1404/11/19
سرمقاله شماره ۲۳۲ روزنامه صدای ایران
اسم رمز؛ خون

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مزدک جلیلیان، او از بسیجیان تهران بود که در فتنه آمریکایی اخیر در یکی از خیابانهای سعادتآباد تهران توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
دویست و سی و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مزدک جلیلیان، او از بسیجیان تهران بود که در فتنه آمریکایی اخیر در یکی از خیابانهای سعادتآباد تهران توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
اسم رمز؛ خون
یک تیر و دو نشان. پروژه کشتهسازی در اعتراضات اخیر را میتوان طرحی دانست که قرار بود همزمان دو هدف را دنبال کند: «ایجاد یک نقطه افتراق و گسل در داخل ایران و همزمان با آن ایجاد مشروعیت برای مداخله نیروی خارجی.» شکستن مقاومت ایران در معرکه فعلی نیازمند دو کار همزمان بود. نخست آنکه باید در جبهه داخلی گسست ایجاد شود. نقطه اتکای برخورد نظامی و امنیتی ایران با طرحهای مداخلهجویانه خارجی ایستادن روی زمین سفت انسجام ملّی بوده است. اتفاقی که در جنگ ۱۲روزه دشمن صهیونی و آمریکایی علیه ایران امتحان خود را به خوبی پس داد. پشتوانه قدرت نیروهای مسلح کشور، ایستادن روی زمینِ سفت اتحاد مقدس ایرانیان بود. سمت دیگر ماجرا گسترش دامنه مداخله خارجی برای شکستن حصار ایرانیان بود. گسترش دامنه مداخله نیاز به مشروعیت در سطح جهانی داشت. اقدام نظامی علیه یک کشور و دولت و ملت نیازمند استدلالی است که در ساحت تبلیغاتی و رسانهای بهانه حداقلی را برای اقدام فراهم آورد تا یک همراهی ولو حداقلی خارجی و بینالمللی را ایجاد کند. جنگ ۱۲روزه نشان داد که با فشارهای نظامی در آن مختصات، ایران کوتاه آمدنی نیست. پس باید فشار را افزایش داد و افزایش فشار نیاز به یک همراهی حداقلی دارد تا بتواند حصار ایران را بشکند. شکستن مقاومت ایران از مسیر عملیاتی شدن همزمان این دو طرح میگذشت. دو جبهه داخلی و خارجی علیه مقاومت ملّی همزمان باید فعال میشد.
در چنین میزانسنی است که پروژه کشتهسازی در فتنه و کودتای اخیر معنادار میشود. کشتهسازی از یک سو در جبهه داخلی باعث گسل و افتراق میان مردم و حاکمیت میشد. از دید برنامهریزان ضدامنیتی موساد و سیا، این طرح باعث بدبینی، کینه و نفرت جامعه ایرانی به دولت و حاکمیت شده و در پشت جبهه یک شکاف و یک منطقه درگیری جدید برای جمهوری اسلامی باز میکرد. مدیریت تنش در این منطقه دیگر به سادگی مدیریت تنش با دشمن خارجی نیست چرا که در این سو مردم ایران قرار میگرفتند. پیشران این جبهه داخلی هم هستههای تروریستی ضدامنیتی بودند که قرار بود با تحریک بخشی از بدنه اجتماعی معترضان و اغفالشدهها آنها را دستاویز طرحهایی مانند حمله به مراکز نظامی و انتظامی قرار دهند تا در ادامه بتوانند از تبعات و امواج بعدی این اقدام، بهرهبرداری لازم را بکنند.
از نگاه آنها این اتفاق علاوه بر آنکه شکاف جبهه داخلی را عمیقتر کرده و انسجام ملّی ایرانیان را متزلزل میکرد. همزمان یک خوراک تبلیغاتی مناسب برای دستگاه پروپاگاندا را فراهم میکرد. یک جریان تبلیغاتی و رسانهای قدرتمند که قرار بود با اعداد و ارقامی نجومی مدعی کشتارهای دهها هزار نفری شود. در ادامه هم در ساحت افکار عمومی دنیا، برخورد سخت با جمهوری اسلامی را موجه جلوه دهد. اینجاست که موج تبلیغاتی سنگین ضدایرانی رسانههای معاند فارسیزبان و غیرفارسیزبان که پیمانکار این بخش از پروژه بودند واجد معنا میشود. موج عددسازیها تا جایی پیش رفت که از جنگهای کلاسیک هم عبور کرد و مایه ریشخند و تمسخر را فراهم آورد. اتفاقی که با انتشار رسمی آمار از سوی جمهوری اسلامی عملاً از حیز انتفاع خارج شد.
نقطه اتکای تمام این طرح، پروژه کشتهسازی بود. کشتهسازی قرار بود هم اسم رمز جنگ داخلی شود و کاتالیزور تند و ملتهب شدن فضا شود و هم از سوی دیگر مشروعیت اقدام سخت از جبهه خارجی را فراهم آورد. جنینی که البته مرده به دنیا آمد. آن بخش از عقبه اجتماعی مردمی که معترض واقعی به شرایط اقتصادی بودند با بروز اولین نشانههای این طرح در ۱۸دی از معرکه خارج شدند تا مهره بازی ضدایرانی دشمن نشوند. از سوی دیگر مهار همهجانبه کودتا از سوی دستگاههای متولی، جنین ضدامنیتی ماجرا را مُرده به دنیا آورد. یکی از دلایل جهش یکباره سیاست رسانهای ماشین تبلیغاتی دشمن و در نوردیدن اعداد و ارقام نجومی و رسیدن به ایستگاه موجه جلوه دادن مداخله نظامی آنهم بدون مقدمهچینی پیشینی این مسأله بود که از یک سو عقبه اجتماعی از معرکه بیرون آمد و با جریان خشن تروریستی کف خیابان همراهی نکرد.
از سوی دیگر هم دستگاههای متولی امنیتی بعد از عدم همراهی مردمی با این جریان تروریستی توانستند کل ماجرا را مهار کنند. در ادامه موج میلیونی همراهی با جمهوری اسلامی آبی بود بر خاکستر فتنه که کل ماجرا را شست و با خود برد. دشمن قرار بود با کشتهسازی همزمان به دو هدف نائل شود. یک فتنه زمستانی دیگر گذشت و روسیاهیاش به چهره کسانی ماند که خائنانه یا غافلانه بخشی از طرح دشمن بودند.

