• ب
  • ب
  • ب
مرورگر شما توانایی چاپ متن با فونت درخواستی را ندارد!
1404/10/24
سرمقاله شماره ۲۰۷ روزنامه صدای ایران

پادزهر پروژه تجزیه

 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
دویست و هفتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر
 شهید استواریکم مسلم مهدوی‌نسب تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله 
* پادزهر پروژه تجزیه
* رویدادهای اخیر ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مطالبات اجتماعی یا اقتصادی تحلیل کرد. هرچند هر جامعه‌ای با مسائل درونی روبه‌رو است و اعتراض، بخشی از حیات سیاسی محسوب می‌شود اما آنچه در برهه کنونی برجسته شده، پیوند خوردن فعالیت‌های کف میدان با پروژه‌ای بیرونی است که هدفی فراتر از تغییر سیاست را دنبال می‌کند. شواهد نشان می‌دهد، هدف اصلی طراحان خارجی این تحولات، تضعیف بنیان‌های وحدت ملّی و در نهایت تجزیه ایران است.

ایران به عنوان یک کشور تاریخی و تمدنی همواره مانعی جدی در برابر نظم مطلوب قدرت‌های مسلط بوده است. کشوری یکپارچه با جمعیت قابل توجه، منابع گسترده و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز نمی‌تواند به سادگی در معادلات منطقه‌ای نادیده گرفته شود. از همین رو راهبرد فشار مستقیم جای خود را به راهبرد فرسایش درونی داده است. اغتشاش‌های خیابانی در این چارچوب، نه یک هدف، بلکه یک ابزار محسوب می‌شود.

رژیم صهیونی در میان بازیگران منطقه‌ای بیشترین حساسیت را نسبت به ایران دارد. موجودیتی که امنیت خود را بر برتری نظامی و تضعیف اساسی همسایگان بنا کرده است، با وجود ایران قوی و مستقل احساس تهدید می‌کند. ایران یکپارچه با عمق راهبردی و نفوذ منطقه‌ای، معادلات امنیتی رژیم غاصب را به هم می‌زند و اجازه نمی‌دهد این رژیم به بازیگر قوی منطقه تبدیل شود. به همین دلیل از نگاه تل‌آویو، تضعیف ایران بشکل اساسی آن از مسیر درگیری نظامی نمی‌گذرد، بلکه با شکستن انسجام ملّی و تحریک شکاف‌های قومی و اجتماعی دنبال می‌شود.

آمریکا نیز در این مسیر هم‌راستا با رژیم صهیونی حرکت می‌کند. تجربه‌های پیشین نشان داده است که واشنگتن با کشورهای قدرتمند و مستقل در منطقه کنار نمی‌آید. در تمام موارد مشابه ایران، الگوی واحدی دیده می‌شود که در آن ابتدا مشروعیت دولت‌ها زیر سؤال می‌رود، سپس اختلافات داخلی تشدید می‌شود و در نهایت ساختار کشورها فرو می‌ریزد. ایران در این نقشه جایگاه ویژه‌ای دارد زیرا تجزیه آن می‌تواند توازن قوا در کل غرب آسیا را تغییر دهد.

در این میان رفاه اقتصادی بیش از آنکه هدف نهایی باشد یک شعار از سوی دشمنان ایران برای همراه کردن افکار عمومی است. آنچه برای طراحان بیرونی اهمیت دارد از کار افتادن ایران به عنوان یک بازیگر قوی و منسجم است. اگر ایران یکپارچه و مقتدر باقی بماند تهدید از نگاه آنان رفع نخواهد شد. بنابراین تمرکز بر اختلافات هویتی و برجسته کردن مرزهای قومی و زبانی در دستور کار قرار می‌گیرد.

نقش برخی چهره‌ها و گروه‌های خارج‌نشین ایرانی در این پروژه قابل انکار نیست. این افراد که ارتباطی با واقعیت‌های زندگی در داخل کشور ندارند در زمین قدرت‌های خارجی بازی می‌کنند. رسانه‌ها و تریبون‌های وابسته به آنان روایت‌هایی را ترویج می‌کنند که نتیجه‌ای جز عمیق‌تر شدن شکاف‌ها ندارد. همکاری آشکار یا پنهان با مراکز تصمیم‌سازی صهیونی و آمریکایی نشان می‌دهد که دغدغه اصلی این جریان‌ها، نه رفاه مردم، بلکه اجرای یک سناریوی سیاسی مشخص است.

باید توجه داشت که انکار اعتراض به مشکلات اقتصادی یا اجتماعی کمکی به حل مسائل نمی‌کند. اما مرز روشنی میان مطالبه‌گری داخلی و پروژه‌سازی خارجی وجود دارد. زمانی که اعتراضات به سمت نفی کلیت ایران و زیر سؤال بردن تمامیت ارضی سوق داده می‌شود زنگ خطر به صدا در می‌آید. این همان نقطه‌ای است که دشمنان ایران روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

نکته حائز اهمیت این است که مردم استانهای مرزی کشور به خوبی در مقابل توطئه دشمنان ایستادگی کردند و بعد از این هم باید مقاومت خود را حفظ کنند. همچنان‌که در جنگ ۱۲ روزه نیروهای هوافضا مأموریت خود را برای پاسخ به نیروی متجاوز به درستی انجام دادند، مردم در شهرهای مرزی نیز باید در برابر عوامل تجزیه‌طلب هوشیار باشند و عرصه را برای تاخت‌وتاز آنها فراهم نکنند.

ایران در طول تاریخ بارها با تهدید تجزیه، روبه‌رو شده است و هر بار با اتکا به هویت مشترک و همبستگی ملّی از این گردنه عبور کرده است. امروز نیز حفظ ایران قوی و یکپارچه مهم‌ترین پاسخ به سناریوهای طراحی شده در بیرون از مرزها است. آگاهی عمومی و تفکیک اعتراض از پروژه تجزیه، این توطئه را ناکام می گذارد. آینده‌ی درخشان ایران نه در خیابان‌های ملتهب بلکه در حفظ انسجام ملّی و تقویت قدرت درونی رقم می‌خورد.