• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1404/11/12
«رادیو نگار ۷۰»

دوازدهم بهمن و کار بزرگ امام؛ تبیین ماهیت فتنه اخیر و ماجرای دشمنی آمریکا با ایران

 رهبر معظّم انقلاب، دوازدهم بهمن و به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با مردم دیدار داشتند و مطالب مهمی را با آنان در میان گذاشتند. ۱۲ بهمن و اهمیت این روز و کار بزرگ امام، تبیین فتنه صهیونی-آمریکایی و برشمردن برخی خصوصیات آن و چرایی تقابل آمریکا با ایران در ۴۷ سال گذشته، محورهایی بودند که رهبر انقلاب آنها را مورد بررسی قرار دادند.
 قسمت جدید رادیو نگار با حضور آقای احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی، محورهای اصلی بیانات رهبر انقلاب در این دیدار را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه متن کامل این قسمت از رادیو نگار در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

[دریافت نسخه صوتی]

* به‌عنوان سؤال اول می‌خواستم یک چارچوب کلی و منسجم از محورهای اصلی بیانات امروز آقا به ما ارائه بدهید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم. سلام عرض می‌کنم خدمت جنابعالی و عزیزانی که این برنامه را می‌شنوند. دیدار امروز به مناسبت آغاز جشن‌های دهه‌ی فجر و چهل‌وهشتمین سالگرد این ایام برگزار شده بود و بیانات رهبر معظّم انقلاب سه فراز مهم داشت. فراز اول به مناسبت سالگرد انقلاب و دوازدهم بهمن بود؛ فراز دوم تحلیلی جدید از فتنه‌ی هجده و نوزده دی؛ و فراز سوم نیز درباره‌ی آمریکا و تحولاتی که در این روزها با آن مواجه هستیم.

در بخش اول که مربوط به سالگرد انقلاب بود، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تبیینی ارائه کردند از اینکه انقلاب با رهبری امام چگونه پیروز شد و ارکان نظامی که امام پس از اسقاط نظام شاهنشاهی تأسیس کردند چه بود. ایشان سه رکن برای نظامی که امام بنیان گذاشتند برشمردند: نخست، رکن مردمی آن در مقابل رکن استبدادی رژیم پهلوی. ایشان توضیح دادند که در رژیم پهلوی همه‌ی امور به دربار ختم می‌شد و نظامی مستبد حاکم بود. رکن دوم، رکن دینی انقلاب و جمهوری اسلامی بود که در مقابل رویکرد ضدّدینی رژیم پهلوی بود و ایشان بر آن تأکید کردند؛ رکن سوم نیز استقلال و قطع دست استکبار و آمریکا از کشور بود.

در خصوص این سه مورد، همان‌گونه که در سخنان ایشان هم مطرح شد، اگر به خاطرات رجال دوره‌ی پهلوی مراجعه کنیم، برای هر یک نمونه‌های متعددی در گفته‌های خود آنان وجود دارد. برای مثال، در خصوص موضوع نخست که عملاً دربار و شخص شاه همه‌کاره‌ی مملکت بودند، این مسئله در خاطرات آنان بسیار آمده است. مجموعه‌ای مانند «تاریخ شفاهی هاروارد» خاطرات کارگزاران آن دوره را گردآوری کرده است. اگر به خاطرات کارگزاران نهادی آن دوره، به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی مراجعه کنیم، تقریباً در روایت همه‌ی آنان یک گزاره‌ی مشترک دیده می‌شود: اینکه ما گویی صرفاً سر کار بودیم؛ برنامه‌ریزی می‌کردیم، می‌بردیم و می‌آوردیم، اما در نهایت تصمیم، تصمیمی بود که در دربار گرفته می‌شد و عملاً با یک رژیم تک‌نفره مواجه بودیم.

امام، همان‌طور که آقا امروز اشاره کردند، بلافاصله پس از اسقاط نظام شاهنشاهی، پایه‌ریزی نظامی را آغاز کردند که مبنایش انتخابات بود. از همان ابتدای انقلاب، در دوازدهم فروردین، شکل حکومت به رأی گذاشته می‌شود و پس از آن مجلس خبرگان قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری شکل می‌گیرد. در همان اوایل انقلاب، گروه‌ها و افرادی بودند که می‌گفتند انقلاب شد و مردم باید به خانه‌هایشان بازگردند و اکنون ما باید کشور را اداره کنیم؛ یعنی نگاهی که بر اساس آن، تکنوکرات‌ها آمده‌اند و مردم مربوط به دوره‌ی انقلاب و نهضت بوده‌اند، اما در دوره‌ی اداره‌ی کشور این کارگزاران و تکنوکرات‌های تربیت‌شده در بروکراسی باید امور را در دست بگیرند. امام این دیدگاه را نپذیرفتند و تا پایان دوران رهبری خودشان و پس از آن در دوره‌ی رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز مردم محور بوده‌اند.

اگر سخنرانی رهبر انقلاب را با دقت بررسی کنیم، هم در فراز مربوط به دوازدهم بهمن، هم در فراز مربوط به فتنه و هم در فراز پایانی درباره‌ی آمریکا، یک نخ مشترک دیده می‌شود: در هر سه فراز، ایشان تأکید می‌کنند که این مردم هستند که کار را پیش می‌برند؛ مردم بودند که در این فتنه‌ی اخیر کار را تمام کردند و مردم هستند که در برابر زورگویی آمریکا ایستاده‌اند و اگر حادثه‌ای هم رخ دهد، باز هم مردم در صحنه خواهند بود.

این فراز اول درباره‌ی سالگرد انقلاب بود. همان‌طور که عرض کردم، اشاره‌ی ایشان به خاطرات رجال پهلوی به نظر من خود می‌تواند فصل مهمی برای بحث باشد؛ اینکه از دل خاطرات خود آنان این موارد استخراج شود. برای نمونه، در بخشی که ایشان به ضددینی بودن رژیم پهلوی اشاره می‌کنند، به یاد دارم که خود رهبر انقلاب زمانی فرمودند به خاطرات کسانی مراجعه کنید که در دوره‌ی پهلوی در حلقه‌های دوم و سوم قدرت بودند و قرار بود در سال‌های آینده نخست‌وزیر یا وزیر شوند و ببینید در چه حجمی از فساد غوطه‌ور بوده‌اند. برای مثال، خاطرات فریدون هویدا را اگر ملاحظه کنید که در آن زمان سفیر ایران در لندن بوده، در اواخر رژیم پهلوی هم از مواردی که درباره‌ی خود و هم از مواردی که درباره‌ی دربار، خانواده‌ی پهلوی، خواهر و برادر شاه و اطرافیان شاه نقل می‌کند، مجموعه‌ای از فساد به چشم می‌خورد.

بخش دوم سخنان ایشان نیز، همان‌طور که عرض کردم، درباره‌ی فتنه بود. ایشان بار دیگر بر ماهیت آمریکایی و صهیونیستی این ماجرا تأکید کردند؛ همان‌گونه که در دیدار مبعث نیز مفصل درباره‌ی این موضوع سخن گفته بودند. همچنین درباره‌ی عوامل اجرایی فتنه، با همان دسته‌بندی پیشین، از سردسته‌ها، آموزش‌دیده‌ها و افرادی که به‌صورت هیجانی وارد ماجرا شدند و اقدامات اغتشاشی و تخریبی انجام دادند، دوباره صورت‌بندی‌ای ارائه کردند و پنج ویژگی برای فتنه برشمردند که اگر در ادامه‌ی بحث صلاح بدانید، می‌توانیم به آن بپردازیم.

نکته‌ی پایانی سخنان ایشان نیز درباره‌ی آمریکا و تهدیدهایی بود که این روزها مطرح می‌کنند و اینکه موضع ما در قبال این تهدیدها چیست. این موضوع هم برای مردم ما مهم است، هم برای افکار عمومی جهان و هم برای طرف مقابل که به‌دنبال برنامه‌ها و اقدامات خود است و طبعاً این مواضع در محاسبات او اثر خواهد گذاشت.

* بسیار خوب، اگر موافق باشید از بخش پایانی سخنان آقا شروع کنیم؛ درواقع از آن جمله‌ی پایانی که جمله‌ای قابل توجه بود و بازتاب گسترده‌ای هم در فضای مجازی داشت. اینکه ایشان در پایان فرمودند آمریکایی‌ها بدانند اگر این‌بار جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگی منطقه‌ای خواهد بود. لطفاً کمی در این‌باره برای ما توضیح می‌دهید؟
ببینید، طرح بحث ایشان درباره‌ی موضوع آمریکا -که این جمله‌ی مورد اشاره‌ی شما درواقع جمله‌ی پایانی آن بود- یک طرح بحث کوتاه، اما به‌نظر من جامع بود. مسئله‌ای که ایشان مطرح کردند، از اینجا آغاز شد که مسئله‌ی ما و آمریکا چیست؛ مسئله‌ی ایران و آمریکا در این چهل‌وچند سال چه بوده و مبنای این دشمنی چه است. ایشان پیش‌تر نیز به این موضوع اشاره کرده بودند و امروز هم دوباره آن را طرح کردند. واقعاً اصل مشکل این است که آمریکا در داخل ایران یک «دستِ باز» داشت؛ موضوعی که به همان فراز نخست سخنان ایشان درباره‌ی رژیم پهلوی نیز مرتبط می‌شود. رژیم پهلوی رژیمی فاسد، وابسته و مستبد با این ویژگی‌ها بود. در دوره‌ی پهلوی، در چند مقطع -که بارزترین آن پس از کودتاست- شاه را دوباره به کشور بازمی‌گردانند؛ یعنی شاه از کشور خارج می‌شود، کودتا رخ می‌دهد و دوباره او را بازمی‌گردانند. آن کودتا در سال ۱۳۳۲ اتفاق می‌افتد و حدود بیست‌وپنج سال پس از آن، محمدرضا پهلوی در ایران بر سر کار است و در این ۲۵ سال خود را کاملاً وامدار آمریکا می‌داند.

این «دستِ باز» که آمریکا در منطقه‌ی ما داشت، در منابع مختلف هم به آن اشاره شده است. برای مثال، سیاست «دو ستونی» نیکسون در منطقه‌ی ما موضوعی مشهور است و درباره‌اش گفت‌وگوهای مفصلی وجود دارد. آمریکا در منطقه‌ی ما دو ستون برای خود قائل بود: یکی عربستان و دیگری ایران. عربستان را بیشتر با نگاه به منابعش، به‌عنوان رکن منطقه‌ای خود می‌دید؛ اما ایران را به‌عنوان ستون سیاسی، امنیتی و تا حدی نظامی و مالی خود در منطقه تلقی می‌کرد؛ یعنی تقریباً همان نقشی که امروز برای برخی کشورهای منطقه و از همه مهم‌تر برای رژیم صهیونیستی در نظر گرفته می‌شود، در آن زمان به ایران واگذار شده بود. آمریکا چنین ظرفیتی را در این منطقه از دست داد؛ کشوری با این عظمت و با این مختصات، با ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی و مدنی فراوان -که امروز هم در فرمایشات رهبر انقلاب به آن اشاره شد- از دست رفت. علت اصلی دشمنی همین است. ایشان در سخنان خود از اینجا شروع کردند که علّت دشمنی آنان چیست، دنبال چه هستند و تا زمانی که به این هدف دست نیابند، از این طمع‌ورزی صرف‌نظر نخواهند کرد.

سپس به تحولات اخیر و تهدیدهایی که این روزها مطرح می‌شود پرداختند. برای مثال، به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کردند که گفته بود ناوهایی را در منطقه مستقر کرده‌اند. به‌نظر من در این بخش از سخنانشان، رهبر معظّم انقلاب دو کار مهم انجام دادند. نخست اینکه هراس‌افکنی نکردند. تأکید ایشان این بود که این حرف‌ها را قبلاً هم زده‌اند و پیش‌تر نیز می‌گفتند «گزینه‌ی جنگ روی میز است». این نشان می‌دهد زاویه‌ی ورود ایشان به موضوع، ایجاد هراس در جامعه نیست. این نکته مهمی است؛ زیرا در این روزها گاهی در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور ما دیده می‌شود که برخی، دانسته یا نادانسته، در حال پیش‌برد عملیات ادراکی دشمن در داخل کشور هستند. آمریکا در همه‌ی حوزه‌ها، ازجمله قدرت نظامی، بیش از آنچه واقعاً دارد یا به‌کار می‌گیرد، تصویری از خود می‌سازد و در بسیاری موارد همین تصویر است که کار می‌کند. این مسئله در حوزه‌های مختلف دیده می‌شود.

برای نمونه، در نظام مالی آمریکا که متکی به دلار است -ارزی که در جهان رایج است و بسیاری از مبادلات جهانی با آن انجام می‌شود- گاهی گفته می‌شود بدهی ملّی آمریکا به ده‌ها تریلیون دلار رسیده است. این پرسش مطرح می‌شود که چگونه چنین نظامی همچنان پابرجاست و کشورهایی همچنان اوراق قرضه‌ی آن را می‌خرند و در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. علّت این است که آمریکا تصویری از خود ساخته که بر اساس آن، با وجود این بدهی عظیم، نظامی است که در نهایت توان بازپرداخت این بدهی‌ها را دارد. این همان خلق اعتبار است. در سایر حوزه‌ها نیز چنین است؛ آمریکا بیش از آنچه واقعاً هست، با فروش تصویر خود در جهان کار می‌کند. اگر این مسئله را متوجه نباشیم -که متأسفانه برخی در داخل متوجه نیستند و شاید هم برخی دانسته چنین می‌کنند، هرچند ان‌شاءالله نادانسته است- عملاً به تقویت همین تصویر و عملیات تولید ترس در جامعه کمک می‌کنیم؛ عملیاتی که خود محرک گام‌های بعدی دشمن است.

در بیانات رهبر انقلاب، ایشان در عین اینکه در جامعه ترس ایجاد نمی‌کنند، بلکه اقتدار می‌آفرینند، واقع‌بینی را هم کنار نمی‌گذارند. با کمال واقع‌بینی سناریو را تشریح می‌کنند: نخست، اینکه این تهدیدها مسبوق به سابقه است؛ پیش‌تر نیز چنین تهدیدهایی وجود داشته است. دوم، اینکه این موارد از جنس تهدیدهایی نیست که ملّت ایران را بترساند یا بتوان با ساختن تصویری از خود، چیزی را از طریق ترس به ایران تحمیل کرد. و سوم، همان جمله‌ی نهایی که شما اشاره کردید: اینکه بدانند اگر این‌بار جنگی راه بیندازند، این جنگ دیگر محدود نخواهد بود و جنگی منطقه‌ای خواهد شد. بنابراین، نکته‌ی اول این است که ایشان در عین واقع‌گرایی و واقع‌بینی، ترس ایجاد نمی‌کنند.

* حضور دیروز ایشان در مرقد امام، تصویر نماز خواندنشان بر سر مزار امام و قرائت فاتحه هم به نوعی می‌تواند در راستای همین زاویه‌ی ورود به بحث تلقی شود؛ اینکه وضعیت کشور، نه لزوماً کاملاً عادی، اما باثبات و با امنیت است و ترسی وجود ندارد.
حتماً همین‌طور است. از ۱۳ دی تا امروز که ۱۲ بهمن است، در این یک ماه اخیر رهبر معظّم انقلاب چهار سخنرانی عمومی داشته‌اند: ۱۳ دی، ۱۹ دی، ۲۷ دی و امروز که ۱۲ بهمن بود. همچنین حضوری در مرقد مطهر امام داشتند که طبق روال هر سال انجام شد و حتی روز حضورشان را هم تغییر ندادند. اگر به سال‌های قبل مراجعه کنید، معمولاً حضور ایشان دهم یا یازدهم بهمن است؛ اغلب یازدهم بهمن. یعنی حتی روز حضور هم تغییر نکرده است. بله، دقیقاً همین نکته‌ای که فرمودید درست است. ایشان در عین اینکه واقع‌بینی را در جامعه حاکم می‌کنند، اجازه نمی‌دهند ترس بر جامعه مسلط شود. با صلابت و اقتدار بحث خود را مطرح می‌کنند.

به‌نظر من نکته‌ی بسیار مهم در جمله‌ی پایانی سخنان ایشان این است که خط قرمز جمهوری اسلامی امروز از حسینیه‌ی امام خمینی به‌صورت صریح اعلام شد: خط قرمز، جنگ است؛ اگر جنگی آغاز شود، جنگی منطقه‌ای خواهد بود. یعنی اگر آتش روشن شود، منطقه به کوره‌ی آتش تبدیل خواهد شد. این جمله بسیار مهم است. احتمالاً در دو یا سه هفته‌ی اخیر، این پیام از طریق مسئولان کشور ما در گفت‌وگوهای تلفنی، تماس‌ها و دیدارها به مقامات منطقه‌ای منتقل شده است. چنان‌که در رسانه‌های غربی هم می‌بینید که مثلاً مقاماتی از کشورهای عربی به آمریکا رفته یا از آمریکا دیدار کرده‌اند. پیام‌هایی منتقل شده و مضمون آن این بوده که ممکن است از نگاه آنان ایران اقدامی انجام دهد. این پیام‌ها احتمالاً در این مدت منتقل شده بود. اما اتفاقی که رخ داد و علنی شدن این پیام در سخنرانی عمومی، به این معناست که جمهوری اسلامی خط قرمز خود را شفاف مطرح می‌کند و بر آن ایستاده است.

وقتی این پیام‌ها به‌صورت غیرعلنی مطرح می‌شود، ممکن است طرف مقابل آن را صرفاً یک تهدید یا عملیات روانی تلقی کند؛ امری که در روابط بین کشورها متداول است و به‌عنوان نوعی بازدارندگی در دیپلماسی شناخته می‌شود. اما وقتی خط قرمز به‌صورت رسمی و علنی اعلام می‌شود، جنبه‌ی حیثیتی پیدا می‌کند و احتمال عمل به آن در محاسبات طرف مقابل جدی‌تر می‌شود. یعنی در محاسبات طرف مقابل این‌گونه تلقی می‌شود که شما گفته‌اید و بر آن ایستاده‌اید.

به‌نظر من محاسبات طرف مقابل با سخنرانی رهبر معظّم انقلاب به‌طور قابل توجهی تغییر خواهد کرد. تصریح ایشان در سخنرانی علنی مبنی بر اینکه این جنگ، جنگی منطقه‌ای خواهد بود، محاسبات آنان را دگرگون می‌کند. در رسانه‌های غربی هم در این دو، سه هفته‌ی اخیر احتمالاً دیده‌اید که دغدغه‌ای جدی در دولت آمریکا و شخص ترامپ -بنابر روایت این رسانه‌ها- مطرح بوده است. گفته می‌شود ترامپ به پایگاه رأی خود وعده داده که کشور را وارد جنگ‌های دامنه‌دار، پرهزینه و فرسایشی نکند؛ اشتباهی که به‌گفته‌ی او رؤسای جمهور پیشین مرتکب می‌شدند. مثال‌هایی هم که از اقدامات اخیر خود می‌آورد، عملیات‌های به‌اصطلاح نقطه‌ای، ورود سریع و خروج سریع است؛ یعنی به تعبیر خودشان، وارد «باتلاق» نمی‌شوند.

فرمایشات امروز رهبر انقلاب می‌تواند این معادلات را تغییر دهد و صحنه را برای آنان روشن‌تر کند و این فرضیه را تقویت کند که این تصور که ایران شبیه ونزوئلا، عراق یا لیبی است، توهمی بیش نیست. ایران هیچ‌یک از این‌ها نیست. اگر بخواهند وارد فضای درگیری و تخاصم به این شکل شوند، ایران این وضعیت را به‌عنوان یک وضعیت موجودیتی خواهد دید. این پیام‌ها در یک ماه یا یک ماه‌ونیم اخیر به اشکال مختلف از سوی مقامات کشور، حتی در عرصه‌ی عمومی نیز مطرح شده است. برای نمونه، در ۱۹ دی که ترامپ توییتی منتشر کرد و گفت آماده‌ی کمک به معترضان است و اگر کشته شوند وارد عمل می‌شویم، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ توییتی منتشر کرد و در جمله‌ی پایانی آن نوشت: این کار را دولت ترامپ آغاز کرد؛ مراقب جان سربازان آمریکایی باشید. این جمله برای جامعه‌ی آمریکا معنادار است. جامعه‌ی آمریکا با دیدن تابوت سربازان آمریکایی خاطرات عراق، افغانستان و حتی ویتنام برایش زنده می‌شود و بدنه‌ی رأی -به‌ویژه حامیان ترامپ- چنین وضعیتی را نمی‌پذیرد و می‌گوید ما برای این مسائل به تو رأی نداده‌ایم.

بنابراین، این پیام‌ها در این مدت به اشکال مختلف، چه در عرصه‌ی عمومی و چه از طریق دیگر مسئولان در تماس‌ها، منتقل شده است. اما آنچه امروز رخ داد و تصریحی که رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی منطقه‌ای شدن جنگ بیان کردند، احتمالاً در محاسبات طرف مقابل تأثیر اساسی خواهد گذاشت.

* آقا در بخش دوم بیاناتشان در واقع تبیینی از فتنه‌ی صهیونیستی-آمریکایی ارائه کردند و برخی از ویژگی‌های این فتنه را برشمردند. در این مورد برای ما توضیح دهید.
آغاز سخنان ایشان در این بخش، به‌نوعی تفصیل مطالبی بود که در دیدار ۲۷ دی و در روز مبعث فرموده بودند. در آن دیدار توضیح دادند که ماهیت این فتنه چیست؛ ماهیتی آمریکایی و صهیونیستی دارد. همچنین عوامل فتنه را هم تشریح کردند: یک دسته گروه‌ها و افرادی بودند که برای انجام این کار آموزش دیده بودند و دسته‌ای دیگر پیاده‌نظام این ماجرا بودند که یا بر اثر هیجانات و یا تحت تأثیر تبلیغات وارد شدند و این تخریب‌ها، اقدامات و جنایت‌ها را انجام دادند.

در فرمایشات امروز، پنج ویژگی برای فتنه برشمردند که به‌نظر من نکات مهمی است. اگر اجازه بدهید، درباره‌ی هرکدام به‌صورت کوتاه توضیح بدهم.

ویژگی اول این بود که اغتشاشگران و فتنه‌گران پشت اعتراض‌ها و بازاری‌ها پنهان شدند؛ یعنی شما یک معترض داشتید و آنان پشت معترض مخفی شدند. عرض کردم در این ایام، پیش از سخنرانی امروز -که چهارمین سخنرانی ایشان بود- سه سخنرانی دیگر از رهبر انقلاب داشتیم. نخستین سخنرانی در ۱۳ دی، مصادف با ۱۳ رجب و به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام، برگزار شد.

شش روز از تحولات گذشته بود؛ تحولاتی که از ۷ دی با اعتراض‌ها آغاز شده بود، اما در شب‌های قبل از آن در برخی شهرها به سمت اغتشاش رفته بود. در آن فرمایش نخست در ۱۳ دی، ایشان مشخصاً اعتراض را از اغتشاش تفکیک کردند. فرمودند با معترض باید گفت‌وگو کرد و اغتشاشگر را باید سر جای خود نشاند. این تفکیک همان‌جا انجام شد. امروز نیز دوباره به‌نوعی این تفکیک را تکرار کردند و همدلی با اعتراض را مطرح کردند؛ همان تعبیری که آن روز درباره‌ی اعتراض بازار به کار بردند و گفتند اعتراض منطقی و به‌جایی بود، امروز هم دوباره استفاده شد.

نکته‌ای که اشاره کردند این بود که فتنه‌گر پشت معترضان مخفی شد و این مخفی شدن نکته‌ی مهمی است. ببینید، در اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی یا شب‌های قبل از آن، ممکن است برخی بپرسند که اگر اعتراض بود چرا با آن برخورد شد یا چه باید می‌شد تا صحنه به آن شکل درنیاید. اما در ۱۸ و ۱۹ دی، فراخوان‌هایی که داده شد، با هدف آشوب و تخریب بود. در هیچ جای دنیا فراخوان شبانه برای اعتراض معنا ندارد. حتی در کشورهایی که به برگزاری آسان اعتراض‌ها معروفند، معترضان در چارچوب مشخصی در خیابان حضور پیدا می‌کنند و شما به هیچ‌وجه شاهد تخریب نیستید. اگر کوچک‌ترین حرکتی به سمت تخریب یا تعرض به پلیس صورت گیرد، برخورد شدید می‌شود و اصلاً تحمل نمی‌شود. با این حال، حتی در همان کشورها هم اعتراض شبانه دیده نمی‌شود؛ فراخوان شبانه‌ای وجود ندارد. این نشان می‌دهد هدف دیگری دنبال می‌شود. این همان «پنهان شدن» است که رهبر انقلاب هم امروز به آن اشاره کردند؛ گاهی پشت اعتراض پنهان می‌شود و گاهی در دل شب و در پوشش‌های مختلف، پروژه‌ای را دنبال می‌کند. بنابراین، نخستین نکته‌ای که ایشان به آن اشاره کردند، همین پنهان شدن فتنه‌گر پشت معترض بود.

نکته‌ی دوم این بود که این فتنه از نظر ماهیت و هدف، شباهتی به کودتا داشت. در سخنان ایشان هم اشاره شد که خارجی‌ها نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد مقصود ایشان برخی تعبیرهایی است که در رسانه‌های خارجی به‌کار رفت؛ برخی از این رسانه‌ها از این تعبیر استفاده کردند که اتفاقات آن دو روز در ایران شبیه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. کودتای ۲۸ مرداد نیز عملیاتی مشترک -به تعبیر خودشان عملیات آژاکس- میان دولت انگلیس و دولت آمریکا بود. دولت آمریکا از دوره‌ای که آیزنهاور رئیس‌جمهور شد، حدود شش یا هفت ماه پیش از کودتا، هماهنگی جدی با انگلیس پیدا کرد. انگلیس از قبل در صحنه حضور داشت و می‌خواست دولت ملی مصدق را که منافع نفتی آنان را محدود کرده بود ساقط کند. مراحل مختلفی برای تحقق این هدف طی شد که شرح آن مفصل است. اما در نهایت کودتای ۲۸ مرداد نیز با طراحی خارجی و به‌کارگیری شبکه‌ای از عوامل داخلی -عمدتاً اراذل و اوباش- برای تصرف مراکز کلیدی و به ثمر رساندن کودتا و ساقط کردن دولت ملّی انجام شد. بنابراین، ویژگی دوم که ایشان برشمردند، ماهیت کودتایی این فتنه بود. نشانه‌هایی که اشاره کردند نیز در همین راستا بود؛ از جمله تلاش برای تصرف مراکز حیاتی، راهبردی و نظامی و نیز در جنبه‌ی معنوی، هتک حرمت به مساجد.

* سوزاندن قرآن و
بله، تخریب و تحریق مساجد و قرآن. نکته‌ی سوم که اشاره کردند، بحث طراحی و هدایت خارجی بود که به‌نوعی با همان موضوع کودتایی بودن همپوشانی دارد و در همین چارچوب قابل فهم است.

نکته‌ی چهارم، «کشته‌سازی» و مأموریتی بود که برای کشته‌سازی دنبال می‌شد. رهبر انقلاب در بخشی که درباره‌ی ماهیت فتنه سخن می‌گفتند، اشاره کردند که ماهیت این فتنه آمریکایی بود و برای فهم آن نیازی نیست حتماً به منابع اطلاعاتی پنهان مراجعه کنیم؛ منابع آشکار نیز این موضوع را نشان می‌دهد. ایشان به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کردند. نخستین مقطعی که رئیس‌جمهور آمریکا درباره‌ی این حوادث سخن گفت، ۸ دی بود؛ یعنی حدود یک روز و نیم پس از آغاز حوادث. حوادث ظهر ۷ دی شروع شد و شامگاه ۸ دی به وقت ما، زمانی که نتانیاهو به دیدار ترامپ در اقامتگاهش رفته بود، از ترامپ درباره‌ی اعتراضات ایران سؤال شد. ترامپ گفت بله، اعتراضات در ایران شروع شده و هرگاه چنین اعتراض‌هایی شکل می‌گیرد، به معترضان تیراندازی می‌شود و مردم کشته می‌شوند. نخستین‌بار کلیدواژه‌ی «کشته» همان‌جا مطرح شد، در حالی که هنوز هیچ خبری از کشته وجود نداشت؛ اعتراض‌ها تازه آغاز شده بود، در بازار شروع شده بود و هنوز به شهرهای دیگر نرسیده بود.

رهبر انقلاب در صحبت‌هایشان به این ویژگی «کشته‌سازی» و مأموریتی که سردسته‌ها برای کشته‌سازی داشتند، اشاره کردند. اگر زمان حوادث را از ۷ دی تا ۱۸ و ۱۹ دی و سپس تا ۲۲ دی و بعد تا ۲۵ یا ۲۶ دی کنار هم بچینیم، می‌بینیم که در این مدت، ترامپ بارها درباره‌ی این حوادث سخن گفته است؛ برخی به صورت مصاحبه یا پاسخ به خبرنگارها و برخی نیز در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرده است.

اولین صحبت او همان مقطع بود که کلیدواژه‌ی «کشته» مطرح شد. دومین صحبتش مربوط به ۸ دی، دوشنبه، بود و بعد از آن در جمعه‌ی ۱۹ دی، دوباره در شبکه‌ی اجتماعی خود مطلبی منتشر کرد و گفت اگر به معترضان شلیک شود و کشته شوند، دولت آمریکا وارد عمل خواهد شد و ارتش آمریکا آماده کمک است. بنابراین، او روی «کشته‌سازی» و کشته‌ی طرف مقابل حساب کرده بود.

اتفاقی که در صحنه رخ داد، یعنی خشونت همزمان در تعداد زیادی از شهرها، و حرکت به سمت مراکز مهم، از جمله مراکز نظامی و انتظامی، طبیعی است که وقتی شما به چنین مراکزی نزدیک می‌شوید، درگیری ایجاد می‌شود. این رفتار طبیعی نیست؛ در کشور ما، همان‌طور که رهبر انقلاب امروز اشاره کردند، سابقه‌ی این حوادث را داریم؛ از دهه‌ی شصت تا سال‌های اخیر نیز چنین رخدادهایی داشته‌ایم. خشونت‌ها گاهی اتفاق افتاده، مانند سال ۱۴۰۱ که شاهد شهادت علی‌وردی و شهید عجمیان بودیم. ولی هیچ‌وقت به‌صورت همزمان و در ساعت مشخص در تعداد زیادی از شهرها، با این مدل هماهنگ و مشابه حمله به مراکز نظامی، مراکز راهبردی و دولتی رخ نداده بود.

در کشورهای غربی، اگر کسی به سمت پلیس برود و قصد آسیب‌رساندن داشته باشد، پلیس از هر ابزاری استفاده می‌کند. بنابراین، این رفتار نشان می‌دهد طراحان فتنه برای کشته‌سازی برنامه‌ریزی کرده بودند.

* یعنی قصد داشتند این مراکز نظامی را تصرف کنند و در صورت ناکامی، به‌طور طبیعی با نزدیک شدن به این مراکز، درگیری شکل می‌گرفت و روند کشته‌سازی رقم می‌خورد.
دقیقاً. و بخشی از این‌ها در همین درگیری‌ها رخ داد. بخش دیگر هم که رهبر انقلاب امروز اشاره کردند، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد از داخل جمعیت و از پشت به افراد شلیک شده است. این تشنگی برای خون و ولع کشته‌سازی کاملاً مشهود بود.

بعد از ۱۸ و ۱۹ دی، از سه‌شنبه ۲۳ دی تا ۲۲ دی، طراحان فتنه همچنان امیدوار بودند شعله‌ی اغتشاش دوباره شعله‌ور شود. یعنی ۱۸ و ۱۹ دی اتفاق افتاد، ۲۰ دی شدت آن کمتر شد، ۲۱ دی تقریباً خاموش شد و ۲۲ دی که اتفاق عظیم در کشور رخ داد، آتش خاموش شد. اما از ۲۳ دی دوباره اعداد غیرواقعی تعداد کشته‌ها مطرح شد.

* سؤال بعدی هم همین بود؛ هدف از این اعداد که پلکانی بالا برده می‌شدند و در بیانات هم به آن اشاره شد برای چه بود؟
بخشی از هدف ادامه‌ی سناریوی کشته‌سازی بود. هدف اول، مشروعیت‌سازی برای حمله‌ی نظامی بود؛ همان چیزی که وزیر امور خارجه در نشست با سفرا اشاره کردند. تایم‌لاینی که از صحبت‌های خود ترامپ داریم، نشان می‌دهد این مسئله طراحی شده بود تا تصویر خشنی از جمهوری اسلامی ساخته شود؛ تصویری که گویا مردم خودشان را می‌کشند و نیاز به حمایت دولت خارجی دارند.

هدف دوم، مشوش کردن تصویر جمهوری اسلامی و سفیدشویی رژیم صهیونیستی بود. اعداد بزرگ و غیرمنطقی که تولید شد، یکی از اهدافش این بود که جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، از جمله نسل‌کشی و آسیب‌های شدید به مردم، در پس‌زمینه‌ی جهانی سفیدنمایی شود.

بنابراین سناریوی طرف مقابل شامل کشته‌سازی، ایجاد بستر برای دخالت و حمله‌ی نظامی، و سفیدشویی رژیم صهیونیستی بود.

ویژگی پنجم که آقا اشاره کردند، خشونت «داعش‌وار» بود؛ یعنی اقداماتی بی‌سابقه در اعتراض‌ها رخ داد که نشان می‌دهد پشت آن سازماندهی، آموزش و هماهنگی وجود داشته است و این بدون چنین برنامه‌ای امکان‌پذیر نبود.

* این حجم از خشونت در تاریخ بعد از انقلاب بی‌سابقه بود.
ببینید، این حجم از خشونت همزمان و در یک گستره‌ی وسیع، طبیعی نیست و کاملاً هدایت‌شده و برنامه‌ریزی‌شده بوده است. اگر به رفتار و راهبرد داعش نگاه کنید، می‌بینید که راهبرد آن‌ها، هم در حوزه‌ی تبلیغاتی و هم میدانی، «النصر بالرعب» است؛ یعنی ایجاد رعب و وحشت از طریق خشونت. همان کاری که در این حوادث هم دیده شد. اقدامات خشن از جمله سر بریدن، زنده سوزاندن، خفه کردن افراد در آب و موارد مشابه، با هدف رعب‌آفرینی انجام می‌شد.

در کنار آن، تبلیغات گسترده‌ای هم روی این صحنه‌ها انجام می‌شد. به‌گونه‌ای که گویی یک تیم هالیوودی کنار داعش ایستاده و در حال تصویرسازی از این وقایع است تا ترس را در ذهن مردم و مدافعان هر شهر ایجاد کند. هدف اصلی این خشونت‌ها، از بین بردن انگیزه‌ی نیروهای حافظ امنیت و مردمی برای حضور در صحنه بود. اگر صحنه خالی شود و مراکز حساس بدون دفاع بماند، هدف کودتایی و طراحی‌شده‌ی این فتنه می‌توانست تحقق پیدا کند. به نظرم این طراحی دقیقاً برای تحقق همان هدف بوده است.