• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/03/29
سرمقاله شماره ۳۶۳ روزنامه صدای ایران

قاسم هنوز در خط...

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و شصت و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، سردار شهید نصیر باغبان (محسن باقری)، معاون اطلاعات نیروی قدس سپاه که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* «قاسم هنوز در خط...»
* «در جنگ ۳۳ روزه حاج قاسم نیرو در سوریه پیاده کرد تا اگر جبهه لبنان نیاز به کمک پیدا کرد، وارد عمل شویم.» این را یکی از همرزمان شهید سلیمانی در یک مستند می‌گوید. از سال ۱۳۸۵ که جنگ علیه حزب‌الله در لبنان بالا گرفت تا امروز که جبهه لبنان به بخشی از معادله صریح و علنی امنیتی ایران با امریکا تعریف شده، راه زیادی طی شده است. راهی که به برکت و هزینه مجاهدت رزمندگان مقاومت از ملّیت‌های مختلف، از جمله رزمندگان ایرانی و دلاوران لبنانی، تمام شده است. یکی از خواست‌ها و زورگویی‌های دشمن امریکایی پیش از جنگ اخیر، رها کردن مقاومت بود.

بخش مهمی از این مسیر و نتیجه امروز، مدیون رهبر شهید و در ادامه هم مردی است که در ۳ دهه اخیر لحظه‌به‌لحظه پای مقاومت ایستاد. همراه رزمندگان فرامرزی مقاومت در عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و سوریه و یمن و ... بود. همراه آنان خندید، همراه آنان گریه کرد، همراه آنان جنگید، همراه آنان جهاد کرد و در نهایت هم همراه آنان شهید شد؛ شهید قاسم سلیمانی. آنچه امروز به نام شبکه یکپارچه مقاومت و وحدت میدان‌ها و وحدت ساحات تعبیر می‌شود، مدیون اوست. شبکه‌ای که بخشی از توان محور مقاومت برای ضربه زدن به منافع و دارایی‌های ائتلاف دشمن امریکایی ـ صهیونی بود.

شبکه‌ای که حتی بعد از شهادت سلیمانی، مسیر رشد و نمو خود را طی کرد و در یک مقیاس منطقه‌ای، با وجود سقوط سوریه، اما لایه‌های دفاعی اضلاع مختلف مقاومت را به یکدیگر گره زد و در نهایت هم در معرکه اخیر با ائتلاف امریکایی ـ اسرائیلی توان خود را اثبات کرد. مفهوم قدرت در شبکه یکپارچه مقاومت نه بر مبنای مختصات عملکرد یک ارتش کلاسیک، بلکه بر مبنای فرسایش مداوم دشمن و جلوگیری از تثبیت او بنا شده بود. مقاومتی که انگیزه‌های مادی و سیاسی نداشت و به مسئله‌ای اعتقادی و ایمانی گره خورده بود که فصل مشترک جمهوری اسلامی ایران با این گروه‌ها در منطقه است: مبارزه با اشغالگری از هر نوع!

مقاومتی که در آن جمهوری اسلامی ایران از یک جایگاه برابری و برادری و مؤمنانه با آنها برخورد کرده و در امور داخلی مربوط به آنها دخالت و تحمیلی نداشت. همین رابطه ایمانی و برادرانه هم بوده که مبنای این تعامل را تقویت و مستحکم کرده، چنان‌که در اظهارات اخیر دبیرکل حزب‌الله لبنان هم دیده می‌شود؛ زمانی که اظهار می‌کند ایران از ما چیزی نخواسته است. معمار این شبکه و راهنما و برنامه‌ریز و مرشد آن، پس از رهبر شهید انقلاب، حاج قاسم سلیمانی بود. او بود که با مغناطیس شخصیتی متأثر از خمینی کبیر رحمه‌الله و خامنه‌ای شهیدرضوان‌الله‌تعالی‌علیه، این جریان‌های آزادی‌خواهِ استقلال‌طلبِ جهادی را از فلسطین و لبنان تا عراق و افغانستان و یمن دور خود جمع کرد و شبکه یکپارچه مقاومت را شکل داد.

شبکه‌ای که حالا راه و هدف خود را بیش از هر زمان دیگری بهتر می‌شناسد. شبکه‌ای که تبدیل به ائتلاف آزادی‌خواهانِ مسلمان غرب آسیا شده و تفاوت‌های فرهنگی و زبانی و ملّی و حتی مذهبی باعث تفارق بین‌شان نشده است. شبکه و ساختاری که بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی و حتی سیدحسن نصرالله و سیدعلی خامنه‌ای هم راه و مسیر خود را طی می‌کند و به راه و چاه خود واقف است.

حالا شاید بهتر بتوان کینه رئیس‌جمهور ایالات متحده را از قاسم سلیمانی درک کرد. از همین کینه هم دست به ترور او زد. تروری که البته مانع تشکیل و شبکه‌سازی و جبهه‌سازی محور مقاومت نشد. همین محور، ۶ سال بعد از شهادت سلیمانی، در سنگین‌ترین تجربه عملیاتی خود با دشمن اصلی امریکایی و صهیونی، روسفید از میدان نبرد بیرون آمد. قاسم سلیمانی زنده است و در وسط معرکه نبرد فرماندهی می‌کند.