1405/02/28
سرمقاله شماره ۳۳۱ روزنامه صدای ایران
جنگ داخلی؛ خواب شوم دشمن

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و سی و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید حامد حقوقی، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
سیصد و سی و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید حامد حقوقی، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
جنگ داخلی؛ خواب شوم دشمن
شاید بتوان هدف غایی و مهم رژیم صهیونیستی و آمریکا از تشدید تنش با ایران را دل بستن به ایجاد جنگ داخلی و اغتشاش گسترده در داخل ایران دانست؛ چرا که اقتدار دفاعی ایران باعث شده از رویارویی مستقیم نظامی به نتیجهای نرسند.
این مسئله از سوی دونالد ترامپ به صراحت بارها اعلام شده و او به ارسال سلاح برای بخشی از کُردهای مستقر در عراق، جهت ورود به ایران، اعتراف کرده است. مارک لوین، کارشناس آمریکایی نیز که از چهرههای نزدیک به ترامپ است، در توییتی نوشته است: «ما باید به مردم ایران برای آزادسازی کشورشان کمک کنیم و میتوانیم این کار را انجام دهیم. میتوانیم بدون حضور نیروهایمان در میدان و بدون گرفتار شدن در یک جنگ بیپایان، این کار را انجام دهیم. ما میتوانیم آنها را آموزش دهیم، مسلح کنیم و حمایت کنیم.» علاوه بر این مسئله، سپاه پاسداران از شناسایی و ضبط محموله سنگین سلاحهای آکبند آمریکایی خبر داد که توسط گروهکهای تروریستی، از شمال عراق قصد ورود به کشور را داشتند.
جنگ داخلی؛ خواب شوم دشمن
شاید بتوان هدف غایی و مهم رژیم صهیونیستی و آمریکا از تشدید تنش با ایران را دل بستن به ایجاد جنگ داخلی و اغتشاش گسترده در داخل ایران دانست؛ چرا که اقتدار دفاعی ایران باعث شده از رویارویی مستقیم نظامی به نتیجهای نرسند.این مسئله از سوی دونالد ترامپ به صراحت بارها اعلام شده و او به ارسال سلاح برای بخشی از کُردهای مستقر در عراق، جهت ورود به ایران، اعتراف کرده است. مارک لوین، کارشناس آمریکایی نیز که از چهرههای نزدیک به ترامپ است، در توییتی نوشته است: «ما باید به مردم ایران برای آزادسازی کشورشان کمک کنیم و میتوانیم این کار را انجام دهیم. میتوانیم بدون حضور نیروهایمان در میدان و بدون گرفتار شدن در یک جنگ بیپایان، این کار را انجام دهیم. ما میتوانیم آنها را آموزش دهیم، مسلح کنیم و حمایت کنیم.» علاوه بر این مسئله، سپاه پاسداران از شناسایی و ضبط محموله سنگین سلاحهای آکبند آمریکایی خبر داد که توسط گروهکهای تروریستی، از شمال عراق قصد ورود به کشور را داشتند.
با توجه به این خبرها، کاملاً مشخص است که ایجاد جنگ داخلی در ایران به یک گزینه اصلی در بین مقامات آمریکایی و صهیونیستی تبدیل شده است. تجربه منطقه نشان داده هر جا واشنگتن با شعار آزادسازی و حمایت از ملّتها وارد شده، نتیجه نهایی چیزی جز بیثباتی، فروپاشی امنیت و جنگ داخلی نبوده است. از عراق و سوریه گرفته تا لیبی و افغانستان، همه این کشورها با همین ادبیات هدف قرار گرفتند؛ اما خروجی نهایی، گسترش ناامنی، تجزیه اجتماعی و تضعیف ساختارهای ملّی بود. به همین دلیل، سخنان اخیر چهرههای نزدیک به ترامپ درباره «آموزش»، «تسلیح» و «حمایت» از مخالفان ایرانی را باید در قالب یک پروژه امنیتی برای فرسایش قدرت داخلی ایران فهمید.
هدف اصلی چنین راهبردی، گرفتار کردن ایران در یک بحران درونی و انتقال میدان تقابل از سطح منطقهای به داخل کشور است. آمریکا و رژیم صهیونیستی بهخوبی میدانند که ایران طی سالهای اخیر توانسته در بسیاری از پروندههای منطقهای به بازیگری تعیینکننده تبدیل شود و همین مسئله، موازنه قدرت را در غرب آسیا تغییر داده است. در چنین شرایطی و با توجه به شکست حمله مستقیم نظامی، ایجاد شکاف داخلی، تحریک ناآرامیها و فعالسازی گروههای مسلح میتواند هزینههای امنیتی و سیاسی بر ایران تحمیل کند و تمرکز کشور را از عرصه منطقهای و بینالمللی به مسائل داخلی معطوف سازد.
در این چارچوب، ارسال سلاح، حمایت رسانهای از آشوب، فعالسازی شبکههای مجازی و استفاده از گروهکهای مسلح، قطعات مختلف یک پازل واحد هستند. اعتراف برخی چهرههای آمریکایی به ضرورت «مسلح کردن» مخالفان ایرانی نیز دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی است. این گزاره که آمریکا میخواهد بدون حضور مستقیم نظامی، ساختار داخلی ایران را دچار فرسایش کند، نشان میدهد پروژه «جنگ ترکیبی» علیه ایران وارد مرحله پیچیدهتری شده است؛ مرحلهای که در آن، جنگ رسانهای، عملیات روانی، فشار اقتصادی و تحرکات امنیتی، بهصورت همزمان به کار گرفته میشوند.
با این حال، مهمترین مسئله در مواجهه با چنین سناریویی، نحوه مدیریت داخلی است. مقابله با پروژه بیثباتسازی صرفاً یک مسئله امنیتی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و رسانهای گستردهای دارد. طبیعی است که نخستین لایه مقابله، لایه امنیتی باشد. کنترل مرزها، مقابله با قاچاق سلاح، شناسایی شبکههای خرابکار و جلوگیری از نفوذ گروههای مسلح، بخشی از الزامات اولیه هر کشوری در برابر تهدیدات خارجی است. هیچ کشوری در جهان اجازه نمیدهد گروههای مورد حمایت قدرتهای خارجی، امنیت داخلی آن را هدف قرار دهند.
اما در کنار این مسئله، لایه مهمتر، حفظ انسجام اجتماعی و سرمایه ملی است. تجربه کشورهای منطقه نشان داده که موفقیت پروژههای بیثباتسازی زمانی ممکن میشود که انسجام و اتحاد ملی تضعیف شود. به همین دلیل، تقویت همبستگی ملّی یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی محسوب میشود.
در شرایط فعلی، یکی از اهداف اصلی جنگ روانی دشمن، القای حس بنبست و ناامیدی در جامعه است. رسانههای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش میکنند با بزرگنمایی مشکلات، جامعه ایران را به سمت خشم و بیاعتمادی سوق دهند. در چنین فضایی، مدیریت افکار عمومی و افزایش امید اجتماعی اهمیت بسیار بالایی پیدا میکند. هر اندازه انسجام داخلی بیشتر باشد، امکان بهرهبرداری خارجی از شکافها نیز کاهش مییابد.
نکته مهم دیگر آن است که پروژه آشوبسازی در ایران، صرفاً محدود به ابزار نظامی یا امنیتی نیست. امروز فضای مجازی و عملیات رسانهای به یکی از مهمترین میدانهای تقابل تبدیل شدهاند. روایتسازی، شایعهپراکنی و تحریک احساسات عمومی، بخشی از جنگی است که هدف آن، فرسایش تدریجی ثبات داخلی است.
در مجموع، آنچه امروز از سوی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی مطرح میشود، تلاشی برای درگیر کردن ایران در یک بحران داخلی فرسایشی است. هدف نهایی این سناریو، تضعیف قدرت ملّی، کاهش نقش منطقهای ایران و مشغول کردن کشور به مسائل امنیتی داخلی است. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان انسجام داخلی تقویت شده و جامعه در برابر پروژههای بیرونی هوشیار عمل کرده، این سناریوها با شکست مواجه شدهاند.

