1404/12/26
سرمقاله شماره ۲۶۹ روزنامه صدای ایران
شب دشمنسوز با اتحاد مقدس

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و شصت و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید ندا امینیآذر، معلم تبریزی که ۱۴ اسفندماه در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به تبریز مجروح شد و پس از چند روز تحمل جراحات به شهادت رسید.
دویست و شصت و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید ندا امینیآذر، معلم تبریزی که ۱۴ اسفندماه در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به تبریز مجروح شد و پس از چند روز تحمل جراحات به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
شب دشمنسوز با اتّحاد مقدّس
«امروز هر جا رفتم گفتند میخواهند میدان صادقیه را بزنند. من آمدم اینجا و میخواهم بگویم حتی اگر ما یک بچه در گهواره داشته باشیم، آن یک بچه، صهونیستها و آمریکا را نابود خواهد کرد»؛ این روایت یکی از زنان ایرانی است که امروز عصر، ساعتی پیش از اذان مغرب از خانه بیرون زده بود تا به سیل جمعیتی بپیوندد که امروز و امشب تهران را مملو از حضور حماسی خود کردند. گزارشهای میدانی و تصاویر نشان میدهد وضعیت در دیگر شهرهای کشور نیز به همین منوال بوده است. دشمن از روزها قبل روی امروز حساب ویژهای باز کرده و مانور زیادی داده بود. خائنینی که از ایرانی بودن، تنها فارسی حرف زدنش را دارند هم همراه دشمن شده بودند تا شب چهارشنبه آخر سال را در تهران و دیگر شهرها به صحنه ناامنی تبدیل کنند تا بلکه بتوانند ناکامی دشمن در میدان نبرد را کف خیابان مقداری جبران کنند.
اما مردم شجاع و وقتشناس ایران نهتنها همچون شبهای دیگر، بلکه از چند ساعت قبل و با زبان روزه به میدان آمدند و خیابانها را به تسخیر فریادهای دشمنشکن و پرچمهای سه رنگ وطن درآورده و اجازه کوچکترین حرکتی را به اندک مزدوران دشمن ندادند.
زبان در توصیف این حضور و حالوهوای شهرها الکن است و قلم قاصر. فقط میتوان گفت که این مقاومت یک مقاومت ملّی است. این حضور و تجمع متعلق به هیچ گروه و دستهای نیست. خودِ خودِ ایران است. با همان گسترگی و تنوع.
هیچ قدرتی قادر به شکست این مقاومت ملّی که از هر کوچه و خیابان جوشیده، نیست. میدانی چرا؟ چون تمام قدرت استکبار در ارعاب است و این ملّت نشان دادهاند ترسی ندارند. آنان که امشب همچون ۱۷ شب گذشته به خیابان آمدند و پرچم تکان دادند و در دفاع از میهن فریاد زدند، خوب میدادند که در جبهه مقابل دشمنی است که به هیچ کدام از قواعد اخلاقی و بینالمللی در جنگ پایبند نیست. آنان بمباران مدرسه ابتدایی میناب در روز نخست جنگ و پرپر شدن بیش از ۱۶۰ کودک معصوم را دیدهاند. و همچنین حمله به راهپیمایی روز قدس در تهران و بسیاری دیگر از جنایتهای خبیثانه دشمن را در این جنگ. پس اگر به میدان آمدهاند، پیش از آن ترس را پشت سر گذاشتهاند.
این حضور حماسی و مداوم، پشتوانهای قوی برای رزم مردانهی سربازان وطن است. همانهایی که این روزها، منطقه را برای دشمن آمریکایی-صهیونیستی به جهنم تبدیل کردهاند و کار را به جایی رساندهاند که رئیسجمهور متکبر و متوهّم آمریکا برای خروج از باتلاق تنگه هرمز، دست به دامن دیگر کشورها شده و حتی نزدیکترین متحدانش نیز در این زمینه دست رد به سینه او زدهاند.
تاریخ ایران این روزها و شبها را فراموش نخواهد کرد؛ مردمانی شریف در خیابان و رزمندگانی رشید در میدان که چشم در چشم استکبار ایستادند و در برابر شیاطین جهان سر خم نکردند.

