1405/01/21
سرمقاله شماره ۲۹۳ روزنامه صدای ایران
معجزه اقتدار و امنیت خلیج فارس

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و نود و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سید کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
دویست و نود و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سید کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
معجزه اقتدار و امنیت خلیج فارس
پس از ۴۰ روز تجاوز آمریکایی-صهیونی به ایران و با میانجیگری پاکستان، آتشبس موقت ۱۵روزه برقرار شد. حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، پس از این آتشبس موقت در پیامی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس را خطاب قرار داده و تأکید کردند: «در همین مجال به همسایگان جنوبی ایران میگویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعدههای دروغین شیاطین بدگمان باشید. ما هنوز منتظر واکنش مناسبی از سوی شما هستیم تا برادری و خیرخواهی خود را به شما نشان دهیم. این صورت نمیگیرد مگر با اِعراض شما از مستکبران که هیچ فرصتی را برای تحقیر شما و استثمارتان از دست نمیدهند.»این پیام که با واکنش گسترده رسانههای بینالمللی مواجه شد، ابتکاری برای بازتعریف معادله امنیتی در منطقه به شمار میرود. در شرایطی که تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با اشکال مختلف صورت گرفت و برخی از کشورهای عربی نیز، چه از طریق در اختیار گذاشتن خاک خود و چه با حمایتهای مختلف، در این روند مشارکت داشتهاند، این پیام را باید در چارچوب یک هشدار راهبردی و در عین حال یک فرصت تاریخی برای تغییر مسیر ارزیابی کرد.
نخستین سطح این پیام ناظر به «درک واقعیت» است. تعبیر «شما در حال دیدن یک معجزه هستید» اشاره به تابآوری ساختاری ایران در برابر فشارهای همزمان نظامی، سیاسی و اقتصادی و همچنین قدرت دفاعی ایران دارد. اذعان و اعتراف رسانهها و مقامات غربی به دستاوردهای تاریخی ایران در جریان ۴۰ روز جنگ، شاهدی بر این مسئله است. برای کشورهای منطقه که سالها روایتهای امنیتی خود را بر پایه برتری مطلق قدرتهای فرامنطقهای تنظیم کردهاند و دلخوش به امنیت عاریهای بودند، این تحول میتواند نقطه عطفی در بازنگری محاسبات باشد. آنچه امروز در حال رخ دادن است، بهنوعی فروپاشی تدریجی همان تصویری است که غرب از «امنیت وارداتی» به این کشورها ارائه کرده بود؛ امنیت وعده دادهشدهای که نهتنها نتوانست از کشورهای عربی محافظت کند، بلکه به بزرگترین نقطه ضعف کشورهای عربی نیز تبدیل شد.
در سطح دوم، پیام حامل یک دعوت صریح است: «در جای درست بایستید». این عبارت بهروشنی از کشورهای جنوب خلیج فارس میخواهد که از موقعیتهای خاکستری و سیاستهای دوگانه فاصله بگیرند. تجربه این بحران نشان داده است که همسویی با پروژههای ضدایرانی نهتنها به افزایش امنیت این کشورها منجر نشده، بلکه آنها را در معرض خطرهای جدیدی قرار داده است. به بیان دیگر، امنیت منطقهای دیگر قابل واگذاری به بازیگران بیرونی نیست.
سومین محور کلیدی، بیاعتبارسازی وعدههای غربی است. اشاره به «وعدههای دروغین شیاطین» را باید در بستر تجربه تاریخی کشورهای عربی تحلیل کرد؛ تجربهای که بارها نشان داده در بزنگاههای حساس، این قدرتها نهتنها از تعهدات خود عدول میکنند، بلکه از همان متحدان منطقهای بهعنوان ابزار چانهزنی استفاده میکنند. پیام، بهنوعی یادآوری این واقعیت است که تکیه بر چنین بازیگرانی نهایتاً به تحقیر و استثمار و نه به امنیت پایدار میانجامد.
اما در کنار این هشدارها، یک پیشنهاد نیز مطرح شده است: امکان بازسازی «برادری و خیرخواهی». این بخش از پیام اهمیت ویژهای دارد، چرا که نشان میدهد تهران همچنان دریچه تعامل منطقهای را باز میداند، اما این تعامل مشروط به یک تغییر جهت واقعی است. بهعبارت دقیقتر، ایران از همسایگان خود انتظار دارد که از نقشآفرینی در پروژههای خصمانه فاصله بگیرند تا بتوان از یک نظم منطقهای مبتنی بر همکاری سخن گفت.
در بخش دیگری از پیام، اشاره به «ورود مدیریت تنگه هرمز به مرحله جدید» شاید مهمترین سیگنال راهبردی این پیام باشد. تنگه هرمز نهتنها یک گذرگاه حیاتی انرژی، بلکه یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی منطقه است. هرگونه تغییر در نحوه مدیریت آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و معادلات بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. طرح این موضوع در چنین سطحی، بهروشنی نشان میدهد که ایران آماده است ابزارهای قدرت خود را در پاسخ به تحولات اخیر در چارچوبی جدید بهکار گیرد.
در مجموع، پیام رهبر معظم انقلاب را باید ترکیبی از هشدار، بازدارندگی و دعوت به بازاندیشی دانست. همسایگان جنوبی ایران اکنون در نقطهای قرار گرفتهاند که انتخاب آنها، یعنی ادامه مسیر گذشته یا حرکت بهسوی یک نظم منطقهای مستقل، میتواند آینده امنیتی کل منطقه را رقم بزند.

