1404/08/17
پیام قاطع امام به فرستادگان کارتر چه بود؟
شکست تاریخی آمریکای کارتر

چندماه پس از تسخیر لانه جاسوسی، آیتالله خامنهای در روز دوشنبه ۲۵ فروردینماه ۱۳۵۹ از وضعیت بازداشتشدگان لانه جاسوسی بازدید کرده و با تعدادی از آنها به گفتوگو پرداختند. در آن مقطع، ایشان نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع، عضو شورای انقلاب، امام جمعه تهران و نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بودند.در این دیدار، یکی از کارمندان سفارت آمریکا که به زبان فارسی تسلط داشت، در پاسخ به احوالپرسی رهبر انقلاب، با لحنی طعنهآمیز گفت: «شرایط خوب است، اما چون ایرانیها مهماننواز هستند، از ما میخواهند که بیشتر اینجا بمانیم، ولی میخواهیم از اینجا برویم؛ تعارف زیادی هم خوب نیست.»
آیتالله خامنهای در پاسخی هوشمندانه و دقیق خطاب به وی فرمودند: «اتفاقاً هیچکدام از دانشجویان و ملت ایران دوست ندارند شما در ایران بمانید و همه مایلاند که شما هرچه زودتر از ایران بروید؛ اما حاکمان مستبد آمریکا باید ضمن تحویل شاه به ملت ایران، زمینه آزادی شما را فراهم کنند.» این پاسخ کوتاه، بازتابی از منطق عزتمندانه ملت ایران و تأکیدی بر ماهیت ضداستکباری حرکت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود.
در همین راستا، امام خمینی رحمهاللهعلیه نیز در جریان تسخیر لانه جاسوسی، دستور صریحی مبنی بر عدم مذاکره با فرستاده ویژه جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا صادر کردند. این تصمیم تاریخی، نقطه عطفی در تثبیت موضع عزتمدارانه جمهوری اسلامی در برابر قدرتهای استکباری به شمار میرود.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه سالروز دستور امام خمینی در مورد عدم مذاکره با فرستاده کارتر (۱۷ آبان ۱۳۵۸)، در گزارشی اجمالی جزئیات این تصمیم تاریخی و حکمتِ نهفته در تصمیم امام خمینیرحمهاللهعلیه را روایت میکند.
فرستادگان ویژه کارتر در راه ایراندر روزهایی که خبر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا جهان را در شوک فرو برده و دولت موقت ایران نیز استعفا داده بود، آمریکاییها در تکاپوی یافتن راهی برای گفتوگو با امام خمینی رحمهاللهعلیه برآمدند. واشنگتن میخواست از مسیر دیپلماسی پنهان، گره بحران گروگانگیری را باز کند و در این میان، «رمزی کلارک»، وزیر پیشین دادگستری آمریکا که پیشتر در پاریس با امام دیدار کرده بود، گزینه مناسبی برای این مأموریت تشخیص داده شد. در کنار او «ویلیام میلر»، رئیس وقت کمیسیون اطلاعاتی سنای آمریکا و فردی آشنا با زبان فارسی، بهعنوان همراه انتخاب شد.(۱)
ابتکار این مأموریت از کاخ سفید و با پیشنهاد زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، شکل گرفت؛ کمیتهای ویژه برای رسیدگی به ماجرای سفارت تشکیل شد و تصمیم بر آن بود که دو فرستاده، بهصورت محرمانه راهی ایران شوند تا شاید بتوانند با رهبر کبیر انقلاب اسلامی مستقیماً وارد گفتوگو شوند. محرمانه بودن این سفر برای آمریکاییها اهمیت فراوانی داشت؛ چرا که در صورت مخالفت امام، دولت کارتر بیش از پیش در برابر افکار عمومی جهان تحقیر میشد.
بهدنبال تماس تلفنی «هنری پرکت»، مسئول امور سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در تهران با آیتالله بهشتی، از اعضای شورای انقلاب، این موضوع در سطح داخلی نیز مطرح شد. دکتر بهشتی با تدبیر و متانت همیشگی خود پاسخ داد که مسئله باید نخست در شورای انقلاب بررسی شود و تنها در صورت موافقت جمعی، پاسخی رسمی به آمریکاییها داده خواهد شد. هنوز مقدمات این سفر به سرانجام نرسیده بود که امام خمینی، در ۱۶ آبان ۱۳۵۸، با پیامی قاطع و تاریخی، تکلیف را روشن کردند. در این پیام خطاب به شورای انقلاب و مسئولان دولتی، امام تصریح فرمودند:
«از قرار اطلاع؛ نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم میدانم متذکر شوم دولت آمریکا که با نگهداری شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفی دیگر آنطور که گفته شده است، سفارت امریکا در ایران محل جاسوسی دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامی است، لذا ملاقات با من بههیچوجه برای نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این: ۱. اعضای شورای انقلاب اسلامی بههیچوجه نباید با آنان ملاقات نمایند. ۲. هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند. ۳. اگر چنانچه آمریکا، شاه مخلوع این دشمن شماره یک ملت عزیز ما را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است باز است.»(۲)
میانجیگران در بنبستپس از تسخیر لانه جاسوسی، دولت جیمی کارتر در آمریکا دچار سردرگمی و درماندگی سیاسی بیسابقهای شد. رئیسجمهور ایالات متحده که مدعی رهبری جهان آزاد بود، در برابر اراده ملت ایران و قاطعیت رهبری انقلاب اسلامی، کاملاً ناتوان ماند. کارتر در اوج استیصال، نامههایی پیاپی به رهبران کشورها و شخصیتهای جهانی نوشت و از آنان خواست در ماجرای گروگانها میانجیگری کنند؛ اقدامی که نشان از فروپاشی هیبت سیاسی آمریکا در برابر انقلاب نوپای ایران داشت. این تلاشها راه به جایی نبرد. امام خمینی رحمهاللهعلیه در موضعی استوار، هیچیک از میانجیگران را به حضور نپذیرفتند و تصریح کردند تا زمانی که آمریکا به پشتیبانی از شاه مخلوع و اقدامات جاسوسی خود ادامه میدهد، گفتوگویی در کار نخواهد بود.
در میان میانجیگران متعدد، تنها فرستاده ویژهٔ پاپ ژان پل دوم بود که به دلیل جایگاه معنوی رهبر کاتولیکهای جهان، اجازه دیدار با امام را در ۱۹ آبان ۱۳۵۸ یافت. پیش از او یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، همراه با دو تن از مسئولان این سازمان، در ۱۶ آبان به ایران آمدند تا برای آزادی گروگانها میانجیگری کنند، اما دیدگاه و مواضع امام خمینی رحمهاللهعلیه تغییری نکرد و دانشجویان پیرو خط امام نیز از ملاقات با آنان خودداری کردند.(۳)
از سوی دیگر، رمزی کلارک و ویلیام میلر، دو نماینده اعزامی کارتر، پس از آنکه خبرنگار شبکه آمریکایی CBS خبر سفر محرمانهشان را افشا کرد، ناچار شدند در استانبول توقف کنند و منتظر پاسخ ایران بمانند. با پیام صریح امام مبنی بر رد هرگونه مذاکره فوری با آمریکاییها و تعیین پیششرطهای مشخص از جمله تحویل شاه و پایان جاسوسی علیه ملت ایران، امیدها برای دیدار با امام بهکلی از بین رفت. فرستادگان کارتر پس از چند روز اقامت بیثمر در ترکیه، بیآنکه موفق به ملاقات یا مذاکرهای شوند، ناامیدانه به واشنگتن بازگشتند.(۴)
نقطه بیبازگشت در حالی که بحران گروگانگیری هر روز ابعاد تازهای پیدا میکرد، در واشنگتن فضای ابهام و اضطراب حاکم بود. «سایروس ونس»، وزیر خارجه وقت آمریکا، در خاطرات خود با لحنی آشکار از ناآگاهی و درماندگی سیاستمداران آمریکایی یاد میکند: «به طور کلی، اطلاعات ما از نیروهای متخاصم در صحنه سیاسی آن روز ایران، محدود بود؛ ولی این را میدانستیم که تنها قدرتی که میتواند گروگانهای ما را از بند برهاند، خود آیتالله خمینی است. به همین جهت، روز پنجم نوامبر به پرزیدنت کارتر توصیه کردیم که نماینده ویژهای نزد آیتالله خمینی بفرستد. با جلب موافقت کارتر، رمزی کلارک و ویلیام میلر، روز ششم نوامبر با یک هواپیمای نظامی آمریکا عازم تهران شدند. مأموریت کلارک و میلر، آخرین شانس ما برای حل سریع مسئله گروگانها بود. با خودداری آیتالله خمینی از پذیرفتن فرستادگان ویژه رئیسجمهور آمریکا، آشکار شد که برای آزاد ساختن گروگانها راهی سخت و طولانی در پیش داریم؛ ولی بدبینترین اشخاص هم نمیتوانستند پیشبینی کنند که راه ما آنقدر وحشتناک و طولانی و صعبالعبور خواهد بود.»(۵)
این موضع قاطع، در نگاه نیروهای انقلابی، نشانه ایستادگی در برابر آمریکا و دستوری آشکار برای اقدامی انقلابی و قاطع تلقی شد. همانگونه که حاج احمد خمینی روایت میکند، امام خمینی رحمهاللهعلیه نخستین شخصی بودند که از اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تصرف لانه جاسوسی حمایت کرده و آن را واکنش طبیعی ملت ایران در برابر جنایات بیشمار آمریکا دانستند. امام در این دیدگاه تاریخی تصریح داشتند:
«به اسم سفارت آمریکا و اشخاصی که در آن بر ضد نهضت اسلامی ما توطئه نمودهاند، از احترام سیاسی - بینالمللی برخوردار نیستند. تهدیدات و تبلیغات دامنهدار دولت آمریکا بهقدر پشیزی نزد ملت ما ارزش ندارد نه تهدید نظامی او عاقلانه است و نه تهدید اقتصادی او واجد اهمیت. ملت ایران بهپاخاسته که نگذارد این لانههای جاسوسی در ایران به عمل ننگین خود ادامه دهند و تا استرداد محمدرضا پهلوی، برای محاکمه و استرداد آنچه به یغما برده است، این لانه جاسوسی و آن جاسوسان حرفهای به حال خود باقی خواهند ماند.»(۶) با انتشار این مواضع و حمایت قاطع رهبر انقلاب، دیگر تردیدی باقی نماند که تسخیر لانه جاسوسی حرکت خودجوش دانشجویی ساده نبود و تبلور اراده ملت ایران در برابر سلطهطلبی آمریکا بود.
شکست همهجانبه آمریکابا گذشت چند هفته از تسخیر لانه جاسوسی، دولت آمریکا که همه راههای دیپلماتیک را آزموده بود، به نهادهای بینالمللی هم متوسل شد. واشنگتن طی نامهای رسمی به شورای امنیت سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران را به «توهین غیرقابل اغماض» و «نقض مقررات بینالمللی» متهم کرد و خواستار محکومیت ایران و اعمال تحریمهای اقتصادی شد. شورای امنیت نیز پیشنویس قطعنامهای در اینباره تهیه کرد، اما با مخالفت اتحاد جماهیر شوروی، این قطعنامه به تصویب نرسید و ضمانت اجرایی پیدا نکرد. همچنین مقامات آمریکایی، پروندهای علیه ایران در دیوان بینالمللی دادگستری مطرح کردند. در ۲۴ آذر ۱۳۵۸ دیوان بینالمللی دادگستری رأی نهایی خود را صادر کرد و همانطور که انتظار میرفت، رأی علیه ایران بود؛ پانزده قاضی، ایران را محکوم و خواستار آزادی گروگانها شدند.(۷)
در ادامه نیز، جیمی کارتر در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ با صدور دستوری رسمی، روابط سیاسی و بازرگانی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را قطع کرد. او در سخنان خود دولت ایران را مسئول بحران معرفی کرد و از مصادره اموال و داراییهای ایران در آمریکا خبر داد. علاوه بر این صدور ویزا برای شهروندان ایرانی متوقف و تمامی ویزاهای پیشین نیز باطل اعلام شد.
در پی ناکامی فشارهای سیاسی و اقتصادی، کاخ سفید در آخرین گام به گزینه نظامی روی آورد. به پیشنهاد برژینسکی، مشاور امنیت ملی، طرحی برای عملیات نجات گروگانها در خاک ایران تهیه شد؛ اما این اقدام که در پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ با دستور مستقیم کارتر آغاز شد، در صحرای طبس به شکستی خفتبار انجامید. طوفان شن، هلیکوپترهای آمریکایی را زمینگیر کرد و هشت نظامی ایالات متحده در آن واقعه کشته شدند.(۸) حادثه طبس نمادی از شکست نظامی آمریکا و نشانهای روشن از حمایت الهی از انقلاب اسلامی ایران بود؛ همان واقعهای که امام خمینی رحمهاللهعلیه دربارهاش فرمودند: «شنها ساقط کردند، شنها مأمور خدا بودند.»(۹)
پیامدهای داخلی و خارجی تسخیر لانه جاسوسیتسخیر سفارت ایالات متحده در تهران نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به شمار میرفت که تحولات عمیقی را در عرصههای داخلی و خارجی رقم زد. از منظر داخلی، این رویداد بهتدریج به پایان دوران حاکمیت جریانهای لیبرال و میانهرو انجامید. درحالیکه دولت موقت نگران پیامدهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ماجرا بود و بر حل آبرومندانه بحران تأکید میکرد، امام خمینی رحمهاللهعلیه و حامیان خط امام با صراحت اعلام کردند که «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»(۱۰) و بر بهرهگیری حداکثری از این فرصت برای تثبیت استقلال و هویت انقلاب اسلامی پای فشردند.
در نتیجه این رخداد، زمینه برای استقرار و تثبیت کامل نظام جمهوری اسلامی فراهم شد و گروهها و جریانهایی که در ادعای مبارزه با امپریالیسم صداقت نداشتند، چهره واقعی خود را آشکار کردند. تسخیر لانه جاسوسی باعث تمرکز و همگرایی نیروهای انقلابی و وفادار به امام شد و کشور را از تشتت سیاسی دوران گذار رهایی بخشید. همچنین این واقعه موج تازهای از روحیه ضداستکباری را در جامعه برانگیخت و ملت ایران را در برابر توطئههای نظام سلطه جهانی متحد ساخت.
در عرصه بینالمللی نیز پیامدهای این اقدام بهمراتب ژرفتر بود. تسخیر سفارت، به تعبیر خود مقامات کاخ سفید، به تحقیر تاریخی آمریکا انجامید؛ واژهای که آنان بارها در خاطرات خود به کار بردند.(۱۱) ناتوانی دولت آمریکا در مدیریت بحران، اختلافات داخلی کابینه و سردرگمی مداوم کاخ سفید، نشانهای از فروپاشی هیمنه ابرقدرتی بود که سالها خود را مسلط بر سرنوشت ملتها میدانست.
برخلاف تلاش گسترده آمریکا برای منزوی ساختن جمهوری اسلامی، این رخداد سبب شد تا ایران و انقلاب اسلامی در مرکز توجه افکار عمومی جهان قرار گیرند.
در گزارشها و خاطرات مقامات کاخ سفید آمده است که در طول ۴۴۴ روز بحران، هر صبح با اخبار تازهای از تهران بیدار میشدند و هر شب، مأیوس از یافتن راهحلی، به خواب میرفتند.(۱۲) تسخیر لانه جاسوسی در نهایت، نمادی از ایستادگی ملت ایران و فروپاشی اقتدار پوشالی آمریکا بود؛ رخدادی که مسیر انقلاب اسلامی را در جهت استقلال کامل و عزت ملی استوار ساخت.
(۱ سجادیپور، هادی (۱۳۸۸). ایران پنجاه و دو آمریکا صفر. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۸۵.
(۲ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج ۱۰، تهران: نشر عروج، ص ۴۹۱.
(۳ ایران پنجاه و دو آمریکا صفر. ص ۸۸.
(۴ ایران پنجاه و دو آمریکا صفر. ص ۸۶.
(۵ برژینسکی، زبیگنیو؛ ونس، سایروس (۱۳۶۲). توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: هفته، ص ۷۱.
(۶ صحیفه امام خمینی، جلد ۱۱، ص ۵۴
(۷ فوزی تویسرکانی، یحیی (۱۳۸۵). تحولات سیاسی-اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران (۱۳۸۰-۱۳۵۷)، ج ۱، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ص ۵۸۱-۵۸۲.
(۸ بهداروندیانی، غلامرضا (۱۳۹۸). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی - جلد ۱ - از پیروزی انقلاب تا تصرف سفارت آمریکا. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۳۴۹.
(۹ صحیفه امام خمینی، جلد ۱۲، ص ۳۸۰
(۱۰ صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰، ص ۵۱۶
(۱۱ سایروس ونس و زبیگنیو برژنیسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته،۱۳۶۲، ص ۶۹؛ Kasra Naji, Ahmadinejad: The Secret History of Iran's Radical Leader, University of California Press,۲۰۰۸, p۲۱.
(۱۲ تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی...، ص ۳۵۱.
