1404/11/03
سرمقاله شماره ۲۱۶ روزنامه صدای ایران
تحمیل جنگ اقتصادی برای تدارک جنگ خیابانی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و شانزدهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید ستوانیکم امین سلیمی، که حین انجام مأموریت با گلوله مستقیم آشوبگران مسلح در فتنه آمریکایی ۱۴۰۴ به شهادت رسید، تقدیم شده است.
دویست و شانزدهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید ستوانیکم امین سلیمی، که حین انجام مأموریت با گلوله مستقیم آشوبگران مسلح در فتنه آمریکایی ۱۴۰۴ به شهادت رسید، تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
تحمیل جنگ اقتصادی برای تدارک جنگ خیابانی
در اجلاس اخیر داووس، وزیر خزانهداری ایالات متحده با صراحتی کمسابقه از مسیر راهاندازی آشوب در ایران و راهاندازی جنگ خیابانی سخن گفت. او مدعی شد که این سیاست نهتنها اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده بلکه به شکلگیری تحولات داخلی و بروز اعتراضها در کشور منجر شده است. او با افتخار از «مشکلات اقتصادی در ایران»، «رابطهی مشکلات اقتصادی با ناآرامیها» و «تحریمهای جدید» سخن گفت و این همه را نشانه «نمونهای موفق از رسیدن آمریکا به اهداف استراتژیک از طریق ابزارهای مالی» دانست. این اظهارات، در واقع، گزارش فشردهای است از چگونگی تبدیل تحریم اقتصادی به سلاح سیاسی در خدمت تغییر ساختارهای داخلی یک کشور مستقل.
در نگاه نخست، شاید چنین اظهاراتی تنها نوعی بیانیهخوانی سیاسی بهنظر برسند اما در واقع نشانهای روشن از استراتژی «جنگ ترکیبی» آمریکا هستند. وقتی کشوری با خوی استکباری -نظیر آمریکا- ریسک و هزینهی حملهی مستقیم نظامی را بالا میبیند، با ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات روانی، تحریک اجتماعی و روایتسازی رسانهای به جنگ ملّتی که خواهان استقلال و پیشرفت است میآید. هدف چنین جنگی نه دولتها و حکومتها بلکه تمامِ یک دولت-ملت است.
اعترافات وزیر خزانهداری ایالات متحده در داووس عملاً اعلام رسمی همین تاکتیک است: ایجاد تنگنای معیشتی، تبدیل فشار اقتصادی به نارضایتی اجتماعی، و سپس مدیریت بیرونی اعتراضها به سمت آشوب برای برهم زدن ثبات سیاسی.
این دقیقاً همان چیزی است که بیش از یک دهه پیش، رهبر انقلاب در خصوص آن هشدار داده بودند. ایشان در سخنرانیهای نوروزی سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ در حرم مطهر رضوی به روشنی گفتند که طراحان سیاست خارجی آمریکا هدف تحریمها را نه برنامه هستهای یا موضوعات امنیتی، بلکه «کشاندن مردم به خیابان در اعتراض به دولت و نظام» اعلام کردهاند. آن روزها شاید برخی از افراد خوشبین به غرب تصور میکردند این نوع سناریوها اغراقآمیز یا بدبینانه است، اما امروز همان واقعیت پشت پرده، کاملاً آشکار در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، از زبان بالاترین مقام مالی آمریکا، عیناً بازگو میشود.
تحریم، چنانکه در داووس اذعان شد، نه ابزاری برای تغییر رفتار دولتها، بلکه ابزاری برای تحت فشار گذاشتن مردم است تا از مسیر رنج اقتصادی، به ابزار اجرای اهداف سیاسی کشورهای استعمارگر بدل شوند.
وقتی یک مقام آمریکایی علناً میگوید هدف، تحریک مردم برای حضور در خیابانها بوده است، در واقع از برنامهای سخن میگوید که لایه به لایه طراحی شده است: ابتدا فشار اقتصادی برای فرسایش معیشتی؛ سپس پوشش رسانهای متمرکز بر ناامیدی اجتماعی؛ و در نهایت، بهرهبرداری از بستر اعتراضها برای ایجاد خشونت و آشوب. هدف بلعیدن کشورهای مستقل و در مسیر اقتدار و پیشرفت است.
در چنین الگویی، اقتصاد تنها ابزار آغازگر است. مرحله بعد، میدان رسانه و شبکههای اجتماعی است که در آن با بزرگنمایی مشکلات، تحریف واقعیتها و انتشار روایتهای هیجانی، بر شیپور شکاف میان مردم و حاکمیت میدمند. در همین حال، گروههای تروریستی سازمانیافته وارد میدان میشوند تا اعتراض را از مسیر مطالبه مدنی به خشونت خیابانی سوق دهند.
حضور سازمانیافتهی عوامل رژیم صهیونیستی در آشوبهای اخیر را اگر ایران اعلام میکرد، شاید افرادی باور نمیکردند اما جالب اینکه این واقعیت نیز اعتراف رسمی یک وزیر رژیم اسرائیل است. آمیخای الیاهو -وزیر راستگرای افراطی رژیم- در گفتوگو با رادیو ارتش اسرائیل گفت که این رژیم در طول جنگ ۱۲روزه با ایران در ژوئن سال گذشته از عوامل میدانی استفاده کرده است و افزود که عوامل مشابهی در بحران فعلی ایران فعال هستند.
در مرحله نهایی، همان کشورهای استعماری که بهدروغ خود را «دلسوز مردم ایران» معرفی میکنند، به بهانه دفاع از حقوق بشر یا حمایت از جامعه مدنی، تحریمهای تازهتری اعمال میکنند؛ تحریمهایی که سفرهی مردم و چرخه تولید کشور را هدف قرار میدهند.
ادعای اعمال تعرفهی ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران که ترامپ درست بعد از فروکش کردن آتش فتنه در خیابانهای ایران آن را مطرح کرد، مصداقی از این تحریمها است. به این ترتیب، چرخهی «جنگ ترکیبی دشمن» تکمیل میشود: فشار اقتصادی؛ تولید نارضایتی اجتماعی؛ آشوب میدانی؛ تحریم و تهدید بیشتر. آنچه در داووس بیان شد، در واقع اعتراف رسمی مسئول تروریسم اقتصادی ایالات متحده علیه ملت ایران است.
امروز کشورهای استکباری -بهویژه آمریکا- از یک سو عملاً از ابزارهای اقتصادی اسلحه ساخته و جنگ را تا متن زندگی روزمرهی مردم امتداد میدهند و از دیگر سو با تبدیل رسانه به سلاح، رسماً جای شهید و جلاد را عوض میکنند و خود را حامی بهبود وضع معیشتی مردم معرفی میکنند. مقابله با این رویه نیز نباید صرفاً به مواجههی نظامی و امنیتی تقلیل پیدا کند، بلکه ضروری است مسئولان با تلاشی دوچندان بر تقویت تابآوری اقتصادی، اجتماعی و رسانهای جامعه تمرکز داشته باشند. آگاهی عمومی درباره سازوکار این جنگها، خود نوعی مقاومت آگاهانه است.
آنچه اکنون اهمیت دارد، اولاً هوشمندی جامعه در مواجهه با این «جنگ ترکیبی» است و در ثانی تلاش دو برابر مسئولان برای خنثیسازی تروریسم اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران. اقتصاد ایران، اقتصادی مقاوم است. بخش خصوصی قوی، تولید و صادرات غیرنفتی قابل توجه و تغییر نظم اقتصادی جهان (انتقال ثروت از غرب به شرق)، امکانهایی را پیش روی ایران قرار داده است که دست مسئولان را برای مقابله با این تروریسم اقتصادی و جنگ ترکیبی باز میگذارد. در کشوری که خود را مصداق سنتهای الهی قرار داده است، بنبستی وجود ندارد؛ «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».
تحمیل جنگ اقتصادی برای تدارک جنگ خیابانی
در اجلاس اخیر داووس، وزیر خزانهداری ایالات متحده با صراحتی کمسابقه از مسیر راهاندازی آشوب در ایران و راهاندازی جنگ خیابانی سخن گفت. او مدعی شد که این سیاست نهتنها اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده بلکه به شکلگیری تحولات داخلی و بروز اعتراضها در کشور منجر شده است. او با افتخار از «مشکلات اقتصادی در ایران»، «رابطهی مشکلات اقتصادی با ناآرامیها» و «تحریمهای جدید» سخن گفت و این همه را نشانه «نمونهای موفق از رسیدن آمریکا به اهداف استراتژیک از طریق ابزارهای مالی» دانست. این اظهارات، در واقع، گزارش فشردهای است از چگونگی تبدیل تحریم اقتصادی به سلاح سیاسی در خدمت تغییر ساختارهای داخلی یک کشور مستقل.در نگاه نخست، شاید چنین اظهاراتی تنها نوعی بیانیهخوانی سیاسی بهنظر برسند اما در واقع نشانهای روشن از استراتژی «جنگ ترکیبی» آمریکا هستند. وقتی کشوری با خوی استکباری -نظیر آمریکا- ریسک و هزینهی حملهی مستقیم نظامی را بالا میبیند، با ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات روانی، تحریک اجتماعی و روایتسازی رسانهای به جنگ ملّتی که خواهان استقلال و پیشرفت است میآید. هدف چنین جنگی نه دولتها و حکومتها بلکه تمامِ یک دولت-ملت است.
اعترافات وزیر خزانهداری ایالات متحده در داووس عملاً اعلام رسمی همین تاکتیک است: ایجاد تنگنای معیشتی، تبدیل فشار اقتصادی به نارضایتی اجتماعی، و سپس مدیریت بیرونی اعتراضها به سمت آشوب برای برهم زدن ثبات سیاسی.
این دقیقاً همان چیزی است که بیش از یک دهه پیش، رهبر انقلاب در خصوص آن هشدار داده بودند. ایشان در سخنرانیهای نوروزی سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ در حرم مطهر رضوی به روشنی گفتند که طراحان سیاست خارجی آمریکا هدف تحریمها را نه برنامه هستهای یا موضوعات امنیتی، بلکه «کشاندن مردم به خیابان در اعتراض به دولت و نظام» اعلام کردهاند. آن روزها شاید برخی از افراد خوشبین به غرب تصور میکردند این نوع سناریوها اغراقآمیز یا بدبینانه است، اما امروز همان واقعیت پشت پرده، کاملاً آشکار در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، از زبان بالاترین مقام مالی آمریکا، عیناً بازگو میشود.
تحریم، چنانکه در داووس اذعان شد، نه ابزاری برای تغییر رفتار دولتها، بلکه ابزاری برای تحت فشار گذاشتن مردم است تا از مسیر رنج اقتصادی، به ابزار اجرای اهداف سیاسی کشورهای استعمارگر بدل شوند.
وقتی یک مقام آمریکایی علناً میگوید هدف، تحریک مردم برای حضور در خیابانها بوده است، در واقع از برنامهای سخن میگوید که لایه به لایه طراحی شده است: ابتدا فشار اقتصادی برای فرسایش معیشتی؛ سپس پوشش رسانهای متمرکز بر ناامیدی اجتماعی؛ و در نهایت، بهرهبرداری از بستر اعتراضها برای ایجاد خشونت و آشوب. هدف بلعیدن کشورهای مستقل و در مسیر اقتدار و پیشرفت است.
در چنین الگویی، اقتصاد تنها ابزار آغازگر است. مرحله بعد، میدان رسانه و شبکههای اجتماعی است که در آن با بزرگنمایی مشکلات، تحریف واقعیتها و انتشار روایتهای هیجانی، بر شیپور شکاف میان مردم و حاکمیت میدمند. در همین حال، گروههای تروریستی سازمانیافته وارد میدان میشوند تا اعتراض را از مسیر مطالبه مدنی به خشونت خیابانی سوق دهند.
حضور سازمانیافتهی عوامل رژیم صهیونیستی در آشوبهای اخیر را اگر ایران اعلام میکرد، شاید افرادی باور نمیکردند اما جالب اینکه این واقعیت نیز اعتراف رسمی یک وزیر رژیم اسرائیل است. آمیخای الیاهو -وزیر راستگرای افراطی رژیم- در گفتوگو با رادیو ارتش اسرائیل گفت که این رژیم در طول جنگ ۱۲روزه با ایران در ژوئن سال گذشته از عوامل میدانی استفاده کرده است و افزود که عوامل مشابهی در بحران فعلی ایران فعال هستند.
در مرحله نهایی، همان کشورهای استعماری که بهدروغ خود را «دلسوز مردم ایران» معرفی میکنند، به بهانه دفاع از حقوق بشر یا حمایت از جامعه مدنی، تحریمهای تازهتری اعمال میکنند؛ تحریمهایی که سفرهی مردم و چرخه تولید کشور را هدف قرار میدهند.
ادعای اعمال تعرفهی ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران که ترامپ درست بعد از فروکش کردن آتش فتنه در خیابانهای ایران آن را مطرح کرد، مصداقی از این تحریمها است. به این ترتیب، چرخهی «جنگ ترکیبی دشمن» تکمیل میشود: فشار اقتصادی؛ تولید نارضایتی اجتماعی؛ آشوب میدانی؛ تحریم و تهدید بیشتر. آنچه در داووس بیان شد، در واقع اعتراف رسمی مسئول تروریسم اقتصادی ایالات متحده علیه ملت ایران است.
امروز کشورهای استکباری -بهویژه آمریکا- از یک سو عملاً از ابزارهای اقتصادی اسلحه ساخته و جنگ را تا متن زندگی روزمرهی مردم امتداد میدهند و از دیگر سو با تبدیل رسانه به سلاح، رسماً جای شهید و جلاد را عوض میکنند و خود را حامی بهبود وضع معیشتی مردم معرفی میکنند. مقابله با این رویه نیز نباید صرفاً به مواجههی نظامی و امنیتی تقلیل پیدا کند، بلکه ضروری است مسئولان با تلاشی دوچندان بر تقویت تابآوری اقتصادی، اجتماعی و رسانهای جامعه تمرکز داشته باشند. آگاهی عمومی درباره سازوکار این جنگها، خود نوعی مقاومت آگاهانه است.
آنچه اکنون اهمیت دارد، اولاً هوشمندی جامعه در مواجهه با این «جنگ ترکیبی» است و در ثانی تلاش دو برابر مسئولان برای خنثیسازی تروریسم اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران. اقتصاد ایران، اقتصادی مقاوم است. بخش خصوصی قوی، تولید و صادرات غیرنفتی قابل توجه و تغییر نظم اقتصادی جهان (انتقال ثروت از غرب به شرق)، امکانهایی را پیش روی ایران قرار داده است که دست مسئولان را برای مقابله با این تروریسم اقتصادی و جنگ ترکیبی باز میگذارد. در کشوری که خود را مصداق سنتهای الهی قرار داده است، بنبستی وجود ندارد؛ «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».

