1405/02/28
شیخ ابراهیم زکزاکی در پیام به مراسم رونمایی از نسخه هاوسا کتاب «خون دلی که لعل شد»:
«او حقیقتا نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود»
شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، پیامی تصویری به مراسم رونمایی از نسخه هاوسا کتاب «خون دلی که لعل شد» که در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تهران برگزار شد، ارسال کرد. متن کامل پیام ایشان به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
صل الله علی سیّدنا و نبینا و حبیب قلوبنا، ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آل بیته الطاهرین المعصومین و بقیةالله فی الارض صاحب العصر والزمان ارواحنا له الفداه.
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سخن گفتن دربارهی مجاهدتهای آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای همچون سخن گفتن از عرصهای بسیار گسترده است که نمیتوان آن را در دو دقیقه گنجاند. با این حال، اگر بخواهم مبارزات امام [خامنهای] فقید را به اختصار بیان کنم، باید گفت که او حقیقتاً نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود؛ حسینِ زمانهی ما. سراسر زندگی او مبارزه بود.
او در خانوادهای روحانی و مذهبی به دنیا آمد. پدرش، سیّدجواد حسینی خامنهای، عالمی دینی و روحانی بود که در نجف متولّد شد و فرزندش را در شهر مقدّس مشهد پرورش داد؛ همانجا که سیّد [علی] خامنهای دیده به جهان گشود. او در محیطی علمی رشد یافت و تمام آنچه را که در آن زمان برای شناخت اسلام لازم بود فرا گرفت.
هنگامی که نهضت امام فقید (ره)، آغاز شد، سیّد علی خامنهای از برجستهترین شاگردان ایشان بود. از همین رو، مراحل گوناگون این مبارزه را پشت سر گذاشت و عمیقاً آن را درک کرد. او بارها بازداشت و زندانی شد؛ حدود شش مرتبه در دوران شاه دستگیر گردید. در حقیقت، درست پیش از پیروزی انقلاب، همگی آنان در زندان بودند.
پس از پیروزی انقلاب، او به یکی از چهرههای برجسته و نمادهای اصلی انقلاب تبدیل شد. دشمنان انقلاب که تلاش داشتند رهبران آن را از میان بردارند، بهخوبی میدانستند که بقای انقلاب به وجود این شخصیتها وابسته است؛ از این رو، او را نیز در فهرست ترور قرار دادند. آنان آیتالله مطهری، آیتالله بهشتی و بسیاری دیگر از شخصیتهای برجستهی انقلاب را ترور کردند.
یک سال پس از انقلاب، نوبت به او رسید. تلاشی برای ترورش صورت گرفت؛ ضبطصوتی بمبگذاریشده در برابرش قرار دادند که منفجر شد. او در حالی که بیهوش بود منتقل شد و همه گمان میکردند که به شهادت رسیده است. بعدها در بیمارستان مشخص شد که زنده خواهد ماند و بهبود خواهد یافت. آنگونه که شنیدهام، وقتی به او گفتند همه تصور میکردند شهید شده است، پاسخ داد: «شاید هنوز کاری وجود داشت که خدا میخواست من آن را انجام بدهم، و به همین دلیل زندگیام را حفظ کرد.»
دست راست وی از کار افتاد و طی ۴۶ سال گذشته با همین وضعیت زندگی کرد.

پس از رحلت بنیانگذار انقلاب، امام خمینی رحمهالله، کسانی که مسئولیت انتخاب جانشین را بر عهده داشتند، به اتفاق آرا تصمیم گرفتند که سیّدعلی خامنهای رضوان الله تعالی علیه جانشین امام خمینی رحمهالله باشد. او با این موضوع مخالفت کرد، اما به او گفتند که انتخاب رهبر بر عهدهی آنان است، نه خود او. آنان او را تنها فرد شایستهی این مسئولیت میدانستند.
سپاس خداوند را، او با یاری خداوند متعال بار سنگین رهبری را چنان بر دوش کشید که گویی امام خمینی رحمهالله هنوز زنده است. میتوان به یاد آورد زمانی را که این قاتل آمریکایی [ترامپ]، در دورهی نخست ریاستجمهوریاش، نامهای از طریق نخستوزیر ژاپن برای او فرستاد، اما آن نخستوزیر حتی نتوانست نامه را تحویل دهد.
شخصی که شاهد این ماجرا بود -و خود آمریکایی بود- گفت: «این روح امام خمینی رحمهالله بود که در او سخن میگفت.» گویی تا زمانی که سیّد خامنهای رضوان الله علیه پرچم رهبری را بر دوش داشت، امام خمینی رحمهالله همچنان زنده بود.
او عالمی آگاه، حکیمی دوراندیش و دارای بصیرتی عمیق بود؛ کسی که آینده را پیشبینی میکرد و برای آن برنامه داشت. او از زمان رحلت امام خمینی رحمهالله تا امروز، مسئولیت هدایت انقلاب را بر عهده داشت. و بنا بر ارادهی الهی، شهادتش ۴۴ سال به تأخیر افتاد.
این شخصیت بزرگ، با وجود زخمی که برداشته بود و از کار افتادن دست راستش، خستگیناپذیر به راه خود ادامه داد؛ چنانکه گویی جوانی پرنشاط است.
در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، هرچند سیّدعلی خامنهای آموزش نظامی ندیده بود، اما ثابت کرد که رزمندهای حقیقی است. او را با لباس نظامی در سنگرها میدیدند. در میدان نبرد حضور داشت. او حقیقتاً هم مبارزی شجاع بود، هم عالمی برجسته و هم رهبری کمنظیر.
او هدیهای ویژه برای تمام امت اسلامی بود، و هنگامی که از میان ما رفت، امت اسلامی پدری را از دست داد؛ شخصیتی که مانندش را از زمان رحلت امام خمینی رحمهالله از دست نداده بودیم.
ما با رهبر شهید خود پیمان میبندیم که راه او را ادامه دهیم؛ همان راهی که او جان خود را برای امت اسلامی در آن فدا کرد؛ همانگونه که جدش، امام حسین علیه السلام قرنها پیش جان خود را برای بقای امت فدا کرد.
امام سیّد علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه نشان داد که رهبر چگونه باید باشد؛ رهبری که به مردم میاندیشد، نه به خود. او دغدغهی بقای امت را داشت، و بیتردید خون او تا نابودی این غدهی سرطانی موسوم به موجودیت صهیونیستی و فروپاشی استکبار غرب، گریبان حامیان این جنایتکاران را خواهد گرفت، انشاءالله.
ما بار دیگر با امام خود تجدید عهد میکنیم؛ امامی که هرچند جسمش در میان ما نیست، اما او را زنده در کنار خود میدانیم. و امیدواریم جانشین او -که از همان خون و گوشت است- انشاءالله همین مسیر را ادامه دهد؛ همانگونه که امام خمینی و امام خامنهای این انقلاب را هدایت کردند.
رهبر جدید، سیّدمجتبی خامنهای حفظه الله، انشاءالله همین راه را تا پایان استکبار جهانی و برپایی قدرت واحد و برتر انقلاب اسلامی ادامه خواهد داد.
و از خداوند میخواهیم در ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف، تعجیل فرماید.
و درود و سلام خداوند بر محمد و خاندان پاکش باد.
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سخن گفتن دربارهی مجاهدتهای آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای همچون سخن گفتن از عرصهای بسیار گسترده است که نمیتوان آن را در دو دقیقه گنجاند. با این حال، اگر بخواهم مبارزات امام [خامنهای] فقید را به اختصار بیان کنم، باید گفت که او حقیقتاً نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود؛ حسینِ زمانهی ما. سراسر زندگی او مبارزه بود.
او در خانوادهای روحانی و مذهبی به دنیا آمد. پدرش، سیّدجواد حسینی خامنهای، عالمی دینی و روحانی بود که در نجف متولّد شد و فرزندش را در شهر مقدّس مشهد پرورش داد؛ همانجا که سیّد [علی] خامنهای دیده به جهان گشود. او در محیطی علمی رشد یافت و تمام آنچه را که در آن زمان برای شناخت اسلام لازم بود فرا گرفت.
هنگامی که نهضت امام فقید (ره)، آغاز شد، سیّد علی خامنهای از برجستهترین شاگردان ایشان بود. از همین رو، مراحل گوناگون این مبارزه را پشت سر گذاشت و عمیقاً آن را درک کرد. او بارها بازداشت و زندانی شد؛ حدود شش مرتبه در دوران شاه دستگیر گردید. در حقیقت، درست پیش از پیروزی انقلاب، همگی آنان در زندان بودند.
پس از پیروزی انقلاب، او به یکی از چهرههای برجسته و نمادهای اصلی انقلاب تبدیل شد. دشمنان انقلاب که تلاش داشتند رهبران آن را از میان بردارند، بهخوبی میدانستند که بقای انقلاب به وجود این شخصیتها وابسته است؛ از این رو، او را نیز در فهرست ترور قرار دادند. آنان آیتالله مطهری، آیتالله بهشتی و بسیاری دیگر از شخصیتهای برجستهی انقلاب را ترور کردند.
یک سال پس از انقلاب، نوبت به او رسید. تلاشی برای ترورش صورت گرفت؛ ضبطصوتی بمبگذاریشده در برابرش قرار دادند که منفجر شد. او در حالی که بیهوش بود منتقل شد و همه گمان میکردند که به شهادت رسیده است. بعدها در بیمارستان مشخص شد که زنده خواهد ماند و بهبود خواهد یافت. آنگونه که شنیدهام، وقتی به او گفتند همه تصور میکردند شهید شده است، پاسخ داد: «شاید هنوز کاری وجود داشت که خدا میخواست من آن را انجام بدهم، و به همین دلیل زندگیام را حفظ کرد.»
دست راست وی از کار افتاد و طی ۴۶ سال گذشته با همین وضعیت زندگی کرد.

پس از رحلت بنیانگذار انقلاب، امام خمینی رحمهالله، کسانی که مسئولیت انتخاب جانشین را بر عهده داشتند، به اتفاق آرا تصمیم گرفتند که سیّدعلی خامنهای رضوان الله تعالی علیه جانشین امام خمینی رحمهالله باشد. او با این موضوع مخالفت کرد، اما به او گفتند که انتخاب رهبر بر عهدهی آنان است، نه خود او. آنان او را تنها فرد شایستهی این مسئولیت میدانستند.
سپاس خداوند را، او با یاری خداوند متعال بار سنگین رهبری را چنان بر دوش کشید که گویی امام خمینی رحمهالله هنوز زنده است. میتوان به یاد آورد زمانی را که این قاتل آمریکایی [ترامپ]، در دورهی نخست ریاستجمهوریاش، نامهای از طریق نخستوزیر ژاپن برای او فرستاد، اما آن نخستوزیر حتی نتوانست نامه را تحویل دهد.
شخصی که شاهد این ماجرا بود -و خود آمریکایی بود- گفت: «این روح امام خمینی رحمهالله بود که در او سخن میگفت.» گویی تا زمانی که سیّد خامنهای رضوان الله علیه پرچم رهبری را بر دوش داشت، امام خمینی رحمهالله همچنان زنده بود.
او عالمی آگاه، حکیمی دوراندیش و دارای بصیرتی عمیق بود؛ کسی که آینده را پیشبینی میکرد و برای آن برنامه داشت. او از زمان رحلت امام خمینی رحمهالله تا امروز، مسئولیت هدایت انقلاب را بر عهده داشت. و بنا بر ارادهی الهی، شهادتش ۴۴ سال به تأخیر افتاد.
این شخصیت بزرگ، با وجود زخمی که برداشته بود و از کار افتادن دست راستش، خستگیناپذیر به راه خود ادامه داد؛ چنانکه گویی جوانی پرنشاط است.
در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، هرچند سیّدعلی خامنهای آموزش نظامی ندیده بود، اما ثابت کرد که رزمندهای حقیقی است. او را با لباس نظامی در سنگرها میدیدند. در میدان نبرد حضور داشت. او حقیقتاً هم مبارزی شجاع بود، هم عالمی برجسته و هم رهبری کمنظیر.
او هدیهای ویژه برای تمام امت اسلامی بود، و هنگامی که از میان ما رفت، امت اسلامی پدری را از دست داد؛ شخصیتی که مانندش را از زمان رحلت امام خمینی رحمهالله از دست نداده بودیم.
ما با رهبر شهید خود پیمان میبندیم که راه او را ادامه دهیم؛ همان راهی که او جان خود را برای امت اسلامی در آن فدا کرد؛ همانگونه که جدش، امام حسین علیه السلام قرنها پیش جان خود را برای بقای امت فدا کرد.
امام سیّد علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه نشان داد که رهبر چگونه باید باشد؛ رهبری که به مردم میاندیشد، نه به خود. او دغدغهی بقای امت را داشت، و بیتردید خون او تا نابودی این غدهی سرطانی موسوم به موجودیت صهیونیستی و فروپاشی استکبار غرب، گریبان حامیان این جنایتکاران را خواهد گرفت، انشاءالله.
ما بار دیگر با امام خود تجدید عهد میکنیم؛ امامی که هرچند جسمش در میان ما نیست، اما او را زنده در کنار خود میدانیم. و امیدواریم جانشین او -که از همان خون و گوشت است- انشاءالله همین مسیر را ادامه دهد؛ همانگونه که امام خمینی و امام خامنهای این انقلاب را هدایت کردند.
رهبر جدید، سیّدمجتبی خامنهای حفظه الله، انشاءالله همین راه را تا پایان استکبار جهانی و برپایی قدرت واحد و برتر انقلاب اسلامی ادامه خواهد داد.
و از خداوند میخواهیم در ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف، تعجیل فرماید.
و درود و سلام خداوند بر محمد و خاندان پاکش باد.
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
