1404/12/12
سرمقاله شماره ۲۵۵ روزنامه صدای ایران
کودککشان جزیره اپستین؛ از غزه تا میناب

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجاه و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسید.
دویست و پنجاه و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سردار سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و پنج
کودککُشان جزیره اپستین؛ از غزه تا میناب
«بزرگترین فاجعه از زمان جنگ ویتنام توسط آمریکا و بزرگترین کشتار دختران یک مدرسه در تاریخ جهان.» اینها تعابیری است که یکی از شخصیتهای سیاسی بریتانیایی در مورد بمباران مدرسه دخترانه حیات طیبه در میناب به کار برده است.
معرکه کشتار و جنایت آنقدر صریح و عیان است که اذهان و زبانهایی از دل تمدن غرب هم نسبت به آن واکنش نشان دادهاند. دشمن اگر قرار بود با قواعد ظاهرسازانه با قضیه برخورد کند اصولاً سمت آسیب زدن به مردم هم نباید میرفت چه برسد به آنکه مدرسه دختربچههایی را هدف قرار دهد که هیچ انسانی با هر دین و مذهبی هم آن را برنمیتابد.
عواطف انسانی و منزجر شدن فطرت بشر از این اقدام یک سمت ماجراست. سمت دیگر ماجرا آن است تمدنی که قرار بود ایستگاه آخر فضائل و امکانهای مادی و معنوی را برای بشر فراهم کند حالا تبدیل به چنین کثافت و ماشین نظاممند کشتار شده است.
این فرهنگ استعمار و بردهداری نوین نهتنها استمرار همان دستگاه کلاسیک استعماری است بلکه با تجهیز به علم و فناری به مرزهای جدیدی از سبعیت رسیده که استعمار کلاسیک قرن هجدهم و نوزدهم حتی در ذهن خود هم تصور نمیکردند. دستگاهی که متکی بر علم و فناوری به کشتار نقطهای خود افتخار میکند. افتخارش این است که به دقت موقعیت مکانی انسانها، دختربچهها، زنان و کودکان را در نقاط مختلف دنیا به سیبل رفتارهای وحشیانه خود تبدیل میکند و خون آنها را به زمین میریزد. افراد عادی و زنان و کودکان را جنگجو تعریف کرده و ریختن خونشان را موجه جلوه میدهد.
جالب آنکه نخبگان و هژمونی رسانهای دنیا هم این رفتار را با رفتار، گفتار و حتی سکوت خود تأیید میکنند. شخصیتی که اظهاراتش در سطور ابتدایی عنوان شد در بخش دیگری از اظهاراتش به این موضوع اشاره میکند که تصور کنید اگر این اتفاق برعکس بود و ایرانیها یا فلسطینیها این کشتار ۱۵۰نفری را مرتکب شده بودند در آن صورت واکنشها چه بود؟ کسانی که جنایت مدرسه دخترانه «حیات طیبه» را مرتکب شده و آن را در قالب مداخله بشردوستانه فاکتور میکنند همان کسانیاند که پیش از این هم همین معادله را در بیمارستانها و مدارس نوار غزه پیاده کردهاند.
آسمان این تمدنِ وحشیِ کودککُش در همه جای دنیا همین رنگ است. ماشین کشتار متوقف نخواهد شد. ساکنان هر نقطهای از زمین که قصد تعظیم به سردمداران کودکآزار و کودککُش جزیره اپستین نداشته باشند برای آنها تبدیل به هدف میشوند. تنها راه، قوی شدن است. قدرتمندتر شدن و با زبان زور سخن گفتن است. کشتارها در نوار غزه و تصاویر پرپر شده دختران ایرانی در جنوب ایران همه سند زنده اقدامات این کودککُشان است.

سرمقاله
کودککُشان جزیره اپستین؛ از غزه تا میناب
«بزرگترین فاجعه از زمان جنگ ویتنام توسط آمریکا و بزرگترین کشتار دختران یک مدرسه در تاریخ جهان.» اینها تعابیری است که یکی از شخصیتهای سیاسی بریتانیایی در مورد بمباران مدرسه دخترانه حیات طیبه در میناب به کار برده است.معرکه کشتار و جنایت آنقدر صریح و عیان است که اذهان و زبانهایی از دل تمدن غرب هم نسبت به آن واکنش نشان دادهاند. دشمن اگر قرار بود با قواعد ظاهرسازانه با قضیه برخورد کند اصولاً سمت آسیب زدن به مردم هم نباید میرفت چه برسد به آنکه مدرسه دختربچههایی را هدف قرار دهد که هیچ انسانی با هر دین و مذهبی هم آن را برنمیتابد.
عواطف انسانی و منزجر شدن فطرت بشر از این اقدام یک سمت ماجراست. سمت دیگر ماجرا آن است تمدنی که قرار بود ایستگاه آخر فضائل و امکانهای مادی و معنوی را برای بشر فراهم کند حالا تبدیل به چنین کثافت و ماشین نظاممند کشتار شده است.
این فرهنگ استعمار و بردهداری نوین نهتنها استمرار همان دستگاه کلاسیک استعماری است بلکه با تجهیز به علم و فناری به مرزهای جدیدی از سبعیت رسیده که استعمار کلاسیک قرن هجدهم و نوزدهم حتی در ذهن خود هم تصور نمیکردند. دستگاهی که متکی بر علم و فناوری به کشتار نقطهای خود افتخار میکند. افتخارش این است که به دقت موقعیت مکانی انسانها، دختربچهها، زنان و کودکان را در نقاط مختلف دنیا به سیبل رفتارهای وحشیانه خود تبدیل میکند و خون آنها را به زمین میریزد. افراد عادی و زنان و کودکان را جنگجو تعریف کرده و ریختن خونشان را موجه جلوه میدهد.
جالب آنکه نخبگان و هژمونی رسانهای دنیا هم این رفتار را با رفتار، گفتار و حتی سکوت خود تأیید میکنند. شخصیتی که اظهاراتش در سطور ابتدایی عنوان شد در بخش دیگری از اظهاراتش به این موضوع اشاره میکند که تصور کنید اگر این اتفاق برعکس بود و ایرانیها یا فلسطینیها این کشتار ۱۵۰نفری را مرتکب شده بودند در آن صورت واکنشها چه بود؟ کسانی که جنایت مدرسه دخترانه «حیات طیبه» را مرتکب شده و آن را در قالب مداخله بشردوستانه فاکتور میکنند همان کسانیاند که پیش از این هم همین معادله را در بیمارستانها و مدارس نوار غزه پیاده کردهاند.
آسمان این تمدنِ وحشیِ کودککُش در همه جای دنیا همین رنگ است. ماشین کشتار متوقف نخواهد شد. ساکنان هر نقطهای از زمین که قصد تعظیم به سردمداران کودکآزار و کودککُش جزیره اپستین نداشته باشند برای آنها تبدیل به هدف میشوند. تنها راه، قوی شدن است. قدرتمندتر شدن و با زبان زور سخن گفتن است. کشتارها در نوار غزه و تصاویر پرپر شده دختران ایرانی در جنوب ایران همه سند زنده اقدامات این کودککُشان است.

