• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/03/03
سرمقاله شماره ۳۳۷ روزنامه صدای ایران

دفاع از وطن با مدیریت مصرف انرژی

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و سی‌ و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سهیل کیارش، دانش‌آموخته پزشکی دانشگاه شاهد که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* دفاع از وطن با مدیریت مصرف انرژی
* جنگ تحمیلی سوم در شرایطی آغاز شد که ایالات متحده گمان می‌کرد خیلی زود پیروز میدان نبرد خواهد بود و دوره‌ی سکوت صحنه‌ی نبرد نظامی نیز در شرایطی آغاز شد که اساساً ایران تقاضای آتش‌بس نکرده بود، چهل روز مواضع دشمن مورد تهاجم موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفت و از ابزار تنگه‌ی هرمز به‌مثابه سلاح اقتصادی استفاده شد.

امروز آمریکا عملاً در بن‌بستی پرهزینه گرفتار شده است. رسیدن به توافق با ایران، مستلزم امتیاز دادن و پذیرش نوعی شکست است و گویا فعلاً آمریکا قصد ندارد آن را بپذیرد؛ چون این به‌معنای شکست در برابر چین، روسیه و حتی اتّحادیه‌ی اروپا نیز هست. از دیگر سو آغاز نبرد نظامی تمام‌عیار نیز برای آمریکا پرهزینه است؛ چون چنین نبردی منجر به جهش نرخ بهره و تورم در آمریکا می‌شود که برای اقتصاد این کشور بسیار مخرب است.

این، بن‌بست باعث شده است که حتی در سفر ترامپ به چین، طرف چینی با اعتماد به نفس بالا و حتی لحن تهدیدآمیز با او برخورد کند، زیرا می‌داند ترامپ در پرونده ایران و تنگه هرمز در یک «جنگ بی‌پایان» (Endless War) گرفتار شده است.

بحران تنگه هرمز بار مالی بدهی‌های دولت‌های غربی را به صورت تصاعدی افزایش داده است. اخلال در صادرات انرژی از تنگه‌ی هرمز عملاً منجر به افزایش قیمت بنزین، برق، هزینه‌های سکونت (وام مسکن) و مواد غذایی در غرب -به‌ویژه آمریکا- شده است. این فشار معیشتی می‌تواند عامل اصلی شکست‌ سیاسی دولت‌ ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس آمریکا و همچنین شکست حزب کارگر در انگلیس باشد.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار ایران، اثرگذاری بر نرخ اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا است. ترامپ نسبت به نوسانات این بازار بسیار حساس است؛ به طوری که هرگاه نرخ این اوراق از مرز ۴.۶ درصد عبور کرده، او ناچار به عقب‌نشینی نظامی یا اعلام آتش‌بس شده است. همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، آغاز دوباره حمله نظامی می‌تواند با جهش نرخ اوراق قرضه، آسیب جدی به اقتصاد آمریکا وارد کند. بنابراین از یک سو این کشور با محدودیت‌های جدّی در ورود به نبرد نظامی مواجه است و از دیگر سو، نمی‌خواهد طی یک توافق به ایران امتیاز بدهد.

در چنین شرایطی، دشمن به فشارهای اقتصادی -به‌ویژه از طریق محاصره‌ی دریایی- با هدف در هم شکستن تاب‌آوری ایرانیان چشم دوخته است. پیش‌تر نیز در میانه‌ی جنگ آسیب‌هایی به زیرساخت‌های اقتصادی ایران -مثلاً در حوزه‌های گاز و بنزین- وارد کرده بود. اگر چه پاسخ بازدارنده‌ی ایران، منجر به توقف دشمن در آسیب‌زدن بیشتر به زیرساخت‌های کشور شد. واقعیت این است که نبرد به ایستگاه تاب‌‌آوری رسیده است و پیروز میدان، آن طرفی است که یک روز بیشتر مقاومت کند. روزی که ایران در این نبرد پیروز شود، عملاً بسیاری از تحریم‌های اقتصادی خنثی و دوران رونق و پیشرفت اقتصادی آغاز می‌شود.

هر یک روز که می‌گذرد، فشار بر اقتصاد آمریکا و متحدانش بیشتر می‌شود. پیروزی از مسیر تاب‌آوری برای ایران به‌مراتب دست‌یافتنی‌تر است. تاب‌آوری به معنای تحمل منفعلانه نیست، بلکه نیازمند یک منطق کلی برای اداره کشور در شرایط محاصره است. مردم مبعوث همان‌طور که در بیش از ۸۰ روز خیابان را تنها نگذاشتند، می‌توانند از طریق صرفه‌جویی در مصرف گاز، برق و بنزین مبارزه با دشمنان ایران را ادامه دهند و پیش ببرند. اگر در سال جاری به‌طور متوسط هر راننده ده درصد در مصرف بنزین صرفه‌جویی کند، مسئله‌ی بنزین حل خواهد شد. همچنین تنظیم دمای اتاق روی ۲۵ درجه‌ی سانتیگراد‌ می‌تواند به‌میزان قابل توجهی ناترازی برق را کاهش دهد.

البته افزایش تاب‌آوری اقتصادی، فقط وظیفه‌ی مردم نیست. دولت نیز باید با گسترش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای اوراسیا (به‌ویژه چین و روسیه)، عملاً تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی را خنثی کند. نتیجه آنکه تاب‌آوری در این مرحله از نبرد به معنای خرید زمان از طریق مدیریت دقیق منابع داخلی و وارد آوردن فشارهای اقتصادی خردکننده به طرف مقابل است تا زمانی که محدودیت‌های سیاسی و مالی، ایالات متحده را ناچار به عقب‌نشینی کند. در این چارچوب، ایران به پیروزی بسیار نزدیک است.