1404/11/06
ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام
کمیتهای برای حفظ تاریخ

«یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱)آنچه خواندید بخشی از خاطرات آیتالله خامنهای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره میکند.
پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی بهمنظور سازماندهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دیماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانشمنفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانشمنفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
از شهادت حاجآقا مصطفی تا اوجگیری نهضتشهادت حاجآقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقامجویانه وادار به چاپ مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نهتنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیرهای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقبنشینی شد، اما آنچه مردم میطلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید.
با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من بهزودی نزد شما برمیگردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل میشوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه میدهیم». [...]
شکلگیری هسته مرکزیهنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم.
هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیکتر میشد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر میشد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیکتر میشدیم؛ تا اینکه با همفکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکلهای وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسهای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند:
۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند.
۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
۳. شهید بزرگوار فضلالله مهدیزاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران.
۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئتهای مؤتلفه اسلامی.
۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما.
۷. آقای شاهحسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران.
۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار.
۹. اینجانب (علی دانشمنفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان.
هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیتهای ویژه انتخاب گردیدند. [...]
کمیته نهایی لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت.
بنابراین، در اواخر دیماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهمترین موضوعی که میبایست مشخص میگردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده میشد و هم کمیته استقبال فعالیتهای خود را در آن آغاز میکرد.
به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت:
۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد.
۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.
۳. نوع فعالیتهایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.
مدرسه رفاهبا توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، همچون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیتهایی چون آقای هاشمیرفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، بهصورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیتهایی که در این مرکز انجام میگرفت، فعالیتهای تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت.
[...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.
آغاز فعالیت رسمیدر اول بهمنماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که بهزودی به ایران میآیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاشهای مذبوحانه خود ادامه میداد.
ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریففرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازماندهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمنماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.
وظایف و ساختارمهمترین وظایفی که به عهده اینجانب قرار داشت، عبارت بودند از:
۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و ساماندهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیتهای مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود.
۲. برنامهریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناختهشده انقلاب.
۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود.
۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینیبوس برای کارهای تبلیغاتی و بیسیم.

برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و بهصورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد.
واحدهای هشتگانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامهریزی و تشریفات، برنامهریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی بهصورت واحدهای اصلیتر و دو واحد دیگر بهصورت واحد شهرستانها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...]
بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروشتر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزانتر میشد و همهچیز آماده بود تا یکی از بزرگترین انقلابهای جهان، در شکلی بینظیر و بیبدیل محقق شود.
[...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه میآمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند.
مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخگوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستمهای ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی بهسوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود.
به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما دهها تلفن بهصورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستمهای لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. بهتدریج کلیه ماشینهای برق منطقهای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال بهعنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود.
در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب بهعنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد بهطور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعملها را دریافت میکردند.
کمیسیونهادر کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. بهطور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخههایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناختهشده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...]
همچنین کمیسیونهای مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینههای تبلیغات فعالیت میکردند.(۹)
برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناختهشدهای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط اینجانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]
امنیت مسیر حرکت اماماز جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی بهعنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیقدوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...]
در مورد محافظان نیز قرار شد عدهای موتورسوار مسلح بهعنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد.
نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروههای مسلح بحث شد. گروههای مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزبالله، ابوذر و ... .
در میان این گروهها، سازمان مجاهدین خلق قویترین و باسابقهترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیقدوست مأمور شدیم. با اینکه هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروههای مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم.
نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فیمابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروههای مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروههای چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایهگذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.
تدارک مراسم بهشت زهرامسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) بهعنوان دو روحانی دانشگاهی برای همنشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند.
با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.
(۱ بهبودی، هدایتالله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۶۵۳
(۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آنها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقالهای توهینآمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکتهایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربههایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علیمحمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵).
(۳شهید حجتالاسلام فضلالله مهدیزاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجتالاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیتهایی همچون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایتکاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶).
(۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوقلیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمنهای اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن اینکه در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میداد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوجگیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سهنفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخستوزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینههای سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیتهای سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت میگیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، همخوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹).
(۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح میباشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروههای مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راهپیماییهای تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و همزمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و بهعنوان نایبرئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمتهای دیگر وی میتوان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شمارههای بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱)
(۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیانگذاران یک گروه مخفی با خطمشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کنارهگیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوقلیسانس جامعهشناسی و دکترای روانپزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸)
(۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه.
(۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر.
(۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر.
(۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر.
(۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز بهمحض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیقدوست، به کوشش داود قاسمپور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳).
(۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علیاصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار میرفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبههای قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار میرفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶).
