1404/10/09
سرمقاله شماره ۱۹۲ روزنامه صدای ایران
این دیوار سفت است!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و نود و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محمدعلی علیزاده تقدیم شده است.
صد و نود و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محمدعلی علیزاده تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
این دیوار سفت!
رئیسجمهور آمریکا در دیدار دوشنبه شب با نخستوزیر رژیم صهیونیستی بار دیگر تهدیداتی را علیه ایران مطرح کرد. البته این نخستینبار نیست که پس از جنگ ۱۲روزه ترامپ زبان به تهدید میگشاید. این تهدیدات را میتوان و باید از چند منظر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. نیروهای مسلح کشورمان حتی در صورت عدم وجود تهدید علنی، در هوشیاری کامل به سر برده و با استفاده از تجربیات جنگ ۱۲روزه به کار خود مشغول هستند. اموری که نیاز به صحبت درباره جزئیات آن نیست.
رفتارشناسی دشمن نشان داده است در فریبکاری، خباثت و جنایت هیچ حد و مرزی نمیشناسد و عقل و تدبیر حکم میکند نیروهای نظامی و مدافعان وطن، در برابر چنین دشمنی باید هر سناریویی را در نظر گرفته و برای مواجهه با آن برنامه داشته باشند، که چنین نیز هست.
از منظری دیگر باید این تهدیدات را در ادامه سیاست قلدرمآبانه دولت آمریکا دید. سیاستی که سعی دارد با فضاسازی، عملیات روانی و رسانهای و مواضع تند و تهدیدآمیز سایه جنگ را بر سر کشور سنگین کرده و از این طریق بر افکار عمومی و حتی شرایط روانی اقتصاد کشور اثر بگذارد.
آمریکا به همراه سگ دستآموز خود در منطقه، شش ماه پیش کارت نظامیگری را رو کردند و به دیوار سفت و سختی خوردند. آنها اینک بهتر از هر کسی این واقعیت را میدانند که اقدام نظامی برای آنان هزینه سنگینی دارد و به دلایل مختلف که خارج از موضوع این نوشتار است، هزینه حماقت بعدی قابل مقایسه با حماقت پیشین نیست.
هیئت حاکمه آمریکا اگر از اندک عقل و تدبیری برخوردار بود باید میدانست که با ملّت ایران نمیتواند و نباید با زبان زور و تهدید سخن بگوید. این تهدیدات پیش و بیش از هر چیز ماهیت و اهداف واقعی واشنگتن را آشکار میکند و آتش زدن به تمام ادعاهای دروغینی است که طی چند دهه سعی کردند به افکار عمومی قالب و دشمنی خود با مردم ایران را پشت شامورتیبازیهایی همچون حقوق بشر و حمایت از آزادی بیان و زنان و امثالهم پنهان کنند.
همانطور که مسئولان ارشد کشور، یکصدا در پاسخ به این تهدیدات اعلام کردند که تجاوز، پاسخی شدیدتر از قبل خواهد داشت، مردم نیز هراسی از چنین لفاظیهایی ندارند و تنها نتیجه این گندهگوییها، افزایش و تعمیق نفرت از این جرثومههای جنایت است. طرح چنین سخنانی در شرایط فعلی بیش از هر چیز نشاندهنده حماقت دشمنان مردم شریف ایران است.
این تهدیدات ابلهانه و بیشرمانه، سویه دیگری نیز دارد که نباید از آن غافل شد؛ ما در دنیایی زندگی میکنیم که علیرغم همه پیشرفتها و ادعاها بیشتر شبیه جنگل است. قوی بودن و قویتر شدن در چنین جنگلی یک انتخاب نیست، لازمه بقاست.

