1405/02/07
سرمقاله شماره ۳۱۰ روزنامه صدای ایران
شهید کشوردوست

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و دهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علی ناظم، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
سیصد و دهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علی ناظم، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
شهیدِ کشوردوست
«ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا وطن؟». در سالهای اول جنگ تحمیلی، در جلسه پرسش و پاسخ نماینده امام، آیتالله خامنهای، با رزمندگان، این دوگانه در قالب یک سؤال مطرح شد. آن سالها، پروژهای که در دوره طاغوت برای شکاف بین «ایرانیت» و «اسلامیت» شکل گرفته بود، هنوز جلوی چشم خیلی از رزمندگان بود. پاسخ آیتالله شهید خامنهای صرفاً رفع یک ابهام نبود؛ صورتبندی یک نظریه و منطق دائمی بود. وقتی انقلاب اسلامی ظرف تحقق اسلام در ایران شده، دفاع از یکی بدون دیگری بیمعناست: «در ارتش توحیدی منطق باید این باشد که ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا برای وطن؟ سؤال خوبی است. اما ببینید امروز وطن با کدام اندیشه گره خورده است؟ این دو بر هم منطبق شدهاند... امروز ایران عزیز با اندیشه اسلام -که مایه اصلی انقلاب است- یکی شده است. شما اگر بخواهید از انقلاب اسلامی دفاع کنید، نمیتوانید از ایران دفاع نکنید.»این گزاره، اما در سطح نظر و شعار در دوره جنگ و دفاع نماند. در دوره سیوهفتساله رهبری قائد شهید، از پایان دفاع مقدّس تا مسیر بازسازی و پیشرفت، بهتدریج در سیاستگذاری، نهادسازی و فرهنگ عمومی، این مفهوم و نگاه به وطن رسوب کرد و از یک پاسخ، به یک باور عمومی تبدیل شد. به همین دلیل، «ایراندوستی» از سطح احساس عبور کرد و به برنامه عمل بدل شد؛ چه در دوران جنگ، چه در دوران صلح.
در این چارچوب، این نظریه وطندوستی و ایراندوستی در چند ساحت کلیدی عملی بیشتر خود را نشان داد:
۱- زبان فارسی، بهعنوان زیرساخت هویّت ملّی، همواره دغدغه ایشان بود و رهبر شهید، زبان فارسی را رکن اصلی هویّت ملی و حامل مواریث عظیم بشری میدانستند و آن را ستون فقرات حیات یک ملّت و هویّت ملّت یاد میکردند؛ تا جایی که در این باره میگفتند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم، زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است.» دیدارهای منظم با شاعران و ادیبان زبان فارسی و نقش جدی ایشان در ترویج کتابخوانی در دهههای اخیر نیز از ابعاد دیگر خدمات ایشان به زبان فارسی است.
۲- تاریخ و مفاخر ایرانی، در نگاه ایشان، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه بستر خودآگاهی ملّی است و تلاش کردند تاریخ را به منبع انسجام تبدیل کنند. در همین چارچوب، درباره فردوسی تصریح میکنند: «فردوسی یک حکیم الهی است» و «شاهنامه» نهتنها یک اثر ادبی، بلکه یک دایرةالمعارف ملی است که ارزشهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی ایران را به تصویر میکشد؛ روایتی که نشان میدهد ریشههای ایران در امتداد ارزشها معنا پیدا میکند.
۳- میراث باستانی، در این منظومه، نه یک نقطه تعارض، بلکه منبع اعتمادبهنفس تاریخی است؛ چنانکه در بازدید آذر ۱۳۶۷ از تختجمشید، آن را «گنجینهای که میتوان در آن تاریخ ایران و ایرانی را مشاهده کرد» توصیف میکنند و همزمان تأکید دارند که باید میان هنر و تمدن ایرانی و سلطهگری پادشاهان تفکیک کرد. این نگاه، گذشته را از یک نقطه افتخار صرف و باستانگرایانه، به یک منبع آگاهی تبدیل میکند.
۴- امنیت و تمامیت ارضی ایران هم موضوعی است که در منظومه فکری رهبر شهید، یک واجب شرعی است. در این چارچوب، امام شهید خامنهای تأکید دارند امنیت باید متکی به درون باشد، نه بیرون، که اثر آن را در حماسه دفاع مقدس سوم دیدیم. حضور مستقیم ایشان در جبهههای جنگ، از نخستین روزهای بمباران فرودگاه مهرآباد در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ترجمه عملی همین نگاه است که ایران را یک واقعیت قابل دفاع میداند، نه صرفاً یک مفهوم تبلیغاتی.
۵- علم و فناوری، در نهایت، ابزار تثبیت این هویّت در سطح قدرت است؛ رهبر شهید، علاوه بر تأکید همیشگی بر روایت «العلم سلطان»، با ترسیم افق مرجعیت علمی کشور ایران تصریح میکنند: «باید به جایی برسیم که زبان فارسی، زبان علم شود» و دیگران برای دسترسی به دانش، ناگزیر از یادگیری آن باشند. این نگاه، پیشرفت علمی را از یک انتخاب به یک ضرورت هویّتی ارتقا میدهد و نشان میدهد استقلال، بدون تولید قدرت پایدار، تحقق پیدا نمیکند.
نتیجه این مسیر، امروز در رفتار اجتماعی قابل مشاهده است. در مواجهه با تهدیدات، آنچه دیده میشود صرفاً واکنش هیجانی نیست، بلکه کنشی برآمده از هویّت تثبیتشده است. حضور مردم، حساسیت نسبت به سرنوشت کشور و دفاع از زیرساختها، نشانه تبدیل یک ایده به یک رفتار و هنجار عینی در جامعه شده است. اگر پنجاهوچند روز است که ملّت ایران در سختترین تهدیدهای امنیتی ممکن خیابان را ترک نمیکنند و پرچم ایران در دست، مقابل موشک دشمن حلقه انسانی تشکیل میدهند، یعنی هنر رهبر شهید در رشد و شکوفایی ملّت نتیجه داده و آن نهال نازک و زخمی، امروز به شجره طیبهای تبدیل شده که هیچ قدرتی توانایی حذف آن را ندارد.

