1405/02/22
سرمقاله شماره ۳۲۵ روزنامه صدای ایران
چرا ایران تسلیمشدنی نیست؟

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و بیست و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمدصادق نظافتی، از اعضای سپاه حفاظت ولیامر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
سیصد و بیست و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمدصادق نظافتی، از اعضای سپاه حفاظت ولیامر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
چرا ایران تسلیمشدنی نیست؟
در جنگ ۴۰ روزه و همه این روزهایی که از توقف تبادل آتش میگذرد، یک پرسش کلیدی بار دیگر مقابل افکار عمومی دنیا قرار گرفت: چرا ایران تسلیم نمیشود؟ چرا با وجود فشارهای بیسابقه نظامی، اقتصادی، رسانهای و روانی، همچنان منطق مقاومت در جامعه ایران دست بالا را دارد و نشانهای از فروپاشی یا عقبنشینی دیده نمیشود؟
آنچه در روزهای جنگ و هفتههای پس از آتشبس آشکار شد، این بود که «تسلیمناپذیری ایران» فقط یک شعار نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از درکهای تاریخی، اجتماعی، امنیتی و حتی تمدنی دارد.
چرا ایران تسلیمشدنی نیست؟
در جنگ ۴۰ روزه و همه این روزهایی که از توقف تبادل آتش میگذرد، یک پرسش کلیدی بار دیگر مقابل افکار عمومی دنیا قرار گرفت: چرا ایران تسلیم نمیشود؟ چرا با وجود فشارهای بیسابقه نظامی، اقتصادی، رسانهای و روانی، همچنان منطق مقاومت در جامعه ایران دست بالا را دارد و نشانهای از فروپاشی یا عقبنشینی دیده نمیشود؟آنچه در روزهای جنگ و هفتههای پس از آتشبس آشکار شد، این بود که «تسلیمناپذیری ایران» فقط یک شعار نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از درکهای تاریخی، اجتماعی، امنیتی و حتی تمدنی دارد.
ادراکی که هم در سطح مردم و هم در سطح ساختار حکمرانی وجود دارد و باعث شده پروژه وادار کردن ایران به تسلیم، بارها با شکست مواجه شود.
نخستین و شاید مهمترین دلیل این مسئله، حضور مردم در صحنه و اتحاد ملی در دفاع از کشور است. در جریان جنگ ۴۰ روزه، این تصور در اتاقهای فکر آمریکایی و صهیونی وجود داشت که حملات نظامی میتواند شکافهای اجتماعی و سیاسی داخل ایران را فعال کند و جامعه را به سمت آشوب، فروپاشی یا حداقل بیتفاوتی سوق دهد. اما آنچه در عمل رخ داد، عملا متفاوت بود.
از همان اولین ساعات آغاز جنگ، جامعه ایران، فارغ از اختلافنظرها، حول مفهوم «ایران» و ضرورت دفاع از کشور به نوعی همگرایی رسید و همین مسئله باعث شد پروژه ایجاد شکاف داخلی در میانه جنگ، به نتیجه مطلوب دشمن نرسد.
دلیل دوم، نیروهای مسلح آماده و فداکاری هستند که نشان دادند حتی در شرایط برتری تکنولوژیک دشمن نیز توان ایستادگی دارند. آمریکا و اسرائیل بدون تردید از نظر تجهیزات، فناوری و امکانات نظامی در سطحی بالاتر قرار دارند اما جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که برتری تکنولوژیک، لزوماً به معنای توان تحمیل اراده نیست. آنچه در میدان تعیین کننده میشود، علاوه بر فناوری، اراده، آمادگی و روحیه مقاومت است.
مهمتر از آن، فضای حاکم بر نیروهای نظامی کشورمان نشان میدهد که مدافعان ایران جنگ احتمالی بعدی را یک احتمال واقعی میدانند و خود را برای آن آماده نگه داشتهاند.
عامل مهم دیگر، انعطاف و قابلیت سیستم حکمرانی ایران در شرایط بحرانی است. جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و تحریمی قرار داشته و همین مسئله، به تدریج نوعی تجربه زیست در شرایط بحران را در ساختار مدیریتی کشور ایجاد کرده است. برخلاف بسیاری از کشورها که ممکن است تحت فشار شدید خارجی دچار فروپاشی شوند، ایران طی سالهای تحریم و به رهبری قائد شهید امت یاد گرفته چگونه ساختارهای خود را در وضعیت فشار حفظ کند.
در واقع، جمهوری اسلامی ایران، توان تطبیق با شرایط سخت را پیدا کرده است. در جریان جنگ نیز همین مسئله خود را نشان داد. کشور وارد وضعیت بحرانی شد اما ساختار اداری، امنیتی، خدماتی و سیاسی از کار نیفتاد.
دلیل مهم دیگر تسلیمناپذیری ایران، درک عمیق مردم و حاکمیت از این واقعیت است که تسلیم شدن، مشخصاً آغاز یک دومینوی خطرناک خواهد بود. دومینویی که میتواند حتی تا مرحله نابودی و تجزیه سرزمینی ایران پیش برود. اکنون در ذهن جامعه ایران، مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی با آمریکا یا رژیم اسرائیل نیست، بلکه موضوع به بقای کشور گره خورده است. اینکه اگر ایران در برابر فشارهای دشمن عقبنشینی کند، زیادهخواهیهای آمریکا متوقف نخواهد شد، بلکه مرحله به مرحله گستردهتر میشود.
عامل دیگر، یکپارچگی در رأس حاکمیت درباره ضرورت مقاومت است. طی سالهای گذشته، رسانههای غربی و صهیونیستی بارها تلاش کردهاند تصویری از شکاف عمیق در ساختار حکمرانی ایران ارائه دهند و چنین القا کنند که بخشی از حاکمیت آماده عقبنشینی کامل و بخشی دیگر مخالف آن است. چه آنکه در روزهای اخیر نیز شاهد این پروژه بودهایم. اما به رغم این تلاشها، یک اتفاق نظر کلان درباره اصل مقاومت و عدم تسلیم وجود دارد.
در کنار این مسائل، ایران همچنان کارتهای راهبردی مهمی در اختیار دارد که میتواند در هر جنگ احتمالی در آینده، هزینههای سنگینی به دشمن تحمیل کند. یکی از مهمترین این کارتها، تنگه هرمز است. گذرگاهی راهبردی که بدون شک یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان محسوب میشود و ایران در بیش از ۷۰ روز گذشته، کنترل و اقتدار خود بر این تنگه را اثبات کرده است.
و در نهایت، یکی از مهمترین دلایل تسلیم نشدن ایران، نگاه مردم به تجربه سایر کشورهاست. افکار عمومی ایران طی سالهای اخیر با دقت تحولات منطقه را دنبال کرده و نمونههای متعددی از کشورهایی را دیده که در برابر فشار آمریکا یا تجاوزات رژیم صهیونی عقبنشینی کردند اما نه تنها به ثبات و امنیت نرسیدند بلکه وارد چرخهای از فروپاشی و ناامنی شدند. شرایط فعلی سوریه یکی از مهمترین این نمونههاست.

