1405/01/09
سرمقاله شماره ۲۸۱ روزنامه صدای ایران
روز سیام؛ دست برتر با ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و هشتاد و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید علی رستمی، پاسدار رشید اسلام که در حمله موشکی آمریکایی صهیونی به اهواز در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
دویست و هشتاد و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار شهید علی رستمی، پاسدار رشید اسلام که در حمله موشکی آمریکایی صهیونی به اهواز در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
روز سیام؛ دست برتر با ایران
۳۰ روز از ابتدای تجاوز مشترک آمریکایی – صهیونی به ایران گذشته است. قرار بود چهار روزه پرونده جنگ بسته شود. قرار بود نقشه جغرافیایی ایران تغییر کند. قرار بود حاکمیت سیاسی ایران رنگ عوض کند. قرار بود با تحریک تعدادی از گروههای تروریستی تجزیهطلب، از چند سمت به ایران یکپارچه هجوم ببرند و هر گروه، تکهای را به دهان بکشد. قرار بود مردم را به شورش داخلی بکشانند. قرار بود جنگ داخلی راهاندازی شود. قرار بود با ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی کل کشور دچار فروپاشی شود. قرار بود بر نفت و انرژی و منابع، سیاستهای جدید مبتنی بر تأمین منافع کاخ سفید حاکم شود. حالا از همه رویابافیهای جاهطلبانه بالا ۳۰ روز گذشته است. عرصه میدان هیچ شباهتی ندارد با آنچه که دستگاه تحلیلی آمریکا و اسرائیل برنامهریزی کرده بودند. تمام اهداف اعلامی و راهبردی محور صهیونی آمریکایی به حاشیه رفته است. این را رسانههای اصلی آمریکا میگویند. اکونومیست چندی قبل اعلام کرده بود تغییر نظام سیاسی یا تجزیه ایران را به کنار بگذارید الان مسئله اصلی کاخ سفید این است که چگونه قفل تنگه هرمز را باز کند. نیویورکتایمز هم در گزارشی تحلیلی اعلام کرده بود طرح فعال کردن هستههای تجزیهطلبانه علیه ایران و تحریک مردم داخل ایران به شورش علیه جمهوری اسلامی، شکست خورده است.
سمت دیگر میدان راهبرد سنگین و سهمگینی است که ایران بر جنگ تحمیل کرده است. این اراده ایران است که تنگه راهبردی هرمز را کنترل میکند. ایران است که تعیین میکند عبور و مرور از این مسیر استراتژیک دنیا چگونه و با چه آهنگی انجام شود. ایالات متحده همه اهداف اعلامی و راهبردی را کنار گذاشته تا هرمز دوباره به شرایط عادی باز گردد. به تعبیر یکی از شخصیتهای خارجی، هدف جنگی ایالات متحده این شده است که همان شرایطی را در تنگه هرمز محقق کند که پیش از جنگ برقرار بود. تلاشی که تا اینجا بدون نتیجه بوده و در آینده هم بدون نتیجه خواهد بود.
قصه اما محدود به این شرایط نیست. طرح شورش و جنگ و ناآرامی داخلی نهتنها محقق نشده بلکه کف خیابان عکس آن رخ داده است. جامعه ایرانی سطح جدید و سنگینی از انسجام و اتحاد ملّی را تجربه میکند. اقشار مختلف فرهنگی و اجتماعی از هر سطح اعتقادی و دینی و مذهبی تا دیروقت در خیابانها فریاد حمایت از مقاومت ملّی علیه تجاوز آمریکایی – صهیونی را فریاد میزنند و خیانت و وطنفروشی را نکوهش و مذمت میکنند. ترور شخصیتهای مختلف سیاسی و نظامی مایه فروپاشی حاکمیت و کشور نشده است. در لایه مسئولان و شخصیتها حتی یک مورد سازش و همراهی با دشمن ثبت نشده است.
ماجرا حتی به اینها هم محدود نشده است. در دو مورد که دشمن به دنبال ایجاد رعب و تأثیر بر نظام تصمیمسازی کشور بود با گستاخیِ محدود بر زیرساختهای جنوب کشور و زیرساختهای صنعتی کشور در خوزستان و اصفهان، قصد فشار بر ایران را داشت. اتفاقی که با واکنش چند برابری ایران روبرو شد. در تقاص این دو موج گستاخی، حجم عظیمی از تأسیسات نفت و گاز و انرژی و سایتهای صنعتی و پالایشگاهی در حجمی چند برابر زیر ضربه حملات ایران قرار گرفت. حملاتی که آنقدر طول و عرض و ارتفاع داشت که به دو عقبنشینی صریح ترامپ انجامید. ایران با ارادهاش تهدیداتش را معتبر کرده است.
رئیسجمهور گستاخ ایالات متحده پیش از آغاز تجاوز به ایران به یکی از کشورهای منطقه اطمینان خاطر داده بود کل پرونده بعد از چند روز بسته خواهد شد. حالا یک ماه از این وعدههای جاهطلبانه رئیس کاخ سفید گذشته. بازار انرژی متأثر از تصمیمات تهران است. ایران همه برگهای برندهاش را رو نکرده. زیرساختهای نظامی آمریکا در اطراف مرزهای غربی و جنوبی را خنثی کرده. نرخ شلیکهایش به اهداف آمریکایی و اسرائیلی ثابت مانده و راهبرد خودش را به جنگ تحمیل کرده. مردم و مسئولان ایرانی از قبل گفته بودند که اینجا ایران است، نه ونزوئلا یا سوریه یا هر جای دیگری که در برابر عربدههای بچهکُشها قالب تهی میکنند.

