1405/01/12
سرمقاله شماره ۲۸۴ روزنامه صدای ایران
تشریح ارکان هندسه قدرت در منطقه

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید الهه شهیدی بهلولی، دانشآموز ۱۰ ساله که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به خانه عشایری در شهرستان خورموج استان بوشهر در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
دویست و هشتاد و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید الهه شهیدی بهلولی، دانشآموز ۱۰ ساله که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به خانه عشایری در شهرستان خورموج استان بوشهر در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
تشریح ارکان هندسه قدرت در منطقه
آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی به پیام تسلیت و بیعت دبیرکل حزبالله لبنان پاسخ دادند. ایشان در نامهای به بررسی شرایط کنونی منطقه و همچنین تأکید بر سیاست ثابت جمهوری اسلامی ایران نسبت به غرب آسیا پرداختند. این نامه را باید در چارچوب بازتعریف منطق قدرت در منطقه تحلیل کرد، منطقی که بیش از هر چیز بر «پایداری» و «تداوم» استوار است.در این میان شاید مهمترین بخش نامه، بخشی باشد که از «استقامت، ایستادگی و صبر» بهعنوان ویژگیهای برجسته «قائد شهید» آیتالله سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه یاد میشود. در این نگاه، قدرت نه در ابزارهای سخت یا برتریهای مقطعی، بلکه در توان ایستادن در یک مسیر طولانی تعریف میشود.
این نوع نگاه، عملاً معادله را تغییر میدهد؛ چرا که اگر «پایداری» معیار اصلی باشد، زمان به نفع جریانی عمل میکند که ظرفیت تحمل بیشتری دارد. به بیان دیگر، این گزاره در حال تثبیت این ایده است که استقامت و صبر به تضعیف منجر نمیشود، بلکه میتواند به تقویت طرفی بینجامد که از انسجام درونی بالاتری برخوردار است.
نکته مهم دیگر، تأکید صریح بر «سیاست ثابت» جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مقاومت است. این تأکید، اعلام ثبات در یک معادله راهبردی است. در منطقهای که دائماً در حال تغییر و نوسان است، ثبات خود به یک عنصر قدرت تبدیل میشود.
این پیام بهوضوح منتقل میشود که حمایت از مقاومت نه یک تاکتیک مقطعی بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت است و تغییرپذیر نیست. چنین ثباتی برای سایر بازیگران نیز حامل یک پیام روشن است: این مسیر بر پایه محاسبات زودگذر شکل نگرفته که با تغییر شرایط کنار گذاشته شود.
در همین چهارچوب، مفهوم «تداوم» نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی این نامه برجسته میشود. طبق این نامه حذف فیزیکی رهبران، نهتنها به فروپاشی منجر نمیشود، بلکه میتواند به بازتولید انگیزه و انسجام بینجامد.
از سوی دیگر، نحوه تعریف دشمن در این نامه نیز قابل توجه است. آمریکا و رژیم صهیونیستی بهعنوان یک جبهه واحد معرفی میشوند. این مسئله نشان میدهد که سیاست جمهوری اسلامی ایران در تعریف دشمن از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون ثابت بوده و در آینده نیز همچنان بر مشی ضد استکباری و ضد صهیونیستی تأکید خواهد شد.
در مجموع، این نامه را باید اقدامی برای بازتعریف «هندسه قدرت» دانست. هندسهای که در آن، بازیگران مختلف با حفظ هویت و استقلال خود، در یک چهارچوب مشترک قرار میگیرند. در این مدل، قدرت از ترکیب تجربه، همافزایی و مهمتر از همه استقامت شکل میگیرد. همین منطق است که باعث شده محور مقاومت با وجود فشارهای مداوم، نهتنها از هم نپاشد، بلکه دست برتر را نیز در معادلات منطقهای به دست بگیرد.
رهبر معظم انقلاب در این نامه به صراحت تأکید دارند که نوع نگاه ایران به تحولات منطقه براساس همان سیاست حمایت از مقاومت فلسطین و جهان اسلام در برابر رژیم صهیونیستی است. در واقع این مسئله همچنان به عنوان چراغ راهنمای سیاست خارجی ایران در آینده خواهد بود.

