1404/12/16
سرمقاله شماره ۲۵۹ روزنامه صدای ایران
جهنم منطقهای

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجاه و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرلشکر بسیجی شهید محمّد شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسید.
دویست و پنجاه و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سرلشکر بسیجی شهید محمّد شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
جهنم منطقهای
جنگ تحمیلی علیه ایران وارد هفته دوم خود شده است. جنگی که با تهاجمی همهجانبه و ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی آغاز شد و دشمن گمان میکرد میتواند ظرف ۴۸ ساعت، به هدف خود رسیده و رویای ۴۷ ساله از بین بردن جمهوری اسلامی و بهدنبال آن تجزیه ایران را عملی سازد. اما در عمل اتفاق دیگری رخ داد. درحالیکه فرمانده کل قوا و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیده بودند، اما زنجیره کنترل و فرماندهی براساس پیشبینیها و برنامهریزیهای قبلی نهتنها از هم نپاشید بلکه نبردی جانانه و همهجانبه را در سطح منطقهای کلید زد.نبردی که نهتنها سرزمینهای اشغالی بلکه کل پایگاههای آمریکا در منطقه را زیر آتش گرفت و در پایان هفته نخست بهجرأت میتوان گفت، اغلب زیرساختهای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی فراتر از آن، مورد اصابت موشکی و پهپادی قرار گرفت. چشم پدافندی آمریکا در منطقه تقریباً کور شده است و این کورشدگی باعث شده است تا شلیکها به سرزمینهای اشغالی با سهولت بیشتری انجام شود و خبری از هشدار در مناطق مورد هدف نباشد.
حمله به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه از مشروعیت کامل برخوردار است و هیچکس نمیتواند این حملات را زیر سوال برده و محکوم کند. چراکه این پایگاهها عملاً خطوط نبرد دشمن هم در حوزه آفند و هم پدافند هستند و کشورهای مذکور اگر میخواهند موشکها و پهپادهای ایرانی را در آسمان خود نبینند باید در عمل و بهطور واقعی، متجاوزان به ایران را از خاک خود بیرون کرده و اجازه استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از آسمان خود را نیز ندهند.
واقعیت آن است که ایران با شجاعت و درایت، مدیریت میدان را در دست دارد. دشمن قصد داشت همزمان با حملات اولیه، آشوب خیابانی را در کشور کلید بزند اما مردم با حضور مستمر و هوشمندانه خود در تمام شهرها و حمایت از مدافعان وطن، این نقشه را خنثی کردند. سپس سراغ گروههای تروریستی در شمال عراق رفتند و حتی ترامپ با سران آنها نیز هماهنگیهایی را شخصاً انجام داد اما این تروریستها نیز قبل از هرگونه اقدام و حرکتی، با اقدام پیشدستانه و مقتدرانه، سر جای خود نشستند و خطر آنها خنثی شد.
تنگه هرمز بهعنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان نیز به دلیل شرایط جنگی و ناامنی تحمیلی اکنون تحت نظارت و کنترل کامل ایران قرار دارد. کنترلی که اثرات آن بر بازارهای انرژی آشکار شده و با تداوم تجاوز دشمن، بیشتر هم خواهد شد. موضوع از چنان اهمیتی برخوردار بود که ترامپ شخصاً موضوع بیمه نفتکشها و حتی اسکورت نظامی آنها را مطرح کرد اما خود آنها بهتر میدانند که این طرحها چیزی بیشاز گفتاردرمانی نبوده و هیچ اثری بر واقعیت میدان نداشته و در حوزه قیمتهای انرژی نیز مانع از افزایش قیمتها نخواهد شد.
واقعیت آن است که دشمن پس از خوردن به دیوار سفت واقعیت و تحمل ضربات سنگین و مرگبار که سعی در سانسور و مدیریت رسانهای آن دارد، به حیله و عملیات روانی روی آورده است. مواضع توخالی و تهدیدآمیز، اغراق در توان و موقعیت خود در میدان نبرد، سعی در ایجاد شکاف و انشقاق در میان مسئولان و بخصوص مردم و دروغگوییهای متعدد درباره وضعیت انسجام داخلی نظام در سطح سیاسی و نظامی از جمله محورهای این حیلههاست.
اما ایران واقعی چیز دیگری است. ازیکسو این مردم وفادارند که هر روز و شب از مساجد گرفته تا میادین و خیابانها را غرق در حضور حماسی خود میکنند و از سوی دیگر برق فرود شمشیر گداخته نیروهای مسلح است که بیوقفه در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا در منطقه فرود میآید. دشمن با خباثتی تاریخی، خون رهبری جاودانه را بر زمین ریخته است و اگر خیال میکند این مردم خشمگین و جانبرکفان رهبر شهید و مدافعان وطن او را رها میکنند، باید بداند سخت در اشتباه است.

