1404/12/23
سرمقاله شماره ۲۶۶ روزنامه صدای ایران
تنگه در مشت ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و شصت و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید عباس جباری، دانشآموز ۱۰ساله ایرانی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
دویست و شصت و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید عباس جباری، دانشآموز ۱۰ساله ایرانی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
تنگه در مشت ایران
نابودی نیروی دریایی ایران، اسکورت نفتکشها و حالا هم درخواست از سایر کشورها برای رفع انسداد از تنگه هرمز؛ اینها لیست ادعاهایی است که تاکنون از سوی ترامپ مطرح شده است. رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا که ایده پایانبندی چهار پنج روزه جنگ را داشت و در ادامه هم سرمست از ضربات سریع روزهای نخست، بر طبل نابودی تمام توان نظامی و دفاعی ایران میکوبید حالا دست یاری به نیروهای نظامی دیگر کشورها دراز کرده است تا مگر قفلی که جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز زده را باز کند. ایران برخلاف تعجیل اولیه آمریکاییها، راهبرد خود را صبورانه و با تدبیر پیش میبرد. راهبردی که بهتدریج دارد اثرات سهمگین خود را نشان میدهد.دو هفته بعد از جنگ حالا ایران حاکم مطلق خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان است. با انتخاب و استقرار سومین رهبر جمهوری اسلامی حالا دیگر بهصورت رسمی مشخص شده که انسداد تنگه هرمز نه یک تاکتیک سیاسی یا نظامی محدود بلکه راهبرد اصلی جمهوری اسلامی ایران برای تنبیه متجاوزان است. راهبردی که در سند مکتوب رهبر معظم انقلاب اسلامی هم ثبت و علنی و رسمی شده است. ایران تا زمان رسیدن به حقوق و خسارتهایی که متجاوزان به ایران زدهاند تنگه هرمز را رها نخواهد کرد. آمریکا و دنیا در عمل هم نشان داده است که جز زبان زور و قدرت با زبان دیگری نمیتوان با او سخن گفت. حالا بعد از خویشتنداریهای بسیار، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته با همین زبان با دنیای غرب و آمریکا سخن بگوید.
آمریکاییها در ساحت رسانه و جنگ روانی لفاظیهای بسیاری میکنند اما واقعیت میدان در آبهای نیلگون جنوب کشور به نفع ایران است. نیروهای مسلح کشورمان با کنترل کامل بر این آبراه سوقالجیشی دنیا نهتنها از نظر راهبردی دست برتر را در جنگ برای ایران به ارمغان آوردهاند بلکه در میدان و در ساحت تاکتیک هم دست برتر را دارند. یک خط کشتیرانی با عرض چند کیلومتر، جغرافیایی نیست که بتوان با ادعاهای پوچی مانند نابودی تمام شناورهای ایران یا اسکورت نفتکشها یا مقابله با مینگذاری، فشار بازارهای انرژی جهان و دمل اقتصاد دنیا را با آن درمان کرد. حرفدرمانی جواب این معضل بزرگ جهانی را نمیدهد. در این وضعیت برای آن وزیر آمریکایی چارهای نمیماند جز پاک کردن دروغی که نوشته بود آمریکا اولین نفتکش را در تنگه هرمز اسکورت کرده است. آمریکاییها این مرتبه به دیوار سفت و سختی برخورد کردهاند.
ماجرا وقتی غامضتر میشود که در نظر داشته باشیم واشنگتن برای ادامه ماجرا گزینهای ندارد. نهتنها ادعاها برای رفع انسداد از تنگه هرمز به جایی نرسیده بلکه ابزاری هم برای فشار به ایران وجود ندارد. مهمترین دستاویز کاخ سفید، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای ایران بوده و هست. تهدیدی که البته با اخطار مشخص و صریح ایران مواجه شد؛ اینکه باز شدن باب جنگ زیرساختها دست ایران را برای ضربههای بیشتر باز میکند و خط قرمزها را باز هم به نفع ایران تغییر میدهد. تعداد تأسیسات و زیرساختهایی که جزو منافع و داراییهای آمریکا محسوب میشود بهمراتب بیشتر از زیرساختهای ایران در خلیج فارس و دریای عمان است. زیرساختهایی بهشدت آسیبپذیر که رگ حیات نظام سرمایهداری مالی ایالات متحده محسوب میشوند و از همه مهمتر آنکه، دم دست نیروهای مسلح ایرانند.
تهدید به ضربات کمرشکن به تأسیسات و زیرساختهای منطقه و خاموشی کل منطقه همه ماجرا نیست. بخش دیگری از ماجرا کارتهای برنده دیگر ایران است که هنوز رو نشدهاند. اتاق جنگ در تهران برای مراحل متعدد احتمالی بعدی هم تدبیرهای متعددی اندیشیده و ابزارها و برگ برندههای متعدد دیگری را مد نظر قرار داده است. هرگونه حماقت دیگری از سوی آمریکاییها منجر به باز شدن جبههها و فعال شدن ابزارهای جدید خواهد شد.
جبههها و ابزارهای دیگری که دقیقاً بهمانند تنگه هرمز از جنس جبههها و ابزارهای راهبردی هستند و ضربات کمرشکن دیگری را هم به ساختار اقتصادی و مالی آمریکا و غرب وارد خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران با وجود این توانمندیها تا الان خویشتنداری به خرج داده و عرصه نبرد را در همان مختصات منطقهای که از پیش وعده داده بود محدود نگه داشته است.
بااینحال تضمینی نیست که اگر محور آمریکایی-صهیونی قصد حماقتهای بعدی را داشته باشد جبههها و کریدورهای دیگری هم زیر ضربه و فشار نروند و جبهههای فرامنطقهای دیگری علیه دشمن باز نشوند.
رهبر شهید انقلاب ۴۲ سال پیش در ایام جنگ تحمیلی ۸ساله در خطبههای نماز جمعه تهران فرمودند: «اگر قرار باشد منافع ما به خطر بیفتد چه دلیلی دارد که منافع آمریکا و و کشورهای غربی برجا بماند؟ میخواهم به افکار عمومی جهان و به همهی آزاداندیشان جهان تأکید نمایم تصمیم ما دربارهی تنگهی هرمز که اگر منافع کشور ما در خلیج فارس مورد هرگونه تهدیدی واقع شود تصمیمی قطعی و نهایی خواهد بود. اگر روزی بخواهیم امنیّت منطقه را بههم بریزیم، قطعاً نه ناوگانهای آمریکا و انگلیس و نه هر قدرت دیگری نمیتوانند امنیّت را به آن بازگردانند.»
امروز بازوی پرتوان فرزندان خمینی کبیر و خامنهای شهید، به تمام جهان ثابت کردهاند که تنگه هرمز و امنیت آن» در مشت ایران است.

