیری از این راهبرد، از موضعی مقتدر و هم‌تراز وارد گفت‌وگوهای جهانی شود و در شکل‌دهی به قواعد بازی نیز نقش‌آفرینی نماید

بی‌تردید، آنچه از رهبر شهید برجای مانده، صرفاً خاطره‌ای در تاریخ نیست، بلکه نقشه راهی زنده برای آینده است؛ نقشه‌ای که می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را در مسیر تعامل سازنده، عزتمند و اثرگذار در نظام بین‌الملل هدایت کند. ایشان با نگاهی ژرف و افقی فراتر از زمانه، دیپلماسی را از انفعال رهانید و آن را به «کنش عزتمندانه» ارتقا داد؛ ساحتی که در آن ایران نه بازیگری حاشیه‌ای، بلکه کنشگری معنادار و اثرگذار در معادلات جهانی است؛ و در آن، استقلال نه فاصله از جهان، بلکه مبنای تعامل برابر و احترام متقابل به شمار می‌آید.

و اینک، در تداوم آن تفکر و گذشته درخشان، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همچنان بر شانه‌های اندیشه شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه استوار ایستاده است؛ اندیشه‌ای که در آن قدرت نه در سلطه، بلکه در همکاری معنا یافته است، و دیپلماسی نه در سازش، بلکه در عزت، حکمت و صلابت تبلور می‌یابد؛ افقی که همواره گشوده خواهد ماند و بی‌تردید، تاریخ، روایت استمرار آن را از زبان نسل‌های آینده بازخواهد گفت.