1404/10/22
سرمقاله شماره ۲۰۵ روزنامه صدای ایران
این صدای ملت ایران است

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید شاهین دهقان تقدیم شده است.
دویست و پنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید شاهین دهقان تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
این صدای ملّت ایران است
تهران روزهای پرشکوه و حماسی کم نداشته است. روزهایی که مردم احساس کردهاند نیاز است به خیابان بیایند و با حضور خود نقشههای دشمن را نقش بر آب کرده و متوهّمان را از خواب بیدار کنند. اما آنچه امروز عصر در تهران رخ داد، چیزی فراتر از حماسههای ماندگار پیشین و در یک کلمه، یوماللهی بینظیر بود. مردمی که در یک دست قرآن به دست داشتند و در دست دیگر پرچم مقدّس کشور خود را، از هر کوی و برزن این شهر بزرگ، قطره قطره باریدند و در مرکز شهر سیل شدند، سیلی که غبارها را فرونشاند و دلها را آرام کرد. این حضور تاریخی و حماسه محدود به پایتخت نبود و میلیونها تن از مردم نجیب و شریف ایران در صدها شهر کوچک و بزرگ دیگر نیز به میدان آمدند تا بگویند: «این صدای ملّت ایران است»، صدایی رسا که سه مخاطب داشت:
مخاطب نخست تروریستهایی بودند که در چند روز گذشته با سوءاستفاده از فضای به وجود آمده و برخی تجمّعات در کشور، اعتراض را به آشوب تبدیل کردند و آشوب را به تروریسم کور. و در این میان، چه جنایتها که نکردند. حماسه ۲۲ دی مردم ایران پیامی واضح و روشن به این تروریستهای داعشی داشت، حافظان امنیّت ملّت به پشتیبانی این ملّت شما را بر سر جای خود خواهند نشاند. ماهیّت این تروریستهای داخلی و همدستان خائن و خارجنشین آنها که درپی سوءاستفاده از مصائب و مشکلات تودههای مردم هستند، امروز بیش از همیشه آشکار شده است.
مخاطب دوم این حماسه که مهمتر از دسته اول است، اربابان خارجی این تروریستها هستند. همان آمریکا و رژیم صهیونی که ۷ ماه پیش بیواسطه وارد میدان شدند و از ایران سیلی خوردند و این بار مزدوران خود را به میدان فرستادند تا طرحی دیگر دراندازند و به اهداف شوم خود -از تسلّط بر کشور و غارت منابع آن گرفته تا تکه تکه کردن آن- برسند. ملّت ایران به کارگردانان اصلی و خارجی این غائله فهماندند که علیرغم تمام اختلاف سلایق و گلایههای بحق، در معرکههای خطیر پای کار ایرانند و نه با تهدیدها مرعوب میشوند و نه با وعدههای خیالی، خام.
و اما سومین مخاطب این سیل خروشان ملّی، مسئولین کشور هستند. مسئولینی که در هر پست و مقامی، باید قدردان حضور دشمنشکن این ملّت شریف و بزرگ باشند و با مدیریّت عالمانه و کار جهادی، در خدمت به آنان و رفع مشکلاتشان بجد بکوشند. حماسه ۲۲ دی شبیه عصای موسی کلیمالله بود که سحر ساحران را بلعید و فرعون و عمّالش را تا مرز جنون عصبانی خواهد کرد. حماسهای که تنها سه روز پس از این جمله رهبر معظّم انقلاب روی داد: «انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۹

