1405/01/15
سرمقاله شماره ۲۸۷ روزنامه صدای ایران
جانفدای ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرتیپ شهید عبدالله جلالینسب، معاون اطلاعات نیروی زمینی ارتش که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
دویست و هشتاد و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرتیپ شهید عبدالله جلالینسب، معاون اطلاعات نیروی زمینی ارتش که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
جانفدای ایران
اندیشکدههای نظامی غرب، دهههاست که توان رزم و بازدارندگی ایران را با خطکشِ نسل سانتریفیوژها، بُرد موشکها، تعداد پهپادها و استعداد کلاسیکِ نظامی میسنجند. اما وقایعِ شورانگیز روز ۱۴ فروردین ثابت کرد که بزرگترین حفره در دستگاه محاسباتی دشمن، ناتوانی در محاسبه متغیری به نام «مردم ایران» است. وقتی خبرِ نفوذ چند بالگرد متجاوز آمریکایی برای عملیات نجات در نواحی مرزی پیچید، ژنرالهای پنتاگون منتظر واکنشِ رسمیِ «قرارگاه پدافند» بودند، اما با طوفانی مواجه شدند که در هیچ شبیهساز جنگی تعریف نمیشود.صحنههایی که دیروز در جغرافیای دفاعی ایران خلق شد، تکرارِ حماسهی لنجهای بومی در خلیج فارس و برنوهای عشایر در دههی ۶۰ بود، اما با غلظتی از جنسِ «عاشورای ۱۴۰۵». مردی با برنوی یادگارِ پدری، افسری با اسلحهی کمریِ سازمانی، و جوانان بسیجی بومی که با دلی لبریز از شوقِ جهاد به سمت نقطهی درگیری پرواز کردند، نشان دادند که مردم صاحب نظام جمهوری اسلام و کشور ایران هستند. این حرکتِ خودجوش، یک مانور نظامیِ رسمی نبود، تجلیِ عینیِ «مکتب خامنهای شهید» بود و پیامی صریح به ترامپ که خیال میکرد با ترور و تخریب، ملّت ایران از میدان میگریزد.
در کنار حضورِ بصیرانه شبانه ملّت ایران در خیابانها و قیام غیورانه دیروز عشایر و مردم جنوب در میدان، یک حقیقت دیگر نیز این روزها لرزه بر تنِ دشمن و آرامش در دل دوستان آورده است. اعلام آمادگیِ بیش از ۱۱ میلیون نفر طی کمتر از یک هفته برای جانفدا شدن برای وطن اسلامی. در منطق مادی پاسخ برای این پرسش نیست که چگونه ملّتی زیر ۳۵ روز بمباران و فشار نظامی وحشیانه و دههها فشار اقتصادی و سیاسی موذیانه، بهجای فکر تسلیم، داوطلبِ نبردِ تنبهتن با آمریکا میشود؟
پاسخ را باید در هویتِ مبعوثشدهی این ملّت جستوجو کرد. او با ملّتی روبروست که به تعبیرِ حکیمانهی رهبر شهید انقلاب مبعوث شدهاند برای چنین روزهایی. این بعثتِ مردم است که باعث میشود در وقتِ دفاع، مرزی میان «نظامی» و «غیرنظامی» باقی نماند. آنچه دیروز در آسمانِ ایران ثبت شد، چیزی شبیه به «رمیِ جمرات» بود. هر گلولهای که از تفنگ یک روستایی یا یک افسر غیور به سمت بالگردهای دشمن شلیک میشد، سنگی بود که بر پیشانیِ شیطانِ بزرگ مینشست. این لشکریانِ مخلص، همچون ابابیل بر سر ابرهههای زمان فرود آمدند.
بذرِ ایمانی که انقلاب اسلامی در دل این ملّت کاشت، امروز به شجرهی طیبهای تبدیل شده که ثمرهاش شکستنِ هیمنهی تکنولوژیک آمریکا با سلاح ایمان است. قطعاً دشمن گمان نمیکرد پس از ۳۵ روز جنگ، چنین وضعیتی در جامعه ایران حاکم باشد. اما شوقِ مردم برای حضور در خط مقدم، از خیابان تا میدان، نشان داد که آنها تشنهتر از روز نخست برای دفاع از انقلاب پدرانشان آمدهاند.

