1405/01/17
سرمقاله شماره ۲۸۹ روزنامه صدای ایران
لحظات آخر به ایران فکر خواهی کرد مثل صدام!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید آوانس سیمونیان، نخستین شهید مسیحی جنگ تحمیلی سوم که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
دویست و هشتاد و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید آوانس سیمونیان، نخستین شهید مسیحی جنگ تحمیلی سوم که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
لحظات آخر به ایران فکر خواهی کرد مثل صدام!
«آن اوایل انقلاب، صدام حسین وقتی که حمله کرد به ایران، یک مصاحبهای کرد در نزدیک مرزهای ما، نزدیک ایلام، و آنجا یک مصاحبهای کرد. گفت: مصاحبه بعدی هفته آینده در تهران! اینجوری گفت. وعده داد به خودش، به مستمعینش که هفته بعد بیایند تهران، تهران را فتح کنند و مصاحبه بعدی را بکنند. دیدید به چه سرنوشتی دچار شد در جنگ و بعد از جنگ. در جنگ، در یکی از عملیاتها، وضع صدام حسین به جایی رسید که نزدیک بود به وسیله بچههای سپاه دستگیر شود؛ یعنی در فتحالمبین، واقعاً اگر چنانچه بچهها نیم ساعت زودتر میرسیدند، صدام را دستگیر میکردند؛ در رفت، شانس آورد... اخیراً هم ظاهراً پارسال بود، یک دلقک آمریکایی گفت کریسمس را در تهران جشن میگیرند. از این حرفها هست، میزنند، منتها خب واقعیت با آنچه آنها دلشان میخواهد و دنبال میکنند فاصله زیادی دارد.»
این روایت از مشابهت توهمات صدام و برخی مقامات آمریکایی را رهبر شهید انقلاب، فروردین چهار سال پیش بیان کردند.
عملیات فتحالمبین فروردین سال ۶۱ انجام شد و صدام در آن بهار شانس آورد که دست رزمندگان ایرانی به او نرسید، اما شانس همانطور که از نامش پیداست، دائمی و مستمر نیست. منابع مختلف گفتهاند زمستان سال ۱۳۸۵، وقتی طناب دار را دور گردنش انداخته بودند تا تاوان سر سوزنی از جنایتهایش را در این دنیا بدهد، به ایران و ایرانیها فحش میداد!
این مردک جانی و روانی هم از بسیاری جهات شبیه صدام است. ۳۸ روز پیش میخواست با حمله به ایران و نابودی جمهوری اسلامی، خود را قهرمان تاریخ کند. بارها به صراحت گفته بود: میخواهم کاری را کنم که پیشینیان من توان و جرأت انجامش را نداشتند. در این مدت، دهها بار گفت پیروزی قاطعی به دست آوردهایم و نیروی نظامی ایران را نابود کردهایم و دهها و بلکه صدها ادعای دیگر مطرح کرد.
حالا و در آستانه چهلمین روز جنگ، تمام افتخارش این است سخنرانی کند و از شانسی که دو خلبان سقوطکرده ارتشش آوردند، داستان بسازد و به خورد بقیه بدهد و آنقدر هم کودن است که زدن جنگندهاش را شانس بنامد و مخاطبانش را مانند خودش ابله فرض کند که با خود نگویند این چه پیروزیای است که فقط در کمتر از ۷۲ ساعت و در یک عملیات، حدود ۱۰ جنگنده و هلیکوپتر و پهپاد پیشرفته را از دست دادهایم. و اگر قرار باشد روند پیروزیها همینطور ادامه یابد، تا چند هفته دیگر چه چیزی برایمان باقی میماند!
ترامپ قماربازی است که خیال میکرد قماری آسان و البته پرسود در پیش دارد، اما حالا باخته است؛ بد هم باخته است! اگر رجز نخواند، دروغ نگوید، توهمفروشی نکند و تهدید نکند، پس چه کند؟! چنان در گل فرو رفته که وقتی از او میپرسند پس تکلیف مردم آمریکا که مخالف جنگ هستند (بیش از دو سوم آمریکاییها) چه میشود، حتی به مردم کشور خود هم توهین میکند و به صراحت آنها را احمق خطاب میکند. بهراستی کسی که در میدان پیروز است و دست برتر را دارد، چنین صحبت میکند یا آنکه شکستخورده و مستأصل و خشمگین است؟!
رئیسجمهور آمریکا پس از جنگ ۱۲روزه، بارها و بارها مدعی شد تأسیسات هستهای ایران را نابود کرده است و به حملات خود افتخار میکرد. طبق اخبار و گزارشهای منابع خود آمریکا، ایران از آن جنگ تا این جنگ فعالیت هستهای خاصی انجام نداده بود. حالا رئیسجمهوری آمریکا میگوید هدفش نابودی توان و تأسیسات هستهای ایران است. مردک! مگر آنها را در جنگ قبلی از بین نبرده بودید، پس چه شد!
دیر یا زود، به هر ترتیب و بدون شک، این جنگ نیز با پیروزی ملّت سرافراز ایران به پایان خواهد رسید و رئیسجمهور فعلی آمریکا مانند اسلاف خود، رویای نابودی جمهوری اسلامی را به گور خواهد برد. بیشک او نیز مانند صدام، در آخرین لحظات زندگی منحوس خود، به ایران فکر خواهد کرد؛ ملّت و کشوری که تمام غرور و نخوتش را بر باد داد و او را تحقیر کرد.

