• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/04/04
سرمقاله شماره ۳۶۹ روزنامه صدای ایران

درس نگرفتند

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و شصت و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید علی جوادی‌پور، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* درس نگرفتند
* آمریکا به همراه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، یک بیانیه مشترک ضدایرانی منتشر کردند. این بیانیه بازتابی از تداوم محاسبات نادرست بازیگرانی است که هنوز حاضر نیستند واقعیت‌های جدید غرب آسیا را بپذیرند. جنگ چهل‌روزه علیه ایران، آزمونی بزرگ برای تمامی طرف‌های منطقه بود؛ آزمونی که نشان داد معادلات قدرت در منطقه تغییر کرده و دوره تصمیم‌گیری یک‌جانبه درباره امنیت غرب آسیا به پایان رسیده است. با این حال، مفاد بیانیه منامه نشان می‌دهد برخی دولت‌های عربی همچنان بر همان گزاره‌هایی اصرار دارند که شکست آن‌ها در عمل آشکار شده است.

نخستین نکته قابل تأمل در این بیانیه، تأکید بر «مشارکت راهبردی» میان آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. این گزاره در حالی مطرح می‌شود که جنگ اخیر دقیقاً خلاف آن را ثابت کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در جریان تجاوز نظامی به ایران، به اشکال مختلف در کنار آمریکا قرار گرفتند. اما نتیجه این مشارکت چه بود؟ آیا امنیت بیشتری برای این کشورها به همراه آورد؟

واقعیت این است که جنگ اخیر نشان داد میزبانی از نیروها و پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه این کشورها را به بخشی از میدان درگیری تبدیل می‌کند. حملات متقابل ایران و پیامدهای امنیتی ناشی از آن، به خوبی نشان داد هر کشوری که خاک خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار دهد، نمی‌تواند انتظار مصونیت از تبعات آن را داشته باشد.

نکته مهم‌تر آنکه در جریان این درگیری‌ها، آمریکا نه توانایی واقعی و نه اراده سیاسی لازم برای دفاع مؤثر از شرکای عرب خود را نشان نداد. کشورهایی که سال‌ها میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی و میزبانی از نیروهای این کشور کرده‌اند، در لحظه‌ای که خود را در معرض تهدید دیدند، دریافتند که چتر امنیتی واشنگتن بیش از آنکه یک تضمین عملی باشد، یک شعار سیاسی است. همین مسئله باعث شد نگرانی از گسترش جنگ و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌های عربی تبدیل شود.

از این منظر، نخستین جمله بیانیه دربردارنده یک تناقض اساسی است. اگر مشارکت راهبردی با آمریکا قرار بود امنیت ایجاد کند، چرا کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی در طول جنگ به‌شدت نگران گسترش درگیری بودند؟ تجربه اخیر ثابت کرد که اتکا به چتر امنیتی واشنگتن نه‌تنها تضمینی برای ثبات نیست، بلکه می‌تواند به عاملی برای انتقال ناامنی به داخل مرزهای این کشورها تبدیل شود.

در واقع، آنچه تحت عنوان «مشارکت راهبردی» از آن یاد می‌شود، بیش از آنکه یک سازوکار مؤثر برای تأمین امنیت کشورهای عربی باشد، به ابزاری برای تداوم وابستگی نظامی و اقتصادی آن‌ها به آمریکا شباهت دارد. جنگ اخیر نشان داد که واشنگتن از حضور نظامی خود در منطقه برای پیشبرد اهداف و منافع خود بهره می‌برد، اما هنگامی که پای هزینه‌های امنیتی این سیاست به میان می‌آید، کشورهای عربی ناچارند بخش عمده تبعات آن را به‌تنهایی تحمل کنند. به همین دلیل، تأکید مجدد بر این مشارکت راهبردی، تلاشی برای حفظ ساختاری است که سود اصلی آن نصیب آمریکا و صنایع تسلیحاتی این کشور می‌شود.

بخش دیگری از بیانیه به موضوع موشک‌های بالستیک، پهپادها و آنچه حمایت ایران از گروه‌های مقاومت خوانده شده، اختصاص یافته است. این بخش از بیانیه نیز نشان می‌دهد کشورهای عربی هنوز واقعیت‌های جدید منطقه را درک نکرده‌اند. جنگ اخیر دقیقاً اهمیت قدرت موشکی ایران را برای همه بازیگران منطقه آشکار کرد. توان موشکی ایران نه یک ابزار قابل مذاکره، بلکه بخشی از ساختار بازدارندگی کشور است. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده که تهران حاضر نیست درباره این مؤلفه امنیت ملی حتی وارد مذاکره شود.

همین مسئله درباره محور مقاومت نیز صدق می‌کند. تحولات منطقه طی دو دهه اخیر نشان داده که گروه‌های مقاومت نتیجه واقعیت‌های میدانی، اشغالگری و بحران‌های امنیتی در منطقه هستند. از این رو، تصور حذف این مؤلفه‌ها از طریق فشار سیاسی یا گنجاندن آن‌ها در بیانیه‌های دیپلماتیک، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر فاصله گرفتن از واقعیت‌های موجود است.

در حقیقت، کشورهای عربی و آمریکا به جای پذیرش معادلات جدید منطقه، همچنان بر دستورکارهایی تأکید می‌کنند که در میدان امکان تحقق آن‌ها وجود ندارد. همین مسئله سبب شده بخش مهمی از بیانیه بیشتر شبیه فهرستی از آرزوهای سیاسی باشد تا یک برنامه عملیاتی قابل اجرا.