1383/08/08
دیدار شاعران ۸۳ | شعرخوانی مهرناز آزاد

در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. مهرناز آزاد از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
باور نمیکنیم فراوانیات گذشت
آن صبح خوب و روشن و نورانیات گذشت
باور نمیکنیم که با این تب عطش
از فصل ما سخاوت بارانیات گذشت
باور نمیکنیم که از دست رفتهای
ما با وجود خوب تو پیوند خوردهایم
ما با تمام خویش سحرگاهِ یک نماز
عشق تو را به نام تو سوگند خوردهایم
در این فضای سادۀ دنیای سبز ما
باغی اگر که هست تو آن را دمیدهای
در طرح این حیات به سمت خدا و عشق
نقشی اگر که هست تو آن را کشیدهای
ای خوب جاودانه پس از کوچ سبز تو
ما ماندهایم و زمزمۀ آسمانیات
ما ماندهایم و این همه فریاد التماس
ما ماندهایم و خاطرۀ مهربانیات
از رفتن تو با عطش و التماس و درد
دیدی که یک قبیلۀ عاشق ترانه ساخت
تاریخ از ورق ورق اشکهایشان
یک داستان تلخ، ولی عاشقانه ساخت
ای خوب جاودانه به یادم همیشه هست
با تو من و بهار به هم آشنا شدیم
در سرزمین بیخبران همیشه کور
با تو من و شعور به هم مبتلا شدیم
امروز اگر میان من و عشق حرمت است
چشمان مهربان تو آن را سروده است
پیش از تو در کویر دل بتپرست من
چیزی به نام عشق و محبّت نبوده است
رفتی ولی هر آنچه که بعد از تو مانده است
سبز است تا چکیدهای از ریشههای توست
اندیشۀ تمامی آنها که عاشقند
لبریز از اصالت اندیشههای توست
