1404/12/02
بررسی سنتهای الهی در زندگی حضرت موسی علیهالسلام
داستان موسی(ع) | قسمت اول؛ هشدارهای تاریخی قرآن

حضرت آیتالله خامنهای: «ماجرای حضرت موسی (علیهالسّلام) ... از آن ماجراهای عبرتآمیز و عجیب تاریخ است. دربارهی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود. واقعاً قرآن گنجینهی عظیمی از تجربهی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸قرآن کریم سنتها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیهالسلام و قوم بنیاسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد.
بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشتهایی به تبیین عبرتها و درسهایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیتالله خامنهای* با عنوان «داستان موسی(ع)» میپردازد. در این یادداشت، مسئله «ضرورت پرداختن به داستان حضرت موسی علیه السلام» تبیین شده است.
«وَ لَوْ قَاتَلَکمُ الَّذِینَ کفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا * سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا» (سوره فتح، آیات ۲۲و۲۳)ترجمه: و اگر کسانى که کافر شدهاند با شما به کارزار آیند، پشت مىکنند و مىگریزند، آنگاه نه کسى را مىیابند که کارشان را برعهده گیرد و نه کسى که آنان را یارى کند. خدا مقرّر داشته است که پیامبران و مؤمنان واقعى بر دشمنانشان پیروز شوند. این سنّت خداست که از پیش جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.
جبهه حق همیشه در مواجهه با جبهه دشمن، نیازمند افق روشن و امید به آینده بوده است. در صدر اسلام، گاهی مسلمانان چنان از مواجهه با دشمن و پیروزی بر آنان ناامید میشدند که هیچ افق روشنی در برابر خود نمیدیدند. از طرفی دیگر، ملّتهای گذشته گاهی آنچنان دچار خطاها و انحرافات متعددی میشدند که نتیجه آن، شکست حتمی و غضب الهی بر آنان بود. بنابراین مسلمانان عصر رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله دو نیاز اساسی داشتند. نخست، نیاز به امید و افق روشن برای حرکت و پیشرفت. نیاز دوم، درسها و عبرتهای تاریخی برای مراقبت در این مسیر حرکت. یکی از مهمترین روشهای خداوند برای پاسخ به این دو ضرورت اساسی، توجه دادن آنان به قوانین حاکم بر دنیا است که در امتهای گذشته به وقوع پیوسته است. قرآن کریم از این قوانین تعبیر به «سنة الله» میکند.
شناخت سنتهای الهی برای ما ضروری است«سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالم طبیعت، در عالم انسان قواعدی دارد، قوانینی دارد... قانون جاذبه یک قانون جلوی چشم است و همه میفهمند، [امّا] قوانینی هم دارد که همه قادر به فهم آنها نیستند؛ واقعاً سرتاسر قرآن پُر است از بیان این قوانین.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷ ویژگی سنتهای الهی این است که قوانینی ثابت و تغییرناپذیرند و در طول تاریخ قطعاً به وقوع میپیوندند. قرآن کریم این قوانین را چنین توصیف میکند: «سنّت خدا از در امتهای پیشین جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.»(۱) شناخت سنتها و قوانین حاکم بر دنیا، آثار و پیامدهای متعددی دارد. شناخت برخی سنتهای الهی باعث میشود ملّتهای مسلمان در هر عصری این اطمینان را داشته باشند که قطعاً بر دشمنان خود پیروز میشوند. شناخت برخی سنتها و قوانین الهی به عنوان هشداری برای ملّتها است و باعث میشود آنان مراقب رفتار خود باشند تا از مسیر حق منحرف نشوند. همچنین شناخت برخی سنتها باعث شناخت بهتر مسیر رشد و تعالی میشود.
راز تکرار داستان بنیاسرائیل در قرآنقرآن کریم برای شناساندن سنتهای الهی به جامعه اسلامی، تاریخ ملّتهای گذشته و انبیای آنان را ذکر میکند و در دل آن، سنتهای متعدد حاکم بر دنیا را تبیین میکند. یکی از ملّتهایی که حجم زیادی از سنتهای الهی در آن به وقوع پیوسته است، قوم «بنیاسرائیل» به رهبری «حضرت موسی علیهالسّلام» است. قرآن کریم سرشار از تاریخ گذشتگان است؛ اما بیشترین آیات تاریخی قرآن مربوط به زندگی حضرت موسی علیهالسّلام و قوم بنیاسرائیل است. نزول این حجم از آیات درباره حضرت موسی و بنیاسرائیل ــ آن هم در حساسترین لحظات مبارزه مسلمانان صدر اسلام ــ خود بهترین دلیل بر روش خداوند در نشان دادن افق روشن برای مسلمانان و اطمینان خاطر دادن به آنان برای پیروزی بر دشمن است.
در دوران معاصر نیز که تقابل دشمنان با جبهه حق به اوج خود رسیده است، شناخت قوانین الهی حاکم بر جهان هستی، آثار و برکات متعددی برای ملت اسلام در پی دارد. از این رو، حضرت آیتالله خامنهای در بیانات و جلسات تفسیر قرآن، بارها به تبیین و توضیح آیات حضرت موسی علیهالسّلام و قوم بنیاسرائیل پرداختهاند. ایشان معتقدند: «قرآن گنجینهی عظیمی از تجربهی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ و در این باره میفرمایند: «ماجرای حضرت موسیٰ علیهالسّلام ... از آن ماجراهای عبرتآمیز و عجیب تاریخ است. دربارهی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ حضرت آیتالله خامنهای معتقدند علت فراوانی آیات قرآن درباره حضرت موسی علیهالسّلام و بنیاسرائیل، ظرفیت عظیم عبرتها و درسهای متعددی است که برای مسلمانان وجود دارد. «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنىاسرائیل یاداورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنىاسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنىاسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینهى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۲)
داستان حضرت موسی علیهالسلام گنجینه راهنمای امروز امت اسلامی استاین سخن برگرفته از احادیثی است که پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله در آن میفرمایند: «امت من، سنت بنیاسرائیل را مرتکب خواهند شد؛ به طوری که قدم جای قدم آنان میگذارند و مَثَلها و سنتها در آنان و اینان به یک صورت جاری شده است.»(۳) همچنین در جای دیگر میفرمایند: «لَتَسلُکنَّ سُنَنَ مَن قَبلَکم حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ»(۴) شما قدم به قدم راه امتهای گذشته را خواهید پیمود. ناگفته نماند این سخن به معنای مشابهت جزء به جزء امت اسلامی با امت بنیاسرائیل نیست؛ بلکه به این معنا است که سنتهای الهی که در آن دوران به وقوع پیوسته است، در امت اسلامی نیز به وقوع میپیوندد. با این نگاه، بررسی تاریخ حضرت موسی علیهالسّلام و بنیاسرائیل، گنجینهای بزرگ برای راهنمایی امت اسلامی در دوره کنونی است.
حضرت آیتالله خامنهای در این باره میفرمایند: «بخش مهمّى از قرآن قصص گذشتگان است، امّا این قصّهگویى فقط براى توصیف گذشته نیست، بلکه درسى است که طبیعت عالم، طبیعت تاریخ، طبیعت بشر و به معناى عام، طبیعت گذشته و حال و آینده را در مقابل چشم مسلمانان قرار مىدهد؛ یعنى ماجراى موسى علیه السلام و ماجراى مقاومت بندگان مؤمن در دوران ابراهیم و موسى و عیسى و بقیّهى پیغمبران الهى، براى مسلمانانى که این آیات را تلاوت مىکنند درسى است تا به وسیلهى آن، جهت آیندهى خودشان ــ وظیفههاى آینده و آنچه در آینده انتظارش را باید داشته باشند ــ نکتهها بیاموزند؛ آن هم نکتهها و درسى ناشى از حکمت الهى و الهام پروردگار، نه ناشى از حدس و گمان ذهنهاى تیره و تار و عقلهاى ناقص.»(۵) بنابراین، احادیث پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله که در آن به شباهت امت اسلامی به امت بنیاسرائیل پرداخته شده است، هشداری برای مسلمانان و دعوتی به عبرتگیری از آنان است.
حضرت آیتالله خامنهای در تبیین این نکته مهم میفرمایند: «ما ملّت اسلام در حقیقت تهدید شدهایم؛ تهدید به چه چیزى؟ تهدید به سرنوشت قوم موسى؛ که اى ملّت اسلام! مواظب باشید اگر به آنچه میگویید عمل نکنید و اگر پاى حرف و ایمانتان نَایستید، مثل قوم موسى خواهید شد که اینها منحرف شدند، خدا هم دلهاى اینها را منحرف کرد؛ یعنى اینها را از هدایت خودش محروم کرد.»(۶) این همان سنت الهی است که در تمام امتهای گذشته وجود دارد و قوانینی است که تا پایان تاریخ بر آن حاکم است. بر همین اساس، رهبر انقلاب اسلامی این قوانین را در دوران انقلاب اسلامی نیز حاکم میدانند. ایشان در تبیین آیه «وَ اَللٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ»(۷) میفرمایند: «خدا قوم فاسقین را هدایت نمیکند. این قوم فاسقین چه قوم موسى باشند، چه قوم عیسى باشند، چه قوم پیغمبر آخرالزّمان باشند، چه مال صدر اسلام باشند، چه مال دوران انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى باشند، وقتى از دین خارج شدى، هدایت مشکل میشود و ما باید مواظب باشیم، مراقب باشیم، دل خودمان را حفظ کنیم، ذهن خودمان را در راه خدا نگه داریم، بر ذهن خودمان آیات حسنهى حق را بخوانیم و مواظب باشیم دل ما دچار زیغ نشود.»(۸) به طور نمونه، یکی از خطرات پیش روی امت اسلامی، خطر ارتجاع است. از آنچه گفته شد میتوان فهمید که «در امت پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله، همان اندازه این خطر [ارتجاع] وجود دارد که در امّت موسى [بود].» ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
براساس فلسفه قرآن، قوانین عالم در طول تاریخ یکسان هستندسؤال مهم این است که مطالعه تاریخ حضرت موسی علیهالسّلام و بنیاسرائیل با چه رویکردی باید باشد؟ به عبارت دیگر، شناخت عبرتها و درسهای تاریخ بنیاسرائیل به چه معنا است؟ از منظر حضرت آیتالله خامنهای، مطالعه تاریخ بنیاسرائیل و دیگر امتهای گذشته «یعنى همان علّتى که موجب میشود بنىاسرائیل مثلاً در چهل پنجاه قرن قبل دچار یک حالت بدى بشوند، همان علّت اگر در روزگار شما براى شما به وجود آمد، شما هم دچار همان سرنوشت خواهید شد. این، وحدت قوانین عالم و سنّتهاى عالم است؛ این از فرازهاى عالى و جالب بینش اسلامى و جهانبینى اسلام است؛ جهانبینى اسلام و بینش اصیل و فلسفى اسلام این جور بیان میکند. [البتّه] مرادم از فلسفه، فلسفهى ارسطو و یونان نیست که به نام فلسفهى اسلامى به خورد مسلمانها دادند؛ منظور فلسفهى قرآن است. آنچه قرآن و کلمات قرآنشناسان واقعى به ما مىآموزد، این جور نتیجه میدهد به ما که قوانین عالم، قوانین طبیعى و قوانین اجتماعى، همه یکىاند و در طول تاریخ یکسان هستند. همچنان که قانون جاذبه یک میلیون سال قبل هم اگر زمین و آسمانى بوده، وجود داشته و الى امروز هم هست، همین طور قوانین انحطاط ملّتها و ترّقى ملّتها و پیشرفتها و عقب ماندنها و آقایىها و ذلّتها، همه و همه در این زمان کنونى که ما در آن زندگى میکنم و در میلیونها سال قبل هم اگر انسانى وجود داشته، یکسان و مشابه است؛ قوانین عالم، قوانین آفرینش، کمترین تغییرى نکرده. هر چیزى که موجب شد بنىاسرائیل بدبخت و توسرىخور بشوند، ممکن است اگر در میان شما به وجود آمد، موجب بشود - و خواهد شد - که شما هم توسرىخور و بدبخت و ذلیل بشوید؛ همان چیزى که موجب شد مسلمانان صدر اسلام به آقایى و عزّت برسند، اگر در میان شما هم وجود داشته باشد، یقیناً شما هم به آقایى و عزّت و سربلندى خواهید رسید... این، وحدت سنّتها در طول تاریخ است.»(۹) این بیان جامع نشان میدهد که فلسفه مطالعه تاریخ حضرت موسی علیهالسّلام و بنیاسرائیل، شناخت سنتها و قوانین حاکم بر جوامع است تا در پرتو آن شناخت، مسیر رشد و تعالی روشن شود.
(۱ سوره فتح، آیات ۲۲ و ۲۳، سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا.
(۲ تفسیر سورهی صف، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۳۴، انتشارات انقلاب اسلامی.
(۳ لترکبن امتی سنة بنی اسرائیل حذو النعل بالنعل... وجرت الامثال و السنن سواء. (بحار الأنوار، ج۲۸، ص۲۸۲)
(۴ المعجم الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۳، ح ۳؛ به نقل از دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۷، ص ۲۱۲.
(۵ بیانات در جمع مردم دزفول در استادیوم شهر، ۱۳۷۵/۱۲/۲۳
(۶ تفسیر سورهی صف، ص۵۰
(۷ سوره توبه، آیه ۲۴
(۸ تفسیر سورهی صف، ص۵۰
(۹ نهج البلاغه: شرح هفت خطبه، حضرت آیتالله خامنهای، ص۷و۸، انتشارات انقلاب اسلامی.
