1405/02/31
سرمقاله شماره ۳۳۴ روزنامه صدای ایران
این پرچم بر زمین نمیماند

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و سی و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مهدی رحیمیمقدم، دانشآموخته مهندسی اپتیک و لیزر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
سیصد و سی و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مهدی رحیمیمقدم، دانشآموخته مهندسی اپتیک و لیزر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
این پرچم بر زمین نمیماند
«این پرچم بر زمین نمیماند»؛ این نه یک شعار احساسی و زودگذر، که واقعیتی است که بیش از ۸۰ روز است در خیابانهای ایران جریان دارد.
این پرچم بر زمین نمیماند
«این پرچم بر زمین نمیماند»؛ این نه یک شعار احساسی و زودگذر، که واقعیتی است که بیش از ۸۰ روز است در خیابانهای ایران جریان دارد.واقعیتی که در رفتار مردم، در ایستادنهای طولانی، در دستهای استوار و در نگاههایی که به سهرنگ پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران دوخته شده، خودش را نشان میدهد.
اساساً پرچم، عینیترین و بارزترین نماد هویت یک ملّت است. هر کشور، تاریخ، فرهنگ، غرور و خاطرات جمعی خود را در پرچمش خلاصه میکند. پرچم فقط چند رنگ کنار هم نیست، نشانهای است از آنچه یک ملّت برایش ایستاده، جنگیده، مقاومت کرده و هزینه داده است. به همین دلیل هم هست که در همه جهان، پرچمها اهمیت دارند و ملّتها نسبت به آن حساساند. اما در ایران، ماجرا ابعاد متفاوتتری پیدا دارد. برای ایرانیان، پرچم صرفا یک نماد رسمی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره و بخشی از احساس ملی آنان است.
در بسیاری از کشورهای دنیا، نهایت بروز وطندوستی مردم شاید نصب پرچم بر سردر خانهها باشد، اما در ایران، مردم با پرچم زندگی میکنند.
مردم این سرزمین بارها نشان دادهاند که پرچم بخشی از هویت و شرافت ملّیشان است. همین نگاه هم باعث شد که از نخستین روزهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، یکی از متفاوتترین و مردمیترین پویشهای اجتماعی شکل بگیرد، پویشی که شاید در ظاهر ساده باشد، اما در عمق خود حامل معناهای بزرگی است.
ماجرا از مشهد آغاز شد، جایی که جمعی از جوانان، در ابتکاری جالب و متفاوت، تصمیم گرفتند پرچم ایران را به صورت ۲۴ ساعته در دست بگیرند. ایده ساده بود اما تأثیرش عظیم؛ هیچ کس نمیخواست این پرچم حتی برای لحظهای روی زمین بماند. خیلی زود این حرکت از مشهد فراتر رفت و به تهران و دیگر شهرها رسید. در تهران، چهارراه ولیعصر به یکی از نمادهای این پویش تبدیل شده است. جایی که مردم روزها و حتی هفتهها منتظر میمانند تا نوبتشان برسد و برای چند دقیقه هم که شده، پرچم ایران را در دست بگیرند.
شاید در نگاه اول، نگه داشتن چند دقیقهای یک پرچم کار بزرگی به نظر نرسد، اما آنچه این حرکت را مهم میکند، معنایی است که پشت آن نهفته است. مردمی که داوطلبانه میایستند تا پرچم مقدس کشورشان را نگه دارند، در واقع دارند پیامی روشن مخابره میکنند: پرچم ایران بر زمین نخواهد افتاد.
در این میان، صحنههایی هم رقم خورده که این مفهوم را به زیباترین شکل ممکن تصویرسازی میکند.
در هفتهها و روزهای اخیر، تهران و برخی شهرهای دیگر بارها گرفتار طوفانهای شدید شدهاند. طوفانهایی که درختها را از جا کنده، تابلوها را شکسته و حتی به خودروها نیز آسیب رساندهاند. طبیعتاً در چنین شرایطی، پرچمهای برافراشته نیز در معرض سقوط و پاره شدن قرار میگیرند. اما درست در همین لحظات، صحنههایی خلق شده که معنای واقعی «این پرچم زمین نمیماند» را آشکار میکند.
در میانه طوفانهای شدید، مردمانی دیده شدند که با تمام توان، میله پرچم را گرفتهاند تا خم نشود. زنان و مردانی که خیس باران و در مصاف طوفان، همچنان ایستادهاند و اجازه ندادهاند پرچم پایین بیاید.
اگر بپذیریم که در پس هر زشتی، زیباییای هم وجود دارد، باید گفت در پس این طوفانها نیز تصویری باشکوه از پرچمداری ملّت ایران دیده میشود، تصویری از مردمی که حتی در سختترین شرایط، پرچم خود را رها نمیکنند.
شاید راز ماندگاری پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم هم همین باشد؛ اینکه مردم در آن، بیتفاوت نیستند و خودشان بخشی از روایت شدهاند. هر کسی که برای چند دقیقه پرچم را در دست میگیرد، انگار سهمی در نگه داشتن ایران پیدا میکند. این همان حسی است که باعث شده پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم، از یک حرکت ساده خیابانی فراتر برود و به نمادی از همبستگی ملّی تبدیل شود.
و حالا پس از هفتهها، هنوز همان جمله نخست، واقعیتر از همیشه به نظر میرسد: این پرچم بر زمین نمیماند.

