1405/03/29
مجموعه روایت معماران ایران قوی؛ قسمت ششم، محمود باقری
دانشجوی فیزیک دانشگاه شریف یا مغز متفکر وعده صادق
دوربین در حاشیه یکی از رزمایشهای موشکی، بین فرماندهان نظامی میچرخد و با هر یک گپ و گفتی دارد. اهمیت رزمایش بالاست برای همین فرماندهان دیگری غیر از مسئولان نیروی هوافضا هم هستند از ستاد کل نیروهای مسلح گرفته تا قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص) و فرماندهی کل سپاه.دوربین میرسد به کسی که همه نظامیان برای تماشای عملکرد نیروهای تحت امر او وسط صحرا آمدهاند. فرمانده موشکیِ هوافضا اما راضی نمیشود جلوی دوربین بیاید. تصویربردار سماجت میکند و فرمانده را رها نمیکند. در نهایت ته چیزی که از فرمانده کاسب میشود یک جمله است: «هر وقت شهید شدیم بروید با خانوادهام مصاحبه کنید!» این تمام چیزی است که سردار محمود باقری در حال گریز از قاب دوربین با احترام و مزاح به تصویربردار میگوید.
تقریباً همه زندگی باقری همین بود. فراری از دوربین و رسانه و مصاحبه و دیده شدن. یکی از دلایلی که اطلاعات زیادی از او ولو بعد از شهادتش در دسترس نیست همین است. اهل فن اما میدانند که در تمام ۴ دهه اخیر نیروی موشکی ایران ردّپای او در خیلی از جاها دیده میشود؛ چه زمانی که موشکی یک نهال کوچک و نحیف بود، چه در سالهای اخیر که تبدیل به یکی از بزرگترین و قَدَر ترین نیروهای موشکی دنیا شده بود و عملیاتهای سنگین و عجیب و غریبی را هم انجام میداد و به مصاف لایههای متراکم دفاعی و پیچیده ناتو و اسرائیل و آمریکا و اعراب میرفت. نمونهاش عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ که از نظر کمیت و گستردگی و حتی کیفیت میتوان آنها را در زمره بزرگترین حملات موشکی تاریخ دانست. همین چند ماه قبل بود که سیّدمجید موسوی فرمانده فعلی نیروی هوافضای سپاه، باقری را شخصیت اصلی طراحی و برنامهریزی این عملیاتها معرفی کرد.
خادم هیئت عزاداری سیدالشهدا علیهالسلام در محله مهرآباد جنوبی تهران در جوانی، دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بود که به توصیه حسن طهرانی مقدم تغییر رشته داد. دلیل؟! طهرانی مقدم به او گفته بود باید تحصیل را متوجه رشتهای کنی که برای کار و مجموعه موشکی هم آورده داشته باشد. همین شد که نوک تحصیلاتش به سمت عمران و نقشهبرداری چرخید تا فارغالتحصیل سالهای بعد دانشگاه خواجه نصیر، خودش یک عنصر کلیدی در فرایند آمادهسازی و محاسبات شلیک بالستیکهای ایرانی باشد.

نیروی تحت امر او دارای بزرگترین زرادخانه موشکی منطقه و یکی از بزرگترین نیروهای موشکی جهان بود. با این حال خیلیها نمیدانستند فرمانده این تشکیلات عظیم و گسترده کیست. در رزمایشهای موشکی ایران هم که از اواسط دهه ۸۰ جای خودش را در میان رویدادهای دفاعی کشور باز کرده بود هیچ تصویر و نام و نشانی از او نبود.
فرمانده، نفس خودش را کشته بود. در بعضی از این رزمایشها قاب دوربین و تصویربرداران و خبرنگاران سمت او هم چرخیده بودند، اما او همان برخوردی را با آنها کرده بود که با تصویربردار اشاره شده در سطرهای ابتدایی متن را کرد. فرمانده تا زمان شهادت همین گونه بود.
بعد از عملیات موشکی وعده صادق علیه دشمن صهیونیستی، نشان فتح را از رهبر شهید دریافت کرد. نشانی که به رزمندگان و نظامیان و فرماندهانی اعطا میشود که صاحب پیروزیهای چشمگیر در مبارزه با دشمن باشند. فرمانده اما آن را روی لباسش نصب نمیکرد. در پاسخ به سؤال فرزندش که این اتفاق آرزوی بسیاری از آدمهاست پس چرا آن را استفاده نمیکنی گفته بود: «تا زمانی که دوستانم در مجموعه هستند که حق استادی به گردن من دارند و هنوز نشان نگرفتند، من نصبش نمیکنم.»
فرمانده هرچند در شبیخون بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بعد از ۴۰ سال مجاهدت به آرزوی دیرینهاش رسید اما ساختاری بنا کرده بود که حتی در نبود خودش هم مثل ساعت کار میکرد. تمرینهای سالانه موشکی و به خط شدن کل نیرو در رزمایشهای سالانه با طرحهای از پیش طراحی شده و برنامهریزی شده در گسترهای به وسعت کل ایران در همه پایگاههای موشکی، اثر خودش را در حملات هجومی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به خوبی نشان داد. شهید علی لاریحانی درباره باقری گفته بود: «او یکی از بزرگترین سرمایههای نظامی کشور بود.»
