1405/02/26
سرمقاله شماره ۳۲۹ روزنامه صدای ایران
بازگشت از پکن با چمدان خالی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان ریحانه و مهدی ذاکری، خواهر و برادری که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به دبستان شجره طیبه میناب استان هرمزگان در نهم اسفند به شهادت رسیدند.
سیصد و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان ریحانه و مهدی ذاکری، خواهر و برادری که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به دبستان شجره طیبه میناب استان هرمزگان در نهم اسفند به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
بازگشت از پکن با چمدان خالی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با ورود به جنگ چهلروزه و تجاوز علیه ایران، بزرگترین اشتباه راهبردی خود را مرتکب شد که تاکنون نتوانسته راهی برای خروج از آن پیدا کند. در همین راستا، ترامپ به چین سفر کرد و قرار بود این سفر نقطهای برای خروج تدریجی آمریکا از بحرانی باشد که ترامپ خود را در آن گرفتار کرده است.
بازگشت از پکن با چمدان خالی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با ورود به جنگ چهلروزه و تجاوز علیه ایران، بزرگترین اشتباه راهبردی خود را مرتکب شد که تاکنون نتوانسته راهی برای خروج از آن پیدا کند. در همین راستا، ترامپ به چین سفر کرد و قرار بود این سفر نقطهای برای خروج تدریجی آمریکا از بحرانی باشد که ترامپ خود را در آن گرفتار کرده است.ترامپ امیدوار بود با در دست داشتن «پرونده پیروزی بر ایران»، امتیازهای بزرگی از پکن بگیرد، اما مقاومت و تابآوری بالای تهران این فرصت را از او گرفت. به همین دلیل، در عمل رئیسجمهور آمریکا بدون آنکه حتی یک دستاورد ملموس درباره ایران به دست آورد، به واشنگتن بازگشت. پشت تصاویر لبخندها، قدمزدن در باغهای تاریخی پکن و تعریفوتمجیدهای دیپلماتیک، واقعیت سختتری پنهان بود: چین حاضر نشد در حساسترین پرونده فعلی آمریکا، یعنی ایران، در کنار ترامپ قرار گیرد.
ترامپ با چند هدف مشخص راهی چین شده بود. نخست، او میخواست پکن را متقاعد کند که برای باز شدن تنگه هرمز و کاهش فشار انرژی بر اقتصاد جهانی، بر تهران فشار وارد کند. دوم، کاخ سفید امیدوار بود چین بتواند ایران را به عقبنشینی از شروط خود در مذاکرات وادار کند؛ بهویژه در موضوعات هستهای و امنیت منطقهای. سوم، واشنگتن تلاش داشت حمایتهای پنهان یا نیمهپنهان چین از توان صنعتی، موشکی و اقتصادی ایران محدود شود. اما نتیجه سفر نشان داد چین نهتنها حاضر به معامله بر سر ایران نیست، بلکه اساساً وارد شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی را بخشی از فرسایش قدرت رقیب خود میبیند.
واقعیت این است که جنگ چهلروزه، برخلاف محاسبات اولیه ترامپ، به یک پیروزی برای آمریکا تبدیل نشد. دولت ترامپ تصور میکرد حمله نظامی، تحریم و تهدیدهای بیسابقه میتواند تهران را ظرف مدت کوتاهی وادار به عقبنشینی کند. اما اکنون واشنگتن در شرایطی قرار گرفته که نه توانسته اهداف اصلی خود را محقق کند و نه راه خروج کمهزینهای از بحران پیدا کرده است. ادامه محدودیت در تنگه هرمز، افزایش بهای انرژی، فشار تورمی در آمریکا و افت محبوبیت ترامپ، همگی نشانههایی هستند که کاخ سفید را بهشدت نگران کردهاند.
در چنین شرایطی، ترامپ تصور میکرد چین شاید برای حفظ ثبات اقتصاد جهانی حاضر شود در قبال ایران با آمریکا همکاری کند. اما پکن نگاه متفاوتی دارد. برای چین، ایران فقط یک شریک انرژی نیست، بلکه متحدی راهبردی و بخشی از موازنه بزرگتر در برابر آمریکاست. رهبران چین بهخوبی میدانند هرچه آمریکا بیشتر در غرب آسیا فرسوده شود، تمرکز و توان کمتری برای مهار چین در شرق آسیا خواهد داشت. به همین دلیل، پکن انگیزهای ندارد که در مقطع کنونی به ترامپ یک پیروزی ژئوپلیتیک هدیه بدهد.
رفتار چین در جریان سفر نیز همین واقعیت را آشکار کرد. ترامپ پس از دیدار با شی جینپینگ فقط توانست به جملاتی کلی اشاره کند؛ اینکه چین خواهان باز بودن تنگه هرمز است یا با هستهای شدن ایران موافق نیست؛ مواضعی که پکن پیشتر هم بارها بیان کرده بود. اما هیچ نشانهای از تعهد عملی چین برای فشار بر تهران دیده نشد. حتی در بیانیههای رسمی چین، موضوع ایران با ادبیاتی بسیار محتاطانه مطرح شد و پکن عملاً از ورود مستقیم به خواستههای واشنگتن اجتناب کرد.
این مسئله برای ترامپ یک شکست سیاسی محسوب میشود؛ زیرا او در داخل آمریکا بهشدت به یک موفقیت نیاز دارد. افزایش قیمت سوخت، نگرانی بازارها و فشار جمهوریخواهان درباره انتخابات میاندورهای، باعث شده کاخ سفید به دنبال هرگونه دستاورد خارجی باشد تا نشان دهد هنوز کنترل اوضاع را در دست دارد. اما بازگشت ترامپ از چین، بدون توافق مشخص درباره ایران، نشان داد بزرگترین قدرت اقتصادی آسیا نیز حاضر نیست هزینه نجات دولت آمریکا از بحران کنونی را بپردازد.
در واقع، چین در این سفر بیشتر بر منافع بلندمدت خود تمرکز داشت. پکن به دنبال کاهش تنش تجاری، جلوگیری از تشدید جنگ تعرفهها و کسب امتیاز در پرونده تایوان بود. حتی برخی گزارشها نشان میدهد چین تلاش کرده از نیاز ترامپ به همکاری، برای گرفتن امتیازاتی در موضوع تایوان و محدودسازی فروش سلاح آمریکا به این جزیره استفاده کند. این یعنی در نگاه پکن، ایران صرفاً یک پرونده منطقهای نیست، بلکه بخشی از یک معادله بزرگتر در رقابت راهبردی چین و آمریکاست.
از سوی دیگر، ایران نیز در این معادله موقعیت متفاوتی نسبت به گذشته پیدا کرده است. تهران نشان داده حاضر نیست تحت فشار جنگ و تهدید، شروط خود را کنار بگذارد. همین مسئله باعث شده آمریکا نتواند مانند بسیاری از بحرانهای گذشته، صرفاً با ابزار نظامی یا فشار اقتصادی به نتیجه مطلوب برسد. اکنون واشنگتن با وضعیتی روبهروست که هر گزینهای برایش هزینهزاست؛ ادامه جنگ، فشار اقتصادی بیشتری به آمریکا وارد میکند و عقبنشینی نیز به معنای پذیرش شکست خواهد بود.
به همین دلیل، سفر ترامپ به چین بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نشانهای از بنبست راهبردی آمریکا در پرونده ایران بود. رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود پکن راهی برای باز کردن قفل بحران پیدا کند، اما چین ترجیح داد در جایگاه ناظر باقی بماند و از فرسایش رقیب خود بهره ببرد. در پایان سفر، نه تنگه هرمز باز شد، نه مذاکرات پیشرفتی کرد و نه ایران از مواضع خود عقب نشست.
اکنون ترامپ به واشنگتن بازگشته، در حالی که همان بحرانها همچنان پابرجاست؛ با این تفاوت که این بار روشنتر از همیشه مشخص شده آمریکا حتی برای حل بحرانی که خود آغاز کرده، به حمایت قدرتهایی نیاز دارد که جزو رقبای اصلی این کشور به شمار میروند.

