• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1405/02/16
سرمقاله شماره ۳۱۹ روزنامه صدای ایران

سر کاخ سفید و دیوار سفت هرمز

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
سیصد و نوزدهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید امیررضا شیراوند، از اعضای سپاه حفاظت ولی‌امر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
* سرِ کاخ سفید و دیوارِ سفت هرمز
* یکی اینترنت ترامپ را قطع کند! این نظری است که یک کاربر صهیونیست زیر گزارش یکی از رسانه‌های اسرائیلی درباره اظهارات روز چهارشنبه ترامپ نوشته است. گزارش به روایت اظهارات و ادعاهای رئیس‌جمهور آمریکا پرداخته و تأکید کرده است که هنوز از آغاز عملیات پروژه آزادی برای بازگشایی تنگه هرمز چیزی نگذشته که ترامپ آن را لغو کرده است؛ لغوی که البته به ادعای خودش موقت است. یک رسانه عرب‌زبان درباره اظهارات باری‌به‌هرجهت رئیس‌جمهور آمریکا نوشته این حرف‌ها حتی اسرائیلی‌ها را هم گیج کرده و نمی‌دانند مواضع او را چگونه تحلیل و ارزیابی کنند.

تحلیلگران، علت از یک شاخه پریدن به یک شاخه دیگر را نشانه‌های یک مسئله می‌دانند: بن‌بست راهبردی ایالات متحده. آمریکایی‌ها که به زعم خودشان برای حل معضل هسته‌ای و موشکی ایران وارد این معرکه شدند، نه‌تنها بعد از ۴۰ روز جنگ هرچه زدند به درِ بسته خورد، بلکه با اعلام آتش‌بس و سکوت صحنه نبرد، یک معضل دیگر هم به دو معضل پیشین افزودند: انسداد تنگه هرمز! نه‌تنها مشکلات قبلی حل نشد، بلکه یک مشکل دیگر هم به آن اضافه شد. حالا مسئله راهبردی کشوری که با تصور براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران جنگ را کلید زده بود، به بازگشایی تنگه هرمز تغییر پیدا کرده است.

فضا آن‌چنان به بن‌بست کشیده شده که کاخ سفیدنشینان هر ایده و طرح، ولو کودکانه‌ای را برای بازگشایی هرمز تست می‌کنند تا شاید فرجی حاصل شود و رخنه‌ای در دیوار محکمی که ایران گردِ تنگه کشیده، پدید آید. پروژه آزادی هم از این قاعده مستثنی نبود. هر کسی آشنایی ولو اندک و حداقلی از منطقه داشته باشد، می‌داند که اصولاً این ایده یک ایده از پیش شکست‌خورده است. در جنگ روانی و تبلیغات و بازی با رسانه‌ها شاید یکی دو روزی مفید باشد، اما در میدان عمل و واقعیت، دردی از آمریکایی‌ها دوا نخواهد کرد. برخلاف اظهارات و لفاظی‌های کاخ سفید و پنتاگون، این طرح اصولاً مُرده به دنیا آمد.

نه‌تنها جغرافیای نامساعد جنوب تنگه و صخره‌ای بودن آن اجازه ریسک عبور از چنین مسیرهایی را برای شناورهای بزرگ نمی‌دهد، بلکه اصولاً تبدیل دو مسیر عادی از میانه تنگه به یک معبر تنگ از لابه‌لای صخره‌ها چیزی نیست که حتی با فرض غیرجنگی بودن شرایط، وضعیت تنگه را به روزهای پیش از جنگ برگرداند. این را می‌توان از پاسخ منفی عملی خطوط کشتیرانی بین‌المللی فهمید که با وجود تماس‌های متعدد ارتش آمریکا با آن‌ها و دعوتشان برای عبور از هرمز، جملگی دست رد به این دعوت زدند. آمریکایی‌ها فقط روی کاغذ و نقشه می‌توانند با رنگ‌بندی و مسیرهای خیالی هرمز را بازگشایی کنند. هرمز بیش از این بازی‌های رسانه‌ای و رنگ‌بندی‌شده، مقهور اراده مردانی است که برای شکستن کمر و عزم و اراده متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی هم‌قسم شده‌اند.

حال با این شرایط، چه سرنوشتی در انتظار یک ایده کودکانه است، جز عقب‌نشینی از تصمیم شتاب‌زده پیشین و طراحی یک بازی رسانه‌ای دیگر برای پوشاندن این افتضاح؟! چه چاره‌ای برای طراحان جنگ روانی آمریکایی و اسرائیلی باقی می‌ماند، جز بازی کردن و دست‌مایه قرار دادن هزارباره مذاکره و دروغ گفتن و پمپاژ آن به رسانه، تا طرح عقب‌مانده آزادی هرمز که قرار بود معضل سوم کاخ سفید را حل کند، به حاشیه رود و جلوی دید رسانه‌ها و افکار عمومی نباشد؟! حالا مذاکره‌بازی چندباره ترامپ و حلقه رسانه‌ای اطراف او را بهتر می‌توان درک کرد. اگر توییت‌درمانی توانست جلوی شوک نفتی را بگیرد، رنگارنگ کردن مسیرهای هرمز هم می‌تواند. دست قمارباز بزرگ نه‌فقط برای ایرانی‌ها، بلکه برای صهیونیست‌ها هم باز شده است. این را از کامنت آن مخاطب صهیونیست زیر یکی از مطالب رسانه‌های اسرائیلی می‌شود فهمید: یکی اینترنت ترامپ را قطع کند!