1404/12/10
سرمقاله شماره ۲۵۳ روزنامه صدای ایران
سلام بر امام شهید ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نوه شهید آیتالله سیّدعلی خامنهایرضواناللهعلیه که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند.
دویست و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نوه شهید آیتالله سیّدعلی خامنهایرضواناللهعلیه که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
سلام بر امام شهید ایران
نهضت زنده است. تصور خیلیها آن بود شعله جریان مبارک و پربرکتی که به لطف همراهی ملّت ایران و نفَس ملکوتی حضرت امام خمینیرحمهالله در بهمن ۱۳۵۷ روشن شده است، با رحلت آن روح ملکوتی خاموش خواهد شد و سرد. پایان جنگ تحمیلی و یک سال بعد از آن، ارتحال خمینی کبیررحمهالله، دستگاه محاسبات خیلیها را دچار اعوجاج کرده بود. محاسبات مادّی به چیزی فراتر از این قد نمیدادند. احکام همه شبیه به هم بود: «درجه حرارت استقلالطلبی و استکبارستیزی هم خواهد افتاد.»دو چیز، اما، غایب این تحلیلها بود؛ نخست، اراده و انگیزه ملّتی که برای خدا قیام کرده بودند. دوم هم راهبر و سکانداری که هدایت کشتی انقلاب را پس از خمینی کبیر به دست گرفته بود.
امت را اگر امامی باشد و امام را هم اگر امتی، آنگاه قیام و حرکت برای خدا نه تعطیل خواهد شود و نه درجه حرارتش سرد. ملّت و امت، به حکم فطرت الهی، شانه زیر بار امانت الهی میدهند. ملّت ایران همان امت بود و خامنهای رضواناللهعلیه شهید هم همان امام. حیات و شهادتش نشان داد شاگرد خوبی برای مسیر توحید و خمینی کبیر رحمهالله بوده است؛ فقیه عالیقدری که هم مردم خود را میشناخت و هم از تاریخ مبارزات آنها درسهای زیادی آموخته بود و از همه مهمتر، متعبد به همان اصول امام روحالله خمینی رحمهالله کبیر بود. اسلامشناس حاذقی که برحسب اعتراف دوست و دشمن، مسلط به اقتضائات زمان بود.
زاهد متعبدی که زیّ و زندگی و حیاتش، پس از عصر جمهوری اسلامی نسبت به قبل از آن، بعد از دوران ریاست جمهوری نسبت به پیش از آن و پس از دوران زعامت و رهبری نسبت به گذشته آن، هیچ تغییری نکرد. سیّدعلی خامنهایِ همه این ادوار، همان سیّدعلی خامنهایِ طلبه جوانِ دهه سی و چهل و پنجاهی بود که لابهلای اسناد ساواک به آن اشاره شده بود؛ عالم بااخلاقی که عمری حضور در سیاست، غباری بر شخصیت مهذب او ننشاند و بر تقوا و پروای الهیِ او افزود.
مجاهد خستگیناپذیری که تا انتهای حیات ظاهری و شهادت، در مسیری که از همان اوایل جوانی پای در آن گذاشته بود، ثابتقدم ماند. نهتنها ثابتقدم ماند، بلکه پناه و پشتیبان و قوّت آزادیخواهان و مستضعفان داخلی و خارجی دیگری شد که علیه استعمار و استکبار و ظلم قیام کرده بودند. مرجع تقلیدِ آگاه به مقتضیات زمان که جهاد و سیاست، او را از لطایف خلقت و هستی غافل نکرد و همزمان دستی در ذوق و فرهنگ و ادبیات و هنر هم داشت.
شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه با همه اینها، افتخارش شاگردی مکتب خمینی کبیر رحمهالله بود؛ اسطوره تعبّد و قیام برای خدا در زمانهای که همه حکم به بایگانی توحید میدادند.
پس عجب نخواهد بود در زمانهای که او راهبری ملّت ایران و امت اسلام را بر عهده گرفت، نهتنها شعله نهضت به سردی نگرایید، بلکه حالا گرمتر از هر زمان دیگری است. قیام برای خدا، استقلالطلبی، ایستادن روی زانوان خود و نه گفتن به اجنبی، پایههای نهضت خمینی کبیر بود؛ شاخصههایی که نبضشان حالا نهفقط در ایران، بلکه در کل منطقه تندتر میتپد.
مسیر توحیدیِ خمینی رحمهالله رهروان بیشتری یافته و همه اینها یعنی راهبری نهضت در مسیر اصول خمینی کبیر رحمهالله، پس از حیات ظاهری او متوقف نشده بود. خامنهای شهید، مستظهر به همراهی ملّت آزاده ایران، در امتداد همان راه خمینی کبیر رحمهالله بود و هست. او در تمام مدت راهبری نهضت، جز در این مسیر نبود.
شهادت و حیات ابدیاش هم خون دیگری در رگهای نهضت تزریق کرد. شاگرد، در همان مسیر، مقتدا؛ مؤمن به خدا و مؤمن به قدرت مردم موحد و مؤمن به سنتهای الهی که اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند.
نهضت زنده است، چون خمینی رحمهالله زنده است؛ چون خامنهایرضواناللهعلیه زنده است؛ چون مردم موحد ایران اسلامی زندهاند... .

