1383/08/08
دیدار شاعران ۸۳ | شعرخوانی محمدحسین بهجتی اردکانی (شفق)

در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. محمدحسین بهجتی اردکانی (شفق) از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
تو را من دوست میدارم که میفهمی محبّت را
به جا میآوری شرط صفا و انس و الفت را
تو را من دوست میدارم که میخوانی ز چشمانم
حدیث محنتم، شور نشاطم، موج حسرت را
تو میخوانی ز چشمم صد حکایت از جوانیها
و من میخوانم از چشم تو تنهایی و غربت را
تو را من دوست میدارم که میآری به یاد من
شباب رفته را، آغاز شیرین رفاقت را
تو را من دوست میدارم که با ناز نگاه خود
دوباره میبری بر عرش این محبوس غفلت را
خوش آن یاری که یاران را به پیری باز جان بخشد
کند با مهربانی تازه پیمان مودّت را
غلام آن جوانمردم که یاران قدیمش را
به یاد آرد، نشوید از دل انوار عنایت را
محبّت بادهای باشد بهشتی، سکر او دائم
فرامش کی کند مست محبّت حق صحبت را
برو جانا گزین یاری که دیدارش برد از دل
غبار خستگی، زنگار اندوه و ملالت را
چو او را بنگری افتی به یاد شاهد هستی
دلارامی که بگشاید به رویت باب رحمت را
برآرد از دلت عشق مجازی، مهر بیمهران
برویاند به جانت ریشۀ عشق حقیقت را
دریغا طی شدم هفتاد سال از عمر و گم کردم
به گرداب هوسها گوهر پاک کرامت را
مکن بازی در آتش چون «شفق» زیرا که میترسم
بسوزانی در این آتش بهشت سبز عصمت را
تو گر خواهی نشاط جاودان جانا غنیمت دان
محبّت را، محبّت را، محبّت را، محبّت را
