1405/04/08
سرمقاله شماره ۳۷۳ روزنامه صدای ایران
جام دشمنی!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و هفتاد و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرتیپ شهید امین پورجودکی، معاون فرمانده شاخه پهپادی نیروی هوافضای سپاه که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سیصد و هفتاد و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرتیپ شهید امین پورجودکی، معاون فرمانده شاخه پهپادی نیروی هوافضای سپاه که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
جام دشمنی!
فوتبال همیشه چیزی بیش از یک ورزش بوده است. چیز عجیبی هم نیست. امری که توجه بخش بزرگی از دنیا را به خود جلب کند، در حالی که رقابت بر سر «توجه» تبدیل به مرکز تلاشهای جهانی در اغلب عرصهها شده است، قطعاً محدود به زمین چمن و سکوهای ورزشگاه نیست و نمیماند. یکی از دلایل مهم سرمایهگذاری سنگین بسیاری از کشورها روی فوتبال، چه در سطح باشگاهی و چه ملی، در همین واقعیت نهفته است.
جام دشمنی!
فوتبال همیشه چیزی بیش از یک ورزش بوده است. چیز عجیبی هم نیست. امری که توجه بخش بزرگی از دنیا را به خود جلب کند، در حالی که رقابت بر سر «توجه» تبدیل به مرکز تلاشهای جهانی در اغلب عرصهها شده است، قطعاً محدود به زمین چمن و سکوهای ورزشگاه نیست و نمیماند. یکی از دلایل مهم سرمایهگذاری سنگین بسیاری از کشورها روی فوتبال، چه در سطح باشگاهی و چه ملی، در همین واقعیت نهفته است.در این میان، جام جهانی در صدر و مرکز این پدیده است. همه کشورها سعی دارند خود را به این رقابت مهم چهارساله برسانند و کارنامهای قابل توجه و درخشان در این میدان از خود بر جای بگذارند. تیم ملی ایران یکی از تیمهای حاضر در جام جهانی اخیر بود که با شرایط خاص و متفاوت، با همه تیمهای دیگر، پا به این عرصه نهاد.
آنها در حالی راهی این میدان شدند که کشور در میانه جنگ بود و، از قضا، در یک پدیده بیسابقه، میزبان جام، کشوری است که به ایران حمله کرده بود. غربیها همیشه شعار جدایی سیاست از ورزش را سر دادهاند و طی چند دهه اخیر فشارهای زیادی را در عرصههای مختلف ورزشی به ایران وارد کردهاند. به چه بهانهای؟ به بهانه جدایی سیاست از ورزش!
رفتاری که دولت آمریکا، به عنوان یکی از سه میزبان جام جهانی ۲۰۲۶، با تیم ملی ایران انجام داد، اگرچه اولین مورد از برخوردهای دوگانه غرب با موضوع ورزش نبود، اما مرز استانداردهای دوگانه در این زمینه را به شکلی جدی جابهجا کرد. آمریکا با رفتاری خصمانه که پیش از اعزام تیم ملی نیز شروع شده بود، نشان داد که حد و مرزی برای دشمنی نمیشناسد و از اینکه زمین چمن فوتبال و جام جهانی را هم به ابزاری برای کینهورزی و خباثت تبدیل کند، ابایی ندارد.
البته که این موضوع برای ما عجیب و غریب نیست. این همان آمریکایی است که روز اول جنگ و تنها چند ساعت پس از حمله وحشیانه به مدرسه میناب، یک سالن ورزشی در لامرد را هدف آزمایش یک موشک جدید قرار داد و بر اثر این حمله، ۲۱ ورزشکار دختر را قتلعام کرد و صد تن را مجروح کرد. از چنین رژیمی میتوان توقع داشت که روح ورزش و جوانمردی و عدالت را بفهمد و رعایت کند؟!
این برخوردها و رفتارهای ضدورزشی و حتی ضدانسانی از سوی دولت آمریکا و البته سکوت و همراهی بیشرمانه فیفا با آن، چیزی غریب نیست. آمریکا روز نهم اسفند آمده بود که طی چند روز جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کند و حالا تیم ملی همین کشور در قلب آمریکا حضور داشت، پرچم پرافتخارش در اهتزاز بود و قهرمانان ایرانی، به نمایندگی از ۹۰ میلیون نفر، دست بر سینه داشتند و در خاک دشمن میخواندند: «شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان، پاینده مانی و جاودان، جمهوری اسلامی ایران»!

