1383/08/08
دیدار شاعران ۸۳ | شعرخوانی محمد سلمانی

در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. محمد سلمانی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من
بغضی میان حنجره جا مانده بود و من
از آن همه غریو غرور پلنگیام
یک دره انعکاس صدا مانده بود و من
در خانهای که آینه حسی سهگانه داشت
ابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من
هم آب توبه بود در آن خانه، هم شراب
اخلاص در کنار ریا مانده بود و من
آنجا که پلک پنجره را خواب بسته بود
انبوه گیسوان رها مانده بود و من
بت بود یا خدای پرستش... کدام یک؟
حیرت به چشم قبلهنما مانده بود و من
تا شیشۀ مشبک پرهیز بشکند
سنگی در آستین خطا مانده بود و من
ابلیس با خدا به تفاهم نمیرسید
تردیدها و دغدغهها مانده بود و من
میرفت دل به وسوسه اما هنوز هم
یک پرده از حریر حیا مانده بود و من
فردا که آن فرشتۀ معصوم رفته بود
ابلیس با هزار چرا مانده بود و من
